حکایت اصلاحات و دوغ لیلی

حسن بهگر

سرانجام کوشش های اپوزیسیون برای تحریم انتخابات به ثمر نشست و رژیم تودهنی بزرگی خورد. اپوزیسیون با همه ی پراکندگی، در تحریم به توافق و همبستگی رسید و انتخابات دوره ی یازدهم نقطه‌ی پایانی برای خیمه شب بازی اصلاحات بود.

رژیم با رد صلاحیت از باقیمانده های «اصلاح طلبان» و با سرازیر کردن پاسداران به مجلس، ماهیت واقعی توتالیتر و پادگانی خود را به نمایش گذاشت. همه می دانند اصلاح طلبی جریانی منشعب از حکومت زورگوی جمهوری اسلامی بود که طراحان و فعالان آن بنیانگذاران واواک بوده اند و قتل ها و حذف بسیاری از افراد اپوزیسیون را در کارنامه خود دارند. پس از دور شدن از قدرت با نام جعلی به میدان آمدند و به یاری امکانات و رسانه هایی که در اختیار داشتند چندین سال نقش بازی کردند و مردم را بدنبال سراب دواندند.

اصلاحات مرده بدنیا آمده بود و هیچ برنامه و پروژه ای نداشت. بد نیست در مجلس ختمش و محض تجدید خاطره ی رذائل آن مرحوم، نگاهی به نظرات رهبر اصلاحات خاتمی بیندازیم و ببینیم با طرز تفکر او امید چه اصلاحی در کشور می رفت.

در کتاب« زمینه های خیزش مشروطه» وی کلاً با انقلاب مشروطه ابراز مخالفت میکند. در تمجید از شیخ فضل الله نوری بسیار نوشته. با این ادعا که شیخ میدانسته راه انقلاب مشروطه به ترکستان می رسد: «گناه آیت الله نوری در پیشگاه استعمار و عوامل خود فروخته ی آن، این است که چرا شیخ زود این جریان را فهمیده و چرا ساکت نمانده است.» شیخی که وابسته ی دربار استبداد محمدعلیشاه و سفارت روس بود، در کتاب خاتمی پاک و منزه می شود و با نقل جمله ای از آل احمد نعش طرف را بر سردار همچون پرچمی می داند که به علامت استیلای غرب زدگی است.

نه فقط تفکر و عقاید دینی ملایان در نهضت مشروطیت همه مورد تأیید خاتمی است، هرکسی هم که دم از آزادی و اندیشه های غربی می زند به نظر وی «برحسب ظاهر افکار آزادیخواهانه و دموکراتیک غرب »آن روی سکه ی استعمار است.

خاتمی دشمنی خود را با دموکراسی و آزادی پنهان نمی کند و همه جا از جانب مردم حرف می زند و می گوید مردم ما دموکراسی نمی خواهند. کلیپ ویدئویی چنین سخنان گهر باری در دسترس همگان هست و نیازی به ارجاع و رفرانس نیست. می شود روی یوتوب تماشا کرد و خندید، هم به عقل آنهایی که به خاتمی رأی دادند و هم به بخت ملت ایران که این آدم رئیس جمهورش بود.

سید گل یاس!؟، نقش ملکم را در انتشار روزنامه قانون منحرف کننده می داند و همه ی آزادیخواهان و مروجان شعائر غربی را وابسته به استعمار می شمرد. برای نمونه برآخوند زاده تاخته است چرا که او می گوید «دیگر آن زمان گذشت که کسی زندگانی خود را قربانی دین و مذهب کند. برای به کف آوردن نیروی ملی و حفظ میهن بر ضد بیگانگان و رهایی از پستی و عقب ماندگی ، لازم است که همه ی مردم را با سواد کرده و بدانها ملت دوستی و وطن پرستی را بیاموزیم». حق هم دارد، آن مرحوم نماند که انقلاب اسلامی را ببیند.

 طالبوف هم چون به جدایی دین از سیاست اعتقاد دارد، تکلیفش معلوم است. سید خندان دشمن جدایی دین از سیاست است. امین الدوله هم از دست خاتمی جان بسلامت نبرده چون از اولین کسانی بوده که لفظ مشروطه را در دهان مردم انداخته و مترادف با عدالتخانه بکاربرده است. گناهی بالاتر از این می شد؟ امین الدوله گفته باید حکومت قانون اجراشود تا ملاها نتوانند احکام ناسخ و منسوخ صادر کنند و همچنین اگر قانون حکمفرما باشد ملاها هم در مقابل قانون باید جوابگو باشند و این به مذاق سید خندان ما خوش نیامده است و به همین سبب حکم تکفیر او را صادر کرده که اصلاً او دیندار هم نبوده و زیارت مکه او هم برای تظاهر بوده. چرا؟ چون در یادداشت های اعتمادالسلطنه خوانده که «امشب خانه امین الدوله میهمانی بال است و زن های فرنگی دعوت شده اند که بعد از شام برقصند. صدراعظم و جمعی حضور دارند.» آیا جرمی بالاتر از این برای یک دیپلمات ایرانی که مهمان فرنگی داشته باشد سراغ دارید؟ از طرف خدا گفته زیارت تو قبول نیست.

این سید که از جانب مردم حرف می زند و به خود حق می دهد که دهانش را باز کند و هوار بزند که مردم دموکراسی نمی خواهند و اصلاحات میخواهند، یک بار هم یک برنامه اصلاحی نشان مردم نداد و آنچه از اصلاحات مورد نظر او می توان فهمید اینست که رفتارها باید مطابق معیارهای قانون اساسی باشد و معیارانقلاب اسلامی و اندیشه های خمینی است. خوب اینکه همان گل و گلستانی است که هست، دیگر اصلاحش کجا بود؟ دفاع از انقلاب و اسلام ، باور به تقدس نظام و رهبری را هم اگر بدان بیفزایید، پیدا کنید تفاوت خاتمی با مرتجع ترین ملاها ؟ فرق خاتمی با سایر ملاهای دیگر شاید بجز لبخند در اندازه ی ریش و عمامه باشد؟

خاتمی با جدایی دین از سیاست مخالفت می ورزد و در سخنرانی های خود آن را تکرار می کند. نه تنها نظام جمهوری اسلامی بلکه رهبر آن نیز برایش مقدس است. او تنها با دموکراسی سرجنگ ندارد، با لیبرالیسم یعنی آزادیخواهی نیز میانه ای ندارد. در بخشی از کتاب « از دنیای شهر تا شهر دنیا» که به « آزادیخواه متجدد» اختصاص داده، از جان لاک و زندگی او عقاید می گوید و از باور او به اصالت عقل و سازش و مدارا و اصرار لاک بر حقوق طبیعی، حقوق افراد به زندگی و آزادی و مالکیت نقل می کند و مدعیست که «سرمایه داری و بینش «لیبرال – دموکراسی» که دستاوردهای بزرگی برای طبقه متوسط اروپایی داشت هیچگاه نتوانست عملاً برآورنده ی نیازها و توقع های همه ی غربیان باشد.» خدا را شکر که همان چند قلم دستاورد لیبرالیسم را قبول کردی ولی از آنجا که آخوند باید« اِن قُلت» بیاورد به سبک آخوندها بالای منبر می رود و نطق غرایی در جهت منفی قضایا می کند: «مغربیانی که به عزم رسیدن به «برادری» و «برابری» و «آزادی» در یکی از شورانگیزترین صحنه های تاریخ قدم نهاده بودند و قرن نوزدهم که به یک معنی قرن شکوفایی سرمایه داری است، در عین حال بر ملا کننده ی این واقعیت تلخ  نیز هست که میراث خوار انقلاب اجتماعی و سیاسی و صنعتی ، نه همه ی مردم غرب که صاحب مکنتان نوکیسه و ادعایی هستند که مکنت و برخورداری آنان، قیمت مسکن و محرومیت اکثریت مردم زحمتکش غرب و ویرانی سرزمین های استعمار زده و بردگی آشکار و پنهان قوم و محرومان غیر غربی به دست آمده است.» و نتیجه می گیرد که «این وضعیت موجب پیدایش تردیدهای جدی نسبت به بنیادهای فکری و ارزش « لیبرال – دموکراسی » درخود غرب شد و…». درست برعکس رژیم اسلامی که از تمامی این عیوب بری است، بخصوص از وجود نوکیسگان.

یکی نیست به ممدآقا خاتمی بگوید: حاجی این نسخه ی معجزه آسا نیست که برای همه آلام دردهای انسانی درمان باشد. همانقدر که توانسته برابری حقوقی انسان ها را فراهم کند همانقدر که مردم را از استبداد دینی و شاهی نجات داده و بر عقل متکی است و سازش و مدارا و تساهل را تبلیغ می کند، عمامه ات را باید بندازی بالا. در غیر این صورت، نسخه ی معجزه آسا می خواهی برو بالای چاه جمکران منتظر شو.

او برآنست «لیبرالیسم واقعه ی مهمی در تاریخ اندیشه و سرنوشت آدمی است و نکته ای بسیار مهم که در بررسی این آیین و به طور کلی اندیشه ها و نظام های سیاسی و هر امر بشر تفطن (منظوردریافتن است) به آن بخصوص برای اهل علم لازم است. «نسبیت » این امور است و « مطلق » دیدن امر « نسبی » آفت بزرگ اندیشه ومانع سیر به سوی حقیقت و نیز منشأ فاجعه های فراوان در تاریخ بشری است.»

در حقیقت خاتمی با نسبی کردن لیبرالیسم آن را برای جامعه ما مناسب نمی بیند یعنی اگر چه نمی تواند محاسنی را که ذکر کرده منکر شود و بحران ها و رقابتش با سوسیالیسم و غیره را نیز بیان می کند ولی در پایان می خواهد بگوید آنچه که برای جامعه غرب مفید بوده را نباید مطلق کرد و برای جامعه ما ممکن است حتا مضر باشد. البته آن چیزی که نسبی نیست، اسلام است که اصولاً باید به کت همه کرد.

تازه حضرتش با این مخالف خوانی با لیبرالیسم، خود را هواخواه جامعه مدنی می دانست که آن را هم تبدیل به جامعه ی مدینة النبی کرد و فاتحه اش را خواند. خوب بدیهی است که این اصلاحات نبود و فریب بود ولی هیاهویش بسیار بود و حکایت دوغ لیلی بود که ماستش کم بود و آبش خیلی. به خرج ما به حلق ما ریختند، به زور یک مشت روزنامه نگار هوچی و دغل و مشتی امنیتی جانی. اینها بودند عصاره ی اصلاح طلبی.

خوب انصافا با این طرز تفکر که نه دموکراسی و آزادی و نه حاکمیت ملت و نه جدایی دین از سیاست در آنست به کجا می‌خواستند برسند؟

حکایت میرحسین موسوی و آن یکی شیخ لر هم که قرار بود جلد دوم و سوم خاتمی باشند، دستکمی از خود یارو نداشت. گرچه رسماً امام را مقدس نمی دانستند ولی او را سرمایه ای بزرگ میشمردند و گفته ی موسوی هم راجع به بازگشت به دوران طلایی امام مشهور است. از روحانی هم که حرفی نمیزنم چون حی است و حاضر و مصائب ریاست جمهوریش بر همه روشن.

خواست اصلاح طلبان و ملت ایران فرسنگ ها از هم دور است. خواست مردم آزادی و دموکراسی و رهایی از سلطه ی مذهبی است و رهبران اصلاحات خواستار استمرار سلطه ی مذهبی و بزک کردن استبداد مذهبی هستند. مردم خواستار دخالت در سرنوشت خود و میهنشان هستند و این تنها با حاکمیت ملت امکان دارد نه حاکمیت ولایت فقیه.

همه ی اینها را که مدتها روی دلم جمع شده بود گفتم، چون بساطشان جمع شده، دل من هم سبک شد. بروید که از خمینی هم کثیف ترید. هر جا که خودش رفته، برای شما هم جا رزرو کرده، خیالتان راحت، مشکل جا نخواهید داشت.

سه شنبه ،۶ اسفند ۱۳۹۸

2020February  25

برگرفته از سایت ایران لیبرال iranliberal.com

 

منابع :

محمد خاتمی -زمینه های خیزش مشروطه – موسسه فرهنگی و انتشاراتی پایا

چاپ اول- تاریخ نداردمحمد خاتمی – از دنیای «شهر» تا شهر « دنیا» سیری در اندیشه سیاسی غرب

نشر نی –چاپ اول 1373 تهران

 




پی آمدهای ویروس کرونا

رژیم جمهوری اسلامی ارزشی برای جان شهروندان قائل نیست

 

با پیدایش و شیوع سریع ویروس خطرناک کرونا در چین و انتشار کم و بیش آن در دیگر کشورها در طول دو هفتهء گذشته، آژیر خطر گسترش یک اپیدمی در منطقه و حتی جهان به صدا درآمد و دولتهای مختلف را به اتخاذ سیاست‌های ویژه برای پیش گیری و درمان مبتلایان به این بیماری کشاند. اما در این میان و به یکباره شیوع نسبتاً وسیع این ویروس در ایران خبرساز شد و ایران نه تنها به دومین کشور صدمه دیده بعد از چین، چه از جهت تعداد مبتلایان و چه از جهت تعداد افرادی که به خاطر ابتلا به این مریضی جان خود را از دست داده‌اند تبدیل شد، بلکه این کشور کانون انتشار ویروس کرونا به کشورهای مختلف جهان شد.

مدیریت به غایت غیرشفاف و ناسالم بحران، و سرعت شیوع این بیماری در شهرهای مختلف در واقع ریشه در فرصت طلبی رژیم جمهوری اسلامی و امنیتی کردن اپیدمی کرونا از سوی آنست. سیاستهای غیرمسئولانه رژیم حاکم و بی دقتی در این زمینه ایران را به کانون صدور ویروس کرونا تبدیل کرده است. سیاست ضد انسانی و فرصت طلبانهء رژیم در کتمان این اپیدمی در قبل از برگزاری به اصطلاح انتخابات مجلس شورای اسلامی که میتوانست حضور مردم را بیش از پیش در انتخابات کم رنگتر کند، زمینه های شیوع وسیع و هولناک ویروس کرونا در میان شهروندان ایران را فراهم آورد.

رهبران جمهوری اسلامی و حتی مدیران رده بالای دولتی در مرحله اول وجود ویروس کرنا و مبتلایان به آن را در ایران را بکلی انکارکردند. اما سرعت شیوع این ویروس به‌ قدری بالا بود که دامن همان مسئولینی که خود وجود ویروس کرونا در کشور را انکار میکردند گرفت و آن‌ها را در بستر این بیماری انداخت. خبرهای غیررسمی از عدد های نجومی بالائی را از جهت تعداد مبتلایان به ویروس کرونا و حتی قربانیان این بیماری سخن میگویند و افکار عمومی در ایران در هاله ایی از بهت، شبهه و بی اعتمادی کامل به مسئولیت دولتی قرار دارد.

باوجود اینکه ملاقاتهای رهبری جمهوری اسلامی بکلی و تا اطلاع ثانوی لغو شده است، حسن روحانی بی شرمانه قرنطینه را در هر سطحی مردود شمرده و حتی میگوید که از آغاز هفته دیگر زندگی عادی به کشور باز خواهد گشت. این در حالیست که خبرهای بسیار نگران کننده ایی از کشور به گوش میرسد. سازمان بهداشت جهانی در نهایت نسبت به شرایط بحرانی در ایران واکنش نشان داده و نگرانی خود را نسبت به چند و چون مقابله با پیشرفت ویروس کرونا ابراز کرده است.

همه دلایل و شواهد در برخورد با بحران اخیر نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران ارزشی برای جان انسان‌ها و جان شهروندان کشور قائل نیست و چون هر زمان دیگری به فکر نمایش‌های مسخره برای تثبیت و تبلیغ رژیم پوسیده خویش است.

 ما، ضمن آرزوی پایان یافتن اپیدمی اخیر و بهبودی هر چه سریعتر مبتلایان به این بیماری،  از مردم میخواهیم که ضمن رعایت احتیاط و برای سلامت خود، به مشاورهء پزشکان متخصص و مستقل در این زمینه گوش فرا دهند و خود مبتکرانه با تکیه بر توصیه پزشکان از شیوع غیرمتعارف این ویروس در کشور ممانعت کنند.  ما همچنین از ابتکاراتی چون دعوت «دانشجویان متحد» از دانش آموزان و دانشجویان تا در روز 10 اسفند در اعتراض به تصمیمات غیر مسئولانه حکومت در قبال این اپیدمی خطرناک به مدرسه و دانشگاه نروند و یا هشدار شورای بازنشستگان و جمعی از خانواده‌های زندانیان  اجتماعی و سیاسی در شیوع این بیماری در زندان ها و بازداشتگاههای تحت کنترل قوه قضائیه و نهادهای امنیتی ست، استقبال میکنیم.  تاکید داریم که با توجه به ناکارامدی دولت جمهوری اسلامی همکاری با جامعه جهانی در این زمینه از جمله همکاری موثر با متخصصان سازمان بهداشت جهانی اهمیت بسیاری  برای مقابله با این بیماری همه‌گیر دارد.

همبستگی برای آزادی و برابری در ایران




دولت باید از همه راه‌های ممکن امکان مبارزه قطعی با کرونا را فراهم سازد!

بیانیه اتحاد سراسری بازنشستگان ایران

مردم شریف ایران!

بهر دلیلی ویروس مهاجم و خطرناک، ناخوانده در میهن ما جا خوش کرده و جان مردم بی دفاع را در معرض نابودی قرار داده است. کرونا به سرعت هر چه تمامتر در سراسر ایران گسترش یافته و می‌رود که جامعه ی فقرزده ی ما که آسیب دیده از تحریم دشمن خارجی و سیاست های اقتصادی مسوولان کشور و دزدی ‌ها و اختلاس ها، رنج فراوان دیده را آن‌چنان مشغول سازد که میلیون ها نفر از ادامه زندگی طبیعی محروم گردند.   

تشوش و نگرانی ِ آمیخته با ترس و ناامنی از شیوع ویروس کرونا و نیز بی اعتمادی ناشی از رفتارهای متناقض و دروغ پردازی مسوولان، بستر مناسبی برای گسترش این بیماری و کنترل ناپذیری آن فراهم می‌آورد.

براساس آمار منابع حکومتی تا روز جمعه نهم اسفند ماه، 388 نفر به این ویروس آلوده و 34 تن از آنان فوت کرده اند. البته آمار غیر رسمی تعداد قربانیان این بیماری هولناک را بیش از دویست و ده نفر و شمار مبتلایان را هزاران نفر برآورد کرده است.

دایره مبتلایان و قربانیان این ویروس از بین پزشکان و پرستاران بیانگر این واقعیت است که این زحمتکشان به رغم فداکاری و از جان‌گذشتگی هایشان، از شرایط مناسب و امکانات لازم از قبیل تجهیزات ایمنی، نظیر ماسک، الکل، گان و سایر اقلام ضروری برای درمان بیماران محروم اند. 

میلیون ها نفر در ایران فاقد پوشش بیمه ی درمانی هستند، میلیون ها نفر بیکار و فاقد درآمد، میلیون ها نفر با حداقل درآمد و میلیون ها نفر در مشاغل کارمزدی و روزمزدی بدون قراردادهای معتبر و نیز جمعیت فراوانی خویش فرما هستند و درآمدشان در شرایط بحران برابر صفر خواهد شد. این درحالیست که گروهی از مردم از نوجوان و کودکان کار و خیابان تا جوانان و میانسالان دستفروش دوره‌گرد، در اتوبوس ها و قطار های شهری و همچنین رانندگان تاکسی و اتوبوس مستقیما در معرض آلودگی هستند و ضمن بی دفاعی مطلق، می توانند ناقلین بی گناه این ویروس باشند.

در چنین شرایطی، وظیفه دولت فراهم کردن بسته های حمایتی درمانی برای مردم است تا بتوانند در مقابل این دشمن جان ها، از خود دفاع کنند.

مردم شریف  ایران!

 دولت موظف است که به اجرای فوری هر آنچه “سیاست های تخفیفی” شمرده می‌شود اقدام کند، مانند اجرای قرنطینه، اجرای آموزش‌های موثر و بهنگام و توزیع امکاناتی که به اقدامات پیشگیرانه در برابر ویروس کرونا منجر می شود.

بدون اقدامات حمایتی از مردم بی‌دفاع در برابر ویروس کرونا، هر گونه ادعای شکست دادن این بیماری پوچ و فریبکارانه است. 

به همین منظور ما در «اتحاد سراسری بازنشستگان ایران» به عنوان بخشی از مردم ِ نگران جامعه، ضروری می‌دانیم وظایف دولت را در برابر مردم گوشزد کنیم که عبارتند از: 

1- تشکیل ستادی فارغ از هرگونه نگاه امنیتی و سیاسی و عقیدتی به موضوع بحران کرونا که باید در اختیار پزشکان و متخصصان امر بهداشت و درمان در حوزه بیماری های واگیردار قرار گیرد و بودجه لازم در این مورد به این ستاد تخصیص داده شود.

2- ستاد مدیریت کرونا برای مقابله با این بحران که اختیار تام، برای کنترل ویروس از طریق قرنطینه شهرها و تعطیلی اماکن عمومی پرخطر و مستعد انتشار ویروس را داشته باشد.

3- از آن جا که اقشار کم درآمد به دلیل سوء تغذیه از ایمنی بالایی برای مقابله با این ویروس برخوردار نیستند، دولت موظف است با تمهیدات حمایتی به تقویت بنیه مالی و تامین معیشت آن‌ها اقدام فوری به عمل آورد.

4- زندانیان و سربازان پادگان ها در برابر ابتلا به بیماری کرونا آسیب پذیرترند حفظ سلامتی و جان آن‌ها برعهده دولت است. حاکمیت اسلامی باید هرچه زودتر نسبت به آزادی و ترخیص زندانیان سیاسی اقدام کند و شرایطِ فوق‌العاده را برای تامین حداکثری ویروس زدایی از زندان ها و پادگان ها و حفظ سلامت و جان سربازان و زندانیان، بهر طریق ممکن فراهم آورد.

5- بی شک اشاعه ویروس کرونا علاوه بر تهدیدِ جانِ انسان ها، حیات روانیِ جامعه را نیز به مخاطره انداخته است. حکومت موظف است با تشکیل کارگروه های روانپزشکی و مددکاری اجتماعی و تجهیز آنها به امکان دسترسی آسان به رسانه‎‌های دیداری و شنیداری صدا و سیما، نسبت به کاهش عوارض روانی و ایجاد فضایی امن و آرام، امکان همکاری آگاهانه و بی اضطراب مردم را برای مقابله با این شرایط بحرانی فراهم سازد .

اتحاد سراسری بازنشستگان ایران 

دهم اسفند 1398




در جستجوی «ژنِ يهودی»

برگ هائی از يک کتاب

کتاب «دولت اسرائيل عليه يهوديان» نوشته سيلوَن سيپل، در ٦ فوريه منتشر شد. اين کتاب، تحول جامعه اسرائيل را در بيست سال گذشته بررسي مي کند. در زير بخش جالبي از «فصل ٤» کتاب با عنوان «در جستجوي ژن يهودي» را مي آوريم. هنگام تاليف کتاب، هنوز ديوان عالي اسرائيل حق خاخامي اعظم را براي استفاده از ژنتيک جهت اثبات يهوديت يک فرد، تائيد نکرده بود. اين امر در ٢٤ ژانويه گذشته عملي شد. حزب «اسرائيل، خانه ما» (راست افراطي لائيک) و نهادهاي لائيک با آن مخالف بودند.

سيلون  سيپل، اوريان ٢١

ترجمه از بهروز عارفی

در پشت سرِ روند رشدِ نظريه هاي برتري نژادي سفيدپوستان که البته به محافل استعماري بسيار فعال در اسرائيل محدود است، با گسترش پديده اي روبرو هستيم که عبارت است از ايده ي حفظ خلوص نژادي.  به يقين، چنين ايده اي به تمايل ژرفِ ماندن در «ميانِ خود» به مثابه ايده آل واقعي زندگي ارتباط دارد. روز ٩ فوريه ٢٠١٦، نتانياهو از « طرح چندساله اي براي کشيدن ديواري امنيتي به دور اسرائيل » پرده برداشت.

او که از استقبال بسيار مساعد افکار عمومي کشور از چنين ايده اي آگاه بود، مي گويد: «عاقبت، دولت اسرائيل، به آن صورتي که مورد نظر من است، کاملا محصور خواهد بود. به من خواهند گفت: اين درست همان چيزي ست که مي خواهيد، يعني که از ويلا محافظت کنيد ؟ پاسخ مثبت است. در محيطي که ما زندگي مي کنيم، بايد از خود در مقابل حيوانات وحشي محافظت کنيم. (١)» استعاره «ويلائي در يک جنگل» يعني دولت اسرائيلِ در محاصره ي جانوران وحشي را قبلا ايهود باراک، نخست وزير پيشين اسرائيل (از حزب کارگر) در تابستان سال ٢٠٠٠، پس از شکست مذاکرات صلح کمپ ديويد بر زبان آورده بود.

 

ازدواج با يک دختر نروژي ؟

اين مفهوم، منشاء گوشه گيري انحصاري نسبت به حضور ديگران است.  اين احساس ممکن است به گرايش نژادپرستانه منجر شود که دليل آن، فقط نياز به داشتن امنيت نبوده و اغلب از تمايلات مذهبي و حتي از مشتقات گره خوردگي عرفان و ناسيوناليسم الهام گرفته است. در دين يهودي، به آن صورتي که در اسرائيل بدان عمل مي شود، و  قدرت حاکم، خاخامي بسيار سنت گرا را مامور اداره همه امور زندگي خانواده کرده (تولد، ازدواج، طلاق، مرگ، و غيره) و ازدواج مدني از نظر قانوني به رسميت شناخته نمي شود، «ازدواج هاي مختلط»، يعني ازدواج بين يهودي و غير يهودي غير ممکن است.

اين ممنوعيت که در ابتدا فرماني الهياتي بود، غالبا با بيان نژادپرستي کم و بيش آشکار همراه است. از جمله، هنگامي که در ژانويه ٢٠١٤، رابطه خصوصي يئير نتانياهو، پسر نخست وزير با ساندرا لِيکانگر، دانشجوي نروژي برملا شد، فورا موجي از واکنش هاي شديد طرفداران يهوديت ناب را برانگيخت. نيسيم زِئِو، نماينده حزب اولترا-ارتدکسِ شاس در مجلس، به روزنامه جِروزالِم پست اظهار داشت: «هر يهودي که بخواهد ريشه هايش را حفظ کند، مايل است که پسرش با يک دختر يهودي ازدواج کند. [بنيامين نتانياهو] به عنوان نخست وزير اسرائيل و نيز خلق يهود موظف است مسئوليت ملي اش را نشان داده و از ارزش هاي آن در چارچوب خانواده خودش دفاع کند(٢)».  حتي در درون حزب ليکود، اين ارتباط دردسر ايجاد مي کرد. بسياري يادآوري کردند که اگر خداي ناکرده، پسر نخست وزير با اين دختر نروژِي، کودکي هم مي داشت، آن ها يهودي نمي بودند، زيرا يهوديت از طريق مادر منتقل مي شود. دست کم براي کساني که  متاسفانه زياد هم هستند و به اين مهملات بيولوژيکي-فرهنگي اعتقاد دارند، وضع چنين است. در مورد نروژ چه خواهند گفت اگر، مقامات مسيحي و نمايندگان مجلسش از عشق پسر نخست وزير با يک دختر دانشجوي يهودي رنجيده خاطر شده باشند ؟ آن ها نژاد پرست هستند، مگر نه ؟

 

در هر صورت، ازدواج با يک عرب ممنوع !

مسلم است هر وقت که يک پسر يا دختر يهودي قصد ازدواج با يک عرب دارد، اوضاع شلوغ مي شود. در اسرائيل، فکر مي کنند که عربيت، پديده ي خيانت به نژاد را به شدت وخيم تر مي کند. هنگامي که در سال ٢٠١٨، تساهي هِلَوي، خواننده و هنرپيشه اسرائيلي اعلام کرد که پس از چهار سال زندگي مشترک با شريک زندگي اش لوسي هريش، روزنامه نگار و مجري فلسطيني مسلمان تلويزيون، «ازدواج» ساختگي (به علت ممنوع بودن آن در اسرائيل) مي کند، جنجال بزرگي در اسرائيل ايجاد شد. آريه دِريف وزير کشور وقت اخطار کرد. او در راديوي ارتش  اعلام کرد: «اين ازدواج کار خوبي نيست. فرزندان شما، به خاطر وضعيت شان دچار مشکل خواهند شد. » سپس او به خانم هريش پيشنهاد کرد که به يهوديت گِرَوَد. اورِن هازان، نماينده مجلس از حزب ليکود  خواست که دولت ازدواج بين جامعه هاي [مذهبي] مختلف را به رسميت نشناسد. او در تويتي نوشت: «لوسي، اين مسئله خصوصي نيست. اما شما بايد بدانيد که تساهي برادر من است، خلق يهود برادران من هستند. مرگ بر اختلاط !» و او سپس هلوي را متهم به «اسلاميزه شدن» کرد.

افراد ديگري نظير يئير لاپيد (نماينده مجلس)، يا نفتالي بِنِت، وزير مذهبي در مورد رد چنين ازدواج هائي اظهار نظر کردند. سلمان مصالحه، نماينده فلسطيني مجلس، «نژادپرستي» اين تفسير ها را نکوهش کرده و گفت چنين سخناني مشمئزکننده است. او به کليه مدافعان خلوص يهوديت يادآوري کرد که در کشورهاي اسلامي، زنان از ازدواج با غيرمسلمانان اکيدا منع شده اند و اگر مردان از چنين اجازه اي برخوردارند، اين کار در عمل (دوفاکتو) ممنوع است. او نتيجه گرفت که «افرادي چون لاپيد، بنت و نظاير آن ها از هم پالکي هاي شان در کشور هاي مسلمان متفاوت نيستند». (٣)

همواره، حفظ خلوص يهوديت پيامدهائي نيز دارد. تظاهر بسيار جنون آميز اين ايدئولوژي در دولت اسرائيل به آن صورتي که  اين دولت در آمده ، ظهور يک مکتب علمي  است که قصد دارد «ژنتيک يهودي» را به مثابه اول و آخرِ توجيه صهيونيسم يعني «حق تاريخي» يهوديان به بازگشت به سرزمين نياکان و وضعيت منحصر به فرد اين ملت تلقي کند – از وضعيت منحصر به فرد، بايد مفهوم استثنائي يعني برگزيده را فهميد. ١٣ ژانويه ٢٠١٤، در تل آويو درباره موضوع «يهوديان و نژاد: ژنتيک، تاريخ و فرهنگ»، سميناري دانشگاهي برگزار گرديد. دانشگاهيان بحث و جدل فراواني کردند و برخي وجود يک «نژاد» يهودي را معتبر دانستند. برخي ديگر قاطعانه با آن مخالفت کردند. اما خودِ عنوان اين کنفرانس، احساس نامطلوبي ايجاد مي کند: «آيا نژادها، تاريخي دارند ؟»، «آيا ژنتيک مي تواند تعيين کند که چه کسي يهودي ست ؟» و غيره …

 

«آيا مي توان از طريق آزمايش ژنتيکي، يهوديت راتشخيص داد؟»

در اين مورد، در ميان آنگلوساکسون ها که بر همه دانشگاه هاي اسرائيل نفوذ دارند، کمي دستپاچگي ديده مي شود، و واژه «نژاد» معناي دو گانه اي دارد: بدون زير سوال بردن وحدتِ نژاد انساني، اين واژه همچنين گروه هاي انساني را نيز متمايز مي کند. به ويژه به خاطر رنگ پوست، بدون اين که الزاما بُعد نژادپرستانه را نيز به آن اضافه کند. در طول اين سمينار، سخنرانان متعددي از اصطلاح «هويت نژادي يهودي» استفاده کردند و کار آن ها موجب شد که مو بر تن بسياري از حاضران سيخ شود. در نقطه تلاقي زيست شناسي (بيولوژِي)، جمعيت شناسي و جغرافيا، کارشناسان «ژنتيک اهالي» به منزله ي نوک کمان اين موج هستند و رله هاي آن ها در اسرائيل، بيش از پيش فعال تر شده اند. در اسرائيل و ايالات متحده، موسسات دانشگاهي وجود دارند که به پژوهش در مورد «ژن يهودي» مي پردازند، يعني در مورد ساختار ژنتيکي که فقط به يهوديان تعلق دارد و آن ها قصد تدوين اين تز را نيز دارند. براي مثال، پرفسور آمريکائي، هاري اوسترِر، مسئول آزمايشگاه ژنتيک در دانشکده پزشکي دانشگاه خصوصي يشيوا در نيويورک با انتشار جزوه اي با عنوان « ميراث، تاريخ ژنتيکي خلق يهود » در سال ٢٠١٢، جنجال بزرگي برپا کرد (٤). در اين کتاب، اوسترر از پديده اي به نام « اساس ژنتيک يهوديت » سخن مي گويد. عنوان هاي شش فصل کتاب، به تنهائي گويا هستند: به ترتيب، «با حالت يهودي»، «موسسان»، «شجره نامه»، «قبيله ها»، «کاراکترها»، و بالاخره  «هويت».  در مجله «نيويورک ريويو آو بوک»، اين کتاب با انتقاد پژوهشگر مشهور دانشگاه هاروارد، ريچارد ليونتين مواجه شد که از سر تا ته آن را رد مي کرد.

باوجوداين، پرفسور استرر در برخي محافل دانشگاهي اسرائيل، نظير بيمارستان دانشگاهي رامبام  رقيب پيدا کرده است.

در حيفا، در جريان تهيه ي گزارشي در سال ٢٠١٤، با ژيل آتزمون، پژوهشگر ژنتيک آن بيمارستان ديداري کرديم. او اظهار داشت: «ثابت شده است که مي توان از طريق آزمايش هاي ژنتيکي، يهوديت را مشخص کرد» (گوئي تاريخ کفايت نمي کرد). او محتاطانه ايده ي «ژن يهودي مجزا» را رد مي کرد ولي مي افزود «اين گفته به اين معنا نيست که علم آن را نخواهد يافت، پژوهش ها پيشرفت مي کنند» (٥).  برعکس، به عقيده او «ژن ها امکان مي دهند که به صورتي دقيق تر، تاريخ مداوم خلق يهودي را در ارتباط با ژن هاي آن ها و فِنوتيپ* (مجموعه خصوصيت هاي مشترک آن را) بازسازي کرد». آيا اين جمعيت، در مدت ٢٥ قرن، از نظر ژنتيکي «همسان» (هُموژن) مانده اند ؟

اين پژوهشگر مي پذيرد که در کشورهاي پيرامون مديترانه، در طي قرن ها، به ويژه بين سده ي اول و چهارم ميلادي و حتي پس از آن، بسياري به يهوديت گرويده اند.  او مي افزايد، «اما اين امر نمايانگر از بين بردن گرايش غالب نبود». يهوديان به دليل پيامدهاي آزارها و تمايل بعدي آن ها نسبت  به  عزلت و گوشه گيري جهت حفاظت از خود، امکان يافته اند تا «هويت ژنتيکي»  خودشان را همچنان  حفظ کنند.

 

ناسيوناليست هائي که با نقاب برچهره پيش مي روند

اگر بگوئيم که اين نظريه ها، اعتراض هاي زيادي را برانگيخته اند، اغراق نکرده ايم، پيش از همه، در بين متخصص هاي ژنتيک و حتي بيشتر از آن ها در ميان مورخان. مورخان، چه اولتراناسيوناليست و چه پيشرو، تقريبا همه بدون استثناء شديدا مخالف اين « بازسازي» هستند. باوجود اين، اِوا ژِبلونکا، پژوهشگر اسرائيلي، يکي از دو نويسنده ي کتاب «تحول در چهار بُعد»، (٦) طرفدار قاطع استفاده از ژنتيک در علوم انساني، با استفاده اي که پژوهشگران از «ژن يهودي» مي کنند، قاطعانه مخالف است. او آن ها را «ناسيوناليست»هائي مي خواند که با «نقاب برچهره به پيش مي روند» و فقط تلاش مي کنند که آن چه را که باور دارند، ثابت کنند: يعني اين که وجود خلق سه هزارساله تغييري نکرده و در نتيجه منحصر به فرد است. او ادامه مي دهد که اين نکته، پوچ و ابلهانه است. همان قدر احمقانه است که فکر کني «گول ها» نياکان فرانسوي هاي کنوني بودند. اما نظريه اي ابلهانه که هر روز طرفداران جديدي در اسرائيل و به ويژه در بين اولتراناسيوناليست هاي عرفاني پيدا مي کند.

 

«ايدئولوژي هيتلر صددرصد درست بود»

بدين ترتيب، نهاد خاخامي اسرائيل نسبت به سنجش يهوديتِ افراد موسوم به «مشکوک» دست به دامن ژنتيک شده است. نوح اسلِپکوف، تحليلگر اسرائيلي گوشزد مي کند که «با اين کار، با کشاندن [افراد] جهت انجام آزمايش هاي ژنتيکي، نهاد خاخامي اسرائيل در دام عِلم نژادي قرن نوزدهم مي افتد (٧)».

کساني خواهند گفت که اين گرايش هاي دهشتناک، اين نظريه هاي مربوط به ايدئولوژي «صددرصد درستِ هيتلر» ، يعني نظريه هاي مربوط به «ژنتيک يهودي» ، «خلق-نژاد»، در اسرائيل در حاشيه مانده و البته راست هم گفته اند. (در همان فصل، کتاب قبلا گفتار خاخام گِئورا رادِل، مدير مدرسه نظامي مذهبي بنئي داويد را نقل مي کند که در آوريل ٢٠١٩ اعلام کرده بود «ايدئولوژي هيتلر صددرصد درست بود، منتهي طرف نادرست را هدف قرار  داده بود»، يعني به معناي ديگر، هيتلر فقط هدف را اشتباه گرفته بود، و به جاي حمله به دشمنان واقعي يعني مسلمان ها و عرب ها، به يهوديان حمله کرده است).  اما، اشتباه است اگرگسترش دائمي آن ها جدي گرفته نشود. در سال ١٩٦٧، هنگامي که اسرائيل ديوار ندبه را تسخير کرد، خاخام اعظم ارتش، شلومو گورِن در يک حالت هيجان عرفاني، فورا به انفجار گنبد مسجد صخره، از مکان هاي مقدس مسلمانان و ساختن معبد به جاي آن دعوت کرد.

موشه دايان فاتح جنگ، (او وزير دفاع بود) به سخره پاسخ داده بود: «خوب چه کسي به يک واتيکان يهودي نياز دارد ؟». پنجاه و سه سال بعد، طرفداران «بازسازي معبد»، حاشيه نشيناني نيستند که در گذشته مسخره شان مي کردند. در ميان آنان، نماينده مجلس، انجمن هاي پولدار متکي به منابع مالي سخاوتمند و مبلغان با نفوذ وجود دارند. حکومت اسرائيل، به طور رسمي به يکي از موسسات وابسته به اين جريان، «اِل-عاد» ماموريت داده تا در نزديکي محوطه مسجدها به کاوش هاي باستانشناسي بپردازد. کار خطائي خواهد بود اگر وزنه راست افراطي ، چه لائيک و چه عرفاني، در تحول اسرائيل ناديده گرفته شود.

ايده هاي اين جناح، به طور مستمر گسترش مي يابد. ابتدا همين جريان است که در اين نظريه هاي نژادپرستانه و نژادي، مبالغه مي کند. اگر در آينده، اين جريان به قدرت برسد (امري که از هم اکنون به آن چشم دوخته اند، بدون اين که امکانات اصلي اش را داشته باشند) همه خاورميانه با مخاطره ي تکه تکه شدن گيج کننده اي روبرو خواهد شد که از هم اکنون انسان از وحشت در برابر آن به خود مي لرزد.

پاورقي ها:

١-

Barak Ravid, « Netanyahu : We’ll surround Israel with fences to defend ourselves against wild beasts », Haaretz, 9 février 2016.

٢-

Gil Stern Hoffman et Shuly Wasserstrom, « MKs slam Netanyahu over his son dating a non-Jewish Norwegian woman », Jerusalem Post, 26 janvier 2014.

٣-

Salman Masalha, « Outcry over Israeli-Arab intermarriage exposes the racist truth about Israel », Haaretz, 19 octobre 2018.

٤-

Harry Ostrer, Legacy : A Genetic History of the Jewish People, Oxford University Press, Oxford, 2012.

٥-

Sylvain Cypel, « À la poursuite du “gène juif” », Revue XXI, avril 2015.

٦-

Eva Jablonka et Marion J. Lamb, Evolution in Four Dimensions : Genetic, Epigenetic, Behavioral, and Symbolic Variation in the History of Life, The MIT Press, Cambridge, 2005.

٧-

Noah Slepkov, « Israel’s rabbis think genetic testing can “prove” Jewishness. They’re wrong », Haaretz, 29 avril 2019.

*  فِنو تیپ  Phénotype: در ژنتیک، به مجموعه مشخصه هائی که در یک ارگانیسم قابل مشاهده اند، فنوتیپ می گویند. گاهی کاربرد این واژه به یک مشخصه در سطح سلولی یا مولکولی محدود می شود. مانند خصوصیات بیوشیمیائی یا فیزیولوژیکی.

در فارسی، به آن رُخ نمود یا رُخ مانه نیز می گویند.

https://orientxxi.info/lu-vu-entendu/en-quete-du-gene-juif,3600




آیندۀ ایالات متحدۀ آمریکا بیش از پیش به سوی نظامی‌گری پیش می رود

 مانلیو دینوچی

روزنامۀ ایتالیایی ایل مانیفستو

مرکز پژوهشهای جهانی، 18 فوریه 2020

 

ترجمه از حمید محوی

معرفی «بودجه برای آیندۀ آمریکا» از سوی دولت ایالات متحدۀ آمریکا اولویتهای دولت ترامپ در ترازنامۀ فدرال برای سال مالیاتی 2021 را نشان می دهد ( که از اول اکتبر امسال آغاز می شود ).

پیش از همه کاهش مخارج اجتماعی را می بینیم : برای مثال، کاهش %10 برای بخش بهداشت و خدمات انسانی. در حالی که مقامات بهداشتی اعلام کرده اند که فقط گسترش گریپ در ایالات متحده از اکتبر تا فوریه یک جمعیت 10000 نفری از جمعیت 330 میلیونی ایالات متحده را به کام مرگ کشانده است. رسانه ها این موضوع را به سکوت برگزار کردند، در حالی که همین رسانه ها برای 1770 قربانی ویروس کورونا از جمعیت 1،4 میلیاردی در چین که قادر بود با اقدامات استثنائی خسارات این بیماری همه گیر را محدود کند،  در سراسر جهان زنگ خطر را به صدا درآودند.

نمی توانیم نسبت به اهداف واقعی اردوی تبلیغاتی آزار دهنده که روی هر چیز چینی سایۀ وحشت می افکند مظنون نباشیم، در مورد انگیزۀ بودجۀ ایالات متحدۀ آمریکا، می خوانیم که « آمریکا در مقابل خود با چالش دولت ملتهای رقیب به ویژه با چین و روسیه روبرو می باشد.»

چین متهم است که « با سلاح های سایبری علیه ایالات متحده و هم پیمانانش جنگ اقتصادی به راه انداخته » و « می خواهد منطقۀ هند- آرام را به نفع خود بیاراید، و این روند برای امنیت و منافع اقتصادی ایالات متحدۀ آمریکا خطرناک است». برای این که « منطقه از نفوذ شرورانۀ چین آزاد شود» دولت ایالات متحدۀ آمریکا 30 میلیون دلار تأمین مالی برای « مرکز بسیج جهانی برای مقابله با تبلیغات و تحریف چینی ها» در نظر گرفته است. در چارچوب « رقابت استراتژیک فزاینده»، دولت ایالات متحدۀ آمریکا اعلام کرده است که « بودجه برای تأمین مالی برنامه هائی که برتری جنگی ما نسبت به چین، روسیه و دیگر رقبای ما را افزایش می دهد اولویت قائل می شود.»

به همین علت رئیس جمهور ترامپ اعلام کرد که « برای تضمین امنیت داخلی و گسترش منافع ایالات متحدۀ آمریکا در خارج، بودجۀ من 740،5 میلیارد دلار برای دفاع ملی در نظر گرفته است» (در حالی که به بخش بهداشت و خدمات انسانی 94،5 میلیارد دلار تعلق می گیرد).

بودجۀ نظامی شامل 69 میلیارد دلار برای عملیات جنگی در فرا دریاها، بیش از 19 میلیارد دلار برای 10 رزم ناو و 15 میلیارد دلار برای 115 شکاری اف 35 و هواپیماهای دیگر، 11 میلیارد دلار برای توانمند سازی سلاح های زمینی.

برای برنامه های علمی و فنی پنتاگون 14 میلیارد دلار که به گسترش جنگ افزارهای هایپر سونیک و انرژی مستقیم، سامانه های فضائی و نسل پنجم ارتباطات سّیار سلولی (شبکۀ G5) اختصاص خواهد یافت.

این نمونه ها بخشی ست از فهرست طولانی مخارج (با پول عمومی) که شامل کل پیشرفته ترین سامانه ها و سلاح ها می شود، با منافع عظیم برای لاکهید مارتین و دیگر صنایع نظامی.

به بودجۀ پنتاگون هزینه های متنوع دیگری با خصوصیات نظامی در بودجۀ بخش های دیگر اضافه می شود. در سال مالیاتی 2021 بخش انرژی 27 میلیارد دلار برای حفظ و مدرنیزاسیون انبار اتمی دریافت خواهد کرد. بخش امنیت ملی 52 میلیارد دلار برای سرویس مخفی خود دریافت خواهد کرد. بخش مربوط به امور رزمندگان قدیمی 243 میلیارد دلار (%10 بیشتر از سال 2020) برای نظامیان بازنشسته دریافت خواهد کرد.

با احتساب امور یاد شده و فراتر از آن، مخارج نظامی ایالات متحدۀ آمریکا در سال مالیاتی 2021 از 1000 میلیارد دلار عبور خواهد کرد. مخارج نظامی ایالات متحده در واقع نقش موتور برای دیگر کشورها خواهد داشت که البته در سطح بسیار نازلتری قرار می گیرند. با احتساب مخارج نظامی ایالات متحده 3 تا 4 برابر بیشتر از مخارج نظامی چین و بیش از 10 برابر مخارج نظامی روسیه است.

بر این اساس کاخ سفید اعلام کرد که « بودجۀ نظامی آمریکا فرادستی این کشور را در بخش جنگ تضمین می کند : نیروی هوائی، زمینی، دریائی، فضائی و سایبر-فضائی» و با اعلام این گزارش که ایالات متحده به زودی در دو سایت قادر به تولید 80 کلاهک اتمی جدید در سال خواهد بود.

«آیندۀ آمریکا» می تواند به معنای پایان جهان باشد.

Manlio Dinucci

منبع اصلی :

https://www.mondialisation.ca/lavenir-des-etats-unis-damerique-de-plus-en-plus-arme/5641777

https://ilmanifesto.it/il-futuro-dellamerica-sempre-piu-armato/ 

ترجمۀ حمید محوی

گاهنامۀ هنر و مبارزه. پاریس 22 فوریه 2020




نامه سرگشاده به آقای اشتاین مایر رئیس جمهور آلمان فدرال

برگردان از ناهید جعفرپور

مقدمه: این نامه سرگشاده بدنبال نامه اعتراضی قبلی از آقای اشتاین مایر نوشته شده است . در نامه قبلی بتاریخ 5 فوریه 2020 وقایع اخیر و کشتار آبان ماه و زدن هواپیمای مسافربری ووومطرح بود و از ایشان خواسته شد که امسال پیام تبریک به جمهوری اسلامی ارسال نکند. روز شنبه گذشته اعلام شد که آقای اشتاین مایر پیامی ارسال نخواهد کرد اما امروز در مطبوعات آلمان و ایران  اعلان کردند که پیامی داده شده است . این دوگانگی با توجیح “اشتباها” قابل قبول نیست و این حرکت را باید در راستای منافع اقتصادی و سیاسی آلمان با رژیم جمهوری اسلامی تلقی نمود. زدن هواپیما توسط رژیم ایران سهوا بوده و پیام تبریک ریاست جمهوری آلمان هم سهوا بوده است ؟

حضور محترم ریاست جمهوری آلمان فدرال، جناب آقای اشتاین مایر

از طریق مطبوعات مطلع گشتیم که گویا در دفتر ریاست جمهوری ” اشتباهاتی” رخ داده است؟. روز شنبه در اثر فشار افکار عمومی و همچنین درخواست هایی که از شما شده بود، اعلام نمودید از انجا که رژیم ایران مردم خویش را زندانی و شکنجه و بقتل می رساند و دستانش به خون مردم آغشته است، شما امسال پیام تبریک بخاطر 22 بهمن ماه روز انقلاب برای جمهوری اسلامی ایران ارسال نخواهید کرد.

تا اینجا این مسئله و اظهار نظر شما بعنوان یک پیغام سیاسی به ایران فهمیده شد. اما متاسفانه امروز صبح در رسانه ها مشاهده نمودیم که دفتر ریاست جمهوری شما بدون مشورت با شما و به اختیار خود پیام تبریک برای جمهوری اسلامی ایران ارسال نموده است.

روزنامه اقتصاد جدید در ایران در سرمقاله خود، اعتبار گفته شما را زیر علامت سئوال می برد و می نویسد” آیا خبر صرف نظر کردن رئیس جمهور آلمان فدرال از فرستادن پیام تبریک به ایران حقیقت دارد؟”.

 این روزنامه از قول روزنامه فارس که متعلق به سپاه پاسداران است، می نویسد” که سخنگوی سرویس امنیتی ایران و پاسداران انقلاب اسلامی اعلام داشته که پیام کتبی روز انقلاب چند روز پیش از سوی آقای اشتاین مایر رئیس جمهور آلمان فدرال به رئیس جمهور ایران حسن روحانی تحویل داده شد”.

نقل قول روزنامه اقتصاد جدید” رئیس جمهور آلمان در کنار فرستادن تبریک سالروز انقلاب به رئیس جمهور و ملت ایران، خاطر نشان کرد که آلمان یک شریک صادق و جدی ایران است”.

برای انسانهایی که صدای خویش را در برابر نقض حقوق بشر در ایران بلند کرده و خواسته های مشروعشان را برای دستیابی به آزادی و دمکراسی و حقوق بشر و بر علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی طرح نموده اند، ارسال و پخش تبریک رئیس جمهوری آلمان به دولت ایران غیر قابل درک است.  

به لحاظ قانونی انسانها از خود خواهند پرسید ” چه کسی مسئول ریاست جمهوری آلمان است و کدام دیپلماسی پشت این مناسبات و روابط به غیر از مناسبات اقتصادی نهفته است، که چنین چیزی اتفاق می افتد؟ چگونه می توان این سیاست دوگانه اخلاقی را درک کرد و فهمید؟ آنهم جائی که دلایل کاملا مشخصند؟.

رژیم ایران تلاش دارد در سالروز انقلاب مردم ایران را به هر وسیله ای به خیابان ها بیاورد تا بدینوسیله یک تصویر غلط از ایران به نمایش بگذارد.

اعلام گشته است که دانش آموزان در این روز به مدارس نخواهند رفت و مدارس تعطیل می باشند تا بتوانند به خیابان ها بروند و به همراه رژیم این روز را جشن بگیرند. یک چنین شستشوی مغزی و حرکاتی دقیقا کمی قبل از انتخابات ایران انجام می پذیرد.

فرستادن تلگرام تبریک به رژیم ایران بیان روشن این مسئله است که نقض حقوق بشر در ایران به فراموشی سپرده می شود و مورد توجه قرار نمی گیرد.

مردم ایران انتظار دارند که بتوانند خواسته ها و اعتراضاتشان را آزادنه و بدون هرگونه تعقیب و دستگیری بیان نمایند. این رفتار نسبت به رژیم ایران تنها و تنها به نفع رژیم ایران است و نه بنفع مردم ایران.

جناب آقای اشتاین مایر ریاست جمهور آلمان فدرال

در خارج از کشور لابی هایی وجود دارند که تلاش می کنند بخاطر منافع اقتصادی و سیاسی، عملکردهای رژیم ایران را قابل قبول جلوه دهند.

این رفتار ناشایست برای مردمی که تنها ظلم و شکنجه را تجربه می کنند، سیلی محکمی به صورت است.

 از این روی ما تلگرام تبریک ناخواسته ارسال شده از سوی شما، به جمهوری اسلامی را، بعنوان یک توهین مستقیم به مردم ایران و همچنین بازماندگان قربانیان هولوکاست در آشویتز که در نامه قبلی به آن اشاره شده بود، می دانیم.

مردم ایران قادرند به وضوح صدای خویش را بالا ببرند تا آزادی بیان به وجود آید اما بخاطر عدم پشتیبانی از آنان و یک چنین ” گفتگو های انتقادی” رژیم ایران همچنان به اقدامات خویش علیه مردم ایران ادامه می دهد.

جناب محترم ریاست جمهور

ما مخالف هر گونه دخالت خارجی در امور ایران هستیم و اعتقاد داریم که مردم ایران خودشان باید سرنوشتشان را رقم بزنند بهمین جهت انتظار داریم که جامعه جهانی عملکردهای رژیم جمهوری اسلامی را محکوم نماید.

مردم ایران نیاز به همبستگی و پشتیبانی دارند. جنبش های اعتراضی همچنان در حرکتند و مرتبا همچنان بسیاری دستگیر می شوند. تمامی رفتار جامعه جهانی یادآور مردمی است که 41 سال است زیر یوغ این رژیم قرار گرفته اند.   

ما بسیار نگران و متاسفیم که رئیس جمهور کشور آلمان با وجود تمامی اتفاقات افتاده در ایران، یک تلگرام شادباش روز انقلاب به دولت ایران ارسال نموده و در آن همچنین خود را شریک صادق و جدی رژیم ایران نشان داده است.

با احترام فراوان

از سوی فوروم دمکراتیک شهر ماینس

بهروز اسدی

ماینس 10 فوریه 2020

C/O Initiativausschuss für Migrationspolitik in RLP

Albert-Schweitzer-Str 113-115 in 55128 Mainz