عکس : تجمع و راهپیمایی دانشجویان معترض دانشگاه مازندران به مناسبت 13 آبان




نگاهي به بيانيه‌هاي آقاي موسوي

محمود راسخ

آقاي موسوي در چندين ماه گذشته، با آغاز مرحله‌ي نويني در جنبش ديرپاي مردم ايران براي دستيابي به آزادي، عدالت، امنيت، پيشرفت و… بنا بر موقعيت‌هاي مختلف بيانيه‌هايي صادر كرده‌اند كه در آن‌ها با بياني صريح و روشن اعتقادات ايماني و نظرات سياسي خود را بيان داشته‌اند. تقريباً در تمامي اين بيانيه‌ها حكم اساسي و اصلي ايشان تاكيد بر و ضرورتِ حفظ نظام جمهوري اسلامي است. ايشان راه حل خروج از بحران كنوني را اجراي دقيق و كامل قانون اساسي جمهوري اسلامي مي‌دانند و به مردم ايران نويد مي‌دهند كه اگر قانون اساسي جمهوري اسلامي طابق النعل بالنعل و در تماميت و كليت آن اجرا شود، مردم ايران به تمام خواست‌ها و آرزوهاي ديرينه‌ي خود نايل خواهند آمد.
البته اين نظر و موضع آقاي موسوي قابل فهم است. هر چند قابل تاييد نيست. لازم به يادآوري است كه متن اصلاح شده‌ي قانون اساسي موجود را همين آقاي موسوي در مقام «رييس هيات دولت جمهوري اسلامي ايران» به مقامات مربوطه ابلاغ كردند. يعني اين كه اصلاحات و تغيرات در قانون اساسي 1358 در زمان نخست وزيري خود جنابشان انجام گرفت و ايشان هيچ گونه مخالفتي با قانون اساسي موجود ابراز نكردند در زير، حكم ابلاغ قانون اساسي اصلاح شده را به دست آقاي موسوي مي‌خوانيم: برادر گرامي حجت‌الاسلام و المسلمين آقاي كروبي رياست محترم مجلس شوراي اسلامي
برادر گرامي حجت‌الاسلام و المسلمين آقاي يزدي رياست محترم قوه‌ي قضاييه
كليه وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و مؤسسات دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي
متن اصلاحات و تغييرات و تتميم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه وسيله‌ي شوراي بازنگري قانون اساسي منصوب از سوي امام امت و مقام معظم ولايت فقيه حضرت آيت‌الله العظمي امام خميني قدس سره… تصويب و طبق اعلام شوراي نگهبان در همه پرسي مورخ 1368/5/6 به قبول و تاييد ملت عزيز ايران رسيده و…
رييس هيات دولت جمهوري اسلامي ايران- مير حسين موسوي
1368/30/5
آقاي موسوي اين طور وانمود مي‌كنند كه گويا استبداد، خودكامگي، ظلم و ستم، دروغ و تزوير، فساد، دزدي، قانون شكني، خودسري، تقلب در راي مردم، سركوب و زندان، شكنجه و تجاوز جنسي، گرفتن اعتراف زير شكنجه، كشتن و اعدام بي‌گناهان و… تازه از سه ماه پيش و با تقلب در انتخابات اخير كه ايشان نيز در آن- به روايتي براي بيرون راندن خاتمي از شركت در انتخابات رياست جمهوري- خود را نامزد رياست جمهوري كرده بودند، آغاز شده است. و پيش از آن همه چيز بر وفق مراد بوده و از حمايت مردم برخوردار بوده است. و به اين دليل است كه ايشان كه به قول خودشان پس از آن كه به مدت 17 سال سكوت اختيار كرده بودند اكنون وظيفه‌ي خود دانسته‌اند كه باز در سياست و امور مردم دخالت كنند.
ايشان در بيانيه‌ي شماره‌ي 9 خود مي‌نويسند: «خطر در پيش است: نظامي كه به مدت سي سال به اعتماد مردم متكي بود نمي‌تواند يك شبه قواي امنيتي را جايگزين اين نقطه اتكا كند.»
آفرين بر اين صداقت اسلامي! در اين سي سال، از جمله، نه كشتار سال 67 صورت گرفته است- البته در زمان نخست وزيري جنابشان- نه قتل‌هاي زنجيره‌اي، نه قتل‌هاي خارج از كشور- قتل قاسملو، شرفكندي، فرخزاد، چيت‌گر، كاظم رجوي و…- نه در زندان‌هاي مخوف نظام اسلامي اوين و غيره، زنداني داشته‌ايم، نه شكنجه و تجاوز جنسي وجود داشته است، نه پيش از اعدامِ دختران جوان، به آنان تجاوز مي‌شده است، و…. آقاي موسوي، شرم نمي‌كنيد كه با چنين گذشته‌اي امروزه مدعي شويد كه اين نظام در اين سي سال متكي به اعتماد مردم بوده است؟ كدام مردم؟ همين مردمي كه در اين چند ماه با مشت و لگد و باتوم برقي و محلول فلفل و گلوله به جان جوانان آن مردم ديگر افتادند، يعني مردم ميليونيِ ديگر كه در مخالفت با اين نظام و به بهانه‌ي اعتراض به تقلب در انتخابات به خيابان‌ها ريختند، شعار مرگ بر ديكتاتور، مرگ بر ولايت فقيه، جمهوري ايراني و… سر دادند و مي‌دهند، افتادند؟ آيا آن مردمي كه ندا آقا سلطان، سهراب اعرابي و… را به خاك و خون انداختند و جانشان را گرفتند؟ كدام مردم؟
آيا شما كه امروز از آيت‌الله منتظري تجليل مي‌كنيد، به ملاقات ايشان مي‌رويد و از ايشان استمداد مي طلبيد، خاطرات ايشان را نخوانده‌ايد؟ اعتراض‌هاي آقاي منتظري در كمال شجاعت و از روي ايمان به اعتقادات مذهبي‌اش در همان زمان خميني آغاز شد. او بود كه در همان زمان به خمينيِ مستبد، دروغگو، زورگو، فاسد و فساد پرور كه بنا بر معيارهاي خودش مفسدفي‌لاارض بود، از وجود شكنجه، تجاوز جنسي در زندان‌ها، كشته شدن زندانيان در زير شكنجه براي گرفتن اعترافات كذايي، و… گزارش مي‌داد و به آن اعتراض مي‌كرد و خواهان قطع فوري آن اعمال غير انساني مي‌شد.
شما در آن زمان كجا بوديد و چه مي‌كرديد؟ در آن دوران نيز همان كارهايي با مخالفان و زندانيان مي‌شد كه امروزه با زندانيان و مخالفان مي‌شود. منتها در آن دوران مخالفان محدود بود به مخالفانِ بيرون از نظام و امروزه بخشي از مخالفان، مخالفان درون نظام، اصلاح طلبانند‌! شما در سراسر آن دوران در مقام‌هاي مختلف و براي چندين سال در مقام نخست وزيرِ نظام در مقامِ عامل اجراييِ جنايت‌هاي خميني عمل مي‌كرديد. كشتار سال 67 در زمان نخست وزيري جناب شما انجام گرفت. كجاست سند اعتراض شما به آن كشتارها؟ شما موافق و پشتيبان آن كشتارها بوديد. اگر اين طور نبود و جرات هم نداشتيد مانند منتظري جلوي خميني بايستيد، استعفا كه مي توانستيد بدهيد. اصولاً يك سند يا مدرك نشان دهيد كه شما زماني، جايي و به مناسبتي با ستمگري‌ها، قانون شكني‌ها، جنايت‌ها و اعدام‌ها و كشتارهاي اين نظام مخالفت كرده‌ايد يا صداي اعتراضي هر چند آهسته و نرم و در گوشه‌اي، بلند كرده‌ايد. آخر يك شبه و تنها به اين خاطر كه خامنه‌اي، همان رهبرتان كه شما اجازه‌ي شركت در انتخابات را از او گرفتيد، تصميم بر رياست جمهوري شما نداشت و سر شما را كلاه گذاشت و از همان اول تصميم به رياست جمهوري احمدي نژاد داشت، نمي‌شود كه آزاديخواه و دمكرات و طرفدار قانون و حق اعمال حق حاكميت مردم شد! آقاي موسوي شما هنوز هم دروغ مي‌گوييد. دليل هاي و هوي شما اين نيست كه به ناگهان دريافته‌ايد كه اي واي حاكمان در راي مردم تقلب كردند و…. اين كه در اين نظام و حتا در زمان نخست وزيري خود شما امري عادي بود. بلكه اين است كه تصور مي‌كنيد حق‌تان پايمال شده است. رياست جمهوري را به شما قول داده بودند و حالا زده‌اند زير قول‌شان. بدبخت جنبش آزادي خواهانه‌اي كه شخصي با چنين گذشته‌اي و با چنين تاريخچه‌ي عملي را رهبر خود تلقي كند و به او چشم اميد ببندد! و بدبخت‌تر آن «روشنفكران»‌لاييك بيرون از نظام و خواهان دولت فراديني كه شما را به رهبري خود برگزيده‌اند و از شما انتظار دارند كه آنان را به وادي آزادي و رستگاري رهبري كنيد. آن «روشنفكر» بايد تا چه اندازه خوار و ذليل و تاريك فكر باشد كه سي سال عمل شما را با مشتي حرف و شعار و انشانويسي و وعده و وعيد معاوضه كند. آن كانارمه‌ي عمل سي ساله را به هيچ انگارد و حرف را همه چيز. مشكل اين افراد رواني است تا سياسي.
آقاي موسوي در بيانيه‌ي شماره 9 خود مي‌نويسند:
«بايد به اسلام باز گرديم، اسلام ناب محمدي كه تحجر را برنمي‌تايد و تا قيام قيامت براي معضلات جديد بشريت پاسخ‌هاي بكر و نو دارد. به اسلامي باز گرديم كه ما را به امانت و راستي فرا خوانده است.»
اين حرف‌هاي يك مهندس تحصيل كرده است. «اسلام ناب محمدي كه تا قيام قيامت براي… پاسخ‌هاي بكر و نو دارد.» آقاي موسوي، اين درفشاني‌ها كه خود عين تحجر است. اين مزخرفات چيست كه مي‌گوييد؟ آن هم پس از سي سال نظام اسلامي. آقاي موسوي شما اگر سال‌هاي آخر اين سي سال را قبول نداشته باشيد دستكم تا زماني كه خود شما نخست وزير بوديد كه آن را قبول داريد. آن بود اسلام علوي. كشتار 67 نشان عدالت اسلامي بود؟ معضلات جديد بشريت پيش كشتان، در اين سي سال و دستكم در همان دوران نخست وزيري‌جناب عالي در آن نظام اسلامي ناب محمدي، كدام يك از معضلات قديمي و كهنه‌ي جامعه‌ي ايراني را حل كرديد؟ در دوران نخست وزيري شما كه بايد نظام اسلامي نظامي بوده باشد از نوع نظام اسلامي ناب. يا آن هم اسلامي بود از نوع اسلام خميني و احمدي نژاد. در كدام يك از كشورهاي پيشرفته‌ي جهان، كدام معضل كهنه يا جديد به كمك اسلام ناب محمدي حل شده است؟ اين خزعبلات چيست كه مي‌گوييد؟
آقاي موسوي در بيانيه‌ي شماره 9 به درفشاني ادامه مي‌دهند و مي‌نويسند:
«نظام و انقلاب اسلامي ميراث و ميوه‌ي مبارزات تاريخي دويست ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگي است. جمهوري اسلامي نظامي است كه اگر بر اساس عهد نخستين و نسخه‌ي اصليش به اجرا درآيد تمامي خواسته‌هاي ما را در بر ميگيرد. مبادا كسي فريب شعارهاي ساختارشكنانه را بخورد. اينجانب قويا با چنين وسوسه‌اي مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسي ما همچنان داراي ظرفيت‌هاي ارزشمند تحقق نايافته‌اي است كه بايد با فعاليت همه نخبگان روحاني و دانشگاهي و انديشمندان كشور اجراي آنها به صورت مطالبه‌اي ملي درآيد.»
خوب است «روشنفكران» در واقع تاريك‌فكران ما كه خود را لاييك يا چپ يا سوسياليست يا كمونيست هم مي‌دانند و خواهان دولتي فراديني‌اند و رهبري آقاي موسوي را به جنبش تجويز مي‌كنند، اين نظرات درخشان را چندين بار بخوانند شايد معناي آن را بفهمند.
درست دقت كنيد. آقاي موسوي مي‌فرمايند كه نظام و انقلاب اسلامي، هر دو، ميراث و ميوه‌ي مبارزات تاريخي دويست ساله‌ي مردم با استبداد و عقب ماندگي است! ميوه‌ي مبارزه با استبداد و عقب ماندگي؟ آيا پس از سي سال تجربه و در خطاب به جنبش اعتراضي مردم، سخني از اين هجوتر هم مي‌توان بر زبان راند؟ معناي اين حرف اين است كه انقلاب و نظام اسلامي براي مردم ما رهايي از استبداد و عقب ماندگي، يعني آزادي و پيشرفت به ارمغان آورد!
از دو حال خارج نيست. ايشان يا به علن و آشكار دروغ مي‌گويند و يا درك‌شان از آزادي و پيشرفت همين است كه در اين سي سال يا دستكم در دوران حكومت ايشان تجربه كرديم. آقاي موسوي چنان مجذوب صعود خود بر مسند «رهبر»ي جنبش سبز اسلامي شده‌اند كه از يادشان رفته است كه ايشان خود در جنايات اين رژيم شريك و سهيم و عامل بوده‌اند. جناياتي كه امروزه آماج دادخواهي مردم است.
آقاي موسوي، بدانيد و مطمئن باشيد كه شما و امثال شما، كه ملت و مملكت ما را به اين روز سياه نشانده‌اند، روزي، آن روزي كه مردم خود را از شر نظام اسلامي محبوب شما رها كردند، به محكمه‌ي عدالت ملت فراخوانده خواهيد شد و بر خلاف دوران شما كه از عدالت و حقوق شهروندي و فردي خبري نبود، در دادگاه عدل مردم با رعايت تمام موازين و معيارهاي مدني و بين‌المللي محاكمه خواهيد شد. شما بايد در برابر دادگاه قانوني مردم پاسخ دهيد كه نقش‌تان در كشار 67 و ساير جنايات و فساد رژيم چه بوده است و تا چه اندازه دستتان به خون مردم بي گناه آغشته است.
آقاي موسوي، در سراسر مدت سي سال عمر منحوس جمهوري اسلامي و بنابراين، همچنين در دوران نخست وزيري جنابتان، حكومت بر اساس همان «عهد نخستين و نسخه‌ي اصليش»، يعني حاكميت ولايت فقيه بوده است. درست به اين دليل است كه وضع چنين است كه هست و بر سر مردم آن آمده است كه تجربه كرده‌اند. خامنه‌اي و احمدي نژاد ادامه‌ي منطقي امامت و ولايت فاسد و جنايت كارانه‌ي خميني‌اند و نه نفي و نقض آن. منتها مشكل و محضور شما در اين است كه اگر اين واقعيت آشكار را بپذيريد همچنين بايد بپذيريد كه خود جنابتان نيز جزء مهمي از اين جنايت‌ها بوده‌ايد.
در رژيم مشروطه، رضا شاه و محمد رضا شاه براي آن كه حاكميت فردي و استبدادي خود را بر مردم مسلط سازند مجبور بودند قانون شكني كنند و قانون اساسي مشروطه را زير پا بگذارند و لگدمال كنند. زيرا در آن قانون اساسي تصريح شده بود كه شاه بايد فقط سلطنت كند و نه حكومت. بنابراين، اگر آن دو مي‌خواستند هم سلطنت كنند و هم حكومت، شكستن و نقض قانون اساسي برايشان ضرورتي بود اجتناب ناپذير. از اين رو، خواستار اجراي قانون اساسي مشروطه شدن به معناي استقرار اِعمال حق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش و تامين تمام آزادي‌ها و حقوق مدني بود كه در آن قانون اساسي تصريح شده بود. ولي در قانون اساسي نظام اسلامي اين موضوع سراسر متفاوت است. اين قانون اساسي بر پايه‌ي ولايت ولي فقيه يعني حاكميت فردي فقيه بنا شده است. در هر موردي از امور مملكتي راي و نظر ولي فقيه راي و نظر قطعي است. هيچ نهاد يا مرجعي بالاتر از آن كه بتواند راي و نظر او را نفي يا تصحيح كند وجود ندارد. اين شامل راي مردم نيز مي‌شود. بنابراين، استبداد و خودكامگي در نظام اسلامي كاملاً قانوني و بر اساس قانون اساسي جمهوري اسلامي است. اگر ولي فقيه تشخيص داد در انتخابات رياست جمهوريِ اخير تقلبي صورت نگرفته است اين حكم قطعي است حتا اگر همه نظر ديگري داشته باشند. از اين رو، آقاي موسوي، اگر خواسته شود كه در اين نظام در مخالفت با نظر و تشخيص ولي فقيه حقوق مدني مردم رعايت شود،‌رعايت آزادي‌هاي فردي و مانند آن، اين خواست است كه غير قانوني و مغاير با قانون اساسي جمهوري اسلامي است.
حتماً به ياد داريد كه خميني، يعني امام و مرجع شما، حكم داد كه حفظ نظام اسلامي پيش از و در راس همه‌ي مسايل قرار دارد و تشخيص اين امر با ولي فقيه است. حتا اگر لازم آيد كه براي حفظ نظام، اصول دين مانند نماز و غيره نيز براي مدتي تعطيل شود، مدتي، زماني غير مشخص است و مي‌تواند بي نهايت باشد، ضروري است كه آن اصول تعطيل شوند. يعني راي و نظر ولي فقيه حتا بالاتر از راي و حكم خداست. حال ديگر نظر و راي مردم تكليف‌اش روشن است. بدين ترتيب و بنا بر منطق و حكم خميني، تمام اعمالي كه از زمان انقلاب تاكنون نيز صورت گرفته است و از جمله تمام اعمالي كه در جريان برگذاري انتخابات و پس از آن انجام گرفت، در صورتي كه ولي فقيه، خامنه‌اي،‌تشخيص دهد انجام آن‌ها، تقلب در راي مردم و ضرب و شتم و زندان و شكنجه و تجاوز جنسي و… براي حفظ نظام ضروري بوده است، منطبق با قانون اساسي، قانوني و مشروع است.
هر اصل‌و بندي كه در اين قانون اساسي در تامين اِعمال جمهور مردم و حقوق مدني آنان به صورت تزييني گنجانده شده است با اصل و ماده‌ي اسلامي‌اي در همان قانون اساسي نقض و نفي ‌شده است و در نزاعِ ميان دو بخشِ جمهوري و اسلامي قانون اساسي به روشني و آشكار، برتري و تفوق با بخش اسلامي آن است. همان طور كه تجربه‌ي سي سال سلطه‌ي ناميمون ولايت فقيه آن را باثبات رسانده است.
آقاي موسوي به مردم هشدار مي‌دهند كه «مبادا كسي فريب شعارهاي ساختارشكنانه را بخورد. اينجانب قويا با چنين وسوسه‌اي مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسي ما همچنان داراي ظرفيت‌هاي ارزشمند تحقق نايافته‌اي است كه بايد با فعاليت همه نخبگان روحاني و دانشگاهي و انديشمندان كشور اجراي آنها به صورت مطالبه‌اي ملي درآيد.»
آقاي موسوي مردم را تهديد مي‌كنند كه «اينجانب قويا با چنين وسوسه‌اي» مخالف‌ام. چه چيزي بهتر از اين. كسي هم از شما با آن سابقه‌‌ي درخشان‌تان انتظار نداشت با چنين «وسوسه‌اي» موافق باشيد. شما سي سال عملگيِ اين نظام را كرده‌ايد و اگر امروز از آزادي و حقوق مردم و غيره حرف مي‌زنيد، اين كار را از بد حادثه مي‌كنيد. اگر خامنه‌اي و بيت رهبري آن اشتباه احمقانه را نمي‌كردند و اجازه مي‌دادند شما سر از صندوق بيرون آوريد، اكنون نيز مانند دوران نخست‌وزيري‌تان در گذشته، از خوشحالي دم تكان مي‌داديد و كمر به خدمت ولي فقيه و سركوب مردم مي‌بستيد و در وضعيت نابسامان كشور آب هم از آب تكان نمي‌خورد. شما جنبش اعتراضي كنوني مردم را بوجود نياورديد. موجد اين جنبش تقلب در آراي مردم بود. ناراحتي شما از اين نيست كه چرا وضع مردم و مملكت به اينجا رسيده است. شما سال‌ها پس از نخست وزيري در پي كسب پول و ثروت و بهره وري از خان يغمايي بوديد كه نظام براي عمله‌هايش گسترده بود. كجاست مدركي كه حكايت از نارضايتي شما از وضع مردم و مملكت داشته باشد. شما كي و كجا و به كدام جنايت رژيم و پايمال شدن آزادي و حقوق مردم اعتراض كرديد. اعتراض كنوني شما ابراز ناراحتي شخصي شماست. ناراحتي شما از اين است كه چرا خامنه‌اي نگذاشت شما رييس جمهور شويد. اين كه شما امروز به طور تصادفي در «رهبري» اين جنبش قرار گرفته‌ايد بازي و تصادف روزگار است. در تاريخ و در همه‌ي جوامع از اين گونه تصادف‌ها در دوران چرخش‌هاي تاريخي بسيار روي داده است. ولي اين امور در جريان جنبش و مبارزه امري موقتي و گذراست. از بخت بد آقاي موسوي و هم فكران‌شان و از اقبال اين جنبش اين كه خامنه‌اي، بيت رهبري، پاسداران و در يك كلام حاكمان كنوني در حفظ حاكميت خود چنان ثابت قدمند كه در نتيجه‌ي مقاومت و جنايت‌هايشان به طور منطقي و اجتناب ناپذير جنبش مردم را از آقاي موسوي و اصلاح طلبان عبور خواهند داد و به عقب‌مانده‌ترين عناصر در ميان مردم نيز ثابت خواهند كرد كه معضل و مسئله‌ي اين جامعه نظام اسلامي در كليت آن است و نه فقط جناح حاكم. اين نظام در كليت آن است كه بايد نابود گردد و به زباله دان تاريخ ريخته شود و به جاي آن جمهوري فدرال فراديني كه مردم ايران را در مقام شهروندان، صرف نظر از عقايد ديني و اجتماعي‌شان تعريف مي كند، مستقر گردد. شعار جمهوي ايراني كه آقاي موسوي را تا اين اندازه به هراس انداخته است، نشاني از اين طليعه‌ي تاريخي است. آقاي موسوي، چنين نظامي است كه ميراث و ميوه‌ي دويست سال مبارزه مردم ميهن ما خواهد بود و نه نظام منحوس عقب‌مانده و جنايت پيشيه‌ي اسلامي شما!
m.rassekh@t-online.de




احضار ده نفر از اعضای کمپین یک میلیون امضا به دادگاه

12 آبان 1388
تغییر برای برابری: آیدا سعادت و الناز انصاری، دو عضو کمپین یک میلیون امضا، به دادگاه انقلاب تهران احضار شدند.

با احضار این دو فعال حقوق زنان، تعداد اعضای احضار شده کمپین یک میلیون امضا در روزهای گذشته به ۱۰ نفر رسید. خدیجه مقدم، مریم مالک، کاوه مظفری، جلوه جواهری و پریسا کاکائی از جمله فعالان کمپین یک میلیون امضا هستند که هفته جاری احضاریه‌های کتبی مبنی بر مراجعه به به دادگاه انقلاب دریافت کرده‌اند. شماری دیگر از اعضای کمپین نیز که به صورت تلفنی احضار و یا تهدید شده‌اند، اعلام کرده‌اند فقط در صورت دریافت احضاریه کتبی به دادگاه مراجعه خواهند کرد.
احضاریه‌های اعضای کمپین ۲۹ مهر ماه ۱۳۸۸ صادر شده و دلیل آن «ارائهٔ پاره‌ای توضیحات» عنوان شده‌است. آیدا سعادت و الناز انصاری از سوی شعبه سوم بازپرسی امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران احضار شده‌اند و باید ظرف سه روز پس از رویت احضاریه به دادگاه مراجعه کنند.

این در حالی است که ماموران امنیتی صبح امروز، طی تماس تلفنی تهدیدآمیز، با آیدا سعادت از وی خواسته‌اند که فردا، چهارشنبه ۱۳ آبان در دادگاه حاضر شود و در غیر این صورت «منتظر عواقب بعدی» باشد.

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، روز گذشته با صدور بیانیه‌ای احضار گسترده اعضای کمپین یک میلیون امضا را محکوم کرد و از قوه قضائیه ایران خواست که به آزار و اذیت فعالان حقوق زن در ایران پایان دهد.

ارون رودز، سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد این احضاریه‌ها گفت: «استفاده خودسرانه از سازو کار قانونی برای آزار و اذیت فعالان حقوق زن می‌تواند اینگونه تفسیر شود که این اقدام یک تلاشی است برای به سکوت کشاندن فعالان حقوق زن در بستری از ناآرامی‌های سیاسی در ایران.»

از آغاز به کار کمپین در پنجم شهریور ۱۳۸۵ تا کنون ۵۰ نفر از اعضای کمپین یک میلیون امضا بازداشت شده‌اند. سه نفر بدون بازداشت به دادگاه فراخوانده شده‌اند و نزدیک به ۱۵ نفر احضار و مورد بازجویی قرار گرفته‌اند.

پنج سال و شش ماه حبس تعلیقی مجموعه احکامی است که تا کنون برای فعالان کمپین صادر شده‌است. اعضای کمپین در سه سال گذشته در مجموع ۲۷۳ روز در بازداشتگاه‌های وزرا، گیشا، بند ۲۰۹ و بند عمومی زندان اوین به سر برده‌اند. ۴۶۱ میلیون تومان قرار کفالت و قرار وثیقه ۲۳۰ میلیون تومانی بهای آزادی موقت فعالان کمپین تا زمان تشکیل دادگاه و صدور حکم است.




گزارش کانون مدافعان حقوق بشر

از وضعیت حقوق بشر در ایران در بهار و تابستان 1388

جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸ – ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹

مقدمه
کانون مدافعان حقوق بشر براساس یکی از وظایف سه گانه خود که همان «گزارش دهی منظم و مستمر موارد نقض حقوق بشر در ایران» است، همچون گذشته، گزارش خود را از وضعیت حقوق بشر در ایران مربوط به دو فصل پاییز و تابستان در پایان نیمه اول سال 1388 منتشر می کند.

گزارش این سازمان مردم نهاد در حالی منتشر می شود که در روزهای پایانی فصل بهار 1388 و پس از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، کنشگران سیاسی و مدنی زیر شدید ترین فشارها قرار گرفتند. روزهایی که با بازداشت های دسته جمعی فعالان سیاسی و مدنی و همچنین نقض مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر، همراه شد و تا کنون نیز ادامه دارد. در همين رابطه به ويژه در ماه های گذشته، فشارهای بيشتری بر کانون مدافعان حقوق بشر در جهت محدود کردن فعاليت های آن اعمال شده است. بازداشت محمد علی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی دو عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر و عبدالرضا تاجیک، همکار مطبوعاتی این کانون در جریان حوادث پس از انتخابات و همچنین احضار نرگس محمدی، نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر، ممنوع الخروج شدن سید محمد سیف زاده و هادی اسماعیل زاده 2 عضو شورای عالی نظارت این سازمان مردم نهاد و تداوم ممنوع الخروجی سایر اعضای کانون مدافعان حقوق بشر از جمله محدودیت هایی است که پس از پلمپ دفتر این نهاد مدنی، اعمال شده است.
اما با توجه به این اصل که موضوع حقوق بشر تنها در صلاحیت دولت ها نیست، کانون مدافعان حقوق بشر به عنوان سازمانی مردم نهاد، با این اعتقاد که ترویج و ارتقاء حقوق بشر در گرو رشد و آگاهی افکار عمومی است، تلاش کرد تا با وجود موانعی که در پیش رویش قرار گرفته است، گزارش خود را از وضعیت حقوق بشر در ایران در دو قسمت مجزا در اختیار افکار عمومی قرار دهد. اولین قسمت این گزارش به موضوع دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اختصاص یافته است و در قسمت دوم، مانند گزارش های قبلی به موضوع های مختلف از وضعیت حقوق بشر در ایران، پرداخته شده است.

قسمت اول: انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران
چگونگی برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برای فعالان سیاسی و مدنی ابهاماتی را ایجاد کرد که در نتیجه، اعتراض آنان را به همراه داشت. اما این اعتراض ها به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری پس از آن اوج گرفت که وزارت کشور جمهوری اسلامی بیست و سوم خرداد 1388 اعلام کرد که « محمود احمدی نژاد» با کسب 24 ميليون و 500 هزار رأی از مجموع 39 ميليون رأی، برنده رقابت انتخابات رياست جمهوری شده است. اعلام اين نتايج با واکنش شديد مير حسين موسوی و مهدی کروبی دو کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری روبرو شد.
مهندس مير حسين موسوی در پيامی اعلام کرد: « نتايجی که برای دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری اعلام شد، بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رأی شاهد ترکيب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند با حيرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سيما نگاه می کنند. آنان اينک بيش از هميشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح اين بازی بزرگ ريخته شده است. اينجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسليم اين صحنه آرايی خطرناک نخواهم شد.» مهدی کروبی نیز در اعتراض به روند شمارش آرا در بيانيه ای اعلام کرد که در مقابل اين مهندسی و تنظيم ناشيانه رأی ملت سکوت نخواهد کرد.
به این ترتیب با اعتراض میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و زیر سؤال بردن نتیجه انتخابات توسط آنان، جمع گسترده ای از شهروندان، فعالان سیاسی و مدنی از جمله دانشجويان، مدافعان حقوق بشر، روزنامه نگاران، زنان و کارگران با بازداشت و محدويت های بی شماری در زمينه آزادی بيان و يا گردهمايی های مسالمت آميز روبرو شدند.

– خواسته های معترضان به نتیجه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
1) بر اساس اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است.» با وجود صراحتی که این اصل از قانون دارد، اما حوادث ناشی از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که این اصل نادیده انگاشته می شود. به گونه ای که در پی درخواست ستاد میرحسین موسوی در روز 24 خرداد 1388 برای برگزاری یک راهیپیمایی آرام اعتراضی در تهران از میدان انقلاب به سوی میدان آزادی در ساعت 16، مرتضی تمدن، استاندار تهران اعلام کرد که راهپیمایی فراخوانده شده توسط ستاد موسوی «غیرقانونی و بدون مجوز است و وزارت کشور با برگزاری این تجمع موافقت نکرده است.» با این حال تجمعی مسالمت آمیز با حضور حدود 3 میلیون نفر از شهروندان تهرانی، برگزار شد که میر حسین موسوی و مهدی کروبی 2 نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نیز در آن شرکت کردند. همچنین روز سی ام خرداد ماه تجمع های پراکنده ای توسط هواداران میر حسین موسوی و مهدی کروبی که دیگر خود را جنبش سبز می نامیدند، برگزار شد. در تجمع هایی که توسط حامیان جنبش سبز برگزار شد، تعدادی از هموطنان به ضرب گلوله کشته شدند.
2) میرحسین موسوی در پیامی تلفنی اعلام کرد: «با توجه به ابراز نگرانی‌های مردم اعلام می کنم که حال اینجانب و خانواده‌ام خوب است و علیرغم فشارهای زیادی که از سوی مقامات کشور برای پذیرش نتیجه انتخابات ساختگی وجود دارد، برای احقاق حقوق و صیانت از آرای واقعی مردم و درخواست ابطال آرای اعلام شده به وزارت کشور مراجعه کرده‌ام. همچنین امکان حضور در میان مردم یا هر نوع ارتباط و گفتگو با آنان از من سلب گردیده و تحت نظارت می‌باشم. از سوی دیگر ستاد مرکزی اینجانب نیز پلمپ شده و اعضای حزب مشارکت دستگیر شده‌اند.»
3) مهدی کروبی در نامه ای به شورای نگهبان نوشت: « انتظار اينجانب از شورای محترم نگهبان اين است که برای حفظ جايگاه رفيع قانونی خود در قانون اساسی، انتخاباتی را که تخلفات و تقلب در آن بر همگان مشهود است باطل اعلام نمايد.»

– حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
1) شنبه 23 خرداد 1388، ساختمان وزارت کشور در محاصره نیروهای انتظامی و امنیتی قرار گرفت.
2) ساعت 7 صبح شنبه 23 خرداد 1388 دفترهای انتخاباتی مير حسين موسوی و مهدی کروبی مورد حمله قرار گرفتند.
3) 23 و 24 خرداد، دانشگاه‌های تهران تعطیل شدند.
4) نماز جمعه تهران به امامت اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان رهبری در 26 تیر ماه 1388 به درگیری و شلیک گاز اشک آور به سمت مردم در نماز جمعه انجامید. نیروهای لباس شخصی به عبدالله نوری و مهدی كروبی در حاشيه نماز جمعه اهانت کردند.
5) با موضع گیری اکبر هاشمی رفسنجانی در مورد حوادث پس از انتخابات در خطبه های نماز جمعه تهران که انتقاد حامیان دولت محمود احمدی نژاد را به همراه داشت، نامبرده دیگر نتوانست در موعد مقرر بر اساس ترتیب تعیین شده، امامت نماز جمعه تهران را عهده دار شود.
6) سردار سرلشکر پاسدار محمد‌علی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: « ايجاد شبهه در انتخابات، اجرای دستورالعمل‌هايی بود که در لابراتوارهای جاسوسی و ضد‌انقلابی در خارج از کشور طراحی شده بود و عده‌ای هم در داخل کشور اجرای آن را بر عهده داشتند.»
7) در جریان حمله به تجمع ها، تعداد زیادی از شهروندان مجروح و مصدوم شده و به بیمارستان ها و مراکز درمانی منتقل شدند که تعدادی از افراد لباس شخصی به بیمارستان ها و مراکز درمانی وارد شدند و رفتاری نامناسب و غیر اخلاقی از خود نشان دادند.
8) میرحسین موسوی درباره اقدامات غیرقانونی لباس شخصی ها در نامه ای به شورای امنیت کشور نوشت: «طی ایام اخیر به کرات مشاهده می شود که هم ردیف با قوای انتظامی افرادی بدون لباس فرم، بدون نشان مشخص و بدون جایگاه قانونی معین با سلاح های سرد ( از قبیل شلنگ، چماق، زنجیز، میله آهنی و ….) و گاهی سلاح گرم در سطح شهر ظاهر می شوند، قبل از نیروی انتظامی به صفوف تظاهرکنندگان حمله می کنند و ضمن تحریک اجتماعات به تخریب اموال و وسایل نقلیه مردم می پردازند. به آن شورا متذکر می شوم این پدیده شوم که متصدیان برقراری امنیت و نظم در خلال صفوفشان از نیروهای لباس شخصی استفاده کنند تنها نشان می دهد که نیروی انتظامی از مغایرت اعمال خود با شأن و وظیفه قانونی اش کاملا اطلاع دارد، به صورتی که حاضر نیست ننگ این اعمال به لباس متحدالشکل او نسبت پیدا کند. آزادی، نظم و امنیت از حقوق اولیه و توأمان شهروندان است که طی مدت اخیر هر سه آنها از سوی نیروهای لباس شخصی مورد تجاوز قرار گرفته است.»
9) وزارت کشور با برگزاری مراسم سوگواری برای چهلم جان باختگان حوادث پس از انتخابات در مصلای تهران مخالفت کرد. به این ترتیب پلیس با شرکت‌کنندگان در مراسم چهلم جان باختگان حوادث پس از انتخابات در اطراف مصلای تهران و گورستان بهشت زهرا برخورد کرد. مهدی کروبی را مأموران محاصره کردند و میر حسین موسوی را مجبور کردند تا از محوطه بهشت زهرا خارج شود.
10) سید محمد خاتمی، رییس جمهوری سابق ایران در دیدار با فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی با انتقاد شدید از برخوردهای صورت گرفته در زندان‌ها، این اعمال را «جنایت» دانست و تاکید کرد که تنها تعطیلی یک بازداشتگاه برای توجیه رفتارهایی که با زندانیان شده، کفایت نمی‌کند…. کافی نیست که گفته شود یک بازداشتگاه غیر استاندارد تعطیل شد؛ غیر استاندارد یعنی چه؟ یعنی مثلا هواکش آن درست نبود یا دستشویی‌ها تمیز نبوده است؟ او با انتقاد از «اعتراف‌گیری» در بازداشت‌گاه ها و نیز کشته شدن شهروندان گفت: « اگر یک قطره خون هم ریخته شود فاجعه است؛چه رسد به آنچه رخ داده است.»
11) مهدی کروبی 19 تیر ماه 1388 در نامه ای به سید محمود هاشمی شاهرودی، رییس وقت قوه قضاییه نوشت: « متعاقب انتخابات و اعلام عجولانه و غيرقانونی نتيجه آن، ميليون ها نفر از مردم به روند غير اخلاقی و غير قانونی روند برگزاری انتخابات اعتراض کردند که مسئولان امر می توانستند با برخورد صحيح قانونی به پاسخگويی پرداخته و همگان را اقناع نمايند و شکايت نامزدهای معترض را به صورت بي طرفانه بررسی کنند وليکن به جای آن، آتش به روی مردم گشودند. معترضان به نتيجه انتخابات غيرقانونی را دسته جمعی بازداشت کردند،‌ شبانه به خانه های مردم حمله و به تخريب وسايل نقليه اشخاص پرداختند و حتی عده ای را ربودند. به حريم کوی دانشگاه حمله کرده و سينه دختران و پسران ايران زمين را با گلوله شکافتند و اما،‌ شماری از اين اقدامات توسط لباس شخصی ها و شمار ديگر توسط يونيفورم پوشان بسيج و سپاه پاسداران و نيروی انتظامی صورت گرفت. بدين ترتيب بود که بی آنکه سخنی گفته شود نوعی کودتای نظامی را بر کشور تحميل کردند… شمار زيادی از بازداشت شدگان، بيماران و حتی زنان باردار و شماری از آنان از مسئولين نظام در رده های مختلف طی دهه های اخير بوده اند. و اين در حالی است که هيچ کدام از آنان از حق قانونی انتخاب وکيل و مذاکره با او برخوردار نبوده و محل نگهداری اکثريت آنها برای خانواده های شان معلوم نيست و حتی سلامت بسياری از آنان هنوز برای وابستگانشان محرز نمی باشد. همه اينها موارد نقض آشکار قانون بوده و با اصول 22، 23،24،27، 32، 37، 38 و 39 قانون و صراحت ماده 125 قانون آيين دادرسی کیفری در تناقض است که توسط دولتمردان کنونی نقض شده و متأسفانه تاکنون واکنشی از سوی قوه قضائيه به نقض قانون نشان داده نشده است. امروز حتی دادستانی تهران به صورت ابزاری جهت سرکوب معترضان قانونی به نتيجه انتخابات درآمده است.»
12) يدالله جوانی، رييس اداره سياسی سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی با انتشار مقاله ای در هفته نامه صبح صادق وابسته به سپاه پاسداران، خواستار دستگیری، محاکمه و مجازات میر حسین موسوی، سید محمد خاتمی، سید محمد موسوی خوئينی ها و مهدی کروبی شد.
13) علی مطهری، نماينده تهران در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای خطاب به رییس وقت قوه قضائیه، به‌شدت از « رفتارهای غيرانسانی و غيرقانونی با بازداشت‌شدگان معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوری در زندان‌ها» انتقاد کرد.
14) مهدی کروبی با ارسال نامه ای در هفتم مرداد ماه 1388 به اکبر هاشمی رفسنجانی، شنیده های خود را در مورد وضعیت بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات چنین بیان کرد: « از دستگيري‌هاي بي‌حساب و كتاب، از ضرب و شتم و وارد كردن جراحات تا شهادت فرزندان اين كشور، از حمله به خانه‌هاي مردم تا فاجعه خونين كوي دانشگاه و برخوردهاي خشن و وحشت‌انگيز حتي با خانم‌ها در سطح خيابان‌هاي شهر- كه تاكنون سابقه نداشته است- رخ داد كه بسيار قابل تامل و پيگيري است. آنچه در اين ميان مطرح است در خصوص برخي از رفتارهاي شناعت‌آميز است كه اگر به طور متواتر از افراد مختلف كه در روزهاي اخير آزاد شده‌اند، نشنيده بودم، باورشان حداقل براي من و شما كه در طول قريب به نيم قرن سردي و گرمي روزگار را چشيده‌ايم، سخت بود. از برخوردهاي خشن و بي‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد كردن، آنچنان كه بعد از گذشت قريب به 40 روز همچنان اوضاعشان غيرعادي است و عوارض آن روي بدنشان قابل مشاهده است…عده‌اي از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده‌اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده‌اند به طوري‌كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده‌اند و در كنج خانه‌هاي خود خزيده‌اند.»
15) مهدی كروبی دوم مرداد ماه 1388 در نامه ای به غلامحسین اژه ای، وزیر وقت اطلاعات نوشت: « آنچه که طی ماه‌های اخیر بر مردم ایران گذشت آیا منطبق با قانون و بر مصلحت منافع ملی بود. آیا حوادث اخیر تکرار همان ماجرای حمله وحشیانه به کوی دانشگاه و قتل‌‌های زنجیر‌های از جمله کشته شدن آقای فروهر و همسرش و قتل زهرا کاظمی نبود، از آن حیث که هیچ گاه عاملان آن شناسایی نشدند و حتی پیگیری آن توسط مسوولان به فراموشی سپرده شد؛ اینک به نظر مي‌رسد که تاریخ در حال تکرار است…. چرا هیچ گاه اقداماتی که از سوی نیرو‌های تحت عنوان لباس شخصي‌ها و بسیج انجام مي‌شود مورد بررسی قرار نمي‌گیرد؟…. امروز دستگاه اطلاعاتی و امنیتی به مرکزی تبدیل شده که شائبه‌هایی درباره عملکرد آن شکل مي‌گیرد. گاه احساس مي‌شود که مهم ترین دستگاه اطلاعاتی کشور آنچنان که باید به رسالت خود عمل نمي‌کند و تمام توان خود را مصروف تنش‌‌های سیاسی فعلی کرده است؛ گویا تنها مأموریت این وزارتخانه این است که در عرصه انتخاباتی تمام همت خود را برای حفاظت از یک فرد و حذف دیگران به کار بندد، بی آنکه پاسخگوی حوادثی که روی داده است باشد و در جهت احقاق حقوق تضییع شده مردم حرکت کند. واأسفا که امروز دستگاه‌های موازی اطلاعات به بهانه عمل به رسالت دفاع از امنیت و ثبات نظام، اقداماتی را انجام مي‌دهند که دل هر انسانی را به درد مي‌آورد و جای تعجب است که مسوولان اطلاعاتی کشور از آن بي‌خبر هستند و یا حساسیتی بدان نشان نمي‌دهند! امروز جوانان این مرز و بوم را تحت عنوان نیروی امنیتی و اطلاعاتی کتک مي‌زنند و در بازداشتگاه‌های غیرقانونی نگهداری مي‌کنند و بدترین شکنجه‌ها روحی و روانی و رفتار‌های خشن را با آنها انجام مي‌دهند بی آنکه پاسخگوی آنچه تحت لوای نظام جمهوری اسلامی مي‌کنند، باشند. اینک کار به جایی رسیده است که کسانی که در زندان اوین به سر مي‌برند این شانس حضور خود در اوین و گرفتار نشدن در بازداشتگاه‌های غیر‌قانونی را رحمت خداوند مي‌نامند. جناب آقای محسنی اژ‌ه ای آیا این است رسالت امنیتی شما که جوانان بی گناه ایرانی را تنها به جرم اعتراض به انتخاباتی که نتیجه‌اش را قانونی و مشروع نمي‌دانند، تحت عنوان نیروی امنیتی و اطلاعاتی در خیابان‌ها کتک زده و آغشته به خون به زندان‌ها منتقل کنند و ماه ها بلاتکلیفی را به آنان تحمیل کرده و خانواده‌هایی را نگران سازنند. آیا این است رأفت اسلامی که دختران و پسران ما را در زندان‌ها به قتل برسانند و آن گاه از ارتکاب چنین جرمی سلب مسوولیت کنند و آن گاه به مظلوم نمایی در دفاع از نیرو‌های خودسر و غیر مسوول تحت لوای خود بپردازنند. آیا شما به عنوان وزیر اطلاعات از سرنوشت کسانی که مفقود شده‌اند و یا در زندان‌‌های غیر رسمی کهریزک، شور آباد و سوله‌‌های اطراف شهر تهران نگهداری مي‌شوند خبر دارید؟ (به نقل از منابع موثق) آیا تاکنون بر رفتار‌های غیر متعارف نیرو‌های نظامی و شبه‌نظامی با بازداشت شدگان قبل از آنکه به زندان‌ها تحویل داده شوند، نظارتی شده است؟ شما به عنوان وزیر اطلاعات وجدان بیدار خود را به داوری دعوت کنید و بگویید که آیا گلوله گشودن به مردمی که اعتراضاتی آرام را برگزار کردند و بازداشت‌‌های گسترده آنان، امری منطقی است. آیا شما از این رفتارها بي‌خبرید و یا اینکه شما هم به مانند دیگران مصلحت را بر پاسخگویی نمي‌دانید؟ این روزها اخبار ناگواری از تعداد كشته شدگان حوادث اخیر به گوش مي‌رسد، ‌كسانی كه هنوز خانواده‌هایشان از سرنوشتشان بی خبر هستند هرچند كه هیچ گاه از سوی مسوولان مربوطه آمار واقعی كشته شدگان حوادث اخیر منتشر نشده است، ولی آیا شما نیز به عنوان وزیر اطلاعات آمار دقیقی از كسانی كه مفقود شده و كشته شده‌اند در اختیار ندارید؟ …. آیا آنچه امروز در برخورد با اعتراض‌‌های آرام مردم و شهروندان انجام مي‌شود از برخورد‌های خیابانی تا بازداشت‌‌های غیر قانونی و یا بازجویي‌‌های قرون وسطایی و اعترافاتی که گرفته مي‌شود منطبق با قوانین اسلامی و جاری کشور و قواعد دموکراسی و فرهنگ حاکم بردنیای امروز است؟ من از شما مي‌پرسم که آیا زندان در جمهوری اسلامی ایران، تعریف مشخصی دارد و یا اینکه مي‌توان مردم را در مسجد، مدرسه و زیر زمین ادارات و وزارت خانه‌ها بدون آنکه خانواده‌هایشان و وکلای مدافع و حتی دستگاه قضایی در جریان باشند روزها نگه داشت و شکنجه روحی کرد؟ آیا به نظر جنابعالی با این گونه برخورد‌های خشن و سرکوب مردم مي‌توانیم جوابگوی حق و مطالبات مردم خودمان و جامعه جهانی باشیم؟ آیا شما به عنوان وزیر محترم اطلاعات به واقع از پشت پرده نیرو‌های لباس شخصی که آزادانه از هیچ کوششی جهت سرکوب مردم دریغ ندارند و روز به روز گستاخانه تر با مردم برخورد مي‌کنند، خبر ندارید؟»
16) با حضور میر حسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی در مسجد امیر در خیابان مرزداران تهران جهت افطار مخالفت شد.
17) جمعی از خانواده های بازداشت شدگان حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که سفره های افطار خود را در کنار زندان اوین پهن کرده بودند با مخالفت نیروی انتظامی مواجه شدند.
18) سرتیپ عبدالله عراقی فرمانده سپاه محمد رسول الله در جریان بازدید از خبرگزاری دولتی ایران- ایرنا گفته است که نیروی های بسیجی به درخواست نیروی انتظامی وارد عمل شدند اما از 25 خرداد تمام مسئولیت بر عهده سپاه و نیروهای بسیجی گذاشته شد که تا 25 مرداد ماه ادامه داشت.
19) نشریه صبح صادق، ارگان رسمی دفتر سياسی نمايندگی ولی فقيه در سپاه پاسداران با انتشار نوشتاری، عبدالکريم سروش را به خاطر نامه اعتراض آميز اخيرش به آيت الله خامنه ای «مرتد» اعلام کرد.
20) پس از آنکه هواداران مهدی کروبی و میر حسین موسوی در پی دعوت این دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری، اعلام کردند که در راهپیمایی روز قدس ( آخرین جمعه ماه رمضان) شرکت خواهند کرد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد: « به اشخاص و جریان هایی که در صدد ریختن آب به آسیاب دشمن صهیونیستی هستند، هشدار می دهیم چنانچه قصد هرگونه اخلال و بی نظمی در راهپیمایی با شکوه روز قدس را داشته باشند، با برخورد قاطع فرزندان شجاع و غیور ملت مواجه خواهند شد.»

– وضعیت وسایل ارتباط جمعی در جریان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن
روزنامه ها و دیگر رسانه های مجازی در پی اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و اعتراض نامزدها و شهروندان، با محدودیت ها و فشارهایی برای فعالیت آزاد در حوزه اطلاع رسانی مواجه شدند كه به وضوح فاقد وجاهت قانونی است. این در حالی است كه اهمیت كار خبرنگاران و عكاسان خبری تا حدی است كه حتی در شرایط جنگی نیز نباید مانع فعالیت آزادانه آنها شد. اما این اتفاق در حوادث پس از انتخابات به گونه ای دیگر رقم خورد:

الف- بازداشت روزنامه‌نگاران و وب نگاران:
1) احمد زیدآبادی، عبدالرضا تاجیک، محمد قوچانی، کیوان صمیمی بهبهانی، مهسا امرآبادی، بهزاد باشو، سید خلیل میراشرفی، سمیه توحیدلو، محمد عطریانفر، سعید حجاریان، محمد علی ابطحی، سعید لیلاز، روح‌الله شهوار، ماشالله حیدرزاده، حمیده ماحوزی، امان الله شجاعی، حسین شکوهی، هنگامه شهیدی، فریبا پژوه، عيسی سحرخيز، بهمن احمدی امويی، مسعود باستانی، فياض زاهد، محمد رضا نوربخش، علی پيرحسينلو، محسن آزموده، ربابه باباخانی، مسعود لواسانی، مهدی محموديان، حسین نورانی نژاد، مازیار بهاری، مجید سعیدی، محمد داوری، شیوا نظرآهاری، سمیه نصرتی، ميرحميد حسن زاده، اسماعيل حق پرست، سيد عمار كلانتري، فؤاد صادقي، توحید بیگی، ژیلا بنی یعقوب، علیرضا بهشتی پور شیرازی، مجتبی تهرانی، مهدی زابلی، فریبرز سروش، کامبیز نوروزی، محمدرضا یزدان پناه، سعید الله بداشتی، کاوه مظفری و مجتبی پور محسن، روزنامه نگاران و وب نگارانی هستند که از روز بیست و سوم خرداد ماه 1388 به بعد بازداشت شدند.
2) امیر اصلانی مدیر عامل یک شرکت نرم‌افزاری بازداشت شد.
3) 25 نفر از اعضای تحریریه روزنامه‌ « کلمه سبز» به صاحب امتیازی میرحسین موسوی، بازداشت شدند.
4) مهدی يزدانی خرم در خیابان توسط مأموران لباس شخصی بازداشت شد.
5) حسين دلير، مستندساز بازداشت شد.

ب- محدودیت ها در حوزه اطلاع رسانی:
1) روزنامه « اعتماد ملی»، ارگان حزب اعتماد ملی توقیف شد و روزنامه « کلمه سبز» به صاحب امتیازی میر حسین موسوی به دلیل تهدیدهای صورت گرفته، منتشر نشد.
2) پارلمان‌نیوز، پایگاه خبری «تغییر»، پایگاه خبری « کرمان نما»، سایت « جنبش راه سبز» (جرس)، سایت « موج سبز آزادی»، سایت خبری « انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران» فیلتر شدند. کاربران پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتمادملی- سایت « سحام نیوز»- برای دسترسی به این سایت با مشکل رو به رو شدند.
3) سایت « انتخاب» در روز ۳۰ خرداد و سايت « آينده» توقيف شدند.
4) ياهو مسنجر و مسنجر مايکروسافت و بسياری از برنامه های ارتباطی تحت وب، فيلتر شدند. یا هو، جی.ميل، سايت‌هاي يوتيوب و فيس بوك و «پرشین‌بلاگ» فیلتر شدند و «سرویس‌های بلاگفا» قطع شد.
5) پهنای باند اینترنتی کشور با بیش از 45 درصد و حتی تا 70 درصد ریزش بسته مواجه شد و عملا اینترنت کشور مسدود بود.
6) شبكه پيام كوتاه كشور در ساعات پاياني پنج شنبه 21 خردادماه 1388 درست يك‌ روز قبل از انتخابات قطع شد.
7) پس از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در آنتن‌دهي تلفن‌هاي همراه به هنگام شب، اختلال ایجاد شد.
8) تلويزيون دولتی آلمان «زی. دی. اف» به همراه «آی. آر. دی» اعلام کرد که به خبرنگاران آنها اجازه داده نشده است تا گزارش های خود را درباره تطاهرات اعتراضی ارسال کنند. اين در حالی است که تلویزیون «بی. بی. سی» اعلام کرده، دولت ايران باعث اختلال در شبکه تلويزيونی فارسی اين آژانس خبری شده است. شبکه تلويزيونی «العربيه» نیز در پی پوشش خبری اعتراض های خیابانی، به مدت يک هفته از کار کردن در ايران باز مانده است.
9) جان لاین، خبرنگار دائمی « بی. بی. سی.» بدستور مقامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ایران اخراج شد.
10) درج اخبار در مورد مهدی کروبی و میر حسین موسوی و انتخابات در رسانه ها با محدودیت مواجه شد.
11) اداره كل مطبوعات و خبرگزاري‌هاي داخلي به روزنامه‌هاي اعتماد ملی، اعتماد و آفتاب يزد تذكر داد.
12) ماشالله شمس الواعظین، سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به وزارت اطلاعات احضار شد. او برای انجام مصاحبه با محدودیت مواجه شده است.
13) حسین کروبی و محمد جواد حق شناس، مدیران روزنامه اعتماد ملی به دادگاه فراخوانده شدند.
14) بی‌بی‌سی، دویچه وله، رادیو بین‌المللی فرانسه، صدای آمریکا و رادیو بین‌المللی هلند پس از نشست خود در برلین بیانیه‌ای در مورد محدودیت‌های کنونی بر سر راه تبادل آزاد اطلاعات و اخبار در برخی کشورها از جمله ایران منتشر کردند.
15) رخشان بنی اعتماد، کارگردان و فیلمساز از این که دوربینش اجازه نیافت تا آنچه را که بر مادران سرزمین ایران می‌گذرد، ثبت کند، ابراز شرم کرد.
16) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیه ای، گروهی را متهم کرد که با « دروغ ها و تهمت های ساختگی و سازماندهی شورش ها» از طریق اینترنت به« تبلیغ آشوبگری» و « شایعه پراکنی» مشغولند. بنا بر اطلاعیه ای که « مرکز بررسی جرایم سازمان یافته» وابسته به سپاه پاسداران منتشر کرد، از مدیران سایت های اینترنتی خواسته است مطالبی که حاوی « تبلیغ آشوبگری و تهدید مردم و شایعه» باشد را حذف کنند و گرنه « اقدامات قانونی ما می تواند برای آنها بسیار سنگین باشد.»
17) درپی انتشار نامه سرگشاده محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی، روزنامه کیهان از اخراج او از انجمن قلم (تشکل نویسندگان اصولگرا) خبر داد.
18) دفتر حقوقی رياست جمهوری از آيت الله صانعی شكايت كرد.
19) بدنبال نشر برخی اخبار پیرامون اکبر هاشمی رفسنجانی، مجمع تشخیص مصلحت نظام از روزنامه های ایران و وطن امروز و خبرگزاری فارس شکایت کرد. همچنین مؤسسه تنظيم ونشر آثار امام خمینی از روزنامه کيهان شکايت کرد.

ج- سایر موارد:
1) نشست اعتراضی روزنامه نگاران به افزایش سانسور، حضور مأموران امنيتی در چاپخانه ها، دستگيری گسترده روزنامه نگاران را در دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران لغو کردند.
2) افزون بر زندانی کردن روزنامه‌نگاران، بايد به احضارها و تهديدهای مستقيم و غيرمستقيم اهالی مطبوعات توسط برخی نهادهای امنیتی اشاره کرد. احضار چند روزنامه نگار در پی امضای یک نامه به مراجع تقلید یکی از موارد مطرح در این خصوص بود که با تکذیب امضا توسط آنان همراه شد.
3) مهدی هاشمی رفسنجانی در نامه‏ای به عزت اله ضرغامی، رئیس سازمان صدا و سیما خواستار انتشار تکذیبیه‏اش پیرامون اتهامات نسبت داده شده در رسانه ملی به وی شده است.
4) نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی درباره تاثیر مخرب پارازیت های ماهواره ای و مخابراتی بر وضعیت سلامت شهروندان تهرانی، هشدار داد.

– آسیب دیدگان، مجروحان و جان باختگان حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
در حالی که فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنفرانس خبری خود اعلام کرد، آمار جان باختگان انتخابات ۲۹ نفر است که از اين تعداد ۲۰ نفر متعلق به نيروهای بسيج بوده اند، کميته پيگيری امور زندانيان و جان باختگان حوادث پس از انتخابات از اضافه شدن سه جانباخته ديگر به ليست 69 نفره اين کميته خبر داد. محمدرضا تابش دبیرکل فراکسیون خط امام(ره) مجلس نیز آمار کشته شدگان حوادث پس از انتخابات را بیش از رقم های این مسئول نظامی دانست. به این ترتیب کميته پيگيری امور زندانيان و جان باختگان حوادث پس از انتخابات، اسامی جان باختگان را برای برخی از مسئولان ارسال کرد. ندا آقا سلطان، محسن روح الامینی، امیر جوادی فر، بهزاد مهاجر، سهراب اعرابی، مسعود هاشم‌زاده، محمد کامرانی، ترانه موسوی و اشکان سهرابی چند تن از جان باختگان حوادث اخیر بودند که نام آنها برای پیگیری به مسئولان مربوطه ارائه شده است. از سوی دیگر برای سهراب اعرابی، محسن روح الامینی، امیر جوادی فر و ندا آقاسلطان، پرونده دادخواهی در دادسرای جنایی تشکیل شد.

الف- بازداشتگاه کهریزک:
با انتشار برخی اخبار در خصوص یک بازداشتگاه در جنوب شرقی تهران، روز سه‌شنبه ششم مرداد ماه 1388 اعلام شد که آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را صادر کرده است. به این ترتیب سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، اعلام کرد که رهبر جمهوری اسلامی «دستور تعطیلی یک بازداشتگاه را كه استانداردهای لازم برای حفظ حقوق متهمين را نداشت، صادر كرده‌ است.»
بازداشتگاه کهریزک بر اساس آنچه که اداره‌ کل اطلاع‌رسانی و ارتباطات معاونت اجتماعی نيروی انتظامی جمهوری اسلامی اعلام کرده، بازداشتگاهی بوده برای نگهداری موقت و تأديب اراذل و اوباش دستگير شده در طرح ارتقاء امنيت اجتماعی و با شرايط زيستی سختگيرانه بوده که ايجاد و توسط ناجا اداره می‌شده است. اما حميد درخشان نيا، قائم مقام رييس كل دادگستري استان تهران توضیحات دیگری را در مورد آن ارائه می کند: « بخش مربوط به نظريه و پيشنهادهاي هيات حفظ حقوق شهروندي كه در گزارش مورخ 6/8/86 آن هيات تحت عنوان ” بند 3 پيشنهادها” چنين تصريح شده:” در اجراي ماده 14 دستور العمل حفظ حقوق شهروندي نسبت به رفع اثر از اقدامات غير قانوني در ايجاد بازداشتگاه مذكور و تحويل متهمان به بازداشتگاه‌هاي قانوني اقدام مقتضي معمول دارند.”… در خاتمه تصريح و تاكيد مي‌كنم كه نامه شماره 23039/205 مورخ 19/8/86 مدير كل محترم زندان‌هاي استان تهران كه در آن اشاره شده “بر بازداشتگاه‌هاي مزبور نظارت خواهد نمود و نيز متن دست خط مورخ 27/9/86 رياست محترم كل دادگستري استان تهران هنگام بازديد از بازداشتگاه كهريزك (حدود 50 روز بعد از تاريخ بازرسي و گزارش هيات) مويد ديگري بر اظهارات گفته شده مبني بر تلاش اعضا محترم هيات و رياست محترم آن به منظور وادار نمودن موسسين و اداره كنندگان آن بازداشتگاه به استانداردسازي و اعمال نظارت سازمان زندان‌ها بر آن- با توجه به عدم توفيق در تعطيلي آن بازداشتگاه- مي‌باشد.»
در همین رابطه حمیدرضا کاتوزیان، نماینده مجلس شورای اسلامی با اعلام اینکه شخص فرمانده پلیس، مسئول «قتل‌های صورت گرفته در کهریزک» است، گفت که فرماندهان این نیرو از ارائه اطلاعات درباره متخلفان این بازداشتگاه خودداری می‌کنند.
محسن روح‌الامینی فرزند دکتر عبدالحسین روح‌الامینی رئیس سابق انستیتو پاستور، مشاور محسن رضایی و دبیرکل حزب اصولگرای توسعه و عدالت یکی از افرادی بود که در جریان اعتراض های مردمی به نتایج انتخابات دستگیر و پس از مدتی جنازه او به خانواده‌اش تحویل داده شد. علت مرگ محسن روح‌الامینی بیماری مننژیت اعلام شد اما پس از مراسم خاکسپاری، پدر او اعلام کرد که هنگام تحویل جنازه متوجه شده که دهان فرزندش خرد شده و فرق سرش شکاف برداشته بود. تقریبا هم‌زمان با انتشار این خبر، مرگ محمد کامرانی، یکی دیگر از بازداشت‌شدگان اعتراض های پس از انتخابات نیز در اثر مننژیت اعلام شد. گفته شد که او نیز هنگام مرگ از ناحیه سر زخمی بوده است.
بر این اساس داریوش قنبری، نماینده مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره) مجلس، «پارلمان‌نیوز» از ابراز نگرانی شدید اعضای این فراکسیون نسبت به نحوه برخورد در برخی بازداشتگاه‌ها از جمله کهریزک خبر داد و گفت:«در برخی از این بازداشتگاه‌ها، حقوق شهروندی رعایت نمی‌شود و بازجوها زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند.» اما سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرده که 7 تا 10 نفر از افراد این نیرو در ارتباط با پرونده کهریزک دستگیر شده‌اند. وی همچنین گفت که در ماجرای کهریزک، بزرگنمایی شده و بسیاری از اتفاقات ادعاشده اصلا روی نداده است. شاید به همین دلیل بود که فرهاد تجری، عضو کميته پيگيری وضعيت بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات گفت که در شأن کميته ويژه نيست که به صورت مصداقی اسامی متخلفين پرونده کهريزک را ببرد، چراکه ممکن است در آينده اين افراد تبرئه شوند و افراد ديگری مقصر شناخته شوند.
البته موضوع کهریزک به این مسایل منتهی نشد، چرا که مهدی کروبی در نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان رهبری نوشت، بر اساس برخی ادعاها، برخی بازداشت شدگانی که در این بازداشتگاه محبوس بوده اند، مورد آزار جنسی قرار گرفته اند.
ابراهیم شریفی یکی از کسانی است که می‌گوید به او تجاوز شده است. او می‌گوید: «من سؤال کوچکی دارم از بزرگوارانی که روز پنج شنبه (همان روزی که وی با وساطت کروبی برای بررسی اظهاراتش با مأموران قوه قضائیه به پزشکی قانونی می‌رود) من را به مانند یک متهم، مورد بازجویی قراردادند. من را گرفتند، زندان بودم، چشمان و دستهایم بسته بودند، به حد مرگ مرا زدند و بدتر از همه کاری با من کردند که نزد تمام بی‌دینان و بت‌پرستان مذموم است و من تنها جرأت این را داشتم که آقای کروبی را از این موضوع مطلع کنم. من از شخص حقیقی شاکی نیستم چرا که می‌دانم متاسفانه همیشه در کشورمان گناه به گردن یک شخص رده پایین یا یک گروه پایین رتبه می‌افتد و هیچ وقت با مسببین اصلی برخوردی درخور انجام نمی‌شود».

ب- بازداشت فعالان سیاسی و اعضای احزاب و نهادهای سیاسی:
پس از اعلام نتايج دهمین دوره انتخابات رياست جمهوری که برخی احزاب و گروه‌های سياسی آن را به دليل تخلفات، « ناسالم» خواندند، رویه ناقض حقوق بشر از جمله « عدم ارسال احضاریه پیش از بازداشت»، «عدم ارائه حکم مراجع قضایی برای دستگیری» و « عدم دسترسی به وکیل» در ابعادی گسترده در حق شمار زيادی از فعالان سياسی، اعمال شد. به گونه ای که حتی قانون اساسی و دیگر قوانین جزایی ایران ناديده گرفته شد. نام برخی از بازداشت شدگان که به کانون مدافعان حقوق بشر اعلام شده و یا در سایت های خبری آمده، به شرح زیر است:
1) حزب مشارکت ایران اسلامی: محسن میردامادی، محمدرضا خاتمی، زهرا مجردی، زهره آقاجری، سعید حجاریان، عبدالله رمضان زاده، محسن صفایی فرهانی، محسن امین زاده، آذر منصوری، علی تاجرنیا، داود سلیمانی، مهدی میردامادی، مهدی شیرزاد، حسین نعیمی پور، علی‌ پیرحسینلو، حسین نورانی نژاد، مهدی محمودیان، حمزه غالبی، سعيد شيركوند، سعید شریعتی، محسن حجاریان، شهاب الدین طباطبایی، جلال محمد لو، مصطفی تاج زاده، علی تقی پور و سعيد نورمحمدی
2) سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: بهزاد نبوی، سيد احمد حسينی، جواد امام، فيض الله عرب سرخی،صادق نوروزی، مجید نیری و علیرضا افتخاری
3) حزب اعتماد ملی: ابراهیم امینی و فیاض زاهد
4) حزب کارگزاران سازندگی: محمد عطریانفر، جهانبخش خانجانی، هدایت الله آقایی، روشنک سیاسی و آیدا مصباحی
5) مجمع روحانیون مبارز: محمدعلی ابطحی
6) سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی: احمد زید آبادی و عبدالله مؤمنی، امیر اقتنایی، حامد ایرانشاهی و موسی ساکت
7) مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه: عبدالرحیم سلیمانی
8) نهضت آزادی ایران: ابراهیم یزدی، محمد توسلی، عماد بهاور، احمد افجه ای، علی مهرداد، سعید زراعتکار، روح الله شفیعی، محمد رضا احمدی نیا، مجتبی خندان، محسن حکیمی، محمد باقر علوی، غفار فرزدی، جلیل شربیانلو، غفارزاده، علی اشرف سلطانی آذر، پناهی، سیف لو، لعیا فرزدی، مجید جابری، دادیزاده، مهدی یار بهرامی، منصور غفاری، رحمت الله امیری، امیر حسین جهانی، رحیم یاوری، روح الله رحیم پور، مهدی خدادادی، یعقوب زاده، خانم ثابتی، خانم شاملو، احد رضایی، رضا ارجینی، جلال بهرامی، صادق رسولی، منصور وفا و باقر فتحعلی بیگی
9) جنبش مسلمانان مبارز: عباس پور اظهری، رحیم همتی و رضا کاظمی
10) شورای فعالان ملی- مذهبی: هاله سحابی، تقی رحمانی، رضا علیجانی، هادی احتظاظی و هدی صابر
11) جبهه ملی ایران: کورش زعیم
12) حزب آزادی مردم ایران: کيوان صميمی بهبهانی
13) حزب همبستگی: عباس میرزا ابوطالبی
14) حزب جامعه مدنی: حسین مجاهد
15) اعضای ستادهای میر حسین موسوی و مهدی کروبی: سید عليرضا حسینی بهشتی، شمس الدین عیسایی، محمدرضا جلايی پور، محمد عزلتی مقدم، شاپوركاظمی، مرتضی الویری، حسین تاجیک، محمد ذبیحی، طاها ذبیحی، سعیده کردی نژاد، علی وفقی، حسين نيکخواه، رضا همايی، عباس کوشا، اميرحسين شمشادی، زويا حسنی، علیرضا هاشمی، حمزه کرمی، سمیه توحیدلو، حسين موسوی، حسن سوری و علی مقامی
16) فعالان سیاسی و مدنی: کبری زاغه‌دوست، اشکان اسکندری، زهرا جباری، عاطفه نبوی، جواد لاری، محسن دکمه چی، فاطمه ستوده، کیان‌تاجبخش، رضا تقوی، سه نوه آيت الله منتظری حامد، ناصر و هاجر منتظری، سه نوه ديگر آيت الله منتظری به همراه مرضيه الهی نيا همسر حامد منتظری و سارا عزيزی همسر ناصر منتظری و همچنين لعيا ربانی، دختر مرحوم آيت الله ربانی املشی، بتول مصطفوی منتظری عروس او و محمد حسين ربانی و زهرا دوست محمدی نوه های او، فاطمه دردکشان، ضیاءالدین ( مصطفی) نبوی، ادريس آرياشکوه، ضياء الدين صبوري، فائزه هاشمی رفسنجانی به همراه دخترش مونا لاهوتی، فریده هاشمی نژاد، همسر حسین مرعشی- عضو حزب کارگزاران سازندگی- به همراه دخترش طاهره مرعشی و خواهر زن مرعشی، رسول بداقی، محمد ملکی، حسام سلامت، ناصح فریدی، آدرین جلالی، کلوتیلد ریس ( تبعه فرانسه)، کامران آسا، نازک افشار ( کارمند سفارت فرانسه)، زهرا میریونسی- همسر و برادر و همسر برادر علی تاجرنیا-، علیرضا خوشبخت، مجيد زماني، مهناز محمدی، جعفر پناهی و همسر و دختر جعفر پناهی، فیروزه خسروانی، رخساره قائم مقامی، شادی صدر، حسین رسام ( کارمند سفارت انگلستان)،مهدی خزعلی، سارا صباغیان، بهاره دولو، امیر رییسیان، مهتاب نصیرپور، هما روستا، حسین زمان، رئوف طاهری، احمد مدادی، رضا عباسی، محمدحسین داودی، خسروانی، هاشم خواستار، مطلق، مهدی موسوی‌نژاد، محمد آزادی، حسن امینی، محسن باستانی، مهرداد بال افکن، عادل دهدشتی، مهدی عبایی، احمد مرادی، جاوید رمضانپور، منصور نبی زاده، روح الله شهسواری، محسن روزبهان، حسن معادیخواه، علیرضا خوشبخت، زهرا توحیدی، هانیه یوسیفان، احسان باکری، سعید نیکخواه، همایی، فتاحی، ذاکری و محمود ابراهیمی

ج- محاکمه های قضایی فعالان سیاسی و مدنی:
اولين جلسه‌ رسيدگي به اتهامات حدود 30 تن از متهمان پرونده حوادث پس از انتخابات، دهم مرداد 1388 در شعبه 15 دادگاه انقلاب در محل سالن اجتماعات امام خميني دادگستري كل استان تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد. ‌اتهامات مطرح شده در كيفرخواست صادره از سوي دادسراي عمومي و انقلاب تهران، اقدام عليه امنيت ملي، اخلال در نظم عمومي، تخريب اموال عمومي و اماكن دولتي اعلام شد. در اين جلسه افرادی نظير بهزاد نبوي، محمد عطريان‌فر،محمد علی ابطحي، محسن ميردامادي، عبدالله رمضان‌زاده و محسن امين‌زاده به چشم مي‌خوردند. دادگاه چهار جلسه دیگر نیز تا کنون، تشکیل داده است.
اما بر اساس ماده واحده‌اي که در مجمع تشخيص مصلحت نظام به تصويب رسيده است، تشكيل جلسه دادگاه بدون حضور وكيل متهمان غيرقانوني است و همه متهمان بايد حق دسترسي به وكيل و حق سكوت را داشته باشند و طبق قانون اساسي نيز دادگاه بايد زمينه دسترسي به وكيل را براي همه فراهم آورد. از همین رو محمد رضا تابش، دبیر کل فراکسیون خط امام در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس، «پارلمان نیوز» گفت: «نحوه محاکمه دستگیرشدگان که در آن نه به وکلا دسترسی است و نه خانواده و حتی خود زندانی‌ها از اتهام‌ها مطلع نیستند، همه را بهت زده کرده است.» تابش در خصوص وضعیت محمد علی ابطحی به نقل از همسر ابطحی که به ملاقات او رفته بود، اظهار داشت:« بعد از 43 روز که همسرم را دیدم حدود 18 کیلو وزن کم کرده ‌بود و آقای ابطحی می‌گفت که چند روزی است که قرصی را به من می‌دهند که من را از جار و جنجال و هیاهوی این دنیا فارغ کرده است.»

د- صدور احکام قضایی:
1) محمدرضا علی زمانی، آرش رحمانی‌پور، حامد روحانی‌نژاد و داود فریچه میراردبیلی به اتهام عضویت در”انجمن پادشاهی ایران” و ناصر عبدالحسینی به اتهام ارتباط با مجاهدین خلق، پنج نفر از متهمانی هستند که در پی برگزاری دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات به اعدام محكوم شدند. این در حالی است که برخی افراد حاضر در دادگاه پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، بازداشت شده بودند.
2) عبدالله‌ نژاد، وکیل دادگستری و دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق به 28 ماه حبس محکوم شد.

ر- سایر موارد:
1) بهزاد نبوی، عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی به علت عود بيماری فتق به بيمارستان بقيه الله اعزام شد.
2) همسر محمد ملکی در نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه با تشریح بیماری‌های همسرش و وضعیت نامناسب جسمی وی، خواستار انتقال محمد ملکی 76 ساله- مسن ترین زندانی سیاسی- به بیمارستان جهت معاینه پزشکی شد.
3) هادی رسایی، فرزند جمشید رسایی، عضو مشترک شاخه گیلان حزب مشارکت وسازمان مجاهدین که در راهپیمایی روز قدس دستگیر شده بود، اعلام کرد که در 24 ساعتی که در بازداشت بوده، به طور مرتب مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
4) مراسم ترحیم محسن روح الامینی با دخالت نیروهای امنیتی و انتظامی برگزار نشد.
5) سرپرست معاونت امنیتی و انتظامی استانداری خراسان رضوی از بازداشت 86 نفر، دادستان تبریز از بازداشت 50 الی 60 نفر، دادستان اصفهان از بازداشت 200 نفر، دادستان زنجان از بازداشت 30 نفر و رئیس کل دادگستری استان لرستان از بازداشت تعدادی از مردم شرکت کننده در راهپیمایی های اعتراضی اولین روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری خبر دادند.

– وضعیت دانشگاه و دانشجویان پس از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
با اعلام نتیجه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور نیز با برگزاری تجمع هایی نسبت به این مسأله واکنش نشان دادند. اعتراض دانشجویان به نتیجه انتخابات در کوی دانشگاه تهران با ورود نیروهای لباس شخصی به خوابگاه دانشجویان و حمله به دانشجویان ساکن در این خوابگاه همراه شد که در نتیجه آن، ده ها تن از دانشجویان مجروح و مضروب شدند. ورود به کوی دانشگاه تهران و تهاجم به دانشجویان، انتقاد شدید رهبر جمهوری اسلامی را به همراه داشت. سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق ایران نیز در واکنش به این اقدام، تصریح کرد که ممانعت از « بررسی مساله‌ای مثل حمله وحشیانه به خوابگاه دانشجویان یا وضعیت زندانیان توسط مجلس» به معنی «انحراف نظام» است. اما گزارش ها حکایت از بازداشت دانشجویان معترض دانشگاه های مختلف ایران و یا احضار آنان به کمیته های انضباطی و یا مراکز امنیتی دارد که نام برخی از این دانشجویان به کانون مدافعان حقوق بشر گزارش شده و یا در سایت های خبری آمده، به شرح زیر است:

الف- بازداشت دانشجویان:
افتخار برزگریان، کاوه اولاد، ایوب نعمتی، محسن جعفری مقدم، علی رفاهی، کاظم رضائی، غلامرضا حسین زاده، محبوبه خادمی، دلیر بارخدا، علی صالح پور، محمد امین کریمی، حمزه بنام، عباس رحمتی، وحید استخر، حمداله نامجو، اسماعیل جلیلوند، آرش گیتی، علی قاسمی، میلاد سرحدی، سیامک یاقوتی، محسن صنعتی پور ، شایان صارمی ، امین ریاحی، مهدی خسروی، حسام سلامت، عزت تربتی، امیر حسین استیری، احسان نجفی، آیدین خواجه ای، فراز زهتاب، سجاد طاهرزاده، سهند بختیارپور، مصطفی منفرد، مهدی کریمی، حسین رحیمی، امین نیک زاده، سعید شجاعی زاده، خسرو موسی وند، سیاوش حاتم ، مهدی مسافر، حجت بختیاری، پوریا شریفیان، رضا جعفریان، ناصح فریدی، علیرضا عاشوری، نیما نحوی، ایمان صدیقی، محسن برزگر، حسام الدین باقری، سیاوش سلیمی نژاد، حمیدرضا جهان تیغ، علی تقی پور، مهرداد اسلام خواه، امین استادی، میلاد گاراژیان، بهزاد پروین، علی سپندار، اشکان ذهابیان، محمد اسماعیل زاده، امیر کلهر، حسام نصیری، علی شجاعی، پیام حیدر قزوینی، نسیم ریاحی، مجتبی رحیمی، عطا رشیدی، سیامند غیاثی، محمد جعفری، مجید دری، مصطفی مهدی زاده، امین نظری، علیرضا کیانی، میلاد حسینی کشتان، علی نظری، سیاوش صفوی، علی دیناری، رحمان یعقوبی، مازیار یزدانی، علی عباسی، شوانه قادری، امیر حسین سرحدی، بهرام بهرامیان، شهریار حسین بر، احمد ریگی، سعید ارباب زهی، لیلا اسفاری، علیرضا بابالو، مجتبی خداکرمی، سامان ولدبیگی، مصطفی آهو خش، مسلم زمانی، عمر حسابی، منصور یاقوتی و مهدی (سهیل) یادگاری

ب- احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی و صدور احکام انضباطی:
1) حمیدرضا صحرایی، سجاد حسینی فخر، محسن برزگر، ایمان صدیقی، حسام باقری، نیما نحوی، احمد محمد نیا، حمیدرضا جهان تیغ، محمد علمی، راضیه دیلم صالحی، معین اسلامی جم، سیاوش سلیمی نژاد، امیركسری كیانی، آرش معینی، کاوه دانشور، مهدی کاظمی نسب، جواد شفیعی، مرضیه شفیعی، سیاوش حاتم، پوریا شریفیان، حجت بختیاری، رضا جعفریان، مهدی مسافر، علی رضایی، فرید زندی، کیانوش رضایی، مهدی حکیمی، مصطفی مهدی زاده، حمیرا خلیلی، نگار اسماعیلیان، حسین زمانی، محمد علی قهرمانی، رضا جعفری، محمد حسن اسکندریان به کمیته انضباطی احضار شدند. رضا عرب، علیرضا کیانی، میلاد حسین کشتان، سیاوش صفوی، علی نظری، علی اصغر آدینه وند، آرنوش ازرحیمی، مرجان فیاضی، سیاوش رضائیان، مهدی داوودیان، مهدی محمدی تکدام، مازیار یزدانی نیا نیز احضار شده اند.
2) شهریار حسین بر به حذف دو ترم با احتساب سنوات و پیشنهاد اخراج به کمیته انضباطی مرکزی، امین صالحی به حذف دو ترم با احتساب سنوات و پیشنهاد اخراج به کمیته انضباطی مرکزی، ستار محمودی به حذف دو ترم با احتساب سنوات، سینا قاسمی به حذف دو ترم با احتساب سنوات، سجاد بریمانی به حذف دو ترم با احتساب سنوات، محسن خوش نیت به حذف دو ترم با احتساب سنوات، علی لطفی به حذف دو ترم با احتساب سنوات، میثم شمسی به حذف دوترم، حسین رستگار به حذف دو ترم، آرمین قرا گزلو به حذف دو ترم و بابک زمانیان به 3 ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند. همچنین علی پارسا و مرتضی سیمیاری به دانشگاه ممنوع الورود شدند.

ج- بازداشت استادان دانشگاه:
ایزدی و مجذوبی از اساتید دانشگاه بوعلی سینای همدان، سید حسن سلطانی معاون دانشجویی دانشگاه هنر، کرمانشاه استاد دانشگاه صنعتی شریف، حسینعلی عرب عضو هیات علمی دانشکده دامپزشکی دانشکاه تهران و حمید چوبینه استاد دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران بازداشت شدند.

د- سایر موارد:
1) پس از اعلام نتایج اتنخابات ریاست جمهوری سه تجمع در دانشگاه شیراز برگزار شد که در روز سوم به درگیری انجامید.
2) سید مسعود علوی، دانشجوی دانشگاه آزاد ارومیه به دو ترم تعلیق توسط دانشگاه و دویست هزار تومان جزای نقدی و سی ضربه شلاق محکوم شد.
3) دفتر انجمن اسلامی دانشگاه مازندران پلمپ شد.
4) دفتر انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده مهندسی دانشگاه سيستان و بلوچستان توسط افرادی ناشناس به آتش کشيده شد.

6- وضعیت احزاب و نهادهای مدنی پس از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
1) دفتر « انجمن دفاع از حقوق زندانيان» پلمپ شد.
2) دفتر « انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران» که حدود 12سال پیش فعالیت خود را در تهران آغاز و به تدریج دامنه فعالیت خود را به سراسر کشور گسترش داد، در ساعت 9 شب چهارشنبه 14 مرداد پلمپ شد. پیش از این نیز وزارت کار و امور اجتماعی دولت نهم محمود احمدی نژاد بر سر برگزاری انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران اختلاف‌هایی با این نهاد صنفی داشت که دامنه آن به دیوان عدالت اداری نیز کشیده شد. دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران به عنوان تنها تشکلی که قابلیت پیگیری مطالبات صنفی خبرنگارن و روزنامه‌نگارن را دارد، در حالی پلمپ شد که اعضای آن خود را برای شرکت در مجمع عمومی که قرار بود در 15 مرداد ماه 1388 برگزار شود، آماده می کردند.
3) دفتر کميته منتخب موسوی- کروبی برای پيگيری امور بازداشت شدگان و آسيب ديدگان و جان باختگان جنبش سبز، پلمپ شد و اسناد و مدارک اين کميته ضبط شد.
4) دفتر شخصی مهدی کروبی پلمپ شد.
5) دفترهای حزب اعتماد ملی و حزب مشارکت ایران اسلامی پلمپ شدند.
6) دفتر نشر آثار آيت الله سید محمد حسینی بهشتی ( اولین رییس شورای عالی قضایی) پلمپ و پس از مدتی رفع پلمپ شد.
7) ستادهای انتخاباتی اصلاح‌طلبان از جمله ستاد معروف به « قیطریه»، پلمپ شدند.

قسمت دوم: وضعیت حقوق بشر در نیمه اول سال 1388

بخش اول – حقوق مدنی و سیاسی
دولت ایران از آنجا که بر اساس تضمین های حقوق داخلی از جمله ماده 9 قانون مدنی، به مفاد الزام آور میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966 ) متعهد و ملتزم است، باید بر ضرورت تضمین حقوق مدنی و سیاسی افراد توجه داشته باشد. اما آنچه وضع موجود از میزان التزام دولت به این حقوق بنیادین نشان می دهد، افق های چندان روشنی برای آن متصور نیست. گزارش وضعیت بهار و تابستان 1388 در این خصوص به شرح زیر است :

– وضعیت فعالان سیاسی – اجتماعی دگر اندیش
مواردی که در خصوص وضعیت فعالان سیاسی – اجتماعی به کانون مدافعان حقوق بشر گزارش شده ، به شرح زیر است:

الف – بازداشت ها:
1) حسین (عارف) لسانی، محسن رفیع و حامد حیدری از فعالان مدنی آذربایجانی و محی الدین آزادی بازداشت شدند.
2) دولت سوئیس گفته است که دیپلمات هایش در تهران با جاشوا فضال، سارا شاورد و شان باور، سه آمریکایی که در مرز ایران و عراق بازداشت شدند، ملاقات کرده اند.
3) خانواده عباس صدیقی، جوانی که به گفته نيروي انتظامي شاهرود در بازداشتگاه كلانتري ۱۱ اين شهر خودكشي كرده است در نامه اي به فرماندهي نيروي انتظامي استان سمنان اين موضوع را رد كرده و علت مرگ وي را ضرب و شتم عنوان کردند.
4) محمد صیادی، جهت اجرای حکم حبس دو ساله به زندان الوند شهر همدان منتقل شد.
5) نماينده دادستان تهران در استاديوم آزادی از بازداشت 25 نفر در جريان دربی پايتخت خبر داد.
6) دادستان زاهدان از بازداشت 58 ایرانی و 30 افغان در جریان نا آرامی های این شهر خبر داد. ایرانی های بازداشت شده به مشارکت در اغتشاش، آتش سوزی، تخریب، سرقت منازل و ضرب و شتم متهم شده اند.
7) مهدی معتمدی مهر، کاوه رضایی، علی کلايی، مسعود کردپور و فرهاد حاج میرزایی آزاد شدند. همچنین پدر و مادر رضا یونسی، عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر آزاد شدند. از سوی دیگر حسین عزت زاده، اصغر فنی پور، حسین مجتهدی، حاج آقا کمیلیان، حمید مجتبایی، حسین ریاحی، علی قادری، محمد علی رباطی و خانم مرادی از اعضای جبهه ملی ایران بازداشت و پس از مدتی آزاد شدند.

ب- محاکمه های سیاسی و عقیدتی:
1) جلسه رسيدگي به اتهام دو نماينده‌ مجلس مرتبط با پرونده‌ عباس پاليزدار به دليل عدم حضور اين دو نفر، به صورت غيابي برگزار شد.
2) دادگاه محمد کريمی، بهاءالدين ساعدی، خالد مصطفی زاده، ايوب معروفی، رحمان رضايی و چهار جوان ديگر کرد که اسامی آن ها تاکنون مشخص نشده است، برگزار شد.
3) عبدالله رمضان زاده، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با شکایت معاون حقوقی رئیس جمهور نهم به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد.
4) اکبر اعلمی، نماینده سابق تبریز در مجلس شورای اسلامی در دادسرای عمومی و انقلاب تهران مورد بازجوئی قرار گرفت.

ج- صدور احکام قضایی:
1) دادگاه تجدید نظر، حکم شش و سه سال زندان دادگاه بدوی برای آرش علایی و کامیار علایی دو پزشک فعال در زمینه مبارزه با بیماری ایدز و افزایش آگاهی عمومی درباره این بیماری را تأیید کرد. همچنین سیلوا هارتونیان، زن امدادگر ارمنی تبار ایرانی و محمد احسانی نیز به سه سال زندان محکوم شدند. ابراهیم نوری، دانش آموز 17 ساله آذربایجانی در اهر به تحمل ده ماه حبس تعلیقی به مدت پنج سال محكوم شد. حامد یازرلو به 3 سال زندان و خدیجه نبوی چاشمی به یک سال حبس تعزیری محکوم شدند.
2) حکم اعدام انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی توسط شعبه 4 دادگاه تجدید نظر کردستان لغو و به ترتیب به یک و5 سال زندان محکوم شدند. با رأی دیوان عالی کشور حکم اعدام هیوا بوتیمار لغو شد.
3) عباس پاليزدار به اتهام اقدام عليه امنيت كشور به چهار سال حبس تعزيري، انتشار و افشاي اسناد سري، محرمانه و دولتي به سه سال حبس تعزيري، خيانت در امانت به يك‌سال حبس تعزيري، تحصيل مال نامشروع به يك‌سال حبس تعزيري و رد مال به مجلس شوراي اسلامي به مبلغ شش ميليون و ‌207 هزار و 642 ريال، تهمت و افترا به شكات به شش ماه حبس تعزيري و نشر اكاذيب نيز به شش ماه حبس تعزيري محكوم شد.
4) محمد قادری به 4 ماه ، جهانگیر سهرابی به 5 سال، زبیر والی علی به 8 سال، ستار منصوری به 4 سال، ساروان یوسفی به 2 سال و پرویز فخری زاده به 2 سال حبس محکوم شدند.
5) حکم محکومیت پیمان عارف به تحمل حبس به اجرا گذارده شد.

د- سایر موارد:
1) سید محمد سیف زاده، عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر و دبیر کمیته انتخابات آزاد، سالم و عادلانه به دادگاه احضار شد. این احضار در حالی برای این وکیل دادگستری ارسال شده است که پیش از این، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) به نقل از سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد که نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر به دلیل تبلیغ علیه نظام به دادگاه فراخوانده خواهد شد. البته این عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر پس از انتشار این خبر اعلام کرد که تا کنون هیچ احضاریه ای از سوی مقام های قضایی دریافت نکرده است.
2) نیروهای امنیتی، نهم اردیبهشت ماه 1388 از برگزاری جلسه «کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» که در مرداد ماه 1386 به ابتکار «کانون مدافعان حقوق بشر» و به عنوان اولین اقدام ملی این سازمان مردم نهاد، توسط جمعی از فعالان سیاسی و اجتماعی تأسیس شد، ممانعت به عمل آوردند.
3) اعضاي هيات مديره کانون هاي وکلاي سراسر ايران با صدور بيانيه ای، آيين نامه اجرايي جديد قوه قضائيه را فاقد قابليت اجرا و مصداق ورود قوه قضائيه به حيطه قانونگذاري توصيف کردند و به شدت به اين آيين نامه اعتراض کردند.
4) حاج آقا عبادی، رییس مدرسه رستگاران خاش به ضرب گلوله کشته شد. ماموستا برهان عالي، امام جمعه موقت سنندج و بهاران اين شهر در منزل شخصي‌اش توسط افرادي ناشناس کشته شد. سید مهدی تخت فیرروز، رئیس شورای شهر سنندج، به ضرب گلوله افراد ناشناس ترور شد. حسن داوطلب، قاضی شعبه چهار دادیاری سنندج، هنگام خروج از خانه خود مورد سوء قصد قرار گرفت و در اثر اصابت گلوله، از ناحیه پشت گردن زخمی شد. ماموستا ملا محمد شیخ الاسلام، نماينده مردم استان كردستان در مجلس خبرگان رهبری توسط افراد مسلح ناشناس هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
5) هادی قابل عضو زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی به علت بیماری در بیمارستان بستری شد. عباس پاليزدار در بيمارستان بستری شد.
6) اتهام نشر اکاذیب به محمد اولیائی‌فرد، وکیل دادگستری وارد شد.
7) از برگزاری مراسم سالگرد دکتر یدالله سحابی و آيت الله طالقاني در حسینیه ارشاد ممانعت به عمل آمد. جنبش مسلمانان مبارز و نهضت آزادی ایران برای برگزاری مراسم سالگرد تأسیسشان با ممانعت مواجه شدند.
8) مراسم شب های احیاء در حرم امام خمینی لغو شد.
9) برگزاری مراسم خاوران با ممانعت مواجه شد.
10) عبدالفتاح سلطانی، محمد سیف زاده و هادی اسماعیل زاده سه عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر ممنوع الخروج شدند.
12) ) پیکر علی بادوزاده در اطراف شهرستان مهاباد پیدا شد.
13) در هنگام سخنرانی مهدی کروبی نامزد ریاست جمهوری، برق مسجد سیدها در شهر اراک قطع شد. همچنین در زمان سخنرانی میرحسین موسوی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری در مشهد، گاز فلفل پرتاب شد.

– وضعیت کتاب و مطبوعات ، نویسندگان و روزنامه نگاران

در این خصوص آنچه گزارش شده، عبارت است از بازداشت و برگزاری جلسات محاکمه قضایی دست اندرکاران این حوزه که به شرح زیر است:
الف- بازداشت ها:
1) نقی احمدی آذر مقدم و علی محمودی بازداشت شدند.
2) سعيد متين پور برای طی کردن هشت سال محکومیت، روانه‌ زندان شد.
3) عباس جليليان با توديع وثيقه‌ ، نقی احمدی آذر مقدم به قید وثیقه و حامد عطائی با قرار کفالت از زندان آزاد شدند.
4) محمد حسن فلاحيه زاده از زندان آزاد شد.

ب- محاکمه های قضایی:
1 ) مديران مسوول روزنامه‌هاي « ايران» و « كيهان»، مديرعامل خبرگزاري «فارس» و سايت رجانيوز با شكايت سيد محمد خاتمي، سید عليرضا بهشتي و مهدي هاشمي به دادگاه احضار شدند. پرونده‌ عبدالحميد محتشم، مدير مسوول هفته نامه «يالثارات الحسين» با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست از سوي دادسراي عمومي و انقلاب به شعبه‌ 1083 دادگاه عمومي تهران ارسال شد.
2) جلسه‌ رسيدگي به اتهامات حسين شريعتمداري- مديرمسوول روزنامه‌ كيهان، محمد جواد حق‌شناس- مدير مسئول روزنامه اعتماد ملي، فريدون وردي‌نژاد- مديرمسوول وقت روزنامه‌ ايران، حبيب الله غلش‌لي- مدير مسوول روزنامه اقتصاد پويا، محمدعلي وكيلي- مديرمسوول روزنامه ابتكار، محمدولي مفيدي- مدير مسوول نشريه‌ هنر آشپزي، كامران احمدپور- مديرمسوول روزنامه ورزشي 90، مصطفي كواكبيان- مديرمسوول روزنامه مردم سالاري و پرويز اسماعيلي- مدير مسوول وقت روزنامه تهران امروز برگزار شد.
3) جلسه رسيدگي به پرونده محمدرضا پهلوان- مدير مسوول نشريه‌ «بانگ»، رضا كفاش تهراني- مديرمسوول نشريه كيان و نشریه های سياست روز، ابتكار، روز ورزش، ليان، موج، توليد، صبح آزادي، البرز ورزشي، گزارش و راسان به وقت ديگري موكول شد.
4) رضا عباسي سردبير هفته‌نامه‌ صبح آزادي و منصور جمشيدي خبرنگار اين هفته‌نامه مورد محاكمه قرار گرفتند. جلسه تجديدنظر خواهي پرونده‌ ركسانا صابري برگزار شد. رکسانا صابری روزنامه نگار آمریکایی ایرانی تبار می گوید او پس از اینکه در ایران بازداشت شد، برای اینکه اعتراف کند، جاسوس آمریکا است زیر فشار روانی فوق العاده قرار گرفت. رضا صابری پدر رکسانا صابری نیز به دادگاه احضار شد.
5) جلسه‌ رسيدگي به پرونده‌ ميثم زما‌ن‌آبادي، مدير سايت «ايرانيوز» به وقت ديگري موكول شد.
6) احمد حسن نژاد ازریل، مسئول سرویس اجتماعی و اقتصادی ماهنامه « تدبیر فردا» و محمدصادق جوادی حصار، مدیر مسئول روزنامه توقیف شده « توس» به دادگاه احضار شدند.
7) محمد صدیق کبودند محاکمه شد.

ج- صدور احکام قضایی:
1) سامان رسول‌پور، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر به يك سال حبس تعزيری و سجاد خاکساری خبرنگار نشریه توقیف شده « قلم معلم» به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شدند.
2) حکم محکومیت کیوان صمیمی به اداره اجرای احکام ارسال شد.
3) روزنامه « روز ورزش» به مديرمسوولي صدرالدين كاظمي به مدت شش ماه تعطيلي پس از قطعيت حكم، روزنامه‌ «كارگزاران» به مديرمسوولي سيد مرتضي سجاديان به مدت شش ماه تعطيلي پس از قطعيت حكم، ماهنامه‌ «راسان» به مدير مسئولي ثريا عزيز پناه به 5 ميليون ريال جزاي نقدي، مهدي رحمانيان مديرمسوول روزنامه‌ توقيف شده «شرق» به پرداخت يك ميليون تومان جزاي نقدي بدل از حبس محكوم شدند. پرونده‌ نشريه «تاك»، به مديرمسوولي رجب رحماني مختومه اعلام شد. نشريه‌ «صبح آزادي» از اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي تبرئه شد.
4) هيات منصفه مطبوعات مدير مسوول روزنامه سياست روز را مجرم ندانست اما مدير مسوول نشريه توليد را مجرم دانست. محمد نعيمي پور، مدير مسوول روزنامه «ياس نو» نيز توسط هیأت منصفه مطبوعات در مواردي مجرم شناخته شد و در مواردي مجرم شناخته نشد.
5) خبر محکومیت عبدالله شهبازی، مدیر سابق مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی و نویسنده کتاب «زمین و انباشت ثروت، تکوین الیگارشی جدید در ایران امروز» به اتهام « نشر اکاذیب، توهین و افترا» و محکومیت وی به تحمل شلاق، حبس و جزای نقدی در حالی از سوی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران منتشر شد که حکم به وی یا وکلایش ابلاغ نشده بود.

د- سایر موارد:
1) ویستار، جامه دران، نسل نواندیش، دیگر، آگاه و اختران از جمله ناشرانی بودند که از حضور در بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران محروم شدند. همچنین به کتاب هایی که دارای مجوز بودند، از جمله کتاب های هوشنگ گلشیری، صادق هدایت و صادق چوبک اجازه توزیع داده نشد. تعدادی از آثار عباس معروفی، ابراهیم گلستان، احمد محمود و حسین سناپور روز قبل از آغاز نمایشگاه کتاب، لغو مجوز شدند. كتاب‌هایی همچون مجموعه داستان «موسیقی آب گرم» نوشته «چالرز بوكوفسكی» با ترجمه بهمن كیارستمی و « سرزمین گوجه‌های سبز» با ترجمه «غلامحسین میرزاصالح» نیز در نمیشگاه کتاب، توزیع نشدند.
2) الهه دهنوي، مدير انتشارات مرورايد در رابطه با كتاب‌هاي مانده در ارشاد گفت: از دو سال و نيم پيش تاكنون چندين جلد كتاب، شامل تاليف، ترجمه، ‌رمان، داستان كوتاه در ارشاد به حالت تعليق مانده و هيچ اصلاحيه‌اي براي آنها داده نشده است. از نمونه اين كارها رمان « جاده» نوشته « مك كارتي» با ترجمه «حسين نوش‌آور» است كه هنوز موفق به دريافت مجوز نشده است، غير از اينها حدود هشت تا نه كتاب ديگر با همين شرايط در ارشاد مانده‌اند. وي افزود : از ديگر آثار معلق در ارشاد، كتاب دوم آقاي محمدرضا رهبريان است به نام « بر خاكستر ققنوس» كه گردآوري و نگاهي به داستان‌هاي صادق چوبك است. دهنوي با اشاره به كتاب شهريار وقفي‌پور، كه مجموعه مقالاتي در باب جامعه‌شناسي هنر است، افزود: اين كتاب هم از دو سال پيش در ارشاد مانده است. از الهه دهنوي اثري به نام كاغذهاي سوخته، مجموعه داستان‌هاي كوتاه، در انتظار مجوز است.
3) چاپ سوم کتاب « زنان خود سوخته» نوشته پروین بختیارنژاد توقیف شد. همچنین کتاب « چه کسی شکست خوردگان را دوست دارد» دومین رمان شمس لنگرودی ممنوع الچاپ اعلام شد.
4) ابراهیم یزدی در نامه ای سرگشاده خطاب به صفار هرندی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد، نزدیک به ۳ سال است که وزارت ارشاد برای چاپ کتاب اینجناب تحت عنوان « بازرگان اسوه صداقت و تقوی» مجوز صادر نمی کند.
5) وزارت ارشاد جلوی توزیع کتاب « قایق سواری در تهران» نوشته محمدعلی سپانلو را گرفت.
6) امیر حسین زادگان، مدیر انتشارات ققنوس گفت: در دولت نهم ممیزی با احتساب اعمال سلیقه در زمینه نشر دردسرهای بسیاری را برای ناشران ایجاد کرده و بخش خصوصی نشر را به آستانه ورشکستگی رسانده است. برای نمونه در بخش رمان، «برسان کتاب» بیشترین ممیزی و اعمال سلیقه را به کار می برند، هیچ کتابی در این حوزه ممکن نیست بدون اصلاحی و حذفی موفق به دریافت مجوز شود.
7) محمد علی جعفریه، مدیر نشر ثالث گفت: همه ناشران این روزها درگیر ممیزی، آن هم از نوع سلیقه ای هستند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دستگاه عریض و طویلی را برای کنترل و قیچی کردن عرصه فرهنگ دارد. بحث ممیزی در تمام این سال ها هرگز در چارچوب خاصی نگنجیده است و برای همین این عرصه با روی کار آمدن دولت ها تنگ و فراخ می شود. این روزها به مدد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سایه ممیزی بیش از هر روز گار دیگری بر سر حوزه فرهنگ سایه انداخته است.
8) نازي اسكويي مدير مسئول نشر « ديگر» احضار شد. اين امر به دنبال بازرسي از منزل و دفتر نشر ديگر بود. كامپيوترها، اسناد انتشارات، اسناد مالي و ملكي در اين بازرسي توقيف شده است. علاوه بر احضار اسكويي، علي اميني و ياشار اميني كاركنان نشر ديگر نيز احضار شده‌اند.
9) روزنامه « یاس نو» توقیف و هفته نامه « مردم و جامعه» و روزنامه « صدای عدالت» از سوی هيات نظارت بر مطبوعات وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی، لغو امتياز و توقيف شدند. همچنین نشریه « ولایت قزوین» توقیف شد.
10) روزنامه ها و نشريات داخل کشور از تحليل در مورد اجلاس ژنو و ‏سخنان محمود احمدي نژاد منع شدند.
11) بنا به تصمیم شورای سیاستگذاری روزنامه دنیای فوتبال، انتشار این روزنامه متوقف می شود.
12) سايت های فرارو، مدرسه فمینیستی، خبرنامه امیرکبیر، « تربیون»، « نوروز»، « جمهوریت»، «آفتاب»، « یاری نیوز» و « انسانیت» فیلتر شدند. پایگاه های اینترنتی موج سوم و موج چهارم که تلویزیون اینترنتی بود، فیلتر شدند.
13) رییس سازمان تبلیغات اسلامی از تنظیم قوانین جدید برای مسدود کردن سایت‌های اینترنتی متخلف خبر داد.
14) طبق آخرين آمار آمادگي ديجيتالي، ايران از بين69 كشور، پایین ترین رتبه را كسب كرد. در اين رتبه‌بندي يكي از شاخص‌ها، دسترسي به اينترنت پرسرعت است.
15) علا الدين بروجردي، رئيس كميسيون امنيت مجلس با اشاره به خطر اطلاع رساني توسط سايت‌‌هاي اينترنتي، از لزوم رسمي شدن فيلتر اين دسته از سايت‌ها سخن گفت. در همين زمينه يكي از فعالان اينترنت نيز اعلام كرده است تا كنون بيش از 10 ميليون سايت فيلتر شده است. طبق اعلام گروه گرداب بيش از 4 ميليارد دلار براي انسداد سايت‌هاي غير‌اخلاقي هزينه شده است كه در اين خصوص رشيدي مديرعامل سابق شركت ديتا نيز در گذشته اعلام كرده بود كه بيش از 7 ميليارد تومان براي فيلترينگ هزينه شده است.
16)علي مطهري رئيس كميته مخابرات مجلس شورای اسلامی از شكل گيري ساختار كميته فيلترينگ سايت‌هاي اينترنتي خبر داده است كه در اين كميته قرار است محتوای مطالب در اينترنت ارزيابي شود. اين كميته حكم صادر نمي كند تنها محتوا را جستجو و رياست اين كميته جديد بر عهده دادستان كل كشور است.
17) كميته تعيين مصاديق جرائم اينترنتي با حضور 12 نفر ( دادستان كل كشور، وزير اطلاعات، وزير دادگستري، سرپرست آموزش و پرورش، رئيس آگاهي ناجا، معاون وزير فرهنگ و ارشاد و…) تشكيل شده است.
18) بدرالسادات مفیدی، زهرا ابراهیمی، صدیقه ( فرزانه) روستایی، نرگس محمدی و ثريا عزيزپناه از جمله روزنامه نگاران ایرانی هستند که ممنوع الخروج شدند.
19) جعفر پناهی، فاطمه معتمد آریا و مجتبی میر طهماسب از جمله کارگردانان و بازیگران ایرانی، ممنوع الخروج شدند.
20) از خبرگزاری ایلنا در نشست تعیین نمایندگان رسانه ها جهت حضور در کمیته رسانه های فدراسیون فوتبال دعوت به عمل نیامد.
21) ژيلا بنی‌يعقوب و صبا آذر پیک احضار شدند.
22) پاسپورت مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگاری که در لندن مشغول به تحصیل است، در فرودگاه بین‌المللی «امام خمینی» توقیف شد.
23) كیفرخواست فساد فی الارض برای 5 متهم اینترنتی صادر شد.
24) محمد رضا شجريان با انتشار اطلاعيه ضمن غير قانوني دانستن انتشار قطعه سرود آزادي اعلام كرد، مسببان اين حادثه را تحت پيگرد قضايي قرار مي دهد.
25) اعظم طالقانی، مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده « پیام هاجر» اعلام کرد که از سال 1379 تا حالا بلاتکلیف و هنوز منتظر دادگاه است. وی افزود: تقاضای یک نشریه دیگر کردم به نام « رهرو» که پروانه آن صادر شد اما اجازه چاپ ندادند.

– وضعیت دانشگاه ها و دانشجویان
آنچه در خصوص وضعیت دانشجویان در نیمه اول سال 1388 قابل اعلام است، بازداشت تعداد زیادی از آنان و یا احضار به کمیته های انضباطی و یا محاکم و یا محرومیت از تحصیل است که به شرح زیر به اطلاع می رسد:

الف – بازداشت ها:
1) امید شکری، مدیر مسئول سابق نشریه سایان دانشگاه پیام نور اردبیل و دانشجوی فعلی دانشگاه ازمیر ترکیه، پس از بازگشت از ترکیه بازداشت شد. همچنین مهسا نادری، مسعود لقمان- دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی، علیرضا فیروزی- دانشجوی دانشگاه زنجان و حمید ملک زاده- دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران بازداشت شدند.
2) مسعود دهقان، عباس حکیم زاده، نریمان مصطفوی، مهدی مشایخی، مجید توکلی، احمد قصابان و اسماعیل سلمانپور، حسین ترکاشوند، کورش دانشیار و یاسر ترکمن دانشجویان دانشگاه امیر کبیر، سلمان یزدان پناه- دانشجوی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران، ارسلان صادقی، حسین سرشومی و بهمن خدادادی سه دانشجوی دانشگاه اصفهان، مهران راستگار- دانشجوی دانشگاه مالک اشتر اصفهان و فیروز یوسفی- دانشجوی حقوق دانشگاه پیام نور تهران به قید وثیقه آزاد شدند.
3) با آزادی شبنم مددزاده، نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت، که همراه با برادرش بازداشت شده است، با وجود صدور قرار کفالت توسط بازپرس، مخالفت شد.

ب- محاکمه های قضایی:
1) سعيد رضوي فقيه که در فرانسه مشغول به تحصیل است به دادگاه انقلاب احضار شد. هچنین نادر احسنی، فارغ التحصیل رشته مهندسی منابع طبیعی دانشگاه مازندران به دادگاه و مهدیه گلرو، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه به معاونت امنیت دادگاه انقلاب احضار شدند.
2) علی نیکونسبتی، مسئول سابق روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت محاکمه شد.

ج – صدور احکام قضایی:
معصومه (ایران) منصوری، دانشجوی علوم کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر به 10 سال زندان و تبعید به زندان قزل حصار، محمد صیادی، دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشجویان همدان در دادگاه تجدید نظر به 2 سال حبس تعذیری، بهرام واحدی، سورنا هاشمی، آرش رایجی، پیام شکیبا و محمد حسن جنیدی دانشجویان دانشگاه زنجان به یک سال زندان، علیرضا فیروزی دیگر دانشجوی دانشگاه زنجان به یک سال و چهار ماه زندان، فرزاد حسن زاده و محمد زراعتی از دانشجویان فردوسی مشهد به یک سال حبس تعزیری که به مدت 5 سال به حالت تعلیق درآمده است و سهراب کریمی، دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جنوب تهران به پرداخت دو میلیون و یک صد هزار تومان جزای نقدی بدل از 2 سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم شدند.
وریا مروتی، دانشجوی دانشگاه پیام نور بیجار از سوی دادگاه تجدید نظر استان کردستان به یک سال زندان ، کاوه رضایی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه بو علی همدان به 18 ماه حبس تعزیری، علی کانطوری به 32 ماه حبس، ایمان صدیقی، محسن برزگر، نیما نحوی به 10 ماه حبس تعزیری و 5 سال محرومیت از تحصیل در دانشگاه نوشیروانی بابل، سیاوش سلیمی نژاد و علی تقی پور به 10 ماه حبس (كه به مدت 5 سال به حالت معلق درآمده) و 5 سال محرومیت از تحصیل در این دانشگاه، حسام باقری، حمیدرضا جهان تیغ و سعید حسین پور نیز هر یک به 10 ماه حبس تعلیقی به مدت 5 سال محکوم شدند. محمد اسماعیل زاده، دانشجوی دانشگاه پیام نور بابل و وبلاگ نویس نیز به 91 روز حبس تعزیری محكوم شد. همچنین وی به جرم اقدام علیه امنیت ملی و حضور در تجمعات پس از انتخابات به 10 ماه حبس (كه به مدت 5 سال به حالت معلق تبدیل شد) محكوم شد.

د- احضار به کمیته های انضباطی و احکام صادره توسط این کمیته ها:
1) کمیته انضباطی تجدید نظر دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد حکم توبیخ کتبی و درج در پرونده آرش کوهی، دبير سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد را به وی ابلاغ کرد. مسعود حیدری فر و آرش راییجی دانشجویان دانشگاه زنجان به یک ترم و سیامک یاقوتی دیگر دانشجوی دانشگاه زنجان به دو ترم تعلیق ازتحصیل محکوم شدند. سروش شکارچیان، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان در پی حکم کمیته انضباطی به دانشگاه یزد تبعید شد. تایماز امیراصلانی، یکی دیگر از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان به شش ماه تعلیق از تحصیل محکوم شد. مهران عباسی زاده، فاروق معروفی، محمد قدس، هادی بینش، حسن افشاری، سامان جوادی نژاد، امین شجاع، سعدی سپانتا، محمد شریفی، صدرا بلوکی، امجد صالحی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم هر کدام به یک یا دو ترم منع موقت از تحصیل با احتساب در سنوات محکوم شدند. حکم دبیری حسن افشاری، سامان جوادی نژاد، سعدی سپانتا نیز لغو شده و این دانشجویان ملزم به پرداخت خسارت دوره دبیری خود شده اند. کمیته انضباطی دانشگاه بابِل حکم محسن برزگر به یک ترم تعلیق با احتساب سنوات + یک ترم تعلیق بدون احتساب سنوات که از قبل معلق شده بود و اکنون اجرایی شده، نیما نحوی به یک ترم تعلیق بدون احتساب سنوات + دو ترم محرومیت از امکانات رفاهی نظیر خوابگاه و وام ، محمد علمی (دبیر اجرایی انجمن اسلامی) به یک ترم تعلیق بدون احتساب سنوات + دو ترم محرومیت از امکانات رفاهی نظیر خوابگاه و وام ، حسام الدین باقری (دبیر سیاسی انجمن اسلامی) به یک ترم تعلیق با احتساب سنوات، ایمان صدیقی به یك ترم تعلیق با احتساب سنوات، كاوه دانشوربه یك ترم تعلیق بدون احتساب سنوات، سیاوش سلیمی نژاد به توبیخ کتبی با درج در پرونده، امیرکسری کیانی (سرپرست سابق شورای صنفی) به توبیخ کتبی با درج در پرونده، راضیه دیلم صالحی (دبیر زنان انجمن اسلامی) به توبیخ کتبی با درج در پرونده و معین اسلامی جم (دبیر تشکیلات انجمن اسلامی) به توبیخ کتبی بدون درج در پرونده را اعلام کرد.
2) مهران عباس زاده، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم و امین شجاع، عضو شورای مرکزی این انجمن، میلاد حسینی کشتان، دبیر فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران به کمیته انضباطی احضار شدند. پیام حیدرقزوینی، دبیر تشکل اسلامی اصلاح طلب دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین و فرهاد کیاشمشکی، دبیر واحد سیاسی این تشکل به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند.
3) احسان منصوری، دانشجوی دانشگاه امیر کبیر که مدت زیادی را در زندان گذراند، از دانشگاه اخراج شد. او در زمان برگزاری امتحانات ممنوع الورود شده بود. همچنین مجید توکلی و احمد قصابان نیز برای ادامه تحصیل با مشکل مواجه شدند. هدايت غزالی و صباح نصری دو دانشجوی كُرد كه پس از تحمل يك سال و نيم حبس، از زندان آزاد شدند از ادامه‌ تحصيل بازماندند. حکم اخراج سیامن غیاثی، دانشجوی علوم پایه دانشگاه رازی کرمانشاه از سوی کمیته انضباطی این دانشگاه صادر شد.
4) نشریه دانشجویی« گلاوژ» دانشگاه خواجه نصیر و نشریه دانشجوئی « هفت نون» توقیف شدند. همچنین نشریه های دانشجویی « روزنه» و « گچ پژ» برای مدت یکسال توقیف شدند.
5) لیلا صحت و علی قلی زاده، بهزاد جدی، ابراهیم شهبازی و شهرام شوقی از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد، محروم شدند. حامد توفیق، فعال دانشجویی آذربایجان که در کنکور کارشناسی ارشد سال 1388 دانشگاه آزاد شرکت کرده بود، موفق به دریافت کارنامه نشد.
6) امیر جهانگیری، لیدا محمودی، کوروش محمود کلایه، آروین طاهایی، احسان معزی، مجید شاه حسینی، نازلی صباح، مریم سلیمی، آرمان صداقتی، فرزانه شیخی، کبیر فاضلی، ایمان بهرام زاده، سینا صداقت نژاد، غزاله ملا احمدی، مرتضی ورمزیار، یاسر ترکمن، نیما گ.، مجید شیخ پور، بابک پاشا جاوید، سیامک شجاعی، سجاد ویس مرادی، پیام ردایی، آذین اسکندری، علی اصغر سپهری، بامداد غلامی، بیتا صمیمی زاد، روشنک خانی، فهیمه ضیائی، محسن گرامی، یوسف رشیدی، نوید گرگین و محسن غمین احضار شدند.

ه- سایر موارد:
1) مهدی عرب شاهی، بهاره هدایت، میلاد اسدی، فرید هاشمی و امین نظری از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، سعید فیض الله زاده، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی، مجید دری، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی، مادر نرمیان مصطفوی دانشجویی که در آن مقطع در زندان به سر می برد، پدر و مادر میلاد اسدی و اردشیر رضوان از بستگان نریمان مصطفوی که به هنگام تحویل سال نو و به قصد برگزاری مراسم آغاز سال نو در کنار زندان اوین حضور یافته بودند، پس از بازداشت، آزاد شدند.
2) خانواده محمد پورعبدالله، دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه تهران در اعتراض به دستگیری فرزندشان، هنگام تحویل سال نو، سفره هفت‌سین‌شان را کنار زندان قرل حصار پهن کردند.
3) در پی کشته شدن دو تن و زخمی شدن هشت تن از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد تبریز در جریان سانحه‌ای که برای سرویس رفت و آمد دانشجویان این دانشگاه روی داد، دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز، تجمعی اعتراض‌آمیز برگزار کردند.
4) س. م.، دانشجوی سال اول کارشناسی رشته ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و ساکن خوابگاه با پرتاب کردن خود از طبقه چهارم اقدام به خود کشی کرد.
5) دانشجویان متحصن دانشگاه بابل به هنگام ورود به دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
6) دانشجویان پردیس کرج دانشگاه تربیت معلم در اعتراض به ورود نیروی انتظامی و تهدید دانشجویان تربیون آزاد برگزار کردند.
7) مشاور وزیر سابق رفاه در امور معلولان خبر داد که اعلام شده است معلولان در برخي از رشته‌هاي كارشناسي ناپيوسته نمي‌توانند ادامه تحصيل دهند. دانشجويان معلول به دليل بدهی بهزيستي به دانشگاه آزاد ثبت‌نام نشدند.
8) از برگزاری مراسم يادبود برای سميه جعفر قلی، فارغ التحصيل کارشناسی ارشد مهندسی کامپيوتر دانشگاه اميرکبير و يکی از کارکنان مرکز تحصيلات تکميلی آموزش های مجازی که به ضرب گلوله کشته شد، ممانعت بعمل آمد.
9) دکتر سيدعلی آزمايش، دکتر حسين شريفی طراز کوهی و دکتر محمدرضا ضيايی بيگدلی سه استاد مطرح و نام آشنای حقوق در دانشگاه علامه طباطبايی بازنشسته شدند.
10) قفل و در دفتر مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی اهواز، هفدهم مرداد ماه 1388 شکسته شد. در پی این اقدام، اموال این تشکل ضبط شد. همچنین دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، پلمپ شد.
11) سخنرانی های مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی در دانشکده خبر، اکبر اعلمی در تالار معلم تبریز، اردبیل، مشکین شهر و اهر، مصطفی تاج زاده، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی در دانشگاه های علوم پزشکی و علم و صنعت اراک، رحمت الله بیگدلی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در دانشگاه سبزوار، عبدالله رمضان زاده، آذر منصوری، رحمت الله بیگدلی، رضا نوروز زاده، سعید فکوری و فرشاد دولتی پور از اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و مهدی کروبی لغو شد.

– وضعیت زنان
اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در کمپین یک میلیون امضا ، اتهامات اخلال در نظم عمومی و تمرد در برابر دستور پلیس موارد اتهامی فعالان زن است.
1)جلسه رسیدگی به پرونده فرخنده احتسابیان، شهلا فروزانفر، بهارا بهروان، لیلا نظری، دلارام علی، ثریا یوسفی، علی عبدی، محمد شوراب، آرش نصیری اقبالی و امیر رشیدی ۱۰ نفر از اعضاي كمپين یک میلیون امضا و مادران صلح که روز ششم فروردین بازداشت شدند در دادیاری امنیت دادسرای انقلاب برگزار شد. 2) مریم مالک، فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی از فعالین کمپین یک میلیون امضا از زندان آزاد شدند.
3) خدیجه مقدم به همراه همسرش علی اکبر خسروشاهی به دادگاه احضار شدند. همچنین فرشته شیرازی احضار شد.
4) حكم تبديل 6 ماه حبس تعليقی در مدت 4 سال زينب بايزيدی به حبس تعزيری به وی در زندان ابلاغ شد و به اين ترتيب دوران محكوميت وی با احتساب محکومیت 4 ساله قبلی او در مجموع به چهار سال و نيم رسيد. همچنین محکومیت پروین اردلان از دو سال حبس تعلیقی به یک سال تقلیل پیدا کرد. روناک صفازاده، فعال زنان در کردستان به 6 سال حبس تعزیری محکوم و از اتهام محاربه تبرئه شد. ناهید کشاورز به 3 سال حبس تعلیقی، نفیسه آزاد به پرداخت پنج میلیون ریال جزای نقدی ، پرستو الهیاری به یک سال حبس، نفیسه آزاد به یک سال حبس تعلیقی به مدت سه سال محکوم شدند.
5) جلسه دادگاه ناهید کشاورز، محبوبه حسین زاده، سارا ایمانیان، پرستو الهیاری، نفیسه آزاد، عالیه مطلب زاده و زينب پيغمبرزاده برگزار شد.
6)جلسه رسیدگی به اتهامات نسرین ستوده، وکیل داگستری به تعویق افتاد.
7) دادسرای عمومی و انقلاب کارکنان دولت با ارسال اخطاریه‌ای برای خانواده زهرا بنی‌یعقوب اعلام کرده، برای تمامی متهمان این پرونده در خصوص قتل عمد، قرار منع تعقیب صادر شده است.
8) حدود ده سال پس از طرح اولیه استتار مدارس دختران، از طرح « بیرونی ـ اندرونی کردن ساختمان مدارس دختران» و « مدارس معماری‌شده بر اساس فرهنگ ایرانی و اسلامی» و « شاداب‌سازی مدارس» سخن به میان آمده است. وزیر وقت آموزش و پرورش دولت احمدی‌نژاد، محرم‌سازی مدرسه‌های دخترانه را یکی از الزام‌های نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران دانسته است. رییس وقت سازمان پژوهش و برنامه ‌ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش چند روز پیش از آغاز سال نو گفته های وزیر وقت آموزش و پرورش را در باره ضرورت تفکیک کتاب های درسی دختران و پسران تکرار کرد و مدیر کل کتاب های درسی این وزارتخانه نیز از آغاز طرح تفکیک جنسیتی کتاب های درسی مدارس خبر داد.
9) بر اساس آخرین تصمیم شورای عالی آموزش و پرورش ، نصب دوربین های مدار بسته در کلاس های درس به ویژه مدارس دخترانه ممنوع و فقط در راهروها و حیاط مدرسه مجاز است.
10) رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران از دستگیری سالانه 300 تا 400 دختر فراری و خیابانی توسط پلیس خبر داد.
11) «در چهار ماهه اول امسال 280 پرونده در رابطه با تجاوزات جنسي در كشور تشكيل شد»، اين جملات از زبان معاون مبارزه با جرائم پليس آگاهي نيروي انتظامي، اعلام شده است.
12) به گفته رئیس پلیس امنیت عمومی خراسان رضوی، سن دختران فراری در این استان کاهش یافته و به 17 تا 20 سال می رسد.
13) براساس آخرین تحقیقات که در رسانه های رسمی در ایران به چاپ رسیده، سن آغاز روسپی گری در ایران به 12 سال تقلیل یافته است .
14) معاون توسعه مديريت و منابع سازمان زندان ها گفت؛ در حال حاضر 70 کودک به دليل زنداني بودن مادران خود در زندان به سر مي برند.
15) قتل های ناموسی در استان خوزستان نه به مانند گذشته اما هنوز رواج گسترده ای دارد.
5- وضعیت اعدامی ها

در این ارتباط گزارش بهار و تابستان 1388 به شرح زیر است:
الف- نوجوانان زیر 18 سال:
« دل آرا دارابی» دختر ۲۰ ساله به اتهام قتل در سن 17 سالگی اعدام شد.

ب- سایر موارد:
1 ) حبیب باقریان در شعبه 4 دادگاه عمومی شاهین شهر به اتهام آدم ربائی و تجاوز محکوم به اعدام شد.
2) محسن اسلامیان، علی اصغر پشتر و روزبه یحیی‌زاده، سه متهم انفجار در شیراز در ملاءعام اعدام شدند. با اعدام پنج نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر در استان كرمان، شمار اعدام‌ها در هفته سوم اردیبهشت به 18 نفر رسيد. دادگسترى استان كرمان، پنج نفرى را كه در زندان مركزى اين شهر اعدام شدند، « قاچاقچى مواد مخدر» معرفى كرد. پيشتر نيز رسانه‌ها از اعدام هشت نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر در شهر تايباد واقع در استان خراسان رضوى خبر داده بودند. سحرگاه دوشنبه 14 ارديبهشت نيز يك مرد 32 ساله به نام سعيد ا. به اتهام قاچاق مواد مخدر در زندان اردبيل اعدام شد. روز چهارشنبه 16 ارديبهشت غير از اعدام پنج نفر در زندان كرمان، چهار نفر نيز در زندان اوين تهران اعدام شدند. زنى به نام زينب كه به اتهام همسركشى از شهريور 1386 تاكنون زندانى بود، نخستين اعدامى روز چهارشنبه زندان اوين بود. یونس آقایان از زندانیان اهل حق در زندان مرکزی ارومیه اعدام شد. شنبه سیزدهم تیر، بیست نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر در زندان رجایی شهر کرج اعدام شده اند. همچنین بعد از انفجار مسجد امیرالمومنین در زاهدان، پنج نفر اعدام شدند. دادگستری سیستان و بلوچستان اعلام کرده که عبدالحمید ریگی و رضا قلندرزهی به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروهک تروریستی به سرکردگی عبدالمالک ریگی به اعدام محکوم شده بودند.
همچنین سه نفر به نام های حاجی نوتی زهی فرزند اسماعیل، غلام رسول شاهو زهی فرزند اغوان و ذبیح الله نارویی فرزند رسول در نزدیکی مسجد امیرالمومنین که بمب در آنجا منفر شد، اعدام شده اند. بنابراین احکام سیزده نفر که به جرم عضویت در گروه جندالله به اعدام محکوم شده بودند به اجرا گذاشته شده اما حکم عبدالحمید ریگی، برادر عبدالمالک ریگی، رهبر این گروه، چند روز به تعویق افتاده است. همچنین شورش مهدی خانی اعدام شد.
3) شعبه 36 دادگاه تجدید نظر استان تهران با امتناع از صدور دستور برای انجام ملاقات عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری با روزبه یحیی زاده- یکی از سه متهم پرونده انفجار شیراز که به اعدام محکوم شده است- در زندان برای تنظیم وکالتنامه، رأی صادر شده توسط شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران را تأیید و برای اجرا به دایره اجرای احکام ارسال کرد، حکمی که اجرا شد.
4) حکم سنگسار یک زوج جوان به نام های رحیم محمدی و کبرا بابایی در زندان تبریز تایید شد.
5) پس از تبدیل حکم سنگسار، افسانه رحمانی اعدام شد.
6) از سوي دادستان عمومي و انقلاب تهران براي مدير عامل شركت انبوه‌سازان شفق و نگين غرب به اتهام اخلال در نظام اقتصادي كشور در بخش مسكن كيفرخواست اعدام صادر شد.
6- وضعیت افرادی که به دینی به جز دین اسلام اعتقاد دارند

موارد و مسایل افرادی که به دینی به جز اسلام اعتقاد دارند در نیمه اول سال 1388 به شرح زیر است:
1) مریم رستم‌پور و مرضیه امیری‌زاده اسماعیل آباد دو زن جوان مسیحی، بازداشت شدند.
2)هاله هوشمندی و فرهام معصومی دو تن از شهروندان بهایی شیراز و وصال یوسفی، پیام یوسفی، انور مسلمی از بهائیان ساکن ساری بازداشت شدند.
3) صهبا رضوانی شهروند بهایی ساکن سمنان که به 3 سال زندان محکوم شده است به زندان اوین منتقل شد.
4) به گزارش سرویس خبری جامعه بهایی، همزمان با شروع سال تحصیلی 1388 و 1389، مواردی از ثبت‌نام مشروط به دادن تعهد کتبی یا عدم ثبت‌نام دانش‌آموزان بهایی در مدارس مشاهده شده است. به عنوان مثال هستی فلاح دانش‌آموزی بهایی است که در مقطع پیش‌دانشگاهی از مدرسه اخراج شده است.
5) طرح اتهام هایی نظیر ارتباط بهاییان با کشورهای خارجی و یا چگونگی ازدواج با محارم به دانش آموزان بهایی با بهداشت روانی آنان در تضاد است.
6) محاکمه هفت بهائى، که در حال حاضر در زندان اوين نگهدارى مى شوند، به تعويق افتاده است.
7) برای چندمین مرتبه، قبرستان بهاییان در شهر سمنان و تعدادی از محل های کسب آنان مورد حمله و تخریب افراد ناشناس قرار گرفت.
8) ذبيح الله رئوفی به اتهام ترویج و تبلیغ آیین بهائیت به یکسال حبس تعزیری درشهرستان بناب محکوم شده است.
9) دراويش بيدخت به دادسرای گناباد احضار شدند.

بخش دوم – حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
دولت ایران از آنجا که میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (1966) را امضا کرده و به موجب مجموعه تعهداتی که پذیرفته است، در مقابل ایرانیان و جهانیان مسئولیت داخلی و بین المللی دارد، باید درتأمین برابری واقعی افراد و فراهم ساختن رفاه همگانی تلاش کند. با این حال در طول شش ماه اول سال 1388 کمتر حوزه ای از زندگی ایرانیان اعم از اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شاخص امیدوار کننده ای را ترسیم می کند. همانگونه که محمد نهاوندیان رئیس اتاق ایران با بیان این که رکود در اقتصاد ایران جدی است، می گوید: « در اکثر مناطق صنعتی کشور، حدود 50 درصد از واحدهای تولیدی در حال تعطیلی هستند و طبق تحلیلی که اتاق ایران انجام داده است، اکثر واحدهای تولیدی کشور با کمتر از 30 درصد ظرفیت اسمی‌شان مشغول کار هستند و این بدان معناست که ما در صنعت و نیروی انسانی تضییع منابع داریم.» این در حالی است که محمد جهرمی، وزير وقت کار و امور اجتماعی، و همین طور مرکز آمار ايران اعلام کردند، نرخ بيکاری در ايران به 12.5 درصد رسيده است. همچنین مدیر کمیته مبارزه با مواد مخدر گفته در ایران یک میلیون و 200 هزار معتاد وجود دارد و میانگین سن معتادین 32 سال است. گزارش کانون مدافعان حقوق بشر در حوزه های اقتصادی و اجتماعی در فاصله زمانی بهار و تابستان 1388 به شرح زیر است:

– وضعیت معلمان
وضعیت معلمان در نیمه اول سال 1388 که پایان آن با آغاز سال تحصيلی در ايران و روز جهانی معلم همزمان شده است، حکایت از اعمال فشار بر فعالان حقوق معلمان در شهرهای مختلف ایران دارد.

الف- بازداشت:
جعفرابراهیمی، عضوکانون صنفی معلمان ایران (تهران) و پنج نفر از معلمان استان تهران از جمله رسول بداقی که برای بیان خواست‌های خود مقابل ساختمان آموزش و پرورش تجمع کرده بودند، بازداشت شدند. همچنین علی اکبر باغانی، علیرضا جوادی، محمود بهشتی لنگرودی، محمود دهقان آزاد، اسماعیل عبدی، مهدیه بهلولی، خاتون بادپر، مجتبی قریشیان، عباس معارفی، محمد نوری، جوادپور و نیک نژاد، 12 عضو کانون صنفی معلمان ایران که در خانه دبیرکل این کانون بازداشت شده بودند، پس از یک روز بازداشت از زندان آزاد شدند.

ب- صدور احکام قضایی:
علی پورسلیمان، عضو مرکزی سازمان معلمان به یک سال تبعید به شهرستان اسلام‌شهر و 35 ضربه شلاق محکوم شد.

ج- سایر موارد:
1) جمعی از معلمان حق‌التدريسي در اعتراض به مسكوت ماندن طرح تعيين تكليف استخدام معلمان حق‌التدريسي و آموزشياران نهضت سوادآموزي در آموزش و پرورش، مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع كردند. همچنین تعدادی از معلمان حق‌التدریسی در اعتراض به عدم استخدام از سوی وزارت آموزش و پرورش مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند؛ این معلمان از شهرهای لرستان و کرمانشاه آمده بودند.
2) جشن روز جهانی معلم که قرار بود توسط انجمن صنفی معلمان استان کردستان برگزار شود، از سوی مدیریت سیاسی استان لغو شد.
3) معاون آموزشی سازمان نهضت سوادآموزی اعلام کرد که به دلیل کمبود منابع مالی، یک میلیون نفر از شرکت در کلاس‌های سوادآموزی محروم می‌مانند.

– وضعیت کارگران و کشاورزان
نپرداختن حقوق در سال 1388 یکی از مهم ترین مشکل های جامعه کارگری در ایران بود. همین امر سبب برخی اعتراض ها و اعتصاب ها شد. از سوی دیگر تعدادی از كارخانه ها به دليل ركود اقتصادي و حجم بي رويه واردات، ناچار شدند كارخانه خود را تعطيل و كارگران خود را اخراج كنند. اخراج کارگران شرکت آهنگرى تراکتورسازي، کبريت‌سازى تبريز، مجتمع صنعتى ‏شمال‌غرب، شرکت نقش جهان و چند واحد توليدى ديگر در حدي بود که نگراني نمايندگان مجلس اسلامي از « تبعات» ‏اين اخراج ها را برانگيخت. از سوی دیگر قراردادهاي سفيد، قراردادهاي موقت كار، كار با دستمزدي اندك، كار در محيط معدن با كم‌ترين تجهيزات، كار بدون بيمه تأمين اجتماعي و بيش از 8 ساعت كه كارگران جهان سالهاست از آن برخوردارند، بخشي از واقعيت‌هاي جامعه كارگري در ایران است. بنابراین جامعه كارگري ايران در کنار مشكلات معيشتي، معضلات منحصر به ‌فردی را نيز تجربه مي‌كند. نبود امنيت شغلي، آينده‌اي نيمه روشن، نازل بودن استانداردهاي بهداشتي و امنيتي محيط‌هاي كار و بي‌تفاوتي برخی مسوولان در برابر مشكلات، محورهاي اصلي مشكلات کارگران است. کشاورزان نیز با مشکل هایی مواجه بوده اند. به گونه ای که سرمایه گذاری در بخش کشاورزی 4/8 درصد کاهش یافت. بر این اساس بخشی از مسایل کارگران و کشاورزان که به کانون مدافعان حقوق بشر گزارش شده، به شرح زیر است:

الف- بازداشت:
1) روز جهانی کارگر در ایران برای کارگران ایرانی، روز دشواری بود. فعالان کارگری که روز 11 اردیبهشت به دعوت کمیته ها و اتحادیه کارگری ایران در پارک لاله تهران، گرد هم آمده بودند و قصد داشتند خواست های صنفی خود را اعلام کنند، با برخورد مأموران مواجه شدند. علیرضا ثقفی، محسن ثقفی، کاوه مظفری، جعفرعظیم‌زاده، سعید یوزی، مهدی شاندیز، غلامرضا خانی، هما اژدر نیا، عسگری، نیکزاد زنگنه، پوریا پورشتاره، طاها ولی زاده، مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، زانیار احمدی، محمد اشرفی، سعید مقدم، مسعود لقمان، امير يعقوب‌علی و همایون جابری و منصور حیات غیبی در حاشيه مراسم اول ماه مه بازداشت شدند. جلوه جواهری نیز پس از بازداشت همسرش- کاوه مظفری- بازداشت شد.
2) حسين اکبری، ستار امينی، محمد گيلانی، عبدالله وطن خواه، حسن شفا، حميد شرفی، عزيز ياری، مصطفی حاتمی، ناصر ابراهيمی، جمشيد رجبی، داوود ميرزايی، عزيز محمدی، نبی معروفی، اسدالله اقبالی و نودهی 8 نفر از اعضای تعاونی فلزکار و مکانیک که در نشست تعاونی مسکن مهر حاضر شده بودند، بازداشت شدند.
3) علي نجاتي رييس هيات مديره سنديکاي کارگران نيشکر هفت تپه با قرار کفالت آزاد شد.

ب- احکام قضایی:
1) جليل احمدي، فريدون نيکوفر، علي نجاتي، قربان عليپور و محمد حيدري مهر 5 متهم پرونده اعتصابات کارگري شرکت کشت و صنعت نيشکر ‏هفت تپه به يکسال حبس محکوم شدند. در اين ‏حکم 6 ماه از محکوميت جليل احمدي، فريدون نيکوفر، علي نجاتي، قربان عليپور و 8 ماه از محکوميت محمد حيدري ‏مهر به مدت 5 سال تعليق شده است. کارگران نامبرده همچنين به مدت سه سال از حضور در کليه فعاليت هاي کارگري و ‏انتخابات صنفي کارگران محروم شده اند.‏
2) شیوا سبحانی، فائق کیخسروی و منصور کریمیان از فعالان کارگری بازداشت شده در مراسم اول ماه مه هر کدام به 6 ماه حبس تعزیری و 40 ضربه شلاق محکوم شدند.

ج- سایر موارد:
1) رضا دهقان، عضو سندیکای کارگران نقاش به دادگاه انقلاب احضار شد. علی نجاتی و رحیم بسحاقی از اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به دادگاه انقلاب احضار شدند.
2) تعدادی از کارکنان اداره کل آموزش فنی و حرفه‌ای استان تهران در اعتراض به اخراج خود در مقابل سازمان مرکزی آموزش فنی و حرفه‌ای کشور دست به تجمع زدند.
3) جمعی از کارکنان سازمان فرهنگی و هنری شهرداری در اعتراض به لغو اجباری قرارداد کاری خود در مقابل مجلس تجمع کردند.
4) بازنشستگان شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران (هما) در اعتراض به عدم پرداخت معوقه‌ها و اجرا نشدن نظام هماهنگ پرداخت، در مقابل ساختمان رياست ايران‌اير تجمع كردند.
5) 28 نفر از کارگران کارخانه صدرا بوشهر در اعتراض به عدم اجرای دستور محمود احمدی نژاد، رییس دولت در سفرهای استانی مبنی بر بازگشت به کار مجدد آنها در مقابل مجلس تجمع کردند.
6) جمعي از كارگران لوله سازي خوزستان در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود با تجمع در مقابل استانداري، خواهان پاسخگويي مسوولان شده بودند.
7) جمعی از كارگران كارخانه ايرانيت تهران در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود در محوطه اين كارخانه تجمع كردند.
8) جمعی از کارگران لوله سازی خوزستان در اعتراض به عدم دریافت حقوق خود در مقابل دفتر سهامداران این کارخانه تجمع کرده اند. همچنین کارگران شهرداری خوزستان روبروی استانداری تجمع کردند.
9) تعدادی از کارگران کارخانه نخ البرز، در پي سياست تعديل نيروي کار از ‏اين کارخانه اخراج شدند.
10) جمعي از کارگران ايران خودرو با انتشار نامه اي، « کاهش فشار کاري با استخدام نيروهاي جدي، بازگشت به كار تمام كارگران اخراج شده شركت هاي پيمانكاري، بازگشت ‏به كار كاركنان نشريه كار آمد و تبرئه آن، لغو قراردادهاي موقت و استخدام رسمي کارگران، جلوگيري از گسترش ‏شرکت‌هاي پيمانکاري و انتقال کارگران آن به خود شرکت، اخراج حراست از سالن هاي توليدي وعدم دخالت آنها در ‏امور شخصي كارگران، آزادي تشكل هاي كارگري و برگزاري هرچه سريع تر انتخابات كارگري، لغو اضافه کاري ‏اجباري و برداشتن سقف اضافه کار عادي، افزايش حق آکورد (حق بهره وري)، افزايش حقوق‌ها متناسب با افزايش ‏قيمت‌ها در کشور، اجراي طرح طبقه بندي مشاغل، اجراي بازنشسته كردن كارگران و لغو سقف پرداخت حق سنوات» را خواستار شدند.
11) دامنه فشارها بر شرکت خصوصي تامين ترابر سبز صبا ( پيمانکارمسافربري و خدماتي راه آهن تبريز- تهران- ‏مشهد) از جمله قراردادهاي يک ماهه و سه ماهه گسترش یافت.
12) تعدادی از كارگران پيمانكاري شاغل در خودروسازي سايپا در اعتراض به اجرا نشدن دستور محمود احمدی نژاد مبني بر تبديل وضعيت وضعيت شغليشان مقابل كارخانه سايپا تجمع كردند.
13) جمعی از كارگران كارخانه شيميايي كروم كيميكال ساري به دليل دريافت نكردن يكساله حقوق، عيدي و پاداش و نپرداختن پنج ساله بن كارگري از سوي كارفرما در مقابل استانداري مازندران تجمع کردند.
14) شركت تولیدی فنر، حقوق کارگران خود را پرداخت نکرد.
15) جمعي از صافکارن و نقاشان خودرو، مقابل استانداري کرمان تحصن کردند.
16) کارگران کارخانه لاستیک‌سازی دنا، دست به اعتصاب زدند.
17) جمعی از کارکنان بازنشسته کارخانه روغن نباتی پارس قو در اعتراض به عدم پرداخت سنوات قانونی خود، مقابل دفتر مرکزی این شرکت، تجمع کردند.
18) كارگران اخراجي شركت ”ندا” به منظور دريافت مطالبات 2 سال قبل خود مقابل سازمان تبليغات اسلامي تجمع كردند.
19) كارگران شركت چيني البرز مقابل استانداري قزوين تجمع كردند.
20)114 شرکت ارایه خدمات اینترنت، مقابل استانداری اصفهان تجمع کردند.
21) کارگران هفت تپه در محل کارخانه، دست به تحصن زدند.
22) کارگران شرکت ریسندگی و بافندگی کاشان 22 ماه حقوق طلب دارند.
23) عضو هيات‌رئيسه كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار محور جاده قديم كرج از عدم پرداخت حقوق 4 ماهه كارگران شركت صنايع فلزي شماره (1) خبر داد.
24) شرکت سندان ایران، سپهر الکتریک، بسته بندی البرز، ایران زاک، ماشین فلزات و گودال فلزات از جمله شرکت هایی هستند که تعدیل نیرو داشته‌اند.
25) در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و سنوات معوقه کارگران شرکت واگن پارس اراک دست به اعتصاب غذا زدند.
26) به دنبال کاهش سفارش های داخلی و خارجی گلیم و فرش و رکود بازار این محصولات، بیش از نیمی از 25 هزار بافنده کرمان بیکار شده اند.
26) کارگران نساجی مقابل استانداری اصفهان تجمع کردند.
27) كارگران كارخانه خصوصي قند كامياب به پرداخت نشدن حقوقشان اعتراض کردند.
28) تعدادی از كارگران در اعتراض به حكم دادگاه درباره هيات مديره آجر ثبات، تحصن خانوادگي برگزار کردند.
29) محمدرضا خباز، مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس از توقف فعالیت حدود ۴۰ درصد از کارخانه‌ها در کشور خبر داد
30) مدیر شهرک صنعتی بهارستان گفت که این شهرک مدتی است که به دلیل مشکلات مالی با بیکاری شمار زیادی از کارگران و تعطیلی چند کارخانه مواجه شده است.
31 ) فرماندار سيرجان از تعطيلي تعدادي از كارخانه‌هاي سنگ شهرك صنعتي سيرجان خبر مي‌دهد.
32) دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین اعلام کرد که هزینه بازنشستگی ۹۰ نفر کارگر شرکت پوشینه بافت مدت یکسال است که پرداخت نشده است. وی افزود که حدود ۸۰ نفر نیز در این شرکت بازنشسته شده اند اما مدت ۲ سال است که سنوات آنها پرداخت نشده است. همچنین مدت ۲ ماه است که حقوق کارگران پرداخت نشده است. وی همچنین گفت که ۲۸۰ کارگر شرکت فرش پارس مدت ۳ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.
33) نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: حدود 200 هزار تن برنج از محصول سال گذشته شالیکاران روی دستشان در انبارها باقی مانده است.
34) کمبود نقدینگی باعث رکود بازار و بی انگیزگی پنبه کاران در آستانه فصل برداشت شده است.
35) دبيركل خانه پرستار ايران، تعرفه‌گذاري خدمات پرستاري را يكي از خواسته‌هاي اصلي پرستاران مي داند كه در حدود 5 سال پيش بحث آن مطرح شده و 2 سال است به تصويب مجلس رسيده است؛ با وجود اين هيچ بهبودي در وضعيت پرستاران به وجود نيامده است.
36) در حالی که سخنگوی وزارت رفاه و تامین اجتماعی از رشد 400 درصدی مستمری مددجویان تحت پوشش نهادهای حمایتی خبر داده بود، هم اکنون مستمری معلولان 32هزار تومان است که بنا به گفته رئیس جامعه معلولان هر دو ماه یک بار به آنها پرداخت می شود و به هیچ عنوان کفاف هزینه های بالای توانبخشی معلولان را نمی دهد.
37) جمعی از کارمندان بنیاد شهید و جانبازان به دلیل رای دیوان عدالت اداری مبنی بر قطع حقوق جانبازی آنان در مقابل ساختمان بنیاد شهید و جانبازان، تحصن کردند.
38) بر اساس اعلام رئیس سازمان بهزیستی تهران در حال حاضر پنج هزار کودک کار و خیابان در این استان وجود دارد.

– میراث فرهنگی و محیط زیست
برخی اقدام های انجام شده به عنوان عوامل تخریب میراث فرهنگی و محیط زیست در نیمه اول سال 1388 به شرح زیر است:
1) اداره آموزش و پرورش رامهرمز تسطيح تپه اشکانی و ساسانی « سيد محمد دولت‌مند» را آغاز کرد. اين تپه به صورت موقوفه در اختيار اداره آموزش و پروش قرار داده شده است.
2) طرح مسير متروی اصفهان کاخ هشت بهشت، بازارچه بلند، مدرسه چهارباغ و سی و سه پل را در معرض تخريب قرار می دهد.
3) دیوان محاسبات ایران در گزارش خود درباره میان گذر تالاب انزلی، بر تخلف وزارت راه و ترابری در این باره تاکید کرده است.
4) قديمي‌ترين درمانگاه ايران در ابيانه تخريب شد.
5) در حالی که وزارت نیرو طرح شیرین سازی آب دریای خزر را در دست دارد، مدیر مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر اعلام کرد، آلودگی میکروبی دریای خزر در حد بحران است.
6) مين هشتمين قرباني خود را از ابتداي سال جديد در مناطقي گرفت که سازمان پاکسازي مين ايران (ايرماک) آن منطقه را پاکسازي شده، اعلام کرده بود. چهار انفجار در سردشت، دو انفجار در سقز و دو انفجار در اشنويه، در حالي است که دبير شوراي عالي پاکسازي ميادين مين کشور اعلام کرد، پاکسازي ميادين مين استان هاي آذربايجان غربي و کردستان از نظر آنها تمام شده است.
7) مسوولان محلي، مسير هفت كيلومتري يكي از دامنه‌هاي قله‌ دماوند را كه با ارتفاع 5671 متري، يكي از بلندترين قله‌هاي جهان است را آسفالت كرد‌ند.
8) در پی کشته شدن یک قلاده پلنگ در شهرستان ایذه استان خوزستان توسط نیروی انتظامی، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست از طرح شکایت در این خصوص خبر داد. همچنین يک قلاده شير در باغ‌ وحش دزفول از گرسنگي تلف شد.
9) با نشت خط لوله نفت «سركان ـ مالكوه»، نفت به رودخانه كشكان ریخته شد.
10) نقاشی های دیواری غار دوشه در نزدیکی لرستان که از دوران غارنشینی انسان، به یادگار مانده بود، از میان رفت.
11) زباله‌هاي تنكابن در جنگل رها شدند.
12) تالاب گندمان در آتش سوخت.
13) نفت ریزی و آلودگی های نفتی پالایشگاه تهران به آبهای زیر زمینی و روستاهای اطراف پالایشگاه، گزارش شده است.
14) بخش اعظمی از لوله های خطوط انتقال نفت در دریا در ایران با پوسیدگی مواجه است. همچنین ورود فاضلاب شهری به داخل خزر و تردد کشتی ها و تخلیه آب توازن کشتی در خلیج فارس و دریان عمان از عمده ترین دلایل آلودگی دریا در ایران است.
15) انباشت 70 میلیون تن رسوب که 40 میلیون آن مربوط به پسماندهای صنعتی و خدماتی است که موجب کاهش 5/8 متری عمق تالاب انزلی شده و آن را کمتر از دو متر کاهش داده، افزایش بی رویه رشد گیاه آزولا و از میان رفتن تبادل اکسیژن و از میان رفتن موجودات درون آب و ایجاد جاده کنارگذر تالاب در درازمدت سبب ساز مرگ تالاب می شود.
16) آتش سوزی در تالاب “گندمون” بروجن باعث نفوذ آتش تا عمق 80 سانتیمتری خاک « تورب» تالاب شد.
17) ارگ بهارستان آسیب دید.
18) جنگل‌هاي بلوط مريوان در آتش سوخت.
19) عبور خط لوله نفت از شمال تالاب شادگان، اين تالاب را تهديد مي‌كند.
20) سد لارک خشک شد و ماهیان در شهرکرد تلف شدند.

خاتمه
کانون مدافعان حقوق بشر در شرایطی که همچنان تحت شدیدترین فشارها برای جلوگیری از فعالیتش قرار دارد، بار دیگر با اعلام ایمان خود به حقوق بنیادین بشر، حیثیت و ارزش شخصیت انسانی، مجموعه قانونگزاران، مجریان و ناظران را بر حسن اجرای قوانین و انجام تکالیف قانونی خود، طبق قانون اساسی ایران و اسناد لازم الاجرای حقوق بشری فرا می خواند و یاد آور می شود که منافع ملی و پیشرفت کشور در گرو اجرای قوانین و رعایت حقوق و آزادی های بنیادین افراد است. بر این اساس کانون مدافعان حقوق بشر با اعتراض نسبت به برخوردهای صورت گرفته با شهروندان و کنشگران سیاسی و مدنی به خصوص در حوادث پس از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، خواستار انجام اقدام های مؤثر برای جلوگیری از نقض حقوق شهروندان و رفع تنش موجود میان شهروندان به ویژه فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و مسئولان است. کانون مدافعان حقوق بشر تضییق حقوق ملت به ویژه حقوق تصریح شده در فصل سوم قانون اساسی از جمله اصل 27 قانون اساسی را نه تنها نقض آشکار حقوق بشر بلکه نادیده گرفتن قوانین داخلی اعلا می کند. بنابراین از مسئولان می خواهیم تا به حقوق سياسی و مدنی شهروندان ایرانی از جمله آزادی بيان و آزادی تجمع احترام بگذارند. الزام مقام های دادستاني، انتظامي و امنيتي به رعايت موازین دادرسی عادلانه، آزادی سریع همه بازداشت شدگان عقیدتی و سیاسی، خواسته ما در کانون مدافعان حقوق بشر است.
توضیح: برخی از بازداشت شدگانی که نامشان در این گزارش آمده است، در طول نیم سال 1388 از زندان آزاد شده اند.

کانون مدافعان حقوق بشر
مهر 1388




مسکو به دنبال برقراري رابطه از ايران تا عربستان سعودي

روسيه، در جستجوي ريشه هاي اسلامي اش
منبع: لوموند دیپلماتیک

نوشته Jacques LEVESQUE

تحکيم چندقطبي بودن، گفتگو ميان « غرب مسيحي» و « شرق اسلامي»، اهدافي اغماض ناشدني از لحاظ اقتصادي: توسعه روابط روسيه و کشورهاي اسلامي به يکي از الويتهاي سياست خارجي مسکو بدل گشته است. با وجود درگيري در چچن، اين سياست به ثمر نشسته است و شامل کشورهايي مانند عربستان سعودي، مصر و ترکيه نيز ميشود که متحد سنتي ايالات متحده محسوب ميشوند.

باوجود جنگ بيرحمانهاي که در آن زمان در چچن جريان داشت، آقاي ولاديمير پوتين مفتخر شد تا اولين رئيس جمهوري کشوري با اکثريت غير مسلمان باشد که براي سخنراني در نشست سران سازمان کنفرانس اسلامي l’Organisation de la conférérence islamique)(OCI) ) دعوت ميشود؛ نشستي که دهم اکتبر ٢٠٠٣ پنجاه و هفت دولت اسلامي را گردهم آورد.موفقي سياسي و ديپلماتيک. با توجه به اين که فدراسيون روسيه بيش از پانزده درصد تبعه مسلمان دارد(١) و هشت جمهوري خودمختار از مجموع بيست جمهوري نام مردم مسلمان را بر خود داردند(٢)، روسيه جايگاه بازرس اين سازمان بين المللي را به دست آورد؛ لطفي که با حمايت متناقض ايران و عربستان سعودي همراه بود.

از آن زمان، آقاي پوتين و ديگران سران روس، از جمله سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه، در هر فرصتي تاکيد ميکنند که روسيه « تا حدودي، جزو دنياي اسلام محسوب ميشود». در مصاحبه اي که شانزدهم اکتبر ٢٠٠٣ در شبکه الجزيره انجام شد، آقاي پوتين خاطر نشان ساخت که برخلاف مسلماناني که ساکن اروپا هستند، هم کشينانشان در روسيه بومي هستند. وي تاکيد کرد که حضور اسلام در روسيه مقدم بر حضور مسيحيت است(٣)….

بر اين اساس، از اين پس مسکو خواستار رابطه سياسي ويژهاي با جهان عرب و مسلمانان در کل است. به نظر ميرسد که روسيه، دولتي که در درجه اول اروپايي است، نقشي تاريخي براي واسطه شدن ميان جهان غرب و جهان اسلام برعهده دارد. در توضيح معنا و عواقب چنين خواسته هايي و همچنين سياستهاي وابسته به آن سه علت وجود دارد.

اول براي زدودن اثرات زيانبار جنگ چچن در روسيه و ديگر نقاط جهان. به ويژه با تقويت حس تعلق مسلمانان به دولت روسيه، هدف از بين بردن، يا دست کم محدود ساختن، قطبي شدن روابط ميان اکثريت قومي روس و مسلمانان روسيه است. آقاي پوتين در همان مصاحبه تاکيد ميکند که « بايد از اسلام گريزي ممانعت کرد». اين کار دشوار است به ويژه زماني که ميدانيم، نه تنها در چچن که همه جا، در تعقيب کساني هستند که فقط در مظان اسلامگرايي افراطي قرار دارند. وي تاکيد ميکند که «هويت تروريسم را نبايد در هيچ دين، فرهنگ و سنتي نمادين ساخت ». اگر پيش از يازدهم سپتامبر ٢٠٠١ و کمي پس از آن، وي، حسب عادت، شورشيان چچن را « تروريستهاي افراط گراي مسلمان» ميناميد، از آن پس با پرهيز از هرگونه ارجاعي به اسلام آنها را « تروريستهاي وابسته به شبکه هاي بين المللي قاچاق مواد مخدر و اسلحه» ميخواند.

اقتصاد و جستجوي هويت

جستجوي رابطه اي برتر با دنياي عرب و مسلمانان جنبه دوم اين سياست است که درراستاي هدف رسمي سياست خارجي روسيه مبني بر «تقويت جهان چندقطبي »، و يا به عبارت ديگر، پشتيياني و تقويت مراکز مقاومت عليه سلطه تک جانبه ي ايالات متحده ي آمريکا است. منظور از آن انتفاع از خصومت فراگير با سياست خارجي واشنگتن در کل جهان عرب و مسلمان است. پيش از اين، اتحاد جماهير شوروي خود را همچون متحد طبيعي دنياي اعراب ضد امپرياليستي و « داراي جهت گيري سوسياليستي» نشان ميداد. از اين پس، روسيه ميخواهد رابطه اي محکم، نه فقط با ايران و سوريه، بلکه همچنين با عربستان سعودي، مصر و ترکيه ايجاد کند که از مدتها پيش به ايالات متحده آمريکا نزديک بوده اند.

ملاحظات اقتصادي ، به ويژه در بخش انرژي، لوکوموتيو بازگرداندن روسيه به صحنه بين المللي را با فشار به جلو ميراند. کرملين، در بخش انرژي هستهاي و در صادرات نيروگاه هاي هسته اي، آينده خوبي را براي خود پيش بيني ميکند که مي تواند در عرصه رقابت بين المللي در حوزه هاي فنآوري پيشرفته جايگاهي فراتر از يک کشور صادر کننده مواد اوليه انرژي زا براي خود ايجاد کند. در زمينه صادرات اسلحه نيز اوضاع به همين ترتيب است؛ بخش بسيار کارامد اقتصاد اتحاد جماهير شوروي که در دهه ١٩٩٠ دچار مشکلات جدي شدهبود.

کرملين ديگر به دنبال اتحادهاي ظاهري نمي باشد. همچون شرايط حاکم بر سازمان همکاري شانگهاي(l’Organisation de coopération de Shanghaï,OCS) ( روسيه، چين، قزاقستان، قرقيزستان، تاجيکستان و ازبکستان)، مسکو، بدون آن که خود را در رويارويي مستقيم با ايالات متحده آمريکا بداند، به جاي روابط تصنعي،خواهان روابط سياسي قوي است. اين نکته نيز قابل توجه است که ايران که خواهان عضويت رسمي در اين گروه بود فقط به عنوان ناظر پذيرفته شد.

در نهايت، سومين توجيه اين سياست جديد در قبال دنياي اسلام ريشه در جستجوي هويت روسيه پس از فروپاشي اتحاد جماهير ، هم از جنبه بين المللي و هم از جنبه داخلي، دارد. در اين راستا، سياست فقط از فرصت طلبي سياسي مبتني بر مقتضيات ناشي نميشود. در سال ٢٠٠٥، سرگئي روگوف، عضو فرهنگستان، در نشريه رسمي روابط خارجي نوشته است « در وهله اول،فاکتور اسلامي سياست روسيه مسئله هويتي است(٤).» وي ميافزايد: « اين يکي از علت هايي است که بنا بر آن، روسيه نميتواند دولت ملت، در معناي اروپايي، آن باشد.» و ادامه ميدهد: « روابط ما با دنياي اسلام، به طور مستقيم، با امنيت ما در ارتباط است.»

بايد به درستي معناي اين سخنان را درک کرد. در سپتامبر ٢٠٠٣، آقاي ايگور ايوانف، وزير امور خارجه وقت، تاکيد کرد که جنگ عراق ،همچون ساير نقاط دنيا،باعث افزايش تعداد سوءقصدهاي انجام شده در خاک روسيه شده است. اين سخن پيش از فاجعه بسلان، يکي از پيامدهاي اسف بار اين جنگ، بيان شد(٥). بي شک، اين موارد جايگاه مسکو را نشان ميدهد. نبايد جهت گيري مشترک فرانسه، آلمان و روسيه را در شوراي امنيت سازمان ملل متحد از نظر دور داشت که مشروعيت بين المللي جنگ به راه افتاده توسط ايالات متحده آمريکا را از بين برد. مسکو، با کمک اين ائتلاف، اميد داشت شاهد ظهور نشانه جهان جديد چند قطبي باشد.

به نظر ميرسد رهبران روسيه، آقايان پوتين و ديميتري مدودوف در راس قدرت، واقعاّ از اين موضوع نگران هستند که نظريه « جنگ تمدن ها» به پيشگويياي بدل گشته است که خودبه خود تحقق مييابد. با وقوع جنگ عراق،کمي پس از جنگ افغانستان، و حمايت بي قيد وشرط و بي سابقه واشنگتن از سياستهاي سازش ناپذير اسرائيل، رهبران روسيه باور دارند که حملات آمريکايي ها به ايران باعث ايجاد فاجعه اي در روابط جهاني خواهد شد و پيامدهاي بيثبات کننده فراواني در اين منطقه وسيع نزديک روسيه، تعداد بيشماري از جمهوري هاي پيشين شوروي و حتي خود روسيه، برجاي خواهد نهاد.

اين يکي از کليدهاي فهم روابط پيچيده و مشکلي است که روسيه با ايران دارد. از يک سو، تهران يک شريک ژئوپوليتيک مهم به حساب ميآيد و فراتر از آن، پس از چين و هند، سومين مشتري عمده صنايع نظامي روسيه و همچنين ويتريني براي صادرات کنترل شده نيروگاه هاي هسته اي است. رهبران ايران همواره، از حمايت از شورشيان چچن شانه خالي کرده اند. دو کشور براي حمايت بسيار فعالانه از نيروهاي نظامي مخالف طالبان در افغانستان، حتي پيش از اقدام ايالات متحده آمريکا در اين زمينه، همپيمان شده اند. بايد يادآوري کرد که افغانستان تحت سلطه طالبان تنها کشوري بود که استقلال چچن را به رسميت شناخته بود و کمک هايش به مبارزان چچني را نيز نبايد از نظر دور داشت.

از سوي ديگر، مسکو، با توصيف شرم آور بودن گفته هاي رئيس جمهور محمود احمدي نژاد درباره اسرائيل، آنها را مردود ميداند و فشارهاي چشمگيري بر ايران وارد ميکند، از جمله به ويژه همراه با واشنگتن، در شوراي امنيت سازمان ملل متحد، به تحريم هاي اقتصادي ايران بر عليه ايران راي ميدهد که به هرحال عملي بود در جهت محدود شدن و مهار پيامدهاي نظامي.

کرملن، به قيمت پذيرش ريسک خراب شدن روابط اش با ايران، در نظر دارد به ايالات متحده و ديگر کشورهاي غربي نشان دهد که نقش مسئولانه اي در رابطه با عدم دستيابي ايران به تکنولوژي غني سازي لازم براي دستيابي به سلاح هسته اي بازي مي کند.در عين حال روسيه مي خواهد تهران را متقاعد نمايد تا با آژانس بين المللي انرژی هسته ای به راه حلي مورد قبول دست يابد. باشرکت در مجازات هاي محدود و مرحله اي عليه ايران ، روسيه سعي مي کند شبح حمله نظامي برعليه اين کشور را تاحد ممکن دور سازد. جاي ترديد نيست که روسيه نمي خواهد يکي از کشورهاي هم جوارش به سلاح هاي هسته اي دست يابد. در عين حال شکي وجود ندارد که روسيه زيستن در کنار ايراني هسته اي را بر اجبار مقابله با نتايج مخرب حمله امريکا به ايران ترجيح مي دهد.

ترسهاي مشترک
چنين مواضع چند جانبه اي در نزديکي سياسي به کشورهايي چون ترکيه و عربستان سعودي، همپيمانان سنتي ايالات متحده آمريکا، نقش داشتند. بي شک، اينان، رقباي ايران، از دستيابي تهران به سلاح هستهاي مي هراسند. به هرحال، همچون روسيه و به همان علتها، با واکنش نظامي واشنگتن مخالفت ميکنند. اين کشور ها از نتايج چنين حمله اي نه تنها براي خود بلکه براي همسايگان نزديک شان نيز در هراس اند.

ترکيه، به عنوان نتيجه جنگ عراق، شاهد ظهور کردستاني در عمل مستقل در مرزهايش شد. اين مشکل، به تنهايي، با بي ثباتي ايران، وخيم تر خواهد شد. بيشک، روسيه در نظر دارد در دوراني که مبادلات اقتصادي و همگرایي هاي سياسي بين دو کشور روسیه و ترکيه به بالاترين سطح خود در دويست سال گذشته رسيده است بهترين نتايج را از اين نزديکي به دست آورد.

در سطحي پايين تر روابط روسيه با عربستان سعودي نيز در همين چارچوب پيش مي رود، عربستان سعودي اي که علي رغم دشمنياش با صدام حسين مخالف جنگ عراق بود ( با اين حال به ايالات متحده آمريکا اجازه داد تا از پايگاه هايش در خاک اين کشور استفاده کند). در فوريه ٢٠٠٧، آقاي پوتين، به عنوان اولين رئيس جمهور روسيه يا اتحاد جماهير شوروي از اين کشور ديدن کرد. پيشنهاد قراردادهاي ساخت نيروگاههاي هسته اي و فروش تسليحات نظامي مطرح شد و همچنين بر روي افزايش تعداد مسلمانان روسي در مراسم حج سالانه توافق شد. دفاع از شورشيان چچني نيز از ميان رفت که رياض، تا سال ٢٠٠٢، به طور علني از آنان حمايت ميکرد البته بدون آنکه خودمختاري اعلام شده از طرف آنها را بپذيرد.

١- اين ارقام گزارش اشتباهي از وضعيت ارائه ميدهند. طبق تجزيه و تحليلهاي رسمي و غربي، ميزان بالاي زاد و ولد جوامع مسلمان و مهاجران جمهوريهاي مستقل آسياي مرکزي تا سال ٢٠١٠ باعث افزايش قابل توجهي خواهدشد. Lire Dmitry Shlapentokh, « Islam and orthodox Russia: from eurasianism to islamism », Communist and Post-Communist Studies, Londres, n°٤١, ٢٠٠٨, p.٢٧-٤٦. بههرحال، به عقيده ديگر متخصصان، از جمله موري فشباخ، يکي از متخصصان برجسته جمعيت شناس روسيه، اين برآوردها، آشکارا، اغراق شده هستند و هيچ امکاني براي تائيد آن در کوتاه مدت وجود ندارد.

٢- به غير از چچن، اينگوش، داغستان، آديغه، کاباردينو-بالکاري، کاراچاوو-چرکسي، باشقيرستان و تاتارستان. پرجمعيت ترين و مهمترين اينان، تاتارستان و باشقيرستان هستند. بيش از نيمي از تاتارها خارج از تاتارستان زندگي ميکنند؛ تعداد مسلمانان منطقه مسکو، به تنهايي، بيش از باشقيرستان است.

٣- از پايان قرن هفتم، اسلام در منطقه روسيه امروزي گسترش يافت، با اين حال، در پايان قرن دهم بود که اولين دولت روس مسيحيت را به عنوان دين رسمي پذيرفت.

4- Mezhdunarodnaya Zhizn,vol.51, n° 4, Moscou, 2005.

٥- اول سپتامبر ٢٠٠٤، در مدرسه بسلان، در اوستياي شمالي، بيش از هزار و سيصد کودک و بزرگسال به گروگان گرفته شدند. دو روز بعد، پس از يورش سرويس امنيتي روسيه، گروگانگيري با مرگ سيصد و چهل و چهار فرد غير نظامي( بنا بر آمار رسمي) پايان يافت که بيشترشان کودک بودند.

نويسنده
jacques LEVESQUE
ژاک لوسک استاد علوم سياسي و حقوق، دانشگاه کبک مونترال، نويسندهي آثاري چون
١٩٨٩,la fin d’un empire,L’URSS et lalibération de l’Europe de l’Est, Presses de Sciences Po, Paris, ١٩٩٥.

آخرين مقالات اين نويسنده:
برگردان:
Dina KAVIANI دينا کاوياني




بیانیه شماره ۱۴ میرحسین موسوی در آستانه سیزدهم آبان

ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد
شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸ – ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹

دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟

بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»
دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.
البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی