از پس‌لرزۀ سرد انتصابات


تبِ سبز انتصابات پر رنگ و ريای جمهوری اسلامی، لرزی سرد در پی داشت. دروغ بزرگ يک بار ديگر در فضا طنين انداخت. آنقدر بزرگ که بايد و شايد. دروغی گوبلزی چنان که معهود حکومت توتاليتر است . اکنون مفسران و نظريه پردازانی که کارشناسانه از اعجاز انتخابات سخن می گفتند، پايان تهوع آور اين نمايش را چگونه تفسير خواهند کرد؟

می دانم که کلمه کم نخواهند آورد. در زبان ما ابهام و ايهام چنان جایی دارد که می شود بی هيچ پروایی تفسيرهای ضد و نقيض را با هم آشتی داد. اگر جمهوری اسلامی که اسلاميتش یکسره نافی جمهوريت آن است، توانست 98 درصد رای بياورد. اگر پس از 20 سال تجربه، بن بست اصلاح طلبی اسلام گرا ، پرچم سبز اصلاح طلبی اصول گرا توانست تنور انتخابات را گرم کند و بر مشروعيت نظام مهر تأیید زند، چرا بار ديگر نتوان در بارۀ درس‌های انتخابات زبان‌بازی و قلم فرسایی کرد؟

بی شک می توان چنين کرد. اما آيا مرهمی بر زخم های انبوه میلیونی رای دهندگان خواهد بود که در آرزوی پرواز، غافل از قفس، چنين سر به ميله ها کوفتند؟ آيا پاسخ نسلی را خواهد داد که با کوله باری خالی از حافظۀ تاريخی که پشتوانه خرد جمعی است چنين شادمانانه و پای کوبان در نمايش حاکمان، نقش سياهی لشگر را به عهده گرفت؟

اما نمايش مدرنی که هنرمندانی چند برای موفقيتش سنگ تمام گذاشتند، عاقبت چنان که شايسته حکومتی چنين است به تعزيه ای غم انگيز بدل شد.

اينک پرده فرو افتاد، اما بازی همچنان ادامه دارد. مناظره های منتخبان شورای نگهبان، ابعاد گستردۀ تباهکاری های نظام مافيایی را پيش چشمهای همگان گسترده و در همان حال وخامت وضعیت رژيم اسلامی را از ورای جنگ قدرت در درون آشکار کرده است. نتيجۀ قاطع انتخابات اسلامی را همين پديده توضيح می دهد. فراگيری شعار تغيير، گامی عقب نشينی را چنان خطرناک کرده که حتی کانديداهای انتصابی نیز به عناصر نامطلوب نظام بدل شده اند. پس بازی حذف متحدان پیشین، که از نخستین روز حیات رژیم در کار بود، بار دیگر تکرار شد. چرخ های نظام که در چرخش خود بازرگان ها و بنی صدرها و منتظری ها را به بيرون راند، همچنان در گردش اند و هر بار بازی خوردگانی در بالا و پايين بر جای می گذارند.

اما اين بار، نمايش بی قدرتی رای دهندگان چه تاثيری بر جنبش های مدنی در حال رشد، این تنها ميدان نمايش قدرت مردم، خواهد داشت؟ آيا از فضای يأسی که در پی دارد زیان خواهند ديد؟ يا به عکس، چشم از بالا برخواهند گرفت و با سلاح قدرتمند همبستگی، هيولای در حال احتضار رژيم اسلامی را به چالش خواهند کشيد؟

آری! در برابر منطق زور که زبان حاکميت توتاليتر است تنها قدرت جمعی پاسخگوست. اما اين قدرت تنها زمانی به بار می نشيند که از خرد مايه گيرد .

بازی در بساط حاکميت تمام خواه، به نام دمکراسی ، چنانکه کروبی ها بدان اذعان می کنند به تائيد حاکميت انجاميد. اميد که حق خواهانی که با هزار آرزو در اين بازی شرکت کردند از نا اميدی های خود توشه راه مبارزه سازند که بی شک هموار نيست اما به آزادی می گشايد. آن آزادی که دهه ها پيش عارف گفت که با قباله جنت تاخت نمی زندش و ديروز سيمين بهبهانی در پيام غمگنانه اش از آن سرود .پيامی که دهها صدای ديگر را آواز می داد که در ميانه شور ميرحسينی چه تنها می نمودند.

گرامی بانوی مهر و خرد ! چه زود صدای تو چون پژواک حقيقت در فضای خالی از هياهوی طبل های کارناوال انتصابات پيچيد. باشد تا هزاران هزار ندای حق خواه را گوش انداز کند ، باشد تا آه های حسرت را وا گذاريم و گوش جان به نوای آزادی بسپاريم.

23 خرداد 1388

14 ژوئن 2009