11 دسامبر : گردهمایی بزرگ ایرانیان اروپا در برابر پارلمان اروپا – بروکسل

 

 




همبستگی مردم لبنان و غزه با خیزش اجتماعی در ایران

این روحیۀ همبستگی کجا و شعار نفرت انگیز “نه غزه، نه لبنان… جانم فدای ایران…” کجا

 

حماد شیبانی

این روزها در تجمعات مردمی لبنان و عراق، پلاکاردها و شعارهایی در حمایت از جنبش ستم دیدگان و توده های بپاخاستۀ ایران مکرراً شنیده و دیده می‌شود. بسیاری از تحلیلگران سیاسی که همرأی با مردم هستند، در رسانه ها بر پیوند پایه ای و انترناسیونالیستی با جنبش ایران تأکید میی‌ورزند. آنها به مردم خود ضرورت فاصله گذاری در شعارها در رابطه با (مردم ایران) و جمهوری اسلامی ایران را تذکر می‌دهند. این روحیۀ همبستگی کجا و شعار نفرت انگیز: “نه غزه، نه لبنان… جانم فدای ایران…)” کجا. روحیه ای در تضاد کامل با سیاست‌های توسعه طلبانۀ رژیم، که باعث تفرقه و جدایی بین مردمان منطقه شده است.

روزنامۀ لبنانی “الانباء” ارگان مرکزی حزب سوسیالیست پیشرو (طایفۀ دورزی – ولید جنبلات مخالف کنونی ائتلاف حاکم) نوشته ای را به نقل از روزنامۀ “ال مانیتور” دربارۀ تأثیر تظاهرات مردم ایران در سیاست خارجی حکومت اسلامی در ایران منتشر کرد. نویسندۀ این مقاله حمیدرضا عزیزی، استادیار مطالعات منطقه ای در دانشگاه “شهید بهشتی” و عضو شورای علمی پژوهشگاه اوراسیا و مطالعات ایران در تهران، است.

نویسنده در ابتدای مقالۀ خود از تصمیم تهران مبنی بر افزایش قیمت بنزین، که موج اعتراضاتی قوی و تقریباً سراسری را در ایران برانگیخت، صحبت می کند. او ادعا می کند که اگرچه دولت ایران توانست جنبشهای مردمی را (جمع کند)، اما هم اکنون بحثهای زیادی دربارۀ این جنبش همچنان مطرح است و بحثها موضوعاتی از قبیل علل بروز اعتراضات تا نتایج آن با توجه به تأثیر احتمالی در سیاست خارجی ایران را در بر می گیرد، به عنوان مثال، این که، دولت آمریکا معتقد است که آنچه در ایران رخ داده  اثبات این مدعاست که کارزار فشار شدید دونالد ترامپ بخوبی کار می کند و مردم ایران را در برابرسیستم سیاسی حاکم قرار داده است.

نویسنده الانباء ادامه م یدهد:

نمایندۀ ویژۀ ایالات متحده در امور ایران “برایان هاوک” نیز ضمن ابراز خوشحالی کشورش از اعتراضات در ایران تأکید کرد که حداکثر فشار ادامه خواهد یافت. ترامپ و “مایک پومپئو” وزیر امور خارجۀ آمریکا نیز دربارۀ این تظاهرات اظهار نظر کرده اند.

اتحادیه اروپا از دولت ایران خواسته است كه “در برخورد با اعتراضات” حداكثر خویشتن داری را رعایت كند، در حالی كه آلمان و فرانسه از اوضاع ایران بشدت ابراز نگرانی كرده اند. در پاسخ به این اظهارات، عباس موسوی سخنگوی وزارت امور خارجۀ ایران، تحادیۀ اروپا را به مداخله در امور داخلی ایران متهم كرد و تعهدات اروپا در توافق هسته ای( ؟!) را به آنها یادآورشد.

نویسنده (حميدرضا عزيزی) مدعی است “حمایت از تظاهرکنندگان این روایت حکومت اسلامی ایران را برجسته می کند که هدف واقعی ایالات متحده از طریق کمپین فشار این نیست که ایران را به سمت میز مذاکره سوق دهد بلکه انگیزه اش “تغییر رژیم” درایران است، بنابراین هیچ شکلی از تعامل دیپلماتیک با آمریکا به ثمرنخواهد رسید. به قول حميد رضا عزيزی، ایران به اجرای سیاست “مقاومت (کذا) حداکثر” ادامه خواهد داد.

مقاله ادامه چنین می دهد که از سوی دیگر، احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان، اظهار داشت كه فرانسه و آلمان، ایالات متحده را در مواضع مربوط به اعتراضات (مردمی) همراهی می کنند. به گفتۀ آقای عزیزی، اعتراضات اخیر بر سیاست منطقه ای ایران نیز بازتاب خواهد داشت، بویژه به موازات ادامۀ اعتراضات در عراق و لبنان، جایی كه ایران معتقد است برخی قدرتهای خارجی سعی در تضعیف ایران و متحدان منطقه ای آن دارند.

حميد رضا عزيزی، در نوشتۀ خود به این نتیجه رسیده است که تظاهرات اخیر می تواند منجر به تحکیم روابط ایران با روسیه شود و گوئی از زبان سخنگوی دولت اسلامی حاکم بر ایران، تهدیدها صادر می کند و می گوید شرایط کنونی مواضع ایران در قبال غرب و رقبای منطقه ای آن را تحت تأثیر قرار خواهد داد و روابط آن را با شرکای فعلی خود تقویت خواهد کرد.

وقایع اخیر لبنان (تلاشهای دو سه روز گذشتۀ بسیجیهای امل و حزب الله که بارها در جای جای این کشور دست به آشوبهای جنون آمیز زده اند) و نیز جنبش مردمی در عراق ـ که دولت ایران در هر دو مورد حامی کاربرد خشونتهای مرگبار علیه نیروهای انقلابی و معترضین خیابانی شده است ـ دخالت جمهوری اسلامی را در پیگیری سیاستهای آن مبتنی بر تشنج آفرینی و دخالت توسعه طلبانه، با اتکاء به روابطش با روسیه، آشکار می کند و چهرۀ واقعی آنرا در جنگ نیابتی جاری در منطقه، میان طرفهای امپریالیستی وارتجاعی و به زیان خلقهای مبارز و به جان آمدۀ خاورمیانه را، روشنتر می کند.

در برابر این مواضع دشمنانه، این روزها در تجمعات مردمی لبنان و عراق پلاکاردها و شعارهایی در حمایت از جنبش ستم دیدگان و توده های بپاخاستۀ ایران شنیده و دیده می شود. بسیاری از تحلیلگران همرای با مردم در رسانه ها به پیوند پایه ای و انترناسیونالیستی با جنبش ایران تأکید می ورزند. آنها به مردم خود ضرورت فاصله گذاری در شعارها در رابطه با (مردم ایران) و رژیم جمهوری اسلامی در ایران را تذکر می دهند.

 




مسئولیت ما و این همه خبر!

حماد  شیبانی

این روزها همزمان با اعتراضات گستردۀ مردم، فیلمهای متعددی در رابطه با آتش زدن و تخریب مراکز مختلف حکومتی و بانکها، پمپ بنزینها، فروشگاهها و حتی خودروهای شخصی مردم عادی، در سطح وسیعی منتشر شده است.

 تاکنون هیچ گروه یا شخصی از میان شرکت کنندگان در درگیریهای اخیر ایران مسئولیت این وقایع را برعهده نگرفته است. تنها در یک مورد آنهم به دلیل حضور دزدانۀ نیروهای امنیتی در پوشش اورژانس و با استفاده از یک یا چند آمبولانس برای دستگیر کردن معترضین بویژه زخمیها از سوی مردم شناسائی شده و به آتش کشیده شده است.

برعکس در مواردی دیده و گزارش شده که گروههائی پرشمار از عناصر کاملاً مجهز به وسایل تخریت با صورتهای پوشیده و لباسهای متحدالشکل و رزمی با اتومبیل یا سوار بر موتورهای همشکل، ناگهان در یک محل ظاهر می شوند و بصورت کماندوئی “عملیات تخریبی” انجام می دهند و ناپدید می شوند. رژیم و باندهای رسمی و غیررسمی آن (بسیج و پاسداران) و سازمانهای امنیتی دولتی در ایجاد اقدامات تشنج آفرین حتی در ایجاد آشوبهای خیابانی و نفوذ در تظاهرات اعتراضی مردم و شورشهای برحق آنان، ید طولائی دارد. دستگاه سرکوب در جلوگیری از تعمیق جنبشهای مدنی و مطالباتی و صنفی جامعه و راندن موج ستمدیدگان بسوی اقدامات کور به منظور تسهیل سرکوب و توجیه سیاستهای قهرآمیز خود مهارت دارد. دستگیریهای خشونتبار و اعدامهای گروهی (در چارچوب شوک درمانی و استفاده از تجربۀ مشترک همۀ جناحهای حکومتی، درج مطالب فرمایشی و تحریفی در رسانه های زرد داخلی و خارجی مشاطه گر) از مهارتهای دیگر این حکومت  است.

امروزه خیابانهای شهرهای ایران آبستن خیزشها و اعتراضهای جدید است. انبوه میلیونی شهروندان اعم از کارگران، زنان، جوانان، خیل عظیم بیکاران، بازنشستگان، کشاورزان، دانشجویان، معلمان و استادان، نویسندگان، هنرمندان و روزنامه نگاران، و سایر گروههای اجتماعی به شمول ملیتهای مختلف و باورمندان به مذاهب و اندیشه های غیرحکومتی، از زندگی تحت سلطۀ این حاکمیت به تنگ آمده اند. مردم ایران همچنان در مقابل چرخۀ خشونت حکومتی مقاومت می کنند و شرایط سریعتر از گذشته به موقعیت انقلاب ناگزیر نزدیک می شود.

حکومت نیز غرق در فساد و ناکارائی، ناتوان از ادامۀ اقتدار جهنمی و دستخوش بحرانهای بنیادی، به بن بست رسیده است.

حکومت اسلامی یگانه خالق آشوب در کشور ما و نیز در منطقه است، این حکومت در پادگانها و پایگاههای نظامی و شبه نظامی، مزدوران وابسته به خود و نیروهای خارجی مثل حزب الله و حشد شعبی، فاطمیون پاکستان و حوثیهای یمن، شیعیان ولایی عربستان سعودی  و بحرین، و حتی گروههای سنی شبه القاعده و طالبان، و افراط گرایان کشورهای آفریقایی را زیر نظر کارشناسان حرفه ای که در خدمت دارد، آموزش می دهد و از آنها برای نفوذ در “شورشها” و ایجاد بلوا و سرکوب خشن استفاده می کند.

شواهد قانع کننده و غیرقابل انکاری وجود دارد که می تواند در هر دادگاه مستقل رسمی ومردمی، بویژه در سطح بین المللی ارائه شود. گروههای مخالف رژیم ایران باید فکر برپائی کمپینهای محلی و بین المللی و تلاش برای تشکیل نهادهای مستقل کشف حقیقت باشند، به ویژه که رژیم از طریق مراجع قضایی و امنیتی خود به دروغ ادعا می کند که در جریان اعتراضات کسانی را به هنگام آتش زدن مراکز دولتی و در حین انجام “عملیات تخریبی” و ارتکاب “جرم” همراه با ابزارهای لازم، دستگیر کرده است و به زودی به مجازات سخت خواهد رساند. یک مقام قضایی هم ادعا كرده است كه آنها به جرم خود  “اعتراف كرده اند” .

درست در چنین شرایطی است  که دیدبانی هشیارانه و مسئولانه با رویدادهای مردمی و نقشه های حاکمیت ضرورت دارد. مبارزه با نشر اخبار جعلی (فیک نیوز) و خبرسازیها حتی در قالب ظاهری دفاع کلی از جنبش بویژه در رسانه های اپوزیسیون حکومت (با هر درجه از خلوص که باشد) وظیفه ای خطیر است.

توجه به نمونۀ ترکیب و جمله بندیهای متناقض یکی از نشریات اینترنتی اپوزیسیون به نام “به پیش”، ارگان “حزب چپ ایران (فدائیان خلق)” شاید درس آموز باشد.

به جملات زیر، در گزارشی باعنوان پر طمطراق “جنگ خیابانی، تجربه جدید مردم” توجه کنید: (https://bepish.org/node/2807):

«یک شهروند

بواقع آنچه که طی هفته گذشته در شهرها و مناطق مختلف ایران پیش آمد صحنه جنگ خیابانی بود که یک طرف نیروهای امنیتی و طرف دیگرش مردم بخصوص جوانان بودند. طبق گفته شاهدان عینی سرتاسر بلوار ارم کرج صحنه هجوم جوانان و مردمی بود که از حاشیه فقیرنشین این منطقه نسبتا مرفه آمده بودند – تمام بانکها مورد هجوم قرار گرفته بودند و عملا نیروی انتظامی قادر به مهار اوضاع نبود – شکل اعتراضات در یک جا متمرکز نشده بود و در محله های مختلف بشکل جنگ و گریز خود را نشان می داد . حتی کلانتری مستقر در این منطقه مورد هجوم قرار گرفته بود و پایگاه بسیج روبروی آن نیز دچار تخریب و آتش سوزی شده بود – فروشگاه زنجیره ای کورش در سه راهی کیانمهر مورد غارت و بعد آتش سوزی قرار گرفته بود – در خود کیانمهر پمپ بنزین موسوم به زنگنه را آتش زده بودند و فروشگاه رفاه و پاساژ جدید کنار آنرا سوزانده بودند . در نقاط دیگر کرج هم وضع بهتر از اینجا نبود و جنگ و گریز بشکل پراکنده و محلی ادامه داشت عملا کنترل در روزهای اول از دست نیروهای امنیتی خارج شده بود و احساس می شد که نیرو به اندازه کافی ندارند – فاصله کلانتری کیانمهر با پمپ بنزین زنگنه حدود صد متر است با این وجود نیروئی وجود نداشت تا بتواند از سوختن آن جلوگیری نماید . صدای شلیک گلوله و گاز اشک آور تمام فضا را گرفته بود و مردم بجای شعار دادن تنها به تخریب فکر می کردند و حمله به مراکزی که سالم مانده بودند. در فردیس و مارلیک و اندیشه و ملارد هم وضع به همین گونه بود – دستجاتی خود جوش از جوانان متشکل شده بودند و در گیری ها را هدایت می کردند – طی چهل سال گذشته اینچنین خشمی مشاهده نشده بود وسعت خرابی ها و در گیری ها بقدری بود که عملا کنترل کردن آن میسر نبود – حکومت سعی کرد با قطع اینترنت و بی خبر گذاشتن مردم و پخش برنامه های عادی از صدا و سیما اعتراضات را اندک نشان دهد ولی مردمی که در خیابانها بودند می گفتند تا بحال اینچنین حجم گسترده ای از اعتراض مشاهده نشده بود – علاوه بر شرکت مردم فقیر حاشیه شهرها (مثلا در مهرشهر ساکنان محلات آق تپه و مهدی آباد جاده قزل حصار و…) بسیاری از مردم وابسته به طبقه متوسط نیز شرکت داشتند مردم به چشم خود دیده بودند که نیروی انتظامی دو ماشین مردم را به آتش کشیده است و همین باعث عکس العمل مردم و حمله به کلانتری مهر شهر شد ( کذا مردم فقط همین را دیده بودند؟!)

در بسیاری از نقاط نیروی انتظامی در مقابل هجوم ناگهانی مردم دست بفرار می زد و عملا میدان را خالی می کرد در یک نوبت نه دستگاه موتور سیکلت نیروهای ویژه بدست مردم افتاد و راکبانش فرار کردند و مردم آنها را به آتش کشیدند. صحنه صحنه جنگ خیابانی و قیام بود. حکومت با جلوگیری از تجمع مسالمت آمیز مردم (فقط همین؟!) عملا خود باعث گسترده شدن و پراکنده شدن اعتراضات گردید در بعضی محلات افراد نسبتا آگاه برای مردم سخنرانی می کردند و هدف از مبارزه را بر میشمردند ولی کمتر کسی تحت شرایط پیش آمده و بالا بودن هیجان به حرفها گوش می کرد و بیشتر خواهان مقابله مستقیم با نیروهای امنیتی بودند.»

پایان نقل قول. انشای این چند پاراگراف و کلماتی که در تدوین این ادعانامه بکار برده شده است را لطفاً به دقت بخوانید. راستکی است. مخاطب نهائی این نوشته کی و کجاست؟!

خطر بسیار جدی است. رژیم در تدارک کشتار گستردۀ جدیدی بویژه در حق دستگیرشدگان است. عاملان و آمران سرکوب و کشتار مردم  که از هیبت امواج کوبندۀ اعتراضات مردمی سرگیجه گرفته اند در نهایت دستپاچگی از خیزش کنونی به عنوان “جنگ بزرگ جهانی” یاد می کنند و  آنرا به خارج از کشور، طرفداران نظام پیشین یا مجاهدین و “فروغ جاویدان2” نسبت داده و خشونت جهنمیِ خود را تحت عنوان “مرصاد 2” به رخ معترضان می کشند.

مردم و نیروهای آزادیخواه و نیز افکارعمومی بین المللی فراموش نکرده اند که در حکومت فعلی ایران، با دست زدن به کشتارها و اقدامات فاشیستی و سرکوبگرانه، از همان نخستین ماههای به قدرت رسیدنش چه آشوبهائی را در مناطق مختلف کشورکه نوع دیگری از زندگی و حکومت را می خواستند برپا کرد.داستان توطته ها علیه شوراهای مردمی در سنندج کردستان و گنبدِ ترکمن صحرا، وتبریزِ آذربایجان، محمرۀ خوزستان و…. فراموش نمی کنند. مردم نمونۀ هولناک پوشیده نگه داشته شدۀ  قتل عام زندانیان سیاسی در سال67 را فراموش نکرده اند و این را هم که چگونه از طریق قطع کامل ملاقات زندانیان با خارج از زندان و قرار دادن مردم ایران در بیخبری از فرزندان خود، طی نزدیک به سه ماه هزاران تن از شریف ترین فرزندان سرزمین ما را به جوخۀ اعدام سپرد.

کیست که فراموش کند، در سال 88  چه بر سر مردم آمد. جرم میلیونها معترضی که در مسالمت جویانه ترین شکل ممکن، مطالبۀ آرای دزدیده شدۀ خود در انتخابات کذائی آن سال را در خیابانها فریاد می زدند و سرکوب شدند، چه بود.

شواهدی بسیار از موارد تاریخی دست داشتن حکومت در ایجاد آشوب و نسبت دادن آن به مردم وجود دارد. اکنون این راز توسط برخی از ارگانهای دولتی و در جریان تصفیه حسابهای جناحی خود برملا شده است.(*) این رازها همچنین براساس اعترافات برخی از دست اندرکاران سابق که یا خود حکومت را ترک کرده اند و یا به دلایل مختلف از حاکمیت به بیرون پرتاب شده اند، روشن شده است، شهادتهایی که در دفاتر نهادهای مختلف حقوق بشری و دادگاههای رسیدگی به اعمال جمهوری اسلامی ثبت شده است.

 اما اگر مثلاً فرض کنیم شخصی عصبانی یا کسی از بین مردم از این نوع اعمال خودجوش انگیزه می گیرد، فکر می کنم که سؤال از این طریق و توجیه اخلاقی برای فقدان “شواهد” عینی، و بخصوص وقتی که  قاتلان مردم در مقام قوۀ قضاییه دست اندر کار بازتولید مدارکی برای توجیه جنایات خود هستند، (هیجانی شدن) و دامن زدن به (فیک نیوز)، نه فقط به نفع جنبش نیست، بلکه سخت علیه آن است. مسئولیت اداره کنندگان یک نشریۀ اپوزیسیون وقتی گزارش وقایع را می خوانند و تحلیل ارائه می دهند و بر اساس این “گزارشات” و “شاهدعینی”ها و “شهروند خبرنگار”ها و “ارتباط ویژه”ها، رهنمود می دهند کجا رفته است.

درست است که ما تبعیدیان و مهاجران، به خاطر آنچه در خانه اتفاق می افتد حالتی نگران و عصبی داریم، اما، تجربه و دانشمان کجاست؟

من که این کلمات را می نویسم ​​می گویم بله، انبوه مردم ما، “کسانی که سفره های خالی خود را در خیابانهای کرج، مریوان، تهران، شیراز، آذربایجان، لرستان، کردستان و خوزستان به عنوان یک اقدام اعتراضی پهن می کنند، چندین دهه است که می دانند و هر روز با گوشت و پوست خود لمس می کنند که چگونه رژیم اقتدارگرای اسلامی نمایندۀ منافع تعداد محدودی از باندهای غارتگر جامعه است. آنها شنیده اند و درک می کنند که بیش از هفتاد درصد از سپرده های بانکی متعلق به تنها یک درصد از جامعه است، گردش نقدینه و پول  انحصاراً در اختیار بخش ناچیزی از افراد جامعه قرار دارد. شرکتهای مضاربه ای و رباخواری اسلامی، خانه خرابشان کرده و به ورطۀ “مال باختگی” پرتابشان کرده است. آنها می دانند که این همه معنای ساده ای دارد. وحشیگری کامل و خشونت سازمان یافتۀ حکومت اسلامی مدافع سرمایه داری.

امروز همه به این نتیجه رسیده اند که برای رهائی از این بردگی، باید این نظام ناپدید شود. البته مردم ستم دیده اما آگاه، وقتی مطالبۀ حقوق خود می کنند و برای باز پس گرفتنش بپا می خیزند عزم آن دارند که رژیم را سرنگون کنند. چهل سال است  در برابر سرکوب، هم التماس می کنند و هم مقاومت. اما نه التماسشان بجائی می رسد و نه مقاومتشان با دستهای خالی ثمری می دهد. پس حتی اگر مردم روزی – که بدلیل رفتار این رژیم – دیر نیست، خود را سازماندهی کنند و به دفاع مسلحانه برخیزند، بدون شک حق دارند که بخواهند دستگاه سرکوب را درهم بشکنند.

حکومت اسلامی ایران، هم در بازار کار و هم در بازارهای مالی و اینروزها بیش از پیش در خیابانهای زندان بزرگی بنام ایران، مردمان را بگونه ای وحشیانه اسیر تحریم خارجی از یکسو و از دیگرسو زیر سرنیزه و سلطۀ نظامی که بنام دولت، قانون جنگل جاری کرده و بشکل انحصاری، قوۀ قهریه را قبضه کرده است قرار دارد. مردم این کشور غارت شده که زنجیر ارتجاع، استعمار و استبداد و استثمار، بر دست و پایش بسته شده است، حق رهائی دارند و تحقق این حق جز با برهم زدن این معادلۀ ناعادلانه به دست نخواهد آمد.

 بله، این یک جنگ طبقاتی است. انقلاب است

و “وای برملتی که انقلابی را شروع کند و آنرا به پایان نرساند”.

 

 

(*)

مهدی محمودیان، روزنامه نگار در توییتر خود به نقل از یک شاهد عینی نوشت: “یک نفر باصورت پوشیده جسمی آتش زا را به داخل داروخانه‌ای واقع در شهر قدس می‌اندازد، مردم او را گرفته وداخل یک بنگاه املاک می‌برند. او یکی از اعضای ارشد یکی ازنهادهای شبه نظامی محله بوده است. امروز او آزاد است وتقریبا همه کسانی که در آن بنگاه او رادیده و شناخته‌اند از دسترس خارج‌اند.”

mehdi mahmoudian

✔@MahmoudianMe

یک نفر باصورت پوشیده جسمی آتش زا را به داخل داروخانه‌ای واقع در شهر قدس می‌اندازد، مردم او را گرفته وداخل یک بنگاه املاک می‌برند. اویکی از اعضای ارشد یکی ازنهادهای شبه نظامی محله بوده است.
امروز او آزاد است وتقریبا همه کسانی که در آن بنگاه او رادیده و شناخته‌اند از دسترس خارج‌اند

۷٬۸۱۴

۱۱:۴۵ – ۵ آذر ۱۳۹۸

 

 




همبستگی با خیزش توده‌ای در ایران !

اطلاعیه‌ی سندیکاهای کارگران و معلمان فرانسوی

در همبستگی با جنبش آبان 98 در ایران

 

ده ها هزار ایرانی از روز ۱۵ نوامبر به خیابان ها آمده اند. آن ها، پس از افزایش سیصد درصدی بهای بنزین توسط رژیم، علیه آن تظاهرات کردند. این افزایش با خود گرانی شدید تمام قیمت ها را به همراه خواهد داشت. در طی سال گذشته ارزش پول ایران را چندین بار کاهش داده اند. قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته است.

از تاریخ ۱۶ نوامبر مردم ایران به واسطه قطع دسترسی به اینترنت از جهان منزوی  شده اند . بهمین خاطر اطلاعات در دسترس از ایران بسیار محدود شده اند . رژیم تهران بدین وسیله می کوشد تا دامنه اعتراضاتی را که در کشور می جوشد، پنهان کنند.

بنا به گزارش “عفو بین الملل”، سرکوب بی امان رژیم علیه تظاهرکنندگان، در بیش از ۲۰شهر تعداد ۱۴۳ نفر کشته برجا گذاشته، ۴۰ نفر در استان خوزستان(اکثریت عرب نشین)، ۳۴ نفر در استان کرمانشاه(اکثریت کرد نشین)، و ۲۰ نفر در استان تهران.    

بیشتر قربانیان جوانان زن و مرد کارگر هستند . بسیاری از این قربانیان با گلوله نیروهای انتظامی از ناحیه سر یا قفسه سینه مورد اصابت واقع شدند. هزاران تن دستگیر شده اند. این ارقام به سرعت افزایش می یابند .

حکومت در برابر خواسته های به حق اقتصادی و سیاسی مطرح شده چنگ و دندان نشان می دهد. حکومت تهدید به در خون خفه کردن این خیزش کرده است. جنبش اعتراضی زنان علیه حجاب هم سرکوب شد.

امروزه بیش از گذشته، زمان همبستگی با مبارزاتی است که از سال ها پیش در ایران جریان دارند :

  • علیه زندگی گران ، بیکاری و فساد
  • برای آزادی بیان و تشکل
  • برای حقوق زنان، از جمله لغو پوشش اجباری اسلامی
  • برای لغو حکم اعدام ( که امروز برای مخالفان سیاسی و همجنسگرایان اعمال می شود )
  • برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی
  • برای آزادی تشکیلات مستقل اتحادیه ای و آزادی فعالان کارگری زندانی.

پاریس ۲۶ نوامبر ۲۰۱۹

 

سندیکاهای فرانسوی عضو کلکتیو حمایت از کارگران ایران :

  • س ژ ت       CGT
  • س اف د ت CFDT                                             
  • اف اس او    FSU
  • سولیدر       SOLIDAIRES
  • اونسا         UNSA

 

اطلاعیه به زبان فرانسه

 

 

 




همبستگی بین المللی با مردم مبارز ایران

یک بار دیگر رژیم ایران مردم این کشور را که برای آزادی و عدالت گرد هم آمده، تظاهرات و مبارزه می کنند،  به طرز وحشیانه ای سرکوب می کند  افزایش ٪۳۰۰  قیمت بنزین و پیآمدهای این افزایش روی قیمت سایر تولیدات، عامل این اعتراضات بوده است  بدین خاطر است که از ۱۵ نوامبر ایرانیان زن و مرد به خیابان ها ریخته اند.

این جنبش علیه تشدید فقر و برای آزادی در ادامه همان جنبش زنان و مردان مبارزی است که در طی سال ها،  برای سندیکالیزم در ایران مبارزه می کنند، که دفاع از زنان و مردان کارگر را سازمان می دهند. کسانی که با اخراج شدن از کار، با مورد ایذاء و آزار واقع شدن، با دستگیر شدن، با شکنجه شدن و حتی با جان باختن دائما بهایش را هم می پردازند  جنبش اخیر هم چنین در تداوم جنبش زنا ن در ماه مه ۲۰۱۷ هم است.

 از همان شروع جنبش مردمی حکومت تلاش کرد تا ارتباط ایرانیان با دنیا را قطع کند  رژیم می خواهد مانع همبستگی بین المللی شود و سرکوب خونین را از انظار دنیا مخفی نگهدارد: بیش از صد کشته در بیست شهر؛ مجروحین بسیار در اصابت گلوله نیروهای به اصطلاح «امنیتی»  با توجه به قطع اینترنت توسط حکومت پوشش اخبری بسیار ناقص است.

سازمان های عضو « شبکه سندیکائی جهانی همبستگی و مبارزه » حمایت خود را از جنبش مردم ایران ، و از سندیکاهایی که سال ها مبارزه می کنند،اعلام می دارد.

 اعتراضات زنان و مردان در ایران برای:

  • مبارزه علیه گرانی معیشت و بیکاری،
  • افشای فساد مالی،
  • حق خودسازماندهی مستقل وایجاد سندیکا،
  • دفاع از حقوق زنان، از جمله لغو حجاب اجباری،
  • آزادی کلیه زندانیان سیاسی از جمله فعالان سندیکائی،
  • لغو مجازات اعدام (معمول عمدتا در موارد دگرباشان و مخالفین سیاسی رژیم)

همه اعضای « شبکه سندیکائی جهانی همبستگی و مبارزه » در کشورهای خود وضعیت مردم ایران را به اطلاع عموم می رسانند : برای مبارزه علیه سانسور دولت ایران، و برای همبستگی مبرم بین المللی.

 

Les organisations membres du Réseau syndical international de solidarité et de lutte


Organisations syndicales nationales interprofessionnelles

  • Central Sindical e Popular Conlutas (CSP-Conlutas) – Brésil
  • Confederación General del Trabajo (CGT) – Etat espagnol
  • Union syndicale Solidaires (Solidaires) – France
  • Confédération Générale du Travail du Burkina (CGT-B) – Burkina
  • Confederation of Indonesia People’s Movement (KPRI) – Indonésie
  • Confederación Intersindical (Intersindical) – Etat espagnol
  • Confédération Générale Autonome des Travailleurs en Algérie (CGATA) – Algérie
  • Batay Ouvriye – Haïti
  • Unione Sindacale Italiana (USI) – Italie
  • Confédération Nationale des Travailleurs – Solidarité Ouvrière (CNT SO) – France
  • Sindicato de Comisiones de Base (CO BAS) – Etat espagnol
  • Organisation Générale Indépendante des Travailleurs et Travailleuses d’Haïti (OGTHI) – Haïti
  • Sindacato Intercategoriale Cobas (SI COBAS) – Italie
  • Confédération Nationale du Travail (CNT-f) – France
  • Intersindical Alternativa de Catalunya (IAC) – Catalogne
  • Union Générale des Travailleurs Sahraouis (UGTSARIO) – Sahara occidental
  • Ezker Sindikalaren Konbergentzia (ESK) – Pays basque
  • Confédération Nationale de Travailleurs du Sénégal Forces du Changement (CNTS/FC) – Sénégal
  • Sindicato Autorganizzato Lavorator COBAS (SIAL-COBAS) – Italie
  • General Federation of Independent Unions (GFIU) – Palestine
  • Confederación de la Clase Trabajadora (CCT) – Paraguay
  • Red Solidaria de Trabajadores – Pérou
  • Union Syndicale Progressiste des Travailleurs du Niger (USPT) – Niger
  • Union Nationale des Syndicats Autonomes du Sénégal (UNSAS) – Sénégal
  • Unión Nacional para la Defensa de la Clase Trabajadora (UNT) – El Salvador
  • Solidaridad Obrera (SO) – Etat espagnol
  • Confederazione Unitaria di Base (CUB) – Italie
  • Independent Workers Union of Great Britain (IWGB) – Grande-Bretagne
  • Ogólnopolski Związek Zawodowy Inicjatywa Pracownicza (OZZ IP) – Pologne
  • Centrale Démocratique des Travailleurs de Martinique (CDMT) – Martinique
  • Associazione Diritti Lavoratori Cobas (ADL COBAS) – Italie

Organisations syndicales nationales professionnelles

  • National Union of Rail, Maritime and Transport Workers (RMT/TUC) – Grande-Bretagne
  • Centrale Nationale des Employés – Confédération Syndicale Chrétienne (CNE/CSC) – Belgique
  • Sindicato Nacional de Trabajadores del Sistema Agroalimentario (SINALTRAINAL/CUT) – Colombie
  • Trade Union in Ethnodata – Trade Union of Empoyees in the Outsourcing Companies in the financial sector – Grèce
  • Syndicat national des travailleurs des services de la santé humaine (SYNTRASEH) – Bénin
  • Sindicat dos Trabalhadores da Fiocruz (ASFOC-SN) – Brésil
  • Organizzazione Sindicati Autonomi e di Base Ferrovie (ORSA Ferrovie) – Italie
  • Union Nationale des Normaliens d’Haïti (UNNOH) – Haïti
  • Confederazione Unitaria di Base Scuola Università Ricerca (CUB SUR) – Italie
  • Coordinamento Autorganizzato Trasporti (CAT) – Italie
  • Syndicat des travailleurs du rail – Centrale Démocratique des Travailleurs du Mali (SYTRAIL/CDTM) – Mali
  • Gıda Sanayii İşçileri Sendikası – Devrimci İşçi Sendikaları Konfederasyonu (GIDA-IŞ/DISK) – Turquie
  • Syndicat National des Travailleurs du Petit Train Bleu/SA (SNTPTB) – Sénégal
  • Asociación Nacional de Funcionarios Administrativos de la Caja de Seguro Social (ANFACSS) – Panama
  • Palestinian Postal Service Workers Union (PPSWU) – Palestine
  • Union Syndicale Etudiante (USE) – Belgique
  • Sindicato dos Trabalhadores de Call Center (STCC) – Portugal
  • Sindicato Unitario de Trabajadores Petroleros (Sinutapetrolgas) – Venezuela
  • Alianza de Trabajadores de la Salud y Empleados Publicos – Mexique
  • Canadian Union of Postal Workers / Syndicat des travailleurs et travailleuses des postes (CUPW-STTP) – Canada
  • Syndicat Autonome des Postiers (SAP) – Suisse
  • Federación nacional de trabajadores de la educación (SUTE-Chili) – Chili
  • Plateforme Nationale des organisations professionnelles du secteur public – Côte d’Ivoire
  • Fédération nationale des ouvriers et collectivités locales – Union Marocaine du Travail (UMT-Collectivités locales) – Maroc
  • Centrale Générale des Services Publics FGTB, Cheminots (CGSP/FGTB Cheminots) – Belgique
  • Botswana Public Employees Union (BOPEU) – Botswana
  • Organisation Démocratique du Travail – Organisation Démocratique du Travail (ODR/ODT) – Maroc
  • Federacao Nacional dos Ttrabalhadores em Transportes Aéros do Brasil (FNTTA) – Brésil
  • Federação Nacional dos Metroviários (FENAMETRO) – Brésil
  • Namibia Football Players Union (NAFPU) – Namibie
  • Palestinian Electricians’ Trade Union (PETU) – Palestine
  • Missão Publica Organizada – Portugal

Organisations syndicales internationales

  • Industrial Workers of the World – International Solidarity Commission (IWW)

Courants, tendances ou réseaux syndicaux

  • Transnationals Information Exchange Germany (TIE Germany) – Allemagne
  • Emancipation tendance intersyndicale (Emancipation) – France
  • Globalization Monitor (GM) – Hong Kong
  • Courant Syndicaliste Révolutionnaire (CSR) – France
  • Fronte di lotta No Austerity – Italie
  • Solidarité Socialiste avec les Travailleurs en Iran (SSTI) – France
  • Basis Initiative Solidarität (BASO) – Allemagne
  • LabourNet Germany – Allemagne
  • Resistenza Operaia – operai Fiat-Irisbus – Italie
  • Workers Solidarity Action Network (WSAN) – Etats-Unis
  • United Voices of the World (UVW) – Grande-Bretagne
  • Unidos pra Lutar – Brésil
  • Corriente Político Social Sindical 1° de Mayo de Buenos Aires – Argentine
  • Coordinamento Nazionale Unitario Pensionati di oggi e di domani (CONUP) – Italie
  • National Association of Human Rights Defenders – Palestine
  • Red de Trabajadores – Argentine

 




به سرکوب مردم معترض پایان دهید!

کانون نویسندگان ایران

 

برآمدن دوره‌ای اعتراض‌های گسترده در ایران گواه حل نشدن مسایل و مصایب مزمنی است که گریبان جامعه را در چنگ گرفته است. هر بار که صاحبان قدرت با استفاده از قوه‌ی قهریه اعتراض‌ها را پس زده‌اند، زمانی دیگر، با توان، سرعت و خشم بیشتر سر برآورده است؛ چنان‌که دور تازه‌ی اعتراض مردم که از ۲۴ آبان آغاز شده، به سرعت گسترش یافت و دامنه‌اش در کمتر از ۲۴ ساعت به ده‌ها شهر کوچک و بزرگ رسید.

با اعلام ضربتی افزایش چند برابری قیمت بنزین، مردم به جان آمده از فقر و تبعیض و سرکوب، همان‌ها که به اقرار دست‌اندرکاران دولت، توان تامین معاش خانواده را ندارند و نزدیک به ۸۰ درصدند، صدای اعتراض خود را بلند کردند؛ آنها که کوچکی سفره‌شان، جای دستبردی دیگر نداشت، رنج تلنبار شده در دل و جانشان را به خیابان بردند مگر گوش شنوایی بیابند؛ اما این بار نیز با ضرب و جرح و بازداشت و گلوله پاسخ گرفتند.

هما‌‌ن‌طور که در چهار دهه گذشته هرگاه کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان و نویسندگان و فعالان مدنی و سیاسی مستقل برای بیان مطالبات خود، حتی مطالبات جزیی صنفی، ناگزیر دست به اعتراض زدند یا تشکلی ایجاد کردند، با انگ‌هایی چون «اخلالگر»، «وابسته به بیگانه»، «مخل امنیت ملی» و با یورش ماموران امنیتی و انتظامی و زندان مواجه شدند.

هم‌اکنون پرونده‌های امنیتی که برای فعالان عرصه‌های گوناگون ساخته شده، از شمار خارج است. نتیجه‌ی این واکنش‌ها خفه کردن صدای مردم بوده است. تحمیل سکوت در شرایطی که هر دم بر رنج مردم افزوده می‌شود، فوران خشم و برخاستن فریاد اعتراض را به دنبال دارد و این همان اتفاقی است که اکنون در حال روی دادن است.

اعتراض به هر اجحاف و ستم، بخشی از آزادی بیان و حق مردم است؛ مقابله با آن با دستبند و باتوم و گلوله، گرچه روال معمول حاکمیت در چند دهه‌ی اخیر بوده است، این‌بار شدتی بیشتر یافته طوری که فقط در پنج روز نخست صدها کشته و هزاران زخمی و بازداشتی بر جا گذاشته است.

قطع سراسری اینترنت و محروم کردن مردم ایران و جهان از دسترسی به اخبار رویدادها، شگردی دیگر برای سرکوب اعتراض‌ها دور از چشم جهانیان و شکلی دیگر از سانسور است. طرفه آنکه در همین وضع، مقامات پشت تریبون‌ها از حق قانونی مردم برای اعتراض داد سخن می‌دهند! با تبدیل کردن خیابان‌های شهرها به میدان جنگ و با استفاده از خشونت و بگیر و ببند و قطع اینترنت شاید بتوان آتش مطالبات مردم را زیر خاکستر برد، اما قطعا نمی‌توان آن را خاموش کرد.

کانون نویسندگان ایران مقابله‌ی خشونت‌بار با آزادی بیان مردم را محکوم می‌کند و خواهان رهایی همه‌ی بازداشت‌شدگان اعتراض‌های اخیر است و هشدار می‌دهد: حاکمان به جای تحقیر، تهدید و سرکوب معترضانی که جز فریاد سلاحی ندارند، به حق آزادی بیان آنها تمکین کنند، نیروهای امنیتی و انتظامی را با آلات و ادوات سرکوبگریشان از خیابان‌ها جمع کنند و به مردم فرصت اعتراض و بیان خواسته‌هایشان را بدهند.

کانون نویسندگان ایران
۲۹  آبان  ۱۳۹۸

 




تظاهرات در پاریس در همبستگی با خیزش مردمی در ایران

شنبه 23 نوامبر ساعت 15

میدان سن میشل

 

فراخوان مشترک تعدادی از سازمان‌های شرکت کننده به زبان فرانسه 

 

Rassemblement du soutien aux lutes des iraniens contre la République Islamique 

En Iran, face aux durcissements des situations de la vie journalière, et à la suite d’augmentation du prix de carburants et les escalades de la répression, la population contestataire manifeste depuis plusieurs jours dans les rues de plus de 100 villes dont la capitale Téhéran, Shiraz, Ispahan et autres grandes villes. s

Khamenei, le « guide » du régime a traité les manifestants « les rebelles » et avec tous les autres dirigeants ensemble, ils ont donné l’ordre de la répression farouche. Le régime a coupé les connections d’internet et empêche ainsi la diffusion de l’information en rendant la communication difficile. s

Les nouvelles d’Iran sont très alarmantes et les agences de presse parlent de plus de centaines tués, des milliers blessés et l’arrestation de plus de mille manifestants. Les gardiens de révolution, les forces militaires et les milices nommées « Bassidjis » tirent avec les balles réelles sur les manifestant.s

Pour que le massacre s’arrente immédiatement, notre solidarité doit être forte. Nous devons faire l’écho des cris de colère et de résistance des iraniens sous la répression sauvage du régime islamique et soutenir pleinement leur mouvement juste.e

Pour soutenir le mouvement de contestation des iraniens, pour condamner les nouvelles vagues de l’emprisonnement, les attaques des forces de la « sécurité » et la répression exercée par les agents militaires et sécuritaire du régime, participons tous au rassemblement du soutien au peuple d’Iran.n

Le Samedi 23 novembre 2019, à partir du 15H

Place Saint-Michel, Paris

 

Association de Défense des prisonniers politiques et d’opinions en Iran- Paris

Solidarité Socialistes avec les travailleurs en Iran, SSTI

Alliance international du soutien aux travailleurs en Iran

Association des kurdes résident en France-Paris

 

 




 از شورش مردمان ایران علیه رژیم خودکامه پشتیبانی کنیم!

رژیم جمهوری اسلامی، به یک‌باره و بدون آگاهی قبلی، در شامگاه 24 آبان، افزایش سه برابری قیمت بنزین را اعلام کرد. این مصوبه در شرایطی به اجرا در می آید که نرخ تورم رسمی از مرز 43 % فراتر رفته و حقوق کارگران و کارکنان کفاف یک چهارم هزینه یک خانوار را هم نمی‌کند. بیش از 70 % بازنشستگان زیر خط فقر زندگی می‌کنند. بنا به آمار منتشره، تنها در دو سال گذشته توان خرید اقشار و طبقات پائین جامعه با کاهش بیش از 70 % رو به رو بوده است. مردم می‌دانند که افزایش 300 % قیمت بنزین به عنوان عمده ترین عامل انرژی حمل و نقل، پیامدی جز گرانی، تورم، بیکاری و سقوط هر چه بیشتر قدرت خریدشان را ندارد. همچنین سرانجامی جز افت حجم تولید و عمیق تر شدن رکود اقتصادی همراه با ورشکستگی ساختارهای تولیدی به بار نمی آورد.

گر چه روحانی همصدا با خامنه ای و دیگر سران نظام جمهوری اسلامی فریبکارانه، این دستبرد بی شرمانه به معیشت مردم را اقدامی در جهت بهبود اوضاع فلاکت بار اکثریت جامعه عرضه می کنند. حافظه همگانی هنوز پوچی وعده‌های آب و برق رایگان، تقسیم پول نفت و اخیرن وعده بسته حمایتی روحانی در استان کرمان را از یاد نبرده اند.

پس از 40 سال تجربه زندگی در رژیم تمامیت خواه مذهبی، برای مردمان ایران پوشیده نیست که این دستبرد به سفره و جیب خالی مردم، ترفند گستاخنه دیگری برای تامین کسر بودجه ناشی از ناکارائی، فساد حاکم بر اقتصاد کشور و نیز تضمینی برای ادامه توسعه طلبی پر هزینه و تنش آفرین در منطقه و جهان است.  و این در حالی است که امروز بیش از پیش دزدی ها و اختلاس های نجومی افسار گسیخته بی کم و کاست ادامه دارند. تنها مزد بگیران و تهی دستان شهر و روستا هستند که مجبورند مثل همیشه بار سنگین تصمیم های ویرانگر رژیم را به دوش کشند.

اعلام مصوبه افزایش 300 % (لیتری سه هزار توامان) قیمت بنزین جرقه ای شد بر خرمن نارضائی ها و سر‌خوردگی های تل انبار شده مردم که دیگر توش و توانی برایشان باقی نمانده و راهی جز برآشفتن علیه این بی‌عدالتی‌ها را ندارند.

چندین روز است که خیابان‌های شهرهای کوچک و بزرگ سراسر کشور شاهد موج اعتراض های مردمی شده و همچنان ادامه دارند. این اعتراضات که در آغاز با مخالفت به افزایش قیمت بنزین آغاز شد، دیری نپائید که کلیت رژیم و خامنه ای و روحانی در تیر رس انزجار و خشم توده ها قرار گرفتند.

موج تظاهرات اعتراضی گسترده مردمی روز های گذشته که در بیش از صد شهر کشور  برگزارشد و معترضین خواهان گرفتن حقوق پایمال شده خود شدند مانند گذشته با یورش مزدوران نهادهای سرکوب رو در رو گردید. حکومت به جای پاسخ به مطالبات دموکراتیک و به حق مردم، صفوف اعتراض های به حق و مسالمت آمیز را با حملات وحشیانه نیروهای پلیسی، آمنیتی و یگان های ضد شورش  به خشونت کشید. بنا به گزارش رسانه ها، طی این درگیری های خونین، بیش از 40 نفر جان باخته اند و صدها نفر زخمی و تعداد زیادی دستگیر شده‌اند. در برخی از مناطق کشور رژیم با اعلام شرایط  اضطراری، به نوعی حکومت نظامی برقرارکرده و با قطع خطوط ارتباطی اینترنتی، مذبوحانه تلاش دارد از پیوند و گسترش اعتراضات جلو گیری کند و مانع رسیدن اخبار خواست های به حق مردم به گوش جهانیان شود. خامنه ای و سران سلطه فاشیستی مذهبی، معترضین را طبق آداب و رسوم همیشگی خود، با تهمت های “ تخریب “ و “ ناامنی “ به “ ضد انقلاب و دشمنان ایران “ نسبت داده و ارگان های سرکوب قضائی واطلاعات“ برخورد با اشرار را وظیفه “ خود اعلام کرده‌اند.

  •  جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران با پشیبانی قاطع از خواست های دموکراتیک و به حق خیزش های مردمی، دستگیری، سرکوب و کشتار مردم را به شدت محکوم می کند و اعتراض، نافرمانی مدنی، شورش و قیام در برابر خودکامگان سرکوبگر نظام جمهوری اسلامی را حق مسلم و غیر قابل انکار مردمان ایران می‌داند.
  • جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران برون رفت از نابسامانی، فقر، بیکاری، جنگ و سرکوب را در گرو براندازی رژیم و برچیدن نظام جمهوری اسلامی از طریق استقرار جمهوری، دموکراسی و جدائی دولت و دین در ساختاری غیر متمرکز/ فدرالی، برپایه منشور جهانی حقوق بشر می‌داند.
  • جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران به منظور همصدائی و همگامی برای تعمیق همبستگی با مبارزات مردمان ایران و برای دستیابی به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی، نیروهای مترقی در سراسر جهان را فرا می خواند که برای پشتیبانی از خواست های به حق جنبش اعتراضی بپاخیزند. اپوزیسون مترقی باید در کارزارهای خود با افشای جنایت های جمهوری اسلامی و بسیج افکار عمومی جهان و جلب پشتیبانی جامعه جهانی و احزاب آزادی خواه و نیروهای بشر دوست فشارهای لازم برای تحقق خواست های مردم را فراهم کند.

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

سرنگون باد جمهوری اسلامی

برقرار باد جمهوری، دموکراسی، جدائی دولت و دین

شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

28آبان 1397/ 18 نوامبر 2019