محمد مختاری، جان باخته در تظاهرات ۲۵ بهمن ۱۳۸۹

کم کم رفته بود در نقش همان نوجوان مصری، شروع کرده بود به دعوت برای راهپیمایی ۲۵ بهمن با ادبیاتی خواستنی: “سبزیا بیان تو!! تو نه!! فقط اونایی که سبزن!! یا می خوان باشن!”. و معلوم بود که خودش هم سبز سبز است، حتی اگر عکسش را هم با دعوت سبز ۲۵ بهمن عوض نکرده بود باز هم نوشته هایش سبز بودنش را فریاد میزدند.
حالا با ولع بیشتری نوشته هایش را می خوانم، چند روز بیشتر به راهپیمایی نمانده و محمد نوشته که دیکتاتورها، چه شتری و چه موتوری، رفتنی هستند. محمد باور داشت که شاه رفتنی است، اگر بخواهیم و او خواسته بود. نوشته بود که بعد از تونس و مصر نوبت دیکتاتور ایران است که برود و رفته بود تا در خیابان هم همین ها را فریاد بزند ولی امانش ندادند عمله های دیکتاتور. آخر گمان کرده بودند با خاموش کردن صدای محمدها و صانع ها رهبرشان ماندنی می شود غافل از اینکه این صدای محمدهاست که ماندگار می شود. انگار به همین زودی فراموش کرده بودند که “ندا” هم با گلوی پرخون خود بلند تر از هر فریادی رسوایی کودتاگران را فریاد زد.
محمد گفته بود که می آید برای ایران و دعوت کرده بود از همه دوستانش که آنها هم بیایند، و سر قرارش هم ماند. برای ایران آمد و برای ایران ماندگار شد. اینبار اما دعوتش را نه فقط ۲۱۲ دوست فیس بوکی اش، که تمام ایران شنیدند.
آخرین جمله اش را که می خوانم، تنم به لرزه می افتد. دیگر دلم هم همراهم نیست، انگار یخ زده ام. فهمیده بودم که این پسر موجودی استثنایی است ولی باورم نمی شد که چنین رابطه ای با خدای خود داشته باشد. آخرین جمله اش را چندین بار می خوانم و اینبار حتی سعی هم نمیکنم جلوی اشکهایم را بگیرم. حالا مطمئن شده ام که محمد آخر قصه را دیده بود. محمد روی دیوارش نوشته است: “خدایا ایستاده مردن را نصبیم کن که از نشسته زیستن در ذلت خسته ام!”
علی طباطبایی



آمادگی مخالفان حکومت ایران برای تظاهرات در چند شهر جهان

گفتگو بی بی سی با مهرداد درویش پور
جمعه ۲۹ بهمن ۱٣٨۹ – ۱۸ فوريه ۲۰۱
مخالفین حکومت ایران اعلام کرده اند که بار یگر در روز اول اسفند به خیابانها خواهند آمد
چند تشکل ایرانی برای حمایت از حرکت اعتراضی مردم ایران برای روزهای جمعه، شنبه و یکشنبه فراخوان داده اند.

مهرداد درویش‌پور، از هماهنگ کنندگان این تظاهرات به بی‌بی سی فارسی گفت که این تظاهرات در روز‌ها جمعه، شنبه و یکشنبه( 18 تا 20 فوریه) در بیش از بیست شهر جهان برگزار می شود.
او گفت که این تظاهرات در اعتراض به “سرکوب مردم و موج گسترده دستگیری‌ها و خشونت‌های صورت گرفته در روز ۲۵ بهمن”، انجام می‌گیرد.
در تظاهرات ۲۵ بهمن، که با فراخوان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و برای “ابراز همبستگی با مردم مصر و تونس” انجام شد، مخالفان دولت ایران با سر دادن شعار علیه آیت الله علی خامنه‌ای رهبر ایران پرداختند و در جریان مقابله خشونت آمیز نیروهای امنیتی با معترضان، ده‌ها نفر زخمی و دو نفر کشته شدند.
تاکنون ایرانیان مقیم ملبورن، تورنتو. لس آنجلس. شیکاگو. آتلانتا، بروکسل، وین، دورتموند برلین، کلن، پاریس، استکهلم، گوتنبرگ، مالمو، اسلو، کپنهاگ، هامبورک و لندن برای شرکت در این تظاهرات اعلام آمادگی کرده اند.
آقای درویش‌پور می‌گوید این فراخوان پس از هماهنگی بین چند تشکل ایرانی خارج از کشور قرار بود در روزهای جمعه و شنبه انجام شود اما پس از اعلام مخالفان برای برگزاری تظاهرات در روز یکشنبه این روز هم اضافه شد.
شورای هماهنگی راه سبز امید، تشکل نزدیک به میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت در ایران، با صدور فراخوانی از برگزاری مراسم سراسری “بزرگداشت” کشته شدگان اخیر، در روز اول اسفند خبر داده بود.
بنا به گفته آقای درویش‌پور تاکنون نه تشکل جمهوری خواه و هم چنین تعداد زیادی از شخصیتهای ایرانی از تظاهرات ایرانیان خارج از کشور حمایت کرده‌اند.
مهرداد درویش‌پور می‌گوید که شرکت کنندگان در این تظاهرات امیدواراند بر افکار عمومی و مقامات دولت های خارجی تاثیر گذار باشند تا آن‌ها از موضع انفعالی خود خارج شده و در مقابل
خشونت‌های حکومت ایران واکنش لازم را انجام دهند.



جنبش سبز و نفی انزوای بین‌المللی

گفتگوی سراج‌الدین میردامادی از رادیو زمانه با مهرداد درویش پور درباره
جمعه ۲۹ بهمن ۱٣٨۹ – ۱۸ فوريه ۲۰۱
جلب حمایت بین‏المللی از مبارزات مردم ایران، اساساً باید بخشی از استراتژی پیکار سیاسی مردم ایران باشد. ما در انزوا به‏سر نمی‏بریم. همان‏طوری که مردم مصر و تونس انتظار داشتند که جهان از آنها حمایت کند، ما باید از حمایت جهانیان از مبارزات مردم ایران بسیار خرسند باشیم.

در پی راهپیمایی روز دوشنبه ۲۵ بهمن که به دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی، انجام شد و سرکوب شدیدی که از سوی حکومت ایران صورت گرفت، باراک اوباما، رئیس‌جمهور و هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه‏ی امریکا، در یک موضعگیری سریع، سرکوب مردم ایران را به‏شدت محکوم کردند و از خواسته‏های آنها در این راهپیمایی حمایت کردند.
در گفت‌وگویی با دکتر مهرداد درویش‌پور، فعال سیاسی و استاد دانشگاه در سوئد از او پرسیده‌ام: ارزیابی شما از حمایت آمریکا از خواسته‌های مردم چیست؟ با توجه به این که امریکا در راهپیمایی‏های سال گذشته جنبش اعتراضی مردم ایران به این شکل و با شفافیت از آنها حمایت نمی‏کرد و با احتیاط بیشتری برخورد می‏کرد. چرا مواضع دولت آمریکا نسبت به جنبش سبز صریح‌تر شده است؟
مهرداد درویش‌پور: به گمان من، دل‏نگرانی‌ای که از سوی ایالات متحده‏ی امریکا و تعدادی از کشورهای غربی به‏ویژه در سال گذشته وجود داشت، این بود که حکومت اسلامی ممکن است حمایت عریان غرب از این حرکت‏های اعتراضی را به عنوان هم‏سرنوشتی و تعلق خاطر غرب به این جنبش تلقی کند و یا بدتر از آن، چنین تلقی شود که این جنبش چون مورد حمایت قرار می‏گیرد، شاید وابستگی‏ای یا هم‏سویی‌ای با مصالح امریکا و غرب داشته باشد و از این منظر، حکومت اسلامی بهانه‏ی بهتری برای سرکوب داشته باشد.
با توجه به تنش‏هایی که به‏خصوص میان امریکا و ایران وجود دارد، این هم‏سویی امریکا با جنبش‏های اعتراضی، چنین معرفی می‏شود که این حرکت‌ها اصلاً توسط حکومت‏های غربی برانگیخته شده‏اند و در واقع بهانه‏ی مناسبی برای سرکوب بیشتر مردم می‏شود.
از این‏ نظر آمریکا و غرب، خیلی محتاط‌‏‌تر بودند. تجربه اما نشان داد اگر امریکا یا غرب سکوت کند یا نکند، مطلقاً در نحوه‏ی واکنش جمهوری اسلامی ایران تأثیر نمی‏گذارد. یعنی به‏هرحال جمهوری اسلامی ایران، همیشه اعتراض‌های دمکراتیک شهروندان ایرانی را به ضد انقلاب، امریکا، اسراییل و بیگانگان نسبت داده است. بنابراین چه امریکا به‌طور رسمی از این حرکت حمایت کند و چه نکند، به گمان من، در بهانه‏ی سرکوبی که حکومت به آن نیازمند است، تغییری ایجاد نمی‏کند.
این حکومت اصولاً چندان به دنبال بهانه‏تراشی برای سرکوب نیست. همان‏طور که دیدیم، مسالمت‏آمیزترین حضور میلیون‏ها ایرانی را در گذشته سرکوب کرد و به‌ رغمی این که جنبش کاملاً خودخواسته بود و از درون جوشیده بود، سعی کرد آن را منتسب به غرب کند.
تفاوت موضعگیری امریکا در بحران مصر و تونس، با بحران و تظاهرات ۲۵ بهمن در ایران را چگونه ارزیابی می‏کنید؟
آمریکا ابتدا در مورد مصر و تونس، نه از آن زاویه‏ای که نسبت به جنبش سبز ایران با سکوت رفتار کرده بود (که مبادا این جنبش به امریکا نسبت داده شود)، بلکه به دلیل روابط حسنه‏اش با دولت‏های مصر و تونس، ابتدا در برابر جنبش اعتراضی مردم آن کشورها، سکوت کرد و موضعی کم‏وبیش دوپهلو گرفت و حتی سعی کرد به‏خصوص از دولت مصر حمایت کند.
ایالات متحده‏ی آمریکا زمانی که با ابعاد گسترده‏ی این اعتراض‌ها روبه‌رو شد، تشخیص داد که قرار گرفتن در کنار دولت مصر، چهره‏ی امریکا را به‏شدت در جوامع مصر، تونس و عرب خدشه‏دار خواهد کرد. از این جهت، به حمایت از جنبش مردم مصر ابتدا با تردید، سپس با صراحت بیشتری پرداخت. به‏ویژه وقتی که دیگر آقای مبارک استعفا دادند.
این نکته را هم در نظر بگیریم که امریکا در هر صورت، در فشار به دولت و ارتش مصر برای این‏که به خواست‏های مردم تمکین کنند، به دلیل نزدیکی روابط ارتش و کل دولت مصر به امریکا تاحدودی قدرت عمل داشت. در مورد ایران، از آن‏جایی که جمهوری اسلامی ایران هیچ نوع نزدیکی سیاسی با امریکا ندارد، بنابراین با حمایت شفاف از حرکت اعتراضی ۲۵ بهمن، نمی‏تواند آن‏طور که در مورد مصر انجام داد، اعمال فشار مستقیمی به جمهوری اسلامی ایران داشته باشد.
از این نظر، هم شفافیت و هم صراحت بیشتر امریکا به‏خاطر ضدیت امریکا با دولت جمهوری اسلامی ایران هم هست. امریکا روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران ندارد که بخواهد در این مورد تردید کند. وانگهی، ارزیابی من این است که ایالات متحده‏ی امریکا برای هم‏سو نشان دادن خود با خیزش‏های دمکراتیک در منطقه و برای این‏که در افکار مردم کشورهای منطقه زیر سئوال نرود، سعی کرده از این حرکت‏ها پشتیبانی کند.
با توجه به این‏که گفتمان دمکراسی‏خواهی به یک گفتمان فراگیر در کل منطقه و از جمله ایران تبدیل شده و حکومت‏های استبدادی را یکی پس از دیگری ساقط خواهد کرد، شاید این تحلیل در نزد محافل سیاسی آمریکا هم وجود داشته باشد که به جای این‏که بایستند و ببینند چه زمانی این حکومت‏ها سقوط می‏کنند تا به مردم تبریک بگویند، (برای این‏که موقعیت و نفوذ آمریکا را در میان مردم این کشورها افزایش بدهند)، پیشاپیش نوعی همبستگی با مردم را اعلام کنند.
فکر می‏کنم هم از زاویه‏ی ضدیت با جمهوری اسلامی، هم از زاویه‏ی دل‏نگرانی از این‏که به‏خاطر سکوت‏شان مورد انتقاد قرار بگیرند، امریکا این بار با شفافیت و صراحت بیشتری از جنبش مردم ایران دفاع کرد.
آقای موسوی در بیانیه‏ی خود، حمله به حرکت اعتراضی مردم ایران را از دو سو ارزیابی کرده است؛ هم سرکوب داخلی و هم موج‏سواری‏های بین‏المللی. به‏نظر شما، آیا مرزبندی‏ای که آقای موسوی با این حمایت‏های بین‏المللی ایجاد می‏کند، به نفع جنبش هست یا خیر؟
به گمان من، ممکن است به‏خاطر این‏که آقای موسوی بر استقلال این جنبش از کشورهای غربی تاکید داشته باشند و برای این‏که اجازه‏ی بهره‏برداری سیاسی را به حکومت در این زمینه ندهند، این مسئله را عنوان می‏کنند.
این نکته را اما باید در نظر گرفت که به‏هرحال ما با سیاست یک بام و دو هوا نمی‏توانیم رفتار کنیم. یعنی هرچند بی‏تردید همواره باید بر استقلال جنبش مردم ایران از قدرت‏های بیگانه تاکید کرد و این را خود این جنبش چندمیلیونی در دو سال گذشته نشان داده است، اما ما نمی‏توانیم از یک‏طرف از محافل بین‏المللی، قدرت‏های جهان و مدافعین حقوق بشر بخواهیم که در برابر سرکوب‏گری‏های جمهوری اسلامی سکوت نکنند و در عین حال، اگر جایی، توسط این کشورها، واکنش نشان داده شد، آنها را محکوم کنیم یا سعی کنیم مرزبندی کنیم.
به‏نظر من، جلب حمایت بین‏المللی از مبارزات مردم ایران، اساساً باید بخشی از استراتژی پیکار سیاسی مردم ایران باشد. ما در انزوا به‏سر نمی‏بریم. همان‏طوری که مردم مصر و تونس انتظار داشتند که جهان از آنها حمایت کند، ما باید از حمایت جهانیان از مبارزات مردم ایران بسیار خرسند باشیم.
یعنی در عین حال که تاکید می‏کنیم تغییر شرایط در ایران و ساقط کردن استبداد در ایران به نیروی خود مردم صورت می‏گیرد، اما طبیعی است همان‏طور که کشورهایی نظیر چین، برخی از کشورهای امریکای لاتین یا حتی روسیه را محکوم می‏کنیم که روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران برقرار می‏کنند و به خواست‏های دمکراتیک مردم ایران بی‏اعتنا هستند، باید از کلیه‏ی کشورهایی که از مبارزات مردم ایران حمایت می‏کنند استقبال کنیم. این حمایت را مورد نکوهش قرار دادن، نوعی انزواجویی سیاسی است که من آن را چندان مثبت نمی‏دانم.
به‏نظر می‏رسد که حرکت اعتراضی مردم در ۲۵ بهمن، در داخل و به‏ویژه در خارج کشور ادامه پیدا خواهد کرد. آیا شما در این زمینه، اطلاعاتی دارید؟
بله. شب گذشته تماس‏های گسترده‏ای بین ایرانیان مقیم کشورهای مختلف امریکایی و اروپایی برقرار شد و در نتیجه‏ی آن روزهای جمعه و شنبه ۱۸ و ۱۹ فوریه) ۲۹ و ۳۰ بهمن( به عنوان روزهای سراسری همبستگی با مردم ایران در اعتراض به سرکوب خونین ۲۵ بهمن اعلام شده و قرار است راهپیمایی‌هایی در کشورهای گوناگون برگزار شود.
تا این‏جایی که من اطلاع دارم و الان حضور ذهن دارم، هم‏اکنون شهرهای پاریس، کلن، برلین، استکهلم، مالمو، گوتنبرگ، بروکسل، وین دورتموند، اسلو و لس‌آنجلس ازجمله شهرهایی هستند که قرار است روزهای ۱۸ و ۱۹ فوریه، جلوی سفارتخانه‏های جمهوری اسلامی ایران یا میادین مرکزی شهر تجمع کنند. تشکل‏های گوناگونی که هرکدام در این کشورهای مربوطه هستند، این تظاهرات را سازمان داده‏اند.
در روز ۲۵ بهمن‌ماه دست‏کم دو نفر کشته و صدها نفر دستگیر شده‏اند و به‌نظر می‌رسد این موج همچنان ادامه دارد. حتی آقایان موسوی و کروبی را تهدید به اعدام کرده‏اند و فضاسازی برای شدت بخشیدن حرکت‌هایی علیه مردم قوت گرفته‏ است. به همین دلیل ما در هماهنگی‏‏ای که با مجموعه‏ی نهادهای حقوق بشری در کشورهای گوناگون داشته‏ایم، به این نتیجه رسیده‏ایم که این دو روز را به عنوان روزهای سراسری همبستگی با مردم ایران اعلام کنیم و شهرهای دیگر، یکی پس از دیگری، در همین فاصله‏ی اکنون تا آخر امشب به این حرکت خواهند پیوست. فکر می‏کنیم که ایرانیان خارج از کشور، حضور بسیار گسترده‏ای در همبستگی با مردم ایران داشته باشند.



تظاهرات سراسری همبستگی در اعتراض به سرکوب خونین مردم ایران

فراخوان شماره 3 همراه با پشتیبانی استادان دانشگاه، هنرمندان، نویسندگان،
شاعران و روزنامه نگاران در روزهای جمعه ۲۹ و شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۹

جمعه ۲۹ بهمن ۱٣٨۹ – ۱۸ فوريه ۲۰۱۱
در روز دوشنبه 25 بهمن 1389، نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران تظاهرات مسالمت آمیز مردم را در همبستگی با انقلاب مردم تونس و مصر به خون کشیدند. کشتن دست کم دو جوان به نام های صانع ژاله و محمد مختاری، ضرب و شتم وحشیانه و دستگیری گسترده صدها نفر از تظاهرکنندگان در تهران و دیگر شهرهای ایران، حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی و تهدید آنها به اعدام از طرف تعدادی از نمایندگان مجلس و ادامه موج گسترده دستگیری ها، نشانگر خشم و وحشت سران حکومت از حضور قدرتمند مردم و تلاش برای مرعوب ساختن آنان است.

در اعتراض به سرکوب وحشیانه مردم و موج گسترده دستگیری ها و خشونت فزاینده رژیم علیه مخالفان به منظور خفه کردن هر نوع اعتراض، از همه آزادیخواهان، نهادها و سازمان های دمکراتیک و مدافع حقوق بشر میخواهیم که با برگزاری گردهمایی های اعتراضی در روزهای جمعه 29 و شنبه 30بهمن و ا اسفند (18 و 19 و 20 فوریه) در مقابل سفارتخانه های جمهوری اسلامی و یا میدان‌های اصلی شهر محل سکونت خود شرکت نمایند.
آخن : میدان Eliesenbrunnen ، شنبه ساعت 14
کانون ره آورد
دیفا (Deutsch Iranisch Forum Aachen)
آتلانتا : روبروی لنکس مال، شنبه ساعت 16
پشتیبانان دمکراسی و آزادی برای ایران
استکهلم: میدان سرگل، یکشنبه ساعت 16
جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران
اسلو: روبروی پارلمان نروژ، جمعه ساعت 17
کمیته نروژی ایرانی حمایت از مبارزات مردم ایران
برلن : میدان کلیسا Gedächtnis-Kirche ، جمعه ساعت 18
جمعیت پشتیبانی از جنبش دموکراسی خواهی ایران
بروکسل: میدان لوکزامبورگ، روبروی پارلمان اروپا، شنبه ساعت 11
اتحاد برای ایران- بلژیک
پاریس: میدان حقوق بشر تروکادرو، شنبه ساعت 18
کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی
تورنتو: یکشنبه ساعت 13 میدان مل لستمن
جبهه متحد دانشجویان و جمعی از دانشجویان دانشگاه های تورنتو کمیته همبستگی
دورتموند: روبروی Reihnoldikirche ، شنبه ساعت 15
حامیان مادران پارک لاله- دورتموند
شیکاگو : دیلی پلازا، جمعه ساعت 12
پشتیبانان دمکراسی و حقوق بشر در ایران
کپنهاگ: روبروی سفارت جمهوری اسلامی یکشنبه ساعت 15
انجمن ایران آزاد
کلن: روبروی درب اصلی ایستگاه مرکزی قطار، جمعه ساعت 18
جمعیت پشتیبانی از مبارزات دمکراتیک مردم ایران
جوانان و دانشجویان موج سبز
حامیان مادران پارک لاله- کلن
خانه همبستگی مهر
کمیته کردهای کلن
کمیته جمعی از ایرانیان ایالت نورد راین وستفالن
جبهه ملی ایران – آلمان
حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات)
جنبش ملی ما هستیم
حزب دمکراتیک مردم ایران – کلن
اتحاد جمهوری خواهان – واحد کلن
با پشتیبانی حمعیت دفاع از زندانیان سیاسی- کلن
گوتنبرگ :میدان گوستاو آدولف، شنبه ساعت 14
جامعه دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در ایران – سوئد
لس آنجلس: پارک بلبوا، شنبه ساعت 14
حامیان مادران پارک لاله (عزادار ایران) در منطقه ولی
لندن: روبروی سفارت جمهوری اسلامی، جمعه ساعت 30/17 یکشنبه ساعت ۱۵
جنبش سبز لندن
مالمو: تری آنگل، شنبه ساعت 14
انجمن ایران آزاد
ملبورن : فدریشن اسکور، پنج شنبه 17 فوریه، ساعت 18
تجمع ایرانیان مقیم ملبورن در حمایت از جنبش آزادیخواهانه مردم ایران
وین: میدان آلبرتینا، شنبه ساعت 15
حامیان مادران پارک لاله در وین – اتریش‬
‎‫جمعیت دفاع از حقوق مردم ایران در اتریش‬
‎‫کمیته ی دفاع از حقوق بشردر ایران – اتریش‬
‎‫نسل آزادیخواه ایران – اتریش‬
هامبورگ : Ida – Ehre – Platz ، شنبه ساعت 30/15
حامیان مادران پارک لاله ، هامبورگ
واشنگتن: میدان دویان، یکشنبه ساعت 12
کمیته همبستگی با خواست های دموکراتیک مردم ایران
پشتیبانی از تظاهرات سراسری ایرانیان خارج از کشور
ما جمعی از استادان دانشگاه، هنرمندان، نویسندگان، شاعران و روزنامه نگاران از تظاهرات سراسری ایرانیان خارج از کشور در اعتراض به سرکوب جمهوری اسلامی و در همبستگی با مبارزه مردم ایران، حمایت می کنیم.
سیروس آرین پور (نویسنده و مترجم – فرانسه)
نعمت آزرم (نویسنده و شاعر- فرانسه)
گیل آوایی (شاعر – هلند)
ایرج ادیب زاده (روزنامه نگار – فرانسه)
مریم اشرافی (عکاس – فرانسه)
حسین افصحی (نویسنده و کارگردان تئاتر – کانادا)
محمد جواد اکبرین (روزنامه نگار – فرانسه)
جلال ایجادی (استاد دانشگاه – فرانسه)
حسین باقرزاده (نویسنده – انگلیس)
ناهید باقری (شاعر و نویسنده – اتریش)
منیره برادران (نویسنده – آلمان)
لادن برومند (پژوهشگر – آمریکا)
کامران بزرگ‌نیا (نویسنده – آلمان)
سهراب بهداد (استاد دانشگاه – آمریکا)
کامران بهنیا (فیزیکدان – فرانسه)
رضا جعفریان (روزنامه نگار – فرانسه)
محمد جلالی م_سحر (شاعر – فرانسه)
جواد جواهری (نویسنده- فرانسه)
رضا دانشور (نویسنده – فرانسه)
مهرداد درویش پور (استاد دانشگاه – سوئد)
علی درویش (نقاش – آلمان)
رضا دقتی (عکاس – فرانسه)
آرامش دوستدار (فیلسوف – کلن)
مرتضی رفیعی (نقاش – فرانسه)
کیانوش رمضانی (کاریکاتوریست – فرانسه)
فریبا روستایی (نقاش – آلمان)
اکبر سردوزامی (نویسنده – دانمارک)
اسد سیف (نویسنده – آلمان)
نوشین شاهرخی (نویسنده و روزنامه نگار – آلمان)
کامبیز شبانکاره (عکاس – فرانسه)
شهلا شفیق (نویسنده – فرانسه)
بهروز شیدا (نویسنده و منتقد – سوئد)
حمید رضا ظریفی نیا (روزنامه نگار – انگلستان)
سیاوش عبقری (استاد دانشگاه – آمریکا)
شهلا عبقری (استاد دانشگاه – آمریکا)
میرزا آقا عسگری (نویسنده و شاعر – آلمان)
رضا علامه زاده (نویسنده و کارگردان – هلند)
جلال علوی نیا (ناشر و مترجم – فرانسه)
سپیده فارسی (سینماگر- فرانسه)
رضا قاسمی (نویسنده – فرانسه)
آیدا قجر (روزنامه نگار – فرانسه)
کاظم کردوانی (نویسنده – آلمان)
شهرام کریمی (نقاش – آلمان)
هوشنگ کشاورز صدر (پژوهشگر – فرانسه)
بهزاد کشاورزی (پژوهشگر – فرانسه)
شیما کلباسی (شاعر – آمریکا)
هرموز کی (فیلمساز و استاد دانشگاه – فرانسه)
کوروش گلنام (نویسنده)
مهدی مظفری (استاد دانشگاه – دانمارک)
باقر مومنی (نویسنده و مورخ – فرانسه)
علی مهتدی (روزنامه نگار – فرانسه)
جعفر مهرگانی ( نویسنده و ناشر)
جهان‌نور مهربخش (طراح و سازنده عروسک‌های نمایشی – فرانسه)
منوچهر نامور آزاد (گارگردان و بازیگر – فرانسه)
ناهید نصرت (پژوهشگر – آلمان)
فرهاد نعمانی (استاد دانشگاه – فرانسه)
پرتو نوری علا (شاعر و نویسنده – آمریکا)
بهمن نیرومند (نویسنده و روزنامه نگار- آلمان)
اطلاعات دقیفتر از تظاهرات در شهرهای دیگر در فراخوان بعدی اعلام می گردد. شهرها و نهادهایی که مایلند با این حرکت همبستگی همراهی کنند می توانند با ایمیل زیر تماس بگیرند.
bahman29hambastegi@gmail.com



امید قدرت می آورد

همبستگی و همصدایی با زنان و مردانی که بر ثبات شوریدند
پروین اردلان
جمعه ۲۹ بهمن ۱٣٨۹ – ۱۸ فوريه ۲۰۱۱
سرعت پایین است، اسکایپ کار نمی کند، کسی حاضر به صحبت تلفنی نیست. مدت هاست به جز اسکایپ آن هم به مدد وی پی ان که حالا از کار افتاده، امکان گفتگو به حداقل رسیده است، اما اکنون شنیده می شوند، حتی از لابه لای جمله هایی که در چت و ایمل می نویسند، صدای شادی شان، خوانده، شنیده و احساس می شود؛ هر چند نگران فردای پرخشونت تر آن هستند و اکنون نیز در حال تجربه ی آن فردایند.

وقایع تونس و مصر تنها تکانه ای بر دولت های دیکتاتور در شمال افریقا و منطقه خاورمیانه نبوده است، این وقایع هم معادلات نظم نوین جهانی را برهم زده؛ هم مردمان کشورها را به حرکت درآورده؛ و هم همبستگی مردمی را در جهان ارتقا داده است. سرآغاز حرکت و رویش امیدی دیگر در دل مردمان و انتشار ویروسی مسری است که رفته رفته سال ۲۰۱۱ را به سال انقلاب های اجتماعی، سال قدرت جوانان و سال حضور قدرت مند زنان تبدیل کرده و می کند.
حضور مردم ایران روز ۲۵ بهمن ۱٣٨۹ در خیابان های تهران و دیگر شهرها برای همبستگی با مردم تونس و مصر، آغاز دوباره ای بود برای مردمی که دیگر تنها نیستند. پس از ماهها این نخستین بار است که خنده از لابه لای کلمات بیرون می جهد. مستانه که شوخ طبعی ویژه بارزش بود و رنگ زندگی داشت، مدت ها ساکت بود، می گفت: “حتی مهمانی هایمان هم عزاداری شده” اما شب ۲۵ بهمن دوباره روحیه طنازش به ایمل ها آمد و نوشت: “می خوام حرف بزنم. سرعت خیلی پایینه و گوگل تاکم کانکت نمیشه، همین الان هم این اینترنت مثه یه چراغی که باد میخوره بهش هی پت پت می کنه، در حال پت پته، فقط بدون امروز خیلی خوب بودیم، امروز بهترین بودیم، امروز نشون دادیم ما هستیم. حتی اگه اونا خیلی زیاد باشن و نذارن ما به هم برسیم که واقعا هم نمی ذاشتن، حرفه ای شدیم، می دونیم نباید بترسیم. امروز اینجا میدون تحریر بود. حیف که الجزیره اینجا نبود تا برات دست تکون بدم! از پلیس، بسیج؛ لباس شخصی… ماشالله کم نبودند و قشنگ هم می زدند! اما خیلی ها می گفتن امروز آبروداری کردیم و کم نیاوردیم! باور می کنی؟»
مردم پیام یکدیکر را می شنوند و باور می کنند. شعارهای مردم ایران مانند مصر و تونس علیه دیکتاتوری بلند شده است. مردم تونس و مصر به ما یاد دادند که می توانیم از هم یاد بگیریم و تنها دیکتاتورها نیستند که به ضرب قدرت نظامی و سرکوب همدیگر را حمایت می کنند.
“امید قدرت می آورد” این جمله ای است آشنا برای بسیاری از ما که بارها تجربه شکست داشته ایم، برای یکدیگر بارها گفته ایم، بارها از زبان نوال سعداوی نویسنده و مبارز فمنیست مصری هم شنیده ایم. امید دیدن کورسویی است در جاده ای که به سیاهی ختم می شود، چراغی ورای مرز تصور که حرکت و نیرو می آورد و قدرت؛ و اکنون هرچند به دشواری پُر سو می شود.
طی ماه های گذشته از امید می گفتیم اما بیشتر بغض و عصبانیت، زندان و اعدام را می خواندیم و می شنیدیم و می دیدیم. اکنون شاهد جوانه هایی هستیم که در گوشه گوشه جهان، از دل باتلاق ترس سر می زنند: از دل انقلاب یاس تونس، از میان آواز زنان تونسی، از مقاومت شبانه روزی مردم مصر در میدان تحریر، از رقص و حضور زنان مصری به خاطر فتح خیابان، از تصویر چگوارا در دست فقرای یمنی، از میان همراهی جوانان مسلمان و مسیحی، از اردن تا الجزایر تا خیابان های تهران، رقص شور را در دل یاس مشاهده می کنیم.
آنها به جای جنگ قومیتی، و به جای جنگ مذهبی با، و یا ترس از یکدیگر،در خواسته های مشترک همراه شده اند. آنها دوگانه سازی های بد و بدتر را که یا وحشت از غرب می سازد، یا بنیادگرایی اسلامی از اخوان المسلمین، بر هم زده اند. راه سومی را راهبری می کنند که همان سازمان دهی و قدرت گیری نهادهای اجتماعی است. در این میان نهادهای زنان شان مسئولیتی دشوارتر دارند، آنها، هم باید دیده بان حقوق زنان برای حفظ داشته ها و ارتقای خواسته ها باشند و هم سیاست زنانه را به مثابه سیاستی علیه خشونت و جنگ و سلطه طلبی در کشورهای باسابقه دیکتاتوری جاری و ساری کنند. در ایران اما، نهادهای اجتماعی گرچه با خشونت سرکوب شدند اما اکنون، هرچند به سختی، در حال سازماندهی مجدد در شبکه ها و نهادها و گروه های اجتماعی در داخل و خارج کشور هستند.
این یعنی باور کردن به قدرت و شعور مردمی که بدیهی ترین حقوق اجتماعی و سیاسی و انسانی را طلب می کنند، یعنی شعور جنبش های اجتماعی و بلوغ جامعه ای که خواهان تغییر است. نه تونس و نه مصر و نه ایران هیچ کدام تکرار هم نیستند، شبیه هم نیستند، اما اشتراک های زیادی دارند، همصدایی و همبستگی یعنی تلاقی این اشتراک ها و قدرت بخشی مسری به یکدیگر و همپوشانی در نقطه های مشترک. نیروهایی که هم می دانند چه نمی خواهند و هم می دانند چه می خواهند.
در ۲۵ بهمن، آنها به سمت میدان آزادی رفتند تا خواسته آزادی را فریاد برنند. جوانی بالای جرثقیل رفت، زنی جلودار جمع راهپیمایی کنندگان شد، و زنان بسیاری از خیابان ها گزارش دادند. آنان رفتند که برابری جنسیتی را در برابر سیاست های حاکمیتی که علیه جنس زن قانون و بخشنامه و مرامنامه تصویب و منتشر می کند به نمایش در آورند. اینها همه مشترک هایی است که می توان در عملکرد جوانان این کشورها اعم از دختر و پسر، از حضور فعالانه و نه منفعلانه زنان در خیابان ها و در صحنه جنبش های اجتماعی دید. آنها با تمام تفاوت هایشان در یک نقطه با هم تلاقی کرده اند: نه به دیکتاتوری، و بله به آزادی و برابری جنسیتی.
اگر پس از انتخابات ایران، بسیاری برای پس گرفتن رای شان به خیابان ریختند این بار “نه به دیکتاتوری” شعارشان بود. هرچند بدون توان نظامی در برابر قدرت های نظامی چندگانه سپاه و بسیج و ارتش و پلیس های لباس شخصی، هرچند بی دفاع تر از تونس و مصر در برابر نظامیان. هرچند بی حضور رسانه ها و گزارشگران حقوف بشر. اما آگاه و هدفمند و پرامید و بی توهم از توان نظامی، اقتصادی و سیاسی حریف بر ترس غلبه کردند.
۲۵ بهمن آغاز دیگری بود در ادامه راهی دراز اما سرشار از همبستگی و همصدایی با زنان و مردانی که بر ثبات شوریدند. روزهای نگرانی هم از راه رسیده اند، دو جان با ارزش پر کشیدند، خانواده ها در برابر زندان کتک می خورند، و زندانی ها همچنان در بندند و و بی خبری رو به افزون. راوی دیگری نوشت: «این روزها هم پر از امید و هم پر از خشم. وقتی مردم را می بینی تو خیابون، توی اتوبوس و … که بدون ترس حرف می زنند و فحش می دن و اعتراض می کنند، واقعا حس عجیبی به آدم می ده. تعداد زیاد آدمها روز ۲۵ بهمن واقعا اشک آدم رو از شوق در می آورد. من زنهایی رو دیدم که کاملا تابلو اومده بودند تظاهرات، بدون هیچ ترس و تقیه ای. بدون کیف، بدون ماسک و… با دستهایی که مشت شده بود و شونه هایی که عقب بود وسط خیابون راه می رفتند، کاری که من جراتش رو ندارم انجام بدم. از طرف دیگه وقتی وقاحت رو می بینی، وقتی مانور تو خیابون رو می بینی، وقتی می بینی تو پیاده رو با موتور و گله ای حرکت می کنند و هی صدای گاز موتورها را بلند می کنند که مردم رو بترسونند، اونوقته که از مظلومیت این همه آدم حالت بد می شه… با همه این حرفا امید واقعیه، چیزی که تو دلهای مردم دوباره جون گرفته…».



تظاهرات همبستگی در 30 بهمن در استکهلم

شنبه ساعت 19 فوریه ساعت 14 میدان سرگل
جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران
در همراهی با فراخوان سراسری تظاهرات در روزهای 29 و 30 بهمن در چهار گوشه جهان در اعتراض به سرکوب خشونت بار تظاهرات مسالمت آمیز مردم و کشتن دو تن از جوانان در 25 بهمن، دستگیری صدها نفر و تهدید چهره های شاخص جنبش سبز به اعدام و خشونت فزاینده عیله مخالفان ایرانیان مقیم استکهلم را به شرکت هرچه گسترده تر در تظاهرات شهر استکهلم روز شنبه ساعت 2 بعد از ظهر در میدان سرگل دعوت میکنیم.
زمان: شنبه 19 فوریه ساعت 14
مکان: میدان سرگل توری