رانندگان کامیون و کامیون داران دستگیر شده باید فوری و بی قید و شرط آزاد گردند!

اطلاعیه پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد

در مورد دستگیری رانندگان و کامیون داران اعتصابی

در پی اعتصاب سوم رانندگان کامیون از اول مهر ماه بیش از دویست نفر از رانندگان و کامیون داران دستگیر شده و بنا به اطلاعات رسیده این دستگیری ها همچنان ادامه دارد. اتهامات مطرح شده از جانب مسئولین مختلف حکومت جمهموری اسلامی ایران به دستگیر شدگان از جمله اغتشاش و اقدام علیه امنیت ملی اتهاماتی واهی است و کوچکترین ربطی به خواستهای واقعی اعتصاب کنندگان ندارد.

اعتراض اصلی اعتصاب کنندگان این است که درآمد آنها قادر به تامین معیشت کافی نیست. رانندگان به شرایط سخت و زیان آور شغلی شان اعتراض دارند و خواستار بازنشستگی پیش از موعد شده اند. حذف دلالان و واسطه ها از چرخه بارگیری که باعث کاهش درآمد آنان شده و ایجاد استراحتگاه مناسب در مسیر راه از دیگر خواست های اعتصاب کنندگان است. کوچکترین اثری از طرح این خواست ها در اتهامات وارده از جانب مقامات قضایی ایران بر دستگیر شدگان وجود ندارد.

واقعیت این است که تورم در ایران بویژه در ماههای اخیر بطور سرسام آوری بالا رفته و قیمت کالاها از جمله قیمت قطعات یدکی کامیون ها چند برابر شده است. از طرف دیگر دستمزد رانندگان و درآمد کامیون داران بطور اندکی تغییر کرده است. کامیون ها با لاستیک های کهنه و مضمحل و قطعات ضایع بکار گرفته شده که منجر به بالا رفتن سوانح رانندگی شده است. اگر رانندگان نیز اعتصاب نمی کردند بسیاری از کامیون ها خود از حرکت باز می ایستادند.

پاسخ جمهوری اسلامی ایران و مقامات قضایی و امنیتی آن به این اعتصاب، با وجود دیدن این واقعیت و اطلاع دقیق از خواستهای اعتصاب کنندگان تهدید، ارعاب و دستگیری بیش از دویست نفر از اعتصاب کنندگان بوده است.

پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد – ایران ضمن حمایت از خواستها و اعتصاب رانندگان و کامیون داران معتقد است که اعتراض، گردهمایی و اعتصاب حق مسلم و ابتدایی برسمیت شناخته شده جهانی است و برخورد مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی با اعتصاب کنندگان محکوم است.

 ما خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه بازداشت شدگان از این اعتصاب هستیم.

پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد – ایران

۵ سپتامبر ۲۰۱٨




جایگاه سندیکاها و نهادهای طبقاتی در جنبش کارگری

از جمله شرایط بحرانی سندیکای شرکت واحد

 

مدتی است چالشی جدی و تعمیق یافته بر بخشی از جنبش کارگری ایران بال گسترانده است که بطور عمده در سه دیدگاه متفاوت انعکاس می یابد. گرایش اول با فعالیت در چارچوب خانه ی کارگر و شوراهای اسلامی کار بوسیله ی باصطلاح فعالین کارگری که در این راستا شناخته شده می باشند، نصایح وزارت کار جمهوری اسلامی را پذیرفته و در فکر سازماندهی سندیکایی می باشند. نظریه دوم از سندیکاهایی که در گذشته بوجود آمده بودند و هنوز نیز با مشکلاتی چند، به فعالیت ادامه می دهند، برای دفاع از دستاوردهای تشکل سندیکایی خویش، گرایش اول را در نهایت به وزارت اطلاعات متصل می سازد و مبارزات آنان را نه مستقل، بلکه با اتکا به دولت ارزیابی می کند. دیدگاه سوم با انطباق و رویکرد اساسنامه ای و با بازنگری در پاره ای از بندها و تبصره های آن، اختلافی با نظریه دوم دارد، ولی گرایش اول را مردود می شمارد و اهداف آنرا در چارچوب تشکل مستقل کارگری ارزیابی نمی کند. ولی اولین سئوالی که ملکه ذهن ما می گردد، دلیل و ریشه ی اصلی این تضاد در جنبش کارگری است که مشکلی جدی در اتحادیه ها و نیز نهادهای کارگری را فراهم ساخته و اکنون چگونه می توان از این مسیر بحرانی عبور نمود.  زیرا با یک نگاه عمومی پی خواهیم برد که مشکل اساسی فوق فقط در سندیکاهای کارگران شرکت واحد و نیشکر هفت تپه بچشم نمی خورد، بلکه می تواند در مواردی و در راستای موازین اساسنامه ای، تشکل و یا تشکل هایی را هدف قرار دهد و از این نظر است که بحران تعمیق بیشتری مییابد و به شکل عمومی تری سر باز می نماید.

ولی قبل از اینکه وارد چالش های موجود کنونی شویم، ابتدا خاستگاه و اهداف تشکل های متفاوت کارگری در بطن نظام سرمایه داری را ترسیم می نماییم.

شش تفاوت اساسی بین سندیکاها و احزاب سیاسی

جنبش کارگری در غالب سندیکاها و نهادهای کارگری فاقد ایدئولوژی خاص اجتماعی است و با احزاب سیاسی تفاوتی اساسی دارد زیرا کارگران متشکل در آن، بر مبنای پیشبرد مبارزه ی طبقاتی در تضاد آشکار با کارفرمایان نظام سرمایه داری قرار می گیرند و با گرایشات متفاوت، با صلابت و پیگیری به مبارزه تداوم می بخشند.  بعنوان نمونه کارگرانی که از نظر فکری به گرایش کمونیستی تعلق دارند، می توانند در سندیکاها و نهادهای کارگری عضویت داشته باشند و بالعکس کارگر مبارز غیر کمونیست نمی تواند به عضویت حزب کمونیست نائل گردد. بنابراین وظایف سندیکاها ی کارگری به ثمر رساندن انقلاب نیست، آنها محصول نظام سرمایه داری می باشند و در رابطه با مطالبات طبقاتی کارگران در برابر کارفرمایان خصوصی و دولتی می ایستند و چانه زنی می نمایند. در گذشته و در اواخر قرن نوزده بعضی از سندیکاها در نقاطی از جهان وظیفه ی انقلابی را در کارنامه و اساسنامه های خود وارد نموده که بیش از بیش مرتکب اشتباه فاحشی گشتند زیرا اینگونه موضع گیری ها بر اساس منطق مبارزه ی طبقاتی نبود و بویژه نمی توان جایگاه خود را با احزاب سیاسی یکی دانست و وظایف را مخدوش نمود. بعبارت دیگر تا زمانی که نظام سرمایه داری موجودیت دارد، سندیکاها و تشکل های صنفی کارگری نیز ضرورت وجودی خواهند داشت. زمانیکه سندیکاها از حقوق صنفی کارگران به دفاع برمی خیزند، اعتراضات خود را متوجه ی کارفرمایان و حاکمیت حامی سرمایه می سازند، بنابراین اتحادیه های کارگری بر مبنای سه جانبه گرایی متمرکز می گردند و در واقع راه دیگری جهت کسب مطالبات برایشان باقی نمی ماند. ولی برعکس اگر احزاب سیاسی سه جانبه گرایی را پیشه نمایند، به سوسیال دموکرات هایی مبدل میشوند که رفرمیسم، پارلمانتاریسم و سازشکاری با قدرت سیاسی ـ اجتماعی رکن مبارزاتی آنها را برجسته خواهد ساخت. در نتیجه سه جانبه گرایی، قانون گرایی را به همراه خواهد داشت، زیرا سندیکاها خواهان رسمی شدن از طرف حاکمیت سیاسی نظام سرمایه داری می باشند. ولی قانون گرایی سندیکایی بمفهوم پذیرش قوانین ضد کارگری نظام سرمایه داری نیست، زیرا اگر در مسیر قانون حاکمیت سیاسی عمل شود، سندیکاها با پشت نمودن از تشکل مستقل طبقاتی، به زائیده ی سیستم استثماری سرمایه مبدل می شوند. بنابراین منظور از قانون گرایی، پذیرش قانونی سندیکاها در مبارزات صنفی ـ اجتماعی از طرف حاکمیت سرمایه داری است.  تجربه از گذشته های دور تا کنون نشان می دهد که می توان بطور عمده شش تقاوت بین اتحادیه های کارگری و احزاب سیاسی را برجسته نمود:

1ـ مبارزات سندیکاها در روال کلی و عمومی بر مبنای دفاع صنفی ـ حقوقی ـ اقتصادی پایه ریزی شده است ولی احزاب، پیکاری سیاسی ـ اقتصادی دارند.

2ـ تشکل های کارگری در چارچوب فعالیت صنفی و اقتصادی، وسیع و در سطح گسترده ای ظاهر می شوند و بر عکس احزاب سیاسی، اعضای سندیکاهی شامل ایده و تفکر خاص اجتماعی نمی گردد و در مرز های ایدئولوژیک خلاصه نمی شود.

3ـ سندیکاها بیش از بیش علنی و قانونی عمل می نمایند ولی احزاب سیاسی کارگری به دلیل شرایط ویژه ی اجتماعی کمتر علنی ظاهر می شوند و بیشتر باید با رعایت اصول مخفی و پوشیده عمل نمایند.

4ـ در سندیکاهای کارگری فقط کارگران عضویت دارند ولی در احزاب سیاسی کارگری، روشنفکران اجتماعی حامی به ایدئولوژی کارگری نیز عضویت دارند.

5ـ سندیکاها بعنوان تشکلی علنی و بمثابه ی نیرویی در جهت دفاع حقوقی ـ صنفی از کارگران در برابر نظام سرمایه داری، تشکلی قانونی و سه جانبه گرا می باشند ولی بر عکس احزاب سیاسی کارگری رویکرد متفاوتی دارند و نمی توانند همانند رفرمیسم و پارلمانتاریسم، سه جانبه گرایی پیشه کنند.

6ـ با گذر از خصلت عمده ی سندیکایی در فوق، تشکل های کارگری از نوع سندیکایی آن فاقد آلترناتیو حکومتی و بنابراین نمی توانند انقلابی باشند ولی احزاب سیاسی کارگری از آنجا که مستقیمن به دلیل سیاسی بودن، آلترناتیو حکومتی اختیار می کنند، بر مبنای آلترناتیوی که ارائه می دهند میتوانند انقلابی باشند.

با چنین رویکردی، حد و مرز تشکل سندیکایی در چارچوب پیشبرد مبارزات اجتماعی بصورت نسبی شفافیت می یابد. زیرا نباید مبارزات سندیکاها را بمثابه ی احزاب سیاسی در نظر گرفت. آنها حق دارند که از وزارت کار بخواهند که تشکل سندیکاهی شان را رسمیت دهد و به همان گونه حق دارند که با وزارت کار در رابطه با حقوق کارگری چانه زنی نمایند. همه ی سندیکاها و حتا نهادهای کارگری موجود در ایران به درستی و با تحلیل صحیح اجتماعی این مسیر را نادیده نمی انگارند و حاکمیت سرمایه داری جمهوری اسلامی را به دلیل دیکتاتوری، سرکوب و نقض قوانین اجتماعی محکوم می کنند. با چنین رویکردی نگاهی اجمالی به بحران موجود در سندیکای شرکت واحد میپردازیم.

نظری به بحران سندیکای کارگری شرکت واحد

در نگاه اولیه باید عنوان داشت، مشکل ایجاد شده در “سندیکای کارگری شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه” میتواند نمونه ای از بحران عمومی برای بسیاری از تشکل های کارگری در سطح جامعه باشد که به نوعی از آستین سندیکای شرکت واحد، بیرون کشیده شده است. زیرا سندیکای نامبرده همانند “سندیکای کارگری نیشکر هفت تپه” از تداوم و صلابت مبارزاتی شفافی برخوردار است و هزینه ی گزافی در حفظ و بقای مبارزاتی تشکل خویش می پردازد. این دو سندیکای مبارز کارگری در جامعه ای که حاکمیت سیاسی آن هر گونه حقوق ابتدایی شهروندی را بر پایه ی سیستم دیکتاتوری نادیده می گیرد فعالیت می کنند. نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی با سرمایه داری غنوده در غرب فقط یک تفاوت صوری دارد. اگر در ایران رژیم مستبد اسلامی، تشکل ها و نهادهای کارگری را برسمیت نمی شناسد و به آنها اجازه ی جولان و فعالیت نمی دهد، در غرب (با بازنگری خاص قانونی شان) به سندیکاها اجازه ی قانونی داده می شود، ولی فعالیت های مبارزاتی شان در تند پیچ های اجتماعی شامل کنترل دولتی می گردد. ولی استبداد جمهوری اسلامی از تمام ابزار برای سرکوب و نادیده گرفتن حقوق سندیکایی بهره می گیرد و در این رابطه هر تشکلی را که در فضای بیرونی “شوراهای اسلامی کار” و “خانه کارگر” موجودیت داشته باشد، با اتهامات ناروا و دروغین به هیئت مدیران، قصد در منزوی ساختن آنها داشته و اتیکت سیاسی بر پیشانی شان حک می نماید حتا در گفتمانی با “سازمان جهانی کار”، رضا شهابی را به سازمان زرد و عقب مانده ی مذهبی مجاهدین منتصب می سازد. حاکمیت سیاسی با زندانی ساختن و در تعاقب آن از ترفند حذف و بیکاری استفاده می کند تا به اصطلاح از شر فعالیت های مبارزاتی شان در زمینه ی حقوق صنفی ـ اقتصادی رهایی یابد و با نفوذ از طریق عناصر متزلزل و خود فروخته کارگری، زمینه ی تلاشی سندیکاها را آماده نماید. بویژه فعالین سندیکایی توانستند با افشاگری های پی در پی، اتحادیه های متفاوت جهانی را در رابطه با حمایت و پشتیبانی از حقوق سندیکایی خویش بسیج نمایند و این مسئله موجب هراس هر چه بیشتر حاکمیت سیاسی نسبت به این سندیکاها گردید و در چنین مسیری با کمک لابی های خود جهت باصطلاح تلاشی سندیکاها، با یاری از بعضی موازین اساسنامه ای بخصوص در سندیکای شرکت واحد، سازماندهی تشکل دیگری از سندیکای نامبرده در چارچوب خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار را موجب گردد و در این راه از حربه ی “مجمع عمومی” استفاده می کند.

ترفندهای دولتی جمهوری اسلامی در برگزاری “مجع عمومی” سندیکای شرکت واحد که دامنه ی فعالیت سندیکای نیشکر هفت تپه را نیز در بر می گیرد، موجب چالشی حتا در بین فعالین کارگری داخل کشور می شود. زیرا به باور من “هیئت های مدیره” سندیکای شرکت واحد در چارچوب موازین اساسنامه ای فقط در یک مورد دچار اشتباهی گردیده اند که متاسفانه موجب آن می شود که دست خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار تا حدودی بنا به فرصت طلبی، باز بماند. زیرا سندیکای شرکت واحد پس از “مجمع عمومی” سال 1384 تا کنون مجمع عموی برگزار نکرده است و علاوه به بازنگری و تغییر و تحولات شرایط موجود اجتماعی و در چنین مسیری روشنی هر چه بیشتر به روند فعالیت های سندیکایی و نیز راهکارهای نوینی جهت مبارزه با ترفندهای حکومتی ارائه نداده است. زیرا مطابق با اساسنامه شرکت واحد، مجمع عمومی باید هر دو سال یکبار برگزار شود و اگر چنین موازینی به هر علتی صورت نگیرد، آنزمان با مراجعه به ماده 31 و بند 2 می توان از مجمع عمومی دیگری صحبت نمود که شکل فوق العاده ای خواهد داشت. زیرا با گذشت شش ماه از پایان یافتن اعتبار هیئت مدیره و اگر انتخاباتی در این زمینه ی مشخص صورت نگیرد، فقط امضا یک سوم اعضا همراه بازرسان برای سازماندهی “مجمع عمومی” کافی خواهد بود. ولی متاسفانه نه مجمع عمومی عادی و نه شکل “فوقالعاده” ان تا کنون که چهارده سال از برگزاری آخرین “مجمع عمومی” سپری می شود، صورت نگرفته است. البته مشکلات سندیکای شرکت واحد عمیقن زیاد بوده است و فعالین آن یا در زندان بودند و یا سالوسانه بوسیله حکومت سرمایه داری اسلامی از کار بیکار میشدند ولی با این همه محرومیت و مشقت، سندیکا قادر بود و یا میتوانست “مجمع عمومی” برگزار کند. اما هیئت مدیره سندیکای کارگری شرکت واحد عنوان میدارد که در تاریخ خرداد 1394 تقاضایی  برای برگزاری “مجمع عمومی” از وزارت کار نموده است که با عدم توافق آنها روبرو می شود. باید عنوان داشت که این تصمیم از طرف وزارت کار دور از انتظار نبود، زیرا نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی، سندیکای شرکت واحد را به رسمیت نمی شناسد و از این جهت مردود شمردن مجمع عمومی سندیکا از طرف آنان تعجب انگیز نیست. البته این تقاضا باید ارائه می گشت ولی ما از عواقب تصمیم وزارت کار آگاهی داریم. بنابراین هیئت مدیره می توانست با تبلیغ و ترویج بین کارگران شرکت واحد، بدون مجوز وزارت کار “مجمع عمومی” سندیکا را برگزار می نمود و این سازماندهی می توانست یا بشکل عادی و یا بصورت فوق العاده عملی می گردید و اگر در چنین راستایی همانند سال 1384 از طرف “خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار” تجاوز و اغتشاش وحشیانه ای انجام می گرفت، بویژه در شرایط امروزی، افشاگری مسئولین و فعالین سندیکا، همه ی اتحادیه های جهانی را معطوف به فعالیت سندیکایی خود، جلب می نمود. متاسفانه این مسئله تنها موردی است که عزیزانی که در “هیئت مدیره” قرار دارند نسبت بدان جدی برخورد ننمودند و این نیز مانوور فرصت طلبان و دشمنان را علیه سندیکا موجب گردید.

ولی یکی از فعالین کارگری که در رابطه با معضل “سندیکای کارگری شرکت واحد” واکنش نشان می دهد، رفیق محمود صالحی است. نظریه محمود صالحی منطبق بر موازین اساسنامه ای شرکت واحد است و بر چنین پایه ای بصورت جدی خواهان برگزاری “مجمع عمومی” شرکت واحد می گردد. محمود صالحی به همه ی این مشکلات، نگاه و تفکری مسئولانه دارد و در نوشته های او در فسبوک دقت بعمل می آورم. منظور محمود از “مجمع عمومی” فقط تشکل خاصی را در بر نمی گیرد بلکه نگاهی عمومی به همه ی تشکل های کارگری در ایران دارد و معتقد به رویکرد شورایی است و این را بارها در فسبوک در خطاب نوشتاری عمومی کارگری مطرح کرده است. وقتی از ماده 31 و بند دوم آن در چارچوب اساسنامه سندیکای شرکت واحد عنوان میدارد که هیئت مدیره باید برای سازماندهی “مجمع عمومی” اقدام نماید، نه ایتکه به خطا نرفته است، بلکه واقعیتی را برملا می سازد. او دلسوزانه میخواهد بگوید “بجنبید”، در غیر اینصورت تشکل واقعی که بتواند از منافع عمومی کارگران سندیکای شرکت واحد دفاع نموده و بصورت گسترده آنها را در مواقع ضروری با سازماندهی مطلوب به خیابان ها کشاند، متاسفانه ابتکار و موجودیت عملی خود را از دست می دهد، همانطور که رفیق آذر ماجدی در مقاله ی خود در رابطه با برگزاری “مجامع عمومی” محق است. البته هیچ تشکلی مطابق با موازین اساسنامه ای نمیتواند بخودی خود منحل شود، ولی همه ی بحث در این است که با عدم برگزاری “مجمع عمومی” چه بصورت عادی و چه بشکل فوق العاده، سندیکا فقط با نام و حداکثر با رسانه ای در حرکت خواهد بود. بنابراین باید از سندیکاهای شرکت واحد و نیشکر هفت تپه در برابر دسیسه خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار دفاع قاطعانه گردد تا این تشکل ها با برگزاری مجمع عمومی فوق العاده، بقا و مبارزه ی پیگیرانه آنرا در جهت احقاق حقوق کارگری تضمین و تثبیت نمایند. این عزیزان هزینه ی سنگینی را پرداخته و هنوز نیز می پردازند.

29 مهر 1397 ـ  21 اکتبر 2018

 




درد دل کارگران اراک؛ از هپکو تا شهرک صنعتی خیرآباد

غرور ما شکسته است

حسین کارگر شهرکت صنعتی خیرآباد اراک با ماهی یک میلیون و 300 هزار تومان حقوق می گوید: «8 سال است اینجا کار می‌کنم و 13 سال هم جای دیگری بودم. دوتا بچه دارم و با بدبختی زندگی می‌کنیم. یک سره دردسر و گرفتاری است و کاری هم از دست ما برنمی‌آید. در خانه 40 متری با دو بچه زندگی می‌کنم و فقط زور می‌زنیم زنده بمانیم. «خدا را شکر هنوز پولمان می‌رسد که پوستر گوشت و مرغ را بخریم و به بچه‌ها نشان بدهیم!».»

مهدی مسئول انجمن صنفی و کارگر قسمت تعمیرات در مورد مشکلات 6 ساله 34 هزار کارگر قرارداد موقت پالایشگاه نفت می گوید:«ما اداره کاری پول می‌گیریم؛ 2میلیون با 120 ساعت اضافه کار، ولی نفر رسمی با همان پست توی اتاق می‌نشیند و بالای 7 میلیون  می‌گیرد.»

محمد حامدی عضو شورای کارگری شرکت احیا صنعت با اشاره به واگذاری شرکت به بخش خصوصی و خطر اخراج می گوید: کارگران نگرانند و می‌گویند این جا‌به‌جایی منجر به بیکار شدن بیش از صد نفر با سابقه کار بالا و در آستانه بازنشستگی خواهد شد. 50 تا نیرو با 17سال سابقه داریم که دو سه سال دیگر بازنشسته می‌شوند. حالا اگر بخواهند یکدفعه اخراج شوند چه لطمه‌ای به آنها و خانواده‌شان می‌خورد؟»

امیر کارگر هپکو با 17 سال سابقه کار با اشاره به روزهایی که کارگران به خیابان‌ها ریختند و راهپیمایی‌های خیابانی و بستن خط راه‌آهن و تحصن در میدان باغ ملی و..وعده هایی که دادند، می گوید: «بعد از اینکه یکی یکی وعده‌ها نقد نشد، زندگی کارگران زیادی آسیب دید و بعضی خانواده‌ها از هم پاشید و به طلاق انجامید. اما مهم‌ترین مسأله غرور کارگرانی بود که شکسته می‌شد. یک روز یکی از پرسنل را دیدیم که مثل اسفند روی آتش است. می‌گفت سوپری محل حرف بدی به خانمش زده و او که حساب دفتری زیادی پیش آن فروشنده داشت نمی‌دانست چکار کند. خون خونش را می‌خورد، غرورش خرد شده بود.»

او از خودکشی همسر یکی از پرسنل می‌گوید و از شرایطی که آنقدر گفتنش دردناک است که شاید قابل درک نباشد: «اما تا کجا می‌شود ادامه داد، خدا می‌داند. می‌خواهی وام بگیری، بفهمند کارگر هپکویی وام نمی‌دهند و ضامن هم نمی‌توانی بشوی. توی فامیل بی‌اعتبار می‌شوی، دیگر کسی در خانه ات را نمی‌زند چون می‌داند یخچالت خالی است. خودت هم بهتر می‌بینی که با فامیل قطع ارتباط کنی. یک بار یکی از دوستان در یک ماه سه تا عروسی دعوت شد که هیچ‌کدام را نرفت. وقتی حقوق نمی‌گیری چطور می‌خواهی برای زن و بچه لباس بخری؟ اصلاً لباس هم بخری عروسی بدون کادو دادن که نمی‌شود؛ کسی که 500 تومان توی جیبش ندارد، کسی نمی‌تواند درکش کند که چه کشیده. مردم عادی نمی‌توانند درک کنند. ما آسیب روانی دیده‌ایم!»

اما مسأله او و بسیاری از کارگران اراکی تنها پول و سرمایه نیست آنها نگران روزهایی هستند که شرکت‌ها یکی پس‌ از دیگری تعطیل شوند و دیگر کاری نباشد.  امیر در ادامه این گزارش که اردوی کار به نقل از گزارش محمد معصومیان در ایران آنلاین خلاصه کرده می‌گوید: «شهر ما شهری صنعتی است. آونگان تعطیل شد، کابل‌سازی تعطیل شد، موکت‌سازی تعطیل شد… خب بچه‌های این شهر کجا بروند سر کار؟ خیلی از مردم شرایط ما را درک نمی‌کنند. ما ایستادیم پای صنعت شهر تا آینده بدتر از امروز نباشد.

 




پنج سندیکای فرانسوی در نامه‌ای به خامنه‌ای خواستار آزادی فوری محمد حبیبی شده‌اند

نامه سندیکاها به آيت‌الله سید علی خامنه ای

متن نامه به زبان فرانسه

 

آيت‌الله سید علی خامنه ای

رهبر جمهوری اسلامی ایران

دفتر رهبری

خیابان کشور دوست

 تهران، ایران

 

پاریس ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۸

آقای رهبر

 

سازمان های سندیکائی فرانسوی س اف.د.ت، س.ژ.ت، اف.اس.او، سولیدر، او.ان.اس.آ،  توجه شما را نسبت به وضعیت محمد حبیبی، معلم و سندیکالیست ایرانی جلب می کند.

 در تاریخ ۴ اوت ۲۰۱۸ محمد حبیبی به ده سال و نیم حبس محکوم شد. مضافا آن که دادگاه او را به ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوعیت هر نوع فعالیت سیاسی و اجتماعی  محکوم کرد.  

محمد حبیبی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران، یکی از بسیار مبارزان سندیکایی مستقلی است که به خاطر پیگیر بودن شان در فعالیت های قانونی توسط رژیم تحت پیگرد و آزار قرار گرفته اند. او در ماه مه در حالی که در یک تظاهرات آرام شرکت داشت، دستگیر می شود و از آن تاریخ در زندان در شرایط بسیار دشواری بسر می برد. به گفته اعضای خانواده اش پس از ملاقت با او درزندان، در زندان با او به شدت بد رفتاری کرده اند. مقامات زندان کماکان از ارائه خدمات درمانی و معالجات اضطراری، که او به شدت بدان ها نیاز دارد، دریغ می ورزند. بدون معالجات لازم، خطر وخیم تر شدن سریع وضعیت سلامتی او بسیار است. یادآور می شویم که شما در مقام رهبر جمهوری اسلامی ایران مسئول سلامتی و جان محمد حبیبی هستید.

اخبار رسیده حاکی از دشوارتر شدن دنیای کار در ایران است. جمهوری اسلامی ایران نشان داده که تعهدات خود در قبال توافق نامه های بین المللی سازمان جهانی کار، که حق کارگران ایران را در ایجاد تشکلات مستقل به رسمیت می شناسد، مراعات نمی کند.

 حبس محمد حبیبی تخطی از حقوق بشر و آزادی های اساسی سندیکایی است. از این رو ما خواستار آزادی فوری او هستیم. همچنین به دلیل نقض همین حقوق، ما آزادی فوری و بی قید و شرط همه فعالان زن و مرد زندانی، از جمله اسماعیل عبدی ومحمود بهشتی، معلمان دربند را خواستاریم، کسانی که هدفی جز فعالیت های سندیکائی و دفاع از حقوق قانونی مزدبگیران ندارند.

با تقدیم احترامات

 

کنفدراسیون دموکراتیک فرانسوی کار 

کنفدراسیون عمومی کار 

فدراسیون متحده سندیکایی

اتحاد سندیکایی همبستگی (سولیدر)

اتحاد ملی سندیکاهای مستقل

رونوشت به:

آقای حسن روحانی، رئیس جمهور

آقای صادق لایجانی، رئیس قوه قضائیه

سفیر ایران در پاریس

 




گزارشی از سفر ۵ هفته ای نمایندگان جنبش کارگری و معلمان ایران به اروپا

 سه فعال مستقل در این سفر تا توانستند شرایط طبقه کارگر، نهادهای مستقل کارگری، و خواست های خود را در اروپا و با طبقه کارگر جهانی در میان گذاشتند. آنان در نشست با نهادهای کارگری فرانسه، آلمان، سوئد، ایتالیا، تونس، مصر، فلسطین، لبنان، ترکیه، سنگال، نروژ، اسپانیا و نیز برخی از مسئولین سازمان جهانی کار،  سخنی جز بیان درد و رنج و خواستهای کارگران ایران نداشتند و سخنی جز اتحاد  و همبستگی نگفتند. در هر تریبون همان گفتند که در بازداشتگاه ها، زندان ها، بازجویی ها،  اعتصاب ها،  حوزه کار و تولید گفته بودند. آنان سخنگویان آگاه و مبارز نیروی کار در صحنه نبرد کار و سرمایه بودند. در یک کلام آن ها در تریبون ها، در نشست ها، درپرسش و  پاسخ ها، و در مصاحبه ها برملا می ساختند.

به دعوت کلکتیو سندیکائی متشکل از سندیکاهای فرانسوی س.ژ.ت (CGT)، س.اف.د.ت (CFDT)، اف.اس.او (FSU)، اونسا (UNSA) و سولیدر((Solidaires، سه فعال سندیکائی ایرانی رضا شهابی و داود رضوی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، و لقمان ویسی از انجمن صنفی معلمان مریوان، از ۲۶ مه تا ۴ ژوئیه ۲۰۱۸ به فرانسه سفرکردند. ده سال است که این کلکتیو در حمایت ازمبارزات جنبش کارگری، برای آزادی کارگران زندانی و ارتقای سندیکالیسم مستقل در ایران به فعالیت مشغول است.

اولین بار نبود که کلکتیو سندیکایی فرانسوی نمایندگان کارگران ایرانی را به فرانسه دعوت می کرد. در سال های پیش تر نمایندگانی از «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری»، از «مجتمع نیشکر هفت تپه» و از «شرکت واحد» نیز به دعوت کلکتیو به فرانسه سفر کرده بودند. این سفر اما از کیفیت، کمیت و تأثیرات گسترده ای برخوردار بود. در حالی که صدو هفتمین جلاس سالیانه سازمان جهانی کار پشت درهای بسته، با هیأت های سه جانبه بورژوایی برگزار می شد، رضا شهابی، داود رضوی و لقمان ویسی پس از دیدارها در فرانسه، توانستند به عنوان همراه سندیکاهای س.ژ.ت و س.اف.د.ت، اعضای فرانسوی حاضر در اجلاس، با چند تن از مسئولین سازمان جهانی کار نیز دیدارهایی داشته باشند.

در طی این سفر علاوه بر کلکتیو فرانسوی، تشکلات کارگری و سندیکائی کشورهای سوئیس، آلمان، نروژ، سوئد و انگلستان از این فعالین جنبش کارگری دعوت کردند که در جهت دیدار و آشنائی با جنبش کارگری ایران و برگزاری جلسات عمومی به این کشورها سفر کنند.

در طی ۵ هفته هر سه فعال با صراحت و شفافیت بارها هدف از این  سفر را، چه در دیدارهایشان با فعالین جنبش کارگری و نمایندگان مستقل کارگران در کشورهای اروپایی، و چه در سخنرانی ها و پرسش و پاسخ ها در همایش های عمومی چندین ساعته، در مصاحبه ها با روزنامه ها و رادیو، چنین اعلام کردند: آشنایی با وضعیت اسفناک جنبش کارگری، افشای ماهیت ضد کارگری همه جناح های رژیم مستقر در ایران، افشای تشکلات کارگری قلابی رژیم ساخته، تاکید بر استقلال طبقاتی تشکلات کارگری، و ایجاد پیوند طبقاتی و پشتیبانی بین المللی از جنبش کارگری برای دستیابی به خواست های طبقاتی شان در ایران.

امید است که این دیدارها با مسئولین اتحادیه های کارگری فرانسه، آلمان، نروژ و سوئد، سخنرانی و پرسش و پاسخ در نشست های چندین ساعته با فعالین جنبش کارگری و نمایندگان مستقل کارگران کشورهای اروپایی، زمینه ایجاد پیوند طبقاتی و جلب پشتیبانی جنبش کارگری جهانی برای دستیابی به خواست های طبقاتی در ایران را هموارتر سازد.

آن چه در سطور زیر می خوانید گزارش جامع و شفافی است از مراحل مختلف این سفر.

پاریس – تظاهرات پاریس

در فردای ورود سه نماینده جنبش کارگری و فرهنگیان به پاریس، به مناسبت اولین سالگرد انتخاب امانوئل ماکرون به ریاست جمهوری فرانسه، بزرگ ترین تظاهرات در سرتاسر فرانسه در اعتراض به سیاست های اقتصادی دولت برگزار می شود. آنان وظیفه خود دیدند که در راستای همبستگی طبقاتی و انترناسیونالیستی در این اعتراضات شرکت کنند. بدین ترتیب در میدان باستیل و خیابان های پاریس بود که آن ها اولین تماس با جنبش کارگری فرانسه را گرفتند.


ژنو – سازمان جهانی کار

سفر این سه فعال سندیکائی هم زمان بود با صدو هفتمین اجلاس سالیانه سازمان جهانی کار در ژنو. در حالی که اجلاس در پشت درهای بسته و با هیأت های سه جانبه بورژوایی برگزار می شد، آن ها توانستند که از طریق سندیکاهای فرانسوی س. ژ. ت و س. اف. د. ت، در روزهای ۲۸ و ٢٩ ماه مه با نمایندگان نهادهای سندیکائی از جمله سندیکای بین المللی CSI و سندیکای بین المللی حمل و نقل ITF دیدار کنند. از دستآوردهای این دیدارها این بود که این فعالان ایرانی به عنوان نمایندگان واقعی سندیکالیسم مستقل در ایران به رسمیت شناخته شدند.

در طی دو روز در ژنو نمایندگان سندیکا با برنار تیبو عضو هیأت مدیره سازمان جهانی کار، و با بیاته اندرس و کاسترو که به عنوان نمایندگان این سازمان در ماه اردیبهشت گذشته به ایران سفر کرده بودند، دیدار و گفتگو کردند. اهمیت ملاقات با افراد مذکور در این بود که در طی اقامت دو فرد اخیر در ایران، وزارت کار مانع از ملاقات آن ها با نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد و دیگر تشکلات کارگری مستقل شده بود. گفتگوها متمرکز بودند بر: شکایت های سال های گذشته سندیکای واحد از دولت ایران در رابطه با ممانعت دولت ایران از برگزاری مجمع عمومی سندیکا، آزار و اذیت کارگران شرکت واحد، اخراج اعضای سندیکا، اتهامات سیاسی واهی و سراسر نادرست، محکومیت های قضایی سنگین و زندان برای فعالین سندیکا، و حق ایجاد تشکل های مستقل کارگری بدون دخالت دولت و کارفرما مندرج در مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ سازمان جهانی کار.

آنان همچنین با سارا فینک و مک اوراتا از کنفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل و ممدو و مبل از کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های عمومی دیدارهایی داشتند و از آنان خواستدند تا پرونده شکایت های سندیکای کارگران شرکت واحد از دولت ایران در سازمان جهانی کار را جدی تر پیگیری کنند. در پی این نشست و افشای قلابی و حکومتی بودن هیأت نمایندگی ایران در اجلاس سازمان و برملا شدن ماهیت واقعی «تشکلات کارگری زرد و دولتی» نظیر خانه کارگر و شوراهای اسلامی و نظایر آن، سندیکای واحد به عنوان یک سندیکای واقعی مستقل که کارگران شرکت واحد را نمایندگی می کند، به رسمیت شناخته شد و به عضویت کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های حمل و نقل درآمد.

حضور این سه نفر در ژنو فرصتی را برای آنان فراهم آورد تا با نمایندگان نهادهای سندیکائی کشورهای، آلمان، سوئد، ایتالیا، تونس، مصر، فلسطین، لبنان، ترکیه، سنگال، انگلستان، نروژ و اسپانیا ملاقات کنند و از این طریق مسائل و مشکلات جنبش کارگری در ایران را مطرح ساخته و ماهیت به شدت ضد کارگری رژیم اسلامی حاکم در ایران را فاش سازند.

هم زمان بە دعوت کلکتیو فرانسوی تظاهراتی در برابر مقر سازمان جهانی کار در ژنو در روز ٢٩ مه در اعتراض به حضور عوامل حکومتی در اجلاس برگزار شد. آلن بارون از سندیکای سولیدر به نمایندگی از سوی کلکتیو فرانسوی، طی سخنانی به معرفی کلکتیو پرداخت و شمه ای از تاریخچە پیدایش و فعالیت های دە سالەی آن را ارائه داد. او بە این موضوع اشارە کرد کە کلکتیو هیچگاه جنبش کارگری، معلمان، زنان و …در ایران را تنها نگذاشتە و امسال هم برای دومین بار از اعضای سندیکای شرکت واحد و فعالین صنفی معلمان دعوت کردەاند تا صدای کارگران و معلمان ایران باشند.

 

فرانکفورت : دیدار با مسئولین کنفدراسیون اتحادیه های کارگری آلمان  د.گ.ب. (DGB)

در روزهای ۲۹ و ۳۰ مه، سندیکالیست های ایرانی مهمان سندیکای د.گ.ب. آلمان در شهر فرانکفورت بودند. در این سفر آنان با مسئولین منطقه ای سندیکای  IG Metallملاقات داشتند و به توضیح وضعیت کارگران و دیگر اقشار زحمتکش در ایران پرداختند. متقابلا سندیکالیست های آلمانی هم بر پشتیبانی خود از مبارزات کارگران در ایران تاکید ورزیدند.

گزارشی از ملاقات سه فعال سندیکائی با مسئولین  سندیکای IG Metall در شهر ویسبادن آلمان در نشریه سندیکا:

http://www.igmetall-wiesbaden-limburg.de/aktuelles/meldung/zwischen-arbeitskampf-und-gefaengnis/

همچنین به ابتکار کنفدراسیون سندیکایی د.گ.ب. یک جلسه عمومی در شهر فرانکفورت برگزار شد که با استقبال ایرانیان و آلمانی ها مواجه شدو حدود ۲۰۰ نفر در آن شرکت کردند.

ویدئو جلسه فرانکفورت را در آدرس زیر می توانید مشاهده کنید:

www.iran-echo.com/videos/frankfurt.mp4

نشریه سوسیالیستی Express مصاحبه ای با داوود رضوی انجام داد که در زیر می توان ملاحظه کرد:

http://express-afp.info/wp-content/uploads/2018/07/2018-6_Einen-anderen-Weg-gehen_2.pdf

پاریس : مصاحبه با رادیو بین المللى فرانسه

 

در ۱ ژوئن رادیو بین المللى فرانسه مصاحبه ای با رضا شهابى انجام می دهد که در زیر می توان ملاحظه کرد:

http://www.iran-echo.com/videos/RFI_shahabi_paris_01062018.mp3

 

پاریس : مصاحبه با نشریه بین المللی سندیکای همبستگی – سولیدر

الن بارون، مسئول بخش بین الملل سندیکای سولیدر و عضو کلکتیو سندیکایی فرانسوی، در روز ۴ ژوئن با سه مهمان کلکتیو به گفتگو می نشیند. محور گفتگوها حول وضعیت عمومی کارگران، کارگران شرکت واحد و معلمان، مبارزات اقتصادی آن ها، و تشکل های مستقل و دولتی بود.

متن فرانسوی این مصاحبه  را در آدرس زیر می توانید ملاحظه کنید:

https://solidaires.org/Echanges-avec-trois-syndicalistes-iraniens

http://www.iran-echo.com/echo_pdf/echanges-fr.pdf

 

رن : کنگره کنفدراسیون س.اف.د.ت CFDT   

در روزهای ۶ و ۷ ژوئن فعالان جنبش کارگری به چهل ونهمین کنگره کنفدراسیون دموکراتیک کار فرانسه (س.اف.د.ت.) در شهر رن دعوت شدند. رضا شهابی دراین کنگره سخنرانی کرد و از حمایت این سندیکا از مبارزات کارگران ایران و تلاش آن برای آزادی خود تشکر کرده و آن را نمونه ای از همبستگی بین المللی کارگران‌دانست. این سخنرانی با استقبال پرشور نزدیک به دو هزار نماینده فرانسوی و خارجی حاضر در کنگره روبرو شد. در حاشیه این‌کنگره نمایندگان سندیکا با شاران بارو دبیر کل آی. تی. یو. سی. (کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری) و نیز پیتر سیودنک، مشاور بخش بین المللی کنفدراسیون سندیکایی “د.گ.ب” آلمان دیدار و تبادل نظر کردند. نامبردگان ضمن قدردانی ازمبارزات سندیکای کارگران شرکت واحد بر لزوم‌ حمایت فعالتر از آن تاکید داشتند.

 متن سخنرانی رضا شهابی در چهل ونهمین کنگره کنفدراسیون دموکراتیک کار فرانسه در شهر رن فرانسه:

http://www.iran-echo.com/echo_pdf/shahabi_cfdt.pdf

 پاریس : دیدار با مسئولین اتحاد سندیکایی همبستگی – سولیدر Solidaires

 

سه فعال سندیکائی ایرانی در طی اقامت شان در پاریس چندین دیدار با مسئولین بخش های حمل و نقل، آموزشی، بین المللی و اعضای سندیکای سولیدر داشتند. اولین دیدار آنان در ۸ ژوئن با مسئولان سندیکای سولیدر از جمله استفان انجارلان دبیر سراسری سندیکا و همچنین با مسئولین بخش معلمان و پخش بین الملل بود. استفان انجارلان از حمایت همه جانبه سندیکای سولیدر از جنبش کارگری ایران در ده سال گذشته گفت و بر همکاری بیشتر بین جنبش کارگری ایران و سندیکای سولیدر تاکید ورزید.

پاریس : شرکت در مجمع عمومی کارگران اعتصابی راه آهن فرانسه

از اواسط ماه مه کارکنان شرکت ملی راه آهن فرانسه در اعتراض به سیاست های دولت امانوئل ماکرون در اعتصاب بسر می بردند. در روز ۹ ژوئن به دعوت سندیکای سولیدر، که یکی از ارکان اصلی این اعتصاب طولانی است،

 فعالین سندیکائی ایرانی در مجمع عمومی کارگران اعتصابی راه آهن در  ایستگاه Paris Nord  شرکت می کنند.

دستور جلسه این مجمع عمومی که تماما توسط سولیدر برگزار شده بود، رای گیری در مورد ادامه اعتصاب بود. در پایان مجمع، رضا شهابی برای کارکنان اعتصابی سخنان کوتاهی در مورد اهمیت همبستگی بین المللی کارگران و تاثیر آن بر جنبش کارگری در ایران و موقعیت کارگران دربند ایراد کرد که مورد استقبال شرکت کنندگان در مجمع قرار گرفت. بعد از پایان مجمع مهمانان همراه با اعتصابیون شرکت کننده همگی به محل مجمع عمومی کارگران اعتصابی در ایستگاه Gare de Lyon  که علاوه بر سولیدر، سندیکای س. ژ. ت.  هم شرکت داشت، رفتند. پس از رای گیری برای ادامه اعتصاب، که به اتفاق آرا تصویب شد، همگی در تظاهراتی که در محوطه ایستگاه برگزار شد، شرکت کردند. تظاهرات پرشوری بود و مهمانان ایرانی به شدت تحت تاثیر فضای مبارزاتی و رادیکال این تظاهرات قرار گرفتند.

پاریس : شب همبستگی با کارگران ایران

در ۱۱ ژوئن، به دعوت کلکتیو سندیکائی فرانسه، یک شب همبستگی با کارگران ایران در پاریس برگزار شد.

 « در ده سالی که «کلکتیو» فعال است، توانستیم نه زیاد، بلکه کمی موثر باشیم. کاری که ما در این مدت انجام دادیم شاید تاثیرش این بوده باشد که فعالان کارگری در ایران مجازات‌های کمتری و محکومیت‌های کمتر طویل‌المدتی بگیرند. دوبار توانستیم کمک کنیم که رضا شهابی از زندان آزاد شود و من هنوز باورم نمی‌شود که رضا این جاست. اگر ما توانستیم برای آزادی سندیکالیست‌های ایرانی از زندان کاری انجام بدهیم مسلما با کمک رفقای ایرانی بوده است.»

آلن بارون مسئول بخش بین‌المللی سندیکای سولیدر جلسه را با سخنان فوق شروع کرد.

 موضوع نشست همبستگی با کارگران ایران در پاریس «وضعیت تشکل‌های مستقل کارگری و شرایط کار در ایران» بود. این نشست با سخنان نمایندگان سه سندیکاهای فرانسوی در کلکتیو، «فیلیپ رئو» مسئول بخش بین‌المللی سندیکای  س.اف.د.ت.، «آلن بارون» مسئول بخش بین‌المللی سندیکای سولیدر، و «فیروز نجات» از مسئولان بخش بین‌المللی سندیکای س.ژ.ت.، اغاز شد. آنگاه رضا شهابی، داود رضوی و لقمان ویسی سخن گفتند. سخنرانان در ادامه به پرسش‌های حاضران درباره چرایی عدم گسترش تشکل‌های مستقل کارگری در ایران، سرکوب و محاصره اقتصادی و این که چگونه رژیم اجازه داد آن ها از کشور خارج شوند، پاسخ دادند.

پس شنیدن سخنان شهابی، رضوی و ویسی روشن شد که فعالیت های کلکتیو در حمایت از کارگران ایران، که آلن بارون با فروتنی آن را «کمی موثر» خوانده بود، برای فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری در ایران پراهمیت بوده و نقش مهمی در پشتگرمی دادن به فعالان کارگری در تداوم مبارزات شان داشته، و حتی زمانی که در سلول‌های انفرادی زندان‌ها به بند کشیده شده‌اند، می دانند که تنها نیستند.

دقیقا این حمایت‌های کلکتیو بوده که به نمایندگان تشکل‌های مستقل کارگری ایران امکان داده است که در مقابل گزارش های مخدوش و غیرواقعی نمایندگان وزارت کار حکومت ایران و تشکل‌های کارگری دست‌ساز و مطیع دولت ایران، سازمان بین‌المللی کار، تشکل‌های کارگری بین‌الملی و تشکلات کارگری در سراسر جهان را در جریان وضعیت واقعی کارگران، سرکوب فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری قرار دهند و صدای کارگران ایران باشند.

در پایان نشست، رضا شهابی و داوود رضوی لوحی را که آرم سندیکای شرکت واحد بر آن نقش بسته بود به نشانه قدردانی از زحمات کلکتیو به نمایندگان سندیکاهای فرانسه اهدا کردند.

ویدئو جلسه پاریس را در آدرس زیر می توانید مشاهده کنید:

www.iran-echo.com/videos/paris_2018.mp4

اسلو : دیدار با مسئولین سازمان سراسری کارگری LO

نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد و نماینده معلمان کردستان – مریوان، به دعوت سندیکای ال.او. نروژ به آن کشور سفر کردند و درشهر اسلو در روزهای ۱۳-۱۴ ژوئن دیدارهایی با سندیکای ال.او. و سندیکای معلمان داشتند.


استکهلم : دیدار با مسئولین سازمان سراسری کارگری LO

بنا به دعوت سندیکاهای سوئدی »سازمان سراسری کارگری – ال.او. » ، اتحادیه فلزکاران و کمونال سوئد، رضا شهابی، داود رضوی و لقمان ویسی به آن کشور سفر کردند. در روزهای ۱۵ و ۱۶ ژوئن در شهرهای استکهلم و گوتنبرگ دیدارها و نشست هایی با سندیکاها برگزار شد، همچنین با نشریات این سازمان ها نشست و گفتگو داشتند و شرایط اقتصادی سیاسی کارگران ایران را تشریح نمودند. مهمانان در روز ۱۵ ژوئن درمحل خانه کارگریABF   در شهر استکهلم حضور یافتند و در جلسه ای که توسط سندیکاهای میزبان فراخوانده شده بود به پرسش های ایرانیان علاقمند به جنبش کارگری پاسخ گفتند. در مجموع هر سه نماینده جنبش کارگری و فرهنگی ایران، در سخنانشان به برابری زنان و جنبش زنان، دانشجویان و اهمیت به  کودکان کار و حل مشکلات جامعه از طریق راه حل های سوسیالیستی پرداختند.

ویدئو جلسه پرسش و پاسخ در شهر استکهلم را در آدرس زیر می توانید مشاهده کنید:

www.iran-echo.com/videos/stokholm.mp4

هامبورگ: دیدار با مسئولین اتحادیه متحده کارگران خدمات ( وردی ver.d)

بنا به دعوت سندیکای آلمانی » وردی » رضا شهابی، داود رضوی و لقمان ویسی به شهر هامبورگ سفر کردند و با مسئولین سندیکا دیدار داشتند. در ۱۸ ژوئن یک جلسه عمومی برای مهمانان ترتیب داده شد. در این جلسه كه حدود ٨٠ نفر شركت كرده بودند، ابتدا نماینده سندیکای وردی ضمن خوش آمد گویی، به اهمیت ارتباط با نمایندگان واقعی  اتحادیه ها در ایران تاكید كرده و از شركت هیأت كارگری ایرانی در این جلسه، تشكر نمود.

اولین سخنران رضا شهابی، گزارشی از دستگیری ها، اعتصاب غذا، فشارها ومشکلاتی كه این شرایط برای او وخانواده اش بوجود آمده بود، ارائه داد و بر اهمیت حمایت بین المللی از كارگران ایران، تاكید نمود.

سپس داود رضوی، از شرایط تشكیل سندیكای واحد و تحمیل آن به حاكمیت صحبت كرد. رضوی، به تغییر شرایط  و ایجاد امید در میان كارگران، برای ایجاد تشكل های مستقل خود، اشاره كرد و به همكاری تنگاتنگ سندیكای واحد در تشكیل سندیكای كارگران نیشكر هفت تپه اهواز اشاره کرد و آن را دستاوردی بزرگ ارزیابی كرد. او سپس شرایط اسفبار فعلی كارگران، چه قبل از برجام و چه بعد از خروج آمریكا از آن را تشریح كرد. او یكی از دلائل عدم ایجاد تشكل های مستقل كارگری را ناامنی شغلی، قراردادهای كاری موقت و “سفید امضاء ” ، اخذ سفته از كارگران، عدم پرداخت دستمزد كارگران، جو پلیسی در محیط كار و نقش سركوبگرانه انجمن ها و شوراهای اسلامی دانست. او از این كه بعد از سال ها، سازمان جهانی كار سرانجام با نمایندگان واقعی كارگران ملاقات كرده و افشای ماهیت نمایندگان قلابی و دولتی را، دستاوردی بزرگ دانست كه نتیجه حمایت و دخالت فعال “كلكتیو سندیکایی فرانسوی” و سایر اتحادیه های بزرگ اروپایی  می باشد. او از همه اتحادیه ها و فعالین كارگری خواست كه دامنه حمایت هایشان را گسترش دهند.

لقمان ویسی هم به شرایط فلاكت بار معلمان، بخصوص “معلمین آزاد” كه هیچگونه تضمین شغلی ندارند و هیچ تشكل صنفی نمی توانند شكل دهند، اشاره كرد و مسئله آموزش پرورش طبقاتی و ایجاد مدارس خصوصی از یك طرف و هزاران مدرسه دولتی كه از هیچگونه امكاناتی برخوردار نیستند را از فجایع اوضاع آموزشی ایران دانست.

در خاتمه مهمانان به پرسش های  حاضرین در جلسه پاسخ دادند.

ویدئو نشست هامبورگ را در آدرس زیر می توانید مشاهده کنید:

http://www.iran-echo.com/videos/hamburg.mp4

پاریس : دیدار با مسئولین سندیکای س. ژ. ت. (Confédération Générale du Travail – CGT)

روز ۲۸ ژوئن به دعوت کنفدراسیون عمومی کار فرانسه (س. ژ. ت.)، شهابی، رضوی و ویسی با فیلیپ مارتینز دبیر سراسری این سندیکا در دفتر او دیدار کردند. در این ملاقات، ژان پی یر ژِروه مشاور امور ارتباطات و فیروز نجات از بخش بین المللی این سندیکا نیز حضور داشتند. در این دیدار که بیش از دو ساعت و نیم طول کشید، ابتدا اقای مارتینز با ابراز خوشوقتی از این آشنائی، در مورد همبستگی سندیکای خود با کارگران جهان و به ویژه جنبش سندیکائی ایران سخن راند و بر همبستگی روزافزون بین س. ژ. ت. و تشکلات سندیکائی ایران و به ویژه “سندیکای واحد ” تاکید کرد و توضیحات مختصری نیز درباره تاریخ سندیکا در فرانسه و ساختار س. ژ. ت. ارائه داد.

رضا شهابی با سپاسگزاری از رابطه فیمابین از همبستگی و پشتیبانی چند ساله س. ژ. ت. از مبارزات کارگران ایران در راه کسب حقوق اولیه خود تشکر کرد و اظهار امیدواری کرد که این همبستگی ها همچنان ادامه یابند. داود رضوی نیز پس از سپاسگزاری، مختصری درباره تاریخ سندیکای واحد گزارش داد و ضمن تاکید بر اهمیت همبستگی بین المللی بین کارگران، از پشتیبانی کلکتیو سندیکائی فرانسه و به ویژه س. ژ. ت. از فعالان کارگری ایران و نیز حمایت از مطالبات ان ها از جمله ایجاد سندیکاها و تشکلات مستقل از دولت تشکر کرد. لقمان ویسی نیز مختصری در مورد نظام اموزشی ایران و نیز فعالیت های صنفی معلمان ایران سخن گفت و از همبستگی کلکتیو سندیکائی فرانسه و س. ژ. ت. با معلمان دربند و نیز با جنبش صنفی معلمان ایران سپاسگزاری کرد.

در ادامه نشست، سه فعال سندیکائی ایرانی به پرسش های فیلیپ مارتینز در مورد قانون کار ایران، وضعیت مزدبگیران و تشکلات مستقل کارگری، سرکوب ان ها از سوی حکومت ایران و مطالبات کارگران ایران اعم از زن و مرد، پاسخ دادند. این دیدار در محیطی سرشار از دوستی و همبستگی پایان یافت.

 

پاریس : دیدار با اعضای سندیکای فرهنگیان فدراسیون متحده سندیکایی – اف.اس.او  FSU

سه فعال سندیکائی ایرانی در روزهای ۲۸ و ۲۹ ژوئن با مسئولان سندیکای فرهنگیان اف. اس. او. در مقر سندیکا دیدار کردند. نخست میشل اولیویه از بخش بین الملل سندیکا و عضو کلکتیو سندیکائی فرانسه گزارش مختصری درباره فعالیت های گروه اش ارائه داد و پس از معرفی مسئولان بخش های مختلف سندیکای معلمان – از جمله بین المللی، آموزش متوسطه، حقوق آزادی ها – هر یک درباره فعالیت های خود که از چارچوب منافع فرهنگیان نیز فراتر می رفت، سخن گفتند. محور این سخنان، مسأله احترام به حقوق و آزادی های فردی و ربط ان ها با فعالیت سندیکائی و همبستگی سندیکای معلمان با جنبش کارگری ایران و مطالبات صنفی آن ها بود. این دیدار که بیش از سه ساعت به درازا کشید با پاسخگویی مهمانان به پرسش های حاضرین پایان یافت.

در روز ۲۹ ژوئن، به دعوت اودیل کوردُلیه، مسئول بخش بین المللی و معاون بخش آموزش متوسطه سندیکا، لقمان ویسی با کلِر گِویل، مسئول بخش دبیرستان های سندیکا  دیدار داشت. گویل گزارشی از ساختار بخش دبیرستان های سندیکا داد. در این دیدار که تمام روز ادامه داشت، در ابتدا فعالین سندیکائی فرهنگیان فرانسوی و سپس ویسی هر یک در مورد نظام اموزشی دو کشور، وضعیت و مسئولیت فعالیت سندیکائی تبادل نظر کرده و بر همبستگی سندیکای معلمان فرانسه با معلمان ایران تاکید کردند.

بعدازظهر آن روز، لقمان ویسی در محل بخش دبستان ها و تحصیلات حرفه ای این سندیکا در پاریس حضور یافت و طی دیدار دوساعته با مسئولین سندیکا از جمله میشل اولیویه، دومینیک مارله از سندیکای بین المللی معلمان و فرانسِت پوپینو مسئول این بخش از سندیکا، گزارش مبسوطی در مورد مدارس و سیستم اموزشی ایران، امکانات محدود آن، و در مورد فعالیت های صنفی ارائه داد.

این دیدار با خواست و تأکید مسئولان سندیکای معلمان فرانسه و نیز سندیکای بین المللی معلمان بر ادامه تماس بین فرهنگیان ایران و اروپا، بر همبستگی متقابل و لزوم تداوم فعالیت های کلکتیو سندیکائی و نقش سندیکای معلمان در آن، پایان گرفت.

پاریس : دیدار با اعضای بخش کارکنان شرکت مترو و اتوبوسرانی پاریس عضو سندیکای همبستگی – سولیدر

 

یکی دیگر از تماس های سه فعال سندیکائی ایرانی با سندیکای سولیدر، دیدارشان در روز ۲ ژوئیه با کارکنان شرکت مترو و اتوبوسرانی پاریس عضو این سندیکا بود. این سندیکا و به ویژه بخش مترو و اتوبوسرانی پاریس و راه آهن آن در حمایت از مبارزات جنبش کارگری در ایران پیشینه ای طولانی دارد. پس از گزارشات دو طرف، بر افزایش تماس ها در آتیه و امکان ایجاد دوره های آموزشی (وورک-شاپ) بحث و تبادل نظر شد. از نظر فعالین سندیکای شرکت واحد این ملاقات بسیار مفید ارزیابی شد.


توضیحات

  • لازم به یادآوری است که سفر سه نماینده سندیکائی به برلین، به دعوت کنفدراسیون سندیکایی د. گ. ب.، به دلیل کمبود وقت و همچنین سفر آن ها به لندن به دعوت اتحادیه کارگری تی. یو. سی. انگلستان، به خاطر عدم صدور به موقع ویزا ورود به ‌آن کشور، متأسفانه لغو شدند.
  • • شهابی در این اولین سخنرانی اش در این سفر که در فرانکفورت برگزار شد، نیروها و سازمان های سیاسی مدعی و واقعی پشتیبان طبقه کارگر را به عمل مشترک و به اتحاد عمل و سازمانیابی پیرامون منشور و پلاتفرمی مشترک فراخواند، پراکندگی، پراکنده کاری و سکتاریزم را نکوهش کرد و به سان کارگری مسئول و آگاه از حامیان طبقه کارگر چشمداشتی مسئولانه طلب کرد. او در بخشی از سخنان اش گفت:

« که اختلاف نظرها را به جای خود به رسمیت بشناسید، و اما باید که به شیوه و منش سیاسی بیان شوند و یکدیگر را تضعیف نکنید و در برابر هم نایستید و زیر پای هم را خالی نکنید که این کمک بزرگی به کارگران است».

مگر این گفته بیان و خواست همیشگی هر حامی واقعی طبقه کارگر نیست که از زبان رضا شهابی بیان شد؟ آیا هیچ فرد دلسوز و مسئولی می تواند نظر دیگری داشته باشد؟ تعجبی ندارد اگر این سخنان به گوش فرقه گراها و دوستانی که دچار خودشیفتگی اند خوش نیاید. بیان حقیقت برای آنانی که در وادی ذهنیات اند و یا در برهوت سیر می کنند البته که تلخ است. در پی سخنرانی های بعدی شهابی، تنی چند از این منتقدین به قضاوت نادرست خود پی می برند، ولیکن بجای پوزش طلبی، مدعی می شوند که این شهابی بوده که تحت تأثیر انتقادات آن ها، تغییر موضع داده و به راه چپ هدایت شده است!

باشد که بازگفت هایی ازمواضع رضا شهابی در گذشته و درطی سفر اخیرش به اروپا، منتقدان را به راه بیان حقیقت هدایت کند.

مبارزه طبقاتی:

« کارگران باید به نیروی خود ایمان بی آورند. باید تمام انرژی شان را صرف آگاه شدن و آگاه کردن کارگران دیگر کنند. کارگران باید اقتصاد و سیاست را به خوبی بشناسند و خود را برای ساختن جامعه ای جدید آماده کنند. تاریخ جهانی مبارزه ی طبقاتی، و فعالین پیش رو، به کارگران یاد داده اند که مهم ترین مسئله برای کارگران حفظ استقلال شان از طبقه ی بورژوا و احزابش است، احزاب بورژوا یکی و دو تا نیستند. هزار چهره دارند. یکی اسلامی است. یکی ناسیونالیستی است؛ یکی لیبرال است؛ حتا یکی ممکن است خود را سوسیالیست بنامد. همه ی این احزاب خود را دوست کارگران معرفی می کنند و کلمه ی «کارگر» ورد زبانشان است، اما در عمل در خدمت سرمایه داران اند، زیر قبای مخملی سبز و غیر سبزشان و لبخند مهربان شان خنجر پنهان کرده اند، تاریخ جهانی مبارزه ی طبقاتی، به ما یاد داده است که باید در تأسیس تشکل های واقعی و مستقل کارگری، تشکل های توده ای طبقه کارگر، بکوشیم، اما نباید به این اکتفا کنیم؛ بلکه باید در جهت منافع کلان طبقاتی تلاش کنیم و قدرت بگیریم تا بتوانیم جامعه ای انسانی و عاری از بهره کشی انسان از انسان بسازیم. تاریخ جهانی مبارزه ی طبقاتی به ما یاد داده است که سیاست برای کارگران عرصه ی بازی نیست…»

از کتاب « درباره ی مبارزه طبقاتی کارگران ایران» ص ۸ ، نوشته رضا شهابی – ۱۳۹۲

تشکل های کارگری

«تنها به تشکل های خودساخته و از پایین فرودستان باور داریم. نه تشکل های دولتی و فرمایشی، نه تشکل های کاغذی/مجازی که تنها به کار نمایش دولت سرکوبگر کارگران می آید. اگر می توانید، تشکل های موجود که بدنه کارگری و توده ای دارند و علیرغم تمام فشارها تلاش می کنند را تقویت کنید.»

جنبش چپ در داخل و خارج

» اگر ما امروز این جا هستیم، بخاطر همین حمایت جنبش چپ در داخل و خارج از کشور بوده است، و از یاد نمی بریم که شما در سرما و گرما عکس های ما را به دست گرفتید و از ما حمایت کردید.«

 از سخنرانی در استکهلم

اهمیت همبستگی بین‌المللی:

« بازجویان تمام تلاششان را کردند تا فعالیت های مان را به گروه های خارج کشور یا تروریست ربط دهند به محض این که کلکتیو سندیکاهای کارگری فرانسه و نهادهای بین‌المللی حمایت‌هایی کردند زندانبان بعد از ۳۰ روز ۱۸۰ درجه چرخش کرد. مسئولین زندان و وزارت اطلاعات در زندان با من گفتگو کردند… زندانبانی که تا دیروز اعتصاب غذای من را به رسمیت نمی‌شناخت بعد از ۳۰ روز میاد میگه که:” تو تا حالا اعتصاب بودی، من خبر نداشتم. چرا به ما نگفتی؟ ما باید از طریق رسانه‌های ضدانقلابی خارج و  سازمان‌های بین‌المللی متوجه بشیم که تو در اعتصاب غذایی؟” بعد از این اعتراضات و حمایت‌ها و آکسیون‌ها، قوه قضائیه و زندانبان واقعا کلافه شده بودند و می خواستند من از اعتصاب غذا دست بردارم و به سر و صدایی که در فضای مجازی و در رسانه‌ها درگرفته بود پایان دهم.»

از سخنرانی در شب همبستگی با کارگران ایران در پاریس

امپریالیزم و قدرت های خارجی

« ما به نقش دخالتگر و نجات دهنده هیچ دولتی اعتقاد نداریم. امپریالیست ها از جمله امریکا با “دخالت های بشردوستانه” اش در منطقه ما کجا مدینه فاضله ساخته که حالا بخواهیم به آن خوشبین باشیم؟ جز این بوده که سال هاست زن و مرد و کودک زیر بمب و گلوله هایشان کشته شده اند.»

»ما مخالف رژیم چنچ و مداخلات امپریالیستی هستیم «

از سخنرانی درهامبورگ

سازمان جهانی کار و نهادهای وابسته

» باید سازمان جهانی کار را “وزارت کار جهانی” بخوانیم؛ ما هیچ توهمی نسبت به ماهیت این سازمان ها نداریم، زیرا عملاً نه با کارگران که با دولت ها سروکار دارد و نه با جنبش ها، تشکل های مستقل کارگری. هر جا که تمام دولت ها با هم توافق دارند، مقاوله نامه امضا می کنند، اما هر وقت که بعضی دولت ها ساز خود را می زنند آی. ال او. به توصیه نامه بسنده می کند… به نقش دخالتگر و نجات دهنده هیچ دولتی باور ندارم و فقط به تشکل های خودساخته و از پایین و مستقل از دولت باور دارم. اما دریافت حمایت ازاین سازمان ها و نه از دولت ها و فشار به جمهوری اسلامی و اعتراض به سرکوب و نقض ابتدایی ترین حقوق کارگران را مثبت می دانم.«

از سخنرانی در استکهلم

 

گزارشی از «همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه»

Adresse: S.S.T.I., 266, Ave Daumesnil, 75012 Paris

Email: sstiran@yahoo.fr                                                 www.iran-echo.com




گزارشات مبارزات و اعتراضات کارگران و زحمتکشان ایران در سال 1396

 

 

تقدیم به محمد جراحی کارگر مبارزی که پس از سال ها زندان و اثرات ناشی از آن، در سال  1396  جان باخت.

 

مسایل و مشکلات کارگران در یک نگاه  

کاهش قدرت خرید کارگران مانند سال های گذشته ادامه یافت. عدم پرداخت به موقع  دستمزدها وحقوق‌ها فراگیرترشد و خانواده های کارگری بیشتری در تنگنای معیشتی قرار گرفتند.  کارگران  بویژه بسیاری از زنان، معلمان، پرستاران و جوانان با حقوق های پایین تر از حداقل رسمی دستمزد، با حقوق 300 و 500 هزارتومان روزگار گذراندند.

امنیت شغلی کارگران شکننده تر شد؛ از یک سو قراردادهای شفاهی ( بخوان کارکردن بدون قرارداد) وقراردادهای سفید امضا و موقت گسترش یافت و زمان قراردادها کوتاهتر شد، و از سوی دیگر با تعطیل و یا نیمه تعطیل شدن واحدها و بنگاهای تولیدی و خدماتی، بسیاری از کارگران بیکار شدند و نگرانی عمومی کارگران شاغل از آینده شغلی خود بیشتر شد.

وضعیت ایمنی وبهداشتی محل های کار، بدتر شد و حوادث  ناشی از کار وبیماری های مربوط به  محیط کار قربانی بیشتری از میان کارگران گرفت.

 تعداد بیکاران افزایش یافت؛ بویژه چندین میلیون نفراز جوانان و فارغ التحصیل ها همچنان با بیکاری دست به گریبان بودند و امید شان به یافتن کار بیش از بیش رنگ باخت.  دولت بجای پاسخ گویی به مشکل، با ارائه طرح هایی همچون “کارورزی”، “مهارت آموزی” و طرح هایی از این نوع،  راه حل را بیگاری کشیدن از آنها توسط  کار فرمایان با انگیزه سود اندوزی بیشتر دانست.

در همان حال سرکوب کارگران، زحمتکشان و جوانان با شدت و دامنه بیشتر ادامه یافت. درسال 1396 علاوه بر تهدید، زندانی کردن و اذیت وآزار فعالین کارگری سرشناش واعضای نهادها و تشکل های مستقل کارگری و معلمان، رژیم جمهوری اسلامی بیش از پیش سازماندهندگان اعتراضات کارگری، معلمان ،کشاورزان، جوانان جویای کار و دیگر فعالین عرصه اجتماعی را مورد هدف قرار داد.

  مبارزه و اعتراضات کارگری

 در طول سال، طبق اطلاعات موجود در مجموع  1340 اعتراض کارگری یعنی بطور متوسط هر روز سه و  نیم اعتراض توسط کارگران، صورت گرفت.  تعداد اعتراضات درمقایسه با سال 95 که 1264 مورد بود افزایش 6 درصدی را نشان می دهد. کارگران 689  واحد تولیدی وخدماتی در این اعتراضات شرکت کردند که در مقایسه با 653 واحد درسال 95، نشانگر افزایش 5/5 درصدی از نظر تعداد واحدها است.

اعتراضات همانند سال 95  در طول سال  روند صعودی داشت؛  به این  معنی که در فصل بهار،  تعداد اعتراضات 253 مورد، در تابستان 347 مورد، در پاییز 365 مورد و در زمستان  375 مورد بود. بیشترین اعتراضات در ماه اسفند روی داد که به 149 مورد رسید.

یکی از ویژگی مهم اعتراضات کارگری در سال گذشته، رشد چشم گیر اعتراض سراسری کارگران  شاغل و بازنشسته در یک رشته از واحد های تولیدی و یا یک بخش خدماتی بود که یا بطور هم زمان در تهران تجمع کردند و یا  اینکه بطور سراسری در تعدادی از شهرها دست به اعتراض زدند. در مجموع 58 مورد از این نوع اعتراضات سراسری و یا  همزمان، برپا شد. افزون بر این در سال گذشته اعتراض همزمان در دو یا چند واحد تولیدی در یک شهر و یا  در سطح یک استان رشد قابل توجهی داشت. در مجموع 9 مورد از این نوع اعتراضات از جمله در استان چهارمحال بختیاری، قزوین و رضوانشهر و توسط کارگران شرکت های پتروشیمی منطقه بندرامام بر پا گردید. این ویژگی حاکی از رشد روحیه همبستگی و ایجاد نوعی از پیوند بین کارگران واحد های تولیدی و خدماتی مختلف در یک شهر و یا استان، و یا در میان کارگران تولیدی و خدماتی هم رشته در عرصه سراسری است.

 شیوه و اشکال اعتراضات

مانند سالهای گذشته اعتصاب و تجمع، شکل غالب اعتراض کارگران بود.  بطور کلی و در یک تقسیم بندی عمومی، شیوه و اشکال  اعتراض کارگران  از این قرار بود:  اعتصاب ، تجمع و راهپیمایی: 88 درصد. رسانه ای کردن مشکل و نوشتن نامه به مقامات: 11 درصد (  که نشان می دهد که کارگران به رغم تهدیدها اعترا ض شان را رسانه ای می کنند) و تحریم غذا که کماکان  1 درصد اعتراض ها را شامل می شد.

تجمع در جاده یا درخیابان و مسدود کردن تردد و نیز تجمع در مقابل درب ورودی بنگاه تولیدی و جلوگیری از تردد وسایل نقلیه و بارگیری (که نشان دهنده خشم و در همان حال عزم راسخ کارگران برای رسیدن به مطا لبات شان است) همچنان یکی از اشکال تجمع اعتراضی کارگران بود. این شکل از اعتراض توسط کارگران، رشد چشم گیری داشت و به 48 مورد رسید که نسبت به سال 95 افزایش 50 در صدی داشت.

درسال1396 شرکت خانواده های کارگران در اعتراضات که در چند سال گذشته متداول شده است  افزایش یافت و به 28 مورد رسید که درمقایسه با 19 مورد درسال 95 رشد 47 درصدی داشت.

راهپیمایی در شهراز 18 مورد به 15 مورد کاهش پیداکرد که کاهش 18 درصدی را نشان می دهد.

در سال گذشته درگیری فیزیکی بطور پراکنده رخ داد و نسبت به سال های پیش کاهش قابل توجه ای داشت.

خیزش دی ماه  

اتحاد بین المللی در بیانیه هایی جداگانه به زبانهای فارسی و انگلیسی به تظاهرات و اعتراض سراسری در دی ماه سال 96 که خیزش دی ماه نام گرفت پرداخته است. در اینجا فقط یادآوری می کنیم که  در طول یک هفته (از 7 تا 13دی ماه)، مردم و عموما کارگران، زحمتکشان، تهدیستان، جوانان، زنان و سرکوب شدگان، بطور سراسری و پیوسته در حدود 100 شهر دست به راهپیمایی و تظاهرات زدند و با سر دادن شعارهای معیشتی و سیاسی ، خشم و نارضایتی خود را نسبت به وضعیت موجود و کلیت نظام جمهوری اسلامی بیان کردند.  این اعتراضات با یورش و سرکوب  گسترده نیروهای انتظامی، نظامی و امنیتی روبروشد. در نتیجه 14 نفر از تظاهرکنندگان براثرتیراندازی مستقیم نیروهای سرکوبگرجانشان را ازدست دادند و 10 نفر از بازداشت شدگان در زندان جان باختند. بنا به گفته مقامات رژیم، حدود 5 هزار نفر از معترضان بازداشت شدند که  براساس آخرین اطلاعات، حدود چهارصد  نفر از دستگیر شدگان کماکان زندانی هستند. گفتنی است که حدود 100 نفر دانشجو که از قبل شناسایی شده بودند برای جلوگیری از گسترش وتعمیق اعتراضات و زهر چشم گرفتن از دیگران جزو دستگیر شدگان بودند.

همچنین در سال گذشته، کشاورزان دراستان های مختلف نسبت به مشکلات خود بویژه بحران آب به  اعتراضات گسترده ودامنه دار دست زدند و از جمله چند بار در مقابل مجلس  تجمع اعتراضی برپا کردند.  اعتراضات کشاورزان شرق اصفهان بر جسته ترین این اعتراضات بود که در  18 اسفند ماه با یورش نیروهای سرکوبگر وضرب وشتم کشاورزان به خشونت کشیده شد.

دلایل اعتراضات کارگری

1-عدم پرداخت حقوق و مطالبات. کارگران در 657 واحد تولیدی وخدماتی با مشکل عدم پرداخت بموقع دستمزدها و حقوق روبرو بودند که نسبت به 606  مورد در سال 95،  افزایش 8/7 درصد را نشان می دهد.   از ان میان در451 واحد کارگران به اشکال مختلف  نسبت به عدم دریافت حقوق ها دست به اعتراض زدند که در مقایسه با 356 واحد در سال 95 نشانگرافزایش 6/26 است.

براساس مجموعه گزارشات و شواهد می توان گفت که عدم پرداخت و یا نپرداختن بموقع حقوق به یک معضل فراگیر تبدیل شده است. چگونگی سازمان دادن مبارزه در ایران ومجامع بین المللی در اعتراض به این معضل درچارچوب مبارزه برای افزایش دستمزد، باید مد نظرفعالین کارگری واقع شود. لازم به تاکید است کارگران شهرداری ها بطور وسیع با این مسئله دست به گریبان بودند.

دولت به عنوان کارفرمای بزرگ، نه تنها نقش مستقیم در عدم پرداخت به موقع حقوق و دستمزدها دارد، بلکه از جنبه دیگر نیز بزرگترین بدهکار به کارگران به حساب می آید و آن اینکه بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی به 130 میلیارد تومان می رسد. افزون بر این مجلس در بهمن ماه سال گذشته با تصویب  بند “ز” تبصره ۷ لایحه بودجه ۹۷ کشور، به دست اندازی دولت به اموال کارگران و چپاول آن جنبه قانونی بخشید.  در این مصوبه چنین آمده است:

” ز- سازمان تأمين اجتماعی مكلف است تمامی سهم درمان از مجموع مأخذ كسر حق بيمه موضوع مواد (28) و (29) قانون تأمين اجتماعي مصوب 3/4/1354 و ساير منابع مربوط را در حسـابی نـزد خزانـه‌داری كل كشور با عنوان بيمه درمان تأمين اجتماعی متمركز نمايد. سازمان تأمين اجتماعی اين منابع را طبق قانون تامين اجتماعی هزينه كند.”

2- اعتراض به قراردادهای موقت و همچنین اعتراض به  نداشتن امنیت شغلی، عدم تبدیل وضعیت و تبعیض درپرداخت حقوق وعدم همسان سازی حقوق

کارگران در 154 واحد تولیدی وخدماتی در این رابطه دست به تجمع واعتراض زدند که درمقایسه با سال پیش ازآن که 102 مورد بود، افزایش 51 درصدی را نشان می دهد.

چند نمونه از این اعترضات را فهرست وار بر می شمریم:

اعتراض کارگران پتروشیمی های منطقه ویژه اقتصادی بندرامام، کارگران پست های فشار قوی برق، کارگران شرکت مخابرات کشور، کارگزاران مخابرات روستایی، کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی، ناظران جهاد کشاورزی، مربیان حق التدریس مراکز فنی حرفه ای کشور، معلمان حق التدریسی و مدارس غیرانتفاعی کشور، مربیان پیش دبستانی، آموزگاران  نهضت سواد آموزی و… فهرست ادامه دارد.   نکته قابل توجه این اعتراضات این بود که در مواردی این اعتراضات به شکل تجمع همزمان در تهران و یا  به  صورت اعتراض همزمان و سراسری در شهرهای مختلف انجام گرفت.  همچنین لازم به گفتن است که اعتراض نسبت به عدم تبدیل وضعیت وهمسان سازی حقوق ها به ویژه رشد چشمگیری داشت.

3-اعتراض کارگران به اخراج از کار در واحدهای دایر و یا بیکارشدن بدنبال تعطیلی واحد ها

در سال گذشته در 57 واحد تولیدی وخدماتی دایر، تعداد زیادی از کارگران اخراج شدند. همچنین در طول سال، 129 بنگاه تولیدی و خدماتی، تعطیل وکارگران بیکار شدند. از این میان در 84 بنگاه تولیدی و خدماتی کارگران بیکار شده، دست به اعتراض زدند. درمجموع کارگران در 270 واحد تولیدی وخدماتی با مشکل اخراج وبیکارشدن دست وپنجه نرم کردند.

4- اعتراض به سطح پایین دستمزد و خواست افزایش دستمزدها

درسال  96 اعتراض به سطح ناچیز حقوق ها افزایش یافت؛ به گونه ای که در اکثر تجمعات اعتراضی، موضوع سطح پایین دستمزد ها مطرح شد و  مورد اعتراض قرار گرفت. مطالبه افزایش دستمزدها درقالب اجرای طرح طبقه بندی مشاغل واعتراض به عدم همسان سازی حقوق ها رشد قابل توجهی داشت؛ بطوری که در 49 واحد تولیدی و خدماتی،  کارگران برای اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و هم ساز سازی حقوق ها، مبارزه کردند.

5- اعتراض به خصوصی سازی ها

در سال گذشته  نتایج زیان بار ویران گر خصوصی سازی ها بیش از پیش برای کارگران روشن شد؛  بطوریکه در اکثرتجمعات اعتراضی در ارتباط با عدم پرداخت مطالبات، اخراج از کار، تعطیلی وبیکارشدن و موارد دیگر، هم زمان برنامه های خصوصی سازی و نتایج آن نیز توسط کارگران مطرح می شد و مورد اعتراض قرار می گرفت. ازجمله در واحدهای تولیدی مانند هپکو، آذرآب، گروه صنعتی ملی فولاد اهواز، مجتمع کشت وصنعت نیشکرهفت تپه، کمباین سازی تبریز ودر بخش های خدمات همچون شرکت راه آهن و شرکت حمل ونقل خلیج فارس، کارگران مخالفت شدید خود  را نسبت به واگذاری واحد های تولیدی و خدماتی به بخش خصوصی ابراز داشتند و یا خواهان دولتی شدن واحد های مذکور شدند. در کنار اینها در 24 مورد بطور مشخص کارگران نسبت به خصوصی سازی اعتراض کردند.

6 – اعتراض به تشکل های به اصطلاح کارگری و وابسته به دولت

بطورمشخص  در 9 مورد کارگران  نسبت به این تشکل ها ونقش منفی آنها  نسبت به  خواسته ها و مطالبات خود اعتراض کردند.

7 – اعتراض به شرایط کار

 با 15 مورد اعتراض مشخص نسبت به شرایط کاری روبروبودیم.

8 -اعتراض در پیوند با مسئله مسکن

در11 مرکزخدماتی وتولیدی نسبت به عدم تحویل مسکن اعتراض شد.

9 -اعتراض به وضعیت ایمنی محل کار ونداشتن امنیت جانی

اعتراضات نسبت به وضعیت ایمنی محل کار ونداشتن امنیت جانی افزایش یافت. درسال گذشته 8  مورد اعتراضی دراین باره را شاهد بودیم.

10- اعتراضات دیگر

 همچنین 28 مورد دیگر اعتراضات کارگری در سال گذشته به وقوع پیوست که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 اعتراض به اخلال در روند بازنشستگی، اعتراض به عدم شمول مشاغل سخت و زیان آور،  اعتراض به ایجاد  فضای امنیتی و ارعاب وتهدید در محل کار.

دیگر مبارزات  و اقدامات  کارگری

1- دولت لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد- روحانی را از مجلس پس گرفت.

در سالی که گذشت بدنبال مبارزات و اعتراضات کارگران سرانجام دولت روحانی مجبور به پس گرفتن لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد- روحانی از مجلس شد.

2 -اعتراض به طرح ها «کارورزی» ،«مهارت آموزی» و…

درسال 1396 شاهد اعتراضات گسترده فعالین کارگری، معلمان، دانشجویان و عده ای از اقتصاد دانان، جامعه شناسان مترقی و کارشناسان حقوق کارگری نسبت به این طرح بودیم. این اعتراض ها  اشکال مختلفی داشت مانند انتشار طومار، صدور اطلاعیه وبیانیه، گفتگو با رسانه ها، برگزاری نشست ها و فعالیت های گوناگون در شبکه اجتماعی. هرچند که این اعتراضات از نظرکمی زیاد بود وتلاش هایی نیز برای هماهنگی صورت گرفت اما در مجموع  بصورت پراکنده پیش رفتند و  هماهنگ نشدند. بررسی تجارب مثبت ومنفی این اقدام اعتراضی، برای سازماندهی کارزارهای اعتراضی مشابه و نقش فعالین کارگری واجتماعی در آنها از اهمیت بسیاری بر خوردار است.

 3 تعیین حداقل دستمزد درماه های پایانی سال

 تعیین حداقل دستمزد در سال گذشته با جوسازی بیشتری از سوی  دولت، وزارت کار وتشکل های کارگری دست ساز و وابسته همراه بود. به هر رو نسبت به سالهای گذشته سطح اعتراض ها به حداقل رسمی دستمزد تعیین شده، کاهش یافت و به صدور اطلاعیه های مشترک وجداگانه نهادهای مستقل کارگری وگفتگوهای فعالین کارگری محدود ماند.

4- برگزاری مراسم اول ماه  مه، روز همبستگی جهانی کارگران

–  در تهران جمعی از فعالین کارگری به رغم  تهدید  و ارعاب نیروی های امنیتی و انتظامی توانستد تجمعی در مقابل مجلس برگزارکنند. در این تجمع، یک نفر از فعالین کارگری باز داشت شد.

–   همچنین اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در فضای پلیسی و امنیتی موفق شدند مراسم این روز را در پایانه میدان آزادی برگزار کنند.  در این مراسم، شکلات و خودکارهایی با شاد باش اول ماه در بین جمعیت پخش شد.

– در تعدادی از شهرهای استان کردستان نیز مراسم هایی به بمناسبت روز جهانی کارگر برگزار شد.

– انتشار اطلاعیه ها وبیانیه های مشترک وجداگانه از دیگر فعالیت های نهادهای مستقل کارگری به همین مناسبت بود.

5 – برگزاری تجمع بمناست 8 مارس، روز جهانی زن

در 8 مارس و به دنبال فراخوانی که از مدت ها پیش انتشار یافته بود، جمعی از زنان و مردان مدافع حقوق زنان،  تلاش کردند که در مقابل وزارت کار مراسم این روز را برگزار کنند.  شرکت کنندگان  اما با یورش وحشیانه نیروهای امنیتی و انتظامی روبرو شدند. دهها نفر بازداشت و 25 نفر شامل مرد و زن زندانی شدند. از ویژگی های فراخوان سال 96 این بود که برای نخستین بار در سالهای گذشته، خواسته های حقوقی و اجتماعی زنان همراه با مطالبات و حقوق زنان در عرصه کار و اشتغال طرح و بر آنها تاکید  شده بود.  برگزیدن وزارت کار به عنوان محل تظاهرات، به خوبی بیانگر روی کرد فراخوان دهندگان این مراسم بود.

همبستگی کارگری

در سال گذشته  اقدامات عملی کارگران به نشانه اعلام همبستگی افزایش یافت.

بطور کلی می توان این اقدامات را به دو دسته تقسیم کرد:

دسته اول. حمایت از همکاران معترض بازداشتی واخراجی:

 در 11 مورد، کارگران  برای آزادی همکاران  خود که به دلیل اعتراض شان،  بازداشت شده بودند  ودر 8 مورد در اعتراض به اخراج همکاران معترض و به نشانه  اعلام همبستگی با آنان،  تجمع اعتراضی بر پا کردند. همچنین در 5 مورد برای بازگشت به کار همکاران اخراج شده، به اقدام عملی از جمله به تجمع دست زدند.

دسته دوم. همبستگی بین بخش های مختلف کارگران:

–  در 2 مورد کارگران قراردادی از همکاران پیمانی خود حمایت کردند. در 3 مورد کارگران از همکاران اعتصابی خود در بنگاه های دیگر حمایت کردند و همچنین در سه مورد دیگر به نشانه اعتراض نسبت جان باختن همکاران خود و برای احترام به آنان تجمع کردند.

اعتراضات  معلمان

در طول سال 96 اعتراضات معلمان رو به افزایش نهاد و همچنین شورای هماهنگی کانون های صنفی معلمان فعال تر شد. مهمترین این اعتراضات عبارت بودند از:

– برگزاری تجمع های سراسری و مشترک فرهنگیان بازنشسته و شاغل در 13 مهر بمناسبت روز معلم، در تهران ومراکز استان ها،

– تجمع 15 اردیبهشت معلمان درپارک لاله تهران بمناسبت روز معلم و اعلام همبستگی با اسماعیل عبدی،

–  معلمان 10 بار با خواست پرداخت مطالبات، اعتصاب و تجمع کردند و نیز 12 بار در اعتراض به  سطح نازل حقوق ها، نداشتن بیمه، بیکارشدن و مشکل مسکن، 12 بار تجمع کردند.

– همچنین معلمان حق التدریسی، مربیان پیش دبستانی، آموزگاران  نهضت سوادآوزی، معلمان حق التدریسی در مراکز فنی وحرفه ای و معلمان مدارس عشایری، بارها دراعتراض به بلاتکلیفی استخدامی خود در مقابل اداره آموزش پرورش، فرمانداری ها واستانداری ها تجمع  کردند و یا  نمایندگان آنها از سراسرکشور راهی تهران شدند و در روز معین و گاه درچند روز پیاپی در مقابل مجلس و وزارت آموزش وپرورش در تهران به تجمع اعتراضی دست زدند. بطور کلی این گروه از آموزگاران در سال گذشته 13 بار بطور سراسری و همزمان تجمع اعتراضی سازمان دادند و نیز 21 بار تجمع اعتراضی در شهرستان ها ومراکز استان مقابل اداره آموزش وپروش، فرمانداری ها و استانداری ها برپا داشتند.

اعتراض پرستاران، کارگران وکارکنان بیمارستان ها

 مبارزه و اعتراض پرستاران، کارگران و کارکنان بیمارستان ها و دیگر مراکز درمانی  که  در سال 95 رو به افول نهاده بود در سال گذشته با دور جدید اعترضات و اعتصاب ها از سر گرفته شد. در همان حال نقش مخرب و سازش کارانه سازمان نظام پرستاری و سران این سازمان بیش از پیش آشکار شد و انتظار می رود که این سازمان توسط پرستاران بطور جدی به چالش کشیده شود.

مواردی از اعتراض پرستاران، کارگران و کارکنان بیمارستان ها:

– اعتراض سراسری پرستاران ودانشجویان پرستاری سراسر کشور در 15 مرداد ماه نسبت به طرح تربیت پرستار بیمارستانی؛ در این روز جمعی از پرستاران و دانشجویان پرستاری در مقابل وزارت بهداشت درتهران ودرمراکز استان ها وشهرستان ها درسراسر کشور تجمع کردند.

– تجمع اعتراضی دانشجویان بهیاری وپرستاری نسبت به بلاتکلیفی شغلی درسراسر کشور در15 مهر ماه.

– تجمعات جداگانه پرستاران ودانشجویان پرستاری دراستان های مختلف دراواخر تابستان برای توقف طرح تربیت پرستار بیمارستانی،

– کمپین پرستاران در فضای مجازی دراعتراض به عدم اجرای قانون تعرفه‌ گذاری خدمات پرستاری،

-تجمعات اعتراضی ودامنه دار تیرماه توسط دستیاران جراحی کشوردر اعتراض به احضارهمکاران معترض شان به کمیته انضباطی،

-اعتراضات بهیاران دارای سابقه کار یک سال در استان های مختلف نسبت به بلاتکلیفی استخدامی،

– برپا کردن 20 تجمع توسط پرستاران، کارگران و کارکنان بیمارستان ها دراعتراض به عدم پرداخت حقوق و مطالبات،

– بر پایی 6 اعتصاب و تجمع  توسط پرستاران وکارکنان بیمارستان ها دراعتراض به اخراج از کار، نداشتن امنیت شغلی، بلاتکلیفی استخدامی، تحمیل قرار داد و کاهش حقوق ها،

-اعتصاب همزمان پزشکان طرحی در بیش از 100 مرکز دراعتراض به عدم پرداخت یکساله مطالباتشان.

اعتراضات بازنشستگان:

روند روبه گسترش اعتراضات بازنشستگان که ازسال 95  شدت گرفته بود درسال گذشته ادامه پیدا کرد وبیش ازپیش شکل سراسری بخود گرفت.

در سال گذشته کارگران بازنشسته صنعت فولاد، کارگران بازنشسته کارخانجات وبازنشستگان فرهنگی ولشکری دست به تجمعات گسترده ای برای همسان سازی حقوق و افزایش مستمری ها و پرداخت بموقع مطالبات زدند. در همین رابطه تجمع اعتراضی سراسری بازنشستگان صنعت فولاد وبازنشستگان فرهنگی وکشوری که 19 روز تداوم داشت، بسیار برجسته بود.

بطور کلی بیش از 50 تجمع اعتراضی جداگانه توسط  بازنشستگان برای  دست یابی به مطالباتشان  بر پا شد که در مواردی چند روزمتوالی به درازا کشید و یا در موارد دیگر مانند مورد کارگران بازنشسته فولاد وذوب آهن، مجتمع نیشکر هفت تپه و کیان تایر تجمع ها چندین بار تکرار شدند.  در یکی از این تجمع ها کارگران بازنشسته کشت وصنعت نیشکر هفت تپه، که بسیار خشمگین بودند  جاده را بستند و از تردد وسایل نقلیه جلوگیری کردند.

در دو مورد از تجمع ها یعنی در تجمع کارگران بازنشسته کارخانه قند یاسوج و کارخانه کیان تایر، خانواده کارگران نیز در تجمع شرکت کردند.

 

اعتراضات جویندگان کار و فارغ التحصیلان بیکار:

درسال گذشته اعتراضات جویندگان کار وفارغ التحصیلان، رشد چشم گیری داشت؛ آنان در 32  جای کشور دست به تجمع زدند. مواردی را بر می شمریم:

– تجمع متقاضیان کار روستاهای آق درە در مجاورت معدن طلای آق دره تکاب که 40 روز ادامه یافت؛ این تجمع در خرداد ماه مورد یورش نیروهای انتظامی قرار گرفت که در نتیجه چند نفر از تجمع کنندگان زخمی وعده ای بازداشت شدند.

– تجمع مشترک جوانان متقاضی کارو کارگران اخراجی پالایشگاه بید بلند 2 بهبهان. این تجمع 5 روز ادامه یافت وبا بستن مسیر تردد به شرکت همراه بود.

– تجمع کارگران بیکارشده معدن سرب و روی انگوران به همراه خانواده؛ متقاضیان کار دراین منطقه دوبار تجمع کردند و مسیر تردد کامیون ها را بستند و یا از بارگیری آنها جلوگیری کردند.

– تجمع اعتراضی دامنه دار اهالی روستاهای اطراف اهواز مقابل مجتمع کشت وصنعت نیشکر دهخدا

– تجمع اعتراضی چندین باره جوانان متقاضی کار شهرستان مهر؛ آنان  کمیته ای بنام  کمیته اشتغال جوانان شهر مهر ایجاد کردند،

– تجمع سه روزه وشبانه روزی جوانان متقاضی کار کنگان مقابل فاز 19 عسلویه،

– تجمع 2 روزه جوانان جویای کار شهرستان کارون مقابل مجتمع نیشکرسلمان فارسی،

-تجمع چند باره متقاضیان کار روستاهای اطراف دزفول مقابل کشت وصنعت کارون شوشتر،

-تجمع 2 روزه جوانان جویای کار آبادان برای اشتغال در مقابل فرمانداری.

اعتراضات رانندگان:

درسال 96 شاهد گسترش قابل ملاحظه اعتراضات رانندگان بودیم. رانندگان در 82 جای کشور دست به اعتصاب وتجمعات اعتراضی زدند که تعدادی از این اعتراضات تا  چند روز به درازا کشید و درمواردی دامنه دار بود و چندین بار انجام شد. این اعتراضات و تجمع ها در دو مورد بطور سراسری انجام شد و در پنج مورد با بستن جاده و خیابان همراه بود.

 مواردی  از این اعترضات و تجمع ها  را اشاره وار برمی شمریم:

اعتراض رانندگان اتوبوسرانی درون شهری نسبت به عدم پرداخت مطالبات، مشکل بیمه، شرایط کاری، اعتراض رانندگان بین شهری نسبت به وضعیت معیشتی، اعتراض رانندگان تاکسی ها  در رابطه با فعالیت تاکسی های اینترنتی و همچنین در رابطه با مشکل بیمه، افزایش کمیسیون ها، وضعیت معیشتی اعتراض رانندگان تاکسی های اینترنتی به سطح پایین دریافتی، شرایط نامناسب کاری، اعتراض دامنه دار رانندگان نفت کش ها دراستان های اصفهان، بوشهر، کرمانشاه، کرمان و هرمزگان به طرح برندسازی. اعتراض رانندگان کامیون ها نسبت به کاهش سهمیه سوخت و بی توجهی نسبت به شرایط کارشان. اعتراضات رانندگان سرویس رفت وآمد کارگران نسبت به عدم پرداخت مطالبات، اعتراض رانندگان سرویس دانش آموزان مدارس  نسبت به کاهش نرخ سرویس، عدم پرداخت مطالبات و دیگر خواست ها.

اعتراضات دستفروشان:

حمله ماموران شهرداری به دستفروشان درسال گذشته کماکان ادامه یافت که منجر به مصدومیت تعدادی از این زحمتکشان شد و در یک مورد در محله ای در شهر قم موجب مرگ یک میوه فروش وانتی شد که تجمعات اعتراض اهالی محله را به دنبال داشت.

در چند شهر دیگر نیز مردم نسبت به یورش مزدوران شهرداری به دست فروشان اعتراض کردند و دست فرشان را مورد حمایت قرار دادند.

همچنین در  طول سال، دست فروشان در 6 شهر راهپیمایی کردند و یا در مقابل نهاد ها و ارگان های دولتی تجمع اعتراضی بر پا کردند.

خودکشی در میان کارگران

سالی که گذشت 15 مورد اقدام به خودکشی از سوی کارگران گزارش شد که در نتیجه 6 نفر از کارگران جان شان را از دست دادند. علت اکثریت موارد اقدام به خودکشی کارگران، عدم پرداخت مطالبات آنان توسط  کارفرمایان گزارش شده و در مواردی نیز اخراج یا احتمال اخراج از کار و یا شرایط نامناسب کاری، علت اقدام به خودکشی گزارش شده است.

حوادث کار:

درسال 96  طبق گفته معاون طب کار و کمیسیون های پزشکی اداره کل درمان مستقیم تامین اجتماعی بیش از ۳۰ هزار کارگر دچار حادثه شدند. در این سال،567 کارگر از جمله 6 کودک جان باختند.  لازم به تاکید است که آمار دقیقی از میزان حوادث و بیماریهای ناشی از کار در دست نیست، اما بنا بر آنچه که گزارش شده می توان گفت این حوادث همچنان رو به افزایش است. برخی منابع از مرگ روزانه 5 کارگر ساختمانی براثر حوادث کاری در طول سال گذشته خبرداده اند.

 همچنین درباره قربانیان بیماری های شغلی و تعداد کارگران جان باخته  بر اثر این بیماری ها نیز امار دقیقی وجود ندارد. با اینحال برخی منابع اعلام کرده اند که  تعداد کارگرانی که قربانی بیماری های ناشی از کار شدند،  6 برابر تعداد کارگران کشته شده در حوادث کار است.

درسال 1396 همچنین  30 مورد تصادف سرویس رفت وآمد کارگران گزارش شد که در نتیجه آن  19 کارگر کشته و 205 مجروح شدند.  و این در حالی است از تعداد مجروحین چند تصادف دیگر، اطلاعی در دست نیست .

کشتار کولبران در سال گذشته همچنان ادامه یافت: گزارش هایی که به دست ما رسیده حاکی است  که  در نتیجه  20 مورد تیراندازی مستقیم  توسط  نیروهای نظامی و ماموران جمهوری اسلامی، 26 نفر کولبران کشته شدند.  لازم به یاد اوری است که هر ساله تعداد زیادی از کولبران به دلیل مخاطرات ناشی از کولبری از جمله پرتاب شدن از بلندی، جان خود را از دست می دهند.

کشتار کولبران اعتراضاتی به دنبال داشت. برای نمونه مردم شهرستان بانه در روز های سیزدهم و چهاردهم شهریور در اعتراض به کشتار کولبران ،بطور گسترده دست به تجمع زدند.

همچنین گزارشاتی در باره اعتراضات پراکنده کولبران در رابطه با بیکاری و وضعیت معیشت خود رسانه ای شد.

  واکنش سرکوب گرانه  حکومت اسلامی و کارفرمایان نسبت اعتراضات کارگری

در سال گذشته نیز تقریبا در همه موارد، حکومت و کارفرمایان به جای رسیدگی به خواست و مطالبات کارگران به سرکوب کارگران معترض دست زدند. اشکال، شیوه ها و موارد این  سرکوب گری ها در زیر به اختصار می آوریم:

1- اخراج  کارگران معترض:

در 30 بنگاه تولیدی و خدماتی تعدادی از کارگران معترض از کار اخراج شدند. در 25 بنگاه 402 کارگر اخراج شدند که عده ای از آنها  پس ازاعتراض همکاران شان به کار بازگشتند. از تعداد کارگران اخراجی در  5 بنگاه دیگر اطلاعی در دست نیست.

تعداد واحدهای تولیدی که دست به اخراج زدند درمقایسه با 26 واحد درسال ماقبل، از رشد 15 درصدی برخوردارشد ولی تعداد کارگران اخراجی درمقایسه با 776 نفر درسال 1395 کاهش 48 درصدی رانشان می دهد.

لازم به گفتن است که طبق گزارش ها در طول سال گذشته در صدها بنگاه تولیدی و خدماتی، کارگران تهدید شدند که در صورت دست زدن به اقدام اعتراضی از کار اخراج خواهند شد. بر شمردن موارد این تهدید ها نوشته را به درازا خواهد کشاند فقط به این نکته بسنده می کنیم که این گونه تهدیدها نسبت به سال 95 افزایش چشم گیری داشت.

2- بازداشت کارگران معترض:

در چهار واحد تولیدی  58 کارگرمعترض بازداشت شدند که دو مورد آن با حمله شبانه نیروهای امنیتی وانتظامی به منازل کارگران صورت گرفت.

3- احضار کارگران معترض به نهادهای قضایی، اطلاعاتی ،امنیتی وانتطامی:

در هفت واحد تولیدی کارگران معترض، به نهاد های یاد شده احضار شدند. از تعداد احضار شدگان در سه  واحد اطلاعی در دست نیست اما در چهار واحد دیگر حدود 120 کارگر به این نهاد ها احضار شدند.

4-  یورش نیروهای انتظامی و امنیتی به تجمعات:

– در شش مورد از این یورش ها به تجمعات کارگری،  تعدادی از کارگران زخمی و مجروح شدند.  یورش به  تجمع اعتراضی کارگران هپکو وآذرآب در اراک  دو نمونه از این یورش ها بود که  بازتاب رسانه ای  نسبتا گسترده ای یافت.

–  در دو مورد، تجمع جویندگان کار مورد حمله قرار گرفت که منجر به زخمی شدن چند نفر از تجمع کنندگان شد.

– حمله نیروهای انتظامی  به تجمع اعتراضی اهالی روستای شهرستانک جغتای موجب  کشته شدن  یک نفر و زخمی شدن 7 نفر شد.

 – یورش به تجمع کشاورزان شرق اصفهان در 18 اسفند  منجر به مجروح شدن چندین نفر از تجمع کنندگان شد

5- حمله عوامل کارفرما به کارگران معترض:

هفت مورد از این  نوع اقدامات سرکوب گریانه توسط عوامل کارفرماها به کارگران معترض گزارش شده است که 2 مورد از آنها  درمجتمع کشت وصنعت نیشکر هفت تپه بوقوع پیوست.

6- تنبیه کارگران معترض:

شش مورد از تنبیه کارگران توسط کارفرماها گزارش شده است. این تنبیه ها اشکال مختلف داشت و تنبیه شغلی و اعمال فشار های روانی را شامل می شد.

7- سرکوب فعالین و تشکل های مستقل کارگری و معلمان:

سرکوب و تهدید  اعضای تشکل ها، نهادهای مستقل و فعالین کارگری ومعلمان و اعمال فشار بر خانوده آنها و بر کارگران زندانی همچنان تداوم یافت. در طول سال، 15 نفر از فعالین کارگری و معلمان زندانی شدند و برای دو فعال دیگر کارگری نیز حکم جلب صادر شد که تا کنون اجرایی نشده است. افزون براین، بیش از 30 نفر از فعالین کارگری به دلایل واهی و کلیشه ای همچون اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام  به دستگاه های قضایی،اطلاعات وامنیتی احضارشدند.  با اینوجود کارزارهای اعتراضی نسبت به اذیت و آزار و بازداشت فعالین کارگری در سطح کشوری و بین المللی عامل مهمی برای آزادی قطعی یا موقت برخی از کارگران زندانی بوده است که از جمله می توان به کارزار جهانی برای آزادی رضا شهابی اشاره کرد. حمایت از کارگران بازداشتی و اخراجی که با توجه به گسترش مبارزات کارگران ابعاد گسترده تری نیز خواهد گرفت کماکان یکی از الویتهای مهم جنبش مستقل کارگری محسوب می شود.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

ژوئن ۲۰۱۸

info@workers-iran.org;

www.workers-iran.org;

www.etehadbinalmelali.com

 




فراخوان سندیکاهای فرانسوی به تظاهرات در حمایت از فعالین کارگری در ایران

 

تظاهرات ایستاده در روز ۲۹ مه ۲۰۱۸ در برابر دفتر سازمان جهانی‌ کار

میدان ملل- ژنو

در دفاع از حقوق کارگران

و آزادی‌های سندیکایی در ایران

 

در ایران کارگران از ابتدایی ترین حقوق محرومند، از آن جمله:

  • حق اعتصاب؛
  • حق تظاهرات؛
  • حق ایجاد تشکلات سندیکایی

هزاران کارگر به اتهام عدم رعایت موارد ممنوعه توسط رژیم دستیگیر شده، بسیاری به زندان افکنده شده و در مواردی به مرگ محکوم شده اند.

ما سندیکاهای فرانسوی : س.ژ.ت (CGT)، س.اف.د.ت (CFDT)، اف.اس.او (FSU)، اونسا (UNSA) و سولیدر (Solidaires) ، کلیه تشکلات کارگری شرکت کننده در اجلاس سال ۲۰۱۸ سازمان بین المللی کار در ژنو را فرا‌ میخوانیم  که برای:

  • آزادی سندیکالیست های زندانی در ایران؛
  • ایجاد سندیکاهای مستقل در ایران؛
  • حضور نمایندگان تشکلات دموکراتیک و مستقل از رژیم کارگران در هیأت نمایندگی ایران در کنفراس بین اللملی سازمان جهانی کار.

 

به تظاهرات ایستاده در میدان ملل بپیوندند

میدان ملل

از ساعت ۱۲ الی ۱۵

۲۹ مه ۲۰۱۸– ژنو

 

برای نمایندگان سندیکاهای شرکت کننده در اجلاس، این گردهمآیی فرصتی است که همبستگی خود را با کارگران و سندیکالیست ها در ایران اعلام دارند.

 

ترجمه و تکثیر از :

“همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه ”

“اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران  در ایران – پاریس”




فراخوان به تظاهرات اول ماه مه ۲۰۱۸ در پاریس

 

 

کمیته برگزاری اول ماه مه 2018 پاریس

زنده باد اول ماه مه!

 

امسال در شرایطی به استقبال روز جهانی کارگر می رویم که بخش کثیری از کارگران ایران هنوز دستمزد های سال گذشته خود را دریافت نکرده اند!

امسال در شرایطی به ۱۱م اردیبهشت ماه نزدیک می شویم که در اثر بسته شدن کارخانه ها و کارگاه ها، هر روز خیل عظیمی از کارگران به لشگر عظیم بیکاران می پیوندند!

امسال در شرایطی اول ماه مه را گرامی می داریم که دستمزد حداقل در ایران با محاسبات مشترک خود کارفرمایان و کارگران حکومتی، نصف سبد معیشت و یک چهارم خط فقر است!
امسال در شرایطی به خیابان می آییم که کماکان حاکمیت اسلامی هیچ یک از حقوق اولیه کارگران و دیگر شهروندان؛ بویژه حق تشکیل تشکل های مستقل و پایدار طبقات گوناگون؛ را نمی پذیرد!

در هرج و مرج سیاسی و شرایط وخیم اقتصادی و اجتماعی امروز ایران کە حکومت دینی همچنان بە سرکوب ملیتها و  اعمال فشار بر زنان و دهقانان و دگراندیشان می پردازد و به اعمال انواع تبعیض بین شهروندان ادامە می‌دهد، از شما دعوت می کنیم تا با حضور گسترده خود، صدای حق طلبانه و رهایی بخش کارگران ایران را هر چه رساتر به گوش مردم فرانسه برسانیم!

اعلامیه به زیان فرانسه

 

زمان گردهمایی: ساعت ۱۴

محل گردهمایی: شماره ۱۱ بولوار دُ لا باستیل

Metro: Quai de la Rapée, Ligne 5

زنده باد اتحاد بین المللی کارگران

سرنگون باد نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران
زنده باد آزادی – زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته برگزاری اول ماه مه 2018 پاریس