نامه‌ی واحد هانوفر جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

دوستان عزیز شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران،

پس از انتشار “اطلاعیه” در ارتباط با درز خبر “مقدمات مذاکره” چهار حزب کردی با نمایندگان جمهوری اسلامی در اروپا به نام “جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران”، نهاد محلی جدل در هانوفر آلمان “تجمع برای جمهوری، آزادی و عدالت اجتماعی (تبجا)”  به منظور ایجاد ارزیابی از این اقدام، نشست فوق العاده ای را  در تاریخ ۷ اگوست از ساعت ۱۹ تا ۲۱:۳۰ بر گزار کرد. حاضران در نشست:

شکیبا، فری(تلفنی)، ابراهیم، نواز، ناصر، خسرو، اصغر، احسان، علی. مانی به علت مسافرت نتوانست در نشست شرکت کند، قادر اگر چه از دیدگاه نظری خود را جزئ جدل می داند و چه از نظر مالی وچه در اکسیونها همراه و همیار است، ولی خود را عضو جدل نمی داند و در جلسات گفتگو شرکت نمی کند. این امر در مورد سرور نیز صادق است.

قابل تذکر است که متن اولیه نامه سرگشاده در نشست تبجا در روز یکشنبه ۲۵ آگوست (ساعت ۱۴:۳۰ تا ۱۶:۴۵) با حضور (ابراهیم، احسان اصغر، خسرو، شکیبا، علی، مانی، ناصر، نواز) مورد بررسی و تبادل نظر قرارگرفت و قرار بر این شد که پس از وارد کردن اصلاحات لازم توسط شکیبا و نواز، نامه با امضا موافقان آن و تحت نام تجمع برای جمهوری، آزادی و عدالت اجتماعی – تبجا” نهاد محلی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران(جدل) در هانوفر، به اطلاع شورای هماهنگ و سایر همراهان جدل رسانده شود. باید اشاره کنیم که متن این نامه مورد توافق دو نفر از دوستان تبجا در هانوفر(علی طبیعت و مانی شیرازی) نیست.

در نشست تبجا، ما در یک گفتگوی مشترک به دلایل متعدد (چه از جنبه ساختاری و چه از نظر محتوا) بیانیه صادر شده با امضای جدل را مغایر با قرار و پیمان های رایج در ج.ج.د.ل.ا. می دانیم و بر این تأکید داریم که امضای جدل باید رسمن از زیر این بیانیه برداشته شود! همچنین باید روشن شود که این بیانیه تحت چه مجوز و یا اصول ساختاری به نام جدل منتشر شده است؟ چگونه تمامی حقوق ارگان های کار در جدل (شورای هماهنگی، گروه کار ارتباطات و سیاسی) از آنها سلب شده و تصمیم گیریهای سیاسی و ساختاری به شیدان وثیق و انور میرستاریواگذار شده است!!؟

تبجا ادامه فعالیت های آتی خود را به عنوان نهاد محلی جدل، به روشن شدن مسائل فوق موکول می کند!

در زیر نقطه نظرات تبجا را در این مورد به  تفصیل برای آگاهی و داوری سایر همراهان جدل ارائه می دهیم:

نامه سر گشاده به شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات  ولائیک ایران

 با توجه به سند ساختار می دانیم که در غیاب گردهمائی سراسری تنها نهاد و ارگان موجه تصمیم گیری در ج.ج.د.ل.ا شورای هماهنگی است. با این حال به علت اختلاف نظرهای موجود در شورای هماهنگی و گروهای کاری نسبت به واکنش درخور به این خبر،  شورا تصمیم گرفت که در بحث نشست ماهانه شورا با استفاده از خرد جمعی از طریق مشورت با سایر همراهان با ملاحظه پیشنهاد ها از جمله طرح پیشنهادی شیدان وثیق، تصمیم نهائی خود را در این مورد اتخاذ کند. بنا به بند 3- 2-7 سند ساختار “شورای هماهنگی هر ماه نشستی مجازی  با همراهان برگزار می کند تا نسبت به رویداد های سیاسی، ملی وبین المللی…. واکنشی که باید نشان داد، از آنان نظر خواهی کند. در صورت تشخیص لزوم انتشار بیانیه، گروه کار سیاسی با توجه به تمایلات و اظهار نظر همراهان حاضر در نشست، متن را تدوین و به شورای هماهنگی ارائه می دهد. شورای هماهنگی می تواند در آن تغییرات و تصحیحاتی را که لازم می داند وارد کرده وبیانیه را به نام شورای هماهنگی انتشار دهد.” گرداننده نشست ماهانه همراهان جدل در تاریخ ۲۸ ژوئیه  که مسئول دوره های متعدد گروه کار ساختار ومفسر همیشگی این سند محسوب می شود در آخرین لحظات جلسه ماهانه، ارسال پیش نویس تغییر و تصحیح شده به دلخواه شیدان وثیق را پیشنهاد میکند وبدون بحث و نتیجه گیری در مورد پیشنهادها در فردا روز این پیش نویس برای همراهان تحت عنوان “دعوت به همه پرسی   ”  برای 27 نفر”همراه” برای رائ گیری – البته با این تذکر که بدون اظهار نظر وتنها با اعلام موافق یا مخالف و ممتنع، وگر نه رائ گیری باطل خواهد بود، فرستاده می شود. با آگاهی از این واقعیت که راهکارهای متعدد ومتفاوتی نسبت به اتخاذ موضع ج.ج.د.ل.ا. چه در میان ۹ نفرهمراه حاضر در نشست  ماهانه و همچنین دربین اعضای شورای هماهنگی و گروه های کاری کما کان وجود دارد. همانطور که در بالا اشاره شد، روند شکل گیری یک اعلامیه در جدل همیشه چنین بوده که متنی از طرف یک همراه و یا از طرف گروه سیاسی به شورای هماهنگی پیشنهاد می شده است، شورای هماهنگی براساس این پیش نویس جلسه پالتاکی ماهانه با همراهان را تدارک می دیده و گروه سیاسی طبق اسناد جدل مسئول جمع بندی نظرات همراهان در پالتاک و ارائه آن به شورای هماهنگی می بوده است. در حرکت کنونی بعد از بحث حول اعلامیه پیشنهادی در پالتاک،  شیدان وثیق که اعلامیه را پیشنهاد کرده بود خود نیز با همکاری مسئول ارتباطات جدل اعلامیه را تکمیل و برای همه پرسی به گونه ای استثنایی خارج از چارچوب اسناد و توافقات در جدل می فرستند. جدا از صحت و سقم آمار “رأی گیری” بکارگیری چنین روش‌هایی فاصله گرفتن از ساختار جدل و استفاده از روش‌هایی است که روابط انسانی و برابرحقوقی و همچنین  نظم درونی ما و ساختار کاری مورد توافق در جدل را با مشکل جدی روبرو کرده است. به باور ما به کار گیری اینگونه شیوه ها برای جا انداختن نظر فردی، تنها می تواند به قیمت خدشه دار شدن ارزش های مورد توافق تا کنونی جمعی و تهی سازی مضمون مبارزات دموکراتیک تمام شود و به بستری برای تبدیل جدل به یک فرقه سیاسی مانند دیگر فرق تبدیل گردد. در چنین ‍روابطی بی اعتمادی به تدریج به بی اعتباری  پیمان ها کشیده شده و نهایتن به باز سازی فرهنگ و مناسبات  شبان رمه ای منجر خواهد شد که  عملن نتیجه ای جز افول حیات پویای سیاسی نخواهد داشت. از اینرو استفاده از این شیوه ها را مردود می دانیم و هشدار می دهیم که روآوری به این شگردهای کهنه ثمره ای جز از هم پاشی پیوند ها و همکاری های صمیمانه تا کنونی ما نخواهد داشت. ما با تائید بر این اصل که توافق، گوهر و ذات دموکراسی ست باید اضافه کنیم که توافق آگاهانه را هرگز نمی توان از دستگاه رأی کشی و “اکثریت” سازی به دست آورد. ما هم رائی واقعی را حاصل گفتگو، رد وبدل نقطه نظرات مستدل به منظور ایجاد تفاهم مشترک می دانیم که پایه و اساس هر گونه توافق آگاهانه می باشد. اطلاعیه  به عکس  نه دست آورد گفت و گوی اقناعی و نه در بر گیرنده نقطه نظرات و انتقادهای به حق و ضروری به کژراهی احزاب کرد بود. گرچه “اطلاعیه” تلویحا به احزاب کردی اشاره دارد اما نوک تیز حمله به سوی پروژه همکاری نیروها وجریان های سیاسی جمهوری خواه دموکرات ولائیک  تحت نام “همبستگی برای آزادی وبرابری در ایران” است. حمله اطلاعیه بیشتر متوجه همکاری و همیاری بی سابقه نیروهای سراسری و منطقه ای می باشد که در تاریخ مبارزات اخیر مردمان ایران بالقوه می تواند بسترمبارزاتی مناسبی را برای پیوند خواست ها و مطالبات مردمان ایران و جنبش های اجتماعی دموکراتیک سراسری فراهم کند و همزمان ابزاری در خدمت باز دارندگی و تضعیف قوم گرائی  و ملت پرستی های افراطی قرار گیرد و گامی هر چند کوچک در راستای همگرائی و همزیستی دموکراتیک، آزادی خواهانه و عدالت طلبانه مردمان سر زمین مشترکمان در فردای براندازی نظام جمهوری اسلامی در ایران بردارد.

با اینکه “اطلاعیه” چندان مورد اعتنا  قرار نگرفت و پژواک چندانی نیافت اما شوربختانه به جایگاه ج.ج.د.ل.ا.  در پهنه سیاسی صدمه وارد کرد و دوستی ها و صمیمیت ها ی درونی همراهان را به شدت آسیب پذیر نمود و بی اعتمادی را جایگزین اعتماد ساخت. در ماه های گذشته فضای حاکم در جدل ما را در پیشبرد فعالیت های مشترکمان باز داشته و به نظر می رسد که روح همکاری و همیاری به مثابه کار مایه مبارزه سیاسی جای خود را به کار شکنی ها و خصومت ها داده است. دوستان، ما عمیقن بر این باوریم که مشارکت در مبارزه سیاسی نیازی به   لفاظی های رادیکال ندارد.

تجارب مبارزات گوناگون مردمان جهان به ما می آموزد که پیشبرد مبارزه و دستیابی به اهداف سیاسی از راه های مختلف می گذرد و شیوه ها و راهکارهای متنوعی را می طلبد. نیرو های سیاسی از هر نحله، به رغم اشکال و نگاه متفاوت و برنامه های مختلف، بنا به ارزیابی های ویژه خود از شرایط حاکم راهکارهای لازم و مناسب برای پیشبرد مبارزات خود را با توجه به کم و کیف اوضاع مستقلن انتخاب می کنند. تنها در چارچوب همکاری هاست (چه به صورت مقطعی و چه به صورت پایدار) که این نیرو ها وجریان های سیاسی بر اساس اصول ومبانی و پیمان و قرارهای مورد توافق در همکاری، الزامن محدودیت هائی را پذیرا می شوند. مادام که این اصول وارزش ها و میثاق و پیمان ها به عنوان پایه و اساس همکاری برجا بمانند، اختلافات ومنازعات از طریق گفتگو و بر مبنای قرارهای آئین نامه ای قابل بحث و حل اند. بنا براین احزاب کردی که در جهت تحقق خواست های مردم کردستان در ایران مبارزه می کنند در هر سطحی و با هر شکلی که سیاست های خود را به پیش ببرند تا آن زمان که این سیاست ها در چارچوب همکاری مشترک، منجر به نقض تفاهم نامه پروژه “همبستگی” نشود، مستقلن مسئول پیامد های رفتار سیاسی خویش اند. در سال های اخیر شاهدیم که با وجود تشدید سرکوب های بی سابقه جنبش های اجتماعی و مبارزان سیاسی – مدنی در ایران، در منطقه کردستان مبارزات از رشد کمی وکیفی قابل توجهی علیه جمهوری اسلامی برخوردار بوده و به رغم ملیتاریزه کردن این منطقه توسط نیروهای سرکوبگر سپاه، مبارزه دفاعی مسلحانه احزاب کرد از تکاپو نیفتاده و احزاب کرد در رشد اعتصا بات واعتراضات مردمی نقش فعال وچشم گیری داشته و دارند. این احزاب وسازمان ها با ایجاد همکاری و هماهنگی سیاسی – تشکیلاتی درون مرزی و برون مرزی و به پشتوانه تجربیات مبارزاتی طولانی، مورد توجه قدرت های جهانی و منطقه ای مخالف رژیم قرار دارند و در برنامه های استراتژیک این قدرت ها به حساب می آیند.

توسعه فساد، ورشکستگی مالی گسترش فقر و فلاکت وسیعترین اقشار و طبقات مردمی که ناشی از بحران های چند گانه حاصل ناکارامدی های ۴۰ ساله حاکمیت جمهوری اسلامی ست هم زمان  با تشدید فشارهای بیشتر تحریم ها به خصوص پس از خروج آمریکا از برجام، ناتوانی رژیم را در برابر چالش های موجود بیش از پیش به نمایش می گذارد. ادامه سیاست تنش زائی در منطقه همراه با تحریکات سپاه و سیاست های سلطه طلبانه آمریکا و قلدرمنشی های ترامپ و هم پیمانانش در منطقه،  زمینه مداخلات سیاسی تا حد درگیری های نظامی را مساعد تر ساخته و هر لحظه بیم آن میرود که این تحریکات باعث جنگ خانمانسوز دیگری در منطقه شود. شکست فاحش سیاست خارجی رژیم و انزوای بیش از پیش جمهوری اسلامی در جهان از یک سو و از سوی دیگر گسترش نارضائی های مردمی در اثر فقر و مسکنت در ابعادی فاجعه بار، هرگونه امیدی برای بهبودی اوضاع از درون رژیم را از بین برده است. نظام جمهوری اسلامی درمانده تر از هر زمان برای فرار از فروریزی با پناه بردن به تمامی حیله ها تلاش در تضعیف و توان مبارزاتی جنبش های اجتماعی و نیروهای سیاسی مخالف درایران را دارد. به خصوص نابودی و تلاشی صفوف مقاومت متشکل و منسجم مبارزات مردم کردستان به عنوان خطر بزرگ در غرب کشور. از اینرو حکومت مرکزی با طرح تدریس زبان مادری، برگزاری کنگره مشاهیر کرد، پیشنهاد مذاکره و….چنین وانمود می کند که گوش شنوائی برای مطالبات به حق مردم این منطقه پیدا کرده و می کوشد تا از این طریق با ایجاد تفرقه در میان نیروهای سیاسی کرد و مردم کردستان، جبهه مقاومت قاطع را علیه خود در هم شکند. در حالیکه ترور، اعدام، دستگیری فعالین سیاسی- مدنی، کشتار پیشمرگه های احزاب کرد، توپ باران مراکز و مقرهای این احزاب و به آتش کشیدن مناطق مسکونی بدون کم و کاست در دستور کار نیروهای سرکوب قرار دارد و روزانه در دست اجراست، این سیاست ترفند جدیدی نیست. دولت مرکزی و دست نشاندگانش در منطقه تلاش دارند که در کنار دشمنی وجنگ با مردم کردستان ژست آشتی جویانه را پیش گرفته و بدان تظاهر کنند. اما جنبش مقاومت کردستان در ایران و احزاب جمهوری خواه و دموکرات منطقه بنا به سابقه مبارزاتی علیه سلطه سلطنت و ۴۰ سال حاکمیت تمامیت خواه و تبعیض گرای جمهوری اسلامی، تجارب تلخ و ناکامی را پشت سر دارند و به روشنی به فقدان ظرفیت های دموکراتیک رژیم های سرکوبگر وغیر دموکراتیک در پاسخ به مطالبات مردم کرد آگاهند. آنها به خوبی می دانند که جمهوری اسلامی بنا به ماهیت مذهبی وخود کامه اش هیچگاه خواهان گفتگو برای پایان بخشیدن به منازعه بر سر مسئله کرد در ایران نیست. امروز هدف از طرح گفتگو برای رژیم کسب اطلاعات کافی پیرامون ارزیابی احزاب کردی از اوضاع حاکم بر منطقه و ایران است  و رصد کردن مواضع این احزاب در شرایط حاد و تشدید مداخله آمریکا و هم پیمانانش علیه جمهوری اسلامی است .بی تردید احزاب مخالف رژیم در کردستان به خصوص حزب دموکرات کردستان ایران در پی تجربیات متعدد و مذاکرات خسارت بار در گذشته به خصوص مذاکرات سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ به خوبی واقفند که جمهوری اسلامی از مواضع ضد بشری خود عقب نشینی نخواهد کرد وامتیازی به آنها نخواهد داد. نزدیکی و مانور مذاکرات رژیم با حملات اخیر به پایگاه های احزاب کردی در مناطق مختلف اقلیم کردستان در عراق، هشدار به احزاب کرد است که در صورت حمله نظامی امریکا، هر گونه همکاری و پشتیبانی کرد ها از این مداخله با حملات نابود کننده سپاه روبرو خواهد شد. بی شک حکومت اقلیم کردستان عراق در کشاندن احزاب کرد ایرانی به پای میز مذاکره بی نقش نیست . گزارش های متعدد حاکی از ترور تعدادی از اعضا وفعالین حزب های کرد ایران است که توسط عاملین رژیم جمهوری اسلامی در کردستان عراق به اجرا گذاشته شده است. ادامه سرکوب فعالان سیاسی – مدنی و مبارزین احزاب و جنبش های به حق علیه تبعیض قومی و ملی در منطقه کردستان، مهر تائیدی بر برنامه های تفرقه افکنانه نظام به قصد شکستن صفوف جنبش دموکراسی خواهی در کردستان و به زانو درآوردن مقاومت و مبارزه مردم کرد در راه تحقق جمهوری، دموکراسی و دستیابی به خواست های عدالت خواهانه ملت کرد است.  مذاکره احزاب کرد به رغم شرایط مناسب منطقه و وضعیت شدیدن  تضعیف شده جمهوری اسلامی چه از نظر داخلی وچه در صحنه بین ا لمللی نمی تواند به حل مسئله مردم کردستان در ایران کمک کند. حل مسئله کرد در ایران در وهله نخست در گرو بلاواسطه تحقق جمهوری، دموکراسی، جدائی دین و دولت در ساختاری غیر متمرکز و فدرال است. ما در راستای تحقق این چشم انداز دست همکاری با نیروهای مبارز کرد علیه جمهوری اسلامی را درجهت براندازی رژیم  می فشاریم. جنبش مقاومت کردستان امروز بیش از هر زمان نیازمند پشتیبانی نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی وهمبستگی با جنبش های سراسری در ایران است. بر این اساس تضعیف جنبش کردستان به معنای تضعیف جنبش ضد جمهوری اسلامی و کمک به پراکندگی اپوزیسیون می باشد. ما می بایستی متحدن در برابر سیاست های تفرقه افکنانه و سلطه جویانه رژیم  بایستیم و با تحکیم صفوف مبارزاتی مردمان ایران راه برچیدن این سلطه را هر چه سریعتر هموار کنیم.

” تجمع برای جمهوری، آزادی و عدالت اجتماعی – تبجا” نهاد محلی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران(جدل) در هانوفر

امضاکنندگان:

ابراهیم جهرم، احسان دهکردی اصغر اسلانی، خسرو امیری، شکیبا، فری میرآبادی، ناصر رحمانی، نواز

هانوفر ۱ سپتامبر ۲۰۱۹




حقایق ناگفته! پاسخی به نامه‌ی هانوفر

ملاحظاتی به مناسبت نامه‌ی

واحد هانوفر جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

 

شیدان وثیق

در نامه‌ی واحد هانوفر جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران (ج.ج.د.ل.ا.)، که در همین صفحه‌ی ندای آزادی می‌توانید بخوانید، نکاتی، به نظر من آگاهانه، از قلم افتاده‌اند. در این نوشتار کوتاه سعی می‌کنم حقایق ناگفته‌‌ی این مرقومه را به اطلاع رسانم.

شرایطی که در 13 مرداد 1398 یا 4 اوت 2019 انگیزه‌ی انتشار اطلاعیه‌‌ی جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران می‌شوند، بیانیه‌ای که در آن، مذاکره‌ی اپوزیسیون با رژیم جمهوری اسلامی ایران محکوم و برخی مواضع اصلی و اصولی ج.ج.د.ل.ا. اعلام می‌شود، در پی رویدادهای سیاسی زیر به‌وجود می‌آیند:

– ملاقات‌ بین چهار سازمان کرد (حزب دموکرات کردستان ایران، حزب دموکرات کردستان، حزب کومله کردستان ایران و حزب کومله زحمتکشان کردستان) و نماینده رژیم جمهوری اسلامی ایران در اویل ژوییه 2019، که به قول خودِ سازمان‌های کردی به منظور فراهم آوردن “زمینه‌ی مذاکره” با رژیم بوده است.

– در پی دخالت ایالات متحده آمریکا در ایران در 8 آوریل 2019، سازمان‌های نامبره در بالا، نه تنها سیاست‌های دخالت‌گرانه‌ی آمریکا در امور ایران را محکوم نکردند بلکه حتا آشکارا با صدور اعلامیه‌ به پشتیبانی از این سیاست‌ها پرداختند.

– همین سازمان‌ها که، همراه با ما و چند جریان دیگر، “همبستگی برای آزادی و برابری در ایران” را تشکیل داده‌اند (23 فوریه 2019)، در اطلاعیه‌ای تحت عنوان «ابراز برائت»، که در اواخر مه 2019 منتشر می‌کنند، مخالفت خود را با یک بیانیه‌ “همبستگی”، جریانی که خود عضو آن هستند، اعلام می‌دارند. در این بیانیه، با جنگ و اقدامات سطله جویانه و مداخله گرانه خارجی، به ويژه آمريکا در ایران مخالفت شده بود.

با توجه به نکات سیاسی پر اهمیت فوق، جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران، به مثابه یکی از سازمان‌های عضو “همبستگی”، وظیفه‌ی خود دانست که از راه انتشار علنی اطلاعیه‌ای، به طور مستقل، هم مذاکرات با جمهوری اسلامی را محکوم نماید و هم مواضع اصولی خود را اعلام دارد، مواضعی که در درازای 15 سال فعالیت مستمر ج.ج.د.ل.ا.، به مثابه بخشی از اپوزیسیون مترقی و رادیکال ایران در خارج از کشور، شکل گرفته‌اند. (رجوع کنید به ضمیمه‌ی پائینِ همین نوشته).

حال، در زیر به شرح آن چه که دست‌اندرکاران نامه‌ی‌ هانوفر فراموش (؟) کرده‌اند که طرح کنند می‌پردازم:

  • طرح اولیه پیش نویس اطلاعیه داوطلبانه از سوی یکی از همراهان (شیدان وثیق) نوشته و برای همه‌ی همراهان از راه ایمیل ارسال شد. هیچ کس مخالفتی با تهیه این طرح اولیه از سوی شخص نامبرده نداشت. این طرح به بحث همراهان در دو نوبت گذارده شد. در جریان این بحث‌ها، که هم پالتاکی و هم از راه اتاق مجازی همراهان انجام پذیرفت، مواقین و مخالفین انتشار اطلاعیه به طور گسترده اظهار نظرکردند. مخالفین، به‌ویژه، بیشتر از همه نظرات خود را بیان کردند.
  • طرح اولیه مورد تصحیح و تغییر همراهان قرار گرفت، به طوری که اطلاعیه نهایی‌شده و پایانی، که به رأی همراهان گذارده شد، در بیش از نیمی از آن، با طرح اولیه شیدان وثیق تفاوت داشت.
  • در جلسه‌ی ماهانه همراهان، طرح نهایی‌شده خوانده می‌شود و پس از بحث و گفت گو پیرامون آن، جلسه به اتفاق و بدون مخالفتی تصمیم می‌گیرد که متن اطلاعیه را در یک همه پرسیِ اینترنتی به رأی کلیه‌ی همراهان ج.ج.د.ل.ا. بگذارَد.
  • انجام یک «همه پرسی» از همراهان برای اتشار اعلامیه به نام ج.ج.د.ل.ا.، البته در میان ما رسم نبوده است، اما نمی‌توان ادعا کرد که مغایرتی با مبانی یک جنبش دموکراتیک چون جنبش ما دارد. از این نظر به هیچ رو نمی‌توان این اقدام را غیر قانونی و یا نافی سند ساختار سازمان ما دانست. به لحاظ مضمونی نیز این اطلاعیه به طور کامل در راستای منشور سیاسی جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران قرار دارد، که برای هر کس که این منشور را خوانده باشد، آشکار می‌باشد.
  • از میان شورای هماهنگی ج.ج.د.ل.ا.، 60% موافق با انتشار اطلاعیه بودند، یک نفر مخالف و یک نفر نیز اعلام کرد که در همه پرسی شرکت نمی‌کند. نتایج همه پرسی به قرار زیر اعلام شد:

موافق: ——–» 59.26%

مخالف: ——–» 14.81%

ممتنع: ۱ نفر.

اعلام عدم شرکت:1 نفر.

مابقی همراهان هیچ اظهار نظری نکردند.

از آن جا که اکثریت شورای هماهنگی با انتشار اطلاعیه توافق داشت، این امر می‌توانست به نام این نهاد انجام پذیرد. اما با توجه به اهمیت موضوع، ارجح دانسته شد که از همه‌ی همراهان نظرخواهی شود و در نتیجه با توجه به آرای موافق اکثریت قابل توجهی از آنان، یعنی نزدیک به 60%، سرانجام اطلاعیه در تاریخ 4 اوت 2019 به نام «جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران» منتشر گردید.

امروز، از نظر من، با توجه به تحولات سیاسی اخیر در ایران و در منطقه، با توجه به وضعیت نامعلوم جریان «همبستگی» و سیاست‌های برخی احزاب تشکیل‌دهنده‌ی آن و غیره، به خوبی می‌توان دریافت که آن اقدام سیاسی ج.ج.د.ل.ا. در انتشار اطلاعیه نامبرده، امری نیکو، صحیح و لازم بود. جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران حرکتی است مستقل، با مواضع اپوزیسیونیِ  ارادیکال، در راستای بنیادهایی چون آزادی، استقلال، جمهوری، دموکراسی و لائیسیته. ما با هر گونه آلترناتیو سازی در خارج از کشور و با هر گونه دخالت‌ قدرت‌های هژمونی‌طلب جهانی یا منطقه‌ای در ایران (چون آمریکا، روسیه، عربستان سعودی، اسرائیل…) مخالفت داریم. از نظر، مبارزه در راه سرنگونی جمهوری اسلامی، برای ایرانی جمهوری‌خواه، دموکرات و لائیک، در آزادی و برابریِ همه‌ی مردمان آن، تنها به دست توانای جنبش‌های اجتماعی خودِ این مردمان در داخل کشور باید انجام ‌پذیرد.

از طرح این اصول و پافشاری بر آن‌ها هرگز نباید خسته شویم!

شیدان وثیق

26 اکتبر 2019 – 4 آبان 1398

 

———————————————————————————–

————————————————————————————

ضمیمه

 

اطلاعیه

جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

13 مرداد 1398 – 4 اوت 2019

در ژوییه ٢٠١٩ (تیر ماه 1398)، برخی رسانه‌های خارجی به زبان فارسی اخباری درباره‌ی ملاقات‌ بین چهار سازمان کردستان ایران با نمایندگان رژیم جمهوری اسلامی ایران منتشر کردند.

با توجه به نکات پر اهمیت سیاسی چه در مورد فوق و چه برخی موضوعات سیاسیِ دیگر، ما وظیفه‌ی خود می‌دانیم  که مواضع اصولی و دیدگاه‌های‌مان را به مثابه بخشی از اپوزیسیون مترقی ایران در خارج از کشور اعلام داریم:

١- ما هر گونه مذاکره با رژیم ضد‌بشری جمهوری اسلامی ایران، به ‌هر شکل، ترتیب و توجیه، چه مخفی و چه علنی، چه مستقیم و چه غیر مستقیم، از سوی هر سازمان یا حزب اپوزیسیونی را شدیداً محکوم می‌کنیم. همواره این گونه مذاکرات  به نفع ادامه‌ی حیات دیکتاتوری‌ها و به زیان جنش عمومی و سراسری و متحد مردم برای رهایی خود تمام شده و می‌شوند. هر گونه رفتار مماشات‌طلبانه با رژیم جمهوری اسلامی ایران می‌تواند دوباره به توهم اصلاح‌‌پذیری نظام و امکان مبارزه‌ی اصلاح‌طلبانه در چهارچوب این سیستم، که با امواج جنبش‌های اعتراضی مردم بی‌اعتبار شده اند، دامن بزند.

٢– ما مخالف هر گونه دخالت قدرت های بزرگ در امور ایران هستیم. ما سیاست‌های دخالت‌گرانه و برتری‌خواهانه جمهوری‌ اسلامی ایران در خاورمیانه، سیاست‌های سلطه جویانه و سیادت طلبانه‌ی آمریکا و‌ دیگر قدرت‌های جهانی (روسیه، چین و اتحادیه اروپا) و هم چنین قدرت‌های منطقه‌ای (عربستان سعودی، اسرائیل…) را شدیداً محکوم می‌کنیم. ما مخالف جنگ‌افروزی جمهوری اسلامی و آمریکا و دیگر قدرت‌ها در منطقه هستیم. ما معتقدیم که سرنوشت مردم خاورمیانه از جمله مردم ایران باید تنها و تنها به دست خود آنان، بدون دخالت‌ها و آلترناتیو‌سازی‌های قدرت‌های جهانی، تعیین شود.

٣- ما خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی توسط خودِ مردمان ایران از راه جنبش‌های اجتماعی، مدنی، انجمنی و احزاب آن ها هستیم. ما از هیچ کوششی برای پشتیبانی از جنبش‌های اجتماعی مردم در داخل کشور، مانند جنبش های زنان، دانشجویان، کارگران و اقوام تحت ستم و تبعیض… در راه رسیدن به آزادی، جمهوری، دموکراسی، جدایی دولت و ‌دین (لائیسیته)، عدالت اجتماعی و دولتی غیر متمرکز دریغ نخواهیم کرد.

جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

13 مرداد 1398 – 4 اوت 2019




جنبش، روال کار گذشته، حال امروز و آینده ما!

جواد قاسم آبادی

بحث اصلی جلسه ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹ شورای هماهنگی جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لاییک ایران، حول دو موضوع خلاصه می شد:

۱- اطلاعیه جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لاییک ایران در روشن کردن مواضع سیاسی ما
۲- اطلاعیه نشست ۲۸ آگوست ۲۰۱۹ «همبستگی برای آزادی و برابری در ایران» در مورد اطلاعیه فوق

در مورد اطلاعیه جنبش، خوشبختانه تا امروز، همراهان مخالف با انتشار این اطلاعیه هیچ مخالفت مضمونی ابراز نکرده اند.
ظاهراً این عزیزان از یک سو خط کشی جنبش با تمامیت حاکمیت ضد آزادی و نافی برابری مذهبی ایران و از دیگر سو محکومیت قاطع سیاست های مداخله گرانه امپریالیستی در سراسر جهان را قبول دارند.
با توجه به موافقت با مضمون اعلام مواضع ما، مخالفت این عریزان متمرکز بر روال تهیه، روش مشورت با همراهان و انتشار بیرونی این اطلاعیه متمرکز شده است.
محور استدلال این بخش از همراهان ناراضی از اعلام مواضع، عدم رعایت روال کار جنبش در گذشته بود. این عزیزان توجه ندارند که آن بخش از همراهان که از روش تهیه و انتشار این اطلاعیه استقبال کردند و به آن رای دادند، از بدو تولد جنبش، همواره به روش های کمیته مرکزی پنداری شورای هماهنگی و بویژه انتشار اعلامیه ها از بالای سر همراهان، انتقاد و حتی اعتراض داشتند و دارند و از طرف دیگر این روش نوین در مشارکت دادن همراهان را، نزدیکتر به روال کار جنبشی می دانستند و می دانند و هم تاکید مکرر بر مضمون سیاسی اطلاعیه را منطبق با سیاست های جنبش ارزیابی می کنند و هم لزوم انتشار این اطلاعیه جهت رفع ابهامات نسبت به جنبش را بطور جدی احساس می کردند.
بنظر نگارنده، این اطلاعیه بهتر بود به همین روش جنبشی، ماه ها قبل منتشر می شد تا هم توهم کوشندگان همبستگی نسبت به فدرالیست بودن کلیت جنبش تصحیح شود و هم از اعلام کناره گیری بیش از ده تن از همراهان جلوگیری شود.
با این همه، تاخیر در عمل درست آنهم با روشی بهتر و جنبشی و مضمونی روشن، بهتر از بی عملی و یا تن دادن به عملکرد نادرست گذشته بود و هست و خواهد بود.
عزیزان برای کوتاه شدن مطلب لزومی نمی بینم که شما عزیزان مخالف انتشار این اطلاعیه را مجدداً به بند بند سند ساختار ارجاع دهم.
سند ساختار نه تنها بصراحت وظایف شورای هماهنگی جنبش را مشخص می کند و خطوط قرمز بین این شورا و کمیته مرکزی یک تشکل حزبی را ترسیم می کند بلکه حدود اختیارات هر همراه، هر واحد و هر گروه کار را روشن می کند.
سازمان های متشکل در همبستگی باید روزی بفهمند که در یک جنبش علنی و عمومی و فراگیر، حتی این قلم ریزنقش حق دارد با سری افراشته، مواضع خود در انتقاد از فعالیت های سیاسی هر جریانی را بروشی سیاسی و در چهارچوب جنبش و جمهوری و دموکراسی و لاییسیته به نقد کشد و برای اطلاع عموم بطور علنی انتشار دهد. حال چه رسد به اینکه تصمیم اعلام مجدد مواضع ما بطور جمعی گرفته شود و جهت اطلاع عموم انتشار بیرونی یابد!
خب عزیزان در جنبشی علنی و عمومی و فراگیر که مروج مبارزه سیاسی به معنای دقیق کلمه و در نتیجه بری از خشونت است، وقتی یک همراه از چنین حقوق ی برخوردار باشد، هر نهاد و بطریق اولی بخش اعظم همراهان از این حق برخوردارند!
عزیزان بخش نخست این نوشته که جنبه درونی دارد و مربوط به روابط مابین ماست، برای بازبینی و مورد توجه قرار گرفتن در نشست سراسری آینده، بین همراهان پخش می شود.
بخش دوم که مربوط به دخالت همبستگی در امور داخلی جنبش است در مقاله ای دیگر بطور مشروح تهیه و در سطح جنبش عمومی توزیع خواهد گردید.
بخش دوم: اطلاعیه «همبستگی برای ازادی و برابری در ایران» در مورد اعلام مواضع ما!
نکته مرکزی این عکس العمل از نظر من درک نادرست این مجموعه، از جنبش است. گیرم که مجموعه تشکیل دهنده همبستگی درک درستی از یک جنبش سیاسی نداشته باشند و درکشان از جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لاییک ایران، یک سازمان سیاسی متعارف قرن گذشته باشد که در جبهه ای از احزاب سیاسی قرن گذشته شرکت دارد.
خب در چنین حالتی قاعدتاً اگر این فعالین به دموکراسی باور داشته باشند و به قوانین کار دموکراتیک گردن بگذارند، باید در درون خود نظرات گوناگون را تحمل کنند و در تصمیم گیری ها، گرایشات اقلیت نیز حضور داشته باشند.
گیرم بروال قرن گذشته بیندیشند و شورای هماهنگی جنبش را با کمیته مرکزی یکی دانند، در اینصورت باید بفهمند که در یک تشکیلات سیاسی دموکراتیک قرن گذشته نیز، اقلیت ها نه تنها حق حیات دارند بلکه حق ادامه مبارزه و تبدیل شدن به نظر اکثریت و تغییر کمیته مرکزی را بشکل دموکراتیک دارند.
پس سوءتفاهم این فعالین از دو حالت خارج نیست:
الف) این فعالین که با ترم دموکراسی در نام این جبهه مخالفت کرده اند، به دموکراسی باور ندارند و طبیعتاً در درون تشکیلات خود نیز دموکراسی را رعایت نمی کنند و کیش به کیشمیش یا مخالفین را به اشکال گوناگون «حذف» می فرمایند و یا بلایی بر سرشان می آورند که مهر خود را حلال اعلام کنند تا جان خود را نجات دهند و فرار را بر قرار ترجیح دهند!
ب) حالت دوم اینست که تشکل های همبستگی دموکرات هستند و به سانترالیسم دموکراتیک اعتقاد دارند و عمل می کنند اما رابطین ما با این مجموعه بهر دلیلی نتوانسته‌اند توضیح دهند که در جنبش درک های مختلفی راجع به عدم تمرکز در شکل‌گیری قدرت سیاسی وجود دارد و شاید در صورت شکل دادن به گرایش فدرالیست جنبش، تبدیل به بزرگترین اقلیت شوند و با بحث و عمل متین و روشن حتی روزی اکثریت جنبش شوند ولی در حال حاضر فدرالیست های جنبش مجموعه ای غیررسمی و ناروشن هستند که نه بلحاظ کمی مشخص است چند نفر هستند و نه مشخص است که مضمون فدرالیسم مورد نظر ایشان چیست؟
از این رو وظیفه رابطین با همبستگی تا تشکیل نشست سراسری آینده در قبال جنبش، در دو محور خلاصه می شود.
بخش نخست: کار کارشناسی بر سر مضمون مناسب فدرالیسم برای آینده ایران
به باور من تا مضمون فدرالیسم مورد نظر این عزیزان مشخص نشود، پیوستن همراهان به این گرایش ناممکن است و شرکت این عزیزان در جبهه فدرالیست ها نیز به اجتماعی شدن این جبهه کمکی نخواهد کرد و جبهه فوق بدون کار تخصصی بر روی شرایط امروز ایران و روشن کردن مضمون مناسب فدرالیسم در ایران، بی آینده خواهد بود.
تشکیل گرایش فدرالیست جنبش نه تنها مشکل امضا در همبستگی از طرف کل جنبش را حل و تصحیح می‌کند بلکه باعث کمک به تشکیل دیگر گرایشات جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لاییک ایران خواهد شد و تشکیل دیگر گرایشات از جمله گرایشات ملی و مذهبی و سوسیالیستی جنبش را تسهیل خواهد نمود.
بخش دوم وظیفه رابطین ما با همبستگی در توضیح جنبش سیاسی و ویژگی‌های این نوع حرکت و تفاوت این نوع عمل سیاسی-اجتماعی با فعالیت های حزبی خواهد بود.
عزیزان حفظ این مجموعه که در شرایطی خاص و با جمع‌بندی شکست پی در پی احزاب سنتی قرن گذشته صورت گرفت، حرکتی بازگشت ناپذیر است و در صورت تخریب این حرکت، قادر به ایجاد چنین جمعی از چنین افراد شایسته ای نخواهیم گردید.
نگارنده بر این باورم که با صبر و حوصله و برسمیت شناختن دیگر گرایشات که محور سیاست ما و احترام متقابل که محور فرهنگ ماست، در نشست سراسری آینده نه تنها قادر به حفظ این مجموعه خواهیم کردید بلکه در شرایط بحران سیاسی- اجتماعی موجود و اعتلای انقلابی  در پیش رو، قادر به رشد و گسترش و حتی اجتماعی کردن چهارچوب حداقلی جنبش برای آینده ایران خواهیم گردید.
در راستای عبور از شرایط موجود در نشست سراسری آینده برای شما آرزوی موفقیت دارم و دست شما را بگرمی می فشارم.

جواد قاسم آبادی

پاربس، اول مهرماه ۱۳۹۸

 




با اعتراض به یورش همه جانبه ارتش ترکیه، به یاری انسان‌های ساکن روژآوا بپاخیزیم!

پس از تهدیدهای متعدد، سر انجام در روز چهارشنبه9 اکتبر 2019 مطابق با 17 مهرماه 1398، ارتش ترکیه به فرمان اردوغان، از زمین و آسمان، به طور همه جانبه و با حمایت گروه‌های مزدور و بنیادگرای اسلامی، دست پرورده اردوگاه های نظامی و امنیتی حکومت راست گرای ترکیه، به مرز شمال سوریه یورش برد. در این حملات تا به امروز صدها نفر جان باخته اند و انسان‌های بی شماری زخمی شده و بیش از ۱۳۰ هزار نفر از ساکنین این مناطق آواره شده اند. بنا به گفته اردوغان، هدف از این حملات، پاکسازی یگان های مدافع خلق «ی . پ . گ.» از شمال سوریه و اسکان حدود دو میلیون پناهنده سوری عرب تبار  مقیم ترکیه برای ایجاد «منطقه امن» است. اعلام خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوی ترامپ نقش تعیین کننده ای در اجرای این تجاوز اشغالگرانه بازی کرد و مردمان این منطقه، به ویژه مردم کرد را قربانی دسیسه های قدرت‌های جهانی و همچنین متحدان آن‌ها در یک جنگ منطقه ای ساخت. گرچه این هجوم در محافل دیپلماتیک به عنوان اقدامی ناقض آشکار حقوق بین الملل و تمامیت ارضی کشور سوریه اعلام شد، اما در افکار عمومی صلح طلب جهان، گامی در راستای تشدید بحران منطقه ارزیابی می شود. تا کنون جنگ های خانمانسوز موجود و تداوم درگیری های گسترده نظامی قدرت‌های جهانی و منطقه ای، نه تنها به قیمت جان باختن هزاران انسان بی‌دفاع انجامیده است، بلکه سبب افزایش فقر و مسکنت انبوه میلیونی مردمان این بخش از جهان شده است.

پیروزی نیروهای «ی.پ.گ» و هم پیمانانش در نبرد کوبانه علیه وحشیانه ترین نیروی بنیادگرای فاشیستی – مذهبی داعش و استقرار جامعه خودگردان به ابتکار کنشگران جنبش روژآوا در مرزهای جنوب ترکیه، حکومت ارتجاعی و مذهبی افراطی حزب عدالت و توسعه این کشور به رهبری اردوغان عوام فریب را با چالش جدیدی روبرو کرد.

اردوغان در برابر سیاست های استقبال ملی و بین المللی از جنبش روژآوا، به  سیاست‌های سرکوبگرانه به قصد جلوکیری از اعتراضات اقشار و طبقات مردم روی آورده است. بگیر و به بندهای متعدد به بهانه “تروریسم“ و افزایش حملات به کنشگران نیروها و احزاب کردی و متحدان آن ها در ترکیه، حمله نظامی و بمباران منطقه شمال سوریه در دستور روز سیاست‌های اقتدارگرایانه او قرار داد.

رژیم راستگرای ترکیه بر آن است که با نابودی روژآوا و دستاورد های فرهنگی و اجتماعی مردمان این خطه، برنامه دموکراتیک و همزیستی آزادانه ملیت های گوناگون با باور ها ی متفاوت و فرهنگ‌های چند گانه را بر هم زند. روابط برابر حقوقی بر پایه عدالت اجتماعی، تهدید بزرگی برای سلطه طلبان ترک افراطی محسوب می‌شوند و بدین جهت در صدد نابودی آن در همسایگی خود هستند

با قیام مردم سوریه علیه حاکمیت خودکامه خاندان اسد، جنبش دموکراسی خواهی که کرد های سوریه ای و یاران متحدش در پیشاپیش آن بودند، توانست در بطن جنگ ویرانگر و فرسایشی داخلی، ساختار سیاسی و اجتماعی را ایجاد کند که در چارچوب آن زنان و مردان ملیت های گوناگون ( آسوری، یزیدی، ارمنی، عرب، کرد، ترکمن) قادر شدند در یک همکاری مشترک گامی جدی در راستای صلح،سلطه زدائی و مردم سالاری بردارند. در طی 6 سال به آن چنان روابط اجتماعی دست یافتند که در آن شوراهای مردمی حاکم به سرنوشت خویش، با زنانی در جایگاهی برابر با مردان در تمام عرصه های زندگی  دست به کار شدند و مردمان این دیار پس از نیم قرن محرومیت در زیر سلطه اقلیت شیعی بار دیگر همچون شهروندانی برابر حقوق با اتکا به هویت خود در امور اجتماعی مشارکت کردند. در طی این سال ها از دل این کوشش های خستگی ناپذیر، بدیلی سر برون آورد که می‌تواند در روند توسعه و پیشرفتش راهکاری آزموده و در خور برای حل مناقشات و منازعات کشور ها، ملل و اقوام ساکن منطقه خاور میانه به نفع  استقرار و گسترش دموکراسی باشد و زمینه مناسبی برای مشارکت فراگیر بخش‌های گوناگون مردمی در یک همزیستی مسالمت آمیز و صلح جویانه ای فراهم کند.

روژآوا آزمون دیگری از تجارب کنشگران راه دگردیسی روابط موجود بر مبنای خودگردانی و فصلی از  روند رهائی، مانند چیاپا در مکزیک و دیگر جنبش های جهانی می باشد. هم از این رو مورد حملات ارتجاع جهانی و بومی است.

جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران هجوم نیروهای نظامی دولت ترکیه به روژآوا را به عنوان یورش به تمام دموکراسی طلبان، آزادی خواهان و صلح جویان جهان می‌داند و شدیداً آن را محکوم می‌کند و دست اندازی جنایتکارانه ارتش ترکیه به آن خطه را اقذامی در راستای سرکوب رهائی خواهی مردمان جهان می‌داند. ما با همدلی و همدردی، همبستگی عمیق خود را باساکنین منطقه شمال سوریه که هدف تهاجم وحشیانه قرار دارند، اعلام می‌کنیم. ما تمام افراد، نیروها، جنبش ها و نهادهای مدافع دموکراسی، آزادی، استقلال و صلح را فرا می‌خوانیم که در برابر این حملات جنایتکارانه به پا خیزند و خواستار توقف فوری آن شوند و بدینگونه سهمی برای جلوگیری از وقوع فاجعه انسانی دیگر به عهده بگیرند.

شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

۲۳ مهر 1398 – 1۵ اکتبر 2019




پیام به هشتمین همایش اتحاد جمهوری‌خواهان ایران

پیام جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران به

به هشتمین همایش اتحاد جمهوری‌خواهان ایران

هم میهنان گرامی

درود های گرم و صمیمانه ما را به مناسبت برگزاری هشتمین همایش اتحاد جمهوری خواهان ایران بپذیرید.

همایش شما در شرایطی برگزار می شود که ایران پس از چهار دهه استقرار حاکمیت دین سالار با اوضاع به شدت بحرانی در عرصه های داخلی و خارجی روبروست. تعمیق روز افزون شکاف های طبقاتی دامنه فقر و مسکنت اقشار و طبقات گوناگون اجتماعی را به گونه ای بی سابقه توسعه داده است. در اثر این شرایط روزانه شاهد برآمدن اعتراضات و اعتصاب های ناشی از نارضایتی های موجود به اشکال مختلف در سراسر کشور می باشیم. در پیشاپیش این اعتراضات فراگیر، کارگران، زنان، آموزگاران، بازنشستگان، دانشجویان و اقوام و ملیت ها برای پیگیری حقوق و خواست های دموکراتیک خویش به میدان آمده و کلیت وجود نظام جمهوری اسلامی را به چالش می کشند. امروز به یمن مبارزات مردمی، برچیده شدن نظام جمهوری اسلامی و براندازی رژیم تبعیض و سرکوب حاکم، به خواست بخش‌های بزرگی از مردمان کشور تبدیل شده است. پژواک رسای ” نه به جمهوری اسلامی ” در فضای سیاسی کشور، موجب ترس و وحشت نهادهای سرکوبگر شده و مطالبات به حق مردمی با یورش همه جانبه این ارگان ها پاسخ داده می شوند.

ادامه سیاست های برتری طلبانه و تنش زای جمهوری اسلامی در سطح بین المللی و تحریکات سپاه پاسداران در سطح منطقه ای، همچنان به سیاست های سلطه طلبانه قدرت های جهانی و متحدین آنان به ویژه آمریکا در خاور میانه یاری می رساند. به رغم اعلام رسمی مقام های مسئول دو کشور ایران و آمریکا مبنی بر عدم تمایل به جنگ، کمابیش ادامه تحریک ها و تهدیدهای فزاینده راهبردی در جهت زمینه سازی برای جنگ افروزان است و هر لخظه می تواند جنگ ویرانگر دیگری را شعله ور کند و زیان و آسیب های نابود کننده و غیر قابل جبرانی را برای مردمان منطقه و بشریت به بار آورد.

برون رفت از این وضعیت نابسامان و بحرانی، پیش از هر چیز در گرو پایان بخشیدن به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران به عنوان مقدم ترین گام برای هر گونه تغییرات بنیادین اجتماعی و سیاسی است. تحقق آزادی، برابری و عدالت اجتماعی از طریق استقرار جمهوری، دموکراسی و جدائی دولت و دین در ایران بر پایه ساختاری غیر متمرکز تنها با برچیدن نظام جمهوری اسلامی در تمامیت آن قابل دسترسی است. ناگفته پیداست که امروزه دستیابی به این مناسبات و روابط اجتماعی در فردای براندازی، بیش از هر زمان وابسته به تشکل یابی توانمند و همسوی جنبش های اجتماعی و نیرو ها و جریان های سیاسی در این راستا

می باشد. طیف جمهوری خواهان دموکرات با تکیه بر توان های فکری و تجربی خود می تواند نقش موثر و مفیدی در راه پشتیبانی جنبش های اجتماعی به سوی دموکراسی ایفا نماید. پاسخ گوئی به این وظیفه مبرم، مشروط به غلبه بر پراکنگی و ایجاد هماهنگی و هم سوئی از طریق همکاری های فکری و میدانی گروه ها، سازمان ها و جریان های متعلق به این طیف است.

جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لا ئیک ایران همچون گذشته با تاکید بر ضرورت سامان بخشی به مبارزه قاطع و کارآمد علیه رژیم  تمامیت خواه و سرکوبگر، از هرگونه ابتکار در این راستا با اشتیاق و گرمی استقبال می کند و با استفاده از توان خود برای ایجاد همراهی و همبستگی با دیگر نیروهای جمهوری خواه و دموکرات به طور جدی گام برمی دارد. ما اطمینان داریم که اعضای حاضر در همایش، با توجه به موضوع های مورد گفت و گو و پرهیز از هرگونه  تحولات تدریجی واهی در درون نظام جمهوری اسلامی ایران به سوی دموکراسی، گام های سنجیده ای برای تحقق ” گذار به جمهوری دمکراتیک و لائیک” بردارند.

در پایان ما صمیمانه برای  دست اندرکاران همایش موفقیت آرزو می کنیم و برای پیشبرد یک مبارزه قاطع علیه رژیم دست یاری به سوی شما دراز می کنیم .

شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

مهرماه 1398 – اکتبر 2019

 




پیام شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران به کنگره حزب مردم بلوچستان

 

تماس با ما…………… :  jomhouri.democrat.laiic@gmail.com
 تارنمای ندای آزادی. : http://nedayeazady.org/
تماس با ندای آزادی. : jjdli.nedayeazadi@gmail.com

=========================================

هم میهنان!

شادباش های صمیمانه ما را به مناسبت برگذاری کنگره حزب مردم بلوچستان که نمادی از اراده راسخ و خستگی ناپذیر زنان و مردان حزب در راه ادامه مبارزه به شکلی منسجم تر و گسترده تر برای کسب حقوق دموکراتیک پایمال شده مردم بلوچستان می باشد، بپذیرید.

دوستان!

همانگونه که شاهدید، تاخت و تازهای قدرت های جهانی در گوشه و کنار جهان بر سر نفوذ و سلطه بیشتر، کماکان ادامه دارد. در منطقه خاورمیانه، این کشاکش ها با ماهیتی خشونتبارتر و ویرانگرتر در اشکال جنگ های منظم و نا منظم خود را نمایان کرده اند. پیامد و آثار این سیاست های رقابتی و سلطه جویانه قدرت های جهانی ( آمریکا، روسیه، چین و اروپا… ) به کمک متحدان منطقه ای ( اسرائیل، عربستان سعودی، ایران، ترکیه و… ) تاکنون ارمغانی به جز جنگ و خونریزی، بی خانمانی و آوارگی، فقر، ترور و خفقان، تخاصمات فرقه ای قومی و فروپاشی شیرازه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای میلیون ها انسان ساکن در کشورهای این منطقه (افغانستان، عراق، سوریه و یمن…) نداشته است.

مردمان ایران نیز از پیامدها و آثار زیانبار این سیاست ها بی نصیب و مصون نمانده اند. بازگشت تحریم ها و تشدیدشان پس از خروج آمریکا از “برجام” که در واکنش به سیاست های برتری جویانه و نفوذ طلبانه جمهوری اسلامی به کار گرفته شده و به قصد مهار رژیم جمهوری اسلامی ایران در چارچوب منافع آمریکا و متحدانش در منطقه در دست اجراست، تاثیرات فلج کننده ای را تا حد فروپاشی بر اقتصاد کشور وارد آورده است. علاوه بر این، عمیق تر شدن بحران های حاصل از سه دهه تعدیل اقتصادی به قیمت فربهی هر چه بیشتر تعداد ناچیز ثروتمندان به موازات فقر و مسکنت بی سابقه انبوه بی شمار مزدکاران و حقوق بگیران تمام شده و اقشار و طبقات گسترده مردمی را زیر فشارهای کمرشکن تامین زندگی بخور و نمیر قرار داده است. ورشکستگی واحدهای تولیدی و تعطیل مراکز صنعتی همراه با فروپاشی شبکه های تولیدی – توزیعی وابسته به این مراکز، بیکاری فزاینده ای را به بارآورده و با رشد تورم نجومی همپا با سقوط ریال به توسعه فقر، ابعاد غیر قابل تصوری داده است. در چنین شرایطی تحت حاکمیت رژیم تبعیض گرا، خودکامه و تمامیت خواه دینی و زیر سایه سیاست های ناکارا و نابخردانه دولت های فاسد نظام جمهوری اسلامی، چه در عرصه داخلی و چه در سطح خارجی، اقشار و طبقات گسترده ای با وضعیت فلاکت بار و تهدید آمیزی دست بگریبانند.

همراهان!

گرچه فقر و مسکنت در ایران پس از چهل سال سلطه نظام جمهوری اسلامی امروز به پدیده ای عمومی و سراسری  تبدیل شده، اما وسعت و عمق این پدیده در مناطق مرزی و مسکونی اقوام ایرانی، گویای فقر فلاکت بار و محرومیت فاجعه بار در سطح دیگری است. با اینکه دامنه فقر و مسکنت در مناطقی مانند کردستان، کهکیلویه، بویراحمدی، لرستان، خراسان و خوزستان هم بی داد می کند با این وجود به گواهی آمار و ارقام و همچنین گزارش های رسمی و غیر رسمی باید اذعان کرد که مردم بلوچ در سایه تضعیقات و تبعیض های دولت مرکزی محرومترین ملیت ساکن سرزمین ایران اند. نابسامانی های این خطه تا به حدی است که حتا نماینده زاهدان هم در مجلس شورای اسلامی مجبور به اعتراف است که 75% مردم سیستان و بلوچستان زیر خط فقر زندگی می کنند و 95% ساکنین این منطقه به غذا و امکانات تغذیه ای مناسب دسترسی ندارند. دامنه بحران های این بخش از کشور آن چنان گسترده و عمیق است که حتی نهادهای حمایتی هم قادر به کمترین پاسخی به ابتدائی ترین نیازهای مردم بلوچستان نیستند. فقدان برنامه ها و اقدامات لازم به منظور توسعه پایدار در سطح محلی و منطقه ای به موازات بی اعتنائی ارگان ها و نهاد های حکومتی نسبت به مشکلات و مسائل مردمان این نواحی وضعیت نابرابر و نابسامانی را در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از طریق توسعه ای ناموزون در هیئت فقری گسترده و محرومیتی مزمن و ساختاری به زندگی مردم بلوچ تحمیل کرده است .

رهائی از این ستم ها در گرو مشارکت مستقیم، آزادانه و دموکراتیک مردمان ایران در سرنوشت خویش است که تنها با استقرار جمهوری، دموکراسی، جدائی دولت و دین در ساختاری غیر متمرکز/ فدرالی بر مبتای برابر حقوقی شهروندی قابل دسترسی است. برقراری چنین مناسباتی پیش از هر چیز با همکاری و همگامی نیروهای جمهوری خواه دموکرات در راستای براندازی رژیم و تحقق همگرائی و همزیستی دموکراتیک، آزادی خواهانه و عدالت طلبانه مردمان متنوع سرزمین مشترکمان، به کمک ایجاد پیوندهای عمیق و ناگسستنی جنبش های اجتماعی، سیاسی و مدنی در ایران میسر است. جنبش های به حق تبعیض ستیز و دموکراتیک اقوام و ملیت های گوناگون ایرانی در شرایط حساس کنونی بیش از هر زمان نیازمند حمایت و همیاری نیروهای سیاسی و جنبش های اجتماعی و مدنی سراسری در ایران اند. ما در جهت تحقق این چشم انداز، دست همکاری با شما را می فشاریم و امیدواریم که کنگره حزب مردم بلوچستان با تکیه بر ارزیابی های دقیق و روشن از وضعیت پیچیده و حساس منطقه و کشور، موفق به اتخاذ تصمیم های کارساز، لازم و ضروری جهت پیشبرد مبارزات به حق مردم بلوچستان از طریق همبستگی و همسوئی با مبارزات دموکراسی خواهانه، آزادی جویانه، عدالت طلبانه مردمان ایران دست یابد.

شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

۴ سپتامبر ۲۰۱۹  برابر با ۱۳ شهریور ۱۳۹۸




پیام به «همبستگی جمهوری‌خواهان ایران»

تماس با ما…………… :  jomhouri.democrat.laiic@gmail.com
 تارنمای ندای آزادی. : http://nedayeazady.org/
تماس با ندای آزادی. : jjdli.nedayeazadi@gmail.com

=========================================

 

پیام به پنجمین همایش سالانه سازمان همبستگی جمهوری‌خواهان ایران

 

دوستان گرامی!

درودهای گرم و صمیمانه‌ی ما را به پنجمین همایش سالانه‌‌ی خود بپذیرید.

همایش شما در زمانی یرگزار می‌شود که ایران و خاورمیانه در وضعیتی بحرانی، حساس و پرخطر قرار دارند. در چنین شرایطی، شما، با قرار دادن موضوع “نقش هم‌گرایی جمهوری‌خواهان در گذار به دمکراسی در ایران و صلح پایدار در منطقه” در سرلوحه‌ی گفتگوهایِ‌تان، به راستی انگشت روی امر سیاسیِ مبرمی گذاشته‌اید. ما امیدواریم که در راه فراهم نمودن زمینه‌های هم‌کاری و هم‌سویی هر چه بهتر و گسترده‌تر جمهوری‌خواهان دموکرات ایران، نشست شما موفق به گرفتن تصمیم‌هایی کارساز گردد.

می‌دانیم که خاورمیانه امروز تبدیل به میدانِ اصلیِ سلطه‌طلبیِ قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای و هم‌چنین فرقه‌های ارتجاعیِ بنیادگرای اسلامی‌ شده است. از یک‌سوی، قدرت‌های جهانی چون ایالات متحده آمریکا و رقیب‌هایش چون روسیه، اتحادیه اروپا و چین دخالت‌گری، اِعمال نفوذ و سلطه می‌کنند و از دیگر‌سوی، برای استقرار هژمونیِ خود بر خاورمیانه، قدرت‌های منطقه‌ای چون ایران، عربستان سعودی، اسرائیل، ترکیه و غیره، دست به رقابت و ستیز با هم می‌زنند. سرانجام، در همین منطقه، ما با حضور و عملیات گروه‌های بنیادگرای اسلامی رو به رو هستیم که هم‌چنان فعال می‌باشند. اینان همگی، در کشمکش و یا تبانی با هم، در مقابل جنبش‌های رهایی‌خواهانه مردم خاورمیانه قرار گرفته‌اند. مردمانی که خواهان آزادی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و تعیین سرنوشت خود به دست خود می‌باشند.

از سوی دیگر، امروزه ما در کشورمان، با سیاست‌های بی‌نهایت شوم و ضدمردمی رژیم جمهوری اسلامی ایران، با پیشینگیِ چهل ساله، مواجه هستیم. با رژیمی سر و کار داریم که یک دیکتاتوریِ تئوکراتیک تمام عیار در داخل و یک قدرت هژمونی‌طلب در خارج است. با رژیمی فاسد، بی‌کفایت و مستبد که در همه‌ی زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست‌بومی… کشور ما را به سوی فقر و قهقرا و چه بسا جنگی ویران‌گر سوق می‌دهد.

در چنین وضعیت نابسامانی، که ناشی از بحران‌های ساختاریِ چندگانه است، با تشدید فشارهای اقتصادی و اجتماعی، که از جمله، اما نه به طور عمده، ناشی از تحریم‌هاست، که مسبب اصلیِ این تحریم‌ها نیز خودِ رژیم جمهوری ایران با برنامه‌های اتمی و هژمونی‌طلبانه‌اش است، زمینه‌های مناسبی در ایران برای رشد و توسعه‌ی مبارزات ضد‌سیستمی در راه دگرگونی‌های بنیادین فراهم شده‌اند. ما امروزه با اوضاع سیاسی و اجتماعیِ نوینی رو به رو هستیم و آن، در یک کلام، این است که اقشاری بیش از پیش گسترده‌ از مردم – از زنان، زحمتکشان و معلمان تا جامعه‌ی مدنی، دانشجویان، روشنفکران و جنبش‌های دموکراتیک و برابری‌خواهانه‌ی اقوام در مناطق مختلف کشور – خواهان برچیده شدن نظام جمهوری اسلامی در تمامیت‌اش می‌شوند و نسبت به امکان اصلا‌ح‌پذیریِ نظام کمتر توهمی به خود راه می‌دهند.

اما براندازی رژیم و ایجاد تغییرات رادیکال و بنیادینِ اجتماعی و سیاسی در ایران مشروط به هم‌بستگی، هم‌سوئی و تشکل‌ جنبش‌های اجتماعی در راستای آزادی، جمهوری، دموکراسی، جدایی کامل دولت و دین و عدالت اجتماعی است. و خوب می‌دانیم که این شرط لازم و ضروری در فرایند جنبش‌های اجتماعی در ایران هنوز شکل نگرفته است. در این رابطه اما، نیروهای اپوزیسیون مترقی، از جمله در خارج از کشور، یعنی جمهوری‌خواهانِ دموکرات، می‌توانند از راه هم‌کاری و هم‌کوشی میان خود بر مبنای حداقل چشم‌انداز برای تغییرات در پهنه‌ی اجتماعی و سیاسی کشور، در پشتیبانی از جنبش‌های اجتماعیِ داخل کشور و کمک فکری و نظری و انتقال تجربیات خود به این جنبش‌ها، نقشی معین و مفید ایفا نمایند.

با این حال، شوربختانه امروزه مشاهده می‌کنیم که اپوزیسیون مترقی و جمهوری‌خواه ایران، با وجود برخورداری از نفوذی معین در میان گروه ها و اقشار پیشرو جامعه و برخورداری از توان‌هایی فکری و تجربی، هنوز با پراکندگی شدید و شکننده رو به رو ست و فاقد هم‌سوئی و هماهنگی‌ لازم برای یاری رساندن به روند جنبش‌های اجتماعی در داخل کشور است. برای رفع این کمبود و هم‌چنین به منظور تحقق هم‌گرایی به عنوان نیازی مبرم،, جمهوری‌خواهان دموکراتِ طرفدار جدایی دولت و دین و جریان‌های گوناگونِ این طیفِ گسترده، می‌باید گام‌هایی جدی در راه هم‌کاری‌های ضروری میان خود بردارند.

ما بر این باوریم که از یک‌سوی، با دامن زدن به گفتگوها بر سر مسائل گرهی جاری و آتی جامعه و بازشناختن اشتراک‌ها و اختلاف‌ها با هدف فراهم نمودن زمینه‌های هم‌کاری، همان‌‌گونه که چندی پیش با برخی از دوستان “همبستگی جمهوری‌خواهان ایران” انجام دادیم، گفتگوهایی داشتیم که امیدواریم ادامه پیدا کنند، و از سوی دیگر با دست زدن به اقدام‌هایی مشترک که می‌توانند بر پایه‌ی اصول و مبانی نام‌برده در بالا انجام پذیرند، بستری گسترده‌تر و فعال‌تر برای پشتیبانی از جنبش‌های اجتماعی، مبارزات و اعتراضات به حق و مترقی مردمان ایران به وجود‌آید. در شرایط کنونی، در روند چنین همکاری‌های مشترکی است که اپوزیسیون مترقی و جمهوری‌خواه می‌تواند نقشی تآثیر‌گذار و مفید در پشتیبانی از جنبش‌های اجتماعی در ایران، در پشتیبانی از مبارزات کارگران، زنان، دانشجویان و جامعه‌ی مدنی، و هم‌چنین در پشتیبانی از جنبش‌های اجتماعی در میان اقوام مختلف ساکن کشورمان، در راه کسب آزادی، دموکراسی،  عدالت اجتماعی و برابر حقوقی مردمان مختلف ایران، ایفا کند.

دوستان گرامی!

جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران، از ابتدای تشکیل در سال 2004 تا کنون، و امروزه بیش از هر زمانی دیگر، بر این امرِ مهم تاکید ورزیده و می ورزد که پیش‌بُردِ مبارزه‌ای کارآمَد علیه جمهوری اسلامی نیاز به هم‌کاری و هم‌کوشیِ همه‌ی نیروهای جمهوری‌خواهِ دموکرات و لائیک دارد. ما بر این باوریم که جنبش‌های اجتماعی در ایران تنها در هم‌راهی، اتحاد و همبستگی باهم، تنها با اتکا نه نیروی خود و با در دست گرفتن سرنوشت خود به دست خود و برای خود، در استقلال، خودمختاری و مخالفت با دخالت‌گری قدرت‌های سلطه‌طلب، قادر خواهند شد بر مانع اصلیِ هر گونه تحول و تغییر در ایران که همانا، در مرتبه‌ی نخست، موجودیت خودِ نظام جمهوری اسلامی است چیره شوند و با سرنگونی این رژیم دین‌سالار، شرایطی مساعد برای جمهوریتی نوین، لائیک و غیر متمرکز بر اساس آزادی، دموکراسی، برابری، عدالت اجتماعی و حقوق بشر در ایران فراهم آورند. در پشتیبانی از این جنبش‌های داخل کشور، اپوزیسیون جمهوری‌خواهِ مترقی و رادیکال در خارج از کشور می‌تواند و باید دست به هم‌کاری و هم‌گرایی گسترده میان خود زند.

ما امروز برای شما، به مناسبت پنجمین همابش سالانه‌ی‌تان، بهترین آرزوهای کامیابی را داریم.

ما، در راه برچیدن نظام جمهوری اسلامی ایران با سمت‌گیری بر مبنای جمهوری‌، دموکراسی، جدایی دولت و دین و حقوق بشر، دست شما را برای هر گونه همکاری‌هایی مشترک می‌فشاریم.

 

شورای هماهنگی جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

10 شهریور 1398 – اول سپتامبر 2019

 

 

 




اطلاعیه‌ جنبش‌ جمهوری‌خواهان‌ دموکرات‌ و‌ لائیک‌‌ ایران

13 مرداد 1398 – 4 اوت 2019

 

در ژوییه ٢٠١٩ (تیر ماه 1398)، برخی رسانه‌های خارجی به زبان فارسی اخباری درباره‌ی ملاقات‌ بین چهار سازمان کردستان ایران با نمایندگان رژیم جمهوری اسلامی ایران منتشر کردند.

با توجه به نکات پر اهمیت سیاسی چه در مورد فوق و چه برخی موضوعات سیاسیِ دیگر، ما وظیفه‌ی خود می‌دانیم  که مواضع اصولی و دیدگاه‌های‌مان را به مثابه بخشی از اپوزیسیون مترقی ایران در خارج از کشور اعلام داریم:

 

١- ما هر گونه مذاکره با رژیم ضد‌بشری جمهوری اسلامی ایران، به ‌هر شکل، ترتیب و توجیه، چه مخفی و چه علنی، چه مستقیم و چه غیر مستقیم، از سوی هر سازمان یا حزب اپوزیسیونی را شدیداً محکوم می‌کنیم. همواره این گونه مذاکرات  به نفع ادامه‌ی حیات دیکتاتوری‌ها و به زیان جنش عمومی و سراسری و متحد مردم برای رهایی خود تمام شده و می‌شوند. هر گونه رفتار مماشات‌طلبانه با رژیم جمهوری اسلامی ایران می‌تواند دوباره به توهم اصلاح‌‌پذیری نظام و امکان مبارزه‌ی اصلاح‌طلبانه در چهارچوب این سیستم، که با امواج جنبش‌های اعتراضی مردم بی‌اعتبار شده‌اند، دامن بزند.

٢- ما مخالف هر گونه دخالت قدرت های بزرگ در امور ایران هستیم. ما سیاست‌های دخالت‌گرانه و برتری‌خواهانه جمهوری‌ اسلامی ایران در خاورمیانه، سیاست‌های سلطه جویانه و سیادت طلبانه‌ی آمریکا و‌ دیگر قدرت‌های جهانی (روسیه، چین و اتحادیه اروپا) و هم چنین قدرت‌های منطقه‌ای (عربستان سعودی، اسرائیل…) را شدیداً محکوم می‌کنیم. ما مخالف جنگ‌افروزی جمهوری اسلامی و آمریکا و دیگر قدرت‌ها در منطقه هستیم. ما معتقدیم که سرنوشت مردم خاورمیانه از جمله مردم ایران باید تنها و تنها به دست خود آنان، بدون دخالت‌ها و آلترناتیو‌سازی‌های قدرت‌های جهانی، تعیین شود.

٣- ما خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی توسط خودِ مردمان ایران از راه جنبش‌های اجتماعی، مدنی، انجمنی و احزاب آن ها هستیم. ما از هیچ کوششی برای پشتیبانی از جنبش‌های اجتماعی مردم در داخل کشور، مانند جنبش های زنان، دانشجویان، کارگران و اقوام تحت ستم و تبعیض… در راه رسیدن به آزادی، جمهوری، دموکراسی، جدایی دولت و ‌دین (لائیسیته)، عدالت اجتماعی و دولتی غیر متمرکز دریغ نخواهیم کرد. 

جنبش جمهوری‌خواهان دموکرات و لائیک ایران

13 مرداد 1398 – 4 اوت 2019