فلسفه سیلسی

0

اشباح مارکس – فصل سوم، فرسودگی‌ها از ژاک دریدا

دریدا، در اشباح مارکس، در پی احیأ اندیشه ی مارکس نیست. « بازگشت به مارکس » دیگری در کار نیست. خاصه، مارکسی همانند خود، ثابت و ابدی… زیرا که مارکس در این جا « بیش از یک روح دارد ». اما اشباح مارکس به دو معناست: یکی، روح های خودِ مارکس هستند، روح های «متن» مارکسیسم که دریدا به دفع پاره ای و جذب نقادانه ی یکی از آن ها می پردازد. معنای دیگر، آن اشباحی اند که مارکس همواره در پی دفعشان بود و هم چنان امروز نیز در شکل های مختلف حضور دارند.

0

به سوی یک نظریه توانایی برکنارکننده از جورجو آگامبن (به فرانسه)

متن سخنرانی جورجو آگامبن به زبان فرانسه که در سال 2013 در سمیناری زیر عنوان : “پیاده کردنِ غرب” ایراد می‌شود.
در گفتارش آگامبن نظریه توانایی برکنار کننده Puissance destituante خود را توضیح و تشریح می کند. هم‌زمان و هم‌راه با آن پاره‌ای دیگر از تزهای فلسفی سیاسی خود را در زمینه ی «سیاستی» نه دولت‌ گرا – نه حقوق گرا non étatique-non juridique توضیح می‌دهد.

0

“سنجیدگی سیاسی” نزد ارستو از شیدان وثیق

در حالی که بحران «سیاست» و اندیشه‌های سیاسی یکی از خصوصیات مداوم زمانه ما شده است، نظریه «سنجیدگی سیاسی» نزد ارسطو، چون گسستی از فلسفه ی سیاسی استعلایی، می‌تواند به یاری ما آید: در نقدِ «سیاست واقعاً موجود» و در تبیین بینشی دیگر نسبت به «سیاست» بر مبنای «پیشامد احتمالی»، «شور» و «لحظه ی مناسب» (کایروس)