پیام حزب اروپا‌‌ اکولوژی – سبزها

به چهارمین گردهمآیی سراسری
جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران

دوستان عزیر
بحران اکولوژیکی و بی نظمی اقلیمی جهان امروز را با خطری جدی مواجه ساخته اند. از این رو برای محدود کردن آسیب‌های آن باید دست به فعالیتی از نوع دیگر و بسیجی در مقیاس کره‌ی زمین زد. جهان معاصر با بحران اجتماعی و مالی ژرفی رو به رو ‌ست و جنبش‌های دموکراتیک برای عدالت اجتماعی از ویژگی‌های دوران کنونی‌اند. در پی جنبش دموکراتیک و مردمی ایران در اعتراض به تقلب انتخاباتی و بر ضد دیکتاتوری، ما امروز شاهد انقلاب تونس، انقلاب مردم مصر علیه رژیم مبارک و خیزش جنبش‌ها در الجزیره، لیبی و غیره می‌باشیم. در همه جا خلق‌ها دیکتاتوری را طرد می کنند و آزادی می‌خواهند.
جمهوری اسلامی با توسل به همه‌ی ابزار دست به سرکوب جنبش و فعالان اجتماعی می‌زند. اما دانشجویان، زنان و دموکرات‌ها از منافع و جان خود می‌گذرند تا به جهانیان نشان دهند که خواهان برقراری جامعه‌ای نوین، جامعه‌ای آزاد، عادلانه و لائیک در ایران می‌باشند.
دوستان عزیر، کوشش و مبارزه‌ی ما در فرانسه طی سال‌ها برای متحد کردن نیروهای طرفدار محیط زیست سرانجام در نوامبر 2010 با ایجاد حزب اروپا اکولوژی – سبزها Europe‌Ecologie-Les Verts به نتیجه رسید. اما چالش محیط زیستی در مقیاس جهانی ما را تشویق می کند که با زهم بیشتر به پیش رویم. سیاست نیکولا‌سارکوزی در دفاع از قشرهای ممتاز جامعه برای فرانسوی‌ها نتیجه ای جز رشد وسیع بیکاری، افزایش بی‌ثباتی شغلی، انفجار نابرابری‌ها و شکست مذاکرات محطی زیستی که توسط مجموعه‌ی انجمن های اکولوژیست فرانسه افشا شدند، به بار نیاورده است.
ما بر آنیم که دفاع از حقوق انسانی و آزادی زنان از مبارزه برای اکولوژی سیاسی جدا ناپذیر‌اند.
موضع شما بر ضد سیاست هسته‌ای و برای صلح قابل تحسین است. مبارزه ی شما برای جامعه‌ای آزاد از خودکامگی سیاسی‌-‌‌‌ دینی عادلانه است. تلاش سیاسی شما برای ایجاد همبستگی وسیع تر بر مبنای دموکراسی برای ایران بسیار ارزش‌مند است. مبارزه علیه دیکتاتوری خامنه‌ای پیکاری متحد و نیرومندی را می‌طلبد. در این راه شما می توانید روی پشتیبانی ما حساب کنید.

دوستان عزیر، ما برای گردهمآیی شما آرزوی موفقیت می کنیم.

دوستی های اکولوژیکی
اروپا اکولوژی – سبزها
پاریس 12 فوریه 2011




گزارش

گردهمایی چهارم جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران در پاریس

“جنبش سبز به مثابه جنبشی کثرت گرا و چند صدائی، نقطه عطفی را در تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی ایران ترسیم می کند. به پشتوانه این جنبش زمینه های ذهنی و عینی تغییرات در جامعه ایران بیش ازگذشته فراهم شده اند. تغییراتی که در صورت آماده شدن شرایط لازم دیگر می توانند فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی ایران را به همراه آورند”. (نقل از سند سیاسی)
چهارمین گردهمایی سراسری جنبش جمهوری‌خواهان دموکراتیک و لائیک ایران در تالار کنفرانس شهرداری مالاکوف در حومه‌ی جنوب غربی پاریس در روزهای ۱۲ و ۱۳ فوریه ۲۰۱۱، شنبه و یکشنبه‌ ۲۳ و ۲۴ بهمن ماه تشکیل شد. آنچه در زیر می آید گزارش کوتاه شورای هماهنگی منتخب گردهمایی است. گزارش مشروح و دقیق تر نتایج این گردهمایی در فرصتی دیگر توسط هئیت رئیسه تهیه خواهد شد.

همایش روز جمعه
در روز جمعه 11 فوریه نیز همایشی از سوی جنبش جمهوری‌خواهان دموکراتیک و لائیک ایران در منطقه دیگری از پاریس با حضور نمایندگانی از سه جریان چپ دمکرات، دین باوران لائیک و ملی گرایان برگزار شد. سخنرانان این همایش فرهنگ قاسمی، ابوالحسن بنی صدر، هدایت متین دفتری، پروِز نویدی و حسن طالبی (عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت دانشجویی) بودند. اکبر سیف از همراهان جنبش گردانندگی این سمینار را بر عهده داشت. در همایش روز اول حدود 180 نفر شرکت کردند. موضوع این همایش عبور از جمهوری اسلامی ایران و جدایی دین و دولت بود. گزارش این همایش در سایت ندای آزادی منتشر شده است که در لینک زیر میتوان آنرا مشاهده نمود.

نشست “گذار از جمهوری اسلامی و جدایی دین و دولت در ایران” در پاریس برگزار ش

عکسی از همایش روز جمعه

گردهمایی چهارم در روزهای شنبه و یکشنبه
در گردهمایی روزهای دوم و سوم نیز جمعیتی در حدود 80 نفر از همراهان و میهمانانی از کشورهای فرانسه، آلمان، سوئد، بلژیک، دانمارک، انگلیس و آمریکا حضور یافتند. گردهمایی پس از افتتاح آن توسط عباس عاقلی زاده عضو شورا هماهنگی کار خود را آغاز کرد. در پی تصویب آئین نامه، هئیت رئیسه منتخب گردهمایی متشکل از رسول آذرنوش، اصغر اسلامی، توران دانا، ناهید جعفر پور و شیدان وثیق نشست دو روزه را اداره کردند. در گردهمایی دقیقه ای به یاد مریم یوسفی عضو فقید شورای هماهنگی سکوت اعلام شد و پیامی نیز بابت درگذشت شیخ عزالدین حسینی خوانده شد. در گردهمایی چهارم علاوه بر حضور همراهانی از نسل جوان، چهره های قدیمی تر و شناخته شده جنبش روشنفکری ایران نظیر آقایان رضا مرزبان، هدایت الله متین دفتری و ناصر پاکدامن نیز حضور داشتند. در این گردهمایی پیام احزاب فرانسوی همچون حزب سوسیالیست فرانسه و حزب اکو لوژی و سبز فرانسه توسط نمایندگان آنها خوانده شد. همچنین پیام هایی از اتحاد جمهوری خواهان ایران، امضا کنندگان بیانیه برای بازسازی جنبش جمهوری خواهی، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران، حزب دمکرات کردستان ایران، حزب دمکرات کردستان، شورای موقت سوسیالیست های ایران، اتحاد برای پیشبرد سکولار دمکراسی در ایران و جبهه ملی ایران- اروپا فرستاده و یا توسط نمایندگان آنان خوانده شد. پیام تبریکی نیز از سوی حزب کومله ایران که به موقع دعوت نامه به دستشان نرسیده و هم از این رو امکان حضور در گردهمایی را نیافتند توسط نماینده آنان آقای محمد مصری ارسال شد. در گردهمایی نمایندگانی از احزاب و گروه های ایرانی و فرانسوی همچون شاهو حسینی، پرویز نویدی، رئوف کبی، مهدی فتاپور، بیژن حکمت، مجید زربخش، جلال ایجادی، بابک امیر خسروی و برخی فعالان حقوق بشر همچون بهمن امینی و یوسف اردلان به عنوان میهمان شرکت نمودند.
گردهمایی با تشکیل چهار کمیسیون سایت، قطع نامه سیاسی، بحران هسته ای و بیلان و راه کارها به بررسی اسناد و پیشنهاد های تکمیلی ارائه شده پرداخت و نتایج آن توسط فردوس میرآبادی، فریدون احمدی، مهرداد درویش پور و فرهنگ قاسمی مخبران هر یک از کمیسیون ها ارائه شد و پس از بحث و رای گیری به تصویب رسید. گردهمایی قرار پیشنهادی شهرام قنبری در باره منشور جدایی دین و دولت و قرار پیشنهادی مهرداد درویش پور در باره همبستگی با خیزش و انقلاب مردم منطقه برای عدالت و دمکراسی را نیز با تصحیحاتی به تصویب رساند. گردهمایی با انتخاب شورای هماهنگی جدید و تصویب اسناد سیاسی و راه کارها به کار خود پایان داد که مهمترین آن ها در زیر از نظرتان میگذرد.

انتخاب شورای هماهنگی جدید
چهارمین گردهمایی سراسری جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران با رای 53 نفر از میان کاندیداها شورای 3 نفره ای را انتخاب نمود که سپس با نمایندگان واحدهای شهری تکمیل خواهد شد. کمیسیون نظارت بر رای گیری مرکب از اکبر سیف، کامران صادقی، کیومرث صابغی و با مشارکت بهمن ساکی به شمارش آرا پرداختند. در پی شمارش رای ها به ترتیب آرا مهرداد درویش پور، ناهید جعفر پور و شیدان وثیق به عنوان اعضای اصلی و فرهنگ قاسمی و انور میرستاری به عنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند. گردهمایی تشکیل گروه های کار سه گانه سیاسی، سایت و ارتباطات و تقسیم کار درونی شورا را به عهده شورای هماهنگی جدید سپرد.




گذار از جمهوری اسلامی و جدایی دین و دولت

از دیدگاه مدیریت اجتماعی و مدیریت کلان
چنانچه مشاهده میشود در تصویر اول با جامعه ای روبرو هستیم که در آن افراد متعادل نسبت به افراد افراطی از نظر کمّی‌ بیشتر هستند رفتار متعادل آنان باعث افزایش کیفی تعادل در جامعه شده روابط انسانی‌ را استحکام بخشیده عشق و دوستی‌ را بر مناسبات جامعه حاکم ساخته و در مقابل تبعیض و حسد تجاوز به حقوق انسانی‌ را کم کرده امکان وظرفیت لأیسیته وسکولاریسم را فراهم میسازد. چنین اجتماعی بارورازانسانیت و تساهل و آرامش و صلح است که مشکلاتش را با اندیشه وهوشمندی با خرد جمعی‌ حل می‌کند ودستاوردهایش را در خدمت همگان قرار می‌دهد، آزادی، دمکراسی، عدالت اجتماعی، استقلال و امنیت افراد و در نتیجه استقلال ملی‌ از اهمیت بیشتری برخوردار است، می‌ شود.
در تصویر دوم، انسان ها نامتعادل، متعصب، پرتوقع ونا پخته ا‌ند. آحاد آن، تحصیل کرده یا تحصیل نکرده، افراد راحتی‌ نیستند، یاعلیه دیگران توطئه و تزویرمیکنند، یا اینکه همواره دیگران را توطئه گر و مزور می بینند. حدود و ثغور حق و مسئولیت خود را نمی داند، برای دیگران نیز حدود و ثغوری در حق و مسئولیت قائل نیستند. سواستفاده از دین توسط حاکمیت و صاحبان قدرت یک از علت های اصلی‌ جامعه ناهمساز و نامتعادل است .
جامعه نا متعادل را افراد افراطی تشکیل میدهند، تحول مثبت این افراد بسوی دوری جستن از افراطی گری، چه دینی و چه غیر دینی، رفتار تبعیض آمیز را در جامعه کاهش داده و چه بسا آن را از تعصب و افراطی گری مبرا میسازد. در جامعه بدون تبعیض اصلاح طلب به غیر اصلاح طلب، طرفدار سبز به طرفدار سرخ، طرفدار سرخ به طرفدار سبز، ملی گرا به چپ، چپ به ملی‌ گرا، دین باوربه بی دین، بی دین به دین باور، کرد به ترک، زن به مرد و مرد به زن و بطور کلی‌ این اقلیت به آن اقلیت … بدیده تحقیر نگاه نمیکند، همه همدیگر را با نگاهی که نگاه انسان و انسانیت است می نگرند.
اپوزیسیون باید در مسیر حرکت بسوی سرنگونی وبعد از آن همواره بر اصل عدم تبعیض تاکید کرده و آنرا در رفتار خود هستی‌ دهد و نسبت به زدودن مناسبات و روابطی که تبعیض را دامن میزند جداً از خود آفرینش نشان دهد.
از دیدگاه مدیریت کلان و ساختار های کشور
سرنگونی و جمهوری اسلامی از منظر من جدایی ناپذیرند زیرا هیچ انعطافی در این رژیم قابل تصور نیست. اما لازم است یک مساله مهم را در اینجا یاد آور شویم وآن اینکه، بر زمین زدن جمهوریِ اسلامی ایران بدون نیروهای سیاسی متشکل در حکم بی فرهنگی سیاسی اپوزیسیون است. اگر ما خواهان یک جامعه مستقل ومترقی و مدرن و سکولار و لائیک هستیم باید امروز در مقام اپوزیسیون مترقی و مدرن و سکولار و لائیک توانایی و امکان تشکل جبهه جانشین را بخود بدهیم. همینطور باید قادر باشیم نسبت به مدیریت ساختارهای اداری، نظامی، صنعتی، آموزشی و دینی کشور پاسخهای عینی و مناسب با اوضاع واحوال جامعه خود ارائه دهیم. بهتر است اپوزیسیون از بافتن تئوری های غیر واقعی‌ کم کرده به دنبال یافتن راه چاره برای بدست گرفتن قدرت و اداره مملکت باشد .
فساد و سرطان جمهوریِ اسلامی که تا مغز استخوان و تمامی سلول های رژیم رسوخ کرده است، آیا حد و مرزی دارد؟ اگر پاسخ مثبت است این حد و مرز ها کدامند ؟ ما‌ بعنوان یک انسان مسٔول و معقول با این پرسش ها روبرو هستیم و شاید جواب درستی برای همه پرسش ها نداریم. اما میدانیم که درهم شکستن نظام جمهوری اسلامی بر سه اصل مترتب است.
اولی شامل حذف رهبری آنست که باید با نیروی مردم بر زمین کوبیده شود. دومی نیروی انسانی‌ حاکمیت که مشمول تمامی کسانی میشود که امروز دست دراداره نظام دارند، اینان بهیج روی صلاحیت ادامه فعالیت ندارند و باید از کار بر کنار شوند. سومی قانونِ اساسی‌ جمهوریِ اسلامی است که نیاز به تعویض کامل دارد.
به همان اندازه که درمورد از میان برداشتن سه مورد بالا باید صراحت داشت به همان اندازه هم باید در مورد سایر عوامل به ویژه نیروی انسانی‌، تاسیسات، سرمایه مادی وغیرمادی با احتیاط ومراقبت و بصیرت برخورد کرد .بطور مثال برای سپاه پاسداران و تمامی شرکت های وابسته به این اختاپوسی تئومافیوکراسی که تا اعماق جامعه نفوذ کرده است چه راه حلی‌ را پیش بینی‌ می‌کنیم ؟ اگر رژیم عوض شود نقش ایران در منطقه که سال ها اتش بیار جنگ بوده چگونه باید باشد؟ راهکارهای ما در زمینه مخاطرات داخلی‌ و خارجی‌ و منطقه ای
چیست؟
چه اقداماتی باید کرد تا فردای بر زمین زدن جمهوریِ اسلامی سرمایه های خصوصی در کشور بمانند؟
با وزارت نفت بعنوان یکی از بزرگترین سازمانهای تولیدی و اداری کشور که یک وزیر دارد و شاید صدها مسول حزب الهی دارد و هزار ها تکنیسین، مهندس که می‌ شود حدس زد که برخی‌ طرفدار رژیم ا‌ند و برخی‌ مخالف آن و عده بیشماری بی تفاوت، چه باید کرد؟
مردم در حکومت اسلامی نسبت به حاکمیت بی‌ اعتماد شده ا‌ند، پیام ما چه باید باشد تا اعتماد این مردم را جلب و به وظیفه و قول خود در برابر مردم عمل کنیم و در زمره آن دسته ازسیاستمداران که مدعی فراهم ساختن خوشبختی‌ در جامعه هستند ولی‌ متاسفانه، غالبا در جهت حفظ قدرت و منافع خود اقدام میکنند، قرار نگیریم.
اگر مردم آگاه شوند که اپوزیسیون به مشکلات بعد از دوران بر اندازی اندیشیده و راه حلی عملی‌ پیشنهاد می‌کند؛ اگرتصمیمات و راه حل ها در زمان و موقع لازم به روشنی اعلان شوند؛ تضمین های اجرای آن ها مطرح گردند؛ اگر سامانه هایی که باعث گردش امور روزمره جامعه میشوند و نیروی انسانی ای‌ که آن را خواهد گردانید با شفافیت کامل آمادگی خود را اعلام دارند آنگاه مردم به قدرت جانشین اعتماد پیدا خواهند کرد؛ اگرراه حل ها و پروژه ها از هم اکنون به روشنی تعیین گردند و به گونه ای برنامه ریزی شوند که حاکمیت ملت و دخالت مردم در امور جامعه منظور و ملحوظ شده باشد واین دخالت ها با ایجاد نهاد های اجتماعی تضمین یابند برخورد اپوزیسیون با امر برندازی جدی تلقی‌ خواهد شد. درحقیقت، گذار از جمهوریِ اسلامی آماده سازی آینده در اندیشه و در عمل است این امر باید از تبلیغات و شعارپراکنی و سخنرانی های پرهیاهو کاملا متفاوت باشد. ارائه طرح های عینی منطبق با شرایط ایران تضمین کننده آینده و مطمئن ترین ابزار وسلاح برزمین زدن این رژیم است.
در زیر رئوس برخی‌ از طرح هایی که باید مورد رسیدگی قرار گیرند و برایشان برنامه های اجرای منطبق با وضعیت ایران ارائه شوند آورده میشوند.
طرح رسیدگی به وضعت سپاه پاسدارن؛
طرح رسیدگی به وضعت وقفیات، آستان قدس رضوی
طرح قانونِ اساسی‌؛
طرح رسیدگی به وضعیت اقلیت ها؛
طرح برابری زن و مرد و قانون خانواده؛
طرح رسیدگی به وضعیت جوانان و کار و آموزش و پرورش آنان؛
طرح روابط خارجی‌ ایران از نظر بین المللی و در منطقه؛
طرح ارتش ملی‌؛
طرح بیمه های اجتماعی و رسیدگی به وضعیت کارگران، کارمندان، کادرها کشور؛
طرح وزارت برنامه ریزی و بودجه کشور؛
طرح رسیدگی به وضعت کشاورزی، صنایع، اقتصاد؛
طرح رسیدگی به وضعت آموزش و دانشگاه های کشور؛
طرح رسیدگی به کارخانجات خصوصی و تشویق سرمایه گذاری خصوصی؛
طرح رسیدگی به وضعیت بهداشت و بیمارستان ها ی دولتی و خصوصی؛
طرح رسیدگی به قوه قضایه و دادگاه ها؛
طرح رسیدگی به به قوه قانونِ گذاری و انتخابات آزاد؛
و صدها طرح دیگر که از هم اکنون باید به آنها فکر کرد و برایشان برنامه ریخت.



پیام امضا کنندگان بیانیه “برای بازسازی جنبش جمهوری خواهی”

به چهارمین گردهمایی سراسری جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران

امضا کنندگان بیانیه “برای بازسازی جنبش جمهوری خواهی” در پیامی به چهارمین گردهمایی سراسری جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران آورده اند:

امروز نزدیک به هشت سال از بر پایی اتحاد جمهوری خواهان و سالیانی چند از کوشش شما برای ایجاد جنبشی جمهوری خواهانه می گذرد.

در این مدت ما همه تجربه های بسیاری اندوخته ایم و از فراز و نشیب های مختلفی گذشته ایم.
با برخاستن جنبش سبز در کشورمان و انقلاب های مسالمت آمیزی که در پیش چشممان در خاورمیانه می گذرد دورنماهای جدیدی در برابر آزادی خواهان ایران گشوده می شود.
از دیدگاه ما امضا کنندگان بیانیه “برای بازسازی جنبش جمهوری خواهی”، باید پرسش سازمانیابی جمهوری خواهان را از سر گرفت و اشکال مختلف اتحاد را از نو مورد بررسی قرار داد.
برآمدن کوشندگان جوان در مبارزه برای دمکراسی و نقش تعیین کنده آنان در جنبش سبز، آشکارا نشان میدهد که هر نوع سازمان یابی جدید بدون شرکت گسترده آنها بی حاصل و شاید فقط تکرار تجربه نسل های گذشته است.
ما امیدواریم همه دست در دست هم و در گفت و گویی سازنده برنامه بازسازی جنبش جمهوری خواهی را به پیش ببریم. دست شما را صمیمانه می فشاریم و برای کنگره شما آرزوی موفقیت می کنیم.



پیام هیات اجرایی اتحاد برای پیشبرد سکولار دمکراسی در ایران

به چهارمین گردهمایی سراسری جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران
هیات اجرایی اتحاد برای پیشبرد سکولار دمکراسی در ایران در پیامی به هیات چهارمین گردهمایی سراسری جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران آورده است:

دوستان گرامی”جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران” خانم ها و آقایان شرکت کننده در چهارمین نشست جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران؛ با تشکر از دعوت شما آرزومند موفقیت کار در این کنفرانس هستیم.

تشکیلات ما؛ “اتحاد برای پیشبرد سکولار دمکراسی در ایران” در جواب به حمایت از جنبش مردم ایران در راستای تحقق دمکراسی و حقوق مدنی مردم ایران، و گذار به جمهوری استوار بر منشور جهانی حقوق بشر و سکولاریسم، کمتر از هشت ماه پیش طی همایش سراسری نیویورک در آمریکای شمالی آغاز به کار کرد.

ما در طی این مدت کوتاه توانسته ایم با متشکل نمودن نیروهای پراکنده سکولار در واحدهای محلی گامی هر چند کوچک در فشرده تر نمودن صفوف پاره پاره جنبش اعتراضی علیه استبداد فاشیستی – مذهبی حاکم بر ایران که بیش از سه دهه بر میهن ما سایه افکنده است، گام برداشته و کوشش نماییم که با هر چه متشکل نمودن نیروهایمان به ضرورت همکاری و مشارکت در مبارزه با استبداد حاکم کوشا باشیم.
در طی سه دهه گذشته تلاشهای فراوانی توسط کنشگران در خارج از کشور جهت متشکل تر نمودن صفوف پراکنده نیروهای اپوزسیون انجام گرفته که علی رغم نیت مثبت آغاز گران به موفقیت های آنچنانی نیانجامیده است. به باور ما مهمترین دلیل این عدم موفقیت را باید در دیدگاه ناظر بر بافت تشکیلاتی این جریانات جستجو نمود. تجربه سه دهه گذشته به روشنی خطا بودن تشکل هایی که از جمع عددی شخصیها و فعالین سیاسی منفرد و سازمانی بوجود آمده اند را به روشنی در مقابل ما قرار داده است. گمان نمی کنیم در این دوره هیچ جریانی با کمیت و کیفیت “اتحادیه جمهوری خواهان ایران” تا کنون بوجود آمده باشد. عملکرد نه چندان غنی این “اتحادیه” ریزش های مداومی که طی حیاتش به وقوع پیوسته درستی این نظر را اثبات می کند که چنانچه این “اتحادها” از پایه و طی یک حرکت همگرایی از پایین نباشد نهایتا مواجه با بی عملی و انفعال و انشعابات خواهد شد. هم از این رو است که پایه های تشکیلاتی ما را انجمن های محلی تشکیل می دهد و همه ارگانهای تصمیم گیرنده ما با رای اعضای این انجمن های محلی و یا نمایندگان آنان انتخاب می گردند.
بدون شک محور حیاتی تمام فعالیتها ما در خارج از کشور بدون بهره برداری و ارتباط ارگانیک با تحولات ایران بی معناست. و در غیر اینصورت ما تبدیل به جریانات روشنفکری خارج نشین خواهیم شد. به باور ما متمرکز کردن تمامی امکانات می بایست در حمایت از جنبه آزادی خواهانه برای کسب دموکرای و ایجاد جامعه مدنی قرار گیرد. هر نوع دیدگاهی که ناظر بر بدیل سازی باشد به درک درستی از مبارزات مردم نیانجامیده و به هدر دادن نیرو خواهد بود.
خیزش میلیونی مردم پس از کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ تمامی نیروهای اپوزسیون را غافلگیر نمود. انفعال عملی پیش از این در اپوزسیون خارج از کشور نشانه عدم درک درست از معادلات سیاسی در ایران و زمینه های عمیق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بود که به چنین بر آمد میلیونی انجامید. تلاش جهت ارتباط ارگانیک با میدان اصلی مبارزه و قرار دادن امکانات در خدمت کنشگرانی که با یکی از خشن ترین رژیم های تاریخ معاصر جهان به وقوع پیوست، هر چند امروز از شتابش کاسته شده است اما منشأش در عمق جامعه ای ریشه دوانده که حیاتش منوط به عوامل اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است که تا حیات رژیمی که وجودش در تبعیض و نقض صریح و آشکار حقوق انسانی مردم، زندان، شکنجه، اعدام، سنگسار و به یک کلام نادیدن فردیت انسانی است و با زندگی در ستیز است، پایانی ندارد.
آنچه دو سال پیش در ایران به عنوان جنبش متکثر سبز آغاز شد، امروز آوایش را در آنسوی مرزهای ایران از تونس تا مصر و در صحرای داغ یمن و اردن به گوش می شنویم. مبارزات ضد استبدادی که امروز از تمامی مرزهای کشورهای خاورمیانه گذر نموده است چه بسا بازتابی مضاعف در ایران داشته باشد. اپوزسیون خارج از کشور می بایست با درک درست از برآوردهای مردمی در ایران و سایر کشورهای خاورمیانه، این آمادگی را در خود ایجاد نموده تا بتواند با متشکل کردن میلیونها ایرانی که امروز در سراسر گیتی پراکنده اند، و با بهره گیری از همه مبارزین که برای آزادی و دفاع از حقوق انسانی مردم مان تلاش می کنند در راستای همکاری و مشارکت عمومی قدم برداشته و با عبور از سدهای سازمانی ، ایدئولوژیک در مبارزه برای دمکراسی و ایجاد یک جامعه مدنی در ایران کوشا باشد. باید برای ایرانی مبارزه نمود که تمام اقوام آن با هر مرام و عقیده ای بتوانند در فضایی خالی از ترس و وحشت از ابراز عقیده و نوع زندگی شخصی به شکوفایی نشسته و امکان انتخاب آزادانه نوع حکومت آینده را داشته باشند.
به باور ما چنین نظامی جمهوری مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر می باشد، که هیچ گونه امکانی برای تبعیض وجود ندارد. ما به عنوان مدافعین و مبلغین چنین نظامی و برای تحققش کوشش خواهیم نمود. ضرورت همکاری و مشارکت وسیع ترین نیروهای سکولار که به چنین باوری مسلح می باشند، امری است که بی توجهی به آن به تفرقه صفوف ما و ادامه حیات رژیم استبدادی اسلامی ایران کمک خواهد کرد.
دوستان گرامی؛ اتحاد برای پیشبرد سکولار دمکراسی در ایران” به تمام مبارزینی که برای تحقق حقوق بشر، دمکراسی و حقوق شهروندی و سکولاریسم، برای تمامی ایرانیان فعالیت می کنند دست دوستی و همکاری خود را دراز کرده و تمامی نیروهایی را که چنین باوری دارند به همکاری، مشکارکت و اتحاد عمل دعوت می کند. ما ضمن آرزوی موفقیت این نشست امیدواریم این گردهمایی با اقدامات عملی در خدمت اتحاد عمل و همکاری با دیگر نیروها به نتایج مثبت و عملی نائل آید.
با تشکر از برگزار کنندگان این همایش آرزوی موفقیت و دستیابی به نتایج پرباری را برای چهارمین گردهمایی شما داریم.




پیام حزب دمکرات کردستان ایران

به گردهمایی سراسری جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران
بدوا تشکیل این گردهمایی را به یکایک شما تبریک می گوئیم و آرزومندیم که مباحث مطرح شده در این گردهمایی به تصمیم گیری هایی منجر شود که بر روند مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران، تاثیر گذار و طریق همگرائی و همکاری با دیگر نیروهای دمکرات و سکولار ایرانی را هموارتر نماید.
گردهمایی کنونی جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران در شرایطی برگزار می گردد که برخی از کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه با خیزشهای عدالت خواهانه و دمکراسی طلبانه مردمی مواجه گشته که کم و بیش بر روند گسترش دمکراسی در منطقه تاثیرگذار خواهد بود.در همان حال کشورمان ایران در شرایطی حاد و حساس به سر می برد که حقایق مرتبط با آن دقت و واقع بینی تامی را می طلبد. از سویی رژیم جمهوری اسلامی ایران با سیاستهای تنش آفرین خود شکاف ناشی از عدم تعامل با جهان خارج را عمیق تر و از سویی دیگر سرکوب، تعقیب، زندانی، شکنجه و اعدام آزادی خواهان ایرانی را با خشونت هر چه بیشتر و بصورت گسترده تری ادامه می دهد. اینها گرچه از جهتی ضرورت بیشتر و زمینه گسترش و تعمیق مبارزه را فراهم نموده اند لیکن پراکندگی و عدم اتحاد و همگرایی نیروهای اپوزیسیون واقعی نیز موجب شده که روند مبارزه علیه استبداد حاکم به گونه ای نباشد که از آن انتظار می رود.
به نظر می رسد یکی از عمده ترین دلایل شکل نگرفتن این اتحاد و همگرایی در میزان باور به دمکراسی و عدم شناخت یا عدم توجه به واقعیتهای موجود در ایران و خواسته های مساوات طلبانه و حقوق انسانی کل جامعه ایران و تحدید دمکراسی به پاره ای از کلیت آن و نادیده گرفتن همه حقایق و آزادی هایی است که جوهر دمکراسی و تامین حقوق انسانها را شامل می گردد.
تقطیع دمکراسی مسلما تضییع برخی از اساسی ترین آزادی های انسانی را به دنبال خواهد داشت که شایسته است دمکراتهای واقعی از آن بری و دور باشند و باورمند به همه آن مفاهیم و حقوقی باشند که به تبعیضات از هر نوعش خاتمه دهند.
در این راستا است برنامه ای که متضمن حقوق و آزادی های همه ایرانیان باشد می تواند حداکثر مردم ایران و طبیعتا بیشترسازمانهای سیاسی اپوزسیون واقعی ایران را حول خود گرد آورد و حیات تازه ای را به روند مبارزه همگانی و همگرا ببخشد.
بینش و سیاستی که حقوق بیش از نیمی از مردم ایران کثیر الملله را با توجیهاتی دور از واقعیت، نادیده بگیرد مسلما واقع بینانه، عدالت طلبانه و دمکراسی خواهانه به مفهم واقعی آن نخواهد بود.
ما انتظار داریم گردهمایی شما دوستان به تمامی واقعیتهای موجود در ایران معطوف و اتخاذ سیاست و تدوین برنامه ای را موجب گردد که راهگشای همگرایی بیشتر سازمانهای سیاسی اپوزیسیون ایرانی و متضمن دمکراسی فراگیر به مفهوم واقعی آن باشد.
برای گردهمایی تان توفیق، برای یکایک شما دوستان و شرکت کنندگان در گردهمایی سعادت و نیکبختی و پیروزی ایران و ایرانیان آزاده و آزادی خواه را صمیمانه آرزومندیم.