اطلاعیه مشترک

کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید
چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱٣٨۹ – ۲ ژوئن ۲۰۱۰

کشتار دولت اسرائیل

از بشر دوستان و حامیان مردم محروم غزه

در آخرین روز ماه مه ٢٠١٠، دولت اسرائیل، با حمله به کشتی های حامل کمک های انسانی به محاصره شدگان شهرغزه، که مردم بی دفاع بسیاری از جمله کودکان را شامل می شود نشان داد که به خاطر ادامه اشغال سرزمین های مردم فلسطین از هیچ جنایتی رویگردان نیست.
کشتی­ های كاروان امدادرسانی غزه حامل ١٠هزار تُن مواد پزشكی، ساختمانی و ١٠٠ منزل مسكونی آماده برای اسكان هزاران آواره و ٥٠٠ دستگاه ويلچر برای معلولان بوده است.

این كاروان شامل هشت كشتی بود كه از سوی يك ائتلاف بين ‌المللی از جنبش آزادی غزه، بنياد كمك‌ های انسان دوستانه تركيه، كمپين اروپايی رفع محاصره غزه و چند موسسه و نهاد از کشورهای مالزی، يونان، ايرلند و… فرستاده شده بود. فعالین سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بین‌المللی بسیاری نیز این کاروان دریایی را همراهی می کردند که شمارشان به صدها تن می رسید، نویسنده، روزنامه نگار، هنرمند، استاد دانشگاه، فعال سیاسی چپ و انسان دوست، یک بانوی سالخورده از بازماندگان هولوکاست، یک برنده جایزه صلح نوبل، یک افسر ارشد بازنشسته آمریکایی، اعضائی از پارلمان اروپا و کشورهای دیگر و چندین گروه از گزارشگران و فیلمبرداران شبکه‌ های تلویزیونی در بین همراهان این کاروان دریایی بودند.

مردم محروم غزه بیش از یک سال است که از تامین ابتدائی­ترین نیازهای انسانی خود مانند آب و غذا و دارو و درمان محرومند و فریادشان از این بی­داد نه تنها به گوش دولت اشغالگر اسرائیل فرو نمی رود؛ بلکه دولت های ارتجاعی منطقه و دولت های «دنیای متمدن اروپا و آمریکا» نیز نسبت به این سرنوشت تلخ بی اعتنائی نشان می دهند و تا جائی که بتوانند خاک در چشم آزاده­خواهی مردم کشورهای خود بریزند، از این محاصره و بیداد پشتیبانی نیز می کنند.

در چنین شرایطی ست که جمهوری اسلامی، این همپالگی جنایت کار دولت اسرائیل که خود دست آلوده به خون مردم ایران دارد، برای مردم غزه اشک تمساح می ریزد و در پناه این دفاع دروغین، می کوشد با یاری گرفتن از جنایت های دولت اسرائیل، افکار همگانی را از بحران­ های موجود در ایران منحرف کند و زمینه و فضا را برای اعدام های بیش تر و سرکوب هرچه گسترده تر مردم ایران فراهم سازد.

دولت اسرائیل و جمهوری اسلامی و بمب گذاران اسلامی­اش، همگی از یک جنس و قماش اند و جنایت هر یک از آنان، زمینه ساز جنایت دیگری است.

کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید، حمله دولت اسرائیل را به کشتی حامل کمک های انسانی و بشر دوستان جهان و کشتن بیش از ده انسان را به خاطر امداد انسانی شان محکوم می کنند و در دفاع از آزادی و برابری انسانی، در برابر تجاوز به حقوق اولیه مردم غزه برای یک زندگی انسانی، همه آزادی ­خواهان را به اعتراض به این فجایع و کشتار بشر دوستان فرامی خوانند.

کانون نویسندگان ایران در تبعید

انجمن قلم ایران در تبعید

سوم ژوئن ٢٠١٠




نمایندگان اروپا با عکسهای ندا به جمهوری اسلامی “نه” گفتند

جمعه ۱۴ خرداد ۱٣٨۹ – ۴ ژوئن ۲۰۱۰

محسن سید میر حسینی
منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران در حالی سفر خود به بروکسل را موفقیت آمیز خوانده است که نمایندگان اروپا با عکسهایی از ندا به استقبال وی آمدند http://www.youtube.com/watch?v=SZ4hoLscqpI&feature=related.
این اقدام اروپا نشانه های خوبی به جمهوری اسلامی ارائه نمی کند و به نظر می رسد دور بعدی تحریم ها به زودی تصویب خواهد شد. درحال حاضر طرح بعدی قطعنامه تحریم ها علیه جمهوری اسلامی در حال بررسی است و احتمالا در روزهای آینده صادر خواهد شد.

جمهوری اسلامی که به طرح تبادل هسته ای خود امیدوار بود یا لااقل خود را امیدوار نشان می داد در حال حاضر حل مشکل اتمی را مبتنی بر دو مساله “همکاری” و یا “رویارویی” می داند.
متکی روز چهارشنبه در بروکسل، پایتخت بلژیک، گفت که برای حل مشکل اتمی ایران دو راه وجود دارد، “یکی بر همکاری مبتنی است و دیگری بر رویارویی” و افزود که صدور قطعنامه برای تحریم جمهوری اسلامی “مبنایی برای بروز رویارویی است.”
کنگره آمریکا در نظر دارد قانون تحریم گسترده ایران که شامل تحریم تامین کنندگان بنزین وارداتی ایران می شود را در ماه ژوئن و احتمالا پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت تصویب کند.
جمهوری اسلامی پیش از این در مقابل ، بحث بستن تنگه خلیج هرمز را مطرح کرده بود که مقامات آمریکایی این مساله را خیالبافی عنوان کرده بودند زیرا در صورت بروز چنین اتفاقی نه تنها اقتصاد جهان به خطر می افتد بلکه برای ایران نیز این مساله یک خودکشی اقتصادی است. با این حال ارتش جمهوری اسلامی این مساله را خیالبافی ندانست.
خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی نیز اظهارات مشابهی در این خصوص ابراز داشته است.وی هشدار داده بود در صورتیکه آمریکا دست از پا خطا کند، جریان انرژی در منطقه به خطر می افتد. اما تصور نمی رود که مقصود منوچهر متکی از گفتن “رویارویی” بستن تنگه هرمز باشد زیرا در اینصورت پیامدهای سنگینی به دنبال خواهد داشت.
در حال حاضر حدود 40 درصد از نفت جهان از طریق تنگه هرمز به دست مصرف کنندگان می رسد و نگرانی هایی در خصوص بسته شدن این تنگه وجود دارد، با این همه به نظر نمی رسد که مقامات جمهوری اسلامی خود را در معرض خطرات بیشتری قرار دهند.
با وجود اینکه برخی کارشناسان امکانات جمهوری اسلامی برای بستن تنگه هرمز را محدود می دانند، اما بسیاری از کارشناسان آمریکایی برگزاری مانورهای جنگی توسط جمهوری اسلامی در خلیج فارس را نوعی آمادگی برای بستن تنگه هرمز می دانند. در همین راستا جمهوری اسلامی ادعا کرده که در مانورهای جنگی خود با موفقیت توانسته طرح بستن تنگه هرمز را عملی کند.
بستن تنگه خلیج فارس برای کشورهای حاشیه ای تهدید بسیار جدی تلقی می شود.پیش از این سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان گفته بود که بستن تنگه هرمز اقدام جنگی خواهد بود و اعلام جنگ بین المللی به جهان است.
با وجود اینکه جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده که دست از مواضع هسته ای خود بر نخواهد داشت اما باید دید که آیا رهبری این نظام در نهایت “جام زهر” را خواهد نوشید و به همکاری تن خواهد داد و یا به قول متکی گزینه “رویارویی” را انتخاب خواهد کرد.




سه دلیل روان شناختی‌ اجتماعی برای لغو مجازات اعدام در ایران

چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱٣٨۹ – ۲ ژوئن ۲۰۱۰

فرهنگ قاسمی

زمان آن فرارسیده است که ماشین اعدام ها در ایران هر چه زودتر متوقف شود و احکام صادر شده باطل گردند .ما باید دست در دست برای لغو حکم اعدام در ایران کوشش کرده و به رژیم جمهوری اسلامی ایران هشدار دهیم تا از اقدامات نا عادلانه خود دست برداشته اعدام انسانها راتعطیل سازد

برآیند روابط عشق و دوستی، حاکمیت همزیستی‌ و همسازی انسانها است، بر عکس کشتن و اعدام غیرازنشانه بارز انزوا و نگون بختی و تنفراززیبایی ها و بالندگی نوع بشر نیست. طی قرون متمادی جامعه بشری شاهد کشتار انسانها در اثر کشورگشایی بوده است، جنگ های منطقه ای صدها هزارنفراز مردم جهان را نا بود و از خانه و کاشانه خود آواره کرده است. حاکمیت ها و دولت های دیکتاتور انسان ها را از جمله به علت عقیده، دین، قومیت، نژاد و … به جوخه های اعدام و کوره های آدم سوزی سپرده و دست به کشتار جمعی زده اند. این رفتار نشان میدهد که روان و طبیعت پاره یی از انسان تا چه اندازه قابل تنزل است.

در مقابله با این رفتار غیر انسانی‌ و خشن در قرن بیستم در پاره یی از جوامع پیشرفته زنان و مردان بشر دوست، روشنفکر و آزادی خواه در مقابل بی عدالتی ها بر خاسته و نسبت به این قواعد و قوانین عقب مانده انتقاد وبرای انهدامشان ایستادگی کرده اند و آزادی اندیشه و بیان انسان را در جوامع بشری خواستار شده اند. اینان در پروسه جستجوی افق های تازهٔ پیگیرانهٔ خود تا جائی پیش رفته اند که حکم اعدام را از قوانین جزائی جامعه خود پاک کرده و لغو آنرا قانونی ساخته اند.

امامتاسفانه، هنوزدر جامعه جهانی‌ رژیم هایی وجود دارند که اعدام و کشتن افراد دگر اندیش جامعه خود را به دلایل گوناگون وبی‌ توجه به حقوق انسانی‌ آنان ادامه میدهند. سکوت در برابر احکام اعدام فرا تر از قبول اهانت به انسان و غلطیدن در معیار های وحشیگری نوع بشر است، پس باید به ضرس قاطع در مقابل آن قد راست کرد.
به نظر می‌ رسد که سه دلیل روان شناختی‌ اجتماعی زیر ما را بر آن میدارد تا علیه حکم مجازات اعدام با پا فشاری و بیدرنگ اقدام کنیم.
۱ -در یک جامعه مدرن انسان و حقوق اولیه و طبیعی او بالا ترین ارزش و منزلت را دارد و باید بی‌ هیچ بهانه ای این حقوق توسط حاکمیت و جامعه محترم شمرده شوند. هیچ فردی از مادر جانی یا گناهکار به دنیا نمی آید. اگر جرم و جنایتی از برخی‌ سر میزند جامعه و حاکمیت در این امر بی‌ تقصیر نیستند. پس این وظیفه سیستم اداره کننده جامعه است که از تولید افراد گناهکار با بکارگیری آموزش و پرورش درست جلوگیری کند و اگر این جلوگیری به اندازه کافی مفید واقع نشد وسائل اصلاح و تادیب آنها را در چهارچوب رعایت احترام به حقوق انسانی او فراهم آورد.
۲ -کشتن یک انسان بوسیله یک انسان دیگر یعنی فردی که مجازات اعدام را اجراء میکند و در اصطلاح جلاد نامیده میشود بدون تردید از نظر روانی در او تاثیر منفی‌ میگذارد و اثرات آن او را از خلقیات انسانی دور می‌کند و رفتار ش نسبت به اطرافیان نمی تواند در جامعه بی تاثیر باشد این اثرات بی‌ تردید در بازتولید شکنجه و جنایت نقش بازی میکنند.
۳ – وقتی حکم اعدام در مورد فردی اجراء میشود اطرافیان اعدامی دچار ضربه روانی وآشفتگی میشوند : اگر پدری را اعدام می کنند پدر، مادر، زن، فرزندان، خواهر، برادر و نزدیکان او نیز مورد بی عدالتی قرار می گیرند. گاهی این بی عدالتی میتواند تاثیرات بسیار ناگواری در بازماندگان او داشته باشد. پس اعدام یک فرد در واقع میتواند دهها نفر دیگر از اعضاء خانواده و نزدیکان او را آزار دهد. چه کسی باید جبران این اقدام نا عادلانه و غیر انسانی را در مورد نزدیکان یک اعدامی بکند؟
جمهوری اسلامی ایران یکی از حاکمیت هایی است که از دو دهه آخر قرن بیستم تا به امروز مردم ایران را به دلیل دگراندیشی و آزادیخواهی و طرفداری ازاصول ابتدائی جامعه مدنی تک تک و بطور گروهی میکشد، احکام اعدام در این رژیم بر اساس قوانین جامعه بدوی توسط قضات دینی و قوانین اسلامی هر روز صادر و اجراء می گردند.
امروز، جمهوری اسلامی ایران از نظر تعداد اعدام شده گان در رده دوم جهان قرار دارد.
هر روز خشونت این رژیم نسبت به شهروندانش بیش از پیش میشود . در روزهای اخیر جمهوری اسلامی دهها تن دیگر را به دلائل باطل، بدون رعایت اصول ابتدایی قضاوت، بی توجه به حق دفاع متهمین و برخورداری از حق داشتن وکیل آزاد اعدام و از تحویل اجساد اعدام شدگان خود داری می کند.
امروز دهها زندانی سیاسی دیگر که توسط همین دادگاه ها ی اسلامی به مرگ محکوم شده اند در راهرو های مرگ در انتظار اعدام هستند. مردم ایران که از این کشتارها بسیار ناراحت و نگران است حق کوچکترین اعتراض به رفتار قضائی رژیم و به احکام صادر شده را ندارد، کمترین اعتراض را رژیم جمهوری اسلامی با ضرب و شتم و شکنجه و زندان و اعدام پاسخ میدهد.
زمان آن فرارسیده است که ماشین اعدام ها در ایران هر چه زودتر متوقف شود و احکام صادر شده باطل گردند .ما باید دست در دست برای لغو حکم اعدام در ایران کوشش کرده و به رژیم جمهوری اسلامی ایران هشدار دهیم تا از اقدامات نا عادلانه خود دست برداشته اعدام انسانها راتعطیل سازد.
ما باید از مردم ایران در هر کجای دنیا که هستند ، از آزادیخواهان جهان ، ازهمه ترقیخواهان، روشنفکران، نویسندگان، هنرمندان و اززنان و مردان سیاسی معتقد به لغو حکم اعدام تقاضا کنیم با اقدامات عملی و عاجل خود برای لغو حکم اعدام در ایران هم گام و هم صدا شوند.
یازدهم خرداد ۱۳۸۹برابر اول ژوئن ۲۰۱۰
پاریس




بحران اتمی حافظ موجودیت جمهوری اسلامی

يکشنبه ۹ خرداد ۱٣٨۹ – ٣۰ می ۲۰۱۰
م. نکوکار
در روزهای اخیر شاهد شعبده بازی های تازه ای از جانب سران جمهوری اسلامی و خصوصا خود احمدی نژاد برای به ظاهر حل بحران هسته ای هستیم در این میان نقش بازیگران جدید این صحنه یعنی ترکیه و برزیل نیز خود جای تامل دارد. چرا که این دو کشور با مداخله در این جریان خصوصا با حمایت از پیشنهادی که عملاهیچکدام از خواسته های اساسی جامعه بین المللی را بر آورده نمیکند در واقع اعتبار بین المللی خود را بر روی میزی به قمارگذاشتند که باخت ان از پیش مشخص بود، اینرا در سخنان آقای اردوغان قابل از مسافرت به ایران به وضوح کامل میتوانست احساس کرد. حال باید این پرسش را مطرح کرد که اینبار قدرتمداران کدام مصلحت و یا ثروت ملی را فدای پیشبرد اهداف خود کرده اند، اهدافی که در خوشبینانه ترین حالت آنرا مشکوک باید نامید. آیا داستان ۱۸ میلیارد دلاری که سال گذشته مدتی نقل محافل و مطبوعات بود و آقای اردوغان آنرا هدیه ای خواند که از آسمان در دامن اقتصاد بحرانی ترکیه افتاد، نرخی بود که برای یک چنین سودایی باید پیش پرداخت میشد؟ و در این میان سهم برزیل در کدام معامله پشت پرده پرداخت شده بود؟
گذشته از نقش این دو کشور که به ذظر من تغییری در ماهیت حرکت جمهوری اسلامی نمیدهد باید دید که در وهله اول آیا اساسا ج-ا خواهان حل مساله اتمی هست

بررسی اجمالی تاریخچه پرونده اتمی ایران و شرایط کنونی شاید پاسخ این پرسش را در بر داشته باشد،
آنچه که انکار ان از نظر من امکان پذیر نیست این است که جمهوری اسلامی از ابتدای پیدایش موجودیت خود رامدیون ایجاد و تشدید بحران، چه در داخل و چه در صحنه بین المللی بوده و این مشخصه هر حکومت دیکتاتوری و توتیالیتر است که در سایه بحرانهای خود ساخته و به بهانه این بحرانها مخالفان خود را با کمترین هزینه سرکوب کند. همه ماهنوز بخاطر داریم که چگونه جمهوری اسلامی مدت کوتاهی قابل از پایان یافتن جنگ ۸ ساله و نوشیدن جام زهر توسط خمینی مهلک ترین ضربه را بر پیکر مبارزات مردمی و مردم مبارز فرود وارد و هزاران تن از بهترین و فرهیخته ترین جوانان این آب و خاک را به دست جلادان سپرد.
بعد از پایان این جنگ و دوران به اصطلاح سازندگی رفسنجانی وقتی در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶علیرغم تمایل آشکار آقای خامنه ای، به جای آقای ناطق نوری ، خاتمی از صندوق های آرا بیرون آمد، دوره ای آغاز شد که در ان در سایه فضای آزاد نیم بندی که پدید آمده بودمردم و خصوصا جوانان این امکان را پیدا کردند که به خواسته هایشان بیند یشند و آنها را مطرح کنند، واین مساله در مدت کوتاهی موجب شد که نگاه جهانیان کمی بیشتر متوجه اوضاع داخلی ایران شود. جناح سرکوبگر و تمامیت خواه که در این شرایط خصوصابعد از سرکوب دانشگاه هزینه سرکوب علنی را بسیار بالا ارزیابی کرده بود نیاز شدیدی به ایجاد یک بحران دیگر پیدا کرده بود که بتواند بر دیگر توجه جهانیان را از اوضاع داخلی ایران منحرف کند. به عبارت دیگری از نظر من جمهوری اسلامی با محاسبه ضعف بین المللی در مورد اقدم مشترک عملی، دست به یک قمار حساب شده زد و برای منحرف کردن افکار جهانیان از اوضاع داخلی ترتیبی داد که گوشه ای از فعالیت های هسته ایش آشکار شود. در سالهای اخیر همه ما شاهد بوده ایم که این مساله چگونه در هر مقطعی که جمهوری اسلامی با بحرانی مواجه بوده به داد زورمداران رسیده و مانند پرده ای از دود مانع شده که جهانیان ان توجهی که لازم است به مسائلی چون حقوق بشر و سرکوبهای داخلی داشته باشند.البته پر واضح است که این سیاست تا کنون هزینه های وحشتناکی بر گرده اقتصاد بیمار کشور و طبقات کم درآمد ایران گذشته است .در این میان میتوان به اجمال از واردات بی حساب و بی حد و حصر از چین که بنیاد تولیدات داخلی رااز صنعت تا کشاورزی برانداخته است، قرارداد های نظامی کمرشکن با روسیه و گذشت از بخش اعظم سهم ایران از دریای خزر ودهها نمونه از این دست اشاره کرد.
به عبارت دیگر قدرتمداران جمهوری اسلامی برای حفظ موجودیت خود حاضر به پرداخت هرگونه هزینه ای به حساب مردم و خاک ایران هستند.
بعد از حدودا یک سالی که از خیزش مردمی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ و آشکار شدن هرچه بیشتر جنایات جمهوری اسلامی بر علیه مردم آزادیخواه ایران در تمام دنیا میگذرد. در اثر جانفشانیهای مردم امروز دیگر کمتر کشوری در جهان پیدا میشود که حاضر باشد حیثیت و اعتبار خود را در گرو حمایت از رژیم جنایتکاری چون جمهوری اسلامی بگذارد و سرنوشت خود را به حیات رو به زوال این رژیم گره بزند خصوصا که روز به روز آشکارتر میشود که در اثر سیاستهای بیخردانه دولت احمدی نژاد در زمینه اقتصادی دیگر کفگیر ثروت بیکران نفتی هم به ته دیگ میخورد. در چنین شرایطی است که جمهوری اسلامی برای سرکوب جنبشی که نفسهای داغش را بر گردن خود احساس میکند نیاز به ایجاد بحرانی گسترده تر از همیشه دارد چرا که بخوبی آگاه است که اینبار دیگر با جنبشی رو در رو است که جز به سرنگونی ارکان این رژیم رضایت نخواهد داد.
از طرف دیگر سرکوبگران جمهوری اسلامی که در یک سال گذشته از هیچ جنایتی در حق آزادیخواهانی که در کمال آرامش و متانت خواستار پایه ای ترین حقوق شهروندی خویش هستند دریغ نکرده است و هر روز با گسترده تر کردن دامنه جنایات خود تلاش در تمدید حیات این حکومت محکوم به مرگ دارد، احساس میکند که هزینه این سرکوبها بطور غیر قابل تحملی در عرصه داخلی و بین المللی افزایش مییابد. حرکت گسترده مردم در داخل و خارج کشور بعد از اعدام پنج نفر در نهم ماه مه گذشته موید این امر بود.

با چنین تحلیلی از ماهیت جمهوری اسلامی از یک سو و تغییر لحن و رفتار جامعه جهانی در مقابل این حاکمیت از طرف دیگر و با توجه به شرایط اپوزسیون، ادامه شرایط کنونی دو راه بیشتر فراروی جمهوری اسلامی نمی گذارد

راه اول تکرار تجربه سال ۶۷ است که قبل از سر کشیدن جام زهرچشم پوشی از حق مسلم شان دست به کشتاری وسیع از آزادیخواهان و نخبگان بزنند به امید اینکه با سر کشیدن جام زهر خاک در چشمان جهانیان بپاشندو اوضاع را باز چند صباحی به نفع خود تغییر دهند.

راه دوم با پا فشاری بر مواضع اتمی خود وادامه سیاست های تحریک آمیز خود در منطقه در واقع راه را برای جناحهای جنگ طلب چه در امریکا و چه در اروپا چنان هموار کنند که به اسرائیل برای حمله به تاسیسات اتمی ایران چراغ سبز بدهندکه این امر با توجه به مواضع اکثر قریب به اتفاق کشور های عربی که اکنون آشکارا نگرانی خود را از ملاهای مسلح به سلاح اتمی ابراز میکنندچندان دور از ذهن نیست. در سایه چنین جنگی است که ج.ا امیدوار است مدت زمانی دیگر موجودییتش را حفظ کند.

با توجه به این شرایط ناگفته پیداست که اپوزسیون از نظر زمانی در یک تنگنا قرار دارد و هر لحظه ای که از دست میرود فرصتی است از دست رفته که میتواند سرنوشت جنبش را به چنین ناکجا آبادی بکشاند .به نظر من حفظ و گسترش شرایطی که بعد از اعدام پنج نفر در بین اپوزسیون چه در داخل و چه در خارج از کشور از نظر همبستگی پیش آمداساسی ترین کلید برای گسترش حرکات اعتراضی به شکلی است که از طرفی امکان و فرصت سرکوب را در داخل از ج.ا بگیرد و از جانب دیگر جامعه جهانی را به سمتی سوق داد که به جای عمده کردن مساله اتمی و آب ریختن به آسیاب جنگ طلبان ج.ا تلاش خود را متوجه مسائلی چون حقوق بشر و…..بکنند. بیایید باادامه حرکات مشترک و گسترده به جهانیان نشان دهیم که تنهاراه مقابله با جاه طلبی های رژیمی که خنده جوانان دانشجو و شادی کودکان را در مهد کودک تهدیدی برای موجودیت خود میدانند، حکومتی که برای حفظ خود بالاترین تعداد اعدامها را در جهان دارد و جنایاتش در زندانها شاید در تاریخ معاصر دنیا بی سابقه است. حمایت از مبارزات مردم و بایکوت سیاسی و اقتصادی این رژیم است. بیایید به مردم جهان ثابت کنیم که اگر این جنبش مجبور به عقب نشینی طولانی مدت شودو این رژیم فرصت پیدا کند، اینبار صلح منطقه و جهان است که با خطرات جدی مواجه خواهد شد.

بیست و هشتم ماه مه ۲۰۱۰




مدخلی بر بحث فدراليسم

يکشنبه ۹ خرداد ۱٣٨۹ – ٣۰ می ۲۰۱۰
سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران
توضيح:
مطلب زير که تحت عنوان “مدخلی بر بحث فدراليسم” از نظر می‌گذرد، تلاشی است برای مشارکت در مباحثی که به مسئله ملی در ايران می‌پردازد. با توجه به تنوع و ويژگيهای جامعه ايران، موضوع دخالت و مشارکت سياسی تمامی مجموعه‌های ساکن آن در ايجاد نظامی دمکراتيک، يکی از موضوعات مهم در شرايط کنونی است.

کنگره هشتم سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران در سال 1387 ، مبانی سياست ائتلافی خويش را در 9 ماده تعيين نمود. اين سند ضمن تاکيد مجدد بر تامين جقوق دمکراتيک مليتهای ساکن ايران، در بند 7 نظر خويش را در مورد شکل حکومتی پيشنهادی بدينگونه بيان کرده‌است:
” سپردن اداره امور به دست منتخبين مردم در سراسر کشور، انتخاب شکل مناسب برای عدم تمرکز قدرت در دولت مرکزی از جمله فدراليسم به عنوان يک شکل مناسب و شناخته‌شده در سطح بين‌المللی.”
ازآنجا که به فدراليسم، به عنوان يکی از اشکال مناسب، برای اولين باردر اسناد اين سازمان، اشاره شده و نيزبا توجه به ضرورتی که شناخت هر اندازه بيشتر و ممکن از اين مدل حکومتی برای اتخاذ سياستی واقع‌بينانه ايجاب می‌کند، کنگره مقرر ساخت تا در اين مورد کاری ويژه صورت گيرد و نتيجه کار در اختيار کنگره آتی برای تصميم‌گيری قرار داده‌شود. بدين منظور “گروه کار فدراليسم” تشکيل شد اين گروه پس از يک‌دوره مطالعات و مباحث، مطلب زير را به عنوان طرح بحث، برای کنگره نهم سازمان و نيز برای ديگر نيروها و فعالين درگير در اين بحث،منتشر می‌کند.
بی‌گمان اين مطلب خالی از اشکال و نقص نيست. ما از تمامی نقد، اظهارنظر و پيشنهادات سازنده، صميمانه استقبال می‌کنيم.
گروه کار فدراليسم
سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران
ارديبهشت‌ماه 1389 – ماه می 2010
مدخلی بر بحث فدراليسم




بازتاب خبر آزادی جعفر پناهی

چهارشنبه ۵ خرداد ۱٣٨۹ – ۲۶ می ۲۰۱۰

بسیاری از روزنامه های آلمان خبر آزادی جعفر پناهی کارگردان ایرانی را بطور اختصاصی انعکاس دادند.
پناهی بیش از دو ماه پیش به دلیل نامعلوم در منزلش بازداشت شد که به گفته برخی منابع خبری دلیل بازداشت وی تصمیم به ساخت فیلمی درباره اعتراضات پس از انتخابات ایران بوده است.
وی از بیست و ششم اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا زده بود.این کارگردان پس از آزادی برای مداوا به بیمارستان منتقل شده است.
خبرگزاری دانشجویی ایران (ایسنا) به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران گزارش داد که آزادی جعفر پناهی به دستور بازپرس و با تائید دادستان صورت گرفته است. دادسرای انقلاب اعلام کرده که پرونده‌ اتهامی جعفر پناهی با صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارسال خواهد شد.
بسیاری از هنرمندان جشنواره کن نگرانی خود را از وضعیت جعفر پناهی که به عنوان عضو هیات داوران جشنواره کن انتخاب شده بود، اعلام کرده بودند. صندلی پناهی در این جشنواره خالی بود درحالیکه نام وی روی آن نوشته شده بود.
رسانه های خبری در جشنواره کن بخش ویژه اخبار خود را به وضعیت پناهی اختصاص داده بودند و کنفرانس خبری در این خصوص برگزار شد.