ضرورت همگامی کانونهای شهری در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران و «نه به جمهوری اسلامی» در اروپا و …
يکشنبه ۱۶ اسفند ۱٣٨٨ – ۷ مارس ۲۰۱۰
چه راه حل و یا راه حلهایی میتواند در خارج از کشور وجود داشته باشد؟
هامبورگ در تاریخ ٢٦ تا ٢٨ مارس
٦ مارس ۲۰۱۰
چه باید کرد(۲)؟
این سئوالی است که ذهن اکثر ما را به خود مشغول کرده است. پیوستن و همآوا شدن با «جنبش سبز» و دنباله روی از موسوی و دیگر اصلاحطلبان درون حکومتی؟ بدیل: «رنگین کمان»، «همه با هم»؟ و یا «هر کس برای خود در کنار دیگران»؟ بدیل «هماهنگی بین فعالین سیاسی در طیف چپ و سوسیالیستی»؟ بدیل «همکاری بین احزاب سیاسی دمکراتیک، مذهبی و چپ»؟
بدیلی که ما انتخاب کردهایم: «همگامی(۳) میان نهادهای شهری در پشتیبانی از مبارزات مردم(۴) و نه به جمهوری اسلامی(٥) در خارج از مرزهای ایران» است که در زیر به جنبههائی از آن اشاره میکنیم. این بدیل نه خود را در رقابت با سازمانهای سیاسی سراسری میداند و نه قصد آن دارد که جایگزین فعالیتهای آنها و یا فعالیتهای نهادهای دمکراتیک یا فرهنگی ـ سیاسیِ محلی شود.
این بدیل بستری است برای نزدیکی همهی این گونه مجامع اعم از محلی و سرتاسری یا فرهنگی و سیاسی؛ و همگامی میان آنها. بدیلی است برای شکل گیری یک جنبش نوین، برابر حقوق، افقی، دمکراتیک و عدالتخواه که بتواند در نهادینه کردن جنبش اعتراضی در خارج از کشور، در پشتیبانی از مبارزات مردم در «نه به جمهوری اسلامی» و مقابله با جنایات رژیم موثر بوده، بتواند بازتاب دهندهی خواستهای دمکراتیک و عدالت خواهانهی جنبش اعتراضی مردم باشد که به دلیل شرایط شدید خفقان حاکم بر جامعه و گسترش دامنهی سرکوب رژیم جمهوری اسلامی امکان بیان نمییابند.
ما که خود به طیفهای گوناگون از تشکلهای سیاسیـفرهنگی گرفته تا اعضاء و هواداران سازمانها و نهادهای دمکرات، عدالتخواه و لائیک، چپ سوسیالیستی و کمونیستی و یا عناصر منفرد و جدا شده از سازمانهای سیاسی تعلق داریم، بدیل «همگامی» را نه تنها در تضاد با سایر فعالیتهای خود نمیبینیم، که مکمل آن نیز میدانیم.
وضعیت جامعه قبل از انتخابات ریاست جمهوری
.
کشیدن مردم به پای صندوقها استفاده کنند.
.
.
.
.
.
خیابان ها برای مدتی به تصرف مردم درآمد.
.
.
اگر چه به علت وجود خفقان موجود و سرکوب شدید این خواست در تمامی ابعاد آن به روشنی مطرح نشد.
.
.
ضرورت همگامی کانونهای شهری در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران و «نه به جمهوری اسلامی» در خارج
سرعت و دامنه تغییر و تحولات سیاسی در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری در تابستان گذشته غیرقابل پیشبینی بود.
مردم ما بار دیگر حادثهای شگرف آفریدند که هم خود و هم جهانِ بیرون از خود را غرق شگفتی و تحسین نمودند. در صحنه مبارزات خیابانی به گونهای هوشمندانه آوای نوید بخش آزادی به دور از خشونت در زیباترین شکل ممکن، سرداده شد و در سرتاسر جهان طنین افکند. خیزش میلیونی مردم نه تنها دستگاه عریض و طویل سانسور رژیم را برای مدتی فلج نمود، نه تنها بزرگترین شکاف ممکن را در میان جناحهای رژیم ایجاد نمود که روز به روز نیز عمیقتر میشود، بلکه این جنبش خالق یکی از آزادترین چترهای خبررسانی مدرن و متنوع در دنیای ارتباطات جمعی شد. هر معترض، خود یک گزارشگر شد و دنیای گزارشگری شکل تازهای به خود گرفت و تحول نوینی در دنیای ارتباطات خبری – تصویریِ آزاد در مقابله با خفقان و سانسور آفریده شد. اگر خبرگزاران بینالمللی از ایران رانده شدند، مردم خود مبتکر یکی از بهترین و مدرنترین راههای پخش خبر شدند. این تغییر و تحولات، عاملی شدند تا دستگاه گستردهی سانسور خبری رژیم که بوسیله شرکتهای چند ملیتی «نوکیا» و «زیمنس» و دیگر تولیدکنندگان افزارهای مدرن الکترونیکی به قیمت سرسام آوری تهیه شده بود برای مدتی کارآئی خود را از دست بدهند.
دختران دانشجو و زنان جوان نقش برجسته و چشمگیری در این جنبش اجتماعی- انسانی ایفا نمودند. از همین روست که آنها بیش از گذشته هدف وحشیگری و خشونت بیحد و اندازهی نیروهای سرکوب رژیم قرار گرفتهاند. قتل ندا، ربوده شدن ترانه موسوی، تجاوز جنسی به وی و سوزاندن پیکر او، تجاوزات متعدد به چندین دختر، زن و پسر جوانِ دیگر توسط نیروهای امنیتی و چماقداران مسلح بسیجی، بیانگر ترس و نفرتی است که این خیزش خیابانی در میان عوامل رژیم ایجاد کرده است. اما تشدید اعمال خشونت نسبت به مردم، خود عاملی شد در رادیکالتر شدن خواستههای مردم و نشان دادن تمایل شان مبنی بر نفی جمهوری اسلامی در تمامیت آن. واکنش رژیم در برابر مردم، استفاده از حربه همیشگیاش یعنی بکارگیری و گسترش دامنه سرکوب بود. تا کنون چندین هزار نفر بازداشت و صدها نفر به قتل رسیدهاند. دستگیر شدگان تحت وحشیانهترین شکنجه، اذیت و آزارها قرار گرفتهاند. در میان آنها از دانشجویان دختر و پسر گرفته تا زنان جوان، فعال سیاسی – اجتماعی و یا افرادی که به علت حضور تصادفی شان در خیابان ها دستگیر شده بودند، وجود دارند. . در مورد افراد شناخته شده، فشار و شکنجه بیشتر به قصد اجبار به اعتراف و اظهار ندامت انجام میگیرد. جوانان بینام و نشان اما همچنان به شیوههای سالهای دههی ۶٠ در ایران اسلامی و یا روشهای متداول در کشورهائی نظیر شیلی پس از کودتای نظامیان و یا متدهای رایج در برخی کشورهای آمریکای لاتین به صورت وحشیانه در زندانهای رسمی و یا بازداشتگاههای مخفی و موقت، مورد شکنجه و آزار جنسی و روحی قرار گرفته و یا سر به نیست میشوند.
وظیفه انسانیـسیاسی و موقعیت کنونی هزاران نفر در بند و یا در خطر دستگیری ایجاب میكند كه در خارج از مرزها، برای ایجاد یك جنبش گسترده در دفاع و پشتیبانی از مبارزات مردم ایران، افشای جنایاتی كه انجام میگیرد و یا درحال انجام است، برای آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی دستگیرشدگان وقایع اخیر و همه زندانیان سیاسی، ارسال هیئت و یا هیئتهای حقوقی برای بررسی این گونه جنایتها و سازماندهی مقاومت گسترده در برابر رژیم و تشکیل تریبونهای بینالمللی برای بررسی جنایت رژیم، اقدامات جدی انجام شود.
وضعیت در خارج از مرزهای ایران:
، خون تازهای در رگهای دهها هزار ایرانی در خارج از کشور دمیده شده، بار دیگر امید به تغییرِ داد و ستدهای فکری در میان مجامع ایرانی در اقصی نقاط جهان شدت گرفته است. احساس مسئولیت و همدلی با جنبش اعتراضی مردم گسترش یافته است. شوق و ذوق در همه جا، میان مجامع ایرانی به چشم میخورد. حرکتهای کوچک اعتراضی اشکال نوینی به خود گرفتهاند و در اینجا و آنجا حرکتهای گستردهتری نیز انجام میگیرد. جو سیاسی خارج در سی سال گذشته هرگز تا به این حد برای پشتیبانی از مبارزات مردم مناسب نبوده است.
اپوزیسیون مترقی ایران درخارج ازکشور که خواهان مناسباتی انسانی، آزاد، و انتخابی است، در لحظههای کنونی یک مسئولیت سنگین تاریخی در مقابل خویش دارد. اگر چه این اپوزیسیون در سی ویک سال گذشته، حتی در بدترین شرایط در برابر جنایات رژیم ساکت نبوده است، اما در شرایط حساس کنونی فاقد ارتباطات لازم و ضروری است . سازمانهای سیاسی نیز که تا دیروز هم و غم شان بسیج تودههای ایرانی در خارج بود، اگر مردد و یا نظارهگر وضع موجود نباشند، دامنه فعالیتهایشان از محدودهی چند بیانیه، اطلاعیه و یا شرکت در این و یا آن آکسیون محلی چندان فراتر نمیرود. به عبارت روشنتر، پتانسیل چند میلیونی ایرانیان در خارج از کشور کارآئی چندانی ندارد و نمیتوان از این توان عضیم بالقوه بهرهای درخور، به سود اعتلای جنبش آزادیخواهانهی مردم در برابر رژیم جمهوری اسلامی گرفت و یک کارزار گسترده جهانی در برابر آن ایجاد نمود.
چه راه حل و یا راه حلهائی میتواند در خارج از کشور وجود داشته باشد؟
اگر به فعالیتهائی که در بسیاری از شهرهای اروپا و آمریکا توسط مجامع، نهادها، افراد و گروههای ایرانی در جریان است و کم و بیش هم ما در آن شرکت داریم و یا شرکت داشتهایم دقت کنیم، در مییابیم که اکثر آنها توسط افرادی با ویژگیهای خاص (زندانی سیاسی سابق، فعال حقوق بشر، شاعر، نویسنده، هوادار و یا عضو این و آن سازمان سیاسی، پناهنده سیاسی، دانشجو، زن و مرد خانهدار، پیر و جوان، بازنشسته و شاغل ..) سازماندهی و یا پایهریزی شدهاند. کمبود کار ما فعالان شهری آنجائی مشهود میشود که بخواهیم میان این گونه فعالیتها، در سطح گستردهتری همگامی بوجود آوریم
ما برای تداوم کار، نیاز به سازماندهی گسترده و افقی در خارج از مرزهای ایران داریم. ما دارای دهها و صدها واحد فعال شهری هستیم و علاوه بر آن با این اقبال روبرو هستیم که هزاران زن و مرد جوان و سالخورده اکنون به صحنه مبارزات اعتراضی در خارج کشور پیوستهاند. تعدادی از این نهادها و افراد، سالیان دراز و در بدترین شرایط، برای دفاع از مبارزات مردم فعال بودهاند. علاوه بر آن خیل گستردهای هم به ویژه از نسل جوان به صحنه اعتراضی پیوسته است. اینان عناصر تشکیل دهندهی جامعه دمکراتیک و آزاد فردا هستند. تنها باید میان ما- این نهادهای فعال- ارتباطهای لازم و کافی را فراهم نمود. چنین هستههائی میتوانند سدی در برابر جنایات جمهوری اسلامی بنا سازند و آتشی شوند بر پیکر آن.
طرح «همگامی»(٦) با تمام کم و کاستیهایش قدمی است ـاگر چه بس کوچک ـ به این سو. طبیعی است که چنین طرحی بر مبنای ویژگیهای مرحلهای تهیه شده که میتواند به مرور زمان ارتقا یابد. اگر بتوانیم گامهای خود را همآهنگ و ارتباطات خود را گسترش دهیم؛ اگر بتوانیم بر مبنای ضرورت و نیاز عمل کنیم؛ نه تنها میتوانیم توانمندیمان را ده چندان کنیم بلکه میتوانیم هستههای اولیه و ضروری برای تحقق دمکراسی شهروندی میان جامعه ایرانیان در خارج از مرزهای کشور را نیز پایهریزی کنیم. مهمتر این که، قادر خواهیم شد در سطح بسیار گسترده، با توانی بس عظیم، از مبارزات مردممان در برابر رژیم جمهوری اسلامی پشتیبانی و حتی در اعتلای آن موثر و مفید واقع شویم.
و انسانی و سرنگونی این نظام ضد انسانی و قرون وسطائی، رهنمون کند.
چند نکته در مورد طرح پیشنهادی:
تاکید بر اصلاح ناپذیر بودن رژیم و شناخت آن به مثابه مانع اصلی بر سر راه تحقق هرگونه تحول و دگرگونی عمیق اجتماعی در ایران، تاکید درستی است.
برجستگی طرح در این است که حرکت اعتراضی عمومی گسترده مردم (همه با هم در خیابان) را به عنوان یک رهنمود عملی برای کل مبارزات اپوزیسیون در داخل و خارج از کشور نمیبیند و آن را از موقعیت اپوزیسیون و درجه خشونت رژیم استنتاج میکند و بر این امر تاکید دارد که اپوزیسیون خارج از کشور موظف است روشن و صریح خواستههای خود را مطرح کند.
نقطهی دیگر قوت طرح، حرکت از وجوه مشترک اپوزیسیون مترقی در پشتیبانی از مبارزات مردم و بازتاب آن در سطح افکار عمومی در خارج از مرزهای ایران است. تاکید طرح بر مستقل اندیشی و برابر حقوقی “همگامان”، تاکید بجائی است. چرا که از این راه میتوان به ایجاد فضای دمکراتبک و روحیهی آزاد اندیشی در میان همگامان کمک کرد، دامنه همکاریها را گسترش داد و راههای جدید همکاری را تجربه نمود و بر سر تفاوتها به گفتگو پرداخت.
چند نکته در مورد مبانی همکاری:
شاید بهتر باشد که این مبانی در مواردی روشنتر فرمولبندی و نیز دسته بندی شوند. به طور مثال:
تدقیق مبانی پیشنهادی: برابر حقوقی سیاسی و اجتماعی زنان و مردان، (برابر حقوقی زنان و مردان در کلیه زمینههای سیاسی و اجتماعی)
– جدائی دولت و دین
–لغو حجاب اجباری وداشتن آزادی در انتخاب نوع پوشش
–حذف مجازات اعدام، شکنجه و همه ی مجازاتهای غیر انسانی از جمله اعدام، شکنجه، فشارهای روحی، ایزوله کردن انسانها و… از قانون جزایی کشور،
–نهادینه کردن آزادی های بدون قید و شرط سیاسی، از جمله آزادی اندیشه و بیان، آزادی همایشها، احزاب و رسانههای گروهی
–به رسمیت شناسی برابر حقوقی ملی، فرهنگی و باورهای مذهبی و غیرمذهبی،
–به رسمیت شناسی برابر حقوقی گرایشات جنسی،
–مبارزه برای آزادی بدون قید و شرط همهی زندانیان سیاسی و عقیدتی
–از طریق مجامع صالح بینالملی
دستهبندی خواستها:
الفـ خواستهایی که جنبهی عمومی دارند و برای دستیابی به آنها میتوان به صورت گسترده با مجامعبینامللی همکاری نموده، از پشتیبانی آنان برای تحقق این خواستها بهره جست(بر سر این خواست ها، در مراجعه به مجامع بین المللی ، تاکید بر خواست محوری ما “نه به جمهوری اسلامی” نباید امری محوری باشد):
پشتیبانی از خواست کارگران، زنان و جوانان برای ایجاد تشکلهای مستقل؛
پشتیبانی از جنبشهای اجتماعی زنان، کارگران، دانشجویان و خواستهای صنفی و سیاسی آنان؛
– آزادی بدون قید و شرط همهی زندانیان سیاسی و عقیدتی؛
–تلاش برای اعزام هیئت و یا هیئتهای بینالمللی به منظور بررسی جنایتهای جمهوری اسلامی و وضعیت حقوق بشر در ایران؛
–مخالفت روشن با ایجاد و گسترش سلاحهای هستهای و استراتژیک در منطقه و مبارزه برای ممنوعیت و برچیدن اینگونه سلاحها در سایر نقاط جهان؛
– کمیسیون حقیقت یاب»؛
–تلاش برای ایجاد کمیسیون علیه فراموشی و …
–تلاش برای تشکیل تریبونهای بینالمللی علیه رژیم و جنایت آن
–همبستگی متقابل بینالمللی با جنبشهای سیاسیـاجتماعی مترقی در ایران و سایر کشورهای جهان.
جـ خواستهایی که در تقابل آشکار با رژیم، جزء اشتراکات حداقل ما برای عبور از جمهوری اسلامیاند و باید برای تحقق آنها برنامههای درازمدت تدوین کرد(در طرح این خواست ها باید به روشنی مطرح نمود که جمهوری اسلامی مانع اصلی ست:
سیاسی و اجتماعی؛
– دولت؛
– آزادی نوع پوشش؛
–حذف مجازاتهای غیرانسانی از جمله اعدام، شکنجه، فشارهای روحی، ایزوله کردن انسانها؛
–آزادی اندیشه و بیان، آزادی همایشها، احزاب و رسانههای گروهی آزاد؛
برابر حقوقی ملی، فرهنگی و باورهای مذهبی و غیرمذهبی؛
برابر حقوقی گرایشات جنسی؛
یک اشاره:
همگامیهای ما باید انعکاس بیرونی پیدا کرده، ارتباطهای ما منظمتر شوند. برای این منظور، ایجاد یک سایت اینترنتی مشترک را ضروری میدانیم.
دفاع از هانوفر
پیوست:
١ما در این نوشته به جای واژهی همراهی و همکاری از واژهی همگامی استفاده کردهایم. ما تصور میکنیم که این واژه، منظورمان را بهتر بیان میکند. این واژه در فرهنگ گفتاری و نوشتاری سیاسی تا کنون چنین کاربردی نداشته و یا به این منظور مورد استفاده قرار نگرفته است. برای آن که مشکل ساز نباشد، توضیحاتی را در این مورد ضروری می بینیم. واژههائی مانند، همراهی و یا همآهنگی، بیان کنندهی آن محتوائی نیست که مورد نظر ماست، لذا بر بکار گرفتن این واژه تاکید میکنیم.
«همگامی» مجموعه اقداماتی است که «گام»های اولیهی آن همزمان در نهادهای محلی میان افراد، گروهها و سازمانهای سیاسی به صورت فعال برداشته میشود. به طور مشخص «کانون همبستگی با مبارزات مردم ایران در شهر هانوفر» از همکاری ٨ نهاد تشکیل شده که هر کدام از آنها به تنهائی بخشی از این فعالیتها را انجام میدهند. مشترکا در همکاری با هم، گامهای محلی برای تحقق اهداف خود بر میدارند و در پی آنند که در سطح فرامحلی این گامها را با سایر کانونهای فعال شهری بردارند. به طور مثال، ما فعالیت در پشتیبانی از مبارزات مردم و در «نه به جمهوری اسلامی» را در یک همگامی فرامحلی با نهادهای فعال دیگر همآهنگ و همآوا میکنیم. پس برای ما همگامی، یک اقدام عملی است که از مجموعهای از گامهای عملی چه در واحد شهری خودمان و چه با واحدهای شهری دیگر به گونهای همآهنگ انجام میگیرد. ما مجموعهی این اقدامات مشترک را «همگامی» نام نهادهایم.
.
دفاع از هانوفر:
“کانون همبستگی ….هانوفر” تشکیل شده است از: «.
فعالینِ مجامع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در شهر هانوفر، پس از سالها فعالیت جدا از هم و گهگاه در شکل «کمیته»های مختلف، پس از بحثهای زیاد، مشترکا در تاریخ ١۵ سپتامبر ۲٠٠٧ به این جمعبندی رسیدند که در مبارزه علیه جمهوری اسلامی و حرکت در جهت سرنگونی آن نقاط مشترک زیادی بین ما وجود دارد که میتوانیم بر حول آن، فعالیتهای مشترکی را در دفاع از مبارزات روزمرهی مردم علیه رژیم و انعکاس آن در سطح افکار عمومی در خارج از ایران سازماندهی کنیم.
از این راه نه تنها روحیه تفاهم در میان ما گسترش پیدا کرد، بلکه توانستیم حول نکات مورد اختلاف نظر نیز با تفاهم بیشتر به گفتوگو بنشینیم و به شکلگیری یک جو زندهی سیاسی و پر تحرکِ مبارزاتی بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و بقایای رژیم منحوس سلطنتی نیز دامن بزنیم.
آکسیونهای مشترکی در این مدت به مناسبت بزرگداشت و یادمان زندانیان سیاسی و قربانیان جنایات جمهوری اسلامی؛ مبارزه برای ممنوعیت اعدام، شکنجه، ترور و خفقان سیاسی؛ دفاع از مبارزات مردم، زنان، دانشجویان، کارگران، اقلیتهای فرهنگی و مذهبی با کیفیت قابل قبول انجام دادهایم.
درتحریم انتخابات توانستیم به برگزاری اکسیونی مشترک در روز انتخابات در برابر مرکز تروریستی رژیم (سفارت) اقدام کنیم. پس از شکلگیری و گسترش مبارزات اعتراضی مردم، کوشش کردیم که تحت نام «کانون» حرکت های اعتراضی منظمی را در سطح شهر سازماندهی کنیم. در تمامی این حرکت ها بر «نه به جمهوری اسلامی» تاکید داشتهایم.
«کانون پشتیبانی و دفاع از مبارزات مردم ایران»، طرح «همگامی» را الترناتیو جنبش مترقی، دمکراتیک و عدالتخواهانه میداند و برای اعتلای آن در خارج از کشور و در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران و «نه به جمهوری اسلامی» دست همکاری به سوی همهی نهادهای شهریِ دیگر در اروپا و سایر نقاط جهان دراز میکند.
دفاع از هانوفر
هانوفر- ٦ مارس ۲۰۱۰