جان زندانیان سیاسی در ایران در خطر است!

نامه سرگشاده گروهی از نویسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران، دانشگاهیان، حقوقدانان، پژوهشگران، کوشندگان جنبش زنان، مدافعان حقوق بشر و تلاشگران سیاسی و مدنی به دبیر کل ملل متٌحد برای نجات جان محکومان به اعدام و الغای احکام دادگاههای نمایشی در ایران.

آقای بان کی- مون، دبیرکل محترم ملل متحد
جان زندانیان سیاسی در ایران در خطر است!
بی تردید شما نیز در ماههای اخیر شاهد مقاومت مسالمت آمیز مردم ایران در برابر تقلب بزرگ و برنامه ریزی شده دولت در انتخابات ریاست جمهوری و تظاهرات و راهپیمائی های عظیم و بدون خشونت آنان برای آزادی انتخابات در ایران بوده اید و مشاهده کرده اید که این جنبش دادخواهی مدنی چگونه با خشونتِ نظامیان و شبه نظامیان رسمی و غیر رسمی دستگاه حاکم به خون کشیده شد و هزاران تن از تظاهرکنندگان، تنها به جرم ایستادگی در برابر ابقای نیرنگ آمیز محمود احمدی نژاد در مقام ریاست جمهوری اسلامی، دستگیر و زندانی شدند و مورد آزار و شکنجه و تجاوز جنسی مأموران اطلاعاتی و امنیتی حکومت قرار گرفتند.
کودتاگران انتخاباتی به موازات سرکوبِ خیابانی معترضان، به سراغ رهبران و فعٌالان احزاب و سازمانهای سیاسی قانونی نیز رفته موج تازه ای از بازداشتهای خودسرانه و زندانهای انفرادی و شکنجه های جسمی و روانی مخالفان سیاسی خود به راه انداختند و سرانجام شماری از آنان را به دادگاههای نمایشی و اعترافات فرمایشی کشاندند.
آقای دبیر کل، اکنون که این نامه را خطاب به شما مینویسیم، افزون بر همه قانون شکنیها و خودسریها نسبت به دستگیر شدگانی که از بنیادی ترین حقوق قانونی در دفاع از خویش محروم بوده اند، سایه شوم اعدام نیز ایٌام سختِ محبس را بر زندانیان سیاسی تیره تر کرده است. سخنگوی دستگاه قضائی در جمهوری اسلامی که حتٌی خود را مکلٌف به بردن نام محکومان به اعدام نمی بیند و تنها به ذکر حروف اوٌل نام و نام خانوادگی آنان بسنده میکند، از صدور حکم اعدام در مورد پنج تن از محکومان، آرش رحمانی پور، حامد روحانی نژاد، محمد رضا علی زمانی، ناصر عبدالحسینی و داود فردبچه میر اردبیلی خبر میدهد. این افراد به اتٌهامات واهی و بی اساس و بدون رعایت حقٌ دفاع و برخورداری از داشتن وکیل و محاکمه عادلانه منطبق با معیارهای قضائی نظام حقوق بشر ملل متٌحد، به اعدام محکوم شده اند. هدف از حکم قتل آنان، در حقیقت، ترور جامعه است. به روایتِ شاهدان عینی اغلب آنها از ماهها قبل از رویدادهای اخیر و به اتهاماتی دیگر در زندانهای جمهوری اسلامی بوده اند و اینک ناگهان به ایفای نقش در نمایشنامه دادگاههای جمهوری اسلامی، که جز ابزاری برای تصفیه حسابهای سیاسی نیست، واداشته شده اند تا در کنار خانم کلوتید رایس، دانشجوی بیگناه فرانسوی، دستهای مرموز بیگانگان را در پشت حوادثِ ایران برملا کنند.
در همه این ایٌام دولتِ احمدی نژاد با بستن راههای ارتباط قانونی و خانوادگی، زندانیان سیاسی را در انزوا و وکلا و بستگان آنان را در بیخبری نگه داشته است؛ فعٌالان سندیکاهای کارگری و صنفی، روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان، کوشندگان جنبش زنان و دگر کیشان را به بهانه های واهی و گاه حتٌی بدون قرار بازداشت به حبس افکنده است؛ همزمان با گشایش دانشگاهها بر شدٌتِ تصفیه دانشجویان و محرومیتِ آنان از تحصیل افزوده است؛ هشت تن از استادان دانشگاه در زندان و شمار دیگری در معرض اخراج و بازنشستگی اجباری بسر میبرند. محمٌد ملکی رئیس اسبق دانشگاه تهران را که در سالهای گذشته نیز دو بار به دلیل ابراز عقیده سیاسی به زندانهای طولانی محکوم شده بود، با وجود کهولت و بیماری، بار دیگر به زندان انفرادی افکنده است
عالیجناب، ما ضمن قدردانی از تلاشهای کارشناسان سازمان ملل متٌحد آقایان فیلیپ آلستون، گزارشگر ویژه اعدامهای خودسرانه و مانفرد نوواک، گزارشگر ویژه شکنجه و همکارانشان در پیگیری موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران و سپاسگزاری از کوششهای کمیسر عالی ملل متٌحد در حقوق بشر خانم ناوی پیلای و به ویژه از گزارش تفصیلی اخیر حضرتعالی به مجمع عمومی پیرامون وضعیت حقوق بشر در ایران از شما تقاضا داریم :
شخصا با استفاده از همه نفوذ معنوی خود با بسیج امکانات قانونی و اجرائی سازمان ملل متٌحد، دولت ایران را از اجرای احکام اعدام افراد یاد شده بازدارید و برای نجات جان آنها اقدام کنید.
با توجه به تعهدات دولت ایران نسبت به میثاقهای بین المللی لازم الاجرا در مورد حقوق بنیادی افراد در محاکمات خواهان لغو دیگر احکام دادگاههای نمایشی اخیر گردید.
با توجه به شواهد و مدارک انکارناپذیری که در نقض فاحش حقوق بشر و آزار و شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی وجود دارد از مقامات جمهوری اسلامی بخواهید به در خواست سفر آقای نوواک به ایران برای تحقیق در این باره که از ماهها پیش بی جواب مانده است پاسخ مثبت دهند.
و سر انجام تقاضا میکنیم با توجه به وخامت روزافزون نقض حقوق بشر، با پیگیری مستمر، زمینه اعزام فرستاده ویژه حقوق بشر به ایران را که از سال 2005 قطع شده است بار دیگر فراهم آورید.

با تقدیم احترام

رسول آذرنوش، کیوان آرامش، احمد آزاد، نعمت آزرم، فرهاد آسور، گیل آوایی، آرش آهنگر قشقائی، باقر ابراهیم زاده، شادی ابراهیم زاده، شکوفه ابراهیم زاده، کاوه احسانی، کمال ارس، اردوان ارشاد، مریم اسفاری، احمد اسکندانی، مریم اسکندانی، مریم اشرافی، احمد اشرف، پروین اشرفی، مهرنوش اعتمادی، ناصر اعتمادی، محمد اعظمی، رضا اغنمی، حمید اکبری، رضا اکرمی، نسرین الماسی، سعید امیر ارجمند، آسیه امین، بهمن امینی، مرجان انصاری، جمشید انور، نیکروز اولاد اعظمی، وهاب انصاری، اصغر ایزدی، احمد ایٌوب، حسن بابائی، ناهید باقری، باقر بقا، بهنام باوندپور، کمال بایرام زاده، ژیلا بختیاری، مهران براتی، منیره برادران، رضا براهنی، مهدی برزین، مهرزاد بروجردی، ارژنگ برهان آزاد، علی بنوعزیزی، ژیلا بورگم، سهراب بهداد، منصوره بهکیش، حسن بهگر، کامران بهنیا، امین بیات، نیلوفر بیضائی، روشنک بیگناه، سیروس بینا، کورش پارسا، میثاق پارسا، رویا پارسای، کوشیار پارسی، ناصر پاکدامن، کریم پاکروان، احمد پورمندی، هایده تابش، مهدی تاج الدینی، تقی تام، شهین تقدیسی، کمال تقدیسی، مهدی تقوائی، منوچهر تقوی بیات، کامران تلطٌف، ناهید توسلی، فریدون توفیقی، ناهید توٌکلی، هوشنگ توٌکلی، محمٌد توٌکلی طرقی، نیٌره توحیدی، حمید جاذب، سیروس جاویدی، میهن جزنی، محمود جعفری، محمٌد جلالی(م. سحر)، عبٌاس جمالزهی، فرشید جمالی، فرامرز خدایاری، لطفعلی خنجی، پیمان جواهرحقیقی، جواد جواهری، فرزاد جواهری، محمٌدرضا جواهریان، مریم جواهریان، حمید چگینی، ویدا حاجبی، علی اصغر حاج سیٌد جوادی، رضا چرندابی، کورش حاذقی، مریم حجٌاریان، علی حجٌت، محسن حرمتی پور، حسن حسام، لاله حسن پور، رضا حسینی، شهرزاد حسینی، فاطمه حقیقت جو، حمید حمیدی، نقی حمیدیان، حسن حمیدیان، نقی حیدریان، کیوان خادمی، نسیم خاکسار، مهدی خراسانی، علی اصغر خرسند، هادی خرسندی، بهروز خسروی، آذر خونانی، اسماعیل خوئی، جواد دادستان، فریبا داودی مهاجر، حمید دباشی، مهرداد درویش پور، فرهاد دفتری، علی دماوندی، اکبر دوستدار، امیر دها، احسان دهکردی، مهدی ذوالفقاری، بهزاد ذوالنور، مهشید راستی، محمود راسخ، نریمان رحیمی، علی رسولی، محسن رضوانی، علی رضوی، محمود رفیع، سعید رهنما، علی رهنما، فضل الله روحانی، فازی ریاحی، ناصر زراعتی، مجید زربخش، فخری زرشکه، نادر زرکاری، اسماعیل زرگریان، حسن زرهی، ماتیاس زمانی، حسن زهتاب، ملیحه زهتاب، سهراب زینانی، رحمان ساکی، منوچهر سالکی، سهیلا ستٌاری، منصور سحرخیز، اکبر سردوزآمی، بهرام سروش، آیدا سعادت، امیر سلطانی، بهرام سلطانی، سیامک سلطانی، ناصر سلیم، علی اصغر سلیمی، خسرو سمنانی، فروغ سمیع نیا، محمٌد تقی سیٌد احمدی، اکبر سیف، رضا شاه حسینی، علی شاهنده، رزیتا شرف جهان، حسن شریعتمداری، مهدی شفاء الدین، بهرام شفیعی، حسین شفیعی، شهلا شفیق، الهه شکرائی، هوشنگ شهابی، حماد شیبانی، بهروز شیدا، علی شیرازی، محمٌد شیرزاد، کیومرث صابغی، پرویز صادقی، حامد صادقی صفت، حمید صدر، ناصر صدیقی، حسین صرفه جو، احمد صفٌاریان، شهلا صفائی، یعقوب صفائی، معصومه ضیاء، مرتضی ضیابری، فرح طاهری، علی طهماسبی، ضیا عابدی، عبٌاس عاقلی زاده، مینا عبٌاسپور، زهرا عرفانی، پویا عزیزی، دارا عزیزی، رضا علٌامه زاده، کاظم علمداری، منصوره علمی، بهاره علوی، آنا عنایت، جعفر غفٌارپور، سپیده فارسی، منوچهر فاضل، مهدی فتاپور، مسعود فتحی، سیاوش فرجی، نادر فروزی، محمٌد فلٌاح نیا، فرشته فراهانی، علی فروزنده، ویدا فرهودی، نسرین فرهومند، فریده فرهی، راضیه فقیهی کاشانی، آراز فنی، رضا قاسمی، فرهنگ قاسمی، کبری قاسمی، وجیه قاسمی، کاوه قاسمی کرمانشاهی، محسن قائم مقام، آیدا قجر، مهدی قلی زاده اقدم، شهرام قنبری، ساقی قهرمان، آرزو قهرمانی، هایده قهرمانی، رویا کاشفی، مسعود کاظم زاده، فرهاد کاظمی، مصطفی کاظمی، گیتی کاوه، ایرج کایدپور، گلناز کردستانی، کاظم کردوانی، بهروز کرمی، اسفندیار کریمی، احمد کریمی حکٌاک، هوشنگ کشاورز صدر، بهزاد کشاورزی، علی کشتگر، رئوف کعبی، علی کلائی، شیما کلباسی، حسین کمالی، فرناز کمالی، منصور کوشان، فاطی کهن، هرمز کی، آرش کیا، پانته آ کیان، جلال کیایی، حسن گلشاهی، امیرحسین گنج بخش، علی گوشه، مجید گیوه چی، حسین لاجوردی، اصغر لرکی، مزدک لیماکشی، عفٌت ماهباز، مهناز متین، علی متین دفتری، هدایت متین دفتری، ناصر محب، پروین محسنی، صادق محمودی، رضا مرزبان، گرجی مرزبان، لعیا مرزبان، نادر مزکٌی، منیژه مرعشی، محمٌد مرٌوج، نرما مروزی، تراب مستوفی، مریم مسکوب، حسین مشرف، احمد مشعوف، نیما مشعوف، حسین مشفق، مهناز مشفق، مهران مصطفوی، ناهید مظفری، منصور معٌدل، بهرام معصومی، بهروز معٌظمی، خاطره معینی، محمٌد معینی، هایده مغیثی، مجتبا مفیدی، رویا مقدٌس، رضوان مقدٌم، محسن مقصودی، حسن مکارمی، گلناز ملک، هاشم موٌحد، زهرا موسوی، سمانه موسوی، مسعود مولا زاده، امیر مومبینی، باقر مومنی، علی اکبر مهدی، فیروزه مهاجر، ناصر مهاجر، آرش مهاجری نژاد، رضا مهاجری نژاد، فرهاد مهدوی، حمید مهدی پور، فروغ مهدی پور، مینو مهدی پور، ساسان مهری، همایون مه منش، فردوس میرآبادی، انور میرستٌاری، مهران میرفخرائی، رضا ناصحی، نیما ناصرآبادی، کیومرد نامجو، منوچهر نامور آزاد، حسین نانام، حسن نایب هاشم اکبر نجفی، صبری نجفی، شکوه نجم آبادی، جمیله ندائی، علی ندیمی، آرش نراقی، محسن نژاد، همدم نسترنی، سیمین نصیری، شیوا نظرآهاری، فرهاد نعمانی، پروین نودینیان، رئوف نودینیان، نسرین نودینیان، شیوا نوژه، پرویز نویدی، میترا نهچیری، صبا واصفی، شیدان وثیق، شاداب وجدی، فرزین وحدت، مهدی وزیری، نیما وزیری، احمد هاشمی، جهانگیر هاشمی، علی هاشمی، ایرج هاشمی زاده، عطا هودشتیان، بیتا یاری، فرهاد یاسائی، آزاده یداللهی، منوچهر یزدیان، محسن یلفانی.




گفتگو با فرهنگ قاسمی

با توجه به رویدادهای اخیر ایران و جنبش سبز با تمام دگرگونی هایش که نه تنها ما بلکه افکار عمومی جهان، شاهد آن هستیم، پای صحبت آقای فرهنگ قاسمی می نشینیم و نظریه های ایشان را با شما درمیان می گذاریم.

شمار زنانی که در تظاهرات ماه های اخیر شرکت کرده اند، از شمار مردان بیشتر نبوده باشد، کمتر نیست. از کمیّت که بگذریم، از نظر کیفیت در برنامه های عملیاتی بر اساس اخباری که همۀ ما از ایران دریافت میکنیم، زنان نقش عمده ای بازی کرده اند. من فکر میکنم این همه مبارزه و فداکاری که از سوی زنان برای آزادی به انجام رسیده است، نمی تواند در این جنبش مساوات خواهی زن و مرد از یک سو و در مبارزات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و هنری جامعۀ ما از سوی دیگر بی تأثیر باشد و آرزوی من اینست که یک روز چند کاندیدای ریاست جمهوری زن از میان زنان آزادیخواه داشته باشیم و در پارلمان ما زنان 50 درصد نماینده داشته باشند و در دولت ملی ما زنان همانند مردان به اداره ی کشور بپردازند.

پای صحبت فرهنگ قاسمی

1 – به نظر شما آیا خواسته های این جنبش گسترش مییابد یا نه؟ آیا این خواسته ها تغییر یافتنی است یا نه؟ با توجه به مانورهایی که کروبی تا کنون از خود نشان داده و در مقابل موسوی تا حدودی سکوت پیشه کرده و در تدارک “راه سبز امید” است، این حرکات سیاسی را نسبت به خواسته های مردم ایران چگونه ارزیابی میکنید؟
قبل از جواب دادن به سئوال شما، میخواهم از این ابتکاری که به خرج داده اید قدردانی کنم، زیرا باعث خواهد شد که افراد بتوانند نظرات خود را نسبت به این جنبشی که در ایران میگذرد، بدهند. برای پاسخ به سئوال شما باید دید خواست مردم ایران در این خیزش پرعظمت چه بوده است. این خواست هیچ چیز غیر از آزادیخواهی نیست. مردم ایران میخواهند از قید و بند قوانین عقبگراو سنتی و بدوی اسلامی آزاد شده و حقوق ابتدائی خود را در یک جامعۀ معمولی انسانی به دست آورند. منظور من، برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید، از آزادیخواهی، همان آزادی هائی است که در منشور جهانی حقوق بشر منظور شده است و در این چند سال اخیر بیش از دهه های گذشته مردم ایران نشان دادند که آزادی میخواهند: زنان آزادی میخواهند تا از زنجیرهای اسارت حاکمیت”مردانه” مندرج در قوانین و سنن اسلامی رها گردند. جوانان خواستار آزادی زندگی جوانی کردن هستند، آزادی میخواهند تا بتوانند درس بخوانند و علم بیآموزند، آزادی میخواهند موسیقی گوش بدهند، برقصند، عشق بورزند، دست دوست خود را بگیرند و در خیابان آزادانه راه بروند، با دنیا و اجتماعات دیگر تبادل اطلاعات داشته باشند. کارگران و کارمندان و زحمتکشان ایران، سالهاست که خواستار اجتماعات سندیکائی هستند تا بتوانند به طور مستقل از حقوق حرفهای و اجتماعی خود در برابر فشارهای ناشی از انباشت قدرت و ثروت دفاع کنند. روشنفکران حق خود را در آزادی عقیده و بیان میخواهند، اقلیت های مذهبی میخواهند که دولت مذهبی برای آنها مزاحمت بوجود نیآورد، اقلیت های قومی میخواهند که حقوق ابتدائی آنها رعایت شود. مردم آزادی بیان، آزادی حزب و جمعیت و … میخواهند. مردم همینطور آزادی حق مشارکت در سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود را خواستار هستند. سئوال این است که آیا این خواستها پاسخ مثبت داشته اند و در رژیم جمهوری اسلامی میتوانند تأمین گردند؟ از آنجا که پاسخ روشن است، پس جنبش ادامه خواهد داشت و گسترش خواهد یافت. این خواستها با توجه به شرایط و امکانات، هربار ظرف تازهای پیدا خواهند کرد تا خود را بیان کنند. از سوی دیگر به نظر من این جنبش یک حرکت انتقادی مردم ایران است که از خانه ها، کارخانه ها، ادارات، مدارس و دانشگاهها به خیابانها ریخته اند. کروبی و موسوی که خود از دستاندرکاران رژیم جمهوری اسلامی میباشند هم به علت تحولاتی که از سی سال به این سو پیدا کردهاند و تا حدی پوچی ولایت فقیه و قانون اساسی را دریافته اند، از عوامل این جنبش انتقادی برای آزادیخواهی هستند، اینها به عنوان رهبران نهادینه شدۀ جنبش خرداد، به مردمی که برای آزادی انتخابات قیام کرده اند، نیاز دارند و مردم هم تا موقعی که اینها در جهت خواستهایشان گام بردارند، با آنها همراه خواهند بود.

2 – جنبش مدنی مردم ایران، به ویژه پس از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری، تقریباً همه ی طبقات مختلف را نمایندگی میکند. هم اینک این خیزش های گستردۀ اجتماعی، به دستور رهبران جمهوری اسلامی توسط نیروهای سرکوبگر رژیم، خونین گشته است. وضعیت و جایگاه این جنبش را چگونه ارزیابی میکنید؟
آزادی انتخابات یکی از همان آزادیهائی است که در بارۀ آن قبلاً صحبت شد، من در مورد آزادی انتخابات مقالات زیادی از چند سال پیش نوشته ام و حاصل این مقالات تحت عنوان: “انتخابات آزاد و حاکمیت ملت”، در سال 2008 در پاریس به چاپ رسیده است. در این نوشته ها پیشبینی شده است که اگر آزادی انتخابات رعایت نشود، مردم ایران قیام خواهند کرد. پایه و اساس مبارزۀ اجتماعی و روشنگری یک جامعه، پیشرفت بنیادی یک ملت در همین آزادی انتخابات است، این اصلی ترین و پایهایترین محور رشد اجتماعی میباشد، اگر ملت ایران بتواند آنرا بدست آورد و مال خود سازد و از دست ندهد، همۀ درهای آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی و حاکمیت ملت و استقلال کشور کم کم به رویش باز خواهد شد. برای پیروز شدن در این مرحله، باید یک یکِ مردم ایران خود را از ایده آل های دیگر رها ساخته و فقط و فقط برای آزادی انتخابات فعال شوند. کاری که در هفته های نخست جنبش به خوبی قابل ملاحظه بود. رژیم جمهوری اسلامی گمان دارد که با کشتار و سرکوب و زندانی کردن مدافعان آزادی انتخابات، خواهد توانست این جنبش اجتماعی را خاموش سازد، در صورتی که میبینیم مقاومت هرروز ادامه دارد و هر روز شکافی تازه در حاکمیت جمهوری اسلامی بوجود میآورد. رهبران این جنبش در وضعیت و جایگاه این جنبش نقش عمدهای میتوانند بازی کنند و آن، درایت درست از کیفیت و عوامل تشکیل دهندۀ این جنبش است. اگر این درایت وجود داشته باشد، میتواند جنبش را کماکان رهبری کند. به دنبال حرکت و جانفشانی مردم، اپوزسیون موافق و مخالف شرکت در انتخابات یک شبه همۀ امکانات فکری و ارتباطی و انسانی خود را در اختیار جنبش گذاشتند، جنبشی که این آقایان موسوی و کروبی در رأس آن قرار دارند و این آقایاناگر نسبت به تغییر در ایران راستین و درست کردارند، نه تنها باید این سرمایۀ سی سالۀ اپوزیسیون را با خود نگهدارند، بلکه باید از آنها نیز تقدیر نمایند و گفتاری داشته باشند که این همآهنگی ها حفظ و نگهداری شود. اینان اگر اصلاح طلبند اول باید ادبیات سیاسی خود را اصلاح کنند.

3 – سرانجام ِ اعتراضگری مردم و این نوع رویارویی با حکومت، به نفع چه کسی و یا چه کسانی رقم خواهد خورد و چشم انداز دمکراسی و آزادی بیان در ایران را چگونه نتیجه گیری میکنید؟

مبارزۀ آزادیخواهان برای انقلاب مشروطیت و همۀ هزینه هایی را که مردم برای به ثمر رسیدن این انقلاب در سد سال پیش انجام دادند، کشمکش های دوران دیکتاتوری رضا خان که با سرکوب آزادی خود را و سلسله ی پهلوی را بر مردم تحمیل کرد، مبارزات مصدق و جبهۀ ملی، مبارزات بعد از 28 مرداد 1332، چه بخش سیاسی و چه مسلحانۀ آن، سپس انقلاب 1357، جانفشانی مرحوم بختیار، دسیسه و کودتا علیه بنی صدر که در نظر داشت نوعی از دمکراسی را در ایران مستقر سازد و نمی خواست زیر بار فرمایشات خمینی برود، کشتارهای 1367، … اینها همه بخشی از تاریخ مبارزات مردم ما علیه دیکتاتوری هستند. این اقدامات همه برای دمکراسی و آزادی و استقلال صورت گرفته است. این نسلی که امروز به خیابانها میریزند، علارغم همۀ سانسورهای سی سال گذشته، علارغم درس قرآن و تربیت اسلامی در مدارس جمهوری اسلامی ، نشان داد که منتجۀ شناختش برای پیشرفت و آزادیخواهی مثبت بوده است. جوانانی که امروز به خیابانها میآیند، آزادیخواهی را از پدران خود که در سالهای قبل برای آزادی مبارزه کردهاند آموخته اند. این نسل بدون تردید، همینطور، تحت تأثیر ادبیات اجتماعی، فلسفی، فرهنگی، اقتصادی و هنری این سد سال اخیر قرار گرفته است، چگونه میتوان چشم انداز دمکراسی در ایران را جز مثبت دید؟! نه تنها این چشم انداز در جهت پیشرفت آزادی خواهد بود، بلکه با توجه به آنچه در ایران گذشته، مشاهده خواهیم کرد که چگونه احزاب، سندیکاها، انجمن ها در مرحلۀ بعدی این حرکت اجتماعی به حرکت در خواهند آمد. فراموش نکنیم که دمکراسی یک روند است و باید در فرهنگ و تربیت و شیوۀ زندگی افراد، رشد پیدا کند. رشد آن ناگهانی نیست، بلکه ذره ذره است که انباشته میشود و در رفتار و کردار و گفتار و زیستار ما جلوه های انسانی خود را مییابد و ما هنوز و متأسفانه در نخستین مراحل این روند هستیم. موقعی این روند سرعت خواهد گرفت که حکومت خود بر دمکراسی ارج بگذارد و آنرا در جامعه تبلیغ نماید و با اساس آن ادارۀ مملکت را به عهده بگیرد و در تاریخ ما این نوع حکومت ها به ندرت دیده شده اند، اگر بخواهیم نمونهای از آن را بیآوریم، باید به یاد دوران حکومت ملی دکتر مصدق بوده باشیم.

4 – تصور نمی کنید که در این شرایط حساس، یک تشکل و یا شورای رهبری مؤثر از طیف های مختلف جامعه که بتواند جنبش را هدایت کند، لازم است؟ به نظر شما مکانیسم متحقق شدن آن چیست؟

این سئوال شما داغ دل کسانی را که از سالها پیش این خواست را داشته اند و برایش زحمت کشیده اند، تازه میکند. من هم با اقدامات ناچیز خود و در کنار همفکران، همواره خواستار این تشکل بوده ام و برایش گام برداشته ام و در نوشته هایم آورده ام، به ویژه در این سالهای اخیر که برای انتخابات آزاد می کوشیده ام. تشکیل یک شورای رهبری از اپوزیسیون چه به مفهوم افراد و چه به مفهوم احزاب و سازمانهای سیاسی را ضروری دانسته ام. امروز این مهم بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. اما چگونه می توان آنرا متحقق ساخت؟ اصل قضیه همینجاست. اول باید دید شورای رهبری از چه کسانی باید تشکیل شود؟ اگر منظور شما از افراد اپوزیسیون جمهوری اسلامی در کلیت آن است، یک طور باید عمل کرد و اگر قرار است کسانی باشند که جمهوری اسلامی را با اصلاحاتش قبول خواهند داشت، باید یک طور دیگر عمل کرد. من خودم را در صلاحیت این نمی دانم که در امور اصلاح طلبان جمهوری اسلامی دخالتی داشته باشم، اما در مورد یک شورای رهبری از اپوزیسیون جمهوری اسلامی میتوانم ملاحظاتی را که دارم، بدون ادعا، فقط و فقط پیشنهاد کنم. این شورای رهبری باید حداقل روی اصول:
1ـ جمهوریخواهی،-2 دمکراسی خواهی، 3ـ لائیسیته،-4 آزادیخواهی و 5 -مدافع عدالت اجتماعی و حقوق بشر بودن خود پافشاری نماید. بی گمان برای عملی ساختن این خواست بزرگ باید عدهای وارد ارتباطات با سازمانهای سیاسی و با افراد برجستۀ غیر سازمانی ِ اپوزیسیون بشوند تا در این زمینه تفاهمی فراهم گردد و براساس آن فراخوانی داده شود تا نمایندگان این سازمانها و آن افراد سیاسی غیر سازمانی، با هم نشستی داشته و به توافقی برسند تا یک شورای رهبری موقت، مورد تأئید شرکت کنندگان قرار گیرد.

5 – با اشاره به طیف گستردۀ دیدگاههای مختلف، اپوزیسیون تا به امروز موفق به تشکیل آلترناتیو نیرومند و اثر گذار نشده است، آیا در شرایط فعلی نسبت به توانایی و پتانسیل موجودِ اپوزیسیون، فضایی برای سامان یابی یک آلترناتیو نیرومند، پیرامون یک پلاتفرم مشترک وجود دارد؟

این شورای رهبری باید در خود پتانسیل آلترناتیو شدن را داشته باشد و این ظرفیت و پتانسیل باید در برنامه و عمل به اثبات برسد. به تجربه دیده ایم که هیچیک از سازمانها و افراد حاضر در صحنۀ سیاسی که علیه جمهوری اسلامی مبارزه میکنند، به تنهایی نتوانسته اند موفق باشند. پلاتفرم مشترک باید پاسخگو به خواستهای مبرم جامعۀ ما باشد و از بیان حداقل ها باید حرکت شود. باید از خود و از سازمان خود و ایده ها و آرمان های خود در این مرحله از حرکت دل کند و برای 5 اصلی که در سئوال 4 مطرح شده است، مبارزه کرد.

6 – هشت سال مدیریت اجرایی کشور در اختیار اصلاح طلبان به ریاست آقای خاتمی بود؛ هم اینک اما، اصولگرایان در رأس نهادهای قانون گذاری، قضایی و دولت قرار گرفته اند و با منطق زور و سرکوب عریان، نقطه نظرهایشان را در جای جای مناسبات اجتماعی، اعمال میکنند، آیا به طور کلی، اصلاح طلبان، توان به چالش کشیدن اصولگرایان را دارند؟ چنانچه امکان دارد، به چرایی و چگونگی تفاوت شیوه های آنها نیز بپردازید.

اگر مملکت مدیریت شده بود کار به دست احمدی نژاد نمی افتاد، بفرمایید سوء مدیریت! با اجازۀ شما وارد این بحث نمی شوم، زیرا اعتقاد داشته و خواهم داشت جمهوری اسلامی به هیچوجه اصلاح پذیر نیست. این رژیم شایستۀ مردم ایران نمیباشد و اینرا نه تنها مردم ایران دیگر امروز دریافته اند، بلکه جهانیان نیز برآن وقوف پیدا کرده اند. با این قدرت انتقادی که در جامعۀ ما وجود دارد، اگر هم اصلاح طلبان سرِ کار بیآیند، کافی است چند صباحی آزادی در ایران حاکم باشد، خواهیم دید که جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و قانون اساسی، علت وجودی خود را از دست خواهند داد. اما چه کسی میتواند قبول کند که تفسیر این اصلاح طلبان از آزادی و حقوق بشر و دمکراسی، همانی باشد که مردم ایران طی سد سال برایش مبارزه کرده اند؟

7 – چه راهکاری را برای تداوم و رشدیابندگی این خیزش اجتماعی پیشنهاد میکنید؟ سه ماه از خیزش گستردۀ مردم ایران و اعتراض به تقلب انتخاباتی گذشت، زنان و مردان آزادهی ایران، به ویژه جوانان، روزهای پر التهاب ِ رویاروئی با حکومت اسلامی را پشت سر گذاشتند؛ اما مردم از همدیگر میپرسند که چه خواهد شد؟ نظام جمهوری اسلامی با سرکوب وحشیانه، این جنبش اجتماعی را نیز همچون سی سال گذشته به خون کشید و احمدی نژاد را با تقلب بر مسند قدرت تکیه داد و بر مردم تحمیل کرد. ارزیابی شما از فرایند این خیزش گسترده در این برهه از زمان چیست و واکنش های مردمی ایران پس از این تجربه چه خواهد بود؟

جنبش مردم ایران علیه حاکمیت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نه تنها در نوع خود بی نظیر است بلکه دارای پیچیدگی هایی میباشد که برای تداوم و رشد یابندگی آن باید عوامل این پیچیدگی ها را مورد توجه قرار داد. عمده ترین عامل این است که این جنبش از داخل خودِ رژیم ولایت فقیه پا میگیرد و تحول پیدا میکند و آنرا نفی مینماید. چنین روندی رهبری جنبش را دچار سرگیجه کرده است. آیا باید دنبال مردم بیافتد، مردمی که از مدافعان حاکمیت اسلامی شروع شده و نقطۀ مقابل خود را در شاهزاده رضا پهلوی مییابد که با “حلقۀ” سبز بر مچ دستش، خود را مدافع این جنبش میداند و در این میان“ شیفتۀ“ جنبش میشود، زیرا کشف میکند که مردم ایران برای آزادی به حرکت درآمده اند. اما رهبری جنبش که آقای موسوی باشد، نه تنها نسبت به گذشته های دور خود احساس گناه نمیکند، بلکه گذشتۀ چند ماه اخیر خود را نیز از یاد می برد، اگر “ندا”ها توسط رژیم در حین تظاهرات ازمیان رفتند، آیا برای این بود که ولایت فقیه و حاکمیت جمهوری اسلامی را میخواستند که او در ۸ مهر ماه 88 (در جمع اعضای فراکسیون خط امام) مقید به فعالیت در چارچوب قانون اساسی است؟ قنبری به نقل از موسوی میگوید: “جنبش سبز حرکتی نیست که در آن کسی برنده یا بازنده باشد، همه در قالب آن اعم از اصلاح طلب و اصول گرا میتوانند برنده باشند”! اگر تفسیر او از آیندۀ جنبش مردم ایران اینست و ایده آل او این میباشد، مردم باید تصمیم خود را بگیرند. اسپینوزا میگوید: “دو چیز همواره روی انسان تأثیر میگذارند: گذشته و آینده”؛ بسیاری از گذشتۀ خود غمگین شده و احساس گناه میکنند و بسیاری با امید و آرزو نسبت به آینده و برای به دست آوردن اهداف عالیمرتبۀ خود رنج و ناراحتی میکشند. سئوال اینست که آیا آقای موسوی از گذشتۀ خود خشنود است و نسبت به ایده آل خود – اگر همین باشد که میگوید- دغدغۀ خاطر ندارد؟ به هررو، اگر رهبری جنبش اینست که امروز وجود دارد، رشد یابندگی آن بسیار محدود بوده و فاصلۀ زیادی با خواستهای مردم دارد. در اینجا نیز برای چندمین بار اپوزیسیون خودی و ناخودی جمهوری اسلامی مطرح میشود. همانطور که قبلاً گفته و نوشته ام از اپوزیسیون خودی ِ جمهوری اسلامی، نباید انتظارات زیادی برای تغییرات در ایران داشت. اما اپوزیسیون ناخودی، که امروز هنوز در خدمت اپوزیسیون خودی عمل میکند، باید وضعیت خود را مشخص کند و به مشکل خود در داخل و خارج از کشور بپردازد، مطمئناً اگر این کار انجام بگیرد، مردم نسبت به او بی تفاوت نخواهند بود.
تا موقعی که اپوزیسون خارج از رژیم – ناخودی- به طور عکس العملی حرکت کند، دنباله رو خواهد بود و در چارچوب منطق حاکمیت یا بخشی از حاکمیت خواهد افتاد. همبستگی نیروهای جمهوریخواه و مدافع دمکراسی و آزادیخواه و کسانی که اعتقاد به جدایی دین از دولت و حکومت را دارند، امروز بیش از هر زمان دیگر اهمیت دارد. این حرکت همبستگی باید در مرحلۀ نخست بتواند از راست میانه تا چپ مترقی را در عمل متحد سازد و شعارهای اصلی ما باید بر اصل 5 آن استوار گردد.
اپوزیسیون احتیاج به یک رهبری دارد و این رهبری باید بتواند نه تنها مسئولیت صیانت از همبستگی اپوزیسیون را تأمین کند، بلکه باید قادر باشد ابتکار عمل سیاسی را با توجه به رئوس برنامۀ اجتماعی – اقتصادی ِ تدوین شدۀ خود، در دست بگیرد. این رهبری باید قادر باشد نسبت به دیگر حرکت های اعتراضی داخل رژیم – خودیها- هم خود را مجزا ساخته و هم در مراحل عملیاتی همسو نماید. رهبری باید از کسانی تشکیل شود که حاضر باشند سرعت عمل به خرج دهند و وقایع ایران را بدون کشتن وقت، دنبال نمایند و راه کارها را ارائه دهند. شعار آزادی انتخابات و مبارزه برای حاکمیت ملت، باید در رأس شعارها قرار گیرد. وقایع اخیر نشان داد که انتخابات آزاد تا چه حد، هم برای مردم ایران و هم برای مردم جهان اهمیت دارد. آزادی رأی دادن چیزی است که دنیای پیشرفته به راستی می فهمد و حاضر است از آن دفاع کند. این شعار باید بقیۀ شعارها را تحت شعاع قرار دهد.
اگرچه با کمال تأسف حضور احمدی نژاد در محافل بین المللی، به نوعی به او مشروعیت داد، اما نباید از یاد ببریم و نباید اجازه بدهیم که مردم جهان فراموش کنند که او با تقلب به قدرت رسیده است و هیچ گونه مشروعیتی از سوی مردم ایران ندارد. برای این کار باید اپوزیسیون و به ویژه اپوزیسیون خارج از کشور و بالاخص کسانی که از سالهای قبل علیه جمهوری اسلامی مبارزه کرده اند، از همۀ امکانات و تماس های خود استفاده کنند.
اپوزیسیون واقعی جمهوری اسلامی باید بتواند در عمل نشان دهد، فراتر از این جنبش سبزی است که توسط منادیان گذشتۀ جمهوری اسلامی اداره میشود و در حقیقت این جنبش که امروز سبزش نامیده اند، حاصل مبارزات یک سد سالۀ مردم ایران برای آزادی و دمکراسی و استقلال و عدالت است. جنبشی که گذشته اش باعث سرافکندگی نیست و ایده آل های آینده اش افتخارآمیز است، اصلاً و بنیادن با موسوی ها و کروبی ها و خاتمی ها ارتباطی ندارد.

8– شعارهایی که در حمایت و تأئید جنبش مردمی شکل گرفته، به قدری گسترده و مختلف است که نیازی به توضیح دوباره ی آن نیست؛ به نظر شما چگونه میتوان این تضاد را در موقعیت کنونی حل کرد؟ آیا فکر نمی کنید که این تضاد، بستر تضادهای بعدی را در تشکل ها فراهم کند؟ و اگر چنین است، آیا این تضاد میتواند به جنبش های اجتماعی در ایران ضرر بزند؟ چه راهکارهایی را شما پیشرو دارید؟

جنبشی موفق خواهد بود که علارغم تضادهایش، به دور محوری خود را متشکل سازد. وجود تضاد در جنبش نشانۀ گوناگونی و افکار رنگین کمانی آنست. به قول ژان ژاک روسو انسان ذاتاً خودخواه و خودمحور است. همین انسان خودمحور دریافته است برای پرهیز از جنگ و دیکتاتوری و استبداد به آزادی دیگران احترام بگذارد و این یک خواستی است که که انسان بطور مصنوعی و خلاف ماهیت خود بوجود آورده است. این نظر را مارتین هایدگر و فروید از دیدگاه های خود تایید می کنند. “آزادی من تا جایی که به آزادی دیگری لطمه وارد نشود.” جمله ی طلایی است که اساس دموکراسی را بنا می گزارد و جلودار خودخواهی و دیکتاتوری انسان میشود.
پس اگر این منطق را قبول کنیم باید نیز قبول کنیم که دمکراسی یعنی قبول تضادها و زندگی کردن در تضادها وگرنه، دیکتاتوری خواهد بود. اگر ملت ما هنوز به این حد از هوشمندی و درایت نرسیده است که با حفظ تضادها علیه دیکتاتوری و برای بهروزی و سعادت باید مبارزه کند، متأسفانه ملتی عقب مانده باید محسوب شود، در این میان حساب سیاسیون و روشن فکران خود روشن خواهد بود. ما در جنبش خرداد دیدیم به غیر از مواردی تک و توک بویژه در خارج از کشور اینطور نبود.
هرچند اداره کردن تضادها در دوران براندازی کاری ساده است، اما مدیریت تضادها در دوران به دست گرفتن قدرت و ادارۀ مملکت است که همیشه بحرانزا میشود. قدرت ِ آلترناتیوی که در بالا از آن سخن رانده شده، باید نقش عمده ای برای کاهش این تضادها در دو دورۀ آینده بازی کند. اگر از همین امروز توافق بر سر اصول ساده و روشن و حیاتی انجام نگیرد و اگر مکانیسم هایی به کار گرفته نشود که مسئولین پاسخگو باشند و اگر از انباشت قدرت توسط هر فرد یا ارگانی جلوگیری به عمل آید، طبیعتاً به جنبش اجتماعی و پیشرفت کشوری کمتر لطمه خواهد خورد.

9 – محدود کردن حلقۀ کروبی، به ویژه نمایش فیلم کهریزک، بیانیه ی یازدهم موسوی و واکنش های روز قدس را در این موقعیت حساس کنونی چگونه ارزیابی میکنید؟

اگرچه موسوی در انتخابات دهم نسبت به کروبی، رأی بیشتری آورد، اما کروبی در برنامۀ خود، مترقی تر از موسوی به نظر میرسد. او در عمل، بعد از انتخابات هم، اینرا نشان داد. فکر میکنم علارغم این گوناگونی ِ نظر و عقیده، هر دو نفر ِ نامبرده باید به دور یک محور که همان خواست مردمی است که آنها را به رهبری انتخاب کرده اند، یعنی آزادی، دمکراسی، عدالت اجتماعی و حقوق بشر اقدامات خود را به کار اندازند.

10 – با اشاره به اینکه بحث عبور از موسوی مطرح شده و از سوی دیگر بخشی از جنبش زنان در پی هویت مستقل خود، جایگاه بسیار والایی را در درون این جنبش جستجو میکند؛ نگاه شما نسبت به واقعیتهای موجود و حقیقت دستیافتنی چیست؟

برای رسیدن به آزادی هیچ اشکالی ندارد که حتی از جهنم عبور کرد فقط به شرطی که اصول خود را زیر پا نگذاشت. اگر منظور شما از عبور از موسوی اینست که برای رسیدن به آزادی باید از موسوی عبور کرد، این میتواند یکی از راه حل ها باشد و شاید راه حلی کم هزینه تر و شاید هم ماندن چند سال دیگر در سیستم ولایت فقیه. به هرحال چیزی است که امروز عینیت دارد و انبوه مردم آنرا میخواهند. اما اینکه جایگاه زنان در این جنبش چیست؟ به نظرم خیلی مهم است، زیرا آنها به علت اینکه بیش از دیگر افراد جامعه در رژیم جمهوری اسلامی مورد ظلم قرار گرفته اند، موفق به یک اقدام شجاعانۀ بی سابقه شده اند که آن کمپین یک میلیونی است. شمار زنانی که در تظاهرات ماه های اخیر شرکت کرده اند، از شمار مردان بیشتر نبوده باشد، کمتر نیست. از کمیّت که بگذریم، از نظر کیفیت در برنامه های عملیاتی بر اساس اخباری که همۀ ما از ایران دریافت میکنیم، زنان نقش عمده ای بازی کرده اند. من فکر میکنم این همه مبارزه و فداکاری که از سوی زنان برای آزادی به انجام رسیده است، نمی تواند در این جنبش مساوات خواهی زن و مرد از یک سو و در مبارزات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و هنری جامعۀ ما از سوی دیگر بی تأثیر باشد و آرزوی من اینست که یک روز چند کاندیدای ریاست جمهوری زن از میان زنان آزادیخواه داشته باشیم و در پارلمان ما زنان 50 درصد نماینده داشته باشند و در دولت ملی ما زنان همانند مردان به اداره ی کشور بپردازند.

با سپاس از شما آقای قاسمی عزیز
اکتبر 2009




فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی

گزارش ماهانه(مهر 1388) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران

نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !

در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:
بین المللی:
1 ـ گزارشگران بدون مرز در اطلاعیه ای تحت عنوان “شکنجه روزنامه نگاران در آزادترین کشور جهان!” از سازمان ملل متحد خواستند برای بازدید از زندانهای ایران بخصوص زندان اوین، هیات تحقیق ویژه به ایران اعزام کنند. در این اطلاعیه آمده است: روزنامه نگاران زندانی در ایران از همه حقوق ابتدائی خود محروم هستند. وکیلها و خانواده هایشان تهدید می شوند و از هیچ حمایتی برخوردار نیستند. محمود احمدی نژاد باید بر مبنای شهادت روزنامه نگاران شکنجه شده برای آنچه در زندانهای ایران، بعد از 22 خرداد گذشته است، حساب پس بدهد. (گزارشگران بدون مرز 2/7/88)

2 ـ گزارشگران بدون مرز بدنبال توقیف روزنامه های فرهنگ آشتی، آرمان و تحلیل روز با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: آیت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد رهبران جمهوری اسلامی علنا رسانه ها را دشمن و “ابزار سرنگونی” اعلام کرده اند. جمهوری اسلامی رسانه های مستقل را بدون دلیل و استناد جدی حقوقی مورد اتهام قرار می دهد و به شکل سازمان یافته در کار آنها اخلال می کند. این رژیم همچنان در صدر فهرست کشورهای سرکوبگر جهان در عرصه آزادی و آیت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد در فهرست “دشمنان آزادی مطبوعات” در جهان قرار دارند. گزارشگران بدون مرز از سوی خانواده های زندانیان و زندانیان آزاد شده، از زندانی شدن دو روزنامه نگار مطلع شده است. محسن آزموده خبرنگار خبرگزاری مهر به همراه همسرش در تاریخ 26 خرداد به اتهام “همکاری با گروه ضد انقلاب” بازداشت شده اند. همسر این روزنامه نگار اخیرا آزاد شده است. (گزارشگران بدون مرز 16/7/88)

3 ـ عفو بین الملل طی اطلاعیه ای خطاب به مقامات دولت ایران اعلام کرد: حبیب الله لطیفی، احسان فتاحیان و شرکو معارفی به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان از سوی دادگاههای ایران محکوم به اعدام شده اند و آنها را به سلولهای انفرادی منتقل کرده اند که این کار اغلب پیش از اعدام صورت می گیرد. در این اطلاعیه عفو بین الملل از مقامات ایران خواست که احکام اعدام این سه نفر را لغو کنند، از مجازات اعدام به قصد تلافی جرائم ارتکابی، بوسیله اشخاص دیگر خودداری کنند و نیز کلیه مجازاتهای اعدام در ایران را بطور کامل لغو کنند. (عصر نو 19/7/88)

4 ـ فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران (LDDHI) با انتشار اطلاعیه ای مطبوعاتی صدور حکم اعدام برای محمدرضا علی زمانی، الف-پ به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی ایران و ن-ع به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین محکوم کردند. در این اطلاعیه آمده است: این افراد در زمره صد متهمی هستند که در محاکمه های دست جمعی دادگاه انقلاب تهران در ارتباط با اعتراض های راجع به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شرکت داده شدند. (اخبار روز 22/7/88)

5 ـ جو استورک معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیده بان حقوق بشر اعلام کرد: بهنود شجاعی علیرغم منع بدون شبهه بین المللی در خصوص اعدام افراد زیر 18 سال و بخشش اولیه خانواده، وی به دار آویخته شد. شجاعی 21 ساله برای قتلی که در سال 2005، در سن 17 سالگی مرتکب شده بود، اعدام شد. وی افزود: اشتیاق مقامات قوه قضائیه ایران برای بدار آویختن متهمان نوجوان بر خلاف تعهدات بین المللی و مخالفت هائی که در ایران درباره چنین اعمال بی رحمانه ای وجود دارد، شوکه کننده است. این اعدام یک بی رحمی آشکار در خصوص ساده ترین شیو انسانی است. (ایران امروز 22/7/88)

6 ـ در گزارش سالیانه گزارشگران بدون مرز در ارتباط با وضعیت آزادی مطبوعات در جهان با اشاره به وضعیت رو به وخامت مطبوعات در ایران آمده است: امسال روزنامه نگاران ایران بیشتر از هر وقت دیگری از ایران احمدی نژاد آزار دیدند. انتخاب مجدد و مورد اعتراض محمود احمدی نژاد کشور را در بحرانی عمیق فرو برد و بدبینی مفرط مقامات حکومتی علیه روزنامه نگاران شدت یافت. با استقرار نیروهای امنیتی در چاپخانه ها و تحریریه های روزنامه ها، سانسور پیش از انتشار مطالب اعمال می شود. بازداشت و زندانی کردن، بدرفتاری غیر قانونی و گسترده با روزنامه نگاران بسیاری از آنها را مجبور به ترک کشور کرد. این تصویر کلی از وضعیت آزادی مطبوعات در جمهوری اسلامی در سال جاری است. ایران پیش از این نیز در رده های انتهایی جدول رده بندی قرار داشت. سال گذشته در رده 166 در میان 173 کشور، امسال ایران به دروازه سه کشور جهنمی برای آزادی ترکمنستان رده 173 کره شمالی رده 174 و اریتره رده 175 که سالهاست آخرین رده بندی جدول را به خود اختصاص داده اند، رسیده است. (گزارشگران بدون مرز 29/7/88)

اخبار دانشجویی:
7 ـ بدنبال تاکید رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر بازنگری در “علوم انسانی” در سطح دانشگاههای کشور، دور جدید تصفیه استادان و تغییرات در دانشگاه علامه طباطبایی آغاز شد . دکتر محمدرضا ضیاء بیگدلی استاد حقوق بین الملل و رئیس سابق دانشکده حقوق و علوم سیاسی این دانشگاه، دکتر علی آزمایش استاد حقوق جزا و کیفر بین المللی کشور، دکتر حسین شریفی طراز کوهی استاد رشته حقوق بشر و دو استاد دیگر از تدریس در این دانشگاه محروم شدند. سال گذشته نیز دکتر محمد محمدی گرگانی رئیس حقوق بشر این دانشگاه بازنشسته اجباری شد و از تدریس دکتر مرتضی مردیها در دانشگاه حقوق و علوم سیاسی ممانعت به عمل آمده بود. (روز آنلاین 6/7/88)

8 ـ محمد هادی صادقی رئیس دانشگاه شیراز به خبرگزاری مهر گفت: درحال حاضر پرونده تعدادی از دانشجویان متخلف دانشگاه در جریانات چند ماه اخیر در کمیته انضباطی دانشگاه شیراز در دست بررسی است. وی افزود: طی چند ماه گذشته مشخص شد که عده ای کمتر از 40 یا 50 نفر در میان دانشجویان هستند که مستعد و عامل ایجاد تجمعات غیر قانونی هستند، که دانشگاه باید با آنان برخورد کند. (امیرکبیر 10/7/88)

9 ـ مهدی قمصری معاون دانشجوئی دانشگاه تهران به خبرگزاری مهر گفت: دانشگاه برای اعتراض و برخورد ناشایست با غلامعلی حداد عادل از سوی دانشجویان، سازوکارهای خاص خود را دارد و دانشجویان معترض به کمیته انضباطی احضار شده اند. (فرارو 13/7/88)

10 ـ افتخار برزگریان عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد و عضو ارشد ستاد حامیان مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری، که از 35 روز پیش توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده، تاکنون اطلاعی از وی در دست نیست. شنیده ها حاکی از آن است که در 20 روز اخیر حال این زندانی سیاسی وخیم بوده است. (امیرکبیر 19/7/88)

11 ـ استاد مستشاری از اساتید مجرب دانشگاه قم در رشته الهیات به جرم حضور در بیت آیت الله منتظری و حمایت از مهندس میرحسین موسوی بدستور مدیریت دانشگاه ممنوع الورود به دانشگاه شد. (امیرکبیر 20/7/88)

دانشجويان: احضار:

12 ـ مدیران مسئول نشریات دانشجوئی “پروچیستا” و “کلبه” به اتهام بکار بردن کلمه “شهید” برای کیانوش آسا و همچنین درج خبر و چاپ عکس مراسم نامگذاری پارک شهید آسا به کمیته ناظر بر مطبوعات دانشجوئی دانشگاه علم وصنعت احضار شدند. گفتنی است کیانوش آسا، دانشجوی کارشناسی ارشد این دانشگاه در جریان حوادث بعد از انتخابات توسط نیروهای امنیتی درتهران به قتل رسید. (خبرنامه امیرکبیر 19/7/88)

13 ـ بدنبال برگزاری چند تجمع دانشجوئی در دانشگاه آزاد در اعتراض به سرکوب گسترده مردم توسط دولت کودتا، 20 تن از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز به کمیته انضباطی احضار شدند. (امیرکبیر 19/7/88)

دانشجويان: بازداشت شده
14 ـ مامورین امنیتی همزمان با بازگشائی دانشگاهها، 8 تن از دانشجویان دانشگاه چمران اهواز را بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل کردند. اسامی 3 تن از دانشجویان دستگیر شده به شرح ذیل است: ابوالفضل محمدی 23 ساله اهل کرمان دانشجوی کاردانی رشته مکانیک، ایوب نصرالهی 21 ساله اهل سمنان دانشجوی کاردانی رشته مکانیک و معین صولتی 26 ساله اهل شیراز دانشجوی رشته عمران. (خبرگزاری هرانا 9/7/88)

15 ـ مهدی عربشاهی، میلاد اسدی و فرید هاشمی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به همراه نسیم سرابندی دانشجوی دانشگاه تهران و دبیر کمیسیون زنان این تشکل، مونا غفاری، زهرا نیک سرشت، مجید عباسی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، سیاوش حاتم دانشجوی دانشگاه همدان، حمزه مؤذن، امیرحسین معظمی، محمد رضائی، سجاد الله آبادی دانشجویان دانشگاه عباسپور، حسین معصومی، حامد عزیزی دانشجویان دانشگاه آزاد و سارا اسی زاده دانشجویان دانشگاه تهران در پارک جمشیدیه توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. (امیرکبیر 10/7/88)

16 ـ احمد احمدیان و عزت تربتی دانشجویان دانشگاه تهران و از بازداشت شدگان در پارک جمشیدیه به زندان اوین منتقل شدند. (ادوارنیوز 12/7/88)

17 ـ محبوب خواه، دیانا خدارحمی، پویا حسین پوری، سامان خالدیان و جاوید حاج همتی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر بدنبال برگزاری مراسم بزرگداشت شهدای سبز به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار شدند. (امیرکبیر 22/7/88)

دانشجويان: محاکمه:
18 ـ عاطفه نبوی از فعالین دانشجوئی که در جریان وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ 25 خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود به اتهام محاربه جهت محاکمه به شعبه 12 دادگاه انقلاب تهران انتقال یافت. لازم به یادآوری است که وی به مدت 95 روز در بند 209 و سپس قرنطینه بند زنان زندان اوین نگهداری شده است. (کمیته گزارشگران حقوق بشر 15/7/88)

دانشجويان: احکام صادر شده
19 ـ سروش چکرچیان دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان به اتهام تبلیغ برای دفتر تحکیم وحدت طیف علامه ، توهین به شعائر اسلامی و اخلال در نظم عمومی دانشگاه به حکم کمیته انضباطی به دانشگاه یزد تبعید شد . همچنین تایماز امیر اصلانی یکی از اعضای این انجمن به 6 ماه تعلیق از تحصیل محکوم شد . (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 1/7/88)

20 ـ در ادامه فشارها به دانشجویان دانشگاه مازندران ، 28 نفر از دانشجویان رشته زبان روسی این دانشگاه بدستوری شورای آموزشی و ریاست دانشگاه بدلیل آنچه که “سیاسی کاری” نامیده شده است به درج نمره صفر در دو درس محکوم شده اند . اسامی این دانشجویان به شرح ذیل می باشد : مهدیه علیجانی، سودابه سعیدی، پروانه رحمانی، مهناز روشن زاده، ربابه مهدوی، سمانه شادمان، زهرا اسحاقی، نسترن سلیمانی، زهرا فامیل خدایی، نشاط زارع تاج آبادی، راضیه سلیمانیان، لیلا دهقان، لیلا پرتویف، اکرم بیات، سمانه بهرامی نسب، الناز رادان، معصومه اصطلامی، فریبا رضایی، سپیده مصطفوی، مرجانه پرهیزگار، فاطمه شافعیان، سعدیه جعفری، مهرنوش حائری، ندا موسوی، پریسا موسوی، اردلان طلاوری، ناصر زکی گرمی و حمزه حسینیان . این دانشجویان در روز 26 خرداد به علت حمله نیروهای امنیتی به دانشگاه، بازداشت ومورد ضرب و شتم قرار گرفتند . دانشجویان فوق به علت نبود امنیت جانی در سرجلسات امتحان حاضر نشدند. (امیرکبیر 2/7/88)

21 ـ سید مسعود علوی دانشجوی دانشگاه آزاد ارومیه به علت اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری به اتهام برهم زدن نظم عمومی و تخریب اموال عمومی در دادگاه به دو ترم تعلیق از تحصیل، 200 هزار تومان جزای نقدی و 30 ضربه شلاق محکوم شد. (امیرکبیر 3/7/88)

22 ـ علی کانطوری از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در دادگاه انقلاب به 32 ماه حبس تعزیری محکوم شد . نامبرده قبلا در 22 دی ماه 1386 بازداشت و در خرداد 1387 با قرار وثیقه سنگین از زندان آزاد شد . (وبلاگ آزادی وبرابری 5/7/88)

23 ـ ده نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل در کمیته انضباطی این دانشگاه محکوم شدند . اسامی و مدت محکومیت دانشجویان به شرح ذیل است : حسام الدین باقری ، ایمان صدیقی ، کاوه دانشور یک ترم تعلیق از تحصیل بدون احتساب سنوات ، سیاوش سلیمی نژاد، امیر کسری کیانی، راضیه دیلم صالحی توبیخ کتبی درج در پرونده، معین اسلامی جم توبیخ کتبی بدون درج در پرونده، نیما نحوی، محمدعلی علمی یک ترم تعلیق بدون احتساب در سنوات و دو ترم محرومیت از امکانات رفاهی از قبیل خوابگاه و وام . محسن برزگر یک ترم تعلیق با احتساب در سنوات . (امیرکبیر 7/7/88)

24 ـ کیوان امیر الیاسی دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف ، از فعالان دانشجویان طیف چپ به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنیت کشور در شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مغیثه به 5 سال زندان محکوم شد. (سرمایه 8/7/88)

25 ـ کمیته انضباطی دانشگاه سیستان بلوچستان برای 10 دانشجوی این دانشگاه احکام انضباطی ذیل را صادر نموده است: شهریار حسین بر عضو انجمن اسلامی ادبیات به حذف دو ترم با احتساب سنوات و پیشنهاد اخراج به کمیته انضباطی مرکزی، امین صالحی عضو انجمن اسلامی مهندسی به حذف دو ترم با احتساب سنوات و پیشنهاد اخراج به کمیته انضباطی مرکزی، ستار محمودی دبیر انجمن اسلامی اقتصاد به حذف دو ترم با احتساب سنوات، سینا قاسمی دبیر انجمن اسلامی مهندسی به حذف دو ترم با احتساب سنوات، سجاد بریمانی عضو انجمن اسلامی مهندسی به حذف دو ترم با احتساب سنوات، محسن خوش نیت عضو انجمن اسلامی اقتصاد به حذف دو ترم با احتساب سنوات، علی لطفی عضو انجمن اسلامی مهندسی به حذف دو ترم با احتساب سنوات، میثم شمسی عضو انجمن اسلامی ادبیات به حذف دو ترم، حسین رستگار به حذف دو ترم، آرمین قراگزلو به حذف دو ترم محکوم شدند. علاوه بر این حراست دانشگاه علی پارسا دبیر سابق انجمن اسلامی ادبیات و مرتضی سیمیاری دبیر سابق انجمن اسلامی اقتصاد و عضو کنونی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را به دانشگاه ممنوع الورود اعلام کرده است. (امیرکبیر 8/7/88)

26 ـ به دنبال احضارهای جدید دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه، کمیته انضباطی این دانشگاه تعدادی از آنان را به اتهام “اخلال در نظم و شکستن اموال عمومی دانشگاه” محاکمه کرده است. احکام صادر شده برای تعدادی از دانشجویان به شرح ذیل است:حشمت الله مطاعی دانشجوی کارشناسی ارشد 2ترم با احتساب سنوات محرومیت از تسهیلات رفاهی و 500هزار تومان جریمه نقدی ، مهدی شادرام 2ترم با احتساب سنوات محرومیت از تسهیلات رفاهی و 500هزار تومان جریمه نقدی ، مراد تیموری با احتساب سنوات محرومیت از تسهیلات رفاهی و 500هزار تومان جریمه نقدی ، رضا صحرایی فر 2ترم با احتساب سنوات و محرومیت از تسهیلات رفاهی ، آبتین پگاه 2ترم تعلیق بدون احتساب سنوات و محرومیت از تسهیلات رفاهی ، میلاد غلامی دوترم و محرومیت از تسهیلات رفاهی، محمد جعفری دوترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی ، سجاد حیاتی یک ترم با احتساب سنوات ومحرومیت از تسهیلات رفاهی ، آرمان میرزایی یک ترم با احتساب سنوات ومحرومیت از تسهیلات رفاهی ، احسان حیاتی دبیر سابق شورای صنفی یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی ، الهام هاشمی یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی، مینا افضلی یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی، روناک محمدی یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی ، پندار علیرضا زاده یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی، روشنک امیریان یک ترم و محرومیت از تسهیلات رفاهی ، مسعود کاکاآذر یک ترم ومحرومیت از تسهیلات رفاهی ، فرشته اربابی یک ترم و محرومیت از تسهیلات رفاهی . (کرمانشاه پست 8/7/88)

27 ـ مهدی اللهیاری دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف، عضو تحریریه نشریه دانشجوئی توقیف شده “خاک” و سردبیر نشریه “طلوع” در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه به 2 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بود که در 17 آذر 86 بازداشت و پس از تحمل 90 روز حبس با قرار وثیقه 80 میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود. (کمیته گزارشگران حقوق بشر 11/7/88)

28 ـ بدستور کمیته انضباطی دانشگاه تهران 8 دانشجوی دختر به اتهام رعایت نکردن قوانین و مقررات از خوابگاه کوی فاطمیه محل اسکان دانشجویان دختر اخراج شدند . (ایران امروز 13/7/88)

29 ـ بیش از 130 نفر از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه اخیرا به کمیته انضباطی احضار شدند که برای حدود 80 نفر از آنها حکم صادر شده است. یکی از این دانشجویان گفت: بیشتر احکام صادر شده جرائم نقدی، تعلیق یا محرومیت از تحصیل به اتهام تحریک دانشجویان به اغتشاش و صدمه به اموال دانشگاه بوده است. وی که به 500 هزار تومان جریمه نقدی و دو ترم تعلیق محکوم شده اظهار داشت: حکم اودر تاریخ 10 شهریور صادر شده در حالی که از وی 19 همین ماه بازجوئی شده است. (اعتماد 13/7/88)

30 ـ سودابه سعیدی، پروانه رحمانی و مهدیه علیخانی از اعضای شورای مرکزی واحد زنان انجمن اسلامی دانشگاه مازندران طی تماس تلفنی از سوی مسئولین دانشگاه به آنها اعلام شده است،که از این بعد حق استفاده از خوابگاه و دیگر امکانات رفاهی دانشگاه را ندارند و خوابگاه راتخلیه کنند. این دانشجویان چند ساعت از شب را پشت درب خوابگاه سپری کردند. مسئولین خوابگاه به آنها اجازه دادند که فقط همان شب را در نمازخانه خوابگاه سکونت کنند. (امیرکبیر 16/7/88)

31 ـ ماموران حراست واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد با استقرار در مقابل درب این دانشگاه از ورود برخی از دانشجويان جلوگیری کردند. لازم به یادآوری است پیش از این تعدادی از فعالان دانشجوئی این واحد دانشگاهی از سوی ریاست دانشگاه تهدید به اخراج و چهار نفر از دانشجویان نیز به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار شده بودند. (بامدادخبر 27/7/88)

دانشجويان: توقیف مطبوعات دانشجویی
32 ـ نشریه دانشجوئی “گلاوژ” به اتهام نشر اکاذیب، ترویج قومیت گرائی و تائید تلویحی هلوکاست بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجوئی توقیف گردید. (امیرکبیر 16/7/88)

دانشجويان: جلوگیری از آزادی از زندان
33 ـ قاضی حداد (حسن زارع دهنوی) رئیس شعبه 2 امنیت با آزادی مجید دری دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی و عضو شورای دفاع از حق تحصیل، مخالفت کرد . بازجوی پرونده با سپردن وثیقه جهت آزادی این دانشجو موافقت کرده بود . نامبرده از 18 تیر در بازداشت بسر می برد . (کمیته گزارشگران حقوق بشر 1/7/88)

جلوگیری از برگزاری مراسم:
34 ـ خانواده آیت الله اشرفی اصفهانی به دلایلی که اعلام نشده است از برگزاری مراسم سالگرد در گذشت وی خودداری کردند. لازم به یادآوری است فرزند وی محمد اشرفی اصفهانی از چهره های اصلاح طلب محسوب می شود. (امروز 22/7/88)

فیلترکردن سایتها:
35 ـ سایت خبری ” امیرکبیر ” برای دوازدهمین بار فیلتر شد. طی 10 روز گذشته برای دومین بار است که این پایگاه اطلاع رسانی دانشجویی فیلتر می شود . (امیرکبیر 6/7/88)

36 ـ علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس به خطر اطلاع رسانی توسط سایتهای اینترنتی اشاره کرده و از لزوم رسمی شدن فیلترينگ سایتها سخن گفته است. طی مدت 5 ماه اخیر به بهانه مصلحت و امنیت کشور تا کنون بیش از 10 میلیون سایت فیلتر شده است که هزینه ای بالغ بر 7 میلیارد تومان را در بر گرفته است. همچنین طبق اعلام گروه گرداب (وابسته به سپاه پاسداران) بیش از 4 میلیون دلار برای انسداد سایتها هزینه شده است. (سرمایه 8/7/88)

37 ـ وبلاگ سهیل محمودی، شاعر و کارشناس ادبی به اتهام عدم رعایت قوانین فیلتر شد. (امروز 9/7/88)

مطبوعات: اخبار
38 ـ محمد مصطفائی وکیل هنگامه شهیدی که در پی حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بازداشت شده بود، طی نامه ای خطاب به دادستان تهران نوشت: از تاریخ نهم تیر ماه سال هشتاد و هشت، هنگامه شهیدی، روزنامه نگاری فرهیخته که گناهش، فعالیت در تبلیغات انتخاباتی حزب اعتماد ملی بود دستگیر و برای اخذ اقرار، مدتها در انفردادی نگه داشته شد تا باز هم برخلاف متون قانونی، دلیلی بر ادامه بازداشتش تحصیل گردد. ایشان پس از تفهیم اتهام به ارتکاب جرمی نامعلوم و با دلایلی نامعلوم، با قرار بازداشت موقت، به بند 209 بازداشتگاه امنیتی زندان اوین اعزام گردید. بدون اینکه مدافعی داشته باشد رنج ها و مصائب زندان را تحمل و هم اکنون نیز در اسارت است. قرار بازداشت موقت صادره به زیان خانم شهیدی، تنها به امضای وی رسیده و حقوق قانونی اش از جمله حق اعتراض این قرار به وی تفهیم نگردیده و همچنان پرونده اتهامی ایشان معلق مانده است. بارها و بارها برای اخذ ملاقات و تنظیم وکالتنامه به مراجع مختلف قضایی مراجعه کردم. پس از مدتها بی خبری از محل بازداشت و مرجع رسیدگی کننده به پرونده ایشان، متوجه شدم بازپرس شعبه دوم امنیت دادسرای انقلاب، متصدی رسیدگی به پرونده این روزنامه نگار می باشد. آنقدر به این شعبه مراجعه کردم تا در نهایت توانستم دستور ملاقات هنگامه شهیدی را بگیرم. این دستور طبق نامه شماره 88/14897/ط د صادر و از این تاریخ به بعد مراجعات مکرری به زندان اوین نمودم لیکن متاسفانه علیرغم اخذ دستور ملاقات از دادیار ناظر زندان اوین، مسئولین بازداشتگاه 209 امنیتی این زندان، به دلایل نامعلومی اجازه ملاقات و تنظیم وکالتنامه را ندادند. به کرات به دفتر دادستانی مراجعه کردم و نامه های متعددی نوشتم و وکالتنامه ای نیز تنظیم و با الصاق تمبر مالیاتی، به دفتر دادستانی ارائه دادم ولی هیچ خبری از نامه ها و درخواستهایم نشد.
(ایران امروز 7/7/88)

39 ـ جهانگیر هدایت برادر صادق هدایت اعلام کرد: تمام کتابهایی که در 25 سال اخیر با اجازه وزارت ارشاد چاپ شده اند در چهار سال گذشته اجازه تجدید چاپ نگرفته اند . وی افزود : آثار هدایت در کنار خیابان مثل مواد مخدر غیرقانونی به فروش می رسد . نامبرده گفت : افرادی هستند که پنهانی تمام آثار را چاپ و تکثیر می کنند و ما هرگز از آن با خبر نمی شویم . (ایلنا 8/7/88)

40 ـ انجمن دفاع از آزادی مطبوعات با انتشار بیانیه ای اعلام کرد:جمعی از روزنامه نگاران در شرایطی سخت، در بازداشت غیرقانونی بسر می برند و از سوی دیگر بازداشت و تهدید و اعمال فشار علیه روزنامه نگاران منتقد و مستقل ایران، به بهانه های گوناگون ادامه دارد. عیسی سحرخیز، کیوان صمیمی و احمد زیدآبادی از اعضای شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات از جمله روزنامه نگارانی هستند که هفته هاست شرایط دشواری را در حبس و بند، به ناحق تحمل می کنند. اخبار نگران کننده ای درباره چگونگی برخورد با ایشان و نیز دیگر روزنامه نگاران شنیده و مطرح شده است. بهمن احمدی امویی، سعید لیلاز، محمد قوچانی، مسعود باستانی، فیاض زاهد، رضا نوربخش، علی پیرحسینلو، محسن آزموده، مهدی محمودیان، حسین نورانی نژاد، مسعود لواسانی، هنگامه شهیدی و فریبا پژوه از جمله روزنامه نگارانی هستند که برخی از ایشان یکصد روز است در سلول انفرادی بسر می برند. (موج سبز آزادی 8/7/88)

41 ـ ژیلا بنی یعقوب همسر روزنامه نگار زندانی بهمن احمدی اموئی که پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بازداشت شده بود، طی مصاحبه ای اعلام کرد:با گذشت نزدیک به 110 روز که از بازداشت وی می گذشت وهیچ پرونده ای برای ایشان تشکیل نشده بود، به تازگی پرونده ای ناقص برای او تشکیل و به شعبه دوم بازپرسی دادگاه انقلاب ارسال شده است که به همین دلیل فعلا امکان قبول وثیقه و آزادی وی وجود ندارد. وی افزود: سیستم قضائی ما با این روشها مطالبات ما را درباره زندانیان کاهش داده است و به جای اینکه ما بگوئیم چرا آنها را بی دلیل در زندان نگه داشته اید و باید فوری آزاد شوند، یک روز باید بگوئیم که پرونده اش کجاست، روز دیگر باید بگوئیم پرونده اش چرا ناقص است.
(روز 16/7/8)

42 ـ نسرین ستوده وکیل مدافع کیوان صمیمی، مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده “نامه” که در روز 24 خرداد بازداشت شده است اعلام نمود: آقای صمیمی در آخرین تماسی که با خانواده خود داشته گفته است که به شدت برای اعتراف و مصاحبه تلوزیونی تحت فشار است اما تا کنون زیر بار این عمل غیر قانونی نرفته است. (روز 16/7/88)

مطبوعات: صدور قرار وثیقه جهت آزادی از زندان
43 ـ نقی احمدی آذر نویسنده آذربایجانی و از اعضای هیئت تحریریه نشریه توقیف شده “شمس تبریز” پس از تحمل 146 روز بازداشت با قرار وثیقه 150 میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شد.
(ساوالان سسی 12/7/88)

44 ـ هنگامه شهیدی روزنامه نگار زندانی به اتهام شرکت در اجتماعات غیر قانونی، تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی مورد بازجوئی قرار گرفت و از سوی شعبه 2 بازپرسی دادسرای امنیت برای آزادی هنگامه شهیدی مبلغ 100 میلیون تومان قرار وثیقه صادر شد. (ایلنا 13/7/88)

45 ـ مازیار بهاری خبرنگار ایرانی/کانادائی هفته نامه نیوزویک در ایران که در پی اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود با قرار وثیقه 300 میلیون تومانی از زندان اوین تهران آزاد شد. (جرس 25/7/88)

مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
46 ـ محمد نعیمی پور مدیر مسئول روزنامه توقیف شده “یاس نو” به اتهام طرح مطالب خلاف واقع، توهین وتبلیغ علیه نظام با شکایت مدعی العموم و معاون وقت رئیس کل دادگستری استان تهران در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسینیان محاکمه شد. جرم این نشریه چاپ نظرات حسین انصاری راد و محسن آرمین نمایندگان دوره ششم مجلس شورای اسلامی می باشد. (ایسنا 19/7/88)

47 ـ نعمت احمدی وکیل مدافع فیاض زاهد روزنامه نگار زندانی گفت: بدلیل اینکه اتهام موکلم از سوی قاضی مقدمی امنیتی اعلام شده، بدستور دادستان پرونده، از بازپرس شعبه 13 گرفته شده و به دادسرای امنیت ارجاع شده است. (ایلنا 11/7/88)

48 ـ مدیران مسئول نشریات “موج” با شکایت فرماندار کرج و “لیان” با شکایت استانداری بوشهر در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیرخراسانی محاکمه شدند. (ایسنا 12/7/88)

49 ـ محمدجواد حق شناس مدیر مسئول روزنامه توقیف شده “اعتماد ملی” به اتهام نشر مطالب خلاف واقع با شکایت سازمان میراث فرهنگی در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
(ایسنا 12/7/88)

50 ـ مدیران مسئول روزنامه های “مردم سالاری” و نشریه “دال” در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی مدیرخراسانی و با حضور اعضای هیات منصفه ی مطبوعات محاکمه و مجرم شناخته شدند. هیئت منصفه ی مطبوعات به اتفاق آرا هیچکدام را مستحق تخفیف در مجازات ندانست.
(ایسنا 28/7/88)

مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاهها
51 ـ کامران احمدپور مدیر مسئول روزنامه ورزشی “نود” به اتهام افترا، توهین و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی به حکم شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به پرداخت جریمه نقدی محکوم شد. (ایسنا 8/7/88)

52 ـ مسعود باستانی روزنامه نگار و فعال سیاسی که پس از اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود به حکم دادگاه بدوی استان تهران به یک سال حبس به اتهام تبلیغ علیه نظام و 5 سال به اتهام اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش محکوم شد. (هم میهن 27/7/88)

مطبوعات: توقیف
53 ـ روزنامه “فرهنگ آشتی” به مدیر مسئولی محمد مهدی امامی ناصری، پس از 3 ماه انتشار در دوره جدید بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد. (ایلنا 13/7/88)

54 ـ روزنامه “آرمان روابط عمومی” به مدیر مسئولی هوشمند سفیدی در دوره جدید انتشار که با تیراژ بسیار بیشتر منتشر می شد، بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف گردید. (ایلنا 13/7/88)

55 ـ امتیاز روزنامه “تحلیل روز” به مدیر مسئولی بهمن حاجات نیا، چاپ شیراز، پس از انتشار 756 شماره بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات استان فارس با استناد به ماده 6 قانون مطبوعات لغو گردید.
(ایلنا 14/7/88)

اخبار مربوط به فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی:
56 ـ بیش از 100 نفر از خانواده های بازداشت شدگان 27 شهریور (روزقدس) با تجمع در مقابل دادگاه انقلاب خواستار آزادی بستگان زندانی خود شدند . در تظاهرات روز قدس دهها نفر در تهران و شهرستانها توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند . (سرمایه 6/7/88)

57 ـ مادر هنگامه شهیدی روزنامه نگار زندانی گفت : هنگامه در زندان فریاد می کشید و می گفت که به همه بگویید مرا بشدت تحت فشار گذاشته اند و حتی اجازه دستشویی رفتن هم نمی دهند . مادر این روزنامه نگار افزود: هنگامه در زندان دچار مشکل کلیه شده اما فقط 4 بار در 24 ساعت اجازه دستشویی رفتن می دهند . این عضو حزب اعتماد ملی بیش از 90 روز است که در زندان بسر می برد .
(روز آنلاین 7/7/88)

58 ـ پرویز سروری رئیس کمیته ویژه مجلس برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد: در راستای پیگیری های صورت گرفته در ارتباط با حوادث پس از انتخابات اخیر 104 پرونده قضائی برای متهمان کهریزک تشکیل شده که اخیرا پرونده چند قاضی نیز به آنها اضافه شده است. (اعتماد 7/7/88)
59 ـ علی احمدی اهل مهاباد به اتهام همکاری با احزاب کردی به حکم دادگاه انقلاب مهاباد به 5 سال حبس تعزیری محکوم شد. همچنین هژار خانی و رامین کوهی به اتهام مشابه به حکم دادگاه انقلاب مهاباد به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. (خبرگزاری هرانا 8/7/88)

60 ـ شورش مام رحمانی 25 ساله از اهالی یکی از روستاهای میاندوآب به اتهام همکاری با احزاب کردی از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب شهر مهاباد به تحمل 5 سال حبس تعزیری محکوم شد.
(خبرگزاری هرانا 8/7/88)

61 ـ کبری زاغه دوست و همسرش اشکان اسکندری که در مراسم چهلم شهدای حوادث پس از انتخابات توسط ماموران وزارت اطلاعات در بهشت زهرا بازداشت شده بودند، با وجود گذشت 2 ماه همچنان در بند 209 در شرایط بلاتکلیفی بسر می برند. اشکان اسکندری چندین بار در زندان مورد ضرب وشتم شدید قرار گرفته، وی روز گذشته از بند 209 به بیمارستان طالقانی تهران منتقل گردید. نامبرده در سلول انفرادی بسر می برد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر 9/7/88)

62 ـ پریسا صفائی فراهانی دختر مهندس محسن صفائی فراهانی از رهبران زندانی جبهه مشارکت ایران اسلامی اعلام کرد: بازجوئی های پدرم در دهه اول مرداد به پایان رسیده و وی به مدت 60 روز است که در بلاتکلیفی بسر می برد. اولین ملاقات خانواده با ایشان 65 روز پس از تحمل بازداشت در سلول انفرادی صورت گرفت. (ایلنا 10/7/88)

63 ـ صالح دلدم از فعالین ستاد آقای کروبی در شرق تهران که در روز 25 خرداد ماه توسط مامورین امنیتی بازداشت شده بود پس از گذشت 100 روز که در زندان اوین نگهداری می شود هنوز پرونده ای در دادسرای انقلاب برای ایشان تشکیل نشده و مراجعات مکرر خانواده و وکیل وی به مراجع قضائی بی پاسخ مانده است. (کمیته گزارشگران حقوق بشر 10/7/88)

64 ـ خانواده دکتر محمد ملکی طی اطلاعیه ای اعلام کردند: بعد از گذشت 45 روز از بازداشت دکتر محمد ملکی، وی کماکان در سلول انفرادی نگهداری می شود. علیرغم اجازه کتبی قاضی پرونده برای ملاقات وی با خانواده اش، بازجویان مستقر در زندان اوین اجازه ملاقات به وی را نمی دهند و اعلام کرده اند که وی همچنان ممنوع الملاقات می باشد. این شواهد نشان می دهد همانطور که خانواده بارها در نامه به مسئولان هشدار داده بود، وضعیت سلامتی محمد ملکی وخیم است و احتمالا اتفاقی برای ایشان رخ داده که مقامات زندان از دادن هر نوع اطلاعی از وضعیت او خودداری می کنند. (خانواده ملکی 13/7/88)

65 ـ پویش اسانلو فرزند زندانی سیاسی منصور اسانلو که در پی اعتراضات گسترده مردم پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود و بیش از 17 روز را در زندان بسر برده بود، طی این مدت تحت شکنجه هایی قرار گرفته است که علیرغم گذشت مدت زمانی نسبتا طولانی پس از آزادی وی، هنوز آثار شکنجه بر بدن او کاملا قابل مشاهده است و وی همچنان تحت درمان پزشکی قرار دارد. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 13/7/88)

66 ـ کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت روز جهانی معلم با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: همانگونه که می دانید در سال 1994 میلادی، روز پنجم اکتبر، برابر با سیزدهم مهر ماه، از سوی سازمان یونسکو، روز جهانی معلم نامگذاری گردید. هر چند این روز در نظام جمهوری اسلامی به عنوان روز جهانی گرامیداشت مقام معلم به رسمیت شناخته شده است. اما سال هاست که نه تنها از سوی هیچ نهاد و ارگانی از جمله آموزش، پاس داشته نمی شود. متاسفانه حتی در تقویم رسمی کشور نیز به آن کمترین اشاره ای نگردیده و نمی گردد. کانون صنفی معلمان ایران خواستهای خود را به شرح ذیل اعلام نمود: 1- آزادی بی قید و شرط همکاران فرهنگی در بند رسول بداقی، هاشم خواستار، فرزاد کمانگر،عبدالله مومنی ،جعفر ابراهیمی، محمد داوری و…… 2- مختومه شدن تمامی پرونده هائی که از سال 1378 تاکنون در شعب مختلف دادگاه ها و دادسراها بر علیه فعالان صنفی تشکیل شده و اعاده تمامی حقوق تضییع شده آنان. 3- رفع محدودیت از فعالیت همه نهادهای مدنی دانشجویان، حقوق زنان، کارگران، حقوقدانان، روزنامه نگاران و … بویژه کانون های صنفی معلمان سرار کشور. (ادوارنیوز 14/7/88)

67 ـ معاونت سیاسی استانداری تهران طی نامه ای به اعضای شورای شهر تهران خواستار توقف دیدار آنها با خانواده آسیب دیدگان و بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات و زندانیان آزاد شده گردید. در این نامه تاکید شده است با توجه به اینکه این دیدارها خلاف مصالح و منافع عمومی کل کشور است از ملاقات با خانواده های بازداشت شده گان حوادث پس از انتخابات و زندانی هایی که آزاد می شوند خودداری شود. (پارلمان نیوز 14/7/88)

68 ـ فرهاد تجری عضو کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی برای بررسی وضعیت بازداشت شدگان پس از حوادث انتخابات اعلام کرد: علت مرگ محسن روح الامینی مننژیت نبوده بلکه ضرب و جرح و بی توجهی منجر به مرگ او شده است. وی افزود: پرونده محسن روح الامینی و محمد کامرانی از کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک مورد بررسی قرار گرفته است و با زندانیان منتقل شده از کهریزک به اوین هم گفتگو کرده ایم. (آینده نیوز 15/7/88)

69 ـ نعمت احمدی وکیل فیض الله عرب سرخی که پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود گفت: درباره آقای عرب سرخی در مراجعات متعددی که به دادگاه داشتم می گفتند پرونده ایشان دست ما نیست لذا این قضیه برای من به عنوان وکیل خیلی جالب و تامل برانگیز بود که اگر پرونده وی دست دادگاه نیست پس چه کسی قرار بازداشت ایشان را صادر کرده و قاضی پرونده چه کسی است؟ ما وکالت نامه تنظیم کردیم و به دادگاه ارائه دادیم که به امضاب آقای عرب سرخی برسد اما مشخص شد که نه تنها وکالت نامه را به ایشان نداده اند بلکه وی از این موضوع نیز مطلع نمی باشد. (روز 16/7/88)

70 ـ مهندس شاهپور کاظمی 62 ساله برادر دکتر زهرا رهنورد (همسر مهندس میرحسین موسوی) پس از 50 روز در یک تماس کوتاه تلفنی به مادرش خبر داد که در یک آپارتمان در تهران زندانی است. او نمی دانسته که این آپارتمان در کدام منطقه تهران واقع شده و تحت نظر کدام نهاد یا سازمان است. کاظمی بیش از 103 روز است که در بازداشت بسر می برد. نامبرده بیش از 60 روز را در سلول انفرادی بند 209 گذرانده و شدیدترین فشارها را برای انجام اعتراف های غیرواقعی تحمل کرده است. فرزند شاهپور کاظمی بنام شاهین 22 روز پیش توسط ماموران امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل گردید بازداشت نامبردگان در ادامه سیاست اعمال فشار برمیرحسین موسوی و زهرا رهنورد ارزیابی می شود.
(ادوارنیوز 17/7/88)

71 ـ مهدی محمودیان روزنامه نگار، عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی، عضو کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه و عضو انجمن دفاع از حقوق زندانیان که از تاریخ 26 شهریور در بازداشت بسر می برد، در ملاقات با مادر خود خبر داد که در زندان برای اعتراف علیه عمادالدین باقی تحت فشار قرار گرفته است. محمودیان به اتهام گفتگو با رسانه های مختلف در مورد اعلام نام و شمار کشتگان و پا فشاری بر دفن غیر قانونی آنها در بخش های مختلف بهشت زهرا، بازداشت شده است. (نوروز 19/7/88)

72 ـ نسرین ستوده وکیل زندانی سیاسی آرش رحمانی پور که متهم به محاربه از طریق عضویت و فعالیت در گروه موسوم به انجمن پادشاهی ایران است که بنابر کیفر خواست با تهیه مواد منفجره قصد داشته مسئولان نظام را ترور و مراکز عمومی بویژه مسلمانان و همچنین مراکز رای گیری را منفجر کند، وی اعلام کرد: به آقای آرش رحمانی پور تا امروز اجازه ملاقات و دفاع از خود را نداده اند. وی در فروردین سال 88 در منزل خود توسط ماموران امنیتی بازداشت شده و از وی خواسته شده که در اعترافات تلویزیونی شرکت کند تا در مجازات وی تخفیف قائل شوند. از طرف دیگر پدر وی را تحت فشار گذاشتند تا فرزند خود را مجبور کند تا خواسته بازجویان اطلاعات را قبول کند و در یک جو رعب و وحشت وی مجبور به اعترافات تلویزیونی می شود. (رادیو فردا 23/7/88)

73 ـ شهاب طباطبائی رئیس ستاد 88 (حامیان جوان موسوی و خاتمی) که پس از حوادث انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بازداشت شده بود از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به 5 سال حبس تعزیری محکوم شد. (ایلنا 26/7/88)

بازداشت فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی:
74 ـ مجید خرمی سردبیر هفته نامه ” اترک ” ، عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی و رئیس ستاد 88 استان خراسان شمالی توسط مامورین اداره اطلاعات استان بازداشت شد. (نوروز 1/7/88)

75 ـ میثم رودکی فعال سیاسی، زمانی که تلاش می کرد تا با مراجعه به دفتر سازمان ملل در شهر تهران گزارشات خود در خصوص مسائل اخیر ایران را به آن دفتر برساند، توسط نیروهای پلیس امنيتی تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل گردید . (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 3/7/88)

76 ـ حسین مهدوی از فعالان ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در شهرستان خرم آباد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. (نوروز 4/7/88)

77 ـ حسن ارک روزنامه نگار و ابراهیم دستی از فعالین سیاسی آذربایجانی توسط مامورین اداره اطلاعات تبریز بازداشت شدند. منزل و محل کار نامبردگان مورد بازرسی قرار گرفت . (ساوالان سسی 5/7/88)

78 ـ محبوب بوداقی شاعر و نویسنده آذربایجانی، عضو انجمن ادبی اشراق زنجان و عضو هیات تحریریه ماهنامه فرهنگی “بایرام” چاپ زنجان توسط مامورین اداره اطلاعات در زرین آباد زنجان بازداشت و به زندان تبریز منتقل گردید. (ساوالان سسی 8/7/88)

79 ـ کیومرث کریمی در شهرستان قروه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. منزل و محل کار وی مورد بازرسی قرار گرفت. کامپیوتر و وسائل شخصی نامبرده توسط ماموران امنیتی ضبط گردید.
(مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 9/7/88)

80 ـ مامورین امنیتی با مراجعه به هنرستان “شهدای سایپا” در خیابان قلم در کرج، دو دبیر این هنرستان را به اتهام راه اندازی اعتصاب از سوی دبیران حق التدریسی بازداشت و به نقطه نا معلومی منتقل شدند. (خبرگزاری هرانا 9/7/88)

81 ـ خانم کژال شیخ محمدی همسر فعال مدنی کرد، غفور محمدی، روز 8 مهر 88 توسط مامورین اداره اطلاعات شهر مهاباد در منزل مسکونی خود بازداشت و به اداره اطلاعات این شهر منتقل شد. لازم به توضیح است که خانم شیخ محمدی به تازگی تحت عمل جراحی بوده و دوره درمانی خود را طی می کرد. همسر وی، غفور محمدی در حال حاضر در خارج از ایران به سر می برد و وی دارای اقامت دائم کشور سوئد می باشد. مامورین امنیتی کلیه اموال شخصی کژال شیخ محمدی مانند پاسپورت و مدارک شناسائی و مدارک شناسائی وی را ضبط کردند. (خبرگزاری هرانا 9/7/88)

82 ـ احمد باب اهل مریوان توسط نیروهای امنیتی با ضرب و شتم دستگیر و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شد. (مخموعه فعالان حقوق بشر در ایران 11/7/88)

83 ـ علی اکبر باغبانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران، علیرضا جوادی، محمد بهشتی لنگرودی، محمود دهقان آزاد، مجتبی قریشیان، محمد نوری، عباس معارفی، اسماعیل عبدی، خاتون بادپر، مهدیه بهلولی، رضائی و نیک نژاد اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران در منزل دبیر کل این تشکل در روز جهانی معلم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. (ادوارنیوز 14/7/88)

84 ـ رئیس یکی از دفاتر آیت الله یوسف صانعی در یکی از استانهای شمالی کشور به اتهام اهانت به مسئولین نظام و تلاش برای تحریک افراد برای حضور در مناسبتهای سازماندهی شده به حکم دادگاه ویژه روحانیت دستگیر شد. (فرارو 14/7/88)

85 ـ فاطمه نبوی 28 ساله که برای اعتراض به حکم صادر شده علیه خود به دادگاه انقلاب سمنان مراجعه کرده بود، دستگیر و به زندان سمنان منتقل شد. وی در دادگاه به دلیل دیدار خانواده خود در قرارگاه اشرف در عراق به 10 میلیون تومان جریمه نقدی و یا 2 سال زندان محکوم شد.
(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 16/7/88)

86 ـ نعمت الله اکبری نایب رئیس مجمع اسلامی فرهنگیان استان گیلان و مسئول شاخه فرهنگیان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گیلان توسط ماموران اداره اطلاعات استان بازداشت شد. (ادوارنیوز 17/7/88)

87 ـ مختار جواهری، کریم باقری، جبار جواهری، منصور رحمانی، انور رحمانی، شورش رحمانی، علی رحمانی و محمد رحمانی اهالی روستاهای توابع کامیاران و یک نفر دیگر از روستای میسوراب، در پی محاصره روستاهای اطراف کوهستان شاهو توسط سپاه دستگیر و به محل نامعلومی منتقل شدند. همچنین شمس الله رحمانی، از خوانندگان محلی در شهر کامیاران به ستاد خبری اداره اطلاعات احضار شده و سپس به محل نامعلومی منتقل شده است. (خبرگزاری هرانا 19/7/88)
88 ـ از سرنوشت محمد رضا رضایی گرکانی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران که یک هفته پیش از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده اطلاعی در دست نیست. این فعال صنفی که علاوه بر عضویت در این کانون پس از 22 خرداد به شدت از سوی نهادهای امنیتی زیر فشار بود تا از عضویت در هیئت مدیره کانون صنفی معلمان استعفا دهد اما پس از استعفای اجباری از کانون دوباره زیر فشار قرار گرفت که در استعفا نامه اش باید ذکر کند “از این به بعد در کانون هیچ مسئولیتی را نمی پذیرد و از عضویت کانون برای همیشه صرفنظر می کند”. (جرس 22/7/88)
محاکمه فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی :
89 ـ حسام ترمسی 20 ساله که در پی اعتراضات اخیر در روز 10 تیر ماه در منزل مسکونی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، پس از چندین ماه شکنجه جسمی و روحی در سلولهای انفرادی بند سپاه در زندان اوین به همراه رضا خادمی روز 21 مهر ماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 22/7/88)

فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی : احکام صادر شده توسط دادگاهها:
90 ـ علیرضا آوایی رئیس کل دادگستری استان تهران گفت : برای 20 نفر از بازداشت شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری در دادگاه ها حکم صادر شده است . (ایسنا 7/7/88)

91 ـ یک وکیل دادگستری که در جریان راهپیمایی اعتراضی خرداد ماه توسط مامورین امنیتی لباس شخصی در خیابان شادمان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود ، در دادگاه به 28 ماه حبس محکوم شد. (نوروز 7/7/88)

92 ـ سید مرتضی موسوی و عدنان بیانات به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام در دادگاه انفلاب اهواز به ترتیب به 3 سال و نیم و دو سال حبس تعزیری محکوم شدند.
(مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 13/7/8)

93 ـ جعفر اقدامی فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق که در اردیبهشت ماه سال جاری به 5 سال حبس تعزیری محکوم شده بود، پس از اعتراض در دادگاه تجدید نظر به حکم شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه ای به 10 سال زندان محکوم شد. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 13/7/88)

94 ـ بهروز گرانپایه مدیر وقت “مؤسسه ملی پژوهش افکار عمومی” به عنوان متهم ردیف اول در شعبه 1083 دادگاه عمومی جزائی تهران به ریاست قاضی سیدحسین حسینیان به پرداخت 75 میلیون ریال جزای نقدی و تحمل سه ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شد. وحید سینائی متهم دیگر پرونده “نظر سنجی روابط ایران و امریکا” و مسئول وقت سیاسی مرکز پژوهش های مجلس به هفت میلیون و هشتصد هزار ریال جزای نفدی محکوم شد. همچنین هاله گران همت متهم دیگر این پرونده به پرداخت 11 میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد. متهمین این پرونده در سال 1381 توسط قاضی سعید مرتضوی در شعبه 1410 دادگاه ویژه کارکنان دولت محاکمه شده بودند. (سرمایه 15/7/88)

95 ـ نعمت احمدی وکیل زندانی سیاسی امیرحسین باستانی نژاد 62 ساله اعلام کرد: موکل من به اتهام شرکت در تظاهرات غیرقانونی، تبلیغ علیه نظام از طریق شعار دادن و کتک زدن یک بسیجی به دو سال حبس محکوم شد. وی افزود این حکم بر اساس عکسی که در روزنامه کیهان از صحنه کتک خوردن یک بسیجی منتشر شده، صادر شده است. این در حالیست که بازجوی پرونده گفته است: آقای باستانی نژاد بر اساس تصویر منتشر شده نمی توانسته در کادری قرار بگیرد که بسیجی را مضروب کرده باشد.
(روز 16/7/88)

96 ـ فرهاد حاج میرزائی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تجمع و تبانی علیه نظام، حمل اسلحه و آلات جنگی غیر مکشوفه در دادگاه انقلاب سنندج به ده سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر 18/7/88)

97 ـ تعدادی از بازداشت شدگان اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری که در سومین جلسه دادگاه نمایشی محاکمه به زندان و شلاق محکوم شدند. اسامی 16 نفر از محکومین که تاکنون مشخص شده به شرح ذیل است. علیرضا اشراقی 5 سال، محسن جعفری 4 سال، مهرداد ورشوئی 3 سال، یقوتیل شائولیان 2 سال و 6 ماه، فرامرز عبدالله نژاد 2 سال و 4 ماه، امیر حجتی 2 سال و 3 ماه، موسی شاه کرمی 2 سال و 3 ماه، کامران جهانبانی 2 سال، حسین باستانی 2 سال، حسین اعزامی 2 سال، مهدی فتاح بخش 1 سال و 9 ماه، مجید مقیمی 1 سال، محمد فراهانی 10 ماه، محمد رسولی 10 ماه، میثم قربانی 6 ماه و 70 ضربه شلاق، ایمان رضا پور 6 ماه. این افراد توسط سپاه و بسیج بازداشت و قبل از انتقال به زندان اوین در قرارگاه ثارالله مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند. نامبردگان از حق انتخاب وکیل محروم بوده اند. (روز آنلاین 19/7/88)

98 ـ محسن جعفری 39 ساله که بدنبال اعتراضات نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، پس از چندین ماه شکنجه در بند قرنطینه 7 زندان اوین در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و به 4 سال زندان و پرداخت 300 هزار تومان جریمه محکوم شد. لازم به یادآوری است وی تحت فشار بازجویان به اعتراف علیه خود وادار شده است.
(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 20/7/88)

99 ـ کریمی قلعه سرخی از فعالین ستاد میرحسین موسوی که در پی اعتراضات اخیر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، در روز 21 مهر ماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران محاکمه و به 7 سال زندان محکوم شد. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 22/7/88)

100 ـ هوشنگ اطهری وکیل تسخیری “یحیی کیان تاج بخش” اعلام کرد: موکلم به حکم شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام اقدام ضدامنیت کشور از طریق عضویت در شبکه اینترنتی مربوط به گری سیک عضو سازمان سیا و عناصر بیگانه جهت تحریک مردم به آشوب و اغتشاش در انتخابات ریاست جمهوری و…. به 12 سال حبس محکوم شد. لازم به یادآوری است وی در 18 تیر 88 بازداشت و در سوم شهریور ماه محاکمه گردیده است. (ایرنا 28/7/88)

فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی : صدور قرار وثیقه جهت آزادی از زندان

101 ـ شیوا نظرآهاری از اعضای تشکلهای جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان ، شورای دفاع از حق تحصیل ، کمپین یک میلیون امضاء و کمیته گزارشگران حقوق بشر پس از تحمل 100 روز بازداشت با قرار وثیقه 200 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد . (کمیته گزارشگران حقوق بشر 1/7/88)

102 ـ فاطمه ستوده مترجم و ویراستار کتاب ، عضو جبهه مشارکت ایران سلامی و از فعالان ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی پس از 12 روز بازداشت با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد . همسر وی علی پیر حسینلو همچنان در زندان بسر می برد . (نوروز 5/7/88)

103 ـ سعید حجاریان از فعالین ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.
(ایسنا 8/7/88)

104 ـ سید احمد حسینی مسئول شاخه گیلان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات استان گیلان پس از تحمل 19 روز بازداشت با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. (جرس 15/7/88)

105 ـ مهدی گیلانی عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی در استان خراسان رضوی و مسئول هماهنگی برای برگزاری روزه سیاسی 110 جوان، در اعتراض به ادامه بازداشت جوانان توسط ماموران امنیتی در مشهد بازداشت شده بود پس از 3 روز با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. (نوروز 15/7/88)

فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی : جلوگیری از آزادی از زندان

106 ـ سپهرناز پناهی همسر سعید لیلاز روزنامه نگار زندانی اعلام کرد: همسرش بیش از 90 روز است که در انفرادی بسر می برد . قاضی پرونده برای آزادی این روزنامه نگار 200 میلیون تومان قرار وثیقه صادر کرده است . اما به دستور سعید مرتضوی دادستان پیشین تهران بازداشت سعید لیلاز برای 2 ماه دیگر در شعبه 28 دادگاه انقلاب تمدید شد . (امروز 2/7/88)

107 ـ مهديه محمدی همسر احمد زيدآبادی دبيرکل سازمان دانش آموختگان ايران که پس از اعتراضات انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری در بازداشت به سر می برد، اعلام کرد که از آزادی همسرش با قرار وثيقه به دستور دادستان تهران جلوگيری شده است. اين در حالی است که بازجويان پرونده به وکيلش خبر داده بودند که قرار وثيقه صادر شده است.(ادوار نیوز 13/7/88)

فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی : ممنوع الخروج
108 ـ دکتر عبدالفتاح سلطانی عضو کانون مدافعان حقوق بشر بدستور معاونت امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران در فرودگاه ممنوع الخروج شد.فعال حقوق بشر برای دریافت جایزه حقوق بشر نورنبرگ عازم آلمان بود. (رادیو زمانه 11/7/88)

109 ـ بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، فرزانه روستائی دبیر سرویس بین المللی روزنامه اعتماد و یکی از 5 روزنامه نگار برگزیده سال 87 و زهرا ابراهیمی خبرنگار ارشد روزنامه همشهری بدستور معاونت امنیت دادگاه انقلاب در فرودگاه ممنوع الخروج شدند. (پارلمان نیوز 11/7/88)

110 ـ به گزارش فرهنگسرای پویا در پاریس فاطمه معتمدآریا بازیگر سینما و هنرمند دیگری بنام مجتبی میرتهماسب در فرودگاه ممنوع الخروج اعلام شدند و پاسپورت نامبردگان توسط ماموران اطلاعاتی ضبط گردید. این دو سینماگر جهت بازجوئی به وزارت اطلاعات احضار شدند. این دو هنرمند به همراه 8 نفر دیگر به دعوت آکادمی اسکار قصد داشتند تا تهران را جهت شرکت در برنامه بررسی سینمای ایران در امریکا ترک کند. (جرس 17/7/88)

111 ـ سید امیر خرم عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران که برای انجام دادن یک ماموریت شغلی عازم کشورهای فنلاند و آلمان بود به بهانه عدم حضود نماینده ریاست جمهوری و دادستان در فرودگاه چند ساعت بازداشت شد و از خروج ایشان از کشور جلوگیری به عمل آمد و همچنین پاسپورت وی توسط ماموران امنیتی ضبط شد. لازم به ذکر است حکم ممنوع الخروج بودن وی از سوی دادستانی تهران صادر گردیده است. (میزان 28/7/88)

اخبار مربوط به زندانيان سياسی:

112 ـ فاطمه افتخاری همسر سعید ملک پور متهم ردیف اول پرونده جرائم اینترنتی موسوم به “مضلین 2” طی نامه ای در ارتباط با همسر خود اعلام کرد: بعد از انتشار نامه اول اینجانب در سایت مجموعه فعالان حقوق بشر، خانواده من در تهران تهدید و به دادگاه احضار شدند و با اظهار این که با رسانه ای کردن این قضیه شما بر علیه همسرتان عمل می کنید، من را مجبور به سکوت کردند. متاسفانه با اینکه پرونده به دادگاه انقلاب فرستاده شده اما همچنان از جزئیات پرونده و اتهامات اطلاعی در دست نیست و اجازه دسترسی وکیل به پرونده داده نمی شود. تنها پس از 8 ماه طی یک ملاقات در زندان اوین مطلع شدیم که وی تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته است. وی افزود: همسرم 10 ماه از این يک سال را در سلول انفرادی بند 2 الف سپاه پاسداران سپری کرده است. ایشان معتقدند که برگزار نشدن دادگاه همسرشان و حتی تحت فشار قراردنش برای اعتراف به کارهای نکرده، تنها بهانه ای است برای نگه داشتن ایشان و استفاده از تخصص بالای وی در امنیت شبکه و مدیریت بانک اطلاعاتی برای جلوگیری و مهار اطلاع رسانی اینترنتی. (خبرگزاری هرانا 8/7/88)

113 ـ زندانی سیاسی حمیدرضا محمدی که در اندرزگاه 8 زندان اوین بسر می برد دچار بیماری با علائم آنفلونزای A (خوکی) شده است که متاسفانه مسئولین زندان از اعزام وی به بیمارستان جهت مداوا خودداری می کنند. لازم به ذکر است که این بیماری مربوط به دستگاه تنقسی است که در موارد حاد و در صورت عدم رسیدگی و درمان مناسب ممکن است به مرگ شخص مبتلا منجر شود.
(کمیته گزارشگران حقوق بشر 9/7/88)

114 ـ مهندس بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به علت عود بیماری فتق و دکتر محسن میردامادی دبیر کل جبهه مشارکت ایران اسلامی به علت بیماری آرتیمی قلب از زندان به بیمارستان سپاه پاسداران منتقل شدند. (نوروز 9/7/88)

115 ـ ضیا نبوی دانشجوی ستاره دار دانشگاه بابلسر مازندران و عضو شورای دفاع از حق تحصیل که از تاریخ 25 خرداد در بند 209 در بازداشت بسر می برد، به همراه مجید دری دانشجوی ستاره دار دانشگاه علامه طباطبائی و عضو شورای دفاع از حق تحصیل که از تاریخ 18 تیر در بند 209 در بازداشت بسر می برد، طی روزهای گذشته به قرنطینه بند 7 زندان اوین منتقل شدند. وضعیت بهداشتی این بند بشدت نامناسب است. وجود حشرات ناقل بیماری همچون کک و شپش و بیماری پوستی گال از جمله مواردی است که شرایط را برای زندانیان حاضر در بند قرنطینه دشوار نموده است.
(کمیته گزارشگران حقوق بشر 10/7/88)

116 ـ کاوه جوانمرد روزنامه نگار زندانی و جواد علیزاده دانشجوئی محروم از تحصیل و فعال حقوق بشر زندانی، از زندان مرکزی سنندج به زندان همدان تبعید شدند. همچنین فردین مرادی از زندانیان سیاسی از زندان سنندج به زندان خرم آباد تبعید شد. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 12/7/88)

117 ـ منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه علیرغم تاکید پزشکی قانونی مبنی بر اینکه با توجه به وضعیت حاد جسمانی وی، امکان تحمل شرایط زندان را ندارد و برای رسیدگی های پزشکی می باید آزاد شود، وی را از بند 4 به بند یک زندان گوهردشت معروف به “بند آخر خطی ها” منتقل نمودند. وی از زمان انتقال به این بند امکان ملاقات حضوری با خانواده خود را نداشته است. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 13/7/88)

118 ـ بهروز جاوید تهرانی که به دنبال ماجرای کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 دستگیر شده بود،10 سال است که تحت تعقیب و آزار و اذیت نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در داخل و خارج از زندان قرار دارد و اکنون نزدیک به 6 ماه است که در شرایط بسیار ناگواری در محلی که به حسینیه معروف است نگهداری می شود. حسینیه محل نگهداری افراد خطرناک و زندانیانی است که دچار ناراحتی روحی شدید می باشند. بجای انتقال این زندانیان نگون بخت به بیمارستانهای روانی آنها را در این محل نگهداری می کنند. معمولا بعد از تمامی فشارها که علیه زندانی سیاسی بکار برده می شود و قادر به در هم شکستن آنها نیستند آنها را به این محل منتقل می کنند. زندانی سیاسی در این محل از امنیت جانی برخوردار نیستند. حسینیه تشکیل شده است از یک سلول نسبتا بزرگ که در آن یک موکت بسیار کثیف که بوی تعفن از آن بر می خیزد، دارای سقف کوتاه و دریچه های کوچک که کاملا پوشیده شده است و نور طبیعی به درون سلول نمی تابد. این سلول نسبتا تاریک می باشد بطوری که بعد از مدتی چشم زندانی دچار ناراحتی می شود. زندانیان کف خواب هستند و فقط 2 پتو به آنها داده می شود که یکی از آنها را بعنوان زیرانداز و دیگری را برای رو انداز بکار می برند. این در حالی است که در سرمای زیاد زندانی از سرما قادر به خوابیدن نیست. پتوها بسیار کثیف و بوی بسیار بد آن مانع استراحت زندانی می شود. غذای زندانیان به لحاظ کمی بسیار کم است به هر زندانی در روز یک چهارم نان داده می شود و اکثر به آنها سیب زمینی داده می شود که بسیار کم است. غذای زندانی در حدی بخور و نمیر است. غذای زندانیان فاقد پروتئین و ویتامین مورد نیاز بدن آنها است. بین زندانیانی که دچار ناراحتی روحی هستند هنگام دادن جیره غذایی بخاطر کمبود آن گاها درگیریهای شدید فیزیکی ایجاد می شود. ( فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 13 /7/88)
119 ـ پس از انتشار نامه سرگشاده زندانیان سیاسی سنندج، مبنی بر رفتار و شرایط غیر انسانی حاکم بر این زندان، با دستور رئیس زندان مرکزی سنندج محمد خسروی همه روزه زندانیان بند پاک 1و2 که مختص زندانیان سیاسی است از بندهایشان بیرون رانده می شوند و تا غروب بدون لباس مناسب و دمپائی در حیاط زندان و در سرما نگه داشته می شوند و پس از ساعت ها اذیت و آزار با توهین و تحقیر به بندهایشان بازگردانده می شوند. همچنین نگهبانان بدستور ریاست زندان موظف به تفتیش همه روزه ی وسایل و دفاتر شخصی زندانیان شده اند. (خبرگزاری هرانا 16/7/88)

120 ـ تعدادی از زندانیان خطرناک محبوس در زندان اوین با تحریک مسئولین زندان با سردادن شعار علیه کاندیداهای اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری و اهانت به زندانیان سیاسی، اقدام به ایجاد درگیری فیزیکی نمودند که در این میان دکتر حسین کرمی مسئول کمیته پزشکان ستاد میرحسین موسوی مورد حمله قرار گرفت. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 16/7/88)

121 ـ در یک اقدام غیر انسانی و برای جلوگیری از وارد شدن وکلای مستقل در پرونده زندانیان سیاسی، بخصوص دستگیر شدگان اعتراضات پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران، برای کلیه این زندانیان وکلای تسخیری تعیین شده است. این وکلا، با زندانی و یا خانواده آنها تماس و ملاقاتی نداشته اند و به حرف زندانی توجهی ندارند و به طور مرتب از زندانی و خانواده اش می خواهند که از قاضی عذرخواهی کنند. از طرف دیگر وکلائی که از سوی خانواده زندانیان سیاسی تعیین می شوند از سوی قاضی وکلاتشان پذیرفته نمی شود و مانع ورود آنها به پرونده می شوند.
(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 21/7/88)

122 ـ بدنبال تحریک زندانیان عادی در حسینیه بند 350 زندان اوین توسط مسئولین زندان و یورش وحشیانه به زندانيان سیاسی، علی صارمی و سید ظهور نبوی از بند 350 زندان اوین به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل کردند. لازم به ذکر است بند سپاه دارای شرایط غیر انسانی است و زندانیان در این بند تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار می گیرند.
(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 27/7/88)
123 ـ زندانی سیاسی میثاق یزدان نژاد 23 ساله دانشجوی رشته مترجمی زبان دانشگاه پیام نور شهریار که به علت بیماری جسمی خود برای عمل جراحی به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شده بود در حالیکه پزشکان بیمارستان خود را برای عمل جراحی وی آماده می کردند با حضور ماموران امنیتی به زندان اوین و پس از آن به زندان گوهردشت تبعید شد. با توجه به وضعیت جسمانی میثاق یزدان نژاد با این عمل ضد بشری جان این زندانی سیاسی در معرض خطر جدی قرار دارد.
(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 27/7/88)

نقض حقوق اقلیتهای مذهبی:

124 ـ امین دالوند از دراویش نعمت اللهی گنابادی که به همراه 51 تن از دراویش و 2 تن از وکلای مدافع آنها، در جریان تخریب حسینیه شریعت قم در سال 1384 از سوی شعبه 112 دادگاه جزائی قم به تحمل یک سال حبس، 74 ضربه شلاق، جزای نقدی و معرفی ماهیانه خود به ستادهای خبری اطلاعات شهرستان محل سکونت محکوم شده بودند. وی جهت پرداخت جزای نقدی 950 هزار تومانی خود، زمانی که به دادسرای خرم آباد مراجعه کرد به دستور دادیار اجرای احکام دادگستری قم بازداشت و روانه زندان شد. (خبرگزاری هرانا 15/7/88)

125 ـ اتومبیل فرزاد موهبتی از بهائیان شهر رفسنجان در تاریخ 15 مهر ماه توسط عوامل ناشناسی به آتش کشیده شد. همچنین شیشه اتومبیل یکی دیگر از شهروندان بهائی شهر رفسنجان به نام محبوب بندری نیز تئسط اشخاص ناشناسی شکسته شد. (خبرگزاری هرانا 17/7/88)

126 ـ مرتضی سپندار، امین صفاری، سیاوش ساکی و هادی اباذری از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به اتهام اخلال در نظم عمومی، توهین به خمینی و خامنه ای و ضرب وشتم در شعبه 112 دادگاه جزائی کرج محاکمه شدند. (میزان 28/7/88)

اخبار فعالان جنبش زنان:
127 ـ جایزه صدای آزادی موسسه دای کوادریج (Die Quadrige) آلمان به کمپین یک میلیون امضاء برای مبارزه در راه تغییر قوانین تبعیض آمیز داده شد. این جایزه در مراسمی که در روز وحدت دو آلمان برگزار می شود، به شخصیت هایی که توانسته اند در حوزه دموکراسی تاثیر گذار باشند اهدا می شود. لازم به یادآوری است در سه سال گذشته 50 نفر از اعضای کمپین یک میلیون امضاء بازداشت شده اند. سه نفر بدون بازداشت به دادگاه فراخوانده شده اند و نزدیک به 15 نفر احضار و مورد بازجوئی قرار گرفته اند.
(رادیو زمانه 9/7/88)

128 ـ جلوه جواهری فعال کمپین یک میلیون امضاء به اتهام اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت کشور در شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شد.
(کمیته گزارشگران حقوق بشر 10/7/88)

129 ـ ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار و فعال جنبش زنان به شعبه 1151 دادگاه عمومی تهران احضار شد. (کانون زنان ایرانی 16/7/88)

اخبار کارگری:
130 ـ عیدعلی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین اعلام کرد: 500 کارگر شاغل در شرکتهای سندان ایران، سپهر الکتریک، بسته بندی البرز، ایران زاک، ماشین فلزات و گودال فلزات از کار اخراج شدند . در بین کارگران اخراجی افرادی با سوابق بیش از 10 سال هم دیده می شوند . (ایلنا 5/7/88)

131 ـ 70 نفر از کارگران شرکت جهادنصر شاغل در پروژه در دست احداث سد سیلوه پیرانشهر از کار اخراج شدند. (ایلنا 10/7/88)

132 ـ حقوق 250 نفر از کارگران کارخانه پارچه بافی کرپ ناز هرسین مدت 4 ماه است که پرداخت نشده است. این کارخانه متعلق به بانک ملی است. (ایلنا 10/7/88)

133 ـ هادی تنومند، حسن رسول نژاد و احمد اسکی بغدادی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شدند. (وبلاگ آزادی برابری 11/7/88)

134 ـ کریم صوفی مولودی رئیس سندیکای شهرکهای صنعتی مهاباد طاهر فرامرزی و شیرین احمدی اهل مهاباد توسط ماموران ستاد خبری وزارت اطلاعات بازداشت شدند.
(مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 13/7/88)

135 ـ یک کارگر شرکت سایپا گفت: با وجود دستور رئیس جمهور و وزیر صنایع و معادن برای قراردادی شدن کارگران پیمانکاری، مدیریت شرکت سایپا از اجرای کامل دستور خودداری می کند. وی افزود: با گذشت چند ماه از این دستور فقط 300 نفر از 1000 کارگر پیمانکاری سایپا به قرار دادی تبدیل وضعیت پیدا کرده اند و بقیه همچنان بلاتکلیف هستند. حقوق کارگران پیمانکاری حداکثر 500 هزار تومان در ماه است اما حقوق کارگرران قراردادی به یک میلیون تومان در ماه نیز می رسد. (ایلنا 13/7/88)

136 ـ محمدرضا مداحی نایب رئیس شورای اسلامی کار شرکت پارس واگن اراک اعلام کرد: حقوق 1700 کارگر شاغل در این شرکت مدت 75 روز است که پرداخت نشده و کارگران برای اعتراض دست به اعتصاب غذا زده اند. وی افزود: با توجه به ورود گروهی از کشور قزاقستان برای بازدید از شرکت، مدیران و مسئولان شرکت سعی در متفرق ساختن کارگران را داشتند. به همین دلیل کارگران با تجمع در مقابل سالن غذاخوری دست به اعتصاب غذا زدند. (ایلنا 15/7/88)

137 ـ سجاد قنبری کارگر معدن طلای “آغ دره” شهرستان تکاب، روز 8 مهر بر اثر مسمومیت ناشی از سیانور و بی توجهی مسئولین کارخانه جان باخت. سجاد قنبری مدت 3 سال در اتاق طلا و یک سال در سوله سیانور معدن آغ دره کار می کرده است. گفتنی است که شرکت فراوری پویازرکان، سالانه بالغ بر چهار تن طلا، معادل 140 میلیارد تومان طلا از معدن طلای آغ دره استحصال می کند که این مقدار در آمار کلی تولید طلای کشور ذکر نمی شود و مسئولان روی آن نظارتی ندارند. (ساوالان سسی 15/7/88)

138 ـ سرداد رستم قاسمی فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا در گفتگو با خبرگزاری مهر اعلام کرد: اجرای فازهای 15 و 16 پارس جنوبی با مشکلات شدید کمبود منابع مالی مواجه شده است. بر اثر کمبود منابع ارزی 6000 نفر از کارگران این پروژه از کار اخراج شده اند. در مهر ماه سال 1385 قرارداد طرح توسعه فازهای 15و 16 پارس جنوبی به ارزش 2 میلیارد و 97 میلیون دلار بصورت ترک تشریفات به قرار سازندگی خاتم الانبیا سپاه پاسداران واگذار شد. (سرمایه 16/7/88)

139 ـ به دنبال اعتراض 75 تن از کارگران کارخانه نوشابه ارم، مبنی بر اینکه در ازای 4 ساعت اضافه کاری فقط دستمزد یک ساعت به آنها پرداخت می شود، اداره کار نه تنها به شکایت آنها رسیدگی نکرد بلکه همه 75 کارگر شاکی توسط کارفرما از کار اخراج شدند. (خبرگزاری هرانا 16/7/88)

140 ـ به حکم هیات حل اختلاف اداره کار شوش، علی نجاتی رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه از کار خود اخراج شد. (خبرگزاری هرانا 17/7/88)

141 ـ دادگاه تجدید نظر استان خوزستان احکام صادر شده علیه 5 کارگر کارخانه نیشکر هفت تپه را مورد تائید قرار داد. بر اساس حکم دادگاه، علی نجاتی، فریدون نیکوفر، قربان علی پور و جلیل احمدی به تحمل 6 ماه حبس تعزیری و 6 ماه حبس تعلیقی و محمد حیدری پور را به چهار سال حبس تعزیری و هشت ماه حبس تعلیقی محکوم کرده است. در پی صدور و تائید این حکم از سوی حراست کارخانه از ورود این افراد به محل کار خود جلوگیری بعمل آمد. (ایلنا 25/7/88 خبرگزاری هرانا 28/7/88)

قتل مردم توسط نیروهای انتظامی و امنیتی:
142 ـ بر اثر تیراندازی نیروهای بسیجی در ایستگاه ایست بازرسی جاده بوکان مهاباد، یک نفر بنام عمر خیاط کشته شد و راننده خودرو نیز بشدت مجروح گردید. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 13/7/88)

143 ـ سمیه جعفرقلی فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر و از کارکنان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی در هفته نخست مهر ماه، درحالیکه به همراه حمیدرضا و سارا همسر و دختر 8 ماهه اش در حال بازگشت از قم به تهران بود، بر اثر تیراندازی نیروی انتظامی در اتوبان تهران-قم کشته شد. علیرضا رهائی رئیس دانشگاه امیرکبیر و واعظ از مسئولان حراست از برگزاری مراسم یادبود در دانشکده کامپیوتر جلوگیری بعمل آوردند. (امیرکبیر 15/7/88)

قتلهای بر اثر شکنجه :
144 ـ پزشکی قانونی علت مرگ رامین آقازاده قهرمانی را عفونت ناشی از ضرب و جرح در زندان تشخیص داد. نامبرده در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود و چند روز پس از آزادی از دنیا رفت. (نوروز 10/7/88)

145 ـ امیر عبدالله نژاد بر اثر ضرب وشتم ماموران زندان مرکزی ارومیه دچار ضایعه قطع نخاع شد و بعلت عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داد. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 13/7/88)

زندانیان سیاسی محکوم به اعدام:
146 ـ علی ساعدی 25 ساله، ولید نیسی 23 ساله، ماجد فرادی پور 26 ساله، دعیر مهاوی 50 ساله، ماهر مهاوی 21 ساله، احمد ساعدی 28 ساله و یوسف لفته پور به اتهام ترور یک روحانی بنام هشام صیمری در دادگاه انقلاب اهواز محکوم به اعدام شدند. این هفت متهم بین 8 تا 15 ماه در سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز زندانی بوده اند. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران 13/7/88)

147 ـ محمدرضا علی زمانی عضو انجمن پادشاهی ایران که در جلسه دوم محاکمه عوامل دخیل در اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری، اعترافات مفصلی از وی اخذ گردید. روز 13 مهر ماه از بند 209 زندان اوین به شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی منتقل شده و حکم اعدام به وی ابلاغ شد. نامبرده از حق انتخاب وکیل محروم بوده است. (کمیته گزارشگران حقوق بشر 15/7/88)

148 ـ حامد روحی نژاد یکی از دستگیر شدگان اعتراضات پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به اتهام ارتباط با انجمن پادشاهی از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه به اعدام محکوم شد. (فعالان حقوق بشر در ایران 19/7/88)

149 ـ یک زن که هویتش اعلام نشده است روز 21 مهر در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق محاکمه شد. اخبار تائید نشده ای مبنی بر صدور حکم اعدام برای این زن زندانی سیاسی منتشر شده است. لازم به توضیح است، وی یکی از دستگیر شدگان اعتراضات پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری می باشد. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 21/7/88)

150 ـ برادران ناصر عبدالحسینی جوان 22 ساله که به حکم شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران محکوم به اعدام شده است اعلام کرد: ناصر عبدالحسینی در تاریخ 5 تیر ماه در منزل مسکونی خود بازداشت شد. وی ویزیتور قطعات یدکی ماشین است که در زمان شروع اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری در شهر بوشهر بوده، برای فروش قطعات یدکی ماشین در این شهر حضور داشته و در بوشهر نیز در آن زمان هیچ گونه تظاهراتی نبوده است. وکیل تسخیری وی نیز در دادگاه هیچ گونه دفاعی از وی نکرده است ناصر عبدالحسینی در حال حاضر در بند 8 زندان اوین حضور دارد و بجز پدر و مادر وی امکان ملاقات برای دیگر اعضای خانواده وی ندارد. بازجویان برادرم به وی گفته بودند اگر در اعترافات تلویزیونی شرکت کنی حکمت کمتر خواهد شد. اگر قرار است محکوم به زندان شوی بعد از اعترافات تلویزیونی آزاد خواهی شد. صدائی که به عنوان زهره پخش شده که آنرا در تماس تلفنی با برادر من عنوان کرده اند واقعیت ندارد. گویا خانم زهره از برادر من می خواهد که آتش سوزی به راه بیاندازد و از کوکتل ممولوتوف استفاده کند این در حالی است که برادر من حتا نمی تواند کوکتل مولوتوف را تلفظ کند و در دادگاه هم آنرا اشتباه تلفظ کرد. (خبرگزاری هرانا 21/7/88)

151 ـ حامد روحی نژاد فرزند محمد رضا که در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شده است طی نامه ای اعلام کرد: در تاریخ 14 اردیبهشت 88 بازداشت شدم و مدت 40 روز در انفرادی بودم. یک روز پس از پایان انتخابات تازه فهمیدم که انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده است. اما بنا به خواست بازجویان اطلاعات برای اینکه حق حیات و زندگی ام را از آنها بگیرم در دادگاه معترضان به نتایج انتخابات حاضر شدم و خواسته های آنها را بر کاغذ آورده و بعنوان اعمال خود ثبت نمودم. اما بعنوان یک زندانی سیاسی اعلام میدارم که عضو هیچ گروه حزبی نبوده ام و هیچ ارتباطی با انتخابات ریاست جمهوری نداشته ام. هرگونه وابستگی را به جریان موسوم به نام انجمن پادشاهی رد نموده و اتهامات وارده را بر خود کذب محض می دانم. لازم به توضیح است که حامد روحی نژاد برای فرار از مشکلات اقتصادی به امبد معالجه بیماری “ام اس” خود از طریق قاچاق از کشور خارج می شودو مدت 4 ماه در شهر اربیل عراق بسر می برد که بعد از این مدت با هماهنگی وزارت اطلاعات به طور قانونی به کشور برمی گردد.
(خبرگزاری هرانا 23/7/88)

محکومین به اعدام:
152 ـ ابراهیم 30 ساله به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه 31 دادگاه انقلاب شهرستان ری و با تائید دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شد. (ایران 2/7/88)

153 ـ محمد 30 ساله به اتهام قتل زرگار به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 11 دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شد. (ایران 13/7/88)

154 ـ صلاح الدین به اتهام سرقت مسلحانه و قتل قنبری مامور محافظ ماشین حمل پول به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 11 دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شد. (ایران 13/7/88)

155 ـ مائده 19 ساله به اتهام قتل همسرش احمد 23 ساله به حکم شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شد. (ایسکانیوز 18/7/88)

156 ـ فرشاد 23 ساله به اتهام قتل حمید 25 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد. (ایسکانیوز 19/7/88)

157 ـ محبت محمودی که 9 سال پیش به اتهام قتل مردی که قصد مزاحمت و تجاوز به وی را داشته، به حکم دادگاه کیفری ارومیه و با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شده بود، طی نامه ای خطاب به نهادهای مدافع حقوق بشر از شرایط خود در زندان و روند قضائی پرونده حود نوشته و از مردم ایران تقاضا کمک نمود. در این نامه با اشاره به اینکه مقتول به زور وارد خانه وی شده و بعد از اینکه با چاقو وی را زخمی می کند وی با استفاده از سلاح گرمی که در خانه بود به وی شلیک می کند، که منجر به قتل وی می شود. خانواده مقتول با اعمال نفوذ در آگاهی و ارائه چند نفر به عنوان شاهد ماجرا سیر پرونده را به نفع خود تغییر می دهند و همچنین در دادگاه با دادوفریاد و توهین تلاش کرده اند که اجازه ندهند وی از خود دفاع بکند و قاضی نیز بیشتر شنونده حرف خانواده مقتول بوده است تا وی. لازم به یادآوری است که حکم اعدام وی یکبار از سوی دیوان عالی کشور رد شده بود و بعد از محاکمه مجدد این حکم از سوی دیوان عالی کشور مجددا تائید شد. (خبرگزاری هرانا 23/7/88)

158 ـ امیر 24 ساله به اتهام قتل احمد (شوهر خاله اش) به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد. (ایسکانیوز 30/7/88)

احکام اجرا شده اعدام :

159 ـ به حکم قوه قضائیه 5 نفر که اتهام آنها مشخص نیست در شهر تایباد در محوطه زندان این شهر به دار آویخته شدند. همچنین در روز 5 مهر 88 یک زن که اتهام وی نیز مشخص نشده در زندان شهر سرخس به دار آویخته شد. (خبرگزاری هرانا 9/7/88)

160 ـ صلاح الدین و رضا به جرم قتل در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 11 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شدند. (اعتماد 13/7/88)

161 ـ بهنود شجاعی 21 ساله به اتهام قتل احسان نصراللهی 17 ساله با حکم دادگاه کیفری استان تهران و با تائید دیوان عالی کشور در محوطه زندان به دار آویخته شد. لازم به ذکر است که وی در زمان وقوع جرم 17 ساله بوده است. (ایران 20/7/88)

162 ـ رحیم محمدی به حکم شعبه دوم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور در زندان تبریز بدون اطلاع خانواده و وکیل به دار آویخته شد. محمد مصطفائی وکیل نامبرده گفت: نگران کبری بابائی همسر رحیم محمدی است که به حکم دادگاه به سنگسار محکوم شده و قرار است بزودی اجرا شود. (ایلنا 15/7/88)

163 ـ سعید 32 ساله به اتهام قتل نوررحمان 18 ساله و ملک الدین به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و تائید دیوان عالی کشور در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. (ایسکانیوز 29/7/88)

164 ـ علی 32 ساله به اتهام قتل حامد در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید دیوان عالی کشور در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. (ایسکانیوز 29/7/88)

165 ـ مهران به اتهام قتل غلامرضا 44 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و تائید دیوان عالی کشور در زندان اوین تهران به دار آویخته شد. (ایسکانیوز 29/7/88)

166 ـ محمد حسن-ب 25 ساله به اتهام قتل پدر خوانده اش حسن-خ به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و تائید دیوان عالی کشور در زندان اوین بدار آویخته شد. (ایسکانیوز 29/7/88)

167 ـ سهیلا 27 ساله به اتهام قتل فرزند پنج روزه خود به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و تائید دیوان عالی کشور در زندان اوین تهران بدار آویخته شد. (ایسکانیوز 29/7/88)

“فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی”

ihrnena@gmail.com 30/07/1388 برابر 23/10/2009




بزرگترین شکنجه گاه پنهانی رژیم ددمنش اسلامی

اینجا ایران است و شما فریاد ما را از ایران می شنوید




گفت‌وگو با مهرداد درویش‌پور درباره طرح برون‌رفت از بحران

«مردم به قدرت خود پی‏ برده‌اند»

ایرج ادیب زاده

متن سخنرانی با آقای مهرداد درویش پور

حبیب‏الله عسگراولادی روز یکشنبه ۲۶ مهرماه، از طرحی صحبت کرد که به توصیف او، برای برون‌رفت از بحران کنونی در ایران تهیه شده است.

حبیب‏الله عسگراولادی از اصول‏گرایان وابسته به بازار، عضو مجمع تشخیص مصلحت و عضو مؤثر حزب مؤتلفه، توضیح بیشتری در باره‏ی این طرح که به نقل از او برای آیت‏الله خامنه‏ای فرستاده شده، نداد.

اما به گفته‏ ی ناظران، این طرح تا حدودی همان طرح پیشنهادی هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است که هفته‏ ها پیش گفته بود:

«گروهی از دلسوزان نظام در این نهاد، طرحی را برای خروج از بحران کنونی کشور تهیه کرده‏اند که به زودی اعلام خواهد شد.»




به مناسبت چهارمین همآیش اتحاد جمهوری خواهان ایران

گرایش ضد تبعیض ـ جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران

با درود به تمامی آزادی خواهان و مبارزان راه دمکراسی که در درازای تاریخ معاصر ایران برای حق رای مردم و حاکمیت جمهورمردم تا پای جان ایستاده اند و با تحمل زندان وشکنجه و سربلند برچوبه های دار سه رژیم دیکتاتوری قاجار، پهلوی و ولایت فقیه)جمهوری اسلامی)، هیچگاه نگذاشته اند تا شعله امید و آتش عشق به آزادی و برابری در دل مردمان سرزمین ما سرد و خاموش شود.

همآیش چهارم اتحاد جمهوری خواهان ایران در گرماگرم نبرد زنان، جوانان ، کارگران،کشاورزان، زحمتکشان، روشنفکران، آزاد اندیشان و تمامی کسانی که به توسعه و پیشرفت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران می اندیشند با رژیمی سرکوبگر ، انحصارطلب، ناکارآمد و سراپا غرق در فساد و دروغ که هیچ نظارت و کنترل مردمی را بر نمی تابد، برگزار می گردد از این رو پژواک واقع گرایانه وانگیزاننده صدای مردم علیه دیکتاتوری حاکم دراین همایش، بسهم خود می تواند گرما بخش جان های شوریده هزاران زندانی وفعالان سیاسی و باورمندان به برابری حقوق شهروندان باشد.
راه درازی که از سلول های سرد و تاریک و میدان های تیرباران تا صحن دانشگاه ها و کارخانه ها وصد ها وهزاران گردهمآئی و تظاهرو تحصن درداخل و خارج از کشورواینک در خیابان های پرالتهاب و مملو از جمعیت معترض تهران با فداکاری و جانفشانی میلیون ها تن از پیشگامان آزادی طی شده است، مقصد، هدف،آرمان، کعبه آمال و آرزو وخواست های مشخص و روشنی را در دستور روز قرار داده است :
*آزادی فوری و بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی،
* متوقف ساختن فوری اعدام، تعزیرو شکنجه به پیروی از اندیشه های ایرانی مبنی برمروت ومدارا؛
* صلح خواهی ودوری گزینی از تروریسم، جنگ طلبی و دستیابی به سلاح های هسته ای و کشتار جمعی ؛
* دفاع از استقلال و منافع ملی کشورو درپی گرفتن سیاست همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان ایران و تمامی کشورهای جهان؛
* برخوردارشدن جامعه ازآزادی ها و حقوق مدون درمنشور جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد؛
* نفی و طرد مسالمت آمیز و بدوراز خشونت دیکتاتوری حاکم با شیوه های مبارزه سرپیچی مدنی؛
* پذیرش کثرت گرائی درعرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، هنری و ورزشی؛
* آزادی برای اتحادیه ها و سندیکاهای زحمتکشان و نهادهای مدنی و مردم بنیاد درکشور؛
* تفکیک دو نهاد دین و حکومت از یکدیگر و لزوم دمکراتیزه شدن ساختارهای هر دو این نهادها؛
* برداشتن موانع مشارکت مردم در اداره امور کشورودردرجه نخست برگزاری انتخابات آزاد بدوراز نظارت استصوابی و دستبردهای شورای نگهبان وارگان های نظامی و انتظامی وشمارش درست رای مستقیم ومخفی مردم با نظارت نمایندگان احزاب، سازمان های سیاسی و نهادهای مردمی؛
* آزادی رسانه های خبری وآزادی بیان و تحلیل دروسائل ارتباط جمعی؛
* نفی هر گونه تبعیض قانونی، جنسی، مذهبی، ملی ـ مردمی و ایدئولوژیک در جامعه؛
* برقراری یک نظام قضائی وحقوقی عادلانه شهروندی بمثابه زیربنای امنیت اجتماعی.
این فهرست کوتاهی ازحداقل خواست ها و مطالبات امروز مردم ایران است که در برنامه های جمهوری خواهان گنجانده شده است و می تواند کارپایه مبارزه مشترک همه جمهوری خواهان قرار گیرد. رسیدن باین اهداف بستگی به عزم و اراده و آگاهی ما ودر پشتیبانی از آنانیکه مشعل فروزان آزادیخواهی را بدست دارند، میسر میباشد .شانه خالی کردن از مبارزه اصولی در این مقطع حساس از زمان کاریست علیه منافع مردم. تقلیل گرائی ، تعدیل و عدم پافشاری بر این حداقل مطالبات و خواست ها به اتحاد اپوزیسیون دمکرات و جمهوری خواه لطمه می زند، جنبش سبزمعترض به نتایج “انتخابات” اخیر ریاست جمهوری رژیم را بی برنامه و در نتیجه بی آینده می سازد و راه سبز امید آقای موسوی را در این توهم غرق می کند که ” مردم برای بازگشت به شعارهای سه دهه قبل در خیابان ها به اعتراض برآمده اند”.
همانگونه که سیاست ” انتخاب بد بجای بدتر” به سرانجامی نرسید، بی توجهی به برنامه های جمهوری خواهان و نادیده گرفتن بخشی ازمواضع ارتجاعی و بزرگ نمائی برخی مواضع معتدل و تدوین ” خط سبزموسوی” به تقلید از”خط امام”، خطوط سیاسی رابه هم می ریزد و بجزکدرساختن سیاست، سیاستی که چکیده تجربه ده ها سال مبارزه است ـ وعقب گرد به گذشته ونقد حاکمیت ازموضع ارتجاعی، نتیجه ای ببار نخواهد آورد.
صد ها اعتراض و هزاران مورد مقابله روزمره با افکار و سیاست های پوچ و خرافی دستگاه های تبلیغاتی ـ فکری و ارتجاعی رژیم که همچون جویباری به یکباره سیل خروشان جنبش حق رای و انتخابات آزاد را در کشور جاری ساخت که همچنان ادامه دارد، بر انقلاب فنی و ارتباطاتی دودهه اخیر تکیه دارد. این همگامی مردم با فنون و ابزار نوین ارتباطات، درعرصه سیاست وراهکارهای اداره جامعه نیز، می بایست به مدرن ترین، مترقی ترین و دمکرات ترین افکار بشری پیوند بخورد. وظیفه بزرگ جمهوری خواهان ایجاد، گسترش وتحکیم این پیوند وحرکت بسوی آینده ای شفاف و روشن است.
تدوین و تبلیغ برنامه وهدف شفاف و روشن مردم رابرای کسب آزادی وجدان و مبارزه با تبعیض مجهز می کند.دنباله روی از حوادث و وقایع، منجر به سرگردانی می شود. امروز نگاه ها ی مستقل که بدنبال اعتماد، آگاهی و آزادی مردم اند به شعار استقلال، آزادی، جمهوری ایران دوخته شده است.

مهرماه 1388
zedetabiiz@ymail.com