سرکوب مطبوعات در ایران

١٤ مهر – سه روزنامه در ایران توقیف شدند. هیات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد در تهران دستور
لغو امتیاز آشتی ملی و آرمان را صادر کرده است. آشتی ملی برای دومین بار است که توقیف می شود.
و بعد از لغو توقیف این روزنامه از سوی دادگاه از سه ماه پیش بازانتشار خود را آغاز کرده بود. آرمان با
شکل جدید در استانه انتشار پنجاهمین شماره خود بود. روزنامه تحلیل روز شیراز نیز به دستور هیات نظارت
بر مطبوعات توقیف شد. روزنامه تحلیل روز نشریه پرخواننده و حرفه ای بود.




هفت مدافع تغییر در بازداشتگاه اوین

آمنه کرمی-11 مهر 1388

هنگامه شهیدی شبنم مددزاده فریبا پژوه آذر منصوری

مدرسه فمینیستی: وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری، و اعتراض مسالمت آمیز میلیونها زن و مرد ایرانی نسبت به نتایج اعلام شده از سوی وزارت کشور، شهروندان بسیاری را که خواهان احقاق حقوق شهروندی و خوانده شدن رای خود بودند به زندان محکوم کرد. در میان زندانیان، شماری از زنان و دختران معترض نیز حضور داشته و برخی از آنان همچنان در زندان به سر می برند. از میان زنانی که روانه زندان شدند: برخی از آن ها را به واسطه فعالیت های اجتماعی پیشین شان می شناختیم و برخی از آن ها را به واسطه حضور پر نشاط شان در صحنه اعتراض های اخیر.
هفت تن از زنانی که خبر زندانی شدن شان به نحوی به رسانه ها و سایت های خبری رسیده، امروز در زندان اوین به سر می برند: آذر منصوری، هنگامه شهیدی، فریبا پژوه، عاطفه نبوی، کبرا زاغه دوست و زهرا جباری که در وقایع پس از انتخابات بازداشت شده اند و شبنم مددزاده که از مدتها پیش از وقایع انتخابات در زندان اوین به سر می برد. این هفت زن مدافع تغییر همگی شان بلاتکلیف و در «بازداشت موقت» هستند. هرچند زنان دیگری نیز همچون «عالیه اقدام دوست» هستند که از ماه ها و سال ها قبل در زندان اوین بسر می برند، البته نه در بازداشت و نه در وضعیت بلاتکلیف، بلکه «دوره محکومیت» خود را سپری می کنند.

آذر منصوری از جمله ی زنان فعال و مدافع تغییر است که در روز سی و یکم شهریور ماه 1388 بازداشت و روانه زندان شد.

آذر منصوری قائم‏مقام دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی است که همچون بسیاری دیگر از اعضای ارشد این حزب راهی زندان شده است. به گزارش وب سایت نوروز : این عضو ارشد حزب مشارکت در سلول انفردای و در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود. مهندس آذر منصوری معاون سیاسی دبیرکل جبهه مشارکت پس از ده روز، سه شنبه شب با منزل خود تماس گرفت. به گزارش نوروز، این عضو حزب مشارکت در این تماس تلفنی با مادر و خواهر خود صحبت کرد و از سلامت خود خبر داد. به گفته خانواده منصوری حال عمومی او خوب به نظر می رسیده است.

مهندس آذرمنصوری که در شهرستان ورامین زندگی می کند هفته گذشته، درحالی که از منزل خواهر خود باز می گشت در خیابان از سوی ماموران متوقف و بازداشت شد. ماموران پس از تفتیش خانه معاون سیاسی دبیرکل جبهه مشارکت، هارد کامپیوتر و برخی دیگر از وسایل او را ضبط و با خود بردند.

فریبا پژوه روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس مدافع تغییر روز اول ماه رمضان 31 مرداد در منزل‌ پدری‌اش توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت می شود. ماموران کامپیوتر شخصی وی را نیز با خود می‌برند.

فریبا پژوه روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس در نخستین روز ماه رمضان، لحظاتی قبل از افطار در منزل‌ پدری‌اش توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد. مامورین ابتدا منزل پدری و بعد منزل خودش را بازرسی می‌کنند بعد از صورت جلسه کامپیوتر و وسائل شخصی وی را با خود می‌برند. از آن زمان تا کنون این روزنامه‌نگار سه تماس کوتاه در تاریخ یکم، دهم و شانزدهم شهریور با خانواده‌ی خود داشته است.

پدر فریبا پژوه سرهنگ بازنشسته‌ی نیروی هوایی بسیار نگران فرزندش است. وی در مورد آخرین وضعیت پرونده‌ی دخترش می گوید: «امروز بیستمین روزی بود که فریبا در انفرادی به سر برد، انفرادی یعنی مصداق کامل شکنجه روانی، یعنی نقض حقوق بشر. نمی‌دانید که چه‌قدر دل‌ام خون است. روز سه شنبه با اینکه خودم در شرایط جسمانی مناسبی نیستم، بدون این‌که به کسی چیزی بگویم به داد سرای انقلاب، نزد باز پرس پرونده‌اش رفتم تا خواهش کنم هر طور که می‌تواند فرزندم را از انفرادی نجات دهد. اما توفیقی به دست نیاوردم…»

فریبا پژوه خبرنگار سابق روزنامه اعتمادل ملی و خبرگزاری ایلنا و عضو کنفدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران هم‌اکنون در بند 209 زندان اوین و در سلول انفرادی است. فریبا پژوه نویسنده‌ی وبلاگ «پس از باران» است که در آن دیدگاه‌های خود را در مورد مسائل مختلف می‌نوشته است.

خانواده فریبا پژوه به شدت از این‌که فرزندشان در سلول انفرادی است نگران هستند. علت این نگرانی زیاد را آقای پژوه پدر فریبا (که مدت 68 ماه در دوران جنگ در جبهه ها خدمت کرده) چنین ابراز می کند:« فریبا سال گذشته 3 ماه تحت درمان دارویی برای بیماری افسرده‌گی بوده است، البته این بیماری در جامعه ما به خصوص در زنان بسیار شایع است. ولی تداوم بازداشت در انفرادی می‌تواند برای وضعیت روحی وی بسیار نگران کننده باشد. تحمل این‌که فریبا انفرادی باشد برای‌مان بسیار سخت است. من سرهنگ باز نشسته نیروی هوایی هستم که مدت 68 ماه هم با صداقت در جبهه جنگ دوران دفاع مقدس انجام وظیفه کرده‌ام. یادم می آید که با شروع جنگ مدت‌ها فریبا را ندیده بودم به طوری که او مرا نمی شناخت و به پدر بزرگش می گفت بابا. حالا تحمل این دوری برایم بسیار سخت است. ای خدا مهربان دریاب بنده‌گان بی‌پناهت را…

هنگامه شهيدي، روزنامه نگار، عضو حزب اعتماد ملي و عضو ستاد انتخاباتي مهدی كروبي از تاريخ 9 تير ماه 1388 دستگیر شده و تا کنون در زندان اوین در بازداشت موقت است!

وضعیت روحی و جسمی هنگامه شهیدی، روزنامه نگار بازداشتی، در زندان اوین مناسب نیست. بنابر اخبار رسیده به واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران، هنگامه شهیدی که چندی پس از برگزاری انتخابات در ایران، بازداشت شد با وضعیت بد جسمی در زندان روبه‌رو است به طوری‌که روزانه تعداد زیادی قرص و دارو به عنوان آرام‌بخش برای او تجویز شده است، اما با این وجود حتا از خواب راحت در شب نیز برخوردار نیست.

این عضو حزب اعتماد ملي و دانش‌جوي دكتراي حقوق بشر در دانش‌گاه SOAS که در طول دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز مشاور امور بانوان ستاد انتخاباتي مهدی كروبي بوده، در طول چند ماه حبس خود، در هفته تنها سه بار و آن هم به مدت بیست دقیقه برای هواخوری اجازه دارد، که این امر موجب ناراحتی‌های ناشی از کمبود آفتاب برای وی نیز شده است.

عاطفه نبوی، در تاریخ 25 خرداد ماه 1388، به همراه پسرعموی خود ضیاء الدین نبوی، سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل، و تعداد دیگری از دوستانش بازداشت، و به بند 209 زندان اوین منتقل شد.

عاطفه نبوی از روز شنبه هفته گذشته از بند 209 به قرنطینه زندان اوین معروف به بند متادون، منتقل شده و هم اکنون با وجود گذشت 105 روز از بازداشت وی، همچنان در بلاتکلیفی به سر می برد. به گفته نسرین ستوده، وکیل عاطفه، پرونده او به شعبه 12 دادگاه انقلاب ارجاع داده شده و قاضی این شعبه نیز به مدت 3 هفته به مرخصی رفته است.

عاطفه نبوی، در مدت بازداشت خود چندین بار مورد بازجویی قرار گرفته و از آنجا که با شورای دفاع از حق تحصیل نیز همکاری هایی داشته به ” ارتباط با سازمان مجاهدین خلق” متهم شده است. اما با وجود فشارهای شدید وارده، نبوی این اتهام را نپذیرفته و آن را بی پایه و اساس دانسته است. وی در سال 84 نیز، به مدت سه هفته در بند 209 زندانی بوده است. خانواده عاطفه از شرایط بد زندان و بلاتکلیفی دخترشان به شدت نگران هستند. بیش از 105 روز که از زندانی شدن دخترشان سپری شده و با مراجعه مکرر به دادگاه؛ هنوز پاسخ روشنی دریافت نکرده اند.

گفتنی است که در مهرماه امسال نامه ای که عاطفه نبوی در بند 209 نوشته توسط «کمیته گزارشگران حقوق بشر» انتشار یافته و در اختیار عموم قرار گرفته است.

شبنم مددزاده، نایب دبیر دفتر تحکیم وحدت در روز اول اسفند ماه سال گذشته، بازداشت شد. او بیش از 7 ماه است در بازداشت موقت بسر می برد.

شبنم مددزاده، نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت در روز یکم اسفند ماه 1387، توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. وی پس از گذراندن بیش از 70 روز در سلول انفرادی، به بند عمومی 209 زندان اوین منتقل شد.

با گذشت نزدیک به هشت ماه که از بازداشت موقت شبنم مددزاده سپری شده و به رغم صدور قرار وثیقه، اما دستگاه امنیتی با آزادی وی همچنان مخالفت کرده است. شبنم طی روزهای اخیر همراه با تعداد دیگری از زندانیان دیگر به قرنطینه نسوان زندان اوین موسوم به بند متادون انتقال یافته است. لازم به ذکر است که نامه ای که توسط این دانشجوی زندانی از قرنطینه زندان اوین نگارش یافته، به وسیله «کمیته گزارشگران حقوق بشر» در وب سایت این کمیته منتشر و در اختیار عموم قرار گرفته است.

کبری زاغه دوست و همسرش اشکان اسکندری، که در جریان مراسم چهلم شهدای حوادث پس از انتخابات توسط ماموران وزارت اطلاعات در بهشت زهرا بازداشت شدند، با وجود گذشت دو ماه همچنان در بند 209 زندان اوین و در شرایط بلاتکلیفی به سر می برند.

کمیته گزارشگران حقوق بشر: کبری زاغه دوست و همسرش اشکان اسکندری، که در جریان مراسم چهلم شهدای حوادث پس از انتخابات توسط ماموران وزارت اطلاعات در بهشت زهرا بازداشت شدند، با وجود گذشت دو ماه همچنان در بند 209 و در شرایط بلاتکلیفی به سر می برند.

گفته می شود، اشکان اسکندری پس از بازداشت و به محض ورود به بند 209، شعارهایی علیه محمود احمدی نژاد سر داد که موجب ضرب و شتم شدید وی از سوی مأموران و نگهبانان بازداشتگاه شد. وی همچنین از زمان بازداشت تاکنون در سلول انفرادی نگهداری می شود و با وجود وضعیت نامناسب روحی و روانی، از انتقال او به بند عمومی جلوگیری می شود. طبق اخبار رسیده، وی در چندین نوبت به شدت از سوی بازجویان و نگهبانان بند مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، به طوریکه در اثر شدت جراحات وارده، وی روز گذشته از بند 209 به بیمارستان طالقانی تهران انتقال یافت و مورد مداوا قرار گرفت.

اخبار رسیده حاکی است، اشکان اسکندری به صورت مستمر و هر روزه، با فریاد و گریه، خواهان انتقالش به سلول های عمومی می شود، با این حال تاکنون، درخواست های متعدد او و همسرش مورد بی توجهی قرار گرفته است.

شمار بازداشت شدگان ماههای گذشته در تهران به صورتی است که هم اکنون بندهای امنیتی زندان اوین از جمله بند 209، 240 و بند 2 -الف با کمبود مکان برای نگهداری زندانیان مواجه شده اند. بسیاری از افرادی که در جریان تجمعات و اعتراضات بازداشت شده اند، طی این مدت به بندهای عمومی زندان اوین انتقال یافتند. اکثریت افراد بازداشت شده در تجمعات، پس از سپری کردن چند هفته در زندان با قرار وثیقه آزاد شده اند، با این وجود، ادامه نگهداری کبری زاغه دوست و اشکان اسکندری با توجه به عدم وابستگی حزبی و سیاسی آنان، موجبات تعجب و اعتراض خانواده شده است.

زهرا جباری در راهپیمایی روز قدس در حالی که ناخن پایش در حین بازداشت شکسته شد دستگیر و روانه سلول انفرادی بند 209 زندان اوین شد

زهرا جباری یکی دیگر از زنان بازداشتی است که در بند 209 زندان اوین به سر می برد. زهرا جباری در راهپیمایی روز قدس بازداشت شد. زمانی که نیروهای امنیتی او را بازداشت می کردند، ناخن یکی از انگشتان پایش شکست.

او را از همان روزهای اول به سلول انفرادی بند 209 منتقل کردند. به گفته خانواده زهرا جباری او به خاطر بلاتکلیفی اش در زندان 5 روز است که در اعتصاب غذا بسر می برد.




همزمان با آزادی خواهان جهان در ۱۰ اکتبر روز جهانی علیه حکم اعدام؛

به این عمل ضد بشری اعتراض نمائیم!
جمعیت پشتیبانی از جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران ــ برلین
جمعه ۱۷ مهر ۱۳۸۸ – ۰۹ اکتبر ۲۰۰۹

جان شیرین انسان، هدیه ایست که هستی، تنها و تنها یکبار در اختیارانسان می گذارد. از تولد تا مرگ. برای همین است که جان آدمی ارزشمندترین پدیده هستی است. و امروز بشریت برای هرچه شیرین تر گذراندن و نیز طولانی تر نمودن آن می کوشد.
در این میان اگر چه مرگهای زودرس براثر تصادفات، بیماری و بلاهای طبیعی، این فرصت را از آدمی می ستاند. اما آنچه دریغ و درد را به جان انسان می نشاند، ستاندن جان آدمی توسط آدمهای دیگر در غالبهای گوناگون ودر زشت ترین آن یعنی اعدام یک انسان است.
هم میهن !
اعدام پدیده ای است که در نظام جمهوری اسلامی با شدت بیشتری رواج پیدا کرده است ، پدیده ای که از بدو به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، توسط سران نظام سازماندهی و در قوانین آن تثبیت شده و به اجرا درآمده است. و متاسفانه اعدام های دسته جمعی واعدام جوانان، علیرغم تمامی مخالفت های نیروهای ترقی خواه ایرانی و بین المللی، پدیده نادری نمی باشد. جمهوری اسلامی در آخرین اقدام خود، با بی شرمی تمام در آستانه ۱۰ اکتبر، برای 7 نفر از هموطنان عرب زبان مان حکم اعدام صادر کرده است.
آنها اگر چه در تمامی عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رتبه ایران را در جهان به پائین ترین درجه سوق داده اند، ولی در عرصه اعدام، زندان و تجاوز به حقوق بشر بحق در رتبه اول قرار گرفته اند؛
ازنظر ما و طبق قوانین حقوق بشر اعدام انسانها همواره ودر هر رزیمی محکوم است.
هموطنان؛ در هرکجا که هستید وبه هر شکل که می توانید، صدای اعتراضات خودرا علیه اعدام بلند کرده و با تمام توان بکوشیم تا دیگر در کشورمان ایران جان انسانی با اعدام گرفته نشود.

جمعیت پشتیبانی از جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران ــ برلین ؛
۷ اکتبر ۲۰۰۹




بیانیه کانون صنفی معلمان به مناسبت روز جهانی معلم:

معلمان دربند را آزاد کنید
چهار شنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۸ – ۰۷ اکتبر ۲۰۰۹

كانون صنفي معلمان ايران، ضمن تبريك “روزجهاني معلم” به همه ي فرهنگيان جهان و تجديد عهد و پيمان خويش با همكاران فرهنگي ، بارديگر بر مطالبات و خواسته هاي زير تآكيد نموده و اجراي آن را از مسئولان و دست اندركاران مملكتي موكدا خواستار است:

1. آزادي بي قيد و شرط همكاران فرهنگي دربند: رسول بداقي، هاشم خواستار، فرزاد كمانگر، عبداله مومني، جعفرابراهيمي، محمد داوري و…
2. مختومه شدن تمامي پرونده هايي كه از سال 78 تاكنون در شعب مختلف دادگاه ها و دادسراها برعليه فعالان صنفي تشكيل شده و اعاده تمامي حقوق تضييع شده آنان.
3. رفع محدوديت از فعاليت همه ي نهادهاي مدني دانشجويان، حقوق زنان، كارگران، حقوقدان، روزنامه نگاران و…بويژه كانون ها ي صنفي معلمان سراسر كشور.

نام خداوند جان وخرد
بيانيه كانون صنفي معلمان ايران به مناسبت روز جهاني معلم
همكاران گرامي
همانگونه كه مي دانيد در سال 1994ميلادي، روز پنجم اكتبر، برابرسيزدهم مهرماه، از سوي سازمان يونسكو،”روز جهاني معلم”(World Teachers’ Day) نامگذاري گرديد. هرچند اين روز، در نظام جمهوري اسلامي به عنوان روز جهاني گراميداشت مقام معلم، به رسميت شناخته شده است، اماسال هاست نه تنها ازسوي هيچ نهاد و ارگاني رسمي از جمله آموزش و پرورش، پاس داشته نمي شود متآسفانه حتي در تقويم رسمي كشور نيز به آن كمترين اشاره اي نگرديده ونمي گردد! روزي كه بي گمان در سرمشق و الگوي پديده ي نوين”جهاني شدن” معنا و مفهوم مي يابد، همان پديده اي كه نشان وخبراز جهاني همبسته و همپيوند مي دهد.

جهاني كوچك كه در آن به سختي مي توان از دانشي بومي وحقيقتي محلي سخن گفت. دنيايي كه در آن انديشه و تفكر جهاني، همچون فن آوري فراگير آن؛ روز به روز در اجتماع وسياست و فرهنگ نيز پا به پيش مي گذارد و سخن از آموزه هاي بومي اين حيطه ها را دشوارتر مي سازد. گويا در چنين بستر و زمينه اي است كه وقتي از “روزجهاني معلم” سخن گفته مي شود، حساسيت و مقاومت هاي بسياري را برمي انگيزد، آنچنان كه حتي از كمترين اشاره اي به اين روز دريغ مي گردد.
روز جهاني معلم، اشاره اي است به معلم و آموزش و پرورش جهاني. معلم جهاني ، آموزشگري است با نگاه و انديشه اي فراگير، خردمند، آگاه وآشنا به حقوق خويش، كه دانش آموزش را نيز، به همين الگوتربيت مي كند. كسي كه از انديشه و نگرشي نقاد و جست وجوگر برخورداراست. حقوق بشر، حقوق شهروندي وديگر ارزش هاي زندگي نوين را مي شناسد وستايشگرآزادي انسان است. صلح طلب و آرامش جوست وبه آدمي با هر نژاد و رنگ وآييني احترام مي گذارد وعشق مي ورزد. انساني خردگرا كه به آساني زيربارانديشه هاي جزمي نرفته ، رام و پيروآنها نمي شود.
روز جهاني معلم، همچنين اشاره اي به آموزش و پرورش نوين است. نظامي كه سمت و سوي آن رو به دموكراسي است و در آن دامنه ي اختيارات معلم، گسترده وفراگير است. به ويژه درمقايسه با نظام آموزشي سنتي، معلم به مراتب از فضاي آزاد بيشتري برخوردار است. چنين نظامي، همچنين درتعيين هدف هاي خويش، علمي و مستقل عمل مي كند وخود را ابزاري در دست ايدئولوژي و سياست حاكم نمي بيند و نمي گذارد. پرورش ذهن وتربيت جان و روان دانش آموز را ، اسيرنگاه و نگرش تنگ بينانه جاهلانه نمي كند. نظام پرورشي نوين، اخلاق مدار و اخلاق گراست اما، نه اخلاقي بومي ومحلي ، بلكه اخلاقي جهاني. اخلاقي مبتني بر:” فرهنگ همبستگی و برابري اجتماعی و اقتصادی، فرهنگ عدم خشونت، فرهنگ بردباري و راستگویی، فرهنگ حقوق برابر برای جمیع انسان ها”. بهرحال، اگرپيام روز جهاني معلم، نشاني است ازچنين آموزه و ارزش هايي، آيا مي توان پذيرفت جاي فعا ل فرهنگي آن، زندان باشد؟ آيا مي توان معلمي اينچنين را به شلاق محكوم نمود كه چرا به احقاق حق خويش و جامعه، برخواسته است؟ آياچنين نظامي، نبايد درمرتبه و جايگاه محوري سياستگذاري ها بنشيند؟´
در پايان، كانون صنفي معلمان ايران، ضمن تبريك “روزجهاني معلم” به همه ي فرهنگيان جهان و تجديد عهد و پيمان خويش با همكاران فرهنگي ، بارديگر بر مطالبات و خواسته هاي زير تآكيد نموده و اجراي آن را از مسئولان و دست اندركاران مملكتي موكدا خواستار است:
1. آزادي بي قيد و شرط همكاران فرهنگي دربند: رسول بداقي، هاشم خواستار، فرزاد كمانگر، عبداله مومني، جعفرابراهيمي، محمد داوري و…
2. مختومه شدن تمامي پرونده هايي كه از سال 78 تاكنون در شعب مختلف دادگاه ها و دادسراها برعليه فعالان صنفي تشكيل شده و اعاده تمامي حقوق تضييع شده آنان.
3. رفع محدوديت از فعاليت همه ي نهادهاي مدني دانشجويان، حقوق زنان، كارگران، حقوقدان، روزنامه نگاران و…بويژه كانون ها ي صنفي معلمان سراسر كشور.
كانون صنفي معلمان ايران
13/7/88




نامزدی خانم شادی صدر برای دریافت جایزه ساخارف

خانم شادی صدر فعال حقوق بشر برای دریافت جایزه ساخارف که همه ساله از طرف پارلمان اروپا به یکی از فعالین حقوق بشر در سراسر دنیا اهدا می گردد، نامزد شده است. پارلمان اروپا در روز 6 اکتبر 3 نفر را از بین 10 نامزد به عنوان فینالیست انتخاب می کند.

نامه سرگشاده به اعضای پارلمان اروپا
جایزه ساخارف برای آزادی اندیشه 2009
نامزدی خانم شادی صدر از طرف ندا و شهروندان ایرانی که برای رعایت حقوق بشر تلاش می کنند

عضو محترم پارلمان اروپا
ما امضاکنندگان زیراعضا و حامیان جامعه مدنی ایران هستیم که به منظوربیان حمایت قاطع خود از نامزدی خانم شادی صدر برای دریافت جایزه ساخارف 2009 برای آزادی اندیشه این نامه را به شما می نویسیم. ما عمیقا معتقدیم که او شایستگی دارد در میان این گروه برجسته از رهبران و مبارزان قرار گیرد که به سبب مبارزات شان برای دفاع از حقوق بشر و آزادی های اساسی مورد احترام هستند.
داستان خانم صدر هم غم انگیز و هم الهام بخش است. در ماه مارس 2007 او یکی از 33 زنی بود که به جرم اعتراض آرام برعلیه محاکمه نامشروع 5 زن با اتهاماتی دروغین و تنها به جرم استفاده از آزادی اساسی بیان، دستگیر شد. چندماه قبل خانم صدر در حالی که با دیگر فعالین زن به نماز جمعه می رفت یک بار دیگر دستگیر شد. هر دو دستگیری به روشنی برای خاموش کردن صدای او بود.
با وجود این و علیرغم این اعمال ارعاب آمیز، صدر در مبارزه اش برای حقوق اساسی بشر در ایران مصمم است. او به عنوان یک وکیل همیشه اززنانی که به مرگ محکوم شده اند، و یا فعالین و روزنامه نگارانی که رژیم در تلاش است با محاکمه و بستن اتهامات دروغین به آنان، صدای شان را خفه کند، دفاع کرده است. خانم صدر دفاع از حقوق زنان را سرلوحه کار خود قرار داده است. او اولین وب سایت در این زمینه را باز کرد و نقش فعالی در مبارزه برای “توقف سنگسار” ایفا نمود. این ها تنها چند مورد برجسته از کار او هستند، که بر زندگی بسیاری تاثیر داشته است. و مبارزه او کماکان ادامه دارد.
اما دلایل برای اهدای جایزه ساخارف به خانم صدر بسیار فراتر از تلاش های شجاعانه اوست. او به حق از جانب ندا آقاسلطان و تمام دیگر “شهروندان ایرانی که برای رعایت حقوق بشر تلاش می کنند” نامزد شده است. در واقع اهدای جایزه ساخارف به خانم صدر پیام حیاتی پشتیبانی و هم بستگی با مردم ایران در زمانی است که به آن نیاز دارند.
تابستان گذشته همه ما با خوش بینی بسیار دیدیم که شهروندان ایرانی از حق بنیادی بیان سیاسی مخالفت خود با چیزی که بسیاری آن را تقلب انتخاباتی می دانستند، استفاده کردند. با این وجود طولی نکشید که این امیدواری با وحشیانه ترین سرکوب اعتراضات توسط دولت ایران، سرویس های امنیتی و نیروهای شبه نظامی بسیج بر باد رفت. تصاویر تکان دهنده بودند؛ و داستان های بعدی از جنایات، شکنجه و تجاوز حتی ترسناک تراز آن.
متاسفانه نقض حقوق بشر در تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی ریشه دوانده است؛ همانند مبارزه برای دفاع از آن. با این وجود و علیرغم حضور نامزدهای ارزشمند در تاریخ 20 ساله جایزه ساخارف، هنوز هیچ ایرانی موفق به دریافت این جایزه نشده است. اکنون بیش از پیش مردم ایران نیازمند آن هستند که بدانند دنیا از مبارزات شان حمایت می کند.
کنوانسیون اروپا برای حمایت از حقوق بشر و آزادی های اساسی، اصولی از جمله حق زندگی؛ ممنوعیت شکنجه؛ حق آزادی و امنیت؛ حق محاکمه عادلانه؛ آزادی اندیشه، درک و مذهب؛ آزادی بیان و آزادی اجتماعات و گردهم آیی ها را مورد حمایت قرار می دهد. این ها ارزش های اساسی و جهانی هستند، نه صرفا اروپایی.
خانم صدر صدای آزادی ایران است، و جایزه ساخارف او و تمام کسانی که برای این آزادی مبارزه می کنند را دلگرم می سازد که صدای شان شنیده می شود.

با احترام
امضا کنندگان




خبر فوری : آژیر قرمز در تهران !

سپتامبر 29, 2009

روز شنبه سپاه سیستم جدید ارسال پارازیت خود را با قدرت بالای 1 گیگاهرتز در تهران تست میکند

خبرهای موثق رسیده از یکی از کارمندان شرکت مخابراتی صا ایران ( وابسته به سپاه ) حاکی از آن است که سیستم مجهز روسی ارسال پارازیت كه اغلب در جنگ هاي مدرن الكترونيك براي اختلال در رادارها استفاده مي شود با تغییرات غیر استاندارد صاایران به قدرت بالایی برای ارسال امواج دست یافته است . در اين سیستم اسيلاتورهايي در پهناي باند مايكروويو استفاده شده كه تمامي كانال هاي ماهواره اي را دچار اختلال میكند قدرت باندهاي ارسال شده بالاتر از قدرت امواج مايكروويو يعني از 1 تا چند گیگا هرتز است ! که اثرات سوء براي بدن انسان و موجودات زنده دارد . از بين رفتن تعادل دماي بدن، براي انسان مرگ آور است و بيشتر از يك بمب اتمي براي افراد خطرناك است . یادآور میشود که این کارمند صا ایران درباره مضرات این امواج و جلوگیری از آسیبهای مرگ آور که منجر به سرطانهای خونی و هورمونی ( عقیم شدن ) انسان میشود . اعلام کرد که این تست از ساعت 11 صبح روز شنبه قرار است در یکی از مناطق جنوبی تهران که محل دقیق آن به ما هنوز اعلام نشده به مدت 15 ساعت انجام میشود . که تنها راه جلوگیری از عوارض این تشعشعات خروج از منطقه تست یعنی جنوب شهر است .
ارسال شده توسط vataneyhasteaman

از دیشب تهران تبدیل به یک مایکروویو بزرگ شد !

گذشته با نصب چندین انتن و تقویت سیگنالهای HI POWER پارازیت تقریبا کلیه کانالهای فارسی زبان ماهواره ای غیر از VOA در مناطق مرکزی ، شمال و شمال غرب تهران عملا از دسترس خارج شدند . این تحرکات که پیش تر و بعد از وقوع کودتا و وقایع پس از آن با شدت کمتری از سوی سپاه آغاز شده بود حال تنها با گذشت یک روز از خرید شرکت مخابرات توسط سپاه ، مجددا آغاز گردیده است . کارشناسان یکی از دلایل این امر را محبوبیت فوق العاده کانال فارسی زبان “فارسی1″ و تاثیر آن بر کاهش چشمگیر مخاطبان صدا و سیما به عنوان اهرم جریان ساز نظام میدانند . شدت این امواج به حدی است که در صورتی که در فاصله نزدیک به آنتنهای ارسال پارازیت برای مدت طولانی تکه ای گوشت یا مرغ قرار گیرد ، پخته میشود . به نظر میرسد که با توجه به آثار سوء این امواج که در دراز مدت باعث ایجاد انواع ناراحتیهای پوستی ، سرطان و خون میگردد ، تنها مسئله ای که کوچکترین اهمیتی برای دست اندرکاران این تهاجم الکترونیک ندارد ، جان و سلامت شهروندان تهران است .