کنفرانس سران ناتو در پرتقال

فراخوان احزاب، سازمانها، نهاد ها و جمعیت های پرتقالی
پنج‌شنبه ۶ آبان ۱٣٨۹ – ۲٨ اکتبر ۲۰۱۰
برگردان ناهید جعفرپور
1. همانطور که اعلام شده در ماه نوامبر امسال کشور پرتقال محل نمایش کنفرانس سران کشور ـ و دولت های عضو ناتو است. شرکت کنندگان در کنفرانس در باره تم های متفاوت بخصوص گسترش و تقویت جنگ در افغانستان و پاکستان با تعریف جدید از طرح استراتژیک اتحادیه یعنی چشم انداز رشد درجه عملیات در این دو کشور با هم به شور می پردازند.
2. ناتو به عنوان اتحاد نظامی تهاجمی که از اتحاد 28 کشور اروپائی و آمریکا شمالی به وجود آمده است، ابزاری است برای این هدف که قدرت نظامی آمریکا را گسترش دهد و از همه مهمتر منافع آمریکا را تامین نماید. تاسیس ناتو در سال 1949 کمی بعد از پایان جنگ جهانی دوم و 6 سال قبل از ایجاد پیمان ورشو در واقع مشخص گر آغاز جنگ سرد است و بیانگر تبعیت کشورهای اروپای غربی از منافع استراتژیک آمریکاست.
3. ناتو جهان را بعنوان گروگان رقابت های تسلیحاتی و تهدید از طریق جنگ و ترور اتمی نموده است. برنامه ناتو (دکترین اش) در آغاز بعنوان برنامه ای ” تدافعی” بود. اما از سال 1991 یعنی پایان بلوک شرق و پیمان ورشو برنامه اش را با این توجیح که می خواهد ” امنیت جهانی” را تامین کند به برنامه ای تهاجمی تبدیل نمود. از این زمان به بعد ناتو علنا سازمانی تهاجمی است که حقوق ملت ها را زیر پای می گذارد و بر علیه خود مختاری و حق تعیین سرنوشت ملت ها حرکت می نماید.
4. درآخرین دهه قرن بیستم ناتو خود رابعنوان یک ساختار جهانی قدرتمند توسعه داد و در منشورش با تاکید بر توجیحاتی چون مثلا ” مبارزه بر علیه ترور” و “حملات تهاجمی برای دفاع از حقوق بشر” در حقیقت نقش پلیس جهانی را بعهده گرفت. تنها زمانی که ملت های جهان انحلالش را با آغوش گرم پذیرا شدند، در این زمان ناتو اهداف جدیدی را برنامه ریزی کرد و تعداد کشورهای عضو و قدرت های تهاجمی اش را افزایش داد و به مرزهای روسیه و چین نزدیک شد. حضور جهانی اش از طریق خلق یک شبکه جدید نظامی ـ و پایگاه های فرماندهی و همکاری های مشترک گسترش داد. شبکه ای که از آتلانتیک جنوبی شروع می شود و از آفریقا می گذرد و تا اقیانوس هند پیشرفت می نماید.
5. اولین جنگ های ناتو در سال های 1991 بر علیه یوگسلاوی و 2001 بر علیه افغانستان و دست آخر همچنین بروی خاک پاکستان انجام پذیرفت. این تهدیدات پیامدهای ویرانگری را بدنبال داشت: ناتو مسئول انهدام مجموعه ای از کشورها و همچنین ذخایر و از بین رفتن تعداد بیشماری زندگی انسانی است.
6. ناتو بر بستر اصطلاحا ” اشتراک مساعی اتلانتیکی” خواهان رشد نظامیگری اروپائی است. بعد از اتحاد دو آلمان در سال 1990 آلمان ظرفیت نظامی اش را سازماندهی مجدد نمود و بالا برد و شروع نمود با میسیون های مسلحانه خارج از آلمان همکاری نمودن. 12 کشور اروپا شرقی در اتحادیه پذیرفته شدند و از سوی اتحادیه کاملا مسلح به تسلیحات مدرن جنگی شدند.
7. اتحادیه اروپا به یک ستون اروپائی ناتو تغییر نمود و با این توجیح که ” توانائی هایش را در بخش های امنیت و دفاع” قوی سازد با پیمان لیزابون کشورهای اروپائی را در ساختارهای نظامی و سیاسی که ناتو به پیش می برد جذب و وابسته کرد و با هماهنگی آمریکا کمک های بسیار به آکسیون های ناتو نمود.
8. کشورهائی که دولت هایشان از سوی طرفداران منافع آمریکا و شرکای اروپائی اش اداره می شوند، موظفند در عملیات ناتو شرکت نمایند. به این صورت که به لحاظ سیاسی و تبلیغاتی و دیپلماسی و لوژیستیکی از آنها پشتیبانی کنند و یا در مانور ها و حملات نظامی موثر باشند. از آنها خواسته می شود که بجای اینکه سطح زندگی و امنیت مردمشان را بالا برند، پول های کلان برای ارتش و ماشین های جنگی سرمایه گذاری نمایند. همزمان این دولت ها شریک از بین بردن حقوق ملت ها می شوند.
9. دولت های پرتفالی به هیچ وجه استثنا نیستند. پرتقال که بخاطر رژیم فاشیستی آنزمانش از اعضای بنیانگذار ناتو شد، بیش از 60 سال است که وابسته به این اتحادیه و منافع آمریکا و قدرت های بزرگ اروپائی است. وظایف پرتقال از زمان تاسیس ناتو پشتیبانی سیاسی و پشتیبانی از فعالیت های ناتو چون جنگ های تهاجمی همین سال های اخیر و همچنین در اختیار قرار دادن تاسیسات نظامی و پادگان هایش بر روی خاک پرتقال و باز نمودن فضای هوائیش برای میسیون های ناتو است. تمامی این اقدامات دولت پرتقال به هیچ وجه در باره اش با مردم پرتقال صحبت و تعیین تکلیف نگشته است.
10. دولت کنونی پرتقال بمانند تمامی دولت های ماقبل خودش در پرتقال در حالیکه تعدیل خدمات اجتماعی مورد نیاز مردم را با بحران اقتصادی توجیح می کند همواره پول های کلان به کاسه ناتو برای آمادگی این قاره در جهت ماجراجوئی های نظامی می ریزد.
11. از بین بردن حقوق ملت ها و جنایت های جنگی با تبلیغات و دروغ ها لاپوشانی می گردند. افکار عمومی بطوری قصدا و سیستماتیک از طریق تکرار برهان هائی که گمراه کننده می باشند و از نوک قلم قدرت های بزرگ تراوش شده اند اما در کشورهای جهان بنام ” منافع بین المللی” به مردم فروخته می شوند، گمراه می گردند.
12. خدمتگزاری ماموران پرتقالی ناتو مخالف حقوق پایه ای منشورسازمان ملل متحد است ( منشوری که از سوی پرتقال هم امضا گشته است) و همچنین در قانون اساسی پرتقال آمده است که: خودمختاری، استقلال، عدم دخالت، ممنوعیت جنگ های تهاجمی، راه حل های صلح آمیز برای حل اختلافات و برابری داوطلبانه دولت ها، از بین بردن امپریالیسم، استعمارگری و هر گونه شکلی از جنگ و عصبیت، سلطه یا استثمار.
13.به همین دلائل ذکر شده ما بر این نظر هستیم که کنفرانس سران ناتو در اینجا مورد استقبال و تائید قرار ندارد. برگزاری این کنفرانس در پرتقال به مفهوم شرکت پرتقال در مقاصد نظامی این اتحادیه است. مقاصدی که تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی است.
ازاین روی ما از سازمانهای متفاوت جامعه پرتقال و تمامی آنهائی که برای صلح قدم برمی دارند، شهروندانی که در این کارزار شریک می شوند تا:
/ مقاومت مردم پرتقال را بر علیه اجرای کنفرانس سران ناتو و مقاصد جنگ جویانه آنها بیان نمایند
/ از دولت پرتقال خواهان کناره گیری ارتش پرتقال از میسیون نظامی ناتو باشند
/ خواهان بستن پایگاه های نظامی ناتو بر روی خاک پرتقال باشند
/ خواهان انحلال ناتو شوند
/ خواهان خلع تسلیحاتی و از بین بردن تسلیحات اتمی و کشتار جمعی باشند
/ از دولت پرتقال خواستار رعایت منشور سازمان ملل و اجرای قانون اساسی پرتقال و توجه و احترام به حقوق ملت ها، حق تعیین سرنوشت ملل باشد
Formularende
Formularbeginn

سازمان، نهاد، جمعیت های زیر از این بیانیه پشتیبانی نموده اند:

Formularende
A Voz do Operário
Arruaça – Associação Juvenil
Associação Água Pública
Associação Cultural Recreativa Vale de Estacas
Associação das Colectividades do Concelho de Lisboa
Associação das Colectividades do Concelho de Loures
Associação das Colectividades do Concelho do Seixal
Associação de Agricultores do Distrito de Lisboa
Associação de Amizade Portugal-Cuba
Associação de Estudantes da Escola Secundária Dr. José Afonso – Seixal
Associação de Estudantes da Escola Secundária Emídio Navarro
Associação de Estudantes da Escola Secundária Gil Vicente
Associação de Estudantes da Escola Superior de Arte e Design – Caldas da Raínha
Associação de Reencontro dos Emigrantes
Associação de Solidariedade com o País Basco
Associação dos Inquilinos Lisbonenses
Associação Iniciativa Jovem
Associação Portuguesa de Amizade e Cooperação Iúri Gagárin
Associação Recreativa e Cultural de Músicos
Casa do Alentejo
Centro de Apoio a Idosos de Moreanes
Clube Desportivo “Os Águias” de Alpiarça
Clube Estefânia
Clube Recreativo União Raposense
Colectivo Mumia Abu-Jamal
Colectivo Socialismo Revolucionário
Comissão de Moradores do Alto Seixalinho
Comité Nacional Preparatório português do 17º Festival Mundial da Juventude e dos Estudantes
Confederação Geral dos Trabalhadores Portugueses – Intersindical Nacional
Confederação Nacional da Agricultura
Confederação Nacional de Reformados Pensionistas e Idosos
Confederação Portuguesa das Colectividades de Cultura, Recreio e Desporto
Confederação Portuguesa de Quadros Técnicos e Científicos
Conselho Português para a Paz e Cooperação
Coordenadora das Comissões de Trabalhadores da Região de Lisboa
Direcção Regional de Setúbal do Sindicato Nacional dos Trabalhadores da Administração Local
Ecolojovem – Os Verdes
Escola de Mulheres – Oficina de Teatro
Escolas do Desportivo da Cova da Piedade
Escutismo Alternativo
Federação dos Sindicatos da Agricultura, Alimentação, Bebidas, Hotelaria e Turismo de Portugal
Federação Intersindical das Indústrias Metalúrgica, Química, Farmacêutica, Eléctrica, Energia e Minas
Federação Nacional dos Professores
Federação Nacional dos Sindicatos da Função Pública
Federação Portuguesa dos Sindicatos da Construção, Cerâmica e Vidro
Frente Anti-Racista
Grupo Desportivo Recreativo das Figueiras
Grupo Recreativo Apelaçonense
Grupo Sportivo Adicense
Grupo União Lebrense
Inter-Reformados
Interjovem
Juventude Comunista Portuguesa
Liga dos Amigos da Mina de São Domingos
Movimento de Utentes dos Serviços Públicos
Movimento Democrático de Mulheres
Os Penicheiros
Os Pioneiros de Portugal
Partido Comunista Português
Partido Ecologista “Os Verdes”
Partido Humanista
Planeta Azul – Associação Ecológica Alternativa
Política Operária
Projecto Ruído – Associação Juvenil
Sindicato da Cerâmica do Sul
Sindicato das Indústrias Electricas do Sul
Sindicato dos Enfermeiros Portugueses Direcção Regional de Coimbra
Sindicato dos Metalúrgicos de Lisboa, Leiria, Santarém e Castelo Branco
Sindicato dos Professores da Região Centro
Sindicato dos Trabalhadores Civis das Forças Armadas, Estabelecimentos Fabris e Empresas de Defesa
Sindicato dos Trabalhadores da Aviação e Aeroportos
Sindicato dos Trabalhadores da Função Pública do Sul e Açores
Sindicato dos Trabalhadores da Indústria de Hotelaria, Turismo, Restaurantes e Similares do Norte
Sindicato dos Trabalhadores da Indústria Vidreira
Sindicato dos Trabalhadores da Pesca do Sul
Sindicato dos Trabalhadores da Química, Farmacêutica, Petróleo e Gás do Centro, Sul e Ilhas
Sindicato dos Trabalhadores das Indústrias de Celulose, Papel,Gráfica e Imprensa
Sindicato dos Trabalhadores de Transportes Rodoviários e Urbanos de Portugal
Sindicato dos Trabalhadores do Comércio, Escritórios e Serviços de Portugal
Sindicato dos Trabalhadores do Município de Lisboa
Sindicato dos Trabalhadores do Sector Têxtil da Beira Baixa
Sindicato dos Trabalhadores dos Têxteis, Lanifícios, Vestuário, Calçado e Cortumes do Sul
Sindicato dos Trabalhadores na Indústria de Hotelaria, Turismo, Restaurantes e Similares do Sul
Sindicato Nacional dos Trabalhadores da Administração Local
Sindicato Nacional dos Trabalhadores da Agricultura e das Indústrias de Alimentação, Bebidas e Tabacos
Sindicato Nacional dos Trabalhadores do Sector Ferroviário
Sindicato Nacional dos Trabalhadores dos Correios e Telecomunicações
Sociedade Filarmónica União Piedense
Teatro Fórum de Moura
Trevim Cooperativa Editora e de promoção Cultural
Tribunal Iraque (Audiência Portuguesa do Tribunal Mundial sobre o Iraque)
União de Resistentes Antifascistas Portugueses
União dos Sindicatos de Aveiro
União dos Sindicatos de Braga
União dos Sindicatos de Castelo Branco
União dos Sindicatos de Lisboa
União dos Sindicatos de Santarém
União dos Sindicatos de Setúbal
União dos Sindicatos do Algarve
União dos Sindicatos do Distrito de Beja
União dos Sindicatos do Norte Alentejano
União dos Sindicatos do Porto
União Local de Sindicatos de Sines, Santiago do Cacém, Grandola e Alcácer do Sal
Universidade Popular do Porto




شارل فولار: کارگر مبارز صنعت نفت فرانسه

پنج‌شنبه ۶ آبان ۱٣٨۹ – ۲٨ اکتبر ۲۰۱۰
شهزاد سرمدی
شارل فولار (سندیکاهای Charles Foulard) کارگری53 ساله است که در شرکت عظیم نفت فرانسه توتال(TOTAL) کار می کند (شرکت توتال با سود خالص 15 میلیارد یورو درسال، زبان زد عام و خاص می باشد). شارل فولار، دبیر مسوول شاخه ی F N I C – C G T (فدراسیون شیمی) است که بخش صنایع نفت نیز شامل آن می شود.

خط مشی رادیکال وی با خط مشی و گرایش رفرمیستی برنار تیبو( Bernard Thibault ) رهبر فعلی C G T ناهمخوان است. وی با هیکلی تنومند، گرایش چپ رادیکال و بیانی بی واهمه نه تنها دولتمردان فرانسه بلکه حتی بعضی از کارگران دیگرفرانسه را به عکس العمل و زبانی انتقادی واداشته است. یکی از نمایندگان سندیکاهای شرکت کننده در اعتصابات اخیر پالایشگاه های فرانسه در مورد وی می گوید: ” برای شارلی – رفقایش او را شارلی صدا می زنند – مبارزه هدف است حتی اگرسر کارگران به سنگ بخورد.” شارل فولار، اهل معامله نیست و رک و راست حرف اش را می زند. بهمین جهت برای رؤسای توتال، وی دشمنی اصلی محسوب می شود . از ابتدای اعتراضات میلیونی مردم فرانسه علیه قانون بازنشستگی، عملیات محاصره و متوقف کردن پالایشگاه های تصفیه و صدور نفت فرانسه به عهده وی بوده است. برای او عمل فلج کردن صنعت نفت فرانسه ” از هم اکنون یک پیروزی بزرگ است”.
شارلی می گوید: ” از مه 1968 تاکنون چنین اعتصاباتی هرگز دیده نشده است”. وی روز ها و شب ها ، د رسرما و زیر فشار پلیس فرانسه با خواندن سرود انترناسیونال همراه با دیگر کارگران، درِ ورودی پالایشگاه “گران پویی” (Grand – puits ) را مسدود کرده ا ند.
شارل فولار معتقد است که جنبش اجتماعی اخیر جنبشی سیاسی است. او می گوید: ” زمان آن فرا رسیده است که با تداوم مبارزه علیه قانون جدید بازنشستگی به جنبش اخیر سرعت بیشتری ببخشیم “. در هفته ی گذشته زمانی که فرماندار منطقه پالایشگاه دُنژ( Donges ) رسما” دستور داد که تعدادی کارگر باید اجبارا” به کار پرداخته و گرنه همچون قوانین اضطراری زمان جنگ، 5 سال حبس منتظر آنهاست( قانون réquisitionner )، فریادِ کارگران در سراسر فرانسه، خواب از چشمان کسانی که به دموکراسی فرانسه توهم داشتند ، پراند. حتی دادگاه فرانسه روز بعد به نفع کارگران رأی داد و عمل فرمانداری را غیر قانونی و مخالف حق اعتصاب آنها ارزیابی کرد. در این روز کارگران صنعت نفت فرانسه با عملی سمبولیک با انداختن تابوتی در آتش بنام روز مرگ دموکراسی و حق اعتصاب و زیر پا گذاشتن قانون اساسی فرانسه به جهانیان اعلام کردند که دولت سرمایه داری هرگاه خود را در معرض خطر احساس کند، حتی به قانون اساسی وتصمیمات قضائی نیز اعتنائی نمی کند. شارل فولار از مردان فولادین طبقه ی کارگر فرانسه در برابر دوربین های تلویزیون گفت: “این عمل دولت فرانسه la réquisition نیست بلکه la rafle است ” یعنی همان دستگیری جمعی غیر نظامی ها وبه کار اجباری جمعی واداشتن انها که دولت فاشیست هیتلرمبتکر و مجری آن بود.
مبارزات طبقات در سالهای 1848,1850 ، کمون پاریس در سال 1871، جبهه خلق (Le front populaire ) در سالهای قبل ار جنگ جهانی دوم، رویدادهای مه 1968، جنبش اجتماعی 1995 و اعتصابات و تظاهرات ده سال اخیر در فرانسه حاکی از وجود و حتی تشدید مبارزات طبقات در فرانسه است. سرنوشت جنبش دوهفته ی اخیر فرانسه، با شکست یا پیروزی آن، به وضوح یادآور این واقعیت است که در عرصه ی اجتماعی و سیاسی هنوز طبقه کارگر، رهبر مبارزات طبقات اجتماعی است و نقش تعیین کننده ی آن در جنبش های اجتماعی غیر قابل اغماض است. تغییرات کمی و کیفی طبقه کارگر به اشکال متنوع دولت های سرمایه داری و میزان رشد و یا عقب ماندگی دمکراسی های منتج از آن، واقعیت تقابل و تضاد دنیای کار و دنیای سرمایه را خنثی نکرده است.
آری هم چنان حق با مارکس است.
25 اکتبر 2010




و دروغ از همه چیز ارزان تر

سه‌شنبه ۴ آبان ۱٣٨۹ – ۲۶ اکتبر ۲۰۱۰

چه كسي مي گويد كه گراني اينجاست؟!
دوره ارزاني است!
چه شرافت ارزان،
تن عريان ارزان،
و دروغ از همه چيز ارزانتر،
…آبرو قيمت يك تكه نان،
و چه تخفيف بزرگي خورده است،
قيمت هر انسان




انتقاد شدید پناهجویان ایرانی در یونان به بی عملی سازمان های حقوق بشری بین المللی و اتحادیه اروپا

سه‌شنبه ۴ آبان ۱٣٨۹ – ۲۶ اکتبر ۲۰۱۰
«امیر عبدالملکی» یکی از اعضاء کمیته حمایت از متحصنین و اعتصاب کنندگان پناهجوی ایرانی در یونان در یک گفتگوی تلفنی با سایت انتگراسیون در انتقاد به بی عملی سازمان های حقوق بشر بین المللی تاکید نمود که تا کنون از سوی این کمیته نامه هائی برای سازمانهای مختلف حقوق بشری از جمله سازمان عفو بین الملل، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، سازمان پزشکان بدون مرز، سازمان وکلای بدون مرز ارسال و از آنها درخواست کمک و حمایت شده است، اما متاسفانه نه تنها از کمک و حمایت خبری نبوده، بلکه اساسا به نامه های ارسالی ما پاسخی نیز داده نشده است.
عبدالملکی تاکید کرد که در حال حاضر 45 پناهجوی ایرانی و یک پناهجوی افغانی در تحصنی که از تاریخ اول سپتامبر 2010 شروع شده است شرکت دارند، اکسیون اعتراضی ای که اکنون وارد پنجاه و دومین روز خود شده است. محل تحصن در نزدیکی آکادمی فلسفه در مرکز شهر آتن در محلی معروف به “پروفیلا” میباشد. وی گفت گروه های زیادی از دانشجویان و مردم عادی آتن در طی روز به ما مراجعه کرده، کنار ما می نشینند و از اقدام ما اعلام حمایت می کنند که این کارشان برای ما بسیار با ارزش است. اما آنچه که ما میخواهیم این است که یا دولت یونان به درخواست پناهندگی ما رسیدگی کند و یا اتحادیه اروپا که یونان یکی از اعضاء آن می باشد دخالت کرده و ما را به کشور ثالثی بفرستند.
عبدالملکی اضافه کرد: برخی از تحصن کنندگان به تازگی از ایران آمده و برخی بیش از 5 سال است که در یونان زندگی می کنند. چند نفر هم بیش از 10 سال است که در این وضعیت غیرانسانی به سر می برند. وی اضافه کرد حدود 10 نفر از این پناهجویان تجربه زندان و شکنجه در زندان های جمهوری اسلامی را پشت سر خود داشته و برپیکر برخی از آنان هنوز آثار تیر و شکنجه به خوبی نمایان است. وضعیت غیر انسانی و توهین آمیزی که ما از سوی دولت یونان تجربه می کنیم ما را یاد جمهوری اسلامی می اندازد. اگر دولت های اروپائی و اتحادیه اروپا شعار حقوق بشر داده و ایرانیان را به مبارزه با دیکتاتوری در ایران تشویق میکنند، چطور است که وقتی همان مردم ناچار به ترک ایران شده و با پذیرش سختی و خطر خود را به اروپا می رسانند با آنها اینگونه رفتار می شود؟
وی با انتقاد از سیاست پناهنده پذیری و بی عملی دولت یونان در این زمینه خاطرنشان کرد که در طی سالهای گذشته تنها با 16 نفر از پناهجویانی که در این تحصن و اعتصاب شرکت دارند مصاحبه برای رسیدگی به درخواست پناهندگیشان انجام شده است که البته هنوز هم هیچ جوابی دریافت نکرده اند. با بقیه افراد حتی مصاحبه نیز برای رسیدگی به درخواست پناهندگی شان انجام نشده است. وی اضافه کرد: و این درحالی است که دولت یونان هیچ کمک مادی و یا امکان سکونتی در اختیار ما قرار نداده است.
عبدالملکی یاد آور شد که از جمع 46 نفره متحصنین، 25 نفر از تاریخ 14 اکتبر (هشت روز قبل) در اعتصاب غذا شرکت دارند و از این بین نیز 8 نفر لبهای خود را دوخته و تنها از طریق نی می توانند آب و یا آبمیوه بنوشند. تاکنون 5 نفر از اعتصاب غذا کنندگان به دلیل وخامت حالشان به بیمارستان منتقل شده و پس از رسیدگی اولیه، مجددا به جمع پناهجویان متحصن باز گشته اند. آقای عبدالملکی تاکید کرد که حتی درانتقال بیماران به بیمارستان که امری کاملا انسانی است ما هیج کمکی از نهادهای دولتی و بیمارستان ها دریافت نکردیم و بیماران با ماشین شخصی به بیمارستان منتقل شدند. هزینه های درمانی نیز تاکنون توسط یکی از ایرانیانی که از ما حمایت می کند پرداخت شده است.
در پایان آقای عبدالملکی خواسته های پناهجویان را به ترتیب زیر عنوان کرد:
– رسیدگی فوری پزشکی به اعتصاب غذا کنندگان
– اعطاء حق پناهندگی به پناهجویان اعتصابی به عنوان قربانیان فراری از دیکتاتوری جمهوری اسلامی
– در صورت ادامه بی عملی دولت یونان، دخالت اتحادیه اروپا و انتقال پناهجویان به یک کشور ثالث در اتحادیه اروپا
– تا رسیدن به خواسته های فوق انتظار داریم که سازمان های حقوق بشری ایرانی و بین المللی از خواسته های ما حمایت کرده و اقدامات لازم برای زیر فشار قراردادن دولت یونان و اتحادیه اروپا را به اجرا بگذارند.
تلفن تماس با کمیته حمایت از متحصنین و اعتصاب کنندگان پناهجوی ایرانی در یونان
6944571834-0030
گفتگو و تنظیم: حنیف حیدرنژاد
22.10.2010




عضو حزب نهضت ملی افغانستان: تثبیت آمریکا در افغانستان جمهوری اسلامی را به خطر می اندازد

سه‌شنبه ۴ آبان ۱٣٨۹ – ۲۶ اکتبر ۲۰۱۰
عضو حزب نهضت ملی افغانستان روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ندای آزادی گفت : تثبت آمریکا در افغانستان رژیم آخوندی جمهوری اسلامی را به خطر می اندازد.
«هادی عبدالغفار شرقی» که درباره کمک مالی جمهوری اسلامی به عمر داودزی رئیس دفتر دولت حامد کرزی سخن می گفت، افزود: این کمک مالی دولت جمهوری اسلامی به افغانستان رسمیت نداشته و هیچ حساب و کتابی ندارد.
وی تصریح کرد: کمک مالی به دولت افغانستان باید بطور رسمی به وزارت مالیه این کشور صورت گیرد تا در بودجه محاسبه شده و برداشت از آن مشخص باشد.
عبدالغفار شرقی با اعلام اینکه دولت جمهوری اسلامی سالانه دو یا سه بار از ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار یورو به دفتر ریاست جمهوری افغانستان کمک می کرده، گفت: این مساله نشان می دهد که دولت جمهوری اسلامی تا چه حد در حاکمیت افغانستان نفوذ کرده است.
وی یادآور شد: ایران منافع خود را دارد و در افغانستان اهداف خود را دنبال می کند.
عضو حزب نهضت ملی افغانستان افزود: بخش عظیمی از مردم اهل تشیع در مرکز و ولایات افغانستان زندگی می کنند و از لحاظ اقلیتها از طرف حاکمیت پشتون تحت ستم هستند لذا جمهوری اسلامی می خواهد با حمایت از مردم اهل تشیع حضور خود را در منطقه تثبیت کند به همین دلیل از هر مجرایی که ممکن باشد نفوذ و سلطه خود را در دولت افغانستان اعمال می کند.
وی تاکید کرد: جمهوری اسلامی تلاش دارد آمریکا در افغانستان ناکام بماند زیرا با موفقیت آمریکا این رژیم طبعا صدمه می بیند.اگر نیروهای آمریکا در افغانستان درگیر باشند دیگر نخواهند توانست که در منطقه خلیج فارس به کار گمارده شوند.
چندی پیش حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان تائید کرد که رئیس دفتر او، از نماینده ایران پول نقد دریافت کرده، اما تاکید کرده که این پول، به طور رسمی و از مجرای قانونی به افغانستان داده می شود.
آقای کرزی سخنان خود را در واکنش به گزارش روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز بیان کرده است. این روزنامه در یک گزارش، عمر داوودزی، رئیس دفتر حامد کرزی را به دریافت “پول نقد” از سفیر ایران در کابل متهم کرد.
در گزارش نیویورک تایمز آمده است که آقای داوودزی این پول را در داخل هواپیمای حامل آقای کرزی در جریان سفری به ایران در ماه آگوست سال گذشته میلادی گرفته است.
آقای داوودزی در گذشته سفیر افغانستان در تهران بود.
نویسنده گزارش نیویورک تایمز افزوده است که این پول اسکناس های یورو، پول واحد اروپا بوده که در میان چندین پاکت به صورت یک بسته پلاستیکی به آقای داوودزی داده شده است.
حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان که پس از دیدار با امام علی رحمان، رئیس جمهوری تاجکستان در کاخ ریاست جمهوری افغانستان، با خبرنگاران صحبت می کرد، در جریان این کنفرانس خبری، با سوالهایی در رابطه با گزارش نیویورک تایمز روبرو شد.
آقای کرزی در جواب به یکی از این سوالها گفت: “در کشورهایی مثل افغانستان، در کشورهای فقیر، وطن دوستی قیمت دارد… این قیمت را هر روز می پردازیم.”
او از آقای داوودزی که با اتهامات روزنامه نیویورک تایمز روبرو شده، به شدت دفاع کرد و گفت که “وطن دوستی” رئیس دفتر او، باعث شده تا نیویورک تایمز او را هدف قرار دهد.
اما رئیس جمهور کرزی گفت که ظرف ۹ سال اخیر، کشورهای متعددی به افغانستان پول نقد کمک کرده اند که جمهوری اسلامی ایران نیز از این جمع مستثنا نیست.
آقای کرزی گفت: “ایران، سالی یک بار یا دو بار، گاهی پنج صد هزار، گاهی ششصد هزار یورو کمک می کند.”
او افزود: “این کمک، رسمی است و داوودزی، به امر من این پول را می گیرد.”
نیویورک تایمز اما، در گزارش خود به نقل از منابع مختلف غربی و افغان نوشته که این پول بخشی از پولهای ایران است که به صورت “سری و مداوم” برای خریدن صداقت و وفاداری آقای داوودزی و تامین منافع ایران در کاخ ریاست جمهوری افغانستان به کار می رود.
نیویورک تایمز افزوده که عمر داوودزی و حامد کرزی بخشی از این پول ها را به شماری از اعضای مجلس، رهبران قومی و حتی فرماندهان طالبان می دهند.
پس از اعلام این خبر سفارت ایران در کابل این گزارش را تکذیب کرده و آن را “اهانت آمیز” توصیف کرد.
این سفارت در یک اعلامیه گفت: “اینگونه شایعات بی اساس، از سوی بعضی رسانه های غربی منتشر می شود تا اذهان عامه را مغشوش کرده و روابط محکم میان دولت ها و ملت های جمهوری اسلامی افغانستان و ایران را آسیب بزند.”
امایک روز پس از اینکه سفارت ایران در کابل، تحویل پول نقد از سوی ایران به دفتر رئیس جمهوری افغانستان را «قویاً» تکذیب کرد و آن را «دروغ، مضحک و توهین‌آمیز» نامید، سخنگوی وزارت خارجه ایران تحویل پول به دولت افغانستان را تأیید کرد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ایران، رامین مهمان‌پرست، روز سه‌شنبه در یک نشست خبری در پاسخ به پرسش خبرنگاری در مورد اینکه آیا او مطلب نیویورک تایمز در مورد دریافت پول توسط دستیار حامد کرزی از ایران که از سوی سفارت ایران تکذیب ولی از سوی حامد کرزی تأیید شده را تأیید می‌کند گفت که ایران «در جهت بازسازی افغانستان کمک‌های زیادی کرده‌است و در آینده نیز آن را پی‌گیری خواهد کرد.»
به گفته رامین مهمان‌پرست «این کمک‌ها از دولت هشتم آغاز شده» و هدف از آن «آماده کردن زیرساخت‌های اقتصادی این کشور» است.




پیش نویس (آلترناتیو)

پیش نویس (آلترناتیو)

قطعنامه در باره بحران هسته ای ایران

محسن مقصودی

1- شورای امنیت سازمان ملل متحد در خرداد ماه سال جاری چهارمین قطعنامه خود را در رابطه با بحران هسته ای ایران به تصویب رساند که در آن ضمن تاکید بر حق ایران برای بهره گیری از فن آوری صلح آمیز اتمی، جمهوری اسلامی را به دلیل بی اعتنائی به قطعنامه های پیشین شورای امنیت محکوم کرده است و جمهوری اسلامی را در موارد مشخصی مورد تحریم های نظامی و اقتصادی قرار داده است. به دنبال تحریم های سازمان ملل، تحریم های مضاعفی نیز از سوی امریکا و اتحادیه اروپا، ژاپن،کانادا و… در عرصه های مختلف اقتصادی از جمله در صنایع نفت و گاز ایران اعلام شده است. ابعاد وسیع این تحریم ها و همچنین تهدیدها ، نقل و انتقالات و مانورهای نظامی در آبهای خلیج فارس نشان میدهند که بحران اتمی ایران وارد مرحله جدیدی شده است و خطر جنگ و یا ضربه نظامی نسبت به گذشته افزایش یافته است؛
2- تحریم های بین المللی و خطر جنگ علیه ایران در شرایطی شدت گرفته است که شکاف بین مردم و رژیم عمیق ترشده است و سرکوب جنبش 22 خرداد،به انزوای سیاسی رژیم در کشور ابعاد وسیع تری بخشیده است. شعار های مردم در جنبش سبز علیه سیاست خارجی ماجراجویانه دولت احمدی نژاد، نشانگر مخالفت مردم با تنش زائی رژیم در عرصه بین المللی می باشد. در افکار عمومی جامعه مسئولیت این تحریم های فزاینده که بار عمده آن بر دوش مردم سنگینی میکند، متوجه باند خامنه ای – احمدی نژاد و مافیای حاکم بر کشور است که با اختصاص بخش بزرگی از درآمد های حاصله از نفت به برنامه غنی سازی اتمی، نظامیگری و حمایت مالی و نظامی از تروریسم در منطقه، و با انکار هولوکاست و تکرار شعار نابودی اسرائیل، ایران را به لبه پرتگاه اقتصادی، نظامی و امنیتی می کشانند؛
3- هدف سیاست اتمی رژیم، تبدیل شدن به یک قدرت اتمی در منطقه بهر قیمت است. تمام مانور های جمهوری اسلامی در مذاکرات با کشور های 5+1 در خدمت همین هدف قرار دارد. در داخل کشور نیز لازمه پیشبرد سیاست ماجراجویانه، سرکوب جنبش اعتراضی مردم و ایجاد سکوت گور ستانی با گسترش جو رعب و وحشت در جامعه از یکسو، و سرپوش نهادن بر اختلافات میان خودی ها و خصوصا تهدید و تطمیع محافل اصلاح طلب درجهت پذیرش اوامرولی فقیه و التزام به حکم حکومتی از سوی دیگراست. این تاکتیک خامنه ای اگر چه در پاره ای از اصلاح طلبان تمایل به آشتی ملی درمقابل تهدید خارجی را بر انگیخته است، اما با مقاومت موسوی و کروبی و اغلب اصلاح طلبان زندانی رو برو گردیده است. با این وجود، عدم مرز بندی میر حسین موسوی و مهدی کروبی با اساس سیاست اتمی رژیم و خصوصا پافشاری آنان بر ادامه غنی سازی اورانیم در ایران ( در شرایطی که این کار حتی از لحاظ صرفا اقتصادی هم برای ایران مقرون بصرفه نیست)، عملا مخالفت ها را در جنبش سبز با سیاست های هسته ای حاکم تضعیف نموده اند، و از این طریق به کل این جنبش آسیب می رسد؛
4- استراتژی امریکا و غرب در بحران هسته ای ایران، جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته ای حتی از طریق مداخله نظامی و توسل به جنگ است . اما جنگ نمیتواند جز به تخریب و کشتار ، خانه خرابی مردم ، تقویت استبداد و سرکوب نیرو های ترقی خواه و دموکرات کشور منجر شود. بر عکس ، وادار کردن رژیم به نوشیدن جام زهر و پذیرش تعلیق غنی سازی و عقب نشینی در بحران هسته ای، خطر جنگ را کمتر ساخته، به تحریم ها ی بین المللی پایان داده، موجب محدود شدن امکانات رژیم برای سرکوب و در نتیجه فراهم شدن شرایط گسترش جنبش دموکراتیک مردم میگردد. این آلترناتیو اما، تنها با مبارزه تمام ایرانیان برای بر هم زدن توازن قوای موجود در کشو ر، ممکن و قابل تحقق است. به همین دلیل تحریم های بین المللی، آنگاه می توانند موثر باشند که تضعیف کننده مبارزه مردم ایران علیه سیاست های خانمان برانداز و ماجراجویانه رژیم جمهوری اسلامی نباشند. مخالفت و مبارزه یکپارچه اکثریت قاطع مردم ایران علیه سیاست اتمی رژیم شرط اجتناب ناپذیر عقب نشینی رژیم و حل بحران بین المللی هسته ای است. موافقت دربست و چشم بسته با این تحریم ها بدون ارزیابی دقیق تاثیر آنان بر روی زندگی روزمره و مبارزه عمومی مردم ایران برای آزادی و دمکراسی، خطای بزرگی است که عملا دست جمهوری اسلامی را در سرکوب مردم و دستیابی به سلاح هسته ای باز میگذارد؛
5- چهارمین گرد همائی سراسری جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران،ضمن محکوم کردن هرگونه حمله نظامی به ایران، خواستار تعلیق غنی سازی و توقف تولید انرژی برق از طریق نیروگاه اتمی است. ما خواهان خاور میانه ای عاری از سلاح و نیروگاه های هسته ای هستیم. ما تنها تحریم هائی را مثبت و موثر می دانیم که به هیچ وجه زندگی و امنیت مردم کشورمان را تحت تاثیر قرار نمی دهند و صرفا برنامه های هسته ای رژیم را محدود و یا متوقف ساخته، سرکوب کنندگان آزادی های مردم ایران را از لحاظ دیپلماتیک، مالی و تدارکاتی تحت فشار قرار می دهند.