بیانیه کانون صنفی معلمان

خبرگزاری هرانا: کانون صنفی معلمان )طیف صنفی( با ارسال بیانیه به خبرگزاری هرانا، نسبت به افزایش حقوق شش درصدی انتقاد کرده و آنرا از نرخ تورم هم پائین تر دانستند.

متن این بیانیه به قرار زیر است:
به نام خداوند جان و خرد
بیانیه کانون صنفی معلمان(طیف صنفی)
در مورد افزایش شش درصدی حقوق
افزایش شش درصدی حقوق یا یک مویز و چهل قلندر
سالها معلمان و فعالان صنفی آنان با تحمل هزینه های مادی و معنوی خواهان تصویب و اجرای قانون پرداخت هماهنگ بودند. سرانجام در سال ۱٣٨۶ قانون مدیریت خدمات کشوری توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید اما اجرای آن نیز به تعویق افتاد. با وجود مغایرت این قانون با خواسته های معلمان (ستثناهای زیادی در این قانون وجود دارد) تعدادی فعالان صنفی و معلمان خواهان اجرای آن شدند تا بالاخره قانون مذکور هر چند به شکلی ناقص به اجرا در آمد.
طبق نص صریح ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ٨/۷/٨۶ چنین مقدر شد که: “حداقل افزایش سالیانه ی [حقوق کارکنان دولت] به اندازه ی نرخ تورمی است که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام گردد.” همچنین ماده ۱۵۰ قانون برنامه چهارم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مقرر داشته که دولت موظف است حقوق کارکنان و بازنشستگان دولت را طی برنامه چهارم و در ابتدای هر سال برای تمامی رشته های شغلی، متناسب با نرخ تورم افزایش دهد.
امسال متاسفانه علیرغم افزایش سرسام آور قیمت خدمات مختلف اعم از کرایه تاکسی، مترو، ویزیت پزشک ها، قیمت دارو، درمان در بیمارستان های عمومی و خصوصی و نیز ارزاق عمومی نظیر گوشت، مرغ، مواد لبنی تا میوه و سبزی جات که در بازارهای میوه و تره بار عرضه می شوند و در روزنامه ها نیز بارها در مورد افزایش و گرانی قیمت ها نوشته و گفته می شود فقط ۶ % به حقوق شاغلان و بازنشستگان دولت افزوده شد و خانواده هایشان بدون این که (دکترای اقتصاد)داشته باشند تورم و گرانی به مراتب بیش از افزایش حقوقشان را با تمام پوست و گوشت خود احساس کردند! به قول شاعر بزرگوار و استاد پیش کسوت جامعه شناسی زنده یاد سعدی:
این شکم بی هنر پیچ پیچ
صبر ندارد که سازد به هیچ
افزایش شش درصدی حقوق که حتی از نرخ تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی (۹/۹ %) نیز کمتر است ضرب المثل “یک مویز و چهل قلندر” را تداعی می کند. آیا می توان این تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی را قبول کرد؟ درصورتی که تجربه ثابت کرده که هر سال حداقل سه بار: در ماه های رمضان، محرم، و قبل از عید نوروز مواد خوراکی و به دنبال آن قیمت بقیه ی اجناس و خدمات بیش از ده درصد گران می شود و دود این گرانی ها به چشم کارکنان و حقوق بگیران رده پایین دولت می رود. آیا این افزایش شش درصدی حقوق با نص صریح قانون مصوب مجلس مغایرت ندارد؟ اساسا این عدم تناسب بین افزایش حقوق کارمندان دولت و نرخ واقعی تورم در جامعه چه پیامدها و اثرات ناگواری بر جامعه، زندگی مردم و خصوصاً کارمندان دولت به دنبال خواهد داشت؟ استرس ناشی از تورم و گرانی بر کارکنان دولت که حقوقشان پاسخگوی خدمات صادقانه شان نیست آنها را نسبت به کار خود بی انگیزه نمی کند؟ امکان لغزش در مقابل نفسانیات و تمناهای غیرانسانی را دربرخی از آنها افزایش نمی دهد؟ بعضی ازافراد را برای رسیدن به اهداف فردی و اجتماعی به ارتکاب جرم نمی کشاند؟
اگر تاثیر عدم تناسب حقوق با نرخ تورم واقعی در کیفیت فعالیت معلمان و میزان بازدهی آموزش و پرورش که مهمترین و زیربنائی ترین نهاد در تربیت نسل فردای جامعه است مورد بررسی قرار گیرد روشن می شود که فرایند آموزش و کیفیت آن به طور کامل به شرایط روحی و روانی کادر آموزشی و مخاطبین آنها و شرایط جامعه وابسته است. معلمان که نقش مهمی در زمینه بقاء و توسعه اجتماعی دارند به دلیل عدم امکان دستیابی به زندگی حداقلی به ناچار چند شغله می شوند، آنگاه سطح کیفیت آموزش کاهش می یابد. دانش آموزان و خانواده های آنها که باید به دور از دغدغه های روانی و تنش های محیطی و اجتماعی در فرایند آموزش با تمرکز حواس کامل به صورت فعال شرکت نمایند تا کیفیت آموزش مطلوب تر گردد به شدت و سختی گرفتار فراهم آوردن معاش خود هستند. هم اکنون چهره های نزار دانش آموزان که ناشی از سوء تغذیه آنان و ناراحتی ها و استرس های خانوادگی و اجتماعی است در کلاس ها با نمود رفتاری افسرده یا پرخاشگر بازدهی کلاس درس را کاهش می دهند و دردناک تر از این هم زمانی است که برخی دانش آموزان یکی یکی مدرسه را ترک می کنند تا با کار کردن به اقتصاد خانواده شان کمک کنند. متاسفانه این مشکلات هر سال از سال قبل بیشتر و پیچیده تر می گردد. در نتیجه افت کیفیت آموزشی و افت تحصیلی قابل توجهی در مراکز آموزشی اعم از آموزش و پرورش و آموزش عالی را شاهد هستیم که بخش اعظم آن متوجه فشارهای اقتصادی ناشی از عدم تناسب افزایش حقوق با افزایش نرخ تورم واقعی در جامعه می باشد. البته این مشکل امسال نیست بلکه سالیان درازی است که ما گرفتار تورم های فزاینده در قیمت های اجناس و مایحتاج عمومی و عدم تناسب حقوق و دریافتی کارکنان دولت و بخصوص فرهنگیان با تورم هستیم.
برنمایندگان مجلس است که دولت را به اجرای قانون، یعنی افزایش حقوق کارکنان دولت «به میزان تورم واقعی سالانه» ملزم نماید و با نظارت موثر خود مانع افزایش مشکلات معلمان و سایر کارکنان دولت گردد.
کانون صنفی معلمان(طیف صنفی)
۲۶ / ۵ /۱٣٨۹



خامنه ای : در صورت حمله به ایران میدان مقابله فقط منطقه نخواهد بود

پنج‌شنبه ۲٨ مرداد ۱٣٨۹ – ۱۹ اوت ۲۰۱۰
رهبر جمهوری اسلامی تهدید کرد در صورت حمله به ايران، ميدان مقابله فقط منطقه نخواهد بود. آيت الله خامنه ای هشدار داد ايران به سبک خود به هر فشاری پاسخ خواهد داد.

آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، می گويد ايران تنها در صورتی با آمريکا مذاکره خواهد کرد که ايالات متحده به گفته او، تحريم ها و تهديدهای عليه ايران را کنار بگذارد. آيت الله خامنه ای روز چهارشنبه به مسؤلان ارشد دولتی گفت محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری، و ديگران به درستی می گويند که ايران حاضر به مذاکره بر سربرنامه اتمی خود می باشد. اما وی در سخنان خود تاکيد کرد که ايران با آمريکا هيچ گفتگويی نخواهد داشت.
رهبر جمهوری اسلامی همچنين احتمال حمله به ايران را کم ارزيابی کرد و گفت «بعيد است آنها اين حماقت را انجام دهند اما بدانند اگر اين تهديد عملی شود ميدان مقابله ملت ايران فقط منطقه نخواهد بود بلکه اين مقابله، ميدان گسترده تری خواهد داشت.» آيت الله خامنه ای در ديدار خود با مسؤلان کشور افزود «آمريکايی ها بدانند جمهوری اسلامی زير بار هيچ فشاری نخواهد رفت و به سبک خود به هر فشاری پاسخ خواهد داد.»
در واکنشی دیگر به احتمال حمله نظامی علیه ایران، جمهوری اسلامی روز چهارشنبه شکایت خود از ایالات متحده را به سازمان ملل برد و «تهدید» مقامات آمریکا به توسل به اقدام نظامی را سخت محکوم کرد.
اسحاق آل‌حبیب، نماینده موقت ایران در سازمان ملل، روز چهارشنبه در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل و روسای شورای امنیت و مجمع عمومی مقامات عالی‌رتبه آمریکایی را متهم کرد که جمهوری اسلامی را به حمله نظامی تهدید کرده‌اند.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، نماینده ایران در این نامه آورده است که دریاسالار مایک مالن، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، و دیگر مقامات این کشور بنا بر این ادعای «سراسر کذب» که ایران در حال ساخت تسلیحالت اتمی است تهدید کرده‌اند که به ایران حمله خواهند کرد.
شکواییه جمهوری اسلامی به سازمان ملل واکنشی است به گفته‌های رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا که روز یک‌شنبه، ۱۰ مردادماه، اعلام کرد «که ایالات متحده در صورت نیاز طرح آماده‌ای برای حمله به ایران در اختیار دارد».




محمد مصطفایی، وکیل سکینه محمدی آشتیانی:

«همه شیوه های ممکن را برعلیه این زن بکار گرفته اند»

مصاحبه انجام شده در اسلو و درج شده در روزنامه فرانسوی لیبراسیون
پنج‌شنبه ۲٨ مرداد ۱٣٨۹ – ۱۹ اوت ۲۰۱۰

مصاحبه گر: برنارهانری لوی (Bernard-Henri Lévy)، فیلسوف، خبرنگار و روشنفکر برجسته فرانسوی

برگردان: انوشیروان بزرگمهر

محمد مصطفایی که به زندانی شدن تهدید شده بود از طریق ترکیه از ایران گریخته است. او تا همین چند روز پیش وکیل سکینه محمدی آشتیانی بوده است. در وراء فعالیت های حرفه ای اش، او همواره یک صدای آزاد در ایران و یکی از وجدان های آگاه کشورش بوده است. ملاها بارها او را آماج اذیت و آزار قرار داده اند. چند بار زندانیش کرده اند، او را هدف شانتاژهای روانی غیرقابل تحمل قرار داده و بارها همسر و دختر او را مورد تعرض قرار داده اند. او از دیروز در یک اتاق هتل در اسلو مامن یافته و در آنجا به پرسش های من پاسخ میدهد. یا مستقیما به انگلیسی و یا با کمک محمود امیری مقدم، بنیانگذار و گرداننده یک سازمان غیر دولتی مستقر در نروژ بنام «ایران هیومن رایتز». صدای او آرام و ذهنش هوشیار است. از توان مقاومت او چیزی کاسته نشده و پشتش خم نشده است. او مبارزه را ادامه میدهد. ولی او بیش از هرزمان به ما نیازمند است. فعلا به سخنان او گوش فرا بدهیم. پس از ترک ایران، این اولین بار است که او رشته سخن را در دست گرفته است.

مصاحبه گر: شما به چه صورت ایران را ترک نمودید ؟
محمد مصطفایی: من از مرز ایران و ترکیه رد شدم. 5 ساعت پیاده. سپس با اسب.

مصاحبه گر: و سپس در ترکیه ؟
محمد مصطفایی: من به شهر وان رسیدم. سازمان های بشردوستانه همچون عفو بین الملل پرونده من را در دست گرفتند. ما به دولت ترکیه نامه نوشتیم. آنها به من گفتند که با یک هواپیما به استانبول بروم. من در مجموع 6 روز در ترکیه ماندم که 3 روز آن را در پاسگاه پلیس مرزی در فرودگاه سپری کردم و 3 روز دیگرش را در یک مرکز بازداشت خارجیانی که بصورت غیر قانونی به ترکیه آمده اند. به یمن دخالت های افراد سازمان ملل، اتحادیه اروپا و دولت نروژ من توانستم به اسلو برسم.

مصاحبه گر: وضعیت روحی شما چگونه است ؟
محمد مصطفایی : بسیار خسته، ولی مبارز. البته من ترجیح میدادم که در ایران باقی بمانم و تلاشهایم دردفاع از سکینه و حقوق بشر در کشورم را ادامه بدهم. ولی این خطر وجود داشت که آنها من را دستگیر بکنند و بدتر از آن این خطر وجود داشت که همسر من را در زندان نگه بدارند.

مصاحبه گر : آیا همسر شما از زندان خارج شده است ؟
محمد مصطفایی : بله. آنها صرفا همسر من را در زندان نگه داشته بودند تا من را مجبور کنند که خودم را تحویل بدهم. از لحظه ای که من پایم به نروژ رسید و آنها فهمیدند که دیگر دستشان به من نمیرسد، پس از 14 روز زندان در شرایط دشوار، آنها سرانجام همسر من را آزاد کردند.

مصاحبه گر : یک نکته قابل توجه این است که چرا آنها دست از سر این زن بر نمیدارند…
محمد مصطفایی: بله همینطور است. آنها همه شیوه های ممکن را بر علیه این زن بکار گرفته اند. ابتدا او را به سنگسار محکوم کردند. او روزگار را با این کابوس سپری میکرد و این حکم به مثابه شمشیر معلقی بود که در بالای سر او آویخته شده بود. هم اکنون جمهوری اسلامی ایران که با یک بسیج بین المللی مواجه شده است در به اجرا گذاشتن این حکم تردید از خود نشان میدهد و درنظر دارد که حکم اولیه را به یک اعدام به شیوه به دار آویخته شدن تغییر بدهد. سکینه در انتظار بسر میبرد و در انتظار مرگ بودن خودش یک نوع شکنجه است.

مصاحبه گر: ولی به چه علت او به طور خاص هدف این پافشاری و لجبازی رژیم قرار گرفته است؟
محمد مصطفایی: به این علت که او به یک سمبل تبدیل شده است. سمبل همه زنان ایرانی که قربانیان خانواده، جامعه و قوانین تبعیض آمیز هستند.

مصاحبه گر: برای کسی که از خارج از کشور به این قضیه نگاه میکند برخی از جنبه های قضیه مبهم بنظر میرسند. او دقیقا هدف کدام اتهام ها قرار گرفته است؟
محمد مصطفایی: او به داشتن «روابط نامشروع» با یک مرد در دورانی که شوهرش هنوز زنده بوده متهم شده بود و به 99 ضربه شلاق محکوم شده بود. پس از قتل شوهرش او به اتهام شرکت در این قتل به 10 سال حبس محکوم شد. در همان زمان، یک دادگاه دیگر به اتهام واهی «زنا» او را مورد محاکمه قرار داد و این بار او را به سنگسار محکوم کرد. واقعیت این است که همه این اتهامات بی پایه هستند. هیج مدرکی وجود ندارد و در پرونده او هیچگونه اعترافی وجود نداشته است. در خاتمه جلسات دادگاه، از 5 قاضی فقط 3 نفرشان او را مجرم دانسته بودند و این رای صرفا برخواسته از نظر شخصی آنها بوده است. این 3 قاضی هر 3 نفرشان آخوند و افرادی بطور خاص فناتیک بوده اند.

مصاحبه گر: او چه نوع زنی است؟
محمد مصطفایی: او یک زن ساده است. بسیار ساده. برای نمونه او تقریبا زبان فارسی نمیداند و فقط زبان آذری میداند.

مصاحبه گر: آیا به همین دلیل بوده که وقتی حکم دادگاه در مورد او را خوانده اند او متوجه نشده است؟ میگویند فقط در زمانی که او به زندان بازگشته و همبندهایش قضیه را برای او توضیح داده اند او متوجه شده است.
محمد مصطفایی: نه دلیل این موضوع چیز دیگری بوده است. در حکم دادگاه واژه «رجم» مورد استفاده قرار گرفته بود. این یک واژه عربی است که معنایش سنگسار است.

مصاحبه گر: نکته تعجب برانگیزی است که یک واژه عربی بکار برده شده است…
محمد مصطفایی: بله ولی این امر متداول است. در سیستم قضایی ایران این واژه عربی مورد استفاده قرار میگیرد. او معنی این واژه را نمیدانسته است.

مصاحبه گر: نظر شما در مورد تصاویر تلویزیونی اخیر چیست؟ او در این تصاویر بطور کامل در یک چادر پیچیده شده و به «جنایات» ادعایی اقرار میکند. اول از هر چیز آیا فردی که در این تصاویر دیده میشود خود او است؟
محمد مصطفایی: من خودم شخصا تصاویر مزبور راندیده ام. ولی بنظر میرسد فردی که در تصاویر تلویزیونی دیده میشود خود او است.

مصاحبه گر: آیا این اعترافات در زیر شکنجه از او گرفته شده است؟
محمد مصطفایی: من شنیده ام که اینطور بوده است. بله، او تحت فشارهای شدید قرار گرفته و او را مجبور کرده اند که این سخنان را بگوید.

مصاحبه گر: وکیلی که بعد از شما پرونده را در دست گرفته چه کسی است؟ آیا اعضای خانواده سکینه او را انتخاب کرده اند یا اینکه او یک وکیل تسخیری است؟
محمد مصطفایی: من آقای هوتان کیان را نمیشناسم. من نمیدانم آیا مقامات او را تعیین کرده اند، یا اینکه این وکیل توسط خانواده او انتخاب شده است.

مصاحبه گر: آیا مورد سکینه یک مورد استثنایی است؟ آخرین موارد سنگسار که شما از آن مطلع شده اید و یا در جریان پرونده آن بوده اید کدام ها بوده اند؟
محمد مصطفایی: من در مجموع وکیل مدافع 13 محکوم به سنگسار بوده ام. در 10 مورد یا من در در دادگاه استیناف برنده شدم، یا اینکه موفق شدم که حکم سنگسار به مجازات شلاق تقلیل داده بشود. هنوز 3 مورد از از این پرونده ها باقی مانده است…

مصاحبه گر: طبق اطلاعاتی که شما در اختیار دارید، آخرین موردی که یک مجازات سنگسار عملا در ایران به اجرا گذاشته شده است کدام بوده است؟
محمد مصطفایی: آخرین موردی که من بیاد دارم مورد جعفر کیانی بوده است که در تاکستان در سال 2007 تا سرحد مرگ سنگسار شده است. ولی سازمان های دفاع از حقوق بشر در ایران موارد دیگری را در آمارهایشان درج کرده اند: یک مرد در مارس 2009 در شهر رشت. 3 نفر دیگر در مشهد در دسامبر 2008 که یکی از آنها موفق شده خودش را از داخل گودال بیرون بکشد و بنابر این جان سالم بدر برده است.

مصاحبه گر: شما به این شهرت دارید که در گذشته توجهات جامعه بین المللی را بسوی قضیه محمد رضا حدادی و اکنون بسوی قضیه سکینه محمدی آشتیانی جلب کرده اید. آیا این نوع بسیج افکار عمومی اقدام درستی است؟
محمد مصطفایی: بله البته. گرچه ممکن است که نتیجه اینگونه اقدامات بلافاصله مشهود نباشد. ولی در میان مدت و دراز مدت اینگونه اقدامات بسیار موثر خواهند بود.

مصاحبه گر: برخی معتقدند که اقدامات پشت پرده موثرتر هستند. شما با افرادی که چنین نظری را دارند موافق نیستید؟
محمد مصطفایی: نه. هر دو نوع اقدام لازم هستند.

مصاحبه گر: مقامات ایران در مورد اقدامات شما چه نظری داشته اند ؟
محمد مصطفایی: آنها از این اقدامات خوششان نمی آید. ولی آنها نمیتوانند نسبت به این اقدامات بی توجه باشند. طی سال های اخیر من بر روی وبلاگ های متعدد در مورد پرونده هایی که از آن دفاع کرده ام توضیحاتی را ارائه داده ام. مقامات رژیم این وبلاگ ها را بطور سیستماتیک بلوکه میکنند و من هر بار وبلاگ های جدیدی را براه می اندازم.

مصاحبه گر: برای کمک به سکینه و کمک به زنان ایرانی که بر علیه تاریک اندیشی مبارزه میکنند ما هم اکنون چکار میتوانیم بکنیم؟
محمد مصطفایی: همین کاری که ما الآن مشغول آن هستیم جزو کارهایی است که از دست ما بر می آید. سخن گفتن از این موضوعات، توضیح دادن که موارد نقض حقوق بشر در ایران حداقل به اندازه مسئله انرژی هسته ای شایان توجه است.

مصاحبه گر: آیا شما میخواهید که این سخنان را در پاریس نیز بگویید؟
محمد مصطفایی: من هفته آینده در آلمان خواهم بود. پس از آن میتوانم به فرانسه نیز بروم. چرا که نه؟

مصاحبه گر: ما منتظر شما هستیم.




محاکمه یک بازرگان ایرانی به اتهام ارسال تجهیزات غیرقانونی از آلمان به ایران

چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱٣٨۹ – ۱٨ اوت ۲۰۱۰
یک بازرگان 47 ساله ایرانی که به اتهام ارسال تجهیزات غیرقانونی از آلمان به ایران در دادگاهی درشهر دوسلدورف ، محاکمه شده، روز سه شنبه گفته است ، محموله ای را که میتوان از آن در تاسیسات اتمی هم استفاده کرد، به ایران فرستاده است.
به گزارش شهرام میریان از رادیو فردا، این بازرگان ایرانی، همچنین دراین دادگاه اعتراف کرده است که زیر فشار دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ایران، دست به چنین عمل خلافی زده است.




نفوذ ایران بر افغانستان

دوشنبه ۲۵ مرداد ۱٣٨۹ – ۱۶ اوت ۲۰۱۰
غالبا گفته می شود که بدون کمک ایران افغانستان به ثبات نخواهد رسید. اما در واقعیت تهران بیش از همه به بی ثباتی در افغانستان یاری می رساند

روزنامه: die Zeit

برگردان ناهید جعفرپور

در واقع این خود یک همکاری مشترک عجیب و غریب است که در افغانستان خود را بروز می دهد: بطور گسترده بدون اینکه افکار عمومی متوجه شود رژیم ایران طالبان و دیگر شورشگران در افغانستان را پشتیبانی می نماید. این وضعیت از این بابت عجیب و غریب است که در اینجا دو دشمن جدی قدیمی به شدت به یکدیگر نزدیک می شوند.
در واقع شیعه های طالبان ایرانی ها را بعنوان بی دینان معرفی می کنند و ایران هم در سال های نود رژیم طالبان در افغانستان را برسمیت نشناخت.
در این فاصله اما آنطور که مشاهده می شود زمان تغییر کرده است و دشمنی های اسبق در جنگ سرد شامل این ضرب المثل گشت که” دشمن دشمن من دوست من است”.
اواخر ماه مه ایساف استانلی مک کریستال فرمانده آنزمانی اخطار نمود که :” شورشگران افغانی در ایران تعلیم می بینند و مسلح می شوند”.

این اتحاد جدید از این روی عجیب است که همزمان دولت ایران از این خسته نمی شود که آمادگی خویش را برای همکاری به دولت حامد کارزای اعلام نماید. آنطور که پیداست پشت پرده ایران روی استراتژی عکس این همکاری مشترک کار می کند.

بله نه تنها طالبان از سوی ایران پشتیبانی می گردد همچنین ایران تلاش می کند که بر اقلیت شیعه در افغانستان نفوذ داشته باشد.

برای این ادعا دلائل بسیاری وجود دارد: جمهوری اسلامی برای این منظور یک مرکز تئولوگی اسلامی در کابل بنا نموده است. در این مرکز بر عکس حوزه علمیه قم تنها اسلام رادیکال تدریس می گردد. همزمان کتاب های تبلیغاتی به نفع مستبدین ایرانی در پایتخت افغانستان پخش می گردد ـ به قیمت 1 یا دو دلار ـ .

برخی از نظاره گران همچنین قانون ضد زنی را که حامد کارزای قبل از انتخابات قصد داشت لغو کند را اجرا نمودند تا بدین وسیله اقلیت شیعه را بسوی خود جلب نموده و زیر نفوذ ایران برگردانند.

تهران تلاش می کند تا از نارضایتی های بزرگ شیعه های افغانستان که خود را از سیاست کشور دور می بینند و در محدودیت احساس می کنند ـ که در حال حاضر این شیعیان میان 10 تا 20 درصد مردم افغانستان را تشکیل می دهند ـ استفاده نماید.

رژیم ایران همچنین در مسائل دیگری در افغانستان دخالت دارد و آنهم نه برای مقاصد ثبات انگیز. یکی از این دخالت ها کشت تریاک در افغانستان است. رسما ایران اعلام نموده که با مواد مخدر مبارزه می کند و برای مبارزه با آن به افغانستان یاری می نماید و جلوی ورود آن را از افغانستان به ایران می گیرد. همزمان بخشی از گارد انقلاب در تجارت مواد مخدر در ایران نقش دارند و مواد مخدر در ایران ارزان تر از یک بسته آدامس است.

از سوی دیگر ایران از این مسئله استفاده ابزاری می کند که در حدود دو و نیم میلیون پناهنده افغانی در ایران زندگی می نمایند. در حالیکه آنها در یک وضعیت بسیار بد قرار دارند. بچه های آنها راه رفتن به مدرسه نداشته و بزرگسالان از حق گرفتن مدارک ضروری برخوردار نمی شوند. اینکه افغانی ها و ایرانی ها ریشه فرهنگی و تاریخی مشترک دارند، دولت احمدی نژاد را با آن کاری نیست. برای این دولت پناهندگان افغانی تنها یک گروی است تا بدان وسیله غربی ها را مجبور به رسیدن به توافقات نمایند. نه رژیم ایران خواهان بهبود شرایط زندگی این پناهندگان است و نه جوامع ملل متحد و جامعه بین الملل قصد دارد به رنج و بدبختی این انسانها پایانی دهد.

البته از سوی افغانی ها تلاش هائی شده است تا در مقابل نفوذ ایرانی ها حرکتی نمایند. مسئله ای که باعث این تلاش ها شد اعدام بیشماری افغانی در ایران بود. رئیس جمهور حامد کارزای خواهان لغو اعدام های بعدی شده است. اما مهم تر از همه این است که تعداد زیادی افغانی روزها در مقابل سفارت ایران در کابل به اعتراض پرداخته اند. آنها فریاد می زدند ” مرگ بر سیستم فاشیستی” و عروسک های پوشالی شکل احمدی نژاد و رهبر انقلاب ایران خامنه ای را به آتش کشاندند. همچنین جنبش آزادیخواهانه ایران هم در این مسئله دخالت نموده و در برخی از تظاهرات ها شعار داده شد” شما ها به طالبان ها تعلق دارید”.




اعتراض به شرکت نماینده ایرانی تبار پارلمان سوئد در یک همایش دولتی در ایران

در دیدار با رئیس تشکیلات حزب حاکم سوئد (مودرات)
شنبه ۲٣ مرداد ۱٣٨۹ – ۱۴ اوت ۲۰۱۰
در پی فاش شدن شرکت رضا خلیلی دیلمی نماینده پارلمانی حزب حاکم سوئد (مودرات) در یکی از همایش های ایرانیان خارج از کشور در ایران که در روزهای پیشین توسط دولت جمهوری اسلامی سازمان یافته بود و اعتراض گسترده ایرانیان سوئد، روز پنج شنبه 12 اگوست دیداری بین مهرداد درویش پور از جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران با خانم لیز لوت فرولین، رئیس تشکیلات حرب مودرات که بزرگترین حزب در دولت ائتلافی دست راستی سوئد است صورت گرفت. دراین دیدار مهرداد درویش پور در تماسی با رهبران حزب مودرات، نسبت به شرکت رضا خلیلی دیلمی در همایش دولتی در یکی از شهرهای استان گیلان اعتراض کرد و آن را به نوعی تایید جمهوری اسلامی توسط نماینده حزب مودرات در پارلمان سوئد دانست. درویش پور خواستار انتقاد دیلمی از شرکت در این همایش و در صورت دفاع از این اقدام خواستار استعفای رضا دیلمی از نمایندگی پارلمان شد و از حزب مودرات نیز خواستار فاصله گرفتن از این اقدام و تجدید نظر در عضویت دیلمی در حزب شد.
رئیس تشکیلات حزب سوئد تاکید کرد که حزب سیر وقایع را دنبال کرده و طبیعتا نسبت به اقداماتی که میتواند به چهره حزب آسیب زند، توجه دارد. خانم لیز لوت فرولین انگیزه و علافه اشان به این دیدار و گفتگو را در این راستا دانسته و اشاره کردند که آنها تنها روایت آقای دیلمی را شنیده و مایل به شنیدن روایت منتقدان هستند. علاوه بر آن اضافه کردند که بنا بر قوانین سوئد تنها خود نماینده می تواند در باره استعفا ار نمایندگی پارلمان تصمیم بگیرد. ایشان اضافه کردند که تنها 8 هفته از نمایندگی پارلمانی آقای دیلمی بافی است و در دور انتخابات بعدی نه تنها ایشان در لیست کاندیداهای مجلس نیستند بلکه هیچ مسئولیت حزبی دیگری نیز به ایشان واگذار نخواهد شد.

در گفتگویی با رادیوی سراسری سوئد پژواک، رضا خلیلی دیلمی درمورد سفرخود به ایران و شرکت دراین همایش پاسخ داده است:
“رضا خلیلی دیلمی در گفتگوی خود با پژواک گفته است که پایه گزار صندوق تجارت اسکاندیناوی ایران است، اما تاکیدکرده است که این صندوق هنوز فعالیتی را درایران انجام نداده است. دراین رابطه اضافه کنیم که سایت شهرداری تبریز در آذرماه سال گذشته درخبری به نقل از وزیر کشور جمهوری اسلامی، مصطفا محمد نجار درمورد طرح احداث یک تله کابین تفریحی دراین شهر نوشت که اجرای این طرح را با سرمایه ای معادل ۶۰ میلیارد ریال اتاق بازرگانی اسکاندیناوی و ایران به عهده دارد. دراین خبر، شهرداری تبریز به عنوان کارفرما و شرکت مهندسین مشاور سبزاندیش پایش به عنوان مشاور معرفی شدند”.

در زیر گفتگوی رادیوی پژواک با رضا خلیلی دیلمی و مهرداد درویش پورازجمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران در استکهلم را می شنوید.

http://sverigesradio.se/sida/spelaren.aspx

http://sverigesradio.se/sida/spelaren.aspx