«علم و دانش» بزرگترین دشمن رهبر جمهوری اسلامی
دوشنبه ۱ شهريور ۱٣٨۹ – ۲٣ اوت ۲۰۱۰
ندا حقیقت
آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی پس از ابراز نگرانی تحصیل دانشجویان در رشته علوم انسانی، روز گذشته از برخوردهای انضباطی با دانشجویان دفاع کرده و گفته است که م
حیط دانشگاه نباید فضای معارضه دستگاهها باشد.وی می گوید نمی شود محیط دانشگاه را که آماج توطئه های دشمن است به حال خود رها کرد و طبعا مسائل انضباطی لازم است اما تندروی در هر زمینه ای از جمله در این زمینه خوب نیست.
رهبر جمهوری اسلامی پیش از این با ابراز نگرانی از تحصیل دو میلیون دانشجوی ایرانی در رشته های علوم انسانی گفته بود که آموزش علوم انسانی در دانشگاهها منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد.
در حقیقت خامنه ای به درستی می داند که عقب مانده نگهداشتن مردم به بقای رژیم کمک می کند زیرا سخنان غیر منطقی و غیر اصولی وی و نزدیکانش توسط اقشاری مورد پذیرش قرار خواهد گرفت که فهم درستی از جهان پیرامون خود ندارند.
از طرفی محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری نامنتخب، در سخنرانی های خود دیالوگی زشت و ناپسند و در رفتار خود لودگی هایی دارد که حتی مورد انزجار مردم عامی است. در برخی موارد اگر این رفتار از یک فرد عامی نادان سر بزند، مورد نکوهش قرار می گیرد چه رسد به رئیس جمهور! اما گویی مخاطبین رئیس جمهور تنها افراد عقب نگه داشته شده ای هستند که بنا بر شرایط بوجود آمده از دنیای امروزی دور مانده اند. ولی مساله ای که باعث تعجب می شود این است که چرا مقامات بالایی از رفتار اینچنین زشت رئیس جمهور در محافل عمومی ناراحت نشده و اعتراضی نمی کنند. خامنه ای در برابر فردی نظیر احمدی نژاد می تواند عرض اندام کرده خودی نشان دهد و لااقل لحن گفتار غیر منطقی اش از رئیس جمهور بهتر است و می تواند خود را بزرگتر ببیند و به قشری که مورد نظرش است کمی بزرگتر جلوه نماید.
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که رژیم جمهوری اسلامی تا کنون انجام داده است تاسیس دانشگاههای آزاد اسلامی در سراسر کشور است. پس از این اقدام بسیاری از مردم توانستند به کسب علم و دانش بپردازند و در این زمینه به دستاوردهای بزرگی نائل شوند اما این افراد چگونه می توانند سخنان کسانی که دست کم از طالبان ندارند را باور داشته و بدان عمل کنند.
از اینرو است که می بینیم برخی نام زندان اوین را دانشگاه اوین گذاشته اند و بسیاری از تحصیلکرده ها و روشنفکران ما پشت میله های زندان هستند.
پس از ورود دولت احمدی نژاد تعداد دانشجویانی که تعلیق یا اخراج شده اند افزایش یافته است و در همین زمینه شمار زیادی از اساتید با تجربه کشور را مجبور به بازنشستگی کرده اند.
خامنه ای معتقد است بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آنها مادیگری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می شود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاهها منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد.
مبانی دینی که خامنه ای از آن سخن می گوید همان مبانی است که او را از طرف خدا ولی و جانشین کرده و هر کس که مخالف این عقاید باشد معاند محسوب شده و محکوم به مرگ است بنابراین مردم را باید به گونه ای بار آورد که کورکورانه سخنانی این چنین را باور کنند و به عقیده خامنه ای این امر تنها زمانی میسر خواهد بود که امکانات دسترسی مردم به علم و آگاهی از بین برده شود.
در این زمینه فضای ابراز عقیده از دانشگاه گرفته می شود و محیط دانشگاه را آماج توطئه های دشمن می دانند که در صورت بیان حقایق بتوانند دانشجویان را به جرم همکاری با غرب و آمریکا و دشمنی که همواره از آن سخن می گویند دستگیر و شکنجه کنند.از «آزادی» نیز تنها «آزادی اسلامی» تعبیر و تعریف می شود.
رهبر جمهوری اسلامی علاقه مند است که دانشجویان در دانشگاه ها تنها واحدهای عمومی نظیر «انقلاب و ریشه های اسلامی» ، «معارف و علوم قرآنی» ،«وصیت نامه امام» و غیره را که هم اکنون در دانشگاهها تدریس می شود و دانشجویان باید به اجبار این واحدها را بگذرانند ، خوانده و سرلوحه زندگی خود قرار دهند تا پس از آن خامنه ای را نماینده خدا در زمین بدانند و از وی انتظار معجزه داشته باشند.اما دانشجویانی که حتی این درسها را خوب بخوانند نیز چنین چرندیاتی را باور نخواهند داشت و به همین دلیل است که خواستار بازنگری در کتابهای درسی شده اند.
اینجاست که قلم ها را شکسته ، روزنامه ها را توقیف می کنند و چاپ کتابها و پخش فیلم باید از سانسور وزارت ارشاد گذشته و یا اینکه به کلی غیر قابل انتشار شناخته شوند.
در چنین جامعه ای است که رئیس جمهور با کارشناسان اقتصادی لجبازی می کند و توصیه های عالمانه آنانرا رد می کند و با دیکتاتور منشی به سیاستهای اقتصادی خود که تنها به نفع عده ای دلال و جیره خواره است ادامه می دهد. در چنین جامعه ای است که با طرح مباحث اشتباه اقتصادی و هرج و مرج می توان از بودجه کشوربرای مصارف شخصی برداشت کرد.
در دور نهم انتخابات ریاست جمهوری مشاوران احمدی نژاد از وی با عنوان «رابین هود» یاد کرده بودند که پول ثروتمندان را گرفته و به فقیران جامعه می بخشد. صرفنظر از اینکه در داستان رابین هود این شخصیت داستانی یک دزد بود باید گفت که این دزد در کشور ما برعکس عمل کرده پول فقیران را در جیب فرصت طلبانی نظیر خود و برادران و فامیل و اطرافیانش می ریزد.
خامنه ای نماینده خدا در زمین از دزدی حمایت می کند که در زمان سمت استانداری خود در اردبیل به کار قاچاق نفت مشغول بود. وی به حق شخصی را برگزید که پس از خود در رتبه دوم قرار بگیرد.باید متذکر شد با افتضاحاتی که مجتبی پسر وی در چپاول اموال عمومی به بار آورده، شخص خامنه ای سردسته و میاندار دزدان باسابقه بودجه عمومی مردم ایران است.
در بسیاری از درگیری هایی که در سالهای اخیر اتفاق افتاده لباس شخصی های عقب مانده ذهنی و اجتماعی یا فرصت طلبانی جیره خوار به دانشگاهها حمله کرده و بدون هیچ دلیلی اقدام به قتل عام دانشجویان کرده اند . در این زمینه نه تنها خامنه ای بر آمده از آسمان معنویت اعتراض نکرده بلکه نمایندگان مجلس که منتخب وی هستند نیز از کشتار وحشیانیه دانشجویان چشم پوشی کرده اند.
اما در عصر جهانی شدن و وسعت علوم در همه حوزه ها مردمی نظیر ایران که صاحب فرهنگی بسیار غنی هستند را نمی توان عقب نگه داشت. جلوگیری از پیشرفت ملت و برخورد با جهان کنونی جرقه ای را بوجود خواهد آورد که نتیجه آن نابودی است.