اَلَن بَدیو: در این اوضاع اپیدمی، اعتبار دهیم به چشم‌اندازهای مبتنی بر سیاستی نوین با هدفی استراتژیکی

 

“در این اوضاع که باید در منزل بمانیم، و به‌ویژه در این وضعیت، تنها اعتبار دهیم به حقایقِ قابل کنترلِ علم و به چشم‌اندازهایی که بر سیاستی نوین با آزمون‌هایی محلی و هدفی استراتژیکی‌ استوار می‌باشند.”

 

برای خواندن نوشبه به زبان فرانسه در این جا کلیک کنید

برای خواندن نوشبه به زبان انگیسی در این جا کلیک کنید

 

در 21 مارس 2020، اَلَن بَدیو، فیلسوف معاصر فرانسوی، متنی درباره‌ی اوضاع کنونی در شرایط اپیدمیِ کوید-19، زیر عنوان «درباره‌ی اوضاع ناشی از اپیدمی» منتشر می‌کند. در زیر، چکیده‌ی کوتاهی از آن را به آگاهی خواننده می‌رسانیم. برای مطالعه‌ی متن کامل، به زبان‌ اصلیِ آن، فرانسه، و یا ترجمه‌ی آن به انگلیسی، علاقه‌مندان می‌توانند به لینک‌های ذکر شده در پایان این نوشته رجوع نمایند. 

نوشتارِ جدید بَدیو ناظر بر اوضاع و احوالی است که اپیدمیِ کوید-19 در فرانسه ایجاد کرده است. روی سخن او اما بیشتر با فعالان سیاسی‌- نظری در فرانسه می‌باشد. او، در عین حال در نوشته‌اش، به طور خاص و با جسارت، با پندارهای پوچ و یاوه گویی‌هایی که در برخورد به پاندِمی و نتیجه‌گیری‌ از آن توسط شبکه‌های مجازی و برخی گرایش‌ها تبلیغ می‌شوند، به مقابله‌ برمی‌خیزد.

از همان ابتدا، بَدیو موضع ویژه‌ی خود را نسبت به وضعیتِ اپیدمی روشن می‌سازد. از نظر او «‌ شرایط خارق‌العاده‌ای به‌وجود نیامده است ». اپیدمیِ کنونی، با این که این‌بار، بنا بر ویژگی‌هایش، مرگ‌آور تر و جهان‌گیرتر است، اما به گونه‌ای، از نقطه نظر یک بیماری همه‌گیرِ ویروسی، پدیداری استثنائی و بی‌سابقه نیست. پیش از این نیز در سال‌های گذشته، دنیا با شکل‌ها و نام‌های دیگری از اپیدمی – چون ایدز، ویروس اِبولا، سارس و غیره – رو به رو شده است. در نتیجه‌، به گفته‌ی او : « ما با با استثنایی رو به رو نیستیم».

سپس، با این که موضوع اصلی گفتار او چیز دیگری است، بَدیو دست به توضیحِ کلیِ شرایط پیدایش و شیوع ویروس کرونا می‌زند. ماجرای اپیدمی با انتقال این ویروس از حیوان به انسان (از جنسی به جنسی دیگر) در استان ووهان چین آغاز می‌شود: « در بازارهای فروش انواع حیوانات زندهِ تلنبار شده برای مصرف انسان، با آلودگی‌های خطرناکِ این گونه اماکن». اما در همین جا بَدیو هشدار می‌دهد که ریشه‌های گسترش جهانی بیماری را نباید از راه « افسانه پردازی‌های راسیستی» ( که منظور ضدچینی است) توضیح داد، بلکه عامل اصلی را می‌بایست در وضعیت کنونی بازار جهانی‌شده و تضادهای ساختاریِ دنیای کنونیِ ما نشان داد:

« ما در این جا دست روی یک تضاد عمده‌ی دنیای معاصر می‌گذاریم. از یک‌سو، تمام اقتصاد، که فرایند تولید انبوهِ کالاهای کارخانه‌ای را در بر می‌گیرد، از بازار جهانی بر‌می‌خیزد. اما از سوی دیگر، قدرت‌های سیاسی به‌طور عمده ملی باقی مانده‌اند و رقابت امپریالیسم‌های کهن (اروپا و ایالات متحده  آمریکا) و جدید (چین و ژاپن) مانع هر گونه فرایندِ شکل‌گیریِ یک دولت سرمایه‌داری جهانی می‌شود.»

اما گفتار بَدیو، بیشتر متوجه جریان‌هایی است که به‌ویژه از راه شبکه‌های مجازی و اجتماعی، دست به پخش اکاذیب و “تئوری”‌هایی می‌زنند که از کمترین اساس علمی تهی می‌باشند. او می‌نویسد:

«در این میان، با جسارت و آشکارا در سطح عموم، باید نشان داد که این به اصطلاح “شبکه‌های اجتماعی” – افزون بر این که بزرگ‌ترین میلیاردرهای زمان را پروار می‌کنند – بار دیگر به اثبات می‌‌‌رسانند که محل پروپاگاندِ پهلوان‌پنبهها، شایعه پراکنی‌های کنترل نشده و اختراع “نوآوری‌های” عهدِ دَقیانوسی، اگر نگوئیم میدانِ تاریک‌اندیشی شبه فاشیستی، می‌باشند.»

در همین راستا، بَدیو گرایشات مختلف در برخورد به اپیدمی کرونا را به چند نوع تقسیم می‌کند. این دسته‌بندی را یه‌طور کامل در زیر از قول بَدیو می‌آوریم. چون، افزون بر اهمیت‌ سیاسی و نظریِ آن، ویژگی نظرگاه بَدیو را نیز نشان می‌دهد. انتقاد و افشاگری او در این جا البته متوجه جریان‌ها و گرایشات فرانسوی است اما خوب می‌دانیم که می‌توان نقدِ بَدیو را به همه جا و همه‌‌ی کشورها تعمیم داد.

«این روزها یک سلسله احکام بی چون و چرا، فراخوان‌های رقت‌انگیز و اتهام‌های پرطمطراق در انواع مختلف‌ مطرح می‌شوند، که همه در یک چیز مشترک اند‌: خوارشمردن شگفت‌انگیز سادگیِ موضوع و فقدان تازگی و نوآوری در برخورد با اوضاع اپیدمیِ کنونی.

– برخی بیهوده سرسپرده‌ی قدرت‌ها می‌شوند، در حالی که اینان کاری جز آن چه که بنا بر ماهیت این اپیدمی ملزم به اجرای آن هستند، انجام نمی‌دهند.

– برخی دیگر حکایت کره‌ی ارض و رازآمیزی آن را دوباره به میدان می‌کشند، بحثی که اکنون رَه به هیچ جا نمی‌بَرَد.

– تعدای افراد نیز همه جیز را به گردن ماکرون بیچاره می‌اندازند، که به عنوان رئیس دولت در یک شرایط جنگی یا اپیدمی،  کاری چنان بد تر از دیگران نمی‌کند.

– بعضی‌ها نیز هر دم، وقوع یک رخدادِ انقلابیِ فوق العاده و بنیان‌گذار را جار می‌زنند، که معلوم نیست این موضوع چه رابطه‌ا‌‌ی با ریشه‌کن ساختن ویروس کرونا دارد، گذشته از این که «انقلابیون» ما کمترین راه و شیوه‌ی نوینی ندارند.

– سرانجام، عده‌ای هم، اندوهناک، در بدبینیِ فاجعه‌ی آخرالزمانی فرو می‌غلطند و یا چنان از کوره درمی‌روند که به اصل زرین ایدئولوژی معاصر یعنی «من خود در درجه اول» روی‌می‌آورند. این تک‌رویِ خودبینانه در شرایط کنونی نه تنها سودی نمی‌رساند بلکه کمکی نیز نمی‌‌کند، حتا می‌تواند شریک جرم فزونی و گسترش آلودگی ویروسی در مقیاسی وسیع‌تر و بی‌پایان گردد.»

در ادامه، بَدیو به نقد آن تصوری می‌پردازد که معتقد است که این گونه پدیدارها، چون اپیدمی، می‌توانند، در خود، «راهِ سیاستی نوآورانه» را باز گشایند. او توافقی با این وهم و پندار ندارد، اما بر این باور است که این مصیبت می‌تواند شرایط پیشرفت امر انتقال داده‌های علمی در باره‌ی اپیدمی را فراهم آورد و در ضمن کمک کند به قدرت‌گیریِ سیاسیِ اعتقادات نوینی در زمینه‌ی مربوط به امور پزشکی و بهداشت عمومی، در مورد سیاست آموزشیِ برابرانه، مراقبت از سالمندان و مسائلی از این دست. این‌ها، در شرایط اپیدمی کنونی، مواردی هستند که ضعف‌ها و کاستی‌های خطرناک سیاست‌های سنتی رژیم‌های امروزی در فرانسه و جهان را نمایان می‌سازند.

بَدیو در این جا  اشاره دارد به پیدایش این کمبودها و بی‌کفایتی‌های بزرگ – چون کمبود تجهیزات ایمنی (ماسک‌های حفاظتی…)، عدم آمادگی بیمارستان‌ها و غیره – که در این مبارزه‌ی عمومی یا در این جنگ با اپیدمی، هم اجتناب‌ناپذیر‌ و هم ساختاری‌اند. این ها همه در عین حال از سیاست‌های دولت‌ها در تضعیف بخش‌های عمومی، بهداشتی، اجتماعی، خدماتی… ناشی می‌گردند که طی چندین دهه، حداقل از سی سال پیش به این سو، در فرانسه اجرا می‌شوند. اما بَدیو در ضمن گوشزد می‌کند که به جز شاید چند داشمند کسی واقعه‌ی اپیدمی کرونا را پیش‌نکرده بود و می‌نویسد:

«چه کسی می‌تواند واقعاً به خود ببالد که این پدیده را “پیش‌بینی” کرده بود؟ از جهاتی، دولت وضعیت کنونی را پیش‌بینی نکرده بود و این نکته درست است… اما در عین حال درست است که بگوییم هیچ کس دیگری نیز در فرانسه چنین اپیدمیِ‌ گسترده‌ای را پیش بینی نکرده بود، به جز شاید چند دانشمند منفرد. بسیاری فکر می‌کردند که این گونه اتفاقات تنها در آفریقای ظلمانی و یا در چینِ توتالیتر به راستی می‌‌توانند رخ دهند، اما نه در اروپای دموکراتیک. و مسلماَ  این چپ‌‌های افراطی – یا جلیقه‌زردها و یا حتا سندیکالیست‌ها – نیستند که می‌توانند در این باره از حق ویژه‌ی انتقاد کردن برخوردار باشند… آن‌ها نیز مطلقاً چنین پدیده‌ای را پیش‌بینی نکرده بودند.

به طور کلی، درسی که بَدیو از این اوضاع می‌گیرد این است که اپیدمی کنونی به خودیِ خود هیچ نتیجه‌ی سیاسی برجسته‌ای در کشوری چون فرانسه به وجود نخواهد آورد. او می‌نویسد: «حتا اگر فرض کنیم که بورژوازی فرانسه خواستار خلاص کردن خود از ماکرون باشد، کاندیداهایی که از هم اکنون در کمین قدرت نشسته‌اند، مدافعان پوسیده‌ترین اشکال «ناسیونالیسمی» هستند به همان اندازه منسوخ که تهوع‌آور».

سرانجام فیلسوف فرانسوی با این نتیجه گیری نظری – سیاسی جستار خود را به اتمام می‌رساند:

« و اما تا آن جا که به ما مربوط می‌شود، ما که خواهان یک تغییر واقعیِ سیاسی در این کشور [فرانسه] هستیم، باید از این آنتراکتِ ناشی از اپیدمی استفاده کنیم و حتا از ماندن در خانه و محدود کردن خود – که کاملن ضروری است – بهره جوئیم، و این از برای کار کردن روی شکل‌های نوین سیاسی، روی پروژه‌ی ایجاد مکان‌های سیاسی نوین و سرانجام روی امر توسعه‌ی فرا -ملیِ [trans-national] مرحله‌ی سوم کمونیسم، پس از مرحله‌ی درخشان اولی که کمونیسم اختراع شد [منظور دورانی است که از مانیفست کمونیست تا کمون پاریس می‌رود]  و مرحله‌ی دومی که البته قابل توجه است اما سرآخر مغلوبِ آزمایش‌گریِ دولت‌گراییِ خود میگردد [منظور بمرحله‌‌ی سوسیالیسم واقعاً موجود از انقلاب اکتبر 1917 تا فروپاشی این سیستم در دهه‌ی 1980 است]…

در این هنگام که در خانه می‌مانیم، و به‌ویژه در چنین وضعیتی، باید تنها به حقایقِ قابل کنترلِ علم اعتماد کنیم و به چشم‌اندازهایی اعتبار دهیم که بر سیاستی نوین با آزمون‌هایی محلی و هدفی استراتژیکی‌ مبتنی ‌باشند.»   

————————————————

لینک‌های‌ رجوع به نوشته اَلَن بَدیو: در باره‌ی اوضاع ناشی از اپیدمی

پی دی اف به زبان انگلیسی : https://urlz.fr/ccmV    

پی دی اف به زبان فرانسه   :     https://urlz.fr/ccmP  

 

 

گزارش از شیدان وثیق

فروردین 1399 – مارس 2020

 

 

 




هر روزتان نوروز            نوروزتان پیروز

 

 

در  بهاری دیگر

بسازیم همچو سی‌مرغ

جهانی دگر را

 

 

هر روزتان نوروز    نوروزتان پیروز

به امید برپایی

جمهوری، دموکراسی و لائیسیته

در ایران

 




نسرین ستوده را فوراً آزاد کنید!

ویدئوئی از

عفو بین‌الملل

برای آزادی

نسرین ستوده

18 مارس 2019

 




روزشمار رویدادهای  کارگری در ایران: بهمن 1398

از انتشارات نهادهای همبستگی با کارگران در ایران – خارج کشور

تهیه و تنظیم توسط

فعالین نهادهای همبستگی با کارگران در ایران – کلن

( 11 )

در اینجا کلیک کنید




درگذشت فریبرز رئیس‌دانا

 

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران 

 

درگذشت فریبرز رئیس‌دانا ضایعه‌ای بزرگ برای کانون نویسندگان ایران، جامعه‌ی فرهنگی و ادبی مستقل، جامعه‌ی مدنی و کنشگران صنفی کشور است. کانون نویسندگان ایران درگذشت او را به خانواده‌اش و به مردم ایران تسلیت می‌گوید و امیدوار است در اولین زمان ممکن مراسم یادبودی درخور ِ قدر ِ والای او برگزار کند

کانون نویسندگان ایران – رئیس دانا

فریبرز رئیس‌دانا، نویسنده، اقتصاددان و عضو قدیمی و برجسته‌ی کانون نویسندگان ایران که در تاریخ بیستم اسفند ۱۳۹۸ به دلیل احتمال ابتلا به ویروس کرونا در بیمارستان تهرانپارس بستری شد، ساعت پنج صبح دوشنبه بیست و ششم اسفند ماه درگذشت.

فریبرز رئیس‌دانا نویسنده‌ای آزادی‌خواه، روشنفکری متعهد و برابری‌‌طلب، اقتصاددانی پرآوازه، صدای بی‌صدایان و زبان گویای کارگران و فرودستان و مدافع سرسخت آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا بود. دارای شخصیتی ممتاز و چند وجهی بود و همزمان در عرصه‌های مختلف فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حضور همزمان و مداوم داشت. فعالان کارگری، کنشگران محیط زیست و فعالان حوزه‌ی زنان از یاری‌اش برخوردار بودند، پژوهشگران حوزه‌های مختلف علوم اجتماعی از دانش و بینش او بهره می‌بردند و شاعران ونویسندگان آرای انتقادی او را ارج می‌نهادند. از این رو از محبوب‌ترین روشنفکران زمانه‌ی ما بود و جمع کثیری از مردم، صداقت و شجاعت او را در بیان حقایق و افشای فساد گسترده‌ی حاکم بر اقتصاد و سیاست  کشور می‌ستودند. چنین ویژگی‌هایی سبب شد که حاکمیت، حضور او را که از مجرب‌ترین استادان علم اقتصاد بود، در دانشگاه‌های کشور تاب نیاورد؛ با احضارها و بازجویی‌های مکرر آزارش دادند و به جرم انتقاد از سیاست‌های اقتصادی کشور و پیش‌بینی عواقب زیان‌بار اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها که به فقیرتر شدن اقشار فقیر جامعه انجامید، به زندان محکومش کردند.

فریبرز رئیس‌دانا از امضاءکنندگان متن ۱۳۴ نویسنده بود و در دو دهه‌ی گذشته در کانون نویسندگان ایران همواره حضوری موثر داشت. پس از قتل جنایتکارانه‌ی محمد مختاری و محمدجعفر پوینده لحظه‌ای از خونخواهی و ادامه‌ دادن راه آنها باز نایستاد. حضور همه ساله‌ی او در مراسم سالگرد ِ آن دو، حتی هنگامی که از بیماری سرطان رنج می‌برد، مایه‌ی دلگرمی و الگوی وفاداری و مقاومت برای اعضای کانون نویسندگان ایران بود. وی سه دوره عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران بود و در آخرین مجمع عمومی (بهمن ۱۳۹۷) به عنوان بازرس مالی کانون  برگزیده شد. به پاس دو دهه همدلی و همراهی های بی دریغش، کانون نویسندگان ایران در اسفند ماه سال ۱۳۹۵ مراسم بزرگداشت او را برگزار کرد.

فریبرز رئیس‌دانا در شرایطی چشم از جهان فروبست که کشور ما را بحرانی عمیق و فاجعه‌بارناشی از شیوع ویروس کرونا فراگرفته است. او از میان ما رفت، بی آن که محقق شدن آرمان‌های شریف انسانی‌اش را به چشم ببیند و شاهد برچیده شدن بساط سانسور، استثمار، فقر و نابرابری باشد. با این وجود با ده‌ها اثر ارزشمند که در زمینه‌ی اقتصاد سیاسی، شعر و نقد ادبی از خود به یادگار گذاشت، بذر امید و مبارزه برای تحقق برابری و آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا را در جامعه‌ی ما پراکند.

درگذشت فریبرز رئیس‌دانا ضایعه‌ای بزرگ برای کانون نویسندگان ایران، جامعه‌ی فرهنگی و ادبی مستقل، جامعه‌ی مدنی و کنشگران صنفی کشور است. کانون نویسندگان ایران درگذشت او را به خانواده‌اش و به مردم ایران تسلیت می‌گوید و امیدوار است در اولین زمان ممکن مراسم یادبودی درخور ِ قدر ِ والای او برگزار کند.

کانون نویسندگان ایران

۲۷ اسفند ۱۳۹۸

 




سال کرونومی

حسن بهگر

​سال کرونومی می گویم مثل سال وبایی و طاعون. بلایی است که برای همه جهان رسیده ولی برای کشور بلادیده ما همین یکی کم بود تا تراژدی این ملت اسیر را کامل کند.

بحران های ناشی از بلایای طبیعی یا حملات تروریستی ، شیوع بیماری و… برای هرکشوری رخ می دهد. اینها حوادث غیر مترقبه ای است که معمولاً کسی انتظارشان را ندارد، ولی چون مسأله مرگ و زندگی شهروندان مطرح است، نمونه ی خوبی است از میزان درک مسئولیت حاکمان و شیوه ی مملکتداری آنها. حتی این بلا هم ملایان را از رفتار همیشگیشان منحرف نکرده است. هنوز در بوق خرافات می دمند و هنوز سعی می کنند تقصیرها را گردن هم بیندازند و مردم هم متوجه عدم صداقت رژیم هستند که دروغگویی اش اظهرمن الشمس است و هر مسئول بی مسئولیتی یک چیزی می گوید.

 تأخیر در خبررسانی بموقع بیماری کرونا و پیشگیری از شیوع آن و ناتوانی در رساندن کمک های اولیه موجب خشم شدید مردم شده. ولی حکام، درکمال بی غیرتی، چون ناتوان از مدیریت هستند، فقط برای کفن ودفن مرده ها فتوا صادر می کنند. یعنی همان چیزهایی که در حوزه یاد گرفته اند. بی کفایتی و بی لیاقتی رژیم مسخره عالم شده و بی آبرویی گردن همه ی ایرانیان را گرفته.

آنچه که در کشورهایی که حساب و کتاب سرشان می شود و زندگی شهروندانشان برایشان ارزش دارد، دیده ایم اینست که در این مواقع یک تیم بحران درست می کنند و یک روابط عمومی که به مردم پاسخ بگویند و مردم رابسیج کنند و همیاری آنان راجلب نمایند. خبررسانی باید از یک منبع مورد اطمینان پخش شود تا شایعات مردم را بیشتر نترساند. ولی طبق معمول حکومتی که توتالیتر است فقط در سرکوب همه وسایل را به کار می گیرد ولی در سایر امور درمانده است. بازار شایعات داغ است و هرکسی طبابت میکند و یک نسخه ای می نویسد و مردم بیچاره به هر چه دستشان برسد برای نجات جانشان متوسل می شوند. حکایت ملانصرالدین است که به زنش خرجی و نان و غذا نمی داد ولی او را روزانه مرتب کتک می زد. وقتی همسایگان به او اعتراض کردند که ملا این چه حرکتی است ، می گفت اگر او را کتک نزنم چه جوری ثابت کنم که من شوهر او هستم.

سرعت عمل در مواقع بحرانی حرف اول را می زند. ولی وقتی طائب رئیس اطلاعات سپاه خبر رسانی را دو هفته محض بهره گیری سیاسی به تعویق می اندازد تا خللی در انتخابات و تظاهرات 22 بهمن وارد نیاید، اوضاع از کنترل خارج می شود و عمق نادانی و نفهمی مدیران کشور به نمایش درمیاید.

این بار تفاوتی که ایران با سایر جوامع پیدا کرده، افرون بر داشتن یک دولت نالایق و سرکوبگر، نوعی بی قیدی نیز هست که همه جا را گرفته. مردمی که همواره با بحران زیسته اند، نومیدانه مرگ را هم به مسخره گرفته اند و در حقیقت از شدت نومیدی به استقبال مرگ شتافته اند. در جایی که صحبت از قرنطینه است، مردم اقدام به مسافرت می کنند گویی به زبان بی زبانی می گویند ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت!

حاکمان باید سیاست مشخص و استراتژی معینی داشته باشند که دیگران را موظف به تبعیت از آن بکنند و متخلفین را مجازات کنند. ولی در این بحران بقدری آشفتگی وجود دارد که حکومت تا این ساعت نتوانسته است بر دستپاچگی غلبه کند و مراکز متعدد تصمیم گیری بر این مشکلات افزوده است. با وجودی که در چند شهر مانند گیلان و قم وضع فوق العاده و بالاتر از قرمز گزارش می شود هنوز قرنطینه ای در کار نیست.

حکومت ها معمولاً در این مواقع فرصتی می یابند تا مشروعیتی از مردم کسب کنند ولی برای حکومتی سرکوبگر که همین چندی پیش کشتار آبانماه را بر جنایات قبلی افزوده این سهل انگاری و بی مسئولیتی که منجر به کشتار هموطنان ما شده از یاد کسی نخواهد رفت و سرانجام کتاب سراسر ننگ زندگی ننگین این رژیم را خواهد بست.

حسن بهگر

چهارشنبه – 21 اسفند 1398

11-03-2020-

برگرفته از سایت www.iranliberal.com