احمدی نژاد و پز ضد امپرياليسی اش
يکشنبه ۴ مهر ۱٣٨۹ – ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۰
ناهيد جعفرپور
سخنرانی رئيس جمهور ايران احمدی نژاد در شصت و چهارمين مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نيويورک فصل ديگری از ريا و تزوير سران جمهوری اسلامی ايران را در صحنه بين المللی و در ميان افکار عمومی جهان باز گشود.
احمدی نژاد در ابتدای سخنرانيش بيان می کند که:
از دو جريان متقابل كه يكى بر اساس ترجيح منافع مادى خود بر ديگران ، با توسعه نابرابرى و ستم ، فقر و محروميت ، تحقير انسانها ، تجاوز و اشغالگرى و فريب كارى ، به دنبال تسلط بر جهان و تحميل اراده خود بر ملتهاست و در نتيجه نااميدى و آينده اى تاريك را در برابر بشريت ترسيم مى نمايد”.
دقيقا شنيدن اين گونه سخنان فريبکارانه از دهان رهبری که در طی دوران رياست جمهوريش جز ايجاد تنش و آشوب در صحنه بين المللی وظيفه ای ديگر را به انجام نرسانده است و در صحنه داخلی (تکيه به سخنان خود وی به ديگران) ” ، جز با توسعه نابرابرى و ستم ، فقر و محروميت ، تحقير انسانها(برای مردم ايران) ، تجاوز و اشغالگرى (تجاوز به حريم خصوصی و اجتماعی مردم) و فريب كارى ، به دنبال تسلط بر جهان و تحميل اراده خود بر ملتهاست ( تنش در منطقه و صدور بنيادگرائی اسلامی و تقويت بنيادگرايان افراطی منطقه) و در نتيجه نااميدى و آينده اى تاريك را در برابر بشريت (در برابر مردم ايران) ترسيم ننموده است. ( تاکيد ها در پرانتز از نويسنده نقد). خنده دار است.
وی درادامه به تصوير نقش خود و نقش جمهوری اسلامی برخورد نموده و می گويد:” و ديگری” با احترام به كرامت انسانها و با عشق به نوع بشر ( تجاوز در زندانها و آتش زدن جوانان و اعدام کودکان و سنگسار زنان و تحقير نيمه فعال جامعه ايران يعنی زنان و محروم کردن زنان از کوچکترين حقوق انسانی و …. عشق آقای احمدی نژاد به نوع بشر است) ، در صدد برپايى جهانى سرشار از امنيت ، آزادى ، رفاه و صلح پايدار مبتنى بر عدالت و معنويت براى همگان است( اين همه ريا و تزوير از امنيت و رفاه و صلح صحبت کردن در حاليکه هزاران کارتون خواب و نوجوانان زن و مرد ايرانی در خيابان ها زندگی می کنند و دهان رسانه ها و منتقدين با گلوله و زندان بسته می شود قتل های زنجيره ای برای بدار زدن آزادی ادامه می يابند). جريانى كه به تك تك انسانها و ملت ها و فرهنگ هاى ارزشمند بومى ، ملى و انسانى احترام مى گذارد ( مليت ها در شديد ترين ستم های مضاعف مورد ظلم و تحقير و زندان و شکنجه و اعدام قرار می گيرند) ، خواستار نفى تبعيض از جهان و برابرى همه در برابر قانون مبتنى بر عدالت ( محاکمه و زندان و شلاق و پرونده سازی و قصاص و دادگاه های فرمايشی عدل الاهی و ………)، در استفاده از امكانات، فرصتهاى علم آموزى ، كمال انسانى و پيشرفت است و آينده اى اميد بخش را ترسيم مى كند(گسترش بيکاري، بی انگيزگي،فحشا،اعتياد،بزهکاری و…رسيدن به کمال در جمهوری اسلاميست)جهان و انسان و لزوم برپايى نظامات عادلانه و انسانى جديد براى ساختن فردايى روشن سخن گفتم”( ايجاد تنش در منطقه، تحريک آمريکا و اتحاديه اروپا و متحدين آنان برای تحريم های بيشتر بر عليه منافع مردم ايران و تحريک به شروع جنگی که تنها بنفع جمهوری اسلامی برای گذر از بحران داخلی و بدنبالش سرکوب بيشتر با فرياد هيهات وطن در خطر است و…..نابودی زيرساختار های مهم و اساسی ايران در نتيجه خطر هرگونه حمله نظامی چه از سوی اسرائيل و غير، آينده ای روشن برای مردم ايران است؟؟”.
در جائی ديگر از سخنرانی وی ابراز می دارد:”
“اينكه تحقق نتايج دلخواه برخى دولت ها، تنها ملاك بود و نبودِ آزادى و دموكراسى باشد و تحت لواى آزادي، زشت ترين روش هاى فريب و تهديد، دموكراتيك جلوه داده شده و ديكتاتور مآب ها، دموكرات به حساب آيند، قبيح و فاقد مشروعيت است. ديگر زمان آن گذشته است كه عده اى خود، دموكراسى و آزادى را تعريف كنند، خود معيار آن باشند و در حاليكه خود، اول ناقض آن هستند، در موضع قاضى و مجرى نيز قرار گيرند و با دولتهاى متكى بر مردمسالارى حقيقى مبارزه كنند”.
“ملاک و بود و نبود آزادی”. بنظر احمدی نژاد بود و نبود دمکراسی و آزادی اصل اوليه حقوق بشر و انسانی نيست و اصولا ارزشی ندارد و بدون خجالت از مردم ايران و خجالت از ندا ها و سهراب ها و هزاران ندا و سهراب تاريخ سی ساله ايران، قتل ها و اعدام های در زندانها و خارج از زندانها درسال های 60 به بعد ووووو از مشروعيت سخن می گويد در حاليکه مبارزه مردم ايران در سی سال گذشته و بخصوص دوره اخير به جهانيان ثابت نمود که جمهوری اسلامی و سران آن فاقد مشروعيت بوده و در ديکتاتوری دست هر بربری را از پشت بسته اند. وی با گرفتن پز روشنفکرانه و حقوق بشری تاريخ را به مسخره می گيرد و به شعور مردم ايران توهين کرده و از مردم ايران و جهان طلب کار است. رژيم جمهوری اسلامی که سال های سال است تمامی منابع ملی ثروت مردم ايران را در پيمان های دراز و کوتاه مدت به انواع قدرت های خارجی که امروز در مقابلشان ايستاده است به تاراج می دهد و با معامله های ده ها ميلياردی تسليحاتی رنج و فقر و بدبختی و بی خانمانی مردم را صد چندان می کند و با ريختن سرمايه های ملی به حساب های شخصی سردمداران جمهوری اسلامی و بستن دهان مخالفان حتی مخالفان خودي، تنها بفکر حفظ نظام نکبت بار جمهوری اسلامی است از تريبون جهانی استفاده می کند و دم ازمردم سالاری حقيقی می زند.
از منافع مردم فلسطين صحبت می کند در حاليکه خود با دخالت در اوضاع کشور های منطقه و پشتيبانی پشت پرده از بنيادگرايان منطقه ( بخصوص در عراق و افغانستان) به تنش بيشتر در منطقه ياری رسانده و از شکل گيری هرگونه صلحی و مذاکره برای رسيدن به توافقات در راه صلح جلوگيری نموده و با طرح راسيستی و ضد يهود حذف اسرائيل از صحنه روزگاربه تنش های بيشتر و بغرنج نمودن بيشتر مسئله اسرائيل و فلسطين در منطقه ياری می رساند. کيست که نداند حساب دولت اسرائيل و صيهونيسم از حساب مردم اسرائيل جداست همانگونه که حساب جمهوری اسلامی از حساب مردم ايران جداست و حساب دولت های ارتجاعی منطقه از مردم منطقه جداست.
وی در رابطه اختلافات اسرائيل/فلسطين می گويد”
“ديگر قابل قبول نيست كه يك اقليت محض با يك شبكه پيچيده با طراحى غير انساني، بر اقتصاد و سياست و فرهنگِ بخش هاى مهمى از جهان حاكم شود، برده دارى نوين راهاندازى كند و تمام حيثيت ملتها حتى ملتهاى اروپا و امريكا را قربانى مطامع نژادپرستانه خود كند”. اين خنده دار نيست که درست جمهوری اسلامی از منافع اقليت و طرح های غير انسانی اقتصادی/سياسی/فرهنگی و برده داری نوين و مطالع نژاد پرستانه صحبت می کند! رژيمی که خود هيچگاه اعتقادی به اين واژه ها نداشته و نخواهد داشت.
احمدی نژاد امروز با گرفتن پز ضد امپرياليستی می خواهد مشروعيتی برای خود هر چند ناقص در ميان مخاطبين خويش در ايران و منطقه و جهان به وجود آورد. رژيمی که طی سی سال گذشته تمامی طرفداران واقعی عدالت اجتماعی و مخالفين واقعی امپرياليسم و حکومت سرمايه را در ايران و جهان يا به جوخه های اعدام سپرده است و يا زندانی و شکنجه نموده است و يا به تبعيد روان ساخته است و يا در کشور خود تبعيد ساخته است، امروز پشت تريبون جهان از واژه های فريبکارانه ضد امپرياليستی برای بدام انداختن و گول زدن عوام استفاده می نمايد. آنهم زمانی که طبق گزارش اطاق بازرگانی جمهوری اسلامی تنها بيش از 200 شرکت بزرگ و کوچک صنعتی و مالی آلمانی در پوشش های ايرانی در ايران مشغول فعاليت و بلعيدن شيره وجودی دسترنج زحمتکشان ايران می باشند. اتحاديه اروپا و بخصوص آلمان شرکای مهم اقتصادی ايران بوده و می باشند. از پيمان های اسارت بار با چين و هند و روسيه و ترکيه و…….. و تاراج مهمترين بستر اقتصاد تک محصولی ايران يعنی نفت و گاز در قرار دادهای کوتاه و دراز مدت و پيمان و معامله با ساير شرکت های مالی و صنعتی حهان با پوشش های ديگر صرف نطر می کنم.
بخشی از چپ ايران و جهان هم دقيقا امروز در مقابل همين موضع فريبکارانه و دروغين جمهوری اسلامی در سياست خارجی دچار اشتباه گشته و همانطور که تاريخ نشان داد و بخشی از اپوزيسيون چپ ايران در آغاز انقلاب گول اين پز رژيم را خوردو همه بر آن مطلع هستيم، امروز هم مجددا تاريخ را تکرار می کنند و گول خصلت دروغين ضدامپرياليستی احمدی نژاد را خورده و بر سر مسائل جهانی و مسئله اتمی با وی هم کاسه می شوند.
بخش ديگری از اپوزيسيون ايران که چشم به دخالت امپرياليسم و بخصوص آمريکا دارد و چون اپوزيسيون عراق قبل از حمله به عراق برای آنان کف می زند و در آرزوی اين است که با دخالت آمريکا و اتحاديه اروپا و شرکا از دست جمهوری اسلامی خلاص شود و در اين ميان خود به منافعی دست يابد، امروز گفتار فريبانه و عامه پسند احمدی نژاد را در سازمان ملل بهانه نموده تا بطبل دفاع از جامعه جهانی ( تو بگو آمريکا و شرکا) محکم تر زده و با بستن چشمان خود بر حقايق جهان و منافع سرمايه داری و نئوليبراليسم در منطقه و ايران، طرفداران واقعی عدالت اجتماعی و سوسياليسم و مخالفين سرمايه داری جهانی و سوسيال دمکراسی را منزوی سازند.
و اما بخش سومی هم درون اپوزيسيون ايران از وزنه ای مهم بر خوردار است و آنهم طرفداران خط سوم می باشند. کسانی که موضع قاطع در برابر کليت جمهوری اسلامی از يکسو و منافع سرمايه داری جهانی و امپرياليست ها در منطقه و جهان ( آمريکا، اتحاديه اروپا و شرکا) از سوی ديگر می گيرند و از همين منظر هم تمامی مسائل ايران و جهان را مورد تجزيه و تحليل قرار می دهند و بقولی جهانی می انديشند و منطقه ای عمل می کنند و از همين منظر هم به سخنان احمدی نژاد و سخنان صدراعظم آلمان و رئيس جمهور آمريکا و…. برخورد می نمايند. بخشی که مخالف هرگونه تحريم اقتصادی بر عليه ايران بوده و می دانند که همانطور که در عراق تحريم اقتصادی باعث از بين رفتن جان هزاران نوزاد به خاطر سوء تغذيه گشت و هزاران آسيب روحی و روانی بر روی مردم عراق بجای گذاشت امروز هم در ايران رنج و فشاربی حد تحريم های اقتصادی تنها بر روی گرده تهی دستان ايران حمل شده و اثرات آن زندگی آحاد شهروندان ايران را دچار مخاطره جدی خواهد ساخت. بخشی که اعتقاد دارند جنگ جنايت بر عليه بشريت است و خواهان منطقه ای عاری از تسليحات اتمی بوده و مسبب دعوای اتمی را از سوئی جمهوری اسلامی دانسته و از سوی ديگر منافع نئوليبرالی کنسرن های سرمايه داری را پشت دعوای اتمی نهفته می بينند و برای برون رفت از اين دعوا در شرايط کنونی کشيدن طرفين به پای ميز مذاکره را عاقلانه ترين راه می دانند.
بخشی که با تجزيه و تحليل نيروهای اجتماعی ايران و عدم وجود اتحاديه ها و سنديکاهای کارگری و عدم وجود آزادی احزاب و آزادی انديشه و رسانه ها که مهمترين شاخص هر گونه تحول اجتماعی است و برای رسيدن به عدالت اجتماعی و برقراری سوسياليسم اين اهرم ها نقش بنيانی بازی می کنند، لذا در شرايط کنونی و فقدان اين اهرم ها بديل جمهوری اسلامی ايران را جمهوری ای دمکرات و لائيک دانسته و برای رسيدن به آن در مبارزه عملی و سياسی حرکت فعال می نمايند.
سخنان احمدی نژاد در سازمان ملل بار ديگر به افکار عمومی جهان نشان داد که رژيم ايران سعی در ازدياد تنش ها و به مخاطره انداختن موجوديت ايران دارد. بنابراين وظيفه افکار عمومی جهان است تا مسئله زير پا گذاشتن حقوق بشر در ايران را عمده سازنند و با پشتيبانی از اپوزيسيون مخالف جمهوری اسلامی ايران و تاکيد بر حق مردم ايران در تعيين سرنوشت خويش به دولت های خويش برای لغو تحريم های اقتصادی بر عليه ايران فشار آورده و از سوی ديگر سياست های تنش زای جمهوری اسلامی از يک سوء و سياست های منفعت طلبانه قدرت های خارجی را در منطقه خاورميانه و ايران افشا سازنند و سر دعوای اتمی فشار به طرفين برای نشستن بر سر ميز مذاکره بياورند.