جعفر پناهی و مهناز محمدی در بهشت زهرا دستگیر شدند

به گزارش شاهدان عینی، حدود ساعت ۱۴ روز پنج‌شنبه (۸ مرداد) جعفر پناهی و مهناز محمدی، دو فیلمساز ایرانی، در بهشت زهرای تهران بازداشت شدند. این دو تن به همراه گروهی از فیلمسازان و مستندسازان برای گذاشتن گل بر مزار کشته‌شدگان وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران به بهشت زهرا رفته بودند. روشن نیست که این دستگیری‌ها توسط کدام ارگان انجام گرفته است. جعفر پناهی فیلمسازی با شهرت جهانی است و مهناز محمدی، مستندساز وبرنده‌ی چند جایزه‌ی داخلی و بین‌المللی است. قرار است که مراسمی به یاد کشته‌شدگان وقایع اخیر ایران در بهشت زهرا با حضور مهدی کروبی و میرحسین موسوی برگزار شود.




یانیه بیش از ۸۰۰ نفر از فعالان جنبش زنان:

فرزندان جنبش زنان را آزاد کنید
پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۸ – ۳۰ ژوييه ۲۰۰۹

۸۰۰ تن از فعالان جنبش زنان و فعالان مدنی خواستار آزادی فعالان جنبش زنان شده اند. لازم به ذکر است که در این بیانیه (که هفته گذشته صادر و انتشار آن تا امروز پنج شنبه، 8 مردادماه برای جمع آوری امضاء به طول انجامیده) نام شادی صدر نیز به عنوان یکی از بازداشت شدگان جنبش زنان ذکر شده است که خوشبختانه وی روز سه شنبه 6 مردادماه و پیش از انتشار این بیاینه آزاد شده. بی شک انتشار این بیانیه با امید به آزاد شدن هرچه سریعتر بقیه فعالان جنبش زنان و تمامی بازداشت شدگان اخیر منتشر می شود:

فرزندان جنبش زنان را آزاد کنید

کشور ما روزهای سختی را از سر می گذراند؛ روزهای پر تنش، پر التهاب و پر خشونت. فعالان جنبش زنان همواره در طول سالها تلاش برای تغییر وضعیت زنان، که مقدمه هر تغییر مثبتی در جامعه است، ثابت کرده اند که روشهایی چالشگر اما صلح آمیز و بی خشونت را برگزیده اند.
اما امروز گویا روز دیگری است؛ آنان را که سخن از صلح و آرامش و برابری زده اند به جرم آشوب به بند می کشند. کسانی را که با سکوت ، سخن گفته اند دهان می درند و آنان را که در جستجوی عدالت چشم جرخانده اند، نگاه می کشند.
مردم، به خیابان نگاه کنید، این همان خیابانی است که در تمام این سالها فعالان اجتماعی، بویژه فعالان جنبش زنان در آن حقوق از دست رفته خود را با زبان سکوت و در کمال آرامش و مدنیت طلب کرده اند. این همان خیابانی است که آنها کوچه به کوچه و امضا به امضا در آن از “حق” سخن گفته اند. این همان خیابانی است که در آن از زبان “سنگ” گلایه کرده اند. امروز ما تجربه های پیشین را در گستره ای به وسعت ایرانمان بازمی خوانیم.
فعالان جنبش زنان از روزهای نخست اعتراضهای مدنی مردمی به روند نتایج انتخابات، در کنار مردم و همصدا با آنها از حق خود سخن گفته اند. آنها در دل رودخانه هایی که در خیابانها به حرکت در می آمد حضور داشتند. هم در قلب خیابانها بودند و هم مثل همه خشونتها قربانی ردیف نخست ! آنها همصدا با مادر ندا ضجه زدند . هم آوا با مادر سهراب فریاد کشیدند و هم نوا با همه مادران عزادار سیاهپوش ، مشت گره کردند. جنبش زنان ایران ، در این روزها صفآرایی مستقل از مردم نداشت. زیرا جز این نیست که آنها همواره سخن از زبان مردم گفته اند و امروز مردمند که سخن از زبان آنها می گویند.
اینک، ما جمعی از فعالان جنبش زنان ایران این روزها مثل همه مردمی که فرزندانشان را در بند می بینند، برای آزادی آنها فریاد دادخواهی سر می دهیم . ما مثل همه کسانی که آزادی را حق و شان همه مردم می دانند، نام فرزندان جنبش زنان راکه خود منادی حق بوده اند، فریاد می کنیم : فرزندان ما را آزاد کنید؛ “ژیلا بنی یعقوب و بهمن احمدی امویی، شادی صدر، شیوا نظرآهاری،کاوه مظفری، مهسا امرآبادی، هنگامه شهیدی و سمیه توحیدلو” را آزاد کنید!

مدافعان جنبش زنان، وکلا و روزنامه نگاران دربند “عبدالفتاح سلطانی، محمدعلی دادخواه، عبدالرضا تاجیک، کیوان صمیمی و مسعود باستانی” را آزاد کنید!

ما، خواهران، مادران و دوستان آنها، از سلامتی و حفظ جانشان نگرانیم. زیرا تجربه سهرابها را در خاطره داریم.

از قوه قضائیه ایران که رسما مسوول نگهداری از زندانیان است و از هر مقام مسوولی که ایشان را در بند کرده است، می خواهیم آنها را بدون قید و شرط و در کمال سلامت و امنیت آزاد کند.

بدون شک این همه خواسته ما نیست. ما همدرد با همه داغداران این روزها خواسته های فراوان داریم که در جای خود خواهیم گفت. اما در گام نخست، فرزندان جنبش زنان را به دامان خانواده هایشان بازگردانید. نگذارید خشونت پراکنی بیش از این منتشر شود که شومی آن دامان همگان را خواهد گرفت که هیچ کس در این میان رویین تن نیست.

اسامی امضاء کنندگان بیانیه:
آتنا تارخ , آتیه یوسفی , آذر حدادی , آذر عفیف , آذر فخر , آذر معصومی , آرام دیل مقانی , آرتمیس حبیبی آزاد , آرزو آزادی , آرزو فاضل , آرش آهنگر قشقایی , آرش احمدی نسب , آرش حافظی , آرش رحیده , آرش نصیری اقبالی , آرمان ایرانی , آرمان خوزنی , آرمان دماوندي , آریانا نوبهار , آزاد مرایان , آزاده بلبل امیری , آزاده خسروشاهی , آزاده فرامرزیها , آزاده نصر , آزاده نوری نژاد , آزاده کیان , آزادی سعیدی , آزیتا رضوان , آسیه امینی , آمنه شیرافکن , آمنه نصر رمزی , آناهیتا ابراهیمی , آناهیتا پوینده , آناهید آباد , آهو رهاییی , آیدا سعادت , آیدا کروفلی , آیدین سالک , آینا قطبی یعقوبی , آینده آزاد , ابراهیم شداریان , ابوطالب قنبری , احترام شادفر , احسان نجف زاده , احمد احمدیان , احمد افقهی , احمد بیگلو , احمد بیگلو, احمد رسولی , احمد فاتحي , احمد نسیمی , اسدالله منتظری , اسماعیل زرگریان , اشرف چیتگرزاده , اشرف هاشمی , اعظم پیله ور , اعظم خاتم , افروز ناصرشریف , افسانه گودرزی , افسر موسوی , الناز انصاری , الناز محمدی , الهام شيخ زاده , الهام قیطانچی , الهام هاتف , الهه امانی , الهه شریف پور (هیکس) , الهه مهولاتي , الهه کولائی , الکا هدایت , الی ایرانی , الی کاشی , الیکا هدایت , ام البنین اشرفی , امجد امجدی , امير صلواتي فعال سياسي , امين ضرغام , امیر آذر , امیر جواهری لنگرودی , امیر حسین بهادری , امیر حسین فتوحی , امیر حسین گنج بخش , امیر خالقی , امیر رشیدی , امیر سرپولکی , امیر فرشاد ابراهیمی , امیر مقصودی , امیر کاسمی , امیر یعقوبعلی , امین علم الهدی , امین ملک محمدی , انوش , انوشیروان خان , ايرج اورجی , ايمان غلامرضابيگي , اکبر تمدن , اکبرمهدی , اکرم خیر خواه , اکرم کاظمی , اکرم کوهساری مرند , ایران میر حبیبی
ب.روشنفکر , بابك صحرانورد , باران ت , باربد گلشیری , بامداد داودی , باوند بهپور , بردیا شاه نظری , بلال مرادویسی , بنفشه هوشمند , بهار الف , بهار فامیلی , بهارا بهروان , بهاره افقهی , بهاره دولو , بهرنگ شاهین پر , بهروز خليق , بهروز فدایی , بهزاد لاهورپور , بهزاد راد , بهزاد مهرانی , بهزاد کریمی , بهمن غلامی , بهمن محمدی , بهناز شکاریار , بوشرا خامنه ای , بیتا یاری
پانته آ حق پناه , پرتو تهرانی , پرتو نوری علا , پرستو اله ياري , پرستو دوكوهكی , پرستو فروهر , پرناز(نازی) عظیما , پروانه امیدی , پروانه باطنی , پروانه رحمانی , پروانه گرفتاری , پروانه وحیدمنش , پرویز جهانگیر راد , پرویز همایون نژاد , پروین اردلان , پروین اشرفی , پروین بختیارنژاد , پروین ملکی , پریا صابری , پریا میرحاج , پریسا احمدیان , پریسا هاشمی , پریسا کاکائی , پریسا کریمی , پریناز اتابکی , پژواک , پگاه احمدی , پوپک عظیمی نژاد , پوپک عظیمی‌ نژادی , پويا عزيزي , پویا سلحشور , پویا نعمت‌اللهی , پویان رمضانعلی , پرستو محمدی، پروین ابکی
تارا ایرانی , تارا سپهري فر , تایماز منقبتی , ترانه بنی یقوب , ترانه جلیلی , ترانه ضرغامی , تلماک طباطبایی , تهمينه كمانگير
ثريا قزل اياغ , ثریا فلاح دبیر کمیته حقوق زنان کرد آمریکا , ثریا یوسفی، ثریا زنگبری
جواد منتظری، جلوه جواهری , جمال الدین سجادی , جمشید آیین دار , جمشید مهر , جمیله داوودی , جمیله ندایی , جواد برزگر , جواد پارسا , جواد لگزیان
حامد اسلامی , حامد حسینی , حسام میثاقی , حسن رحیمی بیات , حسن زحطاب , ‫حسن عرب زاده حجازی , حسن میرانی , حسن نادری , حسن نایب هاشم , حسن نجفی , حسین اشرفی , حسین خرمی , حميده نظامي , حمید اشرفی , حمید بهشتی , حمید حمیدی , حمید دباشی , حمید رضا غریبی , حمیدرضا ظریفی نیا , حمیدرضارضایی , حمیده تقی زاده , حمیده سهرابی , حمیده وطنی , حوا تهرانی ، حمید میرارمندهی
خدیجه مقدم , خسرو ب , خسرو پورحسینی , خسرو تجربه کار , خسرو چاووشی , خسرو خواجه نوری , خورشید عابدین
داریوش آشوری , داریوش حبیب خوانی , دانش باقرپور , داود محو بیدختی , داوید فاخری , دكترمهران محمودي , دل آرام م , دنا راد ر. اجانی ،راحله جلالی , راحله حسینی , راحله زنجانی , راحله کشتگر , راشین علی نژاد , راضیه نوروزیان , رزا اسلام پور , رزا حسامی , رزا قره چورلو , رزيتا روزبهاني , رضا اسکندری , رضا بی شتاب , رضا جعفری , رضا حسن پور , رضا زارعی , رضا علیجانی , رضا قاسمی , رضا قاضی نوری , رضا نشاط , رضاسیاووشی , رضوان مقدم , رعنا طایفی , رها سربلند , رها عسگری زاده , روجا بندری , روح انگيز كراچي , روح انگیز شریفیان , روحی افسر , روحی شفیعی , روزبه سيدي , روزبه میرچرخچیان , روشنک فولادپور , رویا اصلانی , رویا پازوکی , رویا کاشفی , ریحانه روحانیان، رزا قراچورلو
زارا امجديان , زهرا توفیق عصری , زهرا توللي , زهرا داوری , زهرا غنی , زهرا مجیدی , زهرا مینویی , زهرا نبوی , زهره ارزنی , زهره اسدپور , زهره امینی , زهره خیام , زهره شجاعی , زهره معینی , زیبا میرحسینی , زیلا موحد شریعت پناهی , زینب پیغمبرزاده , زینب منصوری، زهره برومند
ژاله چگنی , ژیلا شرقی , ژینا مدرس گرجی، ژانت آفاری
ساچلی افلاکی , سارا احمدزاده , سارا اسمی زاده , سارا امینی , سارا بابائیان , سارا دربندي , سارا صباغیان , سارا منصوری , سارا موبینی , سارا موسوی خوئینی ها , ساره خلیلی , ساسان آقایی , ساقي لقايي , سامان امینی , سامان رسول پور , ساناز الله بداشتی , ساناز محسن پور , سپیده عباس زاده , سپیده وطن خواه , ستار رحمانی , ستاره جوادی , ستاره هاشمی , سحر ابوالنصر , سحر افروزمهر , سحر صنیعی , سحر مفخم , سرور میرزازاده , سروش ایزدی , سعيد آگنجي , سعید ابویی , سعید اشکان , سعید جلالی فر , سعید رفیعی منفرد , سعید رهنما , سعید عبدی , سعید فخرابادی , سعید مهتاب , سعید موسوی , سعید وفایی , سعیده اسلامی , سمانه ابولپور , سمانه عابديني , سمانه فرید , سمانه موسوی , سمیرا احمد زاده , سمیه رشیدی , سمیه سعیدی , سمیه فرید , سمیه گلی , سنا مخول , سهیل ایرانی , سهیلا احمدزاده , سهیلا ستاری , سهیلا گلشاهی , سهیلا وحدتی , سودابه مرتضایی , سوسن شریعتی , سوسن شعبانی , سوسن طهماسبی , سوسن گلگیری , سوسن محمدخانی غیاثوند , سوفیا صدیق پور , سوگل حسيني , سوگل موسوی , سولماز ایکدر , سيمين بهبهاني , سیاوش احمدی نسب , سیاوش جلیلی , سیاوش راجی , سیاوش منتظری , سیما حسین زاده , سیمین روزگرد , سیمین فامیلی،سارا کنت،سورن مردوخی، ساری سردانی
شادی امین , شادی صدر , شاهرخ وزیریان , شاهین ابوسعیدی , شاهین فاتح راضی , شبنم شرف , شبنم مهاجر , شراره رييسي , شعله آذر , شعله ایرانی , شعله شاهرخی , شقایق کمالی , شكوفه آذر , شكوفه امين , شهاب الدین شیخی , شهاب مباشری ,شهاب میرزایی، شهرام قنبری , شهرزاد ایرانی , شهرزاد بهار , شهرزاد کریمان , شهرساد امیری , شهرنوش پارسی پور , شهلا ابقری , شهلا اعزازی , شهلا روحانیان , شهلا زند , شهلا سلطان زاده , شهلا فرجاد , شهلا فروزانفر , شهلا لاهیجی , شهلا وطنی نیا , شهناز روحانیان , شهيندخت مولاوردي , شورانگیز داداشی , شيما فرزادمنش , شکوفه منتظری , شکوه ميرزادگی , شیدا محمدی , شیرین اردلان , شیرین خوانساری , شیرین عبادی , شیرین فامیلی , شیرین کریمی , شیوا بدیهی نژاد, شیوا نوجو، شیرین دخت دقیقیان،شهره محولاتی، شاهین ناوی
صابر حسنی , صادق کار، صبا واصفی , صبری نجفی , صبریه نجفی , صدرا عبداللهي , صدیقه جعفری , صدیقه عدالتی , صغری زارع , صغری علی پور , صفار ساعد , صمد امیری , ضرغام محمودی
طاهره خرم , طاهره نجف زاده , طلعت تقی نیا , طه ولی زاده , طیبه مونسان , طیبه نجف زاده
عارفه الیاسی , عاليه مطلب زاده , عباس عبدي , عباس مخبر , عباس میلانی , عباس نوربخش , عبدالوهاب عطاری , عذرا طباطبایی , عربی معصومه , عشا مومنی , عصمت کارگرپور , عطیه وحیدمنش , علي كبيري , علي كلائي , علي مليحي , علي نيكويي , عليرضا كرماني , علی اتحاد , علی اجاقی , علی امینی , علی اکبر خسروشاهی , علی اکبر مهدی , علی پور نقوی , علی پورسان , علی تارخ , علی روح الهی , علی شهرستانی , علی طایفی , علی عبدی , علی فتوتی , علی گلشاهی , علی ماشولی , علی مختاری , علی نعمت پور , علی هادی زاده , علیرضا جوادی , علیرضا عالمی , علیرضا هومان، علی قوچی
غزال امیری , غزال شولي زاده , غزاله دال , غزل قهقايي , غلامحسین رئیسی
فائزه رحیمی , فائقه کوبر , فاطمه خادم مولا , فاطمه آزودی , فاطمه اشرفی , فاطمه اکبری , فاطمه بیات , فاطمه پوراحمد , فاطمه خوشرو , فاطمه رضایی , فاطمه روحانیان , فاطمه سیمی , فاطمه شالدهي , فاطمه شمس کهن , فاطمه شهبازي , فاطمه صادقی , فاطمه صالحی , فاطمه صفائيان , فاطمه فرهنگ خواه , فاطمه گوارایی , فاطمه مسجدی , فایزه مدرس گرجی , فتانه عبدالحسینی , فتانه فراهانی , فخری شادور , فخری نامی , فرامرز هادی زاده , فرانک چالاک , فربد فخار , فرح پزشکی , فرح ش , فرحناز محمدی , فرخ فروزان کرمانی , فرخنده جبارزادگان , فرزاد ایرانی , فرزانه ایل بیگی , فرزانه جلالی , فرزانه طاهری , فرزانه عشقیان , فرزانه فصیحی , فرزانه یوسفی , فرزين اميري , فرشاد رمزي , فرشاد ملکان , فرشته شیرازی , فرشته فراهانی , فرشته قاضی , فرشته مولوي , فرشته مولوی , فرشته نوبخت , فرشته کاویانی , فرشته کیان , فرنوش هاشمیان ، بوستون , فرهاد دادفر , فرهاد داودی , فرهاد شرفي , فرهمند عليپور , فرهود هاشمیان , فروزان اسلامی , فروغ رحمانی , فروغ سمیع نیا , فروغ قره داغی , فريده حيدرزاده , فريده غائب , فریبا اهواز , فریبا داودی مهاجر , فریبرز شمشیری , فریبرز هادی زاده , فرید هاشمی , فریده پورعبدالله , فریده رستمی , فریده شبان فر , فریده یزدی , فریور تبریزی , فهیمه اسلامی , فواد شمس , فيروزه از تهران , فیروزه صابر , فیروزه ملت دوست , قاسم اشرفی , قاليچيها مريم , قدسی سرمست , قرید مهروانی، فهمیه روبیلو, فروه اسکندری، فریاری نیکزاد
كامران طاهباز , كاوه قاسمی كرمانشاهی , كبوتر ارشدي , كيوان مهجور , کامران امیری , کامران بزرگ نیا , کامران نوزاد , کاوه رضائی شیراز , کاوه هامونی , کبری اسمعیل زاده , کبری سلیمی , کبری قاسمی , کتایون پیرنیا , کلارا مرادیان، کیانا کریمی , کیانوش سنجری , کیوان نظام , گلبرگ باشی , گلرخ سپاس دار , گلستان لیلا , گلناز ملک , گندم احتشام , گوهر بیات , گيسو فغفوري
لادن کریمی , لاله حسن‌پور , ليلا خلج زاده , لیلا الیکایی , لیلا صحت , لیلا عرب , لیلا منصور , لیلا موری
م خ , م فهیمی , م. انصاری , مارال س , ماریا رشیدی , ماتی وکیلی ، ماریا نوری , مازیار سمیعی , مانلی فخریان , مجتبی سمیع نژاد , مجتبی عابدیان , مجید امیدوار , مجید جابری , محبوبه حسین زاده , محبوبه عباسقلی زاده , محبوبه مجتهدی , محبوبه محبی , محبوبه کرمی , محسن مالجو , محمد افسری , محمد حسین , محمد روح الهی , محمد ستار فر , محمد شفابخش , محمد فرزانه , محمد فلاح نيا , محمد مصطفایی وکیل دادگستری , محمد هادی زاده , محمد واثقی , محمد کاظم متولی , محمد یعقوبی , محمود اسلامی , محمود اشرفی , محمود ایرانی , مراد باسره , مرتضي اسدي , مرتضی ثقفیان , مرجان آزادی , مرسده هاشمی , مريم زندي , مريم ياسمين , مریم اشرفی , مریم امی , مریم اهری , مریم بهرمن , مریم بیدگلی , مریم حسین خواه , مریم رحمانی , مریم رضایی , مریم رونقی , مریم سالک , مریم عرب عامری , مریم قنبری , مریم گنجی , مریم مالک , مریم مجد , مریم هادی زاده , مریم کسایی , مژگان ثروتی , مژگان مستوفيان , مسعود امیرخلیلی , مسعود بهنود , مسعود رسا , مسعود شاطری , مسعود شکری , مسعود شیبانی , مسعود هراتی , مسعود وطنی , مظفر کوشک جلالی , معصومه اكرمي , معصومه مظفری , معصومه وطني , مقصود صالحی , ملودی دادرسان , ملیحه برزگر , ملیحه تیره گل , ملیحه تیره ک , ملیحه. محمدی , مناف عماری , منصور بنکداریان , منصوره خسروشاهی , منصوره شجاعي , منصوره کاویی , منوچهر فاضل , منوچهر بلبل امیری , منوچهر نامورآزاد , منیره کاظمی , منیژه تام , منیژه شکوهی تبریزی , مهناز محمدي , مهديه فراهاني , مهدی اسلامی , مهدی بابا صادقیان , مهدی فرجی , مهدی قلیزاده اقدم , مهدی معصومی , مهران فرجی , مهرانگیز کار , مهرداد دادرسان , مهرنوش اعتمادی , مهرنوش خ , مهرنوش رمضانعلی , مهرنوش مزری , مهری جعفری , مهری میر حسینی , مهسا برخوردار , مهسا فامیلی , مهسا نوری , مهشاد بنی اعتماد , مهشاد درستی , مهشید راستی , مهناز کوکبی , مهناز امیری , مهناز حاتمی , مهناز خ , مهناز خزائی , مهناز دشتی , مهناز محمدي , مهوش علی زاده , مهین پیران , مهین خدیوی , مهین دخت عمرانی , مهین فهیمی , مونا محمدزاده , ميترا سراني اصل , ميترا مقيمي , میترا اسفری , میترا زاهدی , میترا کردستانی , میثم قاسمی , میر حمید سالک , میراث جواهری , مینا جعفری-وکیل دادگستری , مینا ربیعی , مینا شکری , مینا مانی قلم , مینو جلیلی , مینو کیامان , میهن جزنی محمدرضا نیکفر
نادر افشار , ناز اتابکی , نازافرین نظراهاری , نازي اميني , ناصر پاکدامن , ناصر زراعتی , ناصر کاخساز , ناهید توسلی , ناهید جعفری , ناهید خیرابی , ناهید شبان فر , ناهید مسلم , ناهید میرحاج , ناهید همت پور , ناهید کشاورز , نجات اشلی , ندا برهانی , ندا پویازاده , ندا فرشچی , نرگس پورحسینی , نرگس ترمشیر , نرگس خسروی , نرگس طیبات , نرگس محمدي , نرگس محمدی , نرگس هاشمی , نرگس کرمانشاهی, نریمان رحیمی , نسترن امجدی , نسرين ستودن , نسرین حمیدی , نسرین ستوده , نسرین سیاوشی , نسرین فرهومند , نسیم سرابندی , نصور نقی پور , نفیسه زارع کهن , نگار انسان , نگار رهبر , نگین احتسابیان , نوا حبیب خانی , نورالدین غروی , نوری نیکزاد , نوشا اتابکی , نوشابه امیری , نوشين جعفري , نوشین احمدی خراسانی , نوشین کشاورزنیا , نوید محبی , نیتا زند سیگال , نیره توحیدی , نیلوفر انسان , نیلوفر بیضایی , نیلوفر گلکار , نیلوفر مهدیان , نیلوفر کشمیری , نیما قاسمی , نینا وباب , نیکزاد زنگنه , نیکی شریف، نیره نیبودی
هادي آذري , هادی کاشف , هاله انواری , هاله نیازمند , هانيه يوسفيان , هایده تابش , هایده مقیثی , هدیه بستان , هرموز کِی , هژیر پلاسچی , هما همایون , هومان اسلامی
وجیهه الزمان معتمد , وجیهه برزگر , وجیهه قلی پور , وحیده مولوی , ويدا قنبرپور , ویدا آزادی , ویدا حاجبی , ویدا خسروی , ویدا سلیمانی , ویدا قهرمانی
ياسمن عامرى , یاس ملک نصر , یاسمن برزگر , یاسمن تورنگ , یاسمن موسوی , یاسمن نیلفروشان , یاسمین امین , یاشار سالک , یاور خسروشاهی , یحیی بزرگمهر , یحیی خیابانی , یحیی رایگانی , یونس تراکمه.




برخورد خشونت آمیز و دستگیری مردم در بهشت زهرا

به گزارش “قلم نیوز”، پس از مخالفت وزارت کشور با برگزاری مراسم سوگواری در مصلای تهران به مناسبت چهلم جان باختگان تظاهرات اعتراضی ٣٠ خرداد ، مهدی کروبی و میرحسین موسوی اعلام کردند که با حضور بر سر مزار شهدای حوادث اخیر در گورستان بهشت زهرا در کنار خانواده‌های قربانیان یاد آنان را گرامی خواهند داشت.

ویدیوی مربوط به مراسم پنجشنبه در بهشت زهرا در یوتیوب
http://www.youtube.com/watch?v=barkTdHEX_k

خبرگزاری های بین المللی به نقل از شاهدان عینی از حضور آقای موسوی و آقای کروبی در بهشت زهرا خبر داده اند اما فرانس پرس نوشته است که مأموران پلیس برای آنها محدودیت ایجاد کرده اند. مأموران پلیس ضد شورش فورا آقای موسوی را احاطه کرده اند و در حالی که صدها تن از عزاداران شعار “یا حسین، میر حسین” سر می دادند، او را به اتومبیلش باز گردانده اند.
به گفته شاهدان عینی، گروهی از عزاداران اتومبیل آقای موسوی را احاطه کرده اند و کوشیده اند مانع از رفتن آقای موسوی شوند، اما مأموران پلیس به زور راه را باز کرده اند تا اتومبیل از محل خارج شود.
همچنین شاهدان عینی به خبرگزاری فرانسه گفته اند که عده ای از عزاداران به سوی مأموران پلیس که مهدی کروبی را محاصره کرده بودند، سنگ پرتاب کرده اند.




کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

ضرب وشتم وکشتار مجاهدین را محکوم می کنیم، الزام رعایت حقوق پناهندگی و مفاد کنوانسیون های بین الملی در باره مجاهدین را خواستاریم

بر اساس اخبار و اطلاع درروز گذشته سه شنبه 7 مرداد ماه 1388 اردوگاه اشرف، محل استقرار اعضای سازمان مجاهدین در استان دیاله عراق در نزدیکی مرز ایران، بشکل گسترده‌ای از سوی نیروهای عراقی ( متشکل از ارتش و پلیس ) مورد تعرض قرار گرفت ودر یک عملیات نظامی این اردوگاه اشغال شد. نیروهای عراقی در این یورش علاوه بر آن که با بولدوزر درب اردوگاه را شکسته اند، با اسلحه و باتوم‌های برقی، میله گرد وگاز اشک آور و با خشونت اعضای سازمان مجاهدین را مورد ضرب وشتم فرار داده‌اند. گروه زیادی از مجاهدین بشدت مجروح و بیش از 8 نفر در این یورش کشته شده‌اند. این تعرض امروز هم ادامه داشته و براساس گزارش منابع مجاهدین تعداد کشته شدگان افزایش یافته است. همچنین اعضا سازمان مجاهدین در اردوگاه اشرف برای تحقق خواست‌های خود از جمله « استقرار نیروهای آمریکائی به جای نیروهای عراقی در این پایگاه»، اعلام اعتصاب غذاکرده‌اند.

ما یورش حشونت بار نیروهای نظامی عراق به پایگاه اشرف، کشتار و ضرب و شتم اعضا و هواداران مجاهدین توسط دولت عراق را محکوم می‏کنیم . ما اکیدا خواستار رعایت حقوق پناهندگی و اجرای مفاد کنوانسیون‌های بین‌المللی و کمسیاریای عالی پناهندگی و رعایت حقوق و وضعیت انسانی ساکنان اردوگاه اشرف و اعمال رفتارهای انسانی وتضمین آزادی انتخاب برای ساکنین این اردوگاه هستیم. علاوه بر این تاکید داریم با توجه به آن که دولت احمدی نژاد، کمترین اعتراض توده‌ها را با خشونت، سرکوب و گلوله پاسخ می‌دهد، بازگرداندن اعضا سازمان مجاهدین به ایران، آشکارا تائید این کشتارها و در خطر انداختن جان این افراد خواهد بود.

هفتم امرداد 1388




لائیسیته، جدائی اسلام از حکومت در جنبش ایران

“انجمن گفتگو و دمکراسی” در پاریس یکی از نشست های خودرادر ژوئیه 2009 به “تحلیل از شرایط کنونی ایران” اختصاص دادودر این نشست من بحث خود را در باره لائیسیته مطرح ساختم . در اینجا نظر خود رابا توضیحات بیشتر بیان می نمایم.
جنبش اخیر و رویداد های سیاسی جامعه ایران مسئله لائیسیته و جدائی دین از دولت رابا قدرت در دستور کار قرارداد. با توجه باینکه طی سی سال اخیر دین اسلام بر دستگاه دولتی و عملکرد آن تسلط داشته وزمامداران بنام دین حکم رانده اندو مشروعیت خودرا ناشی از پیوستگی نسبت به دین حاکم میدانند، امروز این پرسش مطرح است که آیا جامعه ما از تسلط دینی دور شده ، ذهنیت به ضرورت جدا شدن مذهب از دولت آگاهی یافته وبالاخره آیا پیکار اجتماعی این امر را درراس مطالبات خود قرار میدهد یا نه؟ برای پاسخ به این پرسش ها در ابتدا درباره نظام ولایت فقیه توضیح داده شده، سپس به سکولاریسم ولائیسیته در بستر رویدادهای اخیر توجه شده و بالاخره به ضرورت لائیسیته در جامعه ایران اشاره خواهد شد.

حاکمیت ولایت فقیه

سی سال پیش در شرایط ناتوانی افکار دمکراسی خواهی و نیروهای دمکراسی خواه، آخوند ها و سیاستمداران شیعه رهبری انقلاب را قبضه کرده وایران از سلطنت مطلقه به ولایت مطلقه انتقال پیدا کرد. سیستم جدید اگرچه جنبه نمادینی از جمهوریت داشت ولی در بنیاد یک قدرت سیاسی مذهبی متکی برخودکامگی ولی فقیه بود. حکمرانان جدید با توجه به تمایلات مردم وافکار عمومی جامعه جهانی و نیز باتوجه به بافت سیاسی گروه های مدعی قدرت، در پی آن برآمدند تا واژه جمهوریت بکار رود و جنبه نمادین رای گیری مطرح شود، ولی در واقع تمایل بخشی از آنان استقرار مدل “فقاهتی” ومبتنی بر مکتب محمدی و ولایت و خلافت علی بود. بزبان دیگر اینان طرفدار خلافت شیعی بودند. در این باره رفسنجانی مینویسد: “برای اولین بار حکومت اسلامی شیعی بر اساس ولایت فقیه و احکام فقه اسلام به وجود آ مده و ریشه اختلافات ما و لیبرال ها همین جا است که آنها فقه ما و ولایت فقیه را قبول ندارند” (عبور از بحران، دفتر نشر معارف انقلاب، 1378). در تاریخ اسلام خلافت سنی ها مانند خلافت عثمانی تحقق یافته بود، ولی پس از مرگ علی خلافت بر پایه مدل شیعه میسر نگشت. انقلاب ایران وتسلط روحانیان شیعه این فرصت طلائی را بوجود آورد.

اصل دوازده قانون اساسی جمهوری اسلامی اعلام میدارد: “دین رسمی ایران، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است واین اصل الی الابد غیر قابل تغییر است”. رهبران جدید قدرت شیعی خودرا ابدی اعلام کرده وطبق اصل پنجم “در زمان غیبت حضرت ولی عصر…در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر وامامت است بر عهده فقیه”. این فقیه صالح، عهده دار حکومت میباشد (ان الارض یرثها عبادی الصالحون) وامور مقننه و قضائی واجرائی به تصمیم و اراده او موکول میشود. بنابراین بر پایه قانون اساسی تمامی امور کشوری به تصمیم فقیه دیکتاتوروابسته است. بعنوان نمونه اصل یکصدوبیست ویکم سوگند نامه ی رئیس جمهوررا چنین تنظیم می نماید: “من بعنوان رئیس جمهور در پیشگاه قرآن کریم ودر برابر ملت ایران بخداوند قادر متعال سوگند یاد میکنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم”. این شخص بعنوان نامزدریاست جمهوری توسط فقیه تعین شده و پس از رای و انتخاب توسط مردم بایددوباره مورد تائید فقیه قراربگیرد.

جمهوری اسلامی در قانون اساسی اش انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات نما ینده گان مجلس رابرسمیت میشناسد، ولی بعنوان یک نظام مذهبی و بر پایه اصل ولایت مطلقه فقیه در کردار پیوسته رای مردم را نفی کرده وراه را برای عملکرد یک استبداد همه جانبه باز میگذارد. ولی فقیه، حاکمان ومسئولان مرتبط به او و تمامی نهادهای وابسته برای اجرای احکام الهی ولایت فقیه آرا مردم را

زیر پانهاده و در صورتی که بیان مخالفتی باشد به هرگونه فشاروسرکوب واعدام دست میزند. زیراازاین دیدگاه انسانها فاقد قدرت تشخیص بوده، عقل آنها قاصر بوده و حکم خدائی ولی فقیه باید اجرا گردد. روشن است که این نگرش تمامیت خواه که متکی به دستگاه ایدئولوژکی شیعه ودروغ پردازی ها و جعلیات تاریخی آنست، نه تنها در خدمت دیکتاتوری فردی قراردارد، بلکه بعلاوه پاسدار منافع شخصی و گروهی روحانیون و مجموعه امتیازات سیاسی و اقتصادی گروه بند های حاکم میباشد.

فراموش نباید کرد که باوجود این سیستم مطلقه واراده تمامیت خواه اش،امکان ندارد که تناقضات درون جناح های حاکمیت پنهان باقی بمانند و طبعا روند های اجتماعی الزاما منکوب وخاموش نشده وجامعه پیوسته به نوآوری دست میزند. حال ببینیم در طی حرکتهای اخیر چه پدیده هائی در مقابل تمامیت خواهی مذهبی واکنش نشان داده و به نحوی در جستجوی ناتوان نمودن سلطه مذهبی و سیستم سیاسی مطلقه آن میباشند.

عرفی گرائی در جامعه

اگر در یک کلام عرفی گرائی یا سکولاریسم را تحول منطقی وزمینی اجتماع در نظر بگیریم و آنرا بیان گسترش عقلانیت فردی وکنده شدن آن از قدرت فلج کننده آسمانی وتقدیرگرائی بدانیم، تحولات اخیر بیان توسعه نسبی سکولاریسم است. توسعه علم و صنعت،گسترش آموزش عمومی ورسانه های گروهی،بکارگیری تکنولوژی های نوین در تصمیم ها و فعالیت های اداری و اقتصادی، تسخیر کره ماه و علم هوا شناسی و غیره وغیره ساختارعقب افتاده ذهنی را درهم ریخته است.در چنین بستری باور به خشم خدا و شیطان کاسته شده و انسان به آگاهی فزونتر دست یافته است. انسان از بنده به فرد تبدیل شده و “امت” بیش از پیش به افراد تجزیه شده است. به بیان دیگر علیرغم مذهبی بودن جامعه ایران روند های سکولار و عرفگرائی توسعه یافته اندو این امر در بطن همین جنبش نیز قابل مشاهده است.

نمودهای این توسعه همیشه عریان وآشکار نیستند ولی قابل حس اند. پدیده ها همیشه بطرز شفاف حرف نمی زنند، ولی آنها در حال شدن بوده، واقعیت داشته وآنها راباید به حرف درآورد. وقتی تظاهرات کنندگان به احمدی نژاد گفتند: “هاله نو رو دیدی، رای مرا ندیدی” هم بر تقلب و دورغ دولت انگشت میگذارند و هم غیر مستفیم هاله نور خدائی وخرافه گرائی را مورد انتقاد قرار میدهند. در زمان انقلاب خیلی ها تصویر خمینی را روی ماه دیدندویا باور کردند که دیگران این واقعه را مشاهده کرده اند. البته کسانی بودند که به این بلاهت خندیدندولی این امردر همان زمان توسط جامعه به مسخره کشیده نشد و تبدیل به یک انتقاد افشاگر توده ای نگردید. درزمان انقلاب، خمینی به بت تبدیل شده ومردم از این بت شکن میطلبند تا شاه طاغوتی را به پائین بکشاند.خمینی یک اسطوره بود، حرفش حکم الهی بودو بر روان مردم فرمان میراند، ولی امروز این بت پرستی وجود ندارد ودر نگاه مردم موسوی بعنوان یک رهبر میتواند خیانت کند و به همین لحاظ تظا هرکنندگان میگویند: “موسوی، موسوی، سکوت کنی خائنی”. باین ترتیب رفتار منطقی وپراگماتیستی جای رفتاراعتقادی کور را میگیرد، مردم عاقلانه تر عمل میکنند.

نمونه دیگرکارزارانتخاباتی است. مضمون شعا رها ، مصاحبه ها و گفتگوهای دو کاندیدای اصلی موسوی و کروبی روی مسایل اجتماعی، اقتصادی، حقوق افراد، کرامت انسانی، مسائل جهانی، ارقام و آمار بیکاری وتورم و همچنین دروغ و خرافه گوئی احمدی نژاد تاکید دارد وبرخلاف دوره انقلاب و دوران جنگ با عراق، جنبه آسمانی و یا مذهبی پررنگ ندارد. بحث بر سر آنستکه کارنامه دولت کدام است وچه برنامه ای برای جامعه ضرورت دارد. امروزه اگر به شعارهای تظاهرکنندگان توجه کنیم رنگ مذهبی این شعارها بسیار ضعیف است، “الله اکبر” شبانه بیشتر یک تاکتیک علیه اختناق است، وحضور دختر وپسردرکنارهم در نماز جمعه بیانگر عدم اعتقاد به دگم ها وتابوهای مذهب است. مردم احکام رسمی دینی را مورد تجدیدنظر قرار داده و آنهارا تابع منافع ونیازهای خودمیکنند. رهبران سیاسی علیرغم مذهبی بودنشان نمیتوانند شعارهای مذهبی و یا خرافات دهشتناک احمدی نژادانه مطرح کنند. این نمونه ها بیان آنست که جامعه تغییر کرده و روحیات افراد متحول شده است.جامعه ایران آگاهتر شده، منش های منطق گرای فردی رشد یافته، جوانان با تکنولوژی های نو به دانش و آگاهی های جدید دست پیداکرده اند و بعلاوه پیکارهای اجتماعی و تلاش زنان آگاه علیه احکام اسلامی و خرافه ها و همچنین تلاش روزنامه نگاران و مباحث فلسفی و روشنفکری و در این چهارچوب مبارزات فکری نواندیشان مذهبی همه و همه بر باز شدن جامعه و به عقب راندن روحیه آسمانگرا نقش ایفا کرده اند.

عرفی شدن جامعه بمرور حیطه عملکرد مذهب را در اجتماع محدود کرده وکار را برای حکومتگران مذهبی مشکل میسازد. دیگر جامعه را نمیتوان بر پایه حکم ولایت فقیه چون نایب خداو فلان امام آرام نگه داشت. مردم الزاما ناباور نشده اند ولی آنان با عقل سلیم خود زندگی را اداره میکنند وهر چه بیشتر از رجوع بدین در رفتار خود دور میشوند.طبعا اعتقادات کهن، رفتن به چاه جمکران، دعا ودخیل بستن ها، سفره انداختن ها، به محمدوعلی قسم خوردنها، سینه زنی ها وغیره ادامه پیداخواهند کرد، ولی در دل همین جامعه عقلانیت و استقلال فردی و آزادی طلبی روحی واجتماعی نیز با قدرت بیسابقه بجلو میرود واین پیشرفت نه تنها حاکمیت مذهبی بلکه تمامی جریانات دینی رانیز به چالش میکشاند. پویائی جامعه، مدرنگرائی ذهنیت ورشد عرفگرائی، بطرز بیسابقه بحران و تنگنای رژیم را تشدید نموده است.

لائیسیته در جنبش کنونی

مطلب دیگر جایگاه لائیسیته در دوره کنونی است. لائیسیته بمعنای جدا شدن دین از دولت است، یعنی دین نباید در امور حکومتگری و اداره جامعه مداخله نماید. دین امر خصوصی افراد است، در جامعه ما شهروندان معتقد و ناباوران وجوددارند و بنابراین این یا آن مذهب هر چند اگر پیروان آن اکثریت جامعه را تشکیل دهند، نباید منشا هدایت ومدیریت جامعه باشد. دین نباید مرجعی برای سیاست واقتصادو آموزش وپرورش در جامعه باشد. مسلما افراد از ذهنیت خود جدا نبوده و با آن زندگی میکنند، ولی بحث بر سر عدم پذیرش دین واحکام آن بعنوان منشا وپایه تصمیم گیریها در جامعه است. اگر معتقدهستید، پس دین را در قلب و خانه و مسجد خود نگه دارید، میتوانید درفعالیت اجتماعی اتان ایمان خود را بکارگرفته وآنرا تبلیغ کنید، ولی دین را منشا قانونگزاری و سیاست مملکت داری در نظر نگیرید. حاکمیت دین، حاکمیت ستمگرانه است، زیرادینی که بر قدرت قرار میگیرد بخاطر احکام مقدس خود تلاش خواهد کرد تا برای تسلط دائمی خود، دیگر دیدگاها را بخاطر خدائی نبودنشان حذف کند و این سرآغاز استبداد است. لائیسیته ضد دین نیست. لائیسیته چارچوب همزیستی مذاهب گوناگون را فراهم ساخته، ولی تاکید میکند که حکم خدا منشا قانون برای اداره کشور نیست. بنابراین خواهان این گسست و جدائی باید بود. ما میدانیم که در ایران انحراف بنیادی، در راس قرار دادن مذهب شیعه است. جدائی از دین، هر دینی، یک اصل است و در ایران جدائی حکومت و دولت و سیاست از اسلام ومذهب شیعه یک ضرورت بنیادی و آزادیبخش میباشد. در زمان انقلاب عده ای ازروحانیان وسیاستمداران و روشنفکران مذهبی ولایت فقیه و سپس ولایت مطلقه فقیه را به جامعه تحمیل کردند. آیت الله منتظری مینویسد: “در رابطه با گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی من و آقای بهشتی وربانی شیرازی وحسن ایت اصرار داشتیم. البته بعضی ها هم مخالف بودند. مثل آقای طالقانی و بنی صدر”(خاطرات آیت‌الله منتظری، چاپ اول، بهار 79، ج1، ص 45 )

در قانون اساسی، اساس جمهوری اسلامی قرآن و اسلام میباشد وطبق اصل چهار:”کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی وغیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد”. باین ترتیب تمام جنبه های زندگی ایرانیان از دریچه مذهب شیعه نگاه میشود. رجوع دادن به اسلام وقرآن بمعنای نفی خرد انسانها و قدرت عقلی آنان میباشد. در تمام زمینه ها انسان ها باید خود را محدود وسانسور کنند تا مطابق قرآن باشند.در غیر این صورت ولی فقیه به نگهبانی از احکام شریعت، هر گونه دوری از قرآن وتفاوت با تفسیر خود را به مجازات میکشاند.

باین ترتیب هرگونه جمهوریت نمائی از سیستم حذف شده و یک فرد بر اریکه سلطانی جلوس کرده، قدرت فردی اش را بعنوان مظهر اراده الهی جلوه داده، هرگونه مخالفت را بعنوان مخالفت با خداو هرمخالف را “محارب با خدا” نشان میدهد. این نظام سیاسی مذهبی در ابتدا با استفاده از اعتقادات، ساده لوحی ها، نادانی های در جامعه ونیزبا بکارگیری رسانه های تبلیغی مردم را باسارت کشیده وانجا که لازم بود هر نوای آزادی طلب را بنام اراده فقیه و الهی سرکوب نمود. دیروز خمینی و امروز خامنه ای به دیکتاتور مهیبی تبدیل گشته اند که هر اختلاف در میان هیات حاکمه و یا انتقاد به سیتسم و سیاست حاکم از جانب مخالفین را بشدیدترین صورت سرکوب میکند.هر آخوند ومسئول وپاسداری با اتکا به حکم ولی فقیه خود به یک مستبد کوچک وبزرگ تبدیل گشته ونفس جامعه را میگیرد. پس در شرایط کنونی مخالفت با ولایت فقیه بیانگر آزادی خواهی است. ولی فراموش نکنیم که این وضعیت ناشی از حاکمیت اسلام شیعه بر دستگاه حاکمه است. این دین تمام رفتاروکردار این حکومت را حهت میدهد. روشن است که اجرای عملی احکام اسلامی همیشه آسان نیست زیرا جامعه بدلیل رشد سکولاریسم ومقاومت واعتراض اجتماعی می ایستد وآنرا پس میزند وگاه حاکمان را مجبور مینماید تا امتیازاتی بدهند. با وجود این در همآمیزی دین وسیاست مهلک وتوانفرساست.

در جنبش کنونی بعد از سی سال جمهوری اسلامی، مردم در حرکت مبارزاتی خود علیه ولی فقیه میشورندو پیوند دین ودولت را زیر سئوال میبرند.این یکی از دستاورد ها و نوآوری های این جنبش است. خامنه ای رهبر سیاسی رژیم، خود ولایت فقیه است و هنگامی که این نماد مستقم اراده الهی مورد انتقاد و تعرض جنبش مردمی قرار میگیرد و تظاهرکنندگان در خیابان ها فریاد میزنند “احمدی جنایت میکنه، رهبر حمایت میکنه”،” رهبر جنايت مي كنه، دولت حمايت مي كنه” و یا “مرگ بر خامنه ای”، این امر جز نفی ولایت فقیه ودیکتاتوری اش معنای دیگری نمیتواند داشته باشد. در این روزها شعا ر شفاف دیگری مطرح شد:” رهبر ما قا تله ولایت اش باطله”و یا “سهراب ما نمرده ولایت است که مرده”. این شعا ر ها بطور روشن ولایت فقیه خامنه ای را مورد انتقاد قرار داده و ولی فقیه تبهکار را نشانه میگیرند. نفی ولایت فقیه در اینجا بمعنای رد یکی شدن دین ودولت نیز میباشد.خامنه ای بعنوان رهبر مذهبی، رهبر سیاسی این نظام میباشد.

از همان زمان تصویب ولایت فقیه، افراد بیشماری ازروشنفکران و اندیشمندان ، اکثریت جریانات چپ وجمهوریخواه ومصدقی این اصل مذهبی استبدادی و درهمآمیزی مذهب وحکومت را رد کردند. اما نیرو های “ملی مذهبی”، آقای بنی صدرو بیشماری از روشنفکران دینی در همان زمان که بر ضد ولایت فقیه مبارزه میکردند از جدائی دین ودولت ولائیسیته حمایت نمیکردند. آقای بنی صدر در تمام نوشتارهای خود منابع قرآنی و اسلام شیعه را مرجع گرفته و پیشنهادهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی خود را بر چنین اساسی قرار میدهد. ایشان در جاسه سخنرانی دوساعته خوددر هیژده ژوئیه در پاریس،با تحلیل شرایط ایران چهارده دستاورد جنبش اخیر را طرح کردویک کلمه هم در باره لائیسیته نگفت.

شرایط در حال تغییر است. در دوره های اخیر برخی ازآیت الله ها ی بزرگ و روحانیون و نواندیشان مذهبی و یا جریانات سیاسی مذهبی ولایت فقیه را رد نموده و خواهان بکنارراندن سیستم دینی از سیاست حاکم گردیدند.آقای اشکوری بروشنی از جدائی دین ودولت سخن میگوید. درگذشته و دوران جدید روشنفکران متعدد، وبلاگ نویسان بیشمار، نیرو های سیاسی خارج از کشور، احزاب ونهادهای بین المللی پیوسته علیه ولایت فقیه و خامنه ای وجنایات ولایت فقیهی انتقاد نوشته وپیکار نموده اند. همه این تلاش ها تاثیر داشتندو امروز جمعیتی که در خیابانها فریاد میزند: “رهبر ما قاتله، ولایت اش باطله” حکم قطعی را صادر میکند و به اشکارا به جهانیان اعلام میکندکه این نظام استبدادی ولایت فقیهی را نمی خواهد ودین در قدرت سیاسی را نمی پذیرد. این یک حادثه بزرگ برای جامعه ایران بشمار میاید.

البته کار هنوز تمام نیست و همیشه پیچیدگی های اجتماعی، رفت و برگشت روندها را بآسانی نمی توان دریافت. علیرغم این جوانب ضد ولایت فقیهی در حرکت های اعتراضی وعلیرغم تمایل برای جداسازی،شاید بتوان گفت که صدای اعتراض علیه حاکمیت دین بر دولت هنوز از قدرت وتجلی آشکار ونیرومند برخوردار نیست. اگر مستقیما از شهروندان ایرانی راجع به حکومت آخوند پرسش شود، بسیاری از آنان میگویند: “دین را با سیاست نباید قاطی کرد، آخوند ها باید بروند در قم ویا دین در قلب من است.”، این بیان نشاندهنده نوعی بیزاری نسبت به سیستم مذهبی حاکم است. شهروندان ایرانی بنام حکم شرعی بارها و بارها نسبت به دوستان وافراد خانواده اشان فشار ها وسرکوب ها را دیده اند، بنام حکم اسلامی پیوسته شاهد نقض حقوق زنان بوده اند، در زندگی همیشگی دزدی ها و فسادسیاستمداران و روحانیون حاکم را دیده اند، انحصار طلبی آخوند هاومدیران دینی را در کنترل صدا و سیما تجربه کرده اند، اجرای احکام اسلامی را در قوه قضائیه، حکم اعدام در دادگاه های انقلاب و اسلامی و منحرف نمودن محتوای درسی برای کودکان و جوانان را دیده اند، مشکل جوانان غیر شیعه برای امتحان ایدئولوژیکی به هنگام کنکور را شنیده اند، سرکوب کمونیستها، مسلمانان مخالف رژیم، بهائیان ودراویش را شاهد بوده اند.

پس چرا این فشارهای ناشی از اجرای احکام و اصول دینی، تمایل به جداکردن دین ودولت را بشکل گسترده تر نشان نمیدهد؟ آیا شعار لائیسیته دور از ذهن اجتماع است؟ آیا پیوندهای ذهنی مردم با مذهب مانع طرح آشکار این شعار است؟ آیا دوگانگی رفتاری نزد اشخاص مانع این بیان آشکار است؟ آنچه در دل میخواهیم را نباید بزبان آورد؟

بعلاوه چرا مسئولان وجریان های حاضر دررهبری این مبارزات اخیر به طرح این شعارها نمیپردازند؟ روشن است که علیرغم مقاومت در مقابل جناح سرکوبگر خامنه ای، آقایان موسوی و کروبی به طرح شعار لائیسیته وجدائی دین و دولت نپرداختند زیرا باین جدائی اعتقادندارند. بطور قطع بخش عظیم شرکت کنندگان در این پیکارها، این جمعیت انبوه جوان زن ومرد، باین درهمآمیزی دین و دولت اعتقادی نداردو از این نقطه نظر از رهبران کنونی جلوتر میباشد. رهبری کنونی در این زمینه فاقد هماهنگی با خواستهای ژرف مردم است. آقای موسوی در بیست ونه ماه تیرگفت:”اعتقاد داریم راه امام و شهدا با ید ادامه پیدا کند” و یا گفت:”ما به دنبال جامعه ای اسلامی، دینی و آزاد هستیم”. دیدگاه آقای موسوی مدلی را پیشنهاد میکندکه دیگر ملت ایران آنرا را نمی پسندد. خواست این مردم تمایل به جامعه ای را نشان میدهد که فارغ از دین بعنوان خط کشورداری است. برای مردم مدل خمینی پایان یافت و امروزراه امام راه پسگرائی است.

جامعه ما به لائیسیته نیازمند است

جامعه ایران به دمکراسی و آزادی نیازمنداست تا بتواند راحت نفس بکشد، توانائی های خودرا گشترش دهد، در صحنه جهانی سربلند باشد و مدل مثبتی برای دیگر ملت ها و بویژه کشورهای خاورمیانه باشد. این واقعیتی است که جنبش مسالمت آمیزعمومی کنونی تحسین جهانیان را بر انگیخت ونشان داد که دمکراسی هدف مردم ایران است. یکی از ویژه گی های این دمکراسی خواهی در کشور ما رد استبداد مذهبی است. سی سال است که ایران بنام اسلام حکومت میشود ومستبدان بنام دین، اقتصاد و سیاست و روابط اجتماعی و مناسبات بین المللی را تنظیم نموده وبه آنها جنبه قدسی بخشیدند. سی سال است که هر قاعده اجتماعی و خانوادگی وشخصی را بر منشا دین و مطابق آن محک زدند. بدین ترتیب حاکمان تلاش کردند تا مردم را خلع سلاح نموده، چماق مذهب را بر سر جامعه کوبیده، خرافات را گسترش داده و قدرت تعقل و منطق را تضعیف نمایند. البته جامعه ایران خفه نشد و پویائی آن، اثرات ویرانگر اقدامات رژیم رامحدود ساخت.

در دنیای امروز حاکمیت دین تاریک اندیشی واستبدادگرائی است. بنابر این جامعه ما به لائیسیته نیازمند است، جدائی اسلام از قدرت سیاسی در ایران یک ضرورت است. این شعار جدائی دین از دولت، دمکراسی خواهی در ایران را دقیقتر و شفافتر میکندو به آن قدرت بیشتری میبخشد. در جامعه ائی که معتقدین به ادیان گوناگون وجودارند، سلطه دادن یک مذهب در تضاد با همزیستی و اخلاق اجتماعی قرارمیگیرد. سلطه یک دین نفی آزادی است. سیاست ها و قوانین نه از زاویه یک مکتب مذهبی معین، بلکه بر پایه تفکر وتخصص وپژوهش وموازین پیشرفته بین المللی و منشور حقوق بشروصلح و دوستی باید تدوین گردند.

اعتقاد شیعه چه امتیازی بر دیگر اعتقادات مذهبی دارد؟ دیگر مذاهب نیز معتقدند که حرفشان خدائی است و کلامشان حقیقت مطلق است. اداره و مدیریت جامعه محتاج سلطه طلبی نظری یک مذهب نیست. خرافات و جعلیات وافسانه سرائی ها و دگم ها وحتا اصول اخلاقی کلی یک مذهب زمانی که در راس قدرت حکومتی قرارگرفته و با منافع این یا آن گروهبندی اجتماعی سیاسی و این و یا آن مستبد گره میخورند جز تخریب جامعه نتیجه دیگری ندارند. خمینی و خامنه ای قدرت خودرا الهی وانمود ساختند واحمدی نژاد خود را نماینده مستقیم امام مهدی وانمود کردو هاله نور را دید واینان تمام زور خودرا بکارگرفتند تا با استفاده از دین حکومتی منافع خود را تامین کنندوسلطه تبهکارانه ای را بر شهروندان ایرانی تحمیل نمایند. دمکراسی خواهی یک اصل است ولی در عین حال با صراحت باید گفت که حاکمیت مذهبی در تناقض با آزادی است. لائیسیته ضد دین باوران نیست بلکه پاسدار منافع عمومی و تربیت کننده اذهان در چارچوب یک دولت لائیک می باشد. کسا نی که در ایران از دادن این شعار سرباز میزنند و سیاست لائیک را مطرح نمیکنند بسلامت روحیه ای آزاد در جامعه مدد نمیرسانند. استبداد عنصر مذهب، روح آزاد را میخورد وله میکند وقدرت پرواز را تخریب مینماید. روشن است که هر ایدئولوژی توتالیتا ریستی دشمن آزادی روان واندیشه است.

چه باید کرد؟

پشتیبانی قاطع از مبارزات عمومی و مسالمت آمیز مردم ایران. در بستر مبارزات کنونی علیه رزیم جمهوری دیکتاتوری مذهبی موجود و در همسوئی با آن، ادامه تلاش برای افشای تمام اجحافات وزورگوئی های ولایت فقیهی. نظام ولایت فقیه رای مردم را دزدید و آنها راسرکوب نمود، امروز مردم خواهان نفی ولایت فقیه میباشند. هرگونه ولایت فقیه در تناقض با انتخابات و رای آزاد مردم است، بنابراین فقط ولایت خامنه ای نیست که مورد نفی است.

قانون اساسی ایران سرشار از تناقض است، ولی در عین حال این قانون طرفدار سلطه دینی بوده و در تضاد با آزادی هر شهروند و آزادی اندیشه میباشد. بنابراین نقدونفی قانون اساسی ایران یک امر اساسی بشمار میآید. علیرغم برخی نمادین جمهوری خواهی، تجربیات دیروز و امروز نشان میدهد که پیوسته جنبه ولایت فقیهی و دینی قانون اساسی علیه مردم و خواست های آنان مورد استفاده قرار گرفته است. در خیابان ها تظاهرکنندگان گفتند: “کلاغ پر، جمهوری پر پر”. آری اگر توهمی بود، فروریخت. این قانون اساسی یک بن بست است. برخی ها میگویند رژیم از محتوای ایدئولوژیکی اسلامی خود تهی شده وآنچه مانده، فقط قدرت سرکوب است. اول آنکه سرکوب در نهاد ایدئولوژیکی اسلام است و دوم اینکه در دوره بحرانی کنونی اعمال خشونت علیه مردم بطرز انبوه وعریان است ولی مجموعه احکام وقوانین دولتی به قوت خود باقی است.

کسانی که اعتقاد به جدائی دین از دولت وحکومت دارند بایدبطرز رساتر و روشنتر حرف خود را بزنند. مخالفت با ولایت فقیه الزاما بمعنای موافقت با جدائی دین از دولت نیست. رد ولایت فقیه توام با پذیرش اصل گسست دین از حکومت باید باشد. بر اساس این بینش طرفداری از جمهوری خواهی بمعنای نفی ولایت فقیه ورد سلطه دینی است.

زمان آنست تا تمامی جریانات سیاسی داخل وخارج کشور، تمامی مسئولان وفعالان، تمامی نشریات و رسانه ها، تمامی نهادها ووبلاگ ها و تمامی روشنفکران و هنرمندان مواضع خود را بطور آشکار در مورد لائیسیته و قانون اساسی اعلام کنند و اختلاف نظرات را به بحث بگذارند.ما نیازمند یک جنبش دین پیرایی میباشیم. جنبش امروز جنبش آزادیخواه و دمکراسی طلب است واین جنبش یک روند پویا و دینامیک است و بنابراین نیازمند تفکر و اندیشه است. آنچه تظاهرکنندگان گفتند را از یاد نبریم: “آزادی اندیشه، همیشه، همیشه!”.

پاریس ژوئیه 2009




بیانیه سازمان های حقوق بشر در منطقه عربی به مناسبت روز جهانی همبستگی با مردم ایران

پنج‌شنبه، 1 امرداد 1388
به مناسبت روز جهانی اقدام برای حمایت از حقوق بشر مردم در ایران در روز سوم مرداد ماه، 42 سازمان مدافع حقوق بشر از منطقه عربی و از کشورهای فلسطین، لبنان، عراق، سوریه، تونس، بحرین،یمن، مصر، مراکش، اردن امروز در بیانیه مشترکی، همبستگی خود را با مردم ایران ابراز کردند. متن فارسی بیانیه و سازمان های امضاء کننده به این شرح است:

بیانیه سازمان های حقوق بشردرمنطقه عربی به مناسبت روز جهانی همبستگی با مردم ایران

ما، سازمان ها و مدافعان حقوق بشر امضاء کننده از منطقه عربی، انزجار شدید خود را از همه اشکال سبعانه سرکوبی که مقامات ایرانی علیه جمعیت وسیعی از مردم ایران در تظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیزبه روند انتخابات و نتیجه اعلام شده آن، بکار برده اند، اعلام می داریم. این سرکوب ها منجر به مرگ ده ها نفر و بازداشت هزاران نفر از مخالفان سیاسی، روزنامه نگاران، کارگران، اعضای جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر شد. بازداشت شدگان تحت اشکال مختلف بدرفتاری و شکنجه قرار می گیرند تا آنها را مجبور کنند که اعلام انزجارکرده و به اشتباه خود اعتراف کنند، یا بیانیه های مشخصی را برای انتشار به رسانه های دولتی بفرستند تا تصویر وارونه ای از خیزش مردمی ارائه کنند.دولت ایران از این بیانیه ها برای پشتیبانی از ادعای فریبنده خود استفاده می کند مبنی بر اینکه هر مخالفتی با نتیجه انتخابات و یا خیزش علیه آن صرفا نتیجه توطئه خارجی ها علیه ایران است.
سازمان های حقوق بشر امضاء کننده این بیانیه بر نگرانی های عمیق خود از “دادگاه های فرمایشی” بازداشت شدگان که احتمال دارد به احکام ناعادلانه اعدام منجر شود، تاکید می کند. جنبش اخیر مردم علیه انتخاباتی که به گمان بسیاری مهندسی شده و تقلبی است، شاید بزرگترین چالش حکومت ایران در این سی سال باشد. اساس حکومت ایدئولوژیک دینی در ایران بنابر ولایت مطلقه فقیه به گونه ای است که قدرت بطورمتمرکز در اختیار رهبر انقلاب اسلامی است. بنا براین همه قضاوت ها و اقدامات رهبر، مقدس، غیر قابل پرسش و چالش ناپذیر تلقی می شود. از آنجا که با اقدامات رهبری آیت الله خامنه ای مخالفت فراوان شده و بخاطر تهدیدی که این جنبش مردمی علیه دولت فعلی در پیش گرفته، ما نگران مجازات خشن و ناعادلانه علیه دگراندیشان هستیم.
سازمان های امضاء کننده این بیانیه متاسفند که مردم ایران که برای خلاصی از حکومت مستبدانه سابق، ایثار فراوان کردند، یکبار دیگر باید برای خلاصی از حکومت ظالمانه جمهوری اسلامی باز هم به همان اندازه ایثار کنند. بدترین خشونت ها که از نقاط تاریک دوره قبلی بوده بطور مرتب از نو بکار برده شده است، و از آن جمله می توان به شکنجه، بازداشت های خودسرانه، کشتارهای فرا قانونی، و سرکوب مخالفت های سیاسی و آزادی های اجتماعی و فرهنگی اشاره کرد که تحت لوای مفاهیم و اقتدار مذهبی که روحانیون وابسته به قدرت از آن حمایت می کنند، صورت می گیرد.
سازمان های امضاء کننده این بیانیه به منطقه ای تعلق دارند که مردم آن همواره گرفتار حکومت های مستبدانه بوده اند. این حکومت ها اعمال ظلم توسط حکام را بعنوان واکنشی ضروری در وضعیت جنگ با اسرائیل یا خصومت و دشمنی غرب توجیه می کنند. به همین گونه، آنها در جستجوی این هستند که برای اجرای پروژه های نخ نما شده سیاسی خود، پنهان کردن مشکلات عمیقا ریشه دار، یا سد کردن مسیر به سوی آزادی و حقوق بشر در جهان عرب، از مذهب استفاده کنند. چنین سیاست های فاجعه باری فقط باعث عمیقتر شدن مداخلات خارجی و تبدیل شدن بسیاری از کشور های ما به میدان جنگ داخلی می شود.
ما از مقامات ایرانی می خواهیم که از درس های تلخ منطقه بیاموزند. ما چشم به راه روزی هستیم که دولت ایران حقوق همه شهروندان خود را برای بیان آزادانه عقاید خود و تجمع مسالمت آمیز رعایت کند. باید برای مهار بحران فعلی فورا اقداماتی صورت گیرد. ما بطور خاص بر این اقدامات تاکید داریم:
دولت باید همه بازداشت شدگا نی را که در جریان بحران بعد از انتخابات دستگیر شده اند، فورا آزاد کند، و تحقیق وتفحص عادلانه ای باید در مورد شکنجه و بدرفتاری ها صورت بگیرد. مقصران خشونت های اعمال شده علیه حقوق بشر مردم باید در دادگاه های ایران محاکمه شوند.
نیروهای نظامی بسیجی یا گروه های خود گمارده لباس شخصی که بطور وسیعی توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای ایجاد وحشت و خشونت علیه مردم بکار گرفته می شود تا مردم را به تسلیم وادار کنند، باید منحل شود.
تحقیق و تفحص مستقلی در مورد احتمال احکام اعدام و کشتارهای فراقانونی باید انجام شود. بعنوان اولین گام برای مقابله با مصونیت یا بخشودگی با توجه به جنایاتی که انجام شده، باید به هئیت های بین المللی حقوق بشر اجازه ورود به ایران داده شود.
روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر باید آزادانه به کار خود ادامه دهند و مداخلات دستوری دولت، و کنترل مکالمات تلفنی و مکاتبات اینترنتی باید متوقف شود.

سازمان های امضا کننده:

1Cairo Institute for Human Rights Studies.
2. Alnadim Center for Treatment and Psychological Rehabilitation for Victims of Violence – Egypt
3. Alternative Development Studies Center – Egypt
4. Amman Center for Human Rights Studies
5. Andalus Institute for Tolerance and Anti-Violence Studies
6. Arab Penal Reform Organization – Egypt
7. Association for Human Rights Legal Aid – Egypt
8. Association Tunisienne des Femmes Démocrates – Tunisia
9. Bahrain Center for Human Rights
10. Committees for the Defense of Democracy Freedom and Human Rights – Syria
11. Conseil National Pour Les Libertés En Tunisie – Tunisia
12. Damascus Center for Human Rights Studies
13. Democratic Development Foundation – Egypt
14. Egyptian Child’s Rights Center
15. Egyptian Organization for Human Rights
16. El-Khiam Rehabilitation Center – Lebanon
17. Filastiniyat Organization – Palestine
18. Group for Human Rights Legal Aid – Egypt
19. Hesham Mubarak Law Center – Egypt
20. Human Rights Information and Training Center – Yemen
21. International Institute for Women’s Solidarity – Jordan
22. Land Center for Human Rights – Egypt
23. Libyan League for Human Rights
24. National Observatory for the Freedom of Press, Publishing and Creation – Tunisia
25. National Organization for Human Right – Syria
26. New Women Research Center – Egypt
27. Organisation marocaine des droits de l’homme – Morocco
28. Palestinian Human Rights Organization – Lebanon
29. Sisters Arab forum for Human Rights – Yemen
30. Syrian Organization for Human Rights
31. The Arab Center for the Independence of the Judiciary and the Legal Profession – Egypt
32. The Arab Network for Human Rights Information – Egypt
33. The Arab Program for Human Rights Activists
34. The Bahrain Human Rights Society
35. The Centre for Trade Union and Workers’ Services – Egypt
36.The Egyptian Association for Community Participation Enhancement
37.The Egyptian Center for Economic and Social Rights
38.The Egyptian Initiative for Personal Rights
39.The Human association for Human Rights – Iraq
40.Treatment and Rehabilitation Center for Victims of Torture – Palestine
41.Yemeni Observatory for Human Rights
42.Yemeni Organization for Defending Rights and Democratic Freedom