گفت و گو با ابوالحسن بنی صدر درباره انتخابات ایران

«این کارها توجیه تقلب بزرگ است»
ایرج ادیب زاده رادیو زمانه

انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران میان چهار گزینه‏ی شورای نگهبان برگزار شد و آقای محمود احمدی‏نژاد به عنوان برنده‏ی اصلی معرفی گردید. طر‏ف‏داران او برای شادمانی به خیابان‏ها آمدند. روسیه و ونزوئلا، نخستین کشورهایی بودند که انتخاب دوباره‏ی آقای محمود احمدی‏نژاد را تبریک گفتند. سه نامزد دیگر که شکست خورده‏اند و طرف‏داران آن‏ها، از تقلب در انتخابات می‏گویند. روز بعد از برگزاری انتخابات در ایران با خبرها و گزارش‏های بسیاری همراه شده است.


آقای ابوالحسن بنی‏صدر، نخستین رییس جمهور ایران، در آخرین بیانیه‏ی خود که چند روز پیش از انتخابات منتشر شد، نوشته بودند: «روز بعد از انتخابات، روز روبرو شدن با واقعیت تلخ است».

از آقای بنی‏صدر می‏پرسم که دلایل این پیش‏بینی ایشان چه بود؟
اول این که این پیش‏بینی متاسفانه، درست از آب درآمد. متاسفانه، به لحاظ این که در غمی که جوانان ایران را فرا گرفته، خود را شریک می‏دانم.
اما چرا من به آن نتیجه رسیدم؟ به این دلیل که قدرت حاکم بر ایران را می‏شناسم. اگر تردیدی هم در ذهن من بود (که نبود) نامه‏ی سرگشاده‏ی آقای هاشمی رفسنجانی به آقای خامنه‏ای، این تردید را رد کرد. زیرا نامه‏ی سرگشاده، روشن و واضح می‏گفت که حامی آقای احمدی‏نژاد کسی است که در ایران فقط او رأی دارد؛ یعنی آقای خامنه‏ای.
علاوه بر این که این را گفت، یعنی به مردم ایران و مردم جهان حالی کرد که حامی آقای احمدی‏نژاد، آقای رهبر مطلق است، مطلب دیگری را هم حالی کرد و آن این که این آقا قصد دارد تحت‏الحمایه‏ و سوگلی خود را از صندوق بیرون بیاورد. واکنش آقای خامنه‏ای هم به ایشان، یک تودهنی بود، یعنی این کار خواهد شد.
اما، دلیل دیگری هم داشتم و آن این که وقتی که یک فکر جمعی جبار ساخته شد، طوری که جمهور مردم را فرا گرفت که اگر این کار بشود، شب تاریک ایران روز می‏شود و نه خرد جمعی که یک هیجان جمعی راهبر شد، برای کسانی که قدرت را در دست دارند، فرصت ایجاد می‏کند که تقلب بزرگ بکنند و کردند.
دلیل سوم من این بود که از نامزدها، هیچ‏کدام‏شان آدم سالمی نبودند. این‏ها همه در این رژیم کار کردند، در مناظره‏ها هم به هم نسبت‏هایی را که می‏دانید، دادند. هیچ‏کدام هم تکذیب نکردند. سر کم و زیاد دعوا کردند که کدام بیشتر خرابی ایجاد کرده‏اند.
نتیجه این که این آدم‏ها کسانی نیستند که اگر تقلبی شد، مثل نامزدهای گرجستان یا اوکراین، بیایند بایستند و مردم را هم به مقاومت دعوت کنند.
دلیل چهارم هم این که آقای خامنه‏ای به کسی می‏ماند که به او گفته باشند: بهتر است شما آقای احمدی‏نژاد را رها کنید، به لحاظ این که در آینده نظام را به خطر می‏اندازد. او می‏گوید که قدرت فعلی را تا چهار سال دیگر اعمال می‏کنم. چهار سال بعد هم فکر بعد را می‏کنیم. این هم یادش بود که همین آقای هاشمی رفسنجانی و آقای موسوی، مدت هشت سال او را هیچ و پوچ کرده بودند و کنار گذاشته بودند. او فرصتی به دست آورده بود که تلافی کند و مزاحم را هم بردارد.
این دلایل مرا به این نتیجه رساند که روز بعد از رأی‏گیری، روز آن‏هایی است که مردم را به تحریم انتخابات خواندند. به این معنا که : نه به ولایت مطلقه‏ی فقیه، آری به ولایت جمهور مردم و روز مردم است ، چه آن‏هایی که رفتند رأی دادند و چه آن‏هایی که نرفتند رأی بدهند و می‏خواهند که ولایت جمهور و حاکمیت به مردم بازگردد. به نظر من، این‏ها پیروز این انتخابات هستند و زمان مال آن‏ها است.

آقای بنی‏صدر، در تازه‏ترین بیانیه‏ای که امروز با نام «روز بعد از انتخابات» منتشر کردید، به جوان‏های ایرانی اشاره کردید که شب‏های بسیاری، ایران را به سرزمین شادی بدل کردند و حالا به سرزمینی دیگر». منظورتان از این جوانان چه کسانی هستند؟
همه‏ی آنانی که در خود توانایی بیرون ریختن و کوچه‏ها و خیابان‏ها را از آن خود کردن (که از آن خود مردم هم هست) یافتند و شب‏های متوالی با شعارهای شفاف، خواست‏های خود را اظهار کردند. آزادی می‏خواهند، استبداد و دیکتاتوری نمی‏خواهند و از وضعیتی که کشورشان در آن هست و ماتم‏کده شده است، بیزارند. می‏خواهند کشوری داشته باشند که سرزمین آزادی، شادی و امید است.

هم‏اکنون، آن‏ها با این تقلب بزرگ و به کلی، بی‏سابقه، مواجه شده‏اند. چه روشی باید در پیش بگیرند؟ آیا باید خود را به یأس بسپارند؟ نه! آیا باید خود را به عصبانیت و خشونت بسپارند؟ نه!
باید بدانند که پیروزند، به لحاظ این که حالا متوجه شده‏اند که یک ملتی‏ نباید خود را معطل این کند که بین چیز و ناچیز انتخاب کند و در درون رژیم وسیله‏ی کار یک دسته، علیه دسته‏ی دیگر بشود.
باید بایستد، بگوید، این حاکمیت مال من است. این جنبش همگانی می‏خواهد. همین‏طور که آمدند بیرون، پس حالا می‏دانند که می‏توانند بیایند بیرون. برای این که این بیرون آمدن موفق شود، باید همه بیرون بیایند. همان‏گونه که در انقلاب شد. این راه و روشی است که جامعه‏ی جوان باید در پیش بگیرد.
وگرنه، اگر بخواهد خدای ناکرده خود را به یأس بسپارد و کارپذیری، این روزگار سیاه دراز خواهد شد.
مقداری به انتخابات دیروز برمی‏گردیم؛ در بیانیه‏ی شورای نگهبان اعلام شده بود که هشتاد و دو درصد واجدین شرایط در این انتخابات شرکت کرده‏‏اند. این رقم، یعنی از زمان انتخابات آقای خاتمی هم بالاتر است.

دیروز، خبرهایی هم داشتیم که در برخی از حوزه‏ها، تعرفه‏ی رأی وجود نداشت، ساعت رأی‏گیری را هم با وجود حضور مردم در حوزه‏ها، تمدید نکردند. ارزیابی شما چیست؟
وقتی وزارت کشور اعلام کرد که پنج میلیون آرا را که حدود بیست درصد کل آرا را شامل می‏شد، خوانده است و نتایج آن را برشمرد، بنا بر آن ارزیابی وزارت کشور، بیست و پنج میلیون در سراسر ایران رأی می‏دادند. بنا بر اطلاعاتی که من از ایران گرفتم، میزان تعداد آرا نمی‏توانسته بیشتر از بیست و پنج میلیون باشد.
حساب آن هم روش است؛ اگر فرض کنیم در چهل و شش هزار صندوق، در هر دو دقیقه، یک رأی به صندوق انداخته شده باشد، و از هشت صبح تا نه شب، بلاانقطاع رأی‏گیری شده باشد، جمع کل آن بیست و پنج میلیون رأی می‏شود.
آن‏ها اگر می‏خواستند جمعیت بیشتری در رأی دادن شرکت کند، باید صندوق‏ها را بیشتر می‏کردند. این کار را نکردند، چون فرض‏شان این بود که نگذارند مشارکت زیاد شود. می‏ترسیدند مشارکت زیاد سبب پیروزی مخالف آقای احمدی‏نژاد بشود.
چون این آقایان خود به ناصواب تبلیغ کردند که هجوم به صندوق‏ها چنین و چنان بوده و تمام روز تکرار کردند، آن‏ها هم فرصت را غنیمت شمردند، فاصله‏ی بیست و پنج میلیون با رقمی که بعد پیدا شد (سی و شش میلیون)، تقلبی است که به نام آقای احمدی‏نژاد انجام شده است. برو برگرد هم ندارد.

امروز خبر رسید که شورای نگهبان دستور توقف ادامه‏ی خواندن آرا را داده است. این می‏تواند جریان تازه‏ای را ایجاد کند؟
بعد از وقوع، دستور دادن، سخن بی‏معنی است. به لحاظ این که تا نیم ساعت پیش، تمام آرای سراسر کشور خوانده شده بود آرای شمیران و شهرری مانده بود. این دو منطقه را گفته متوقف کنند؟ خُب، این خنده‏دار است! بازی با آرای مردم است. توجیه تقلب بزرگ است. شورای نگهبان، مگر نگهبان نیست؟ از ابتدا باید نگهبانی می‏فرمود که این تقلب بزرگ انجام نمی‏گرفت.

خانم زهرا رهنورد در گفت‏گو با بی‏بی‏سی گفته است که نسبت آرای آقای موسوی به آقای احمدی‏نژاد، چهار به یک بوده و نمی‏دانند این تقلب بزرگ چگونه انجام شده است. در پاسخ به این سوال که آقای موسوی چه خواهد کرد، می‏گوید: «فراموش نکنید که ایشان خود را خارج از نظام نمی‏داند، درون نظام می‏داند».
فاجعه هم همین است. نامزدها کسانی هستند که خود را در درون رژیم می‏دانند. بنابراین، مردم ایران باید خود به سرنوشت خویش بیاندیشند، برای این که این‏ها خود را نه در درون مردم که در درون رژیم می‏دانند.