ارائه آمار به روش دولت احمدی نژاد

سه‌شنبه ۲۷ بهمن ۱٣٨٨ – ۱۶ فوريه ۲۰۱۰

محسن سید حسینی

محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری نامنتخب مردمی امروز مثل همیشه با ادبیات زشت و سخیف که زمانی درباره اشرار کوچه و بازار کاربرد داشته است (نظیر: اگر آنها اهل کل کل هستند ما هم هستیم ) ، جلسه مطبوعاتی خود را با خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار کرد.
دراین جلسه دوباره آمار نادرستی درباره کاهش نرخ تورم ارائه شد ومساله حائز اهمیت این است که با وجود اینکه از میان معدود رسانه های منتقد دولت به تعداد کمی از خبرنگاران مخالف اجازه صحبت داده شد اما بسیاری از خبرنگاران رسانه های طرفدار دولت نیز به نقد سیاستهای اخیر دولت در مباحث هسته ای و اقتصادی پرداختند.
وی با توجه به انتقادات بیشمار اقتصاد دانان به لایحه هدفمند کردن یارانه ها که نرخ تورم را به دو برابر میزان کنونی افزایش خواهد داد، از این لایحه دفاع کرد و ابراز امیدواری کرد که اجرای این لایحه سبب رشد و شکوفایی اقتصاد کشور شود.

احمدی نژاد رشد اقتصادی سال گذشته در کشور را 9/6 دهم درصد ذکر کرد!
احمدی نژاد در ادامه در پاسخ به این سوال خبرنگار ایلنا که گفت بر اساس آمار بانک مرکزی در هفته دوم دی ماه در مواد خوراکی بطور مثال در میوه های تازه 3/25 درصد افزایش قیمت داشته ایم یا گوشت قرمز حدود7/35 درصد رشد قیمت داشته است درحالیکه اعلام کرده اید در آستانه سال جاری نرخ تورم تک رقمی خواهد شد ، توضیح بدهید ، گفت: شاخص نرخ تورم بر اساس اندازه گیری حدود 350 قلم کالای مصرفی خانوار محاسبه می شود . در این بین ممکن است قیمت کالایی مثبت و یا منفی شود اما در سبد کالا وزن آن در سبد خانوار مطابق با فرمول هایی که در سالیان طولانی محاسبه می شد اندازه گیری می شود.
این صحبت احمدی نژاد درحالی است که بحث بر سر350 قلم کالای مصرفی خانوار است که اتفاقا مطابق با فرمول سالیان طولانی محاسبه نمی شود. در سبد کالای مصرفی خانوار اقلامی وجود دارد که نباید در این سبد گنجانده شود، اقلامی که خانوار نیازی به آن ندارد و ضروری نیست و قیمت آن نیز کاهش و افزایش چندانی دربازار ندارد لذا با گذاشتن چنین اقلامی در سبد خانوار می توان به راحتی نرخ تورم را کاهش داد و حتی ادعا کرد که این نرخ یک رقمی شده است.
زمانی که نرخ بیکاری در کشور 16 درصد اعلام شده بود تنها در مدت چند روز دولت اعلام کرد که این نرخ یک رقمی شده است. با تحقیق در این بخش این مساله روشن شد که دولت با محاسبه دانشجویان و سربازان به عنوان شاغلین چند شبه توانسته نرخ بیکاری را تک رقمی کند.
این بدان معنی است که احمدی نژاد با محاسبات جدید و نادرست آمار را پایین و بالا می کند و بعد این آمار را به دنبال خود در مصاحبه های مطبوعاتی و تلویزیونی برده و به مردم نشان می دهد. در مناظره احمدی نژاد با میرحسین موسوی نیز شاهد ارائه چنین آماری بودیم. با این وجود مردمی که تورم را درک می کنند و با گرانی بیش از حد دست به گریبان هستند چنین اظهاراتی را باور ندارند چنانچه دیدیم که احمدی نژاد را پس از این سخنان دروغگو خطاب کردند.
احمدی نژاد در بخشی از سخنانش نیز درباره تحریم احتمالی علیه ایران گفت: پاسخ ما به اقدام دشمن عمل متقابل خواهد بود. دراینجا این شبهه بوجود می آید که آیا منظور احمدی نژاد از این سخن بستن تنگه هرمز است؟ احمدی نژاد درپاسخ به خبرنگار “ال بی سی” در مورد اظهارات وزیر خارجه عربستان مبنی بر اینکه آیا بستن تنگه هرمز توسط ایران به معنای جنگ است ، اظهار کرد: من نشنیده ام ایشان چنین چیزی گفته باشند اما آنچه واقعیت دارد این است که همه کشورهای منطقه در تلاشند تنگه هرمز در امنیت باشد و کشورها وظایف خود را به خوبی انجام می دهند.




گزارشی از دیدار “جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران” با وزارت امور خارجه سوئد

در آستانه 22 بهمن و به درخواست “جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران” دیداری بین هئیت نمایندگی این جمعیت متشکل از مهرداد درویش پور و اریسا گلخار با مسئولان وزارت امور خارجه سوئد در هفته آخر سالگرد انقلاب صورت گرفت. در این دیدار 5 تن از مسئولان امور خارجه سوئد به ریاست Gufran Al- Nadaf مسئول بخش خاور میانه امور خارجه سوئد، Anders Jörleرئیس بخش رسانه ای وزارت امورخارجه سوئد، Johan Hallenbor
متخصص در امور ایران، Carl Michael Gräns منشی و مشاور دپارتمان در این بخش حضور داشتند.
هئیت نمایندگی “جمعیت” ضمن هشدار و ابراز نگرانی از گسترش خشونت جمهوری اسلامی ایران علیه دستگیر شدگان در تظاهرات چند ماهه اخیر و صدور و اجرای احکام اعدام، خواستار آن شدند تا سوئد و اتحادیه اروپا واکنش سنگین تری علیه دولت ایران نشان داده و در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو که از 14 تا 17 فوریه در ژنو در جریان است، قطع نامه سنگین تری علیه آن صادر کرده و فشار سیاسی را برای متوقف کردن خشونت ها افزایش دهند. در این دیدار ضمن انتقاد از سیاست نا پیگیر سوئد و اتحادیه اروپا همچنین خواسته شد به منظور پایان بخشیدن به خشونت دولت علیه شهروندان ایرانی، سفرای اتحادیه اروپا از آن کشور باز خوانده شوند و تحریم های سیاسی گسترده تری علیه دولت ایران به عمل درآید. مسئله تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی درصدر این درخواست ها قرار گرفت.
هئیت نمایندگی وزارت امور خارجه سوئد ضمن استقبال از این دیدار وگوش فرادادن به دل نگرانی های ایرانیان مقیم سوئد، به توضیح رابطه دولت سوئد با دولت ایران پرداخت و اقدامات سوئد علیه نقض حقوق بشر را تشریح کرد. هئیت نمایندگی سوئد ضمن اشاره به صدور بیانیه اتحادیه اروپا علیه خشونت های جاری در ایران، بررسی چگونگی اتخاذ گام های جدی تر علیه نقض حقوق بشر در ایران را در گرو نتایج نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو دانست. اما تاکید کردند سوئد به سهم خود فعال تر برخورد خواهد کرد و به بررسی واکنش موثرتری در قبال نقض حقوق بشر در ایران خواهند پرداخت. در زیر میتواند به گزارش رادیوی دولتی فارسی زبان سوئد پژواک از این دیدار گوش فرا دهید.
http://www.sr.se/webbradio/webbradio.asp?type=db&Id=2195865&BroadcastDate=&IsBloc=

جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران




دنیا خواستار توقف جنایات جمهوری اسلامی علیه بشریت است

سه‌شنبه ۲۷ بهمن ۱٣٨٨ – ۱۶ فوريه ۲۰۱۰

ندا حقیقت

با وجود اینکه اولین اعلامیه حقوق بشر در ایران نوشته شده و کوروش بزرگ ناجی مردم بابل از دست “بخت النصر” پادشاه بی کفایت آن زمان بوده است اما اکنون پس از دو هزار و پانصد سال ایرانیان محبوس شده در زادگاه خود از جوامع بین المللی می خواهند تا به اعمال وحشیانه رژیم آخوندی جمهوری اسلامی رسیدگی کنند.

در این میان نمایندگان جمهوری اسلامی که در حقیقت هیچ نمایندگی از جانب ملت ایران نداشته و نماینده عده معدودی فرصت طلب هستند در ژنو مدعی شده اند که جمهوری اسلامی یکی از مهمترین دولتهای دموکراتیک در خاورمیانه است!
گزارش های رسیده حاکی از صحنه های درگیری لفظی میان نمایندگان جمهوری اسلامی با همتایان غربی خود است. این درحالی است که تعداد زیادی از معترضان ایرانی خارج کشور که از نقاط مختلف اروپا به ژنو آمده اند با تجمع مقابل محل برگزاری نشست شورای حقوق بشر در ژنو به وضعیت حقوق بشر در ایران اعتراض کرده و موج سرکوب های پس از انتخابات را محکوم کرده اند.
شورای حقوق بشر سازمان ملل که از روز دوشنبه نشست خود را در ژنو آغاز کرده است نخستین جلسه بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران را در دستور کار خود قرار داده است.
در اين نشست، فرانسه و بريتانيا خواستار انجام يك تحقيق بين‌المللى در باره بروز خشونت‌هاى پس از انتخابات رياست جمهورى در ايران شدند.
“پيتر گودرهام”، نماينده بريتانيا در شوراى حقوق بشر گفت: ايران بايد بان كى مون، دبيركل سازمان ملل، را دعوت كند تا در خصوص خشونت‌هاى پس از انتخابات تحقيق كند و مستقلاً به بررسى وضعيت حقوق بشر در ايران بپردازد.
فرانسه نیز كه مانند بريتانيا از اعضاى دائم شوراى امنيت و منتقدان جدى وضعيت حقوق بشر در ايران است، خواستار آن شد تهران بپذيرد كه موضوع تظاهرات خيابانى و بازداشت ناراضيان سياسى در هفته‌هاى اوليه پس از انتخابات از سوى يك گروه بين‌المللى مورد تحقيق قرار گيرد. “ژان باپتيسته ماتئى”، نماينده فرانسه در شوراى حقوق بشر، مى‌گويد: وضعيت حقوق بشر در ايران طى هشت ماه گذشته به طور جدى وخيم‌تر شده است.
وى اظهار داشت: «مقام‌هاى ايران سركوب خونينى عليه مردم خود كه به دنبال به دست آوردن حقوق خود از راه‌هاى مسالمت‌آميز هستند، به راه انداخته‌اند.
“مايكل اچ. پازنر”، مشاور وزير امور خارجه آمريكا در امور حقوق بشر و دمكراسى، گفته است كه تحقيق سازمان ملل درباره اين وقايع مى‌تواند حقايق مربوط به ادعاهاى شكنجه و كشته شدن برخى از معترضان در بازداشتگاه‌ها را روشن سازد.
وى می گوید: حكومت ايران از زمان انتخابات تا كنون ميليون‌ها نفر از مردم را سركوب كرده است.
اين مقام آمريكايى با محكوم كردن “محدوديت‌هاى فزاينده براى آزادى بيان و مذهب در ايران” از مقام‌هاى جمهورى اسلامى خواست تا براى حذف شكنجه در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها اقدام فورى به عمل آورند.
با این وجود درخواست تحقيق بين‌المللى از سوى هيئت ديپلماتيک ايران در ژنو رد شده و” سيد حسين رضوانى”، عضو اين هيئت، گفته است كه انجام اين تحقيق “كاملاً خارج از بحث است”، چرا كه به گفته وى، دستگاه قضايى ايران قادر به بررسى ادعاهاست.
همچنين” محمدجواد لاريجانى”، دبير ستاد حقوق بشر ايران وابسته به قوه قضاييه كه رياست هيئت ايرانى را در ژنو بر عهده دارد، نقض حقوق بشر در این کشور را رد كرد و گفت: “ايران يک كشور داراى دمكراسى باز است كه در آن عدالت و حق آزادى بيان تضمين شده است”.
وى بدون اشاره به سركوب معترضان در ايران پس از انتخابات رياست جمهورى اظهار عقيده كرد كه “بعد از پيروزى انقلاب اسلامى… متأسفانه موضوع حقوق بشر به عنوان ابزار سياسى عليه ايران به كار برده شده است”.
همچنین پس از اظهارات نمايندگان ايران و ساير كشورها در شوراى حقوق بشر، يک كنفرانس مطبوعاتى از سوى فعالان ايرانى حقوق بشر از جمله عبدالكريم لاهيجى، ديان علايى، هادى قائمى و اعضاى عفو بين‌الملل برگزار شد.
بر اساس اين گزارش، در كنفرانس ياد شده بحث دسترسى بازداشت‌شدگان به وكيل مدافع مطرح شد كه فعالان حقوق بشر اعلام كردند اين دسترسى براى متهمان وجود ندارد.
موضوع بازداشتگاه كهريزک، سابقه قاضى مرتضوى، دادستان پيشين تهران، پرونده قتل زهرا كاظمى، خبرنگار ايرانى – كانادايى و عدم رسيدگى به آن، بازداشت ده‌ها روزنامه‌نگار و فعال سياسى، دستگیری هزاران معترض و اعمال فشار بر روى آنها از جمله مواردى بود كه فعالان حقوق بشر به پرسش‌هاى مطرح درباره آنها پاسخ دادند.
نمايندگان ايران در شورای حقوق بشر اعلام كرده اند كه از مدافعان حقوق بشر كسى در ايران زندانى نشده است! اما در كنفرانس مطبوعاتى فعالان حقوق بشر گفته شد كه بسيارى از این فعالان از جمله محمد صادق كبودوند با ۱۱ سال حكم حبس و اعضاى كميته گزارشگران بدون مرز كه هفت نفر آنها بازداشت شده اند در زندان به سر مى برند.
در این نشست محدودیت های اعمال شده در ایران، بازداشت های بهایی ها، اجرای حکم اعدام و از جمله اعدام افراد زیر ۱۸ سال، مساله سنگسار در قوانین جزایی ایران و وضعیت بازداشت شده های پس از اننخابات از انتقادهای مطرح شده به وضعیت حقوق بشر در ایران بوده است وسه کشور سنگال، مکزیک و پاکستان اعضای گروهی هستنند که قرار است انتقاد ها و پاسخ های دولت ایران به این انتقاد ها را بررسی کنند.در پایان، نمایندگان این سه کشور نظرشان را به شورای حقوق بشر اعلام می کنند. بر اساس نظر این گروه در نهایت رای شورا درباره وضعیت حقوق بشر در ایران اعلام می شود.
در همین حال “شیرین عبادی” حقوقدان ایرانی، در آستانه برگزاری این اجلاس نامه ای سرگشاده به سازمان ملل متحد ارسال داشت و خواستار رسیدگی به وضع حقوق بشر در ایران شد.
عبادی می گوید که چون ایران در گزارش خود به شورا به حقایق مربوط به حقوق بشر در این کشور اشاره ای نکرده است، او نامه ای سرگشاده خطاب به نمایندگی شورای حقوق بشر نوشته است.
او در مورد نامه خود چنین می گوید: “در این نامه به وضع حقوق بشر بخصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری اشاره شده است. از جمله به بازداشت ها، اعدام ها، وضع زندانیان سیاسی و بالاخص زندانیان بیمار که تعدادشان شصت نفرست و در بین آنها دکترمحمد آقای ملکی، دکتر یزدی، منصور توسلی و بهزاد نبوی احتیاج به درمان فوری دارند. هم چنین در این نامه من در مورد گروگان گرفته شدن بستگان زندانیان برای تحت فشارقراردادن آنها نوشته ام؛ از جمله زندانی شدن دو دختر مهندس توسلی و بطور کلی به تمام مواردی که در مورد نقض صریح حقوق بشر وجود دارد اشاره کرده ام”.
این حقوق دان سپس اظهار امیدواری کرد که با رو به وخامت گذاشته شدن وضع حقوق بشر در ایران با درخواست او مبنی بر تعیین یک گزارشگر برای نظارت بر وضع حقوق بشر ایران موافقت شود. گرچه او گفت که تصمیم در این مورد به عهده کشورهای عضو و نه کمیسر عالی شورای حقوق بشر خواهد بود.
در همین حال سازمان گزارشگران بدون مرز هم با انتشار بیانیه ای از کشورهای شرکت کننده در این نشست خواست تا بر اساس اصول ناظر بر حقوق انسانی به محکومیت ایران رای دهند.
در این بیانیه به سازمان ملل متحد یاد آوری شده است که با وجود “نقض آشکارحقوق بشر در ایران، این کشور هر سال از محکوم شدن نجات یافته است”.
گزارشگران بدون مرز در این بیانیه کشورهایی را که در برابر “سرکوب خونین” هشت ماه گذشته در ایران سکوت می کنند، را به شراکت در این جنایت ها متهم کرده است.
در این بیانیه گزارشگران بدون مرز با ذکر آمار بازداشت ها و روزنامه های توقیف شده و تاکید دوباره که ایران بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان است، وضعیت (حقوق بشر در ایران) را در ۳۱ سال پس از انقلاب در این کشور بی سابقه توصیف کرده است.
گزارشگران بدون مرز نگهداری زندانیان در انفرادی های طولانی مدت و زندان های مخفی را از مصادیق “جنایت علیه بشریت” برشمرده است.




کردها و انقلاب 1357در ایران

يکشنبه ۲۵ بهمن ۱٣٨٨ – ۱۴ فوريه ۲۰۱۰

بررسی ریشه های خواست خودمختاری

م کعبی




22 بهمن و زور آزمایی دیگر!

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر – 23 بهمن 1388

عليرغم حضور وسيع و بی سابقه نيروهای سپاه و بسيج در بخش های وسيعی از شهر تهران هزاران نفر عليه حكومت تظاهرات كردند و با نيروهای سركوبگر درگير شدند.
از چند روز مانده به بيست و دوم بهمن فضای شهر تهران به شدت امنيتی بود. دولت يك نشريه در قطع روزنامه با كاغذ روغنی مرغوب چاپ كرده بود به نام “قدس” كه در آن تصاویر اشخاصی كه متهم به ايجاد درگيری در روز عاشورا هستند را برای شناسايی توسط باصطلاح مردم چاپ كرده و آن را در مدارس به مديران مدرسه ها و ادارات پخش كرده و خواستار شناسايی آنها شده بود.
دو روز مانده به بيست و دوم بهمن كوچه پس كوچه های جنوب شهر پر از اشخاصی بوده كه تسبيح بدست ايستاده بودند و اكثرا مسن بوده و بنوعی نگهبانی می دادند، اما هدف اصليشان ايجاد رعب و وحشت بود. در خيابان انقلاب بخصوص در نزديكی ايستگاه های اتوبوس و مترو موتور سواران به حال آماده باش ايستاده بودند و عمداً به چهره عابرين خيره می شدند تا بگويند كه شما تحت نظر هستيد. اكثرشان تيپ حزب الهی هستند.

از دو روز مانده به بيست و دوم بهمن كليه كانال های تلويزيونی و راديويی مخالف حكومت در ماهواره “هات بيرد” و “عرب سات” قطع شده بود، منجمله صدای آمريكا، بی بی سی، آسو و راديو فردا و … تنها يورو نيووز و بی بی سی انگليسی مانده بودند. جی ميل و ياهو در اينترنت نيز قطع بود.

صبح ساعت حدود ده خودم را رساندم به خيابان آزادی. در خيابان های منتهی به خيابان آزادی نزديك به پنجاه اتوبوس بی آرتی فقط در آن محل به نقل و انتقال بسيجيان و طرفداران دولت اختصاص داده شده بود و در نزديكی بزرگراه يادگار آنها را پياده كرده بودند نسبت به برنامه های ديگر در این نقطه جمعيت خيلی بيشتر بود. كليه مدارس و ادارات را برای شركت در برنامه تعطيل كرده و به طرق مختلف مجبورشان كرده بودند در تظاهرات شركت كنند. تعداد بسيار زيادی شهرستانی بودند و مسيرها را نمی شناختند.
از مترو نواب خودم را رساندم به هفت تير. با وجود اينكه يكی از مسيرهايی بود كه دولت هم اعلام كرده بود، اما هيچ طرفدار دولتی در آن به چشم نمی خورد. بجايش صدها نفر نيروی بسيج لباس پلنگی شهرستانی و سپاهی و لباس شخصی دور ميدان مستقر شده بودند و چندين دوربين از مردمی كه از خروجی مترو بيرون می آمدند، عكس می گرفتند.
دو طرف خيابان كريمخان بطرف ميدان وليعصر به فواصل منظم تعداد زيادی نيروی سپاه و بسيجی با كلاه خود و سپر بصورت آماده باش ايستاده بودند. اكثر آنها شهرستانی بودند، از لهجه شان مشخص بود. ميدان درست مثل يك منطقه جنگی بود. نفر برها پر از سرباز و هر از چندگاهی يك موتوری كه دو سرنشين داشت با دوربين ويدئويی از آرايش نيروهايشان فيلم می گرفت. پيام آنها به مردم واضح بود، در صورت هرگونه اعتراض با سركوب خونين روبرو خواهيد شد! اما در عمل تلاششان اين بود كه دستگير كنند. هيچگونه خبرنگار مستقل در صحنه حضور نداشت. به خبرنگاران خارجی تأكيد كرده بودند كه فقط در ميدان آزادی و آنهم در مكان معين خبر تهيه كنند و عكس بگيرند و آنها را با جليقه سبزی و يك شماره معین مشخص كرده بودند كه آزادانه به جايی نروند خبر تهيه كنند! يك ديكتاتوری تمام عيار گوبلزی!
از آنجا با مترو خودم را رساندم به ميدان دوم صادقيه جايی كه كروبی هم گفته بود كه شركت می كند و در چند ماه گذشته يكی از مراكز اصلی تظاهرات ها بود.
توی سالن مترو ده ها نفر شعار می دادند، “مرگ بر ديكتاتور!” و “يا حسين، مير حسين!” دختر ديگری گفت ميرحسين چيه؟! و شعار داد مرگ بر ديكتاتور!
پيرمردی كه كاملاً معلوم بود جيره خوار است شعار داد “مرگ بر ضد ولايت فقيه!” و دختری كه بيش از همه شعار می داد شروع كرد به دادن شعار “مرگ بر جيره خوار!” و “مرگ بر ديكتاتور!” و بعد هم وقتی پيرمرد نزديك تر آمد و توهين كرد دختر با عصبانيت او را چند بار هول داد. در فاصله كوتاهی مردی از ميان جمعيت با مشت شروع كرد به زدن مردی كه شعار داد “مرگ بر خامنه ای!” مردم او را هو كرده و شعار مرگ بر ديكتاتور اوج گرفت.
در هر دو طرف خروجی مترو يعنی طرف ترمينال اتوبوس ها و خروجی بسمت ميدان صادقيه جمعيت زيادی ايستاده بودند و گاهی شعار مرگ بر ديكتاتور می دادند از خروجی مترو تا ميدان دم صادقيه حدود پانصد متر فاصله است كه در وسطش يك پارك قرار دارد و در عينحال كانال آب رودخانه ای از زير ميدان صادقيه گذر می كند.
تعداد زيادی بسيجی كه سپر و كلاه خود داشتند وسط محوطه خروجی ايستاده بودند و تعداد حدود ده نفر نيز عكس خامنه ای را بدست گرفته بودند و رژه می رفتند. مردم معترض بطور پراكنده در كوچه های منتهی به ميدان صادقيه ايستاده بودند و گاهاً شعار می دادند. حدود ساعت 11 و نيم در ميدان دوم صادقيه تعداد بسيار زيادی گارد ضد شورش که مستقر بودند به همراه تعداد زيادی موتور سوار شخصی پوش بطور جمعی حركت می كردند. بگفته يك شاهد عينی ساعت حدود ده صبح كروبی و همراهانش كه پياده از بزرگراه اشرفی اصفهانی به سمت ميدان دوم صادقيه حركت می كرده، توسط نيروهای بسيجی با اسپری فلفل مورد حمله قرار گرفته و هنگامی كه می خواسته بهمراه چند نفر با ماشين سواریِ شخصی كه قصد كمك داشته بازهم مورد حمله قرار گرفته، بطوری كه ماشين مربوطه به شدت آسيب می بيند اما آنها موفق به ترك محل می شوند.
تعدادی از طرفداران دولت با تيپهای مختلف بالا پايين می روند كه بگويند همه جور آدمی از جمله دختران شيك پوش هم طرفدار دولت هستند.
كسی می گفت كه دكه های صلواتی در طول مسير به شركت كنندگان كيك و سانديس می دادند و حتی در برخی جاها سكه های بهار آزادی می دادند! گفته بودند به خانواده هايی كه بالای پنج نفر از اعضای شان شركت كنند يكی از فرزندان پسر را از سربازی معاف می كنند و به برخی نيز حواله چند روز استراحت در ويلايی در شمال را داده بودند.
ساعت حدود دوازده صدای شعارهای مرگ بر ديكتاتور از حوالی مترو صادقيه در ميدان صادقيه شنيده می شود. مردم در دو طرف كانال آبی كه به ميدان صادقيه منتهی می شود رفت و آمد می كنند. حدود ساعت ده نیز جمعيت زيادی در آنجا با شعار “مرگ بر ديكتاتور!” و “زندانی سياسی آزاد بايد گردد!” تظاهرات كرده بودند و شب هم كانال سی ان ان تصاوير آن را نشان داد. در همين اثنا تعداد حدود بيست موتور سوار موسوم به روبوكاب با تجهيزات كامل، شامل گاز اشك آور و اسلحه و اسلحه پينت بال برای پرتاب گلوله رنگی و اسلحه پرتاب گاز اشك آور از يكطرف كانال آب به سمت متروی صادقيه حركت می كنند. تعداد زيادی از مردم از پشت بام مجتمع آپارتمانی تماشا می كنند و برخی فيلم می گيرند. يكی از سرنشينان موتور گلوله رنگی (به رنگ نارنجی شبرنگی) پرتاب می كند و دو تا از آپارتمان ها را هدف قرار می دهد تا بعداً مأموران ساكنين آنجا را دستگير و يا جريمه كنند، به جرم تماشا و يا فيلم گرفتن يا پناه دادن به معترضين!! يكی از افراد نيروی انتظامی هم با بلندگو می گويد: “خانم حركت كن!” و بعد از چند بار يك دفعه نعره می كشد كه اگر نرويد با زبان ديگری با شما حرف می زنم! چند جوان پرشور عليرغم اين تهديدات شعار می دهند.
بعد از مدتی كه موتوری ها رفتند بطرف مترو رفتم. در مقابل مترو هنوز جمعيت زيادی از معترضين ايستاده بودند و نيروهای بسيجی سپر و باتوم بدست هم ايستاده بودند و چند نفر هم داشتند بحث می كردند. پسر جوانی كه لباس يكسره مشكی نظامی بر تن داشت و شبيه چماقداران بود با لحن لاتی می گفت كه منافقين دو رو دارند و شما منافقيد و بعد كلمه ركيكی گفت كه دختری كه ماسك بر دهانش داشت گفت خوب نيست جلوی خانم ها اين حرف را بزنی و طرف گفت كه من خانمی نمی بينم و دختر گفت مگر من خانم نيستم و مزدور جواب داد: “نه نيستی!”
مرد ديگری به يك بسيجی می گفت: “اينجا را نگاه كن! جو خيلی متشنج است و بسياری سنگ در دست دارند و نمی شود بحث كرد!” نگاهی به اطراف كردم ديدم راست می گويد چون تعداد بسيجيان سپر بدست كم بود. جمعيت در حال آماده شدن برای حمله به آنها بودند!
حكومت كه كفگيرش به ته ديگ خورده مجبور است از اراذل و اوباش هم برای سركوب مردم آزاديخواه استفاده كند. از كسانی كه سال پيش به گردنشان آفتابه آويزان كرده بودند، حالا برخيشان را استخدام كرده اند.
رفسنجانی با دار و دسته چند هزار نفره خودش در تظاهرات حكومتی شركت کرد. كلاً می توان گفت که در اين روز حكومت بخشاً در پيشبرد نمايشش و كشاندن هزاران نفراز جيرخواران و طرفدارانش از اقصی نقاط کشور موفق بود. اين امر البته به تاكتيك و عقب نشينی موسوی و كروبی كه گفته بودند می خواهند به اصولگرايان نزديك شوند و به همین خاطر در تظاهرات شركت می كنند تا حدودی مربوط بود.
در حقيقت بخشی از طرفداران موسوی و كروبی و خاتمی كه به دعوت اينان در محل نزديك به ميدان آزادی يعنی ميدان دوم صادقيه در تظاهرات شركت كردند و مأموران امنيتی رژيم هم نمادهای آنها را از دستشان گرفتند و در عمل به سياهی لشگر تظاهرات طرفداران دولت تبديل شدند. اما عده بسيار بيشتری بخصوص وقتی كه با سركوب روبرو شدند صف خود را جدا كرده و شعارهای راديكال سر دادند و موفقيت نسبی ابتدايی حكومت بازهم به شكست انجاميد.
برخی شعارهايی كه تعداد كمی از طرفداران موسوی و كروبی روی كاغذ سبز كم رنگ قطع کوچک در دست داشتند: “جمهوری اسلامی آری! حكومت خود كامگان نه!”، “نه شرقی، نه غربی، دولت سبز ملی!” بود.
اما آن عده كه موسوی را فقط بهانه ای برای نشانه گرفتن كل رژيم می دانستند، با برگزاری تظاهرات در مسيرهای دلبخواه خودشان و با شعارهای عليه كل حكومت توانستند عليرغم سركوب بيسابقه بار ديگر صدای آزاديخواهی و برابری را بگوش هزاران نفر برسانند و اعلام كنند كه جنبش ادامه دارد. اما با اين حال اوضاع كماكان انفجاری است و می تواند به يك جنگ داخلی تمام عيار با نيروهای نظامی حكومت بدل شود.
به هرصورت هشت مارس روز جهانی زنان در 17 اسفند و چهارشنبه سوری در پيش است، باشد كه بكوشيم در اين روزها بار ديگر جنبش را به سطحی بالاتر ارتقا دهيم.

اخبار و گزارش های دیگر
بنابر گزارشهای مستقل عليرغم سركوب شديد و دستگيری صدها تن از مخالفان توسط بسيج و سپاه، هزاران تن در چند نقطه تهران از جمله در خيابان شريعتی و بلوار كشاورز و بزرگراه جلال آل احمد و ميدان امام حسين، خيابان وليعصر و ميدان آزادی در ساعت چهار و نيم عصر عليه حكومت تظاهرات كردند.
– در اميرآباد شمالی در نزديكی كوی دانشگاه و خيابان ملاصدرا و شيرازی و خيابان های منتهی به ميدان ونك تظاهرات و درگيری رخ داده است.
– گفته می شود دختری در اثر تيراندازی مزدوران جانباخته است.
– حدود ده هزار نفر از مردم از ميدان صادقيه در بلوار اشرفی به سمت زندان اوين با شعار “مرگ بر اصل ولايت فقيه!” و “زندانی سياسی آزاد باید گردد!” تظاهرات كردند.
– در بلوارفردوس در نزديكی ميدان صادقيه جمعيتی حدود دو سه هزار نفر بلوار را بسته تا موتورهای مزدوران نتوانند رفت و آمد كنند.
– مزدوران بسيجی در ميدان انقلاب مبادرت به تيراندازی هوايی كرده تا جمعيت معترضان را پراكنده كنند.
از دروازه دولت تا ميدان سپاه نيز تظاهرات رخ داده و مزدوران حكومتی تيراندازی كرده و مردم شعار “مرگ بر خامنه ای!” می دادند. مزدوران با تفنگ ساچمه ای نيز به مردم تيراندازی كرده كه بسياری نيز مجروح شده اند.

بنا به اخبار رسيده تا كنون در شهرهای شيراز، مشهد، اصفهان، اهواز و گچساران و … تظاهرات ضد دولتی رخ داده است.
روز بيست و يكم بهمن هم در خيابان ششم بهمن سنندج بنابر خبر يكی از دوستان تظاهراتی صورت گرفته و شب بيست و دوم بهمن سنندج حالت حكومت نظامی داشته و صدها نفر نيروی سپاه در نقاط مختلف شهر به شكل نيمه مخفی معابر و خيابان های اصلی شهر را كنترل می كردند. كماكان کردستان یکی از با پتانسیل ترین مناطق است. هم اکنون 21 تن در ليست اعدام قرار دارند و در ظرف سه ماه گذشته بیش از هفتاد تن از فعالين چپ فقط در شهر سنندج احضار و بازجويی شده اند؛ و اكثر فعالين در بيم بازجويی هستند. با وجود فشارهای زياد و كوچك بودن نسبی شهرها كه باعث شناسايی سريع می شود، حدود سيصد نفر در مراسم سالگرد مرگ دانشجوی جانباخته ابراهيم لطف الهی شركت كردند كه در آن مراسم نيز بسياری دستگير شدند که لازم است به اضطرار از آنها دفاع شود.

در هفته منتهی به بيست و دوم بهمن چند ماشين سواری مورد بازرسی قرار گرفتند كه يكيشان در نزديكی رباط كريم در 15 كيلومتری مركز تهران فرار می كند كه نيروی انتظامی آن را به گلوله می بندد بطوريكه دست راننده قطع می شود و بعد معلوم می شود كه بخاطر نداشتن گواهينامه فرار كرده است. ماشين ديگری به هنگام فرار ميخهای مخصوصی را جلوی ماشينهای نيروی انتظامی كه در حال تعقيب آنها بودند، می اندازد كه منجر به پنچر شدن آنها و بسياری از ماشينهای عبوری ديگر می شود اين ماشين گويا اسلحه حمل می كرده است.
در روز 17 بهمن عوارضی انتهای جاده ساوه تهران چند نفر نيروی مسلح با مسلسل آماده، مشغول نگهبانی و كنترل ماشينهای مشكوك بودند و داشتند تانكی را به تهران منتقل می كردند.
در خبر ديگری به گفته يك نفر ساكن جنوب شهر مردی در كيف سامسونتش چند قبضه كلت داشته و آنها را به قيمت هفتاد هزار تومان هر قبضه بهمراه يك خشاب می فروخته و تأكيد می كرده كه “نترسيد مامور نيستم!”




نگاهی‌ به حوادث ۲۲ بهمن ۱۳۸۸

يکشنبه ۲۵ بهمن ۱٣٨٨ – ۱۴ فوريه ۲۰۱۰

م. نکوکار
حرکت با شکوه مردم در ۲۲ بهمن یک بار دیگر نشان داد که عزم مردم ایران برای رسیدن به آزادی، دموکراسی و حکومتی شایسته این مردم فرهیخته است تا چه حد راسخ است. مردم ما نشان دادند که برای رسیدن به این اهداف چگونه با شجاعت و هشیاری کامل، با استفاده از حد اقل امکانات ارتباطی‌ و در غیاب هماهنگی و رهبری متمرکز، حرکات خود را ادامه میدهند.

در این روز جمهوری اسلامی در کمال ناباوری دریافت که تاثیر تمام تهدیدها، جنایتها و دستگیری‌های گسترده، تنها و تنها موجب جزم تر شدن عزم مردم در جهت رسیدن به خواسته‌هایشان شده تا جایی‌ که در نهایت وقاحت و با دستپاچگی کامل بلافاصله تمام امکانات خودشان را بسیج کردند که این برآمد گسترده را به نام خود ثبت کند.
ایرانیان با این حرکت خود بار دیگر نشان دادند که در راه رسیدن به آزادی هیچگونه خط کشی‌ بین گروه‌ها، ملیت‌ها و تفکرهای مختلف را قبول ندارند و بار دیگر تاکید کردندکه اساسی‌‌ترین عامل وحدت عمل در این برهه از مبارزات، مبارزه با دشمن واحدی به نام ولایت فقیه است.
حوادث این روز در داخل و خارج از کشور گذشته از آنچه که گفته شد دارای جنبه‌هایی‌ هم بود که از نظر نگارنده جای تفکر و حتی نگرانی‌ برای نیروهای ازادیخواه و مترقی باز میگذارد.
آنچه که در داخل کشور جلب توجه میکرد پراکندگی بیشتر نیروها در مقایسه با حرکات گذشته بود که البته با توجه به لشکر کشی‌ گسترده و فضای شدیدا نظامی پایتخت از یک طرف و ضعف سازماندهی و سیاست احتراز از خشونت در جنبش سبز از طرف دیگر قابل پیش بینی‌ بود. و قطعاً جمهوری اسلامی در آینده در روزها و مناسبت‌هایی‌ که ممکن است از طرف مردم برای اعتراض مورد استفاده قرار گیرد از این تجربه استفاده خواهد کرد. این پراکندگی و عدم هماهنگی در دراز مدت میتواند موجب فرسایش و خستگی‌ نیروها گردد، فراموش نکنیم که علیرغم اینکه احتمالاً بخشی از نیروهای انتظامی نیز دچار خستگی‌ و فرسایش شده اند جمهوری اسلامی هنوز با تکیه به دلار‌های نفتی‌ امکان بسیج نیروهای سرکوبگر را دارد.
به همین دلیل پاسخ گویی به این سوال که آیا سیاست استفاده از مناسبت‌های حکومتی برای نشان دادن اعتراضات و نارضایتی‌‌ها در دراز مدت کارایی خواهد داشت و یا جنبش برای ادامه حیات نیاز به هماهنگی جدید، ابتکارات بهتر و رهبری منسجم تر دارد، ضرورتی حیاتی‌ دارد.
در خارج از کشور نیز علیرغم امادگی گسترده ایرانیان برای انجام حرکات اعتراضی متاسفانه باز به دلیل عدم هماهنگی، حرکت پراکنده و ناهماهنگ بود و دیدیم که در پاره‌ای از شهرها به دلیل همین عدم هماهنگی حرکاتی نسنجیده از جمله درگیری با پلیس صورت گرفت که از منظر افکار عمومی‌ مردم چندان قابل قبول نبود و اساساً با روح جنبش مردمی ایران منافات دارد. تکرار چنین حرکاتی جز اینکه چهره جنبش ضد خشونت مردم ما را در خارج از کشور خدشه دار کند تاثیر دیگری نخواهد داشت که این در نهایت همان چیزی است که حکومت ولایت فقیه در صحنه بین المللی به دنبال آن است.
مجموعه این شرایط و این واقعیت که مردم ما امروز با یکی‌ از خشن‌ترین دیکتاتوری تاریخ معاصر ایران دست به گریبان است که برای تداوم بخشیدن به حکومت از هیچ جنایتی رویگردان نیست، یک بار دیگر ضرورت ایجاد یک جبهه متحد از تمام نیروها، احزاب و گروه‌های سیاسی برای نجات ایران بر حول سه محور استرتژیک حذف حکومت دینی، ایجاد مجلس مؤسسان، و تصویب قانون اساسی‌ مبنی بر مفاد حقوق بشر و معیارهای رایج دموکراسی برای تضمین برگزاری انتخابات آزاد.
وظیفه اساسی‌ این جبهه تلاش در جهت تداوم بخشیدن به حرکات مردمی در داخل کشور با طرح شعارهای مرحله‌ای مبتنی‌ بر تحلیل واقع بینانه از هر مرحله مبارزاتی . اهمیت این امر آنجا بیشتر آشکار میشود اگر قبول کنیم که به هر دلیلی‌ آنانی‌ که به عنوان رهبران جنبش شناخته میشوند امکان پاسخگویی به خواسته‌های جنبش و همراهی با حرکت مردمی را در دراز مدت نخواهند داشت.
از جانب دیگر در صحنه بین المللی وجود یک جریان همه گیر و سراسری که میتواند خود را نماینده همه طیف‌های درگیر در مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی بنامد با حرکات هماهنگ و سازمان یافته در حالیکه توجه مثبت افکار عمومی‌ جهانیان را جلب کند، در خنثی کردن توطئه‌های جمهوری اسلامی در ایجاد و تقویت گروه‌های شبهه اپوزسیون که تنها هدف آنها خارج کردن جمهوری اسلامی از زیر ضرب است.
با توجه به عدم کارایی تمهیداتی که جامعه بین المللی در جهت مهار بلند پروازی‌های ج.ا و جلوگیری از سرکوب و کشتار انجام داده است، محور حرکت جبهه در سطح بین المللی به عنوان سخنگوی بخش عمده جنبش به عقیده من میتواند طرح پیشنهادی مانند طرح نفت در مقابل غذا باشد که هرچند ممکن است که افزایش فشار موجود بر مردم را که در سایه سیاست‌های نا بخردانه دولت کودتا در هر صورت به و وقوع خواهد پیوست مقداری تسریع کند ولی‌ قطعاً با وارد کردن ضربه به پاشنه آشیل حاکمیت و محدود کردن امکانات آن در پرداخت هزینه‌های کلان نیروهای سرکوبگر میتوان امیدوار بود که در مدتی‌ نه‌ چندان طولانی ج.ا را به زانو در آورد. چنین حرکتی حتی اگر به نتیجه نرسد میتواند دلگرمی‌ زیادی برای مردمی باشد که در کفّ خیابانهای میهن با سرکوبگران دست به گریبان هستند
در نهایت یک بار دیگر میخواهم یادآوری کنم اگر جنبش در اثر بی‌ برنامگی یا ضعف رهبری در این جنگ فرسایشی دچار فرسودگی و شکست شود عواقب این شکست میتواند فاجعه بار باشد. و ما نیز با بی‌ عملی‌ و کم کاری خود در شکل گیری فاجعه نقش داشتیم.