گلهای یادبود جانباختگان دهه ۶۰ شکوفه زدند و غنچه دادند

نزدیک به سه دهه از کشتار دسته‌جمعی زندانیان سیاسی به دست دژخیمان جمهوری اسلامی می‌گذرد. در طی این دوران، یاران و خانواده‌های جانباختگان، همواره در غم و اندوه از دست دادن عزیزان شان در زیر سخت ترین ضربات روحی و روانی به سر برده اند. آنان برای یافتن کوچک‌ترین نشانی از فرزندان خود، به تمام ادارات رجوع کرده و خاک خاوران ها، دیگر گورستان ها و گورهای دسته‌جمعی را با چنگ و دندان خویش شخم زده اند.

یادمان نمی رود که مسئولان زندان ها، پس از ماه ها اعدام، خانواده‌ها را احضار کرده، بی آنکه آرامگاه فرزندانشان را بگویند، پول تعداد تیرهایی را که قلب و جان آنان را سوراخ کرده بودند، می‌گرفتند و ساعت و عینک جان باخته را می‌دادند و به مادران داغدار قوطی شیرینی تعارف می کردند. رژیم فاسد جمهوری اسلامی به مرده های این مبارزان هم رحم نکرد.

امروز یکی از آدم کشان جنایتکار الله، به نام حمید نوری، معروف به حمید عباسی، به عنوان حلقه کوچکی از این زنجیر مرگ، در سوئد دستگیر و در چنگ عدل و داد گرفتار شده است.

این کار بزرگ که برای نخستین بار در عمر ننگین رژیم ایران اتفاق افتاده است، به کوشش فرزندان دلیر و جان به سالم بردگان از مرگگاه خمینی، آقایان ایرج مصداقی و کاوه موسوی و تعدادی از ایرانیان آزادی خواه داخل کشور رخ داده است.

با سپاس از همه ایرانیانی که موفق شده اند، در بازداشت یکی از جانیان اسلام ناب محمدی به دادستانی و دادگستری سوئد کمک کنند، جا دارد به مادران، پدران، همسران، فرزندان، خواهران و برادران همه جانباختگان در این دوره ۴۰ ساله عمر ننگین حکومت ضد انسانی، شادباش بگوییم.

ما از همه آنانی که به دستان یا به دستور این شکنجه گر، آسیب دیده اند و می‌توانند در دادگاه استکهلم شهادت بدهند، درخواست می کنیم، جدا از اختلافات سازمانی و حزبی و ایدئولوژیکی، به وظیفه انسانی خود عمل کرده و با هم همکاری کنند تا تکه‌های پازل جنایات رژیم در کنار هم چیده شوند.

از همه هم وطنان در سراسر جهان می‌خواهیم که به این موضوع مهم حساس باشند و روند دادگاه را دنبال کرده با کمک‌های مالی خود برای هزینه‌های وکلا و رفت و آمد های شاهدان، کوشندگان این پرونده، به ویژه آقایان مصداقی و موسوی را تنها نگذارند.

 




 آذربایجان را از شعارهای منحرف پاک کنیم!

فرزندان بابک خرم دین، ستار خان، باقر خان، حیدر عمواقلی و احمد کسروی… که با خون خود نهال آزادی و استقلال ایران را آبیاری کرده اند، هر گز اجازه نخواهند داد عده‌ای ناآگاه به دلیل نفرت از جمهوری اسلامی، نام آذربایجان، سنگر آزادی و قیام و یکپارچگی ایران را با شعارهای انحرافی، نسنجیده، تفرقه انداز و کینه توزانه نسبت به هم وطنان کرد ما لکه دار سازند و خود را به حکومت عقب‌مانده خلافت عثمانی اردوغان یا خمینی بدون عبا و عمامه بچسبانند.

ورزش برای ایجاد و بالا بردن دوستی‌ها و زندگی مسالمت آمیز مردمان گوناگون دنیا در کنار هم است. ورزشکاران، مربیان و تماشاچیان هر گز ورزش را سیاسی نمی کنند. روح ورزش مبارزه با تبعیض است. ورزشگاه ها جاهای مقدسی هستند که نژادپرستی و کشت تخم کین و نفرت را در آن ها، جایی نیست.

شعارهای انحرافی چند نفر نادان و منحرف و مزدور را به حساب مردم آذربایجان نگذاریم.

«جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران» هر گونه عمل ناشایست سمپاشی توهین و نفرت به ملیت ها و قوم های ایرانی و جهانی را شدیداً محکوم می کند.

شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

۲۴ آبان ۱۳۹۸ برابر با ۱۴ نوامبر ۲۰۱۹




اعلامیه در همبستگی با مبارزات مردم ایران

هیئت هماهنگی همبستگی برای آزادی و برابری در ایران

 

برکن ز بن این بنا، که باید

از ریشه بنای ظلم برکند

زین بی‌خردان سفله بستان

داد دل مردم خردمند

مردم آزادی خواه ایران!

حاکمیت مستبد و واپسگرای جمهوری اسلامی چهار دهه پیش با تصاحب انقلاب مردمی ایران و با وعده رایگان نمودن آب و برق و….. بر سر کار آمد، اینک بعد از چهار دهه، نه تنها آب و برق رایگان نشده، بلکه آمار فقر، بیکاری، تورم فساد و اعتیاد سر بە فلک کشیدە است. ایران اینک رکورد دار اعدام، شاخص فلاکت، فساد سیستماتیک دولتی، تن فروشی و فروش اعضای بدن، خودکشی و خودسوزی، در سطح منطقه و در مواردی حتی در جهان است.

جاه طلبی و لجاجت های ابلهانه خامنه ای به عنوان سرکرده این نظام واپسگرا و قرون وسطائی در رابطه با برنامه های اتمی و موشکی و دخالت در کشورهای دیگر از طریق مزدور پروری از یکسو میلیاردها دلار از ثروت مردمان ایران را بر باد دادە و از سویی دیگر ایران را در سطح جهان  در انزوای کامل سیاسی و اقتصادی قرار دادە است و بین کشورهای همسایە نیز علی رغم موقعیت خاص تاریخی و فرهنگی، رژیم حاکم بر ایران بە منفور ترین نظام حاکم در منطقە بدل گشتە، تا جایی کە نمود آن را در اعتراضات مردم عراق و لبنان و … بە وضوح شاهد هستیم.

سیاستهای سودجویانه حاکمان جمهوری اسلامی، اقتصاد کشور را بە ورطە نابودی کشاندە و دولت در کنترل امور بە بن بست رسیدە است، با ادامە این روند حاکمان ناتوان از تامین مخارج خود خواهند بود، در چنین شرایطی نظام در آخرین تلاشش برای تامین هزینەهای خود و ایادیش با افزایش سیصد درصدی قیمت بنزین دست درجیب مردم بی بضاعت نمودە، تا با هزینە کردن از جیب آنان چند صباحی دیگر بەعمر منحوسش ادامە دهد، غافل از اینکە کاسە صبرمردمان ایران دیر زمانیست کە لبریز شدە و آتش خشمشان مترصدد جرقەای است تا بساط جور ظالمان را بسوزاند.

طی روزهای گذشتە افزایش ناگهانی قیمت بنزین بهانەایی شد تا مردم جان بر لب رسیده ایران در اقصی نقاط کشور یکبار دیگر بپاخیزند و حقوق پایمال شدە شان را مطالبە نمایند، اما رژیم بجای تمکین به خواستهای مردم با به خشونت کشاندن اعتراضات مدنی و سرکوب آنها سعی در فرافکنی و ارتباط دادن آن با قدرت های خارجی است، اخبار منتشر شدە حکایت از کشتە شدن دە ها و زخمی شدن صدها نفر از مردم با شلیک مستقیم نیروهای مزدور رژیم دارد، سرکوب ها در مناطق حاشیەایی ایران  بسیار خشنتر بودە وبخشهایی از کردستان، آذربایجان و شهرهای عرب نشین عملا ملیتاریزە شدە و حکومت نظامی برقرار است.

در روزهای اخیر حاکمان جمهوری اسلامی ارتباطات شبکه های اینترنتی را قطع کرده اند، تا شاید از ارتباط مردم با دنیای خارج و رسیدن اخبار به گوش جهانیان مانع شوند، همچنین خامنه‌ای صبح یکشنبه ۲۶ آبان از افزایش قیمت بنزین دفاع کرد و این اقدام را ” تصمیم سران قوا به پشتوانه کارشناسی” دانست و تاکید کرد از آن پشتیبانی می کند و این تصمیم “طبعا باید اجرا شود”.

همبستگی برای آزادی و برابری در ایران ضمن اعلام پشتیبانی قاطع ازخیزش اخیر مردم ایران، سرکوب و کشتارمردم بی پناە را بشدت محکوم میکند و بر این باور است کە تنها راه نجات جامعه ایران از جنگ، آشوب و نابسامانی، سرنگونی جمهوری اسلامی وتحقق حاکمیت مردم در یک نظام سیاسی فدرال منطبق بر موازین شناختە شدە حقوق بشری است، و بر همین مبنا بر این باور است که:

 ۱ـ همبستگی هرچە بیشتر مردم در همە نقاط ایران و تدوام اعتراضات مسالمت آمیز آنها تا بزانو درآمدن نظام جمهوری اسلامی و تحقق خواست هایشان، حق مسلم مردم است.

۲ـ  حاکمیت باید بە خشونت ها پایان دهد و بە حق حاکمیت مردم تمکین کند، آمران و عاملان کشتار مردم باید بعنوان عاملان جنایت علیه بشریت در دادگاه صالح مردمی محاکمە شوند. جمهوری اسلامی از هیچ گونه مشروعیتی برای ادامه حاکمیت در ایران برخوردار نیست و سرنگونی اش حق مسلم و طبیعی مردمان ایران است.

۳ـ اپوزیسیون جمهوریخواه، دموکرات و آزادیخواه خارج از کشور با همصدایی و همگرایی هرچە بیشتر صدای رسای مردم بپاخاستە ایران باشد و با صدور بیانیه های مشترک وبرگزاری تجمعات اعتراضی در مقابل سفارتخانە های جمهوری اسلامی و مراکز شهرها در کشورهای اروپایی بە پشتیبانی مردم، متحدن بپردازد.

۴ـ مجامع جهانی و بین المللی می بایست با افزایش فشار بر نظام جنایت کارجمهوری اسلامی، مانع از برخورد قهرآمیز و سرکوب خونبار اعتراضات مسالمت آمیز مردم شوند و حاکمیت ضد مردمی در ایران را مجبور به تمکین به خواست مردم کنند.

همبستگی برای آزادی و دموکراسی در ایران باورمند به دموکراسی، آزادیهای اجتماعی و حق حاکمیت مردمان ایران است. از این رو جمهوری اسلامی را سدی در راه پیشرفت و تحقق حقوق مردم و آینده ای بهتر برای نسلهای آینده ایران می داند.

هیئت هماهنگی همبستگی برای آزادی و برابری در ایران

۲۶ آبان ۱۳۹۷ـــ ۱۷ نوامبر ۲۰۱۹




پیروز باد جنبش دمکراسی خواهانه مردم ایران

 

 

یکبار دیگر خیزش جدید مردمی علیه چمهوری اسلامی در ایران شکل میگیرد. دربیش از 50 شهر، توده های مردم در اعتراض به گرانی بنزین و تداوم استبداد و ناعدالتی بپا خواسته اند. آنها با توجه به وجود محرومیت و تنگدستی در میان اکثریت جامعه، بویژه در میان کارگران و تهی دستان، افزایش سه برابریِ قیمت در بنزین را غیر قابل تحمل دیده، در روزهای 24 و 25 آبان (24 و 25 نوامبر) شورش حق طلبانه خود را در برابر استبداد و استثمار آغاز نمودند.. برخی از نهاد های حکومتی و بخصوص موسسات مالی و بانکی به آتش کشیده شده و مردم در برخی از شهر ها خاموش کردن خودروها و عدم خرید بنزین را فریاد میزنند.

مسئولین نظام و از جمله رئیس جمهور حسن روحانی ، ریاکارانه افزایش قیمت را به نفع اقشار تهی دست میداند و نیروهای انتظامی به سرکوب تظاهر کنندگان پرداخته اند. اما جنبش اعتراضی با طرح شعارهائی همچون “بنزین گرانتر شده، فقیر فقیر تر شده”، “دیکتاتور حیا کن، مملکت را رها کن” با حضور گسترده در خیابان ها، بستن معابر و روشن کردن آتش با خشونت حکومتی مقابله میکنند. شکی نیست که مردم ایران، آگاه به وجود خیزشهای آزادیخواهانه و عدالتجویانهِ مردمی در منطقهِ خاورمیانه و در همبستگی با اهدافِ مترقی از سوی خلق های جهان، در برچیدن جمهوری اسلامی در راستایِ ایحاد جامعهِ دمکراتیک و انسانی پیروز میشوند.

کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران-شیکاگو

dadvar@comcast.net

17 نوامبر 2019  




در دوره‌ی بی عدالتی، زندانی و غیر زندانی بودن «اهمیتی» ندارد

 مصاحبه

نسرین ستوده

زندانی سیاسی ، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر

با نشریه‌ی فرانسوی لوبس L’Obs

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، در مصاحبه‌ای مکتوب با یک نشریه فرانسوی در خصوص وضعیت کنونی در ایران گفته است، در دوره بی عدالتی زندانی و غیر زندانی بودن «اهمیتی» ندارد.
نسرین ستوده در این گفت‌وگو که پنجشنبه در تازه‌ترین شماره هفته‌نامه لوبس، چاپ پاریس به چاپ رسیده در خصوص وضعیت زندان ۱۷ ماهه خود گفته است: «در ایران، چه در داخل یک زندان زندگی کنیم چه در خارج از آن، همیشه محبوس هستیم […] شاید فکر کنید که اغراق می‌کنم، اما زمانی که نگرانی ما فقدان عدالت در جامعه است، داخل زندان بودن یا خارج از آن، اهمیتی ندارد.»
به گفته هفته‌نامه لوبس مصاحبه با وکیل مدافع حقوق بشر زندانی در ایران به صورت مکتوب انجام شده است.
نسرین ستوده به اتهام‌های «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، عضویت موثر در گروهک غیرقانونی و ضد امنیتی کانون مدافعان حقوق بشر، لگام (حذف اعدام) و شورای ملی صلح، تشویق مردم به فساد و فحشا و فراهم آوردن موجبات آن و ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در محل شعبه بازپرسی، اخلال در نظم و آسایش عمومی و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» جمعاً به ۳۳ سال حبس و تحمل ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است. با این حال طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در ایران از این مدت ۱۲ سال آن «قابلیت اجرا دارد».

 نسرین ستوده از زندان اوين :مجازات ها خيلي سنگين تر از قبل شده است

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، در مصاحبه‌ای مکتوب با یک نشریه فرانسوی در خصوص وضعیت کنونی در ایران گفته است، در دوره بی‌عدالتی زندانی و غیر زندانی بودن «اهمیتی» ندارد.

نسرین ستوده در این گفت‌وگو که پنجشنبه در تازه‌ترین شماره هفته‌نامه لوبس، چاپ پاریس، به چاپ رسیده در خصوص وضعیت زندان ۱۷ ماهه خود گفته است: «در ایران، چه داخل زندان زندگی کنیم چه در خارج از آن، همیشه محبوس هستیم […] شاید فکر کنید که اغراق می‌کنم، اما زمانی که نگرانی ما فقدان عدالت در جامعه است، داخل زندان بودن یا خارج از آن، اهمیتی ندارد.»

به گفته هفته‌نامه لوبس مصاحبه با وکیل مدافع حقوق بشر زندانی در ایران به صورت مکتوب انجام شده است.

نسرین ستوده در ادامه این مصاحبه گفته است: «من نمی‌توانم حسرت آزادی‌ام را بخورم، زیرا جامعه ایران چنین آزادی را تجربه نمی‌کند. تحمل کار کردن به عنوان یک وکیل زن در دادگاه‌های قضایی غیرمنصفانه، زجرآورتر از تحمل زندان است.»

نسرین ستوده با تاکید بر این که فضای سیاسی کنونی ایران «رادیکال» شده و مجازات‌‌ها نیز خيلي «سنگین‌تر» از قبل شده، اضافه کرده است: «در بند زنان سیاسی زندان، تعدادی از آنان به جاسوسی متهم هستند، امری که تازگی دارد.»

این فعال حقوق بشر همچنین در بخش دیگری از این گفت‌وگو در پاسخ به این پرسش که دلیل اصلی آخرین بازداشت او چه بوده، به امضا کردن «طومار برای درخواست یک رفراندوم درباره حکومت جمهوری اسلامی، در کنار دیگر فعالان داخل و خارج از کشور» اشاره می‌کند.

نسرین ستوده اضافه کرده است که «به عنوان یک وکیل، دفاع از چندین دختر خیابان انقلاب» را پذیرفت که معترض به حجاب اجباری در جمهوری اسلامی ایران بودند. عضویت در کمپین لگام (لغو گام به گام اعدام) نیز یکی از فعالیت‌هایی است که خانم ستوده به عنوان دلیل بازداشت خود بر‌شمرده، اما تاکید کرده که این «حق» او بوده که درباره این فعالیت‌ها با رسانه‌ها گفت‌وگو کند.

این وکیل زندانی تاکید کرده‌است : «بر اساس قانون، هیچ کدام از این فعالیت‌ها جرم نیست، اما قدرت در ایران اینها را تحمل نمی‌کند، و به خود اجازه می‌دهد کسانی را که دست به چنین فعالیتی بزنند، به صورت غیرقانونی تحت تعقیب قرار دهد.»

نسرین ستوده در پاسخ به این که چرا مسئله حجاب برای حکومت ایران به این اندازه بنیادین است، گفته که این سوال را باید از جمهوری اسلامی پرسید که «چرا بقای خود را با این سماجت، بر چنین اصلی بنا نهاده است.»

او سپس درباره هم‌بندهایش گفته که با گیتی پورفاضل، یک وکیل دیگر در یک بند است که ۷۵ سال دارد و به خاطر دفاع از قربانیان نقض حقوق بشر زندانی شده است.

نسرین ستوده اضافه کرده که خیلی از هم‌بندی‌هایش زنانی هستند که به دلیل مبارزه علیه حجاب اجباری به زندان افتاده‌اند: «ما اکنون ۴۴ زندانی زن در یک بند هستیم. یک رقم بی‌سابقه از هشت سال پیش که این بند ساخته شده است.»

نسرین ستوده با تاکید بر این که فضای سیاسی کنونی ایران «رادیکال» شده و مجازات‌‌ها نیز «سنگین‌تر» از قبل شده، اضافه کرده است: «در بند زنان سیاسی زندان، تعدادی از آنان به جاسوسی متهم هستند، امری که تازگی دارد.»
دلایل بازداشت
این فعال حقوق بشر همچنین در بخش دیگری از این گفت‌وگو در پاسخ به این پرسش که دلیل اصلی آخرین بازداشت او چه بوده، به امضا کردن «طومار برای درخواست یک رفراندوم درباره حکومت جمهوری اسلامی، در کنار دیگر فعالان داخل و خارج از کشور» اشاره می‌کند.

 




جنبشهای سرتاسری و اعتراضات مردمی در عراق و لبنان و پیامد‌های آن در ایران

امین بیات

مردمان هر دو  کشور بخصوص جوانان از زن و مرد  که متحد و یکپارچه  به خیابان  آمده اند، و شعار اولیه اشان علیه دولتهای حامی فساد، رشوه خواری و دزدیدن ثروت مردم ، رواج  بیکاری  و فقر روز افزون بوده اند، امروز اما تبدیل به شعار  تغییر بنیادی و گذراز هر دو هیئت حاکمه رژیمهای فاسد، رسیده اند.

جوانان معترض و فداکار از جان گذشته از زن  و مرد  عراقی  و لبنانی  به  درستی پی  به عملکرد  دخالتگرانه ی  عوامل جمهوری اسلامی و بخصوص  سپاه قدس  در امور داخلی کشورشان، برده اند، و محور اصلی شعار  های  آنان  مستقیما  رهبران  فاسد ، دزد و دخالتگر  جمهوری اسلامی را نشانه گرفته اند  و خواهان خروج  سپاه  قدس  و عوامل سرکوبگر آنها از عراق و لبنان، شده اند، اما این کل ماجرا نیست.

مزدوران ، قلم بدستان و جنگ طلبان  و متجاوزین به  حقوق مردم  ایران  کیهان تهران  خطاب به  مردم عراق که  ” بروید و سفارت آمریکا را تصرف کنید” ، مواجه شد با  روزی که سفارت  آمریکا  در تهران  به  تصرف مشتی تروریست در آمد که هنوز پس از سالها مردم ایران ازعواقب آن رها نشده اند، اما مردم عراق آگاهانه جواب مثبت به نویسندگان کیهان تهران  دادند  و بجای تصرف سفارت آمریکا، کنسولگری  جمهوری اسلامی را تصرف کردند وآنرا به  آتش کشیدند ، و بر سر در آن نوشتند که، تعطیل شد.

در حقیقت سیاست چپاول وحراج ثروت ملی مردم ایران و بذل و بخشش و مصرف آن در عراق و لبنان  با آرزوی تسلط سپاه قدس تروریست وحزب الهی برجان ومال عراقیها و لبنانیها وجه المسالحه قرار گرفتن  دولتهای مزبور بوسیله عوامل  سرمایه  و اسلامیستها با وعده  و پرداخت پول به آنها، جواب منفی به  دست  اندر کاران جمهوری اسلامی و سپاه قدس داد، و موجب شکست مفتضحانه آنها در افکارعمومی مردم عراق ولبنان، جهان و بخصوص مردم ایران گشت، و زبان  زد خاص و عام گردید. هزینه کردن سالها  ثروت ملی ایرانیان توسط  جمهوری اسلامی  برای ساختن بیمارستان،مدرسه ، خانه و جاده ، گنبد طلا و قاچاق اسلحه و… در کشورهای عراق، سوریه، لبنان و یمن نیز نتوانست از میزان خشم مردم این کشورها نسبت به جمهوری اسلامی بکاهد بلکه این اعتراضات  “احیای تمدن اسلامی” رانقش بر آب کرد.

سر دمداران حزب الهی ایران عقب مانده با  توجیه  وقیحانه ی ،اشتباهات خود، چه درمورد تصرف سفارتخانه های خارجی (آمریکا،انگلیس ،عربستان) و نه پذیرفتن بارمسئولیت منفی اینگونه بحران آفرینیها ، که سنگینی بار آن بر دوش مردم از لحاظ اقتصادی،بیکاری، فقرو ورشکستگی کمر شکن است، اما آنها به شانتاژ های خود ادامه میدهند. در طی چهل سال  حکومت ننگین ملاها بار ها به سفارت خانه های کشور های دیگر حمله کردند و با صدای بلند از تریبون های رسمی کشور از این رفتار شنیع دفاع هم کردند. سیاست های توسعه طلبانه جمهوری اسلامی در منطقه با شکست مواجه شده است، ما ایرانیها ازعملکرد مردم عراق نسبت به تصرف کنسولگری جمهوری اسلامی وآتش زدن پرچم جمهوری اسلامی و لگد مال کردن عکسهای  سید علی و خمینی، نه اینکه ما را نا راحت نکرد بلکه  به آنها  اعتراض  هم نداریم و حتی خوشحال هم نشدیم ، زیرا نه آن کنسولگری خانه ما بود، و نه آن  پرچم خرچنگی حزب الهی  پرچم ایرانیا ن، بود، اما با پرچم  آتش زدن  و از دیوار سفارت  بالا رفتن هیچ  ملتی به رفاه  و آزادی نرسیده ، نمونه ی بارز این ماجراجوئی توسط  تروریستهای حزب الهی جمهوری اسلامی اتفاق  افتاد و هنوز هم  تاوان  آنرا  مردم   ایران پس میدهند.

فساد روز افزون در جمهوری اسلامی و مافیای قدرت در هر دو جناح ساختگی  ادامه دارد، اما قوه قضائیه ادعا میکند که علیه آن در حال مبارزه میباشدو این در حالیست که خود شریک دزدها است،و به بر گزاری  نمایشهای دروغین بعنوان بر گزاری دادگاههائ مفاسد اقتصادی از تلویزیون ایران پخش میکنند، و دراین ارتباط به تسویه حسابهای داخلی می پردازند، در حقیقت برای انحراف افکار عمومی جنگ حیدری نعمتی راه انداخته اند.

با بر رسی اینکه جنگ داخلی در سوریه که ایران آتش بیار معرکه آن بود وباعث کشتار هزاران جوان سوریه ای  شد و اکنون در حالت آرامش نسبی  و آتش بس  بسر میبرد، افکار عمومی در  سوریه  و دست اندر کاران جنگ  داخلی  در سوریه میگویند نیروهای خارجی باید از سوریه بیرون بروند، دلیلشان هم این است که این نیروها  چه  از لحاظ  سیاسی و اقتصادی، نظامی سوریه را به این روز انداخته اند که فقر، بیکاری و خانه خرابی ،آوارگی به اوج  خود رسیده که نتیجه جنگ داخلی است ، اما  این آتش بیاران جنگ  داخلی  در سوریه اکنون دست اندر کار دخالت و دامن زدن به جنگ داخلی درعراق و لبنان شده اند ، برای تحقق اهداف شوم خود، در یکطرف آمریکائی  ها  و شرکاء جهت گسترش سلطه ی خود بر چاه های نفت پافشاری میکنند و از جانب دیگر روسیه در تلاش معاش   و ایران در جهت گسترش  امپراطوری اسلامی، میباشند.

اعتراضات  در  لبنان و عراق  بطور گسترده  و فضاینده در حال  پیشروی تارسیدن به خواسته هایشان که در راس آنها گذر از حاکمیتهای وابسته است، میباشد، رویدادهای مختلفی که امروز درعراق  و لبنان باعث نفوذ روز افزون ایران گردیده  و باعث  نزدیکی سپاه  قدس    با  نیروهای حزب الله و تروریست  شده، ایستادن  مردم  جلوی نفوذ ایران  و جلو گیری از نیروهای حزب الهی داخلیشان درتغییر و تحولات داخلی دولتهایشان بوضوع دیده میشود.

روی هم رفته اعتراضات درعراق و لبنان به تضعیف  حزب الله  و نیروهای مسلح آنها در پوشش  “حشدالشعبی”     و “سپاه پاسداران”، “حزبالله لبنان” شده است، والبته قابل ذکر است که دولت عراق و کردهای درون دولت عراق نیز در کشتار نزدیک به سیصد نفر، نیزسهیمند.

اما افزایش اعتراضات درعراق ولبنان موجب این نیز شده که سپاه پاسداران چاره اندیشی کند  و دامنه ی  دخالت     در عراق و لبنان را افزایش  داده و به فساد  و سوء مدیریت و همچنین  دخالت در قدرت  دولتی ، مطالبات  بحق مردم عراق و لبنان را منحرف سازند و سعی میکنند که سیاست جنگی حاکم  بر سوریه را در عراق و لبنان پیاده  کنند ، یعنی ایران بعنوان حامی شیعیان در عراق  صف آرائی  در مقابل سنی ها  انجام دهند و البته مردم  بخوبی دست این جانیان را خوانده اند.

سپاه پاسداران با حراج ثروت ملی مردم ایران و بذل و بخشش آن بین “حشدالشعبی” عراق  و “حزب الله ” لبنان   و همچنین حوثی های یمن ، چنین وانمود میکنند که اختیار وعنان این نیروها  دردست سپاه تروریستی قدس است  و میتواند در این سه کشور بوسیله آنها اهداف خود را به کرسی بنشانند  و بسرکوب  مردم  معترض همت گمارد، مردم عراق  و لبنان به این امر آگاهند و در مقابل نیروهای متحد و سرگوبگر سپاه قدس  در کشورهای خود عمل میکنند، وبدنبال کسب خواستهای دمکراتیک  خود در میادین بزرگ شهرها ایستاده اند و گول وعده های دروغین    را نمیخورند.

آمریکائیها درعراق ولبنان خواستار تغییر این دولتها و به سرکار گماردن دولتهای جدید ووابسته تربخود میباشند، در حقیقت همسوئی ظاهری با تظاهر کننده گان در تغییر دادن دولتها همگامند اما  تفاوت خواسته ها  از زمین  تا آسمان است مردم  طالب آزادی، استقلال  و حکومتهای ملی و غیر  وابسته و لائیک هستند  و خواهان قطع دست بیگانه ازسلطه بر نفت کشورشان میباشند واما آمریکائیها میخواهند با پیاده کردن نیرو تمام نفت منطقه را بچاپند.

عراقیها و لبنانی ها در یافته اند که جمهوری اسلامی ایران در این چهل سال سرنوشت مردم  ایران را به  تباهی کشید،البته اپوزیسیون و مردم ایران هم  در این امر شریکند، که بهر حال در جو ترور وخفقان حاکم بر جامعه ی  بعد از انقلاب ، نیروهای مردمی و سازمانهای مردمی نتوانستند بوظیفه خود عمل  کنند، و گول امیال دروغین و ریاکارانه مذهبیها را خوردند.

علت و علل اصلی به پا خواستن مردم ایران و بخصوص در حال حاضر عراق و لبنان  علیه دولتهای خود:

مردمان این کشورها بطور کلی خواهان توقف ثروت ملی در داخل کشورشان، مصرف آن در خدمت عامه و برای  بهتر زندگی کردن میباشند، که در حال حاضر توسط دولتهای ایران ، عراق و لبنان چپاول میشود.

مردم عمدتا علیه ساختارهای نا مناسب قومی و مذهبی بپا خواسته اند، زیرا دریافته اند که مذهب و دخالت آن در دولت و زندگی خصوصی مردم، موجب جلو گیری از تشکیل یک دولت مدرن و لائیک میشود.

سئوال اینجاست که آیا اگر این دولتها بر کنار شوند، آیا جایگزین مناسب در این کشور ها موجود است؟

امروزه البته تبلیغات سوء توسط افراد منفعت پرست مالی وکسب قدرت ، چنین وانمود میکنند که عوام را بفریبند البته با عوامفریبی مختص بخود که اگر این رژیمها بر چیده شوند جانشینی ندارند و اوضاع بد تر میشود.

در حال حاضر نا برابری ،بیعدالتی،بیکاری ظلم و تعدی در این کشور ها به اوج خود رسیده است، کیفیت زندگی ،شرایط زیستی بسیار پائین،فساد دولتی همه جا گیر ، نا کار آمدی دولتمردان بوضوح دیده میشود.

البته در موارد بر شمرده خیلی مسائل بین المللی و داخلی در بوجود آمدن این شرایط دخیل هستند.

نئولیبرالیسم با ابزار کافی وتبلیغات وسیع با سرمایه های هنگفت، نظم اینگونه جوامع  را بهم  ریخته  و در ایجاد فساد عمومی و دولتی بسیار فعال و کوشا  است، با برنامه ی ریاضت اقتصادی و پیاده  کردن آن با تهدید  و زور بعنوان متد های جدید برای” رفاه اقتصادی عمومی”، مردم را به گروگان ودرخیلی مسائل گرفتارکرده ، تا  اندکی  رفاه توسط دست نشاندگان خود ایجاد کنند و درعوض کل ثروت ملی مردم این کشور ها را از جمله نفت ، گازو…  رااز آن خود کنند و منافع و درآمد هنگفت  آنرا به  زور ببرند، حاکمان دست نشانده  و آگاه به نا کار آمدی را  بر   قدرت بگمارند  تا نان بخور و نمیر بمردم بدهند و اصل داستان را از آن خود کنند.

البته فقرو فلاکت و بیکاری با برنامه از قبل تنظیم شده در کشور های صنعتی هم امکان پذییر است ، مانند  شرایط حاکم بر اکثریت مردم  فرانسه که  توسط  دولتمردان آنها  رواج  یافته  و مردم  فرانسه در قلب اروپا ومرکز”تمدن  جهانی”هم گرفتار و بیکارند ،جوانها ازرفاه نسبی بی بهره اند،البته قابل مقایسه با جوانان ایران ،عراق و لبنان که بین 30 تا 40 درصد بیکارند و امید به آینده را  در طول زمان  در سیستم های خود از دست داده اند و به خط  فقر و حتی زیر خط فقر  رسیده اند، نمیباشند.

 در کل مردم اصلاحات  سیاسی و رفاه همراه آزادی میخواهندو در اصل ولی در اثر عملکرد سرمایه داری  و دخالت آنها در امورات داخلی کشورهای مزبور کار را به آنجا کشانده اند که مردم را به این نتیجه رسانده اند که این دولتها اصلاح پذیر نیستند ، همچنانکه درایران نشد و سالها سر مردم و بخشی از اپوزیسیون را به این وسیله گرم کردند و گول زدند، و دیری نخواهد کشید که  زبانه های آتش اعتراضات  و خشم مردم عراق و لبنان به ایران صرایط خواهد کرد و تار و پود اسلام سیاسی را در هم خواهد پیجید.

بهر حال بر خلاف نظر فرصت طلبان، اپوزیسیون  چپ، مترقی ، ملی و دمکرات ایران از  زنان و مردان آب  دیده و سیاسی تشکیل شده است و البته هر فرد در زندگی سیاسی هم مرتکب خطاهای نا خواسته بوده است ، بایدخطا ها را بر شمرد و گوش زد هم کرد ، ونباید آنها را تکرار نمود، بلکه بصورت تشکل های مختلف و با برنامه های متفاوت  باید مسئولیت  خطاهای گذشته را پذیرفت، و در کلیت  جلب اعتماد جنبشها را فراهم نمود که  بسیار در شرایط فعلی  مهم میباشد.

از آنجا که  رژیم جمهوری اسلامی و شبیه آن در عراق و لبنان دیگر مشروعیت  سیاسی  و اجتماع  و مذهبی در میان مردمان این کشور ها ندارند و اعتبار نداشته اشان را بطور کلی  از دست داده اندو به زیر صفر رسانده اند ،

پس اپوزیسیون در کل دارای هژمونی آنهم متفاوت میباشند و در شرایط مشخصی و بطور نسبی اما مستقل میتوانند و باید در کنار مردم قرار بگیرند و جنبشها را بسمت دمکراسی، آزادیخواهی  و رسیدن به عدالت و… سمت و سو دهندو مشترکا برنامه قابل پیاده شدن و همسو برای آینده ایران پیشنهاد کنند.

مردمان ایران ،لبنان و عراق باید خود باور باشند و این مهم را تبیلغ کنند و به نیروی پرقدرت و لایزال خود اعتماد کافی داشته باشند و در مقابل به پوشالی بودن قدرت دولتها ی فاسد،هم نظر و متحد برای بر چیدن آنها همگام شوند.

مشروعیت معنوی و اخلاقی را دولتمردان مذهبی درایران و دولتهای فرقه ای مذهبی درلبنان وعراق از دست  داده اند  و بهمین دلیل مشروعیت خود را با زور ، ترور ، خفقان ، شکنجه  و زندان  و تهدید  معترضان  به هدف  قرار دادن گلوله و کشتار آنها  به جو خفقان دامن میزنند،جوامع مزبور و در کل مردمان معترض در صحنه  مبارزه  باید جلوی نفوذ و کشتارتوسط نظامیان را بگیرند و بدانند که هیچ  قدرتی نمیتواند در مقابل اکثریت متحد مردم  مقاومت کند ، “پاسداران و بسیجی” و حزب الهی،”حشدالشعبی” و “حزب اله لبنان” که جای خود دارند.

 

امین بیات

06.11.2019                                                                                                                                 

Bayat.a@freenet.de

https://www.facebook.com/amin.bayat9