هاشمی رفسنجانی و مشکل حل منازعات درونی رژیم از طریق مذاکره

29 تیر 1388

برخورد های رفسنجانی در یک ماه ونیم گذشته، نامه سرگشاده وهشدارگونه او به خامنه ای در آستانه «انتخابات» 22 خرداد وپنهان کردن بعدی خود از انظار در یک ماه گذشته به همراه تلاش های پشت پرده اش، وبالاخره سخنان اخیرش در نماز جمعه 26 تیرماه، همگی نشان ازاین دارند که وی بیش از همه سران رژیم موقعیت بحرانی و انباشته از تناقض جمهوری اسلامی را درک کرده و برای بیرون کشیدن کشتی به گل نشسته نظام،از خود درایت ودوراندیشی نشان می دهد.

او نیک متوجه تناقض ذاتی رژیم، تناقض میان دو وجه جمهوریت و اسلامیت آن، گردیده است وبا درک اهمیت نگران کننده گسترش تشتت د راین باره، آن هم دراین وضعیت به شدت بحرانی، برای کاهش آن به چاره جویی افتاده است.
رفسنجانی با شامه تیزش بهتر از دیگرسران رژیم دریافته است که چرخشی جدی دراوضاع به وقوع پیوسته است؛ او فهمیده است که این مردم دیگرحکمرانی شدن به شیوه های سابق را بر نمی تابند واگرچاره ای به سرعت اندیشیده نشود وتغییری در شیوه های حکومتی صورت نگیرد، گشایشی هر چند محدود در اوضاع بوجود نیاید وتلاشی تازه از سوی مسؤلان نظام برای کانالیزه کردن امواج عظیم نارضایتی مردم به درون نظام صورت نگیرد آنگاه همین مردمی که تا دیروز شعار ابطال انتخابات را فریاد می کردند،در آینده ای نه چندان دور و با بروز بحران هایی تازه وبا فراهم شدن فرصت هایی جدید، می توانند ابطال کل نظام را فریاد کنند.
علاوه برهمه اینها، او موقعیت خود و خانواده وامپراتوری مالی ای که در این 30 ساله به چنگ آورده را به شدت متزلزل، در معرض حذف وافتادن به چنگ دیگر باند های مالی-امنیتی رژیم می بیند.
مخاطب او دراین سخنرانی هم خامنه ای ودیگر سران حکومتی بود، هم نیروهای سرکوبگر وهم توده های وسیع مردم به ستوه آمده از سیطره 30 سال حکومت دینی که در ابعاد میلیونی راه نافرمانی مدنی اختیار کرده اند وبسته به رویداد ها می توانند درادامه تحولات، کل نظام را به چالش بکشند.
طی همین سخنرانی هاشمی رفسنجانی توانست یکبار دیگر به عنوان مرد نیرومند نظام وچهره شاخص مخالف سیاست های خامنه ای و گماشتگان وی، به عنوان سخنگوی اصلی جناح مخالف، اعم از اصلاح طلب وغیر اصلاح طلب، خود را مطرح کند وبا کوشش برای سوار شدن بر موج اعتراضی مردم، امنیت خود و خانواده اش را در مقابل حملات جناح مخالف بیمه نماید.
چنین بود که رفسنجانی در سخنان خود، بر خلاف نامه سر گشاده اخیرش به رهبر، این بارنه تنهاهیچ اشاره ای به ولی فقیه ورهبر وابراز اخلاص وهمراهی با اونداشت که هیچ، بلکه او وسیاست ها و روش ها و نتایج زیانبار آنها را برای نظام به نقد کشید؛ وی ضمن انتقاد از گماشتگان رهبر در شورای نگهبان، صدا وسیما، دولت و…، لزوم رعایت قاعده بازی و توجه به حقوق جناح مخالف خامنه ای را مطرح ساخت؛ وی با دعوت به حرکت در کادر قوانین، تغییربرخی قوانین را، البته ازطریق قانونی مطرح ساخت؛ که یکی ازاین قوانین می تواند تغییر اصل ولایت فقیه از طریق مجلس خبر گان و بدین ترتیب تهدید خامنه ای به خلع ید از مقام ولایت باشد. او گفت در این زمینه ها بحث ها و مشورت های وسیعی را پیش برده و پیشنهادهایش را با شورای مصلحت نظام و نمایند گانی در مجلس خبرگان و…در میان گذاشته است.او در حالی آزادی زندانیان و بازداشت شدگان یک ماهه اخیر ودلجویی از آنها وخانواده هایشان را مطرح می کرد که در همان هنگام، وقبل و پس از آن، نیرو های سرکوبگر خامنه ای به قلع وقمع مردم گرد آمده پیرامون دانشگاه و سرکوب و باز داشت آنها مشغول بودند و…
اما در ورای سخنان هاشمی رفسنجانی، آنگاه که بحث برسر اختلافات موجود در رأس هرم جمهوری اسلامی مطرح است نباید این نکته ابتدائی را فراموش کرد که بحث بر سرقدرتی است که نه ازطریق دموکراتیک بلکه به ضرب زور و با تکیه بر سرکوب خشن مخالفین و تصفیه های خونین درونی پا گرفته و مستقر گردیده است؛ حکومتی که به نام دین وبا سوار شدن برموج عظیم جنبش مردمی شکل گرفته است و مراکزپیچیده ومتعدد قدرت وتصمیم گیری در درون خود را بوجود آورده است وبا تکیه بر منافع سرشار نفتی باند های مافیایی فوق العاده نیرومندی رادرخود جای داده است. همین باندها ومحافل وخانواده های ذینفوذ، که یک سرشان درمنابع سرشاروباد آورده مالی و سر دیگرشان در مراکز امنیتی و نظامی و سر سوم آنها در شبکه روحانیت تشیع و در میان ملا ها قراردارند و در جنگ و گریز مدام با یکدیگربه سر می برند، هستند که متفقأ مافیای در قدرت جمهوری اسلامی را تشکیل می دهند. دسته بندی های در قدرتی که چنین شکل گرفته باشند وطی یک دوره 30 ساله و در مسیری پر پیچ و خم و سرشار از توطئه و کلک به توازنی در میان خویش دست یافته باشند و همچنان که نشان داده اند آن جا که پای منافع حیاتی شان در میان باشد ازاقدام به هیچ جنایتی در حق مردم ومخالفین خویش دریغ نمی ورزند،آنگاه که به اختلافی حاد در میان خویش برخورد کنند و منافع حیاتی خود را در معرض تهدید ببیند مشکل می توانند از طریق مذاکره با هم به تفاهم دست یابند. بی جهت نیست که رفسنجانی، نگران از آینده تیره و تار منازعات باند های حکومتی، عدم پاسخگویی به موقع به بحران کنونی و گسترش بیشترآن را به ضررهمه دست اندرکاران رژیم و تهدید منافع حیاتی همه جناح های حکومتی دانسته است.




عفو بین الملل: شادی صدر در خطر شکنجه!

فراخوان به اقدام فوری

• عفو بین الملل با انتشار اطلاعیه ای نسبت به خطر شکنجه ی شادی صدر ابراز نگرانی کرده است …
شنبه ۲۷ تير ۱٣٨٨ – ۱٨ ژوئيه ۲۰۰۹
عفو بین الملل با انتشار اطلاعیه ای نسبت به خطر شکنجه ی شادی صدر ابراز نگرانی کرده است.

شادی صدر از فعالین جنبش زنان روز گذشته در تهران توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شد. در بیانیه ی عفو بین الملل آمده است:
مدافع حقوق بشر شادی صدر در روز 17 ژوئیه در تهران به وسیله مردانی که گمان می رود مامور امنیتی باشند ربوده شد. به احتمال بسیار زیاد او به خاطر فعالیت های حقوق بشری خود پس از انتخابات مورد مناقشه ریاست جمهوری بازداشت شده است. او در خطر شکنچه به سر می برد و یک زندانی وجدانی است.
شادی صدرکه یک وکیل و روزنامه نگار است، با گروهی از فعالان حقوق زنان در خیابانی در تهران در راه بود که مردان لباس شخصی ناشناس او را گرفتند و کوشیدند به داخل یک اتومبیل بکشانند. در کشمکشی که رخ داد، روسری و مانتو او از تنش در آمد، اما او ابتدا موفق به فرار شد. او را به سرعت دوباره گرفتند، با باتوم زدند و سپس با ماشین بردند.
شادی صدر و گروه زنان برای شرکت در اولین نماز جمعه به امامت رئیس جمهور سابق علی اکبر رفسنجانی پس از انتخابات مورد مناقشه ریاست جمهوری رهسپار دانشگاه تهران بودند.
شادی صدر وکیل مدافع شیوا نظر آهاری، مدافع حقوق بشر، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، است که ماموران امنیتی در روز 14 ژوئن 2008، کمی پس از انتخابات ریاست جمهوری، پس از بازرسی منزل و ضبط لوازم شخصی اش، در منزلش دستگیر کردند. گمان می رود او در بند 209 زندان اوین باشد؛ وکیلش شادی صدر موفق نشده بود در آنجا به او دسترسی داشته باشد.
لطفا هر چه سریعتر نامه هایی به فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه یا به زبان خودتان بفرستید و:
• از مقامات بخواهید فورا و بدون قید وشرط شادی صدر را آزاد کنند، زیرا او یک زندانی وجدانی است که صرفا به خاطر فعالیت های حقوق بشری و به کارگیری مسالمت آمیز حق آزادی بیان، تجمع و اجتماع در بازداشت به سر می برد؛
• تاکید کنید که محل بازداشت او را فورا فاش کنند و اجازه دسترسی فوری به خانواده، وکیل دلخواه خود و نیزهرگونه مراقبت پزشکی ضروری را برای او تضمین کنند؛
• تاکید کنید که از شادی صدر باید در در برابر تمام اشکال شکنجه و دیگر اذیت و آزارها محافظت شود
• مقامات را فرابخوانید تا به ایجاد محدودیت غیرقانونی بر استفاده از حق آزادی بیان، تجمع و اجتماع پایان دهند.
نامه¬ها را به مقامات زیر بفرستید:

رونوشت برای:
کانون وکلای ایران
خیابان زاگرس، شماره 3
میدان آرژانتین،
تهران، جمهوری اسلامی ایران
پست الکترونیکی:
tamas@iranbar.org
یا mail@iranbar.org
رئیس قوه قضاییه
آیت الله محمود هاشمی شاهرودی
حوزه ریاست قوه قضاییه
خیابان پاستور، خیابان ولی عصر، پایین تر از سه راه جمهوری، تهران کد پستی 1316814737، جمهوری اسلامی ایران
پست الکترونیکی: shahroudi@dadgostary-tehran.ir (در قسمت موضوع بنویسید: خدمت آیت الله شاهرودی)
عنوان: عالی¬¬جناب
رهبر جمهوری اسلامی ایران
آیت الله سید علی خامنه ای
دفتر مقام رهبری
خیابان جمهوری اسلامی، خیابان شهید کشور دوست، تهران، جمهوری اسلامی ایران
پست الکترونیکی: info_leader@leader.ir
از طریق تارنمای: (انگلیسی) http://www.leader.ir/langs/en/index.php?p=letter
(فارسی) http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=letter
عنوان: عالی¬جناب آقای

و نمایندگان دیپلماتیک ایران در کشور خودتان.
در صورتی که بخواهید پس از تاریخ بالا نامه بفرستید، از دفتر عفو بین الملل بخش خودتان سوال کنید.

اطلاعات بیشتر
شادی صدر، وکیل و روزنامه نگار، مدیر مرکز مشاوره حقوقی زنان، راهی، تا زمان بسته شدن آن بود. او بنیانگذار زنان ایران، اولین تارنمای مختص فعالیت های فعالان حقوق زنان بود و مطالب زیادی در باره زنان ایران و حقوق قانونی آنان نوشته است. او ضمنا وکالت فعالان و روزنامه نگاران، و چندین زن محکوم به اعدام را به عهده داشته که محکومیتشان بعدا لغو شد. او در فعالیت های میدان زنان (http://www.meydaan.com) نیز شرکت دارد. شادی صدر قبلا در تاریخ 4 مارس 2007 در طی اعتراض به محاکمه پنج فعال حقوق زنان در تهران دستگیر شده بود (نگاه کنید به UA 52/07, MDE 13/021/2007, 5 March 2007 و اطلاعات تکمیلی در http://www.amnesty.org/en/library/info/MDE13/021/2007/en)
در روزهای پس از 13 ژوئن که پیروزی رئیس جمهور احمدی نژاد در انتخابات روز پیش از آن اعلام شد، ومورد مخالفت صدهاهزار نفر از ایرانیان قرار گرفته است، مقامات ایرانی محدودیت های شدیدی بر آزادی بیان، تجمع و اجتماع برقرار کرده اند. نیروهای امنیتی شامل نیروی شبه نظامی بسیج در سطحی گسترده به خیابان ها گسیل شده اند؛ ارتباطات به شدت مختل شده است. نشریات ایرانی از انتشار اطلاعات در باره ناآرامی سراسری در پی اعلام نتیجه منع شده اند. روزنامه نگاران خارجی از حضور در خیابان ها ممنوع شده اند، ویزای آنها تمدید نشده و برخی از خبرنگاران خارجی دستگیر یا از کشور اخراج شده اند.
بنا به اطلاعیه های رسمی که عفو بین الملل ثبت کرده است، از روز 12 ژوئن به بعد نیروی انتظامی و نیروهای بسیج بیش از2000 نفر را در سراسر ایران در طی تظاهرات یا پس از آن دستگیر کرده اند. این عده شامل شخصیت های برجسته سیاسی نزدیک به میر حسین موسوی، نامزد انتخاباتی دیگر مهدی کروبی و رئیس جمهور سابق خاتمی که از مبارزه انتخاباتی میرحسین موسوی حمایت کرد، هستند. برخی از مدافعان حقوق بشر و روزنامه نگاران نیز بازداشت شده اند. در روز 16 ژوئن، وکیل و مدافع حقوق بشر عبدالفتاح سلطانی نیز دستگیر و بازداشت شد (نگاه کنید به فراخوان اقدام فوری 09/160، MDE 13/059/2009، 19 ژوئن 2009: http://www.amnesty.org/en/library/info/MDE13/059/2009/en). روزنامه نگار عیسی سحرخیز در روز 4 ژوئیه دستگیر و به محل نامعلومی انتقال یافت (لطفا نگاه کنید به فراخوان اقدام فوری 09/181،MDE 13/067/2009، 6 ژوئیه 2009: http://www.amnesty.org/en/library/info/MDE13/067/2009/en).
در روز 17 ژوئیه، رئیس جمهور سابق علی اکبر رفسنجانی برای اولین بار پس از انتخابات مورد مناقشه ریاست جمهوری، امامت نماز جمعه را به عهده داشت و خواهان آزادی ایرانیانی شد که در تظاهرات یا پس از تظاهرات مختلف دستگیر شده اند. هزاران نفر از هواداران مخالفان در خیابان های اطراف دانشگاه گرد آمدند و خطبه های او را به شعارهای حمایت از نامزد انتخاباتی میر حسین موسوی قطع کردند. پلیس از گاز اشک آور برای پراکندن آنها استفاده کرد. چندین نفر دستگیر شدند.
فراخوان اقدام فوری 09/193، شماره نمایه: MDE 13/076/09، تاریخ صدور: 17 ژوئیه 2009

منبع خبر:

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com




متن کامل سخنان هاشمی رفسنجانی و فیلم ازنماز جمعه و نظرات مختلف در باره سخنرانی هاشمی رفسنجانی

سخنان هاشمی رفسنجانی
به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران:
هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های دوم نمازجمعه تهران با بیان این‌که ” ما سعی داشتیم حکومت پیامبر(ص) را مبنای انقلاب اسلامی قرار دهیم” یادآور شد: روزی که امام(ره) مهندس بازرگان را به عنوان رییس دولت موقت اعلام کردند، بختیار هنوز در این کشور بود، اما امام(ره) عجله داشت کار را به مردم بدهیم و در حکمش می‌گوید که اولویت تشکیل مجلس و نوشتن قانون اساسی است.

وقتی ما قانون اساسی را تهیه کردیم پیش از این‌که مجلس خبرگان درباره‌ آن نظر بدهد، امام(ره) روی آن نظر دادند و اصول مربوط به مردم را تربیت کردند.
وی افزود: زمانی که قانون اساسی تدوین شد کشورهای دیگر تعجب می‌کردند. مثلا الجزایر می‌گفت ما 20 سال بعد از انقلاب‌مان قانون را نوشتیم و ما پاسخ‌مان این بود که به دلیل این‌که ما با قدرت مردم پیروز شده‌ایم، نگرانی نداریم. از لحاظ قانون اساسی همه چیز کشور ما به دست مردم است. از رهبری که با رای غیرمستقیم از طریق مجلس خبرگان انتخاب می‌شود تا انتخاب مستقیم رییس‌جمهور، مجلس و شوراها همه به عهده‌ مردم است و افرادی که از این‌ها سمت می‌گیرند به اتکای رای مردم هستند. این یک حکومت دینی است و جمهوری اسلامی هم لفظی تشریفاتی نیست.
در این میان نمازگزاران شعار الله اکبر سر دادند که هاشمی‌رفسنجانی گفت: قرار شد شعار ندهید تا من زودتر خطبه‌ها را تمام کنم.
وی ادامه داد: جمهوری اسلامی واقعیتی است که از قرآن، ائمه و پیامبر به ما رسیده و ما اعتقاد داریم جمهوریت و اسلامیت هر دو باید با هم باشند. اگر هر کدام آسیب ببیند ما دیگر آن انقلاب را نداریم. اگر اسلامیت نباشد نظام به بیراهه می‌رود و اگر جمهوریت نباشد این نظام قابل تحقق نیست. راه ما همان بوده که حضرت علی(ع) حکومت را نپذیرفت تا زمانی که عده کثیری خواستار حکومت ایشان بودند. ما باید این روند را تقویت کنیم.
رییس مجلس خبرگان با اشاره به انتخابات اخیر ریاست جمهوری تصریح کرد: این انتخابات اگر مشکلاتی در آن پیش نمی‌آمد ما در 30 سالگی انقلاب بهترین گام را در جهت تحقق جمهوری اسلامی برمی‌داشتیم. من نمی‌گویم که این اتفاق نیفتاده است، اما ما از اواخر دوران تبلیغات دچار تردید شدیم. افرادی تردید کردند، تبلیغات نادرست و عمل نادرست صداوسیما باعث شد، بذل تردید در دل مردم به وجود بیاید که مثل خوره به جان ما افتاده است. ما تردید را بدترین مصیبت می‌دانیم.
در خلال صحبت‌های هاشمی رفسنجانی نمازگزاران شعارهایی سر می‌دادند که وی نیز با بیان این‌که ” تایید شما با این شعارها کافی است، بگذارید من بهتر از شما بگویم” ادامه داد: البته دو گروه هستند؛ عده‌ای تردیدی ندارند، قاطع ایستاده‌اند و کار خودشان را می‌کنند، اما عده‌ای هستند که کم نیستند و بخش زیادی از مردم فهیم و عالم کشورمان هستند که می‌گویند ما تردید داریم. ما باید برای رفع تردید آن‌ها کار کنیم. شرایط و دوران تلخی است. هیچکس از همه‌ جریانات دلش نمی‌خواست که این‌طور شود. همه ضرر کردیم. چرا باید این‌طور شود؟ ما امروز بیش از همیشه نیاز به وحدت داریم. کشور ما باید در برابر خطرهایی که ما را تهدید می‌کنند و امروز باج‌خواهی‌شان بیشتر شده متحد شود. آن‌ها دارند جلو می‌آیند که این زحمت طولانی ما را در به دست آوردن تکنولوژی برتر و به خصوص هسته‌یی از دست ما بگیرند. البته خداوند به آن‌ها مهلت نمی‌دهد اما آن‌ها به هوس افتاده‌اند.
امام جمعه‌ موقت تهران خطاب به نمازگزاران، گفت: برادران و خواهران من و همه جریان‌ها! شما من را می‌شناسید و می‌دانید که هیچوقت از این تریبون نخواستم جناحی استفاده کنم و همیشه فراجناحی حرف می‌زنم، اکنون هم همین‌طور می‌گویم و من نظر به هیچ طرفی ندارم، اما نظرم این است که همه‌ ما باید فکر کنیم و راهی پیدا کنیم که متحد کشورمان را به پیش ببریم و از آثار بد و خطرناک کینه‌هایی که بروز پیدا می‌کند، نجات پیدا کنیم و هم دشمنان‌مان را مایوس کنیم که چشم طمع به ما نبندند.
وی در بیان پیشنهادات خود اظهار کرد: من این پیشنهادات را با جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت که به فکرشان اعتماد دارم، مطرح کردم و به این‌جا رسیدم. من این‌ها را به عنوان راه‌حل عرض می‌کنم. شاید دیگران هم بپذیرند و عمل کنند. مساله‌ مهم ما این است؛ اعتمادی که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد، امروز قدری مخدوش شده است. ما این اعتماد را برگردانیم و این باید هدف مقدس ما باشد؛ اما این اعتماد چگونه باید برگردد؟
وی افزود: همه‌ ما نظام، حکومت، دولت، مجلس، نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی و مردم یعنی به اصطلاح معترضان همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم. اگر از قانون تجاوز کنیم دیگر هیچ مرزی نداریم. باید با قانون مسائل‌مان را حل کنیم و همه به این قانع باشیم. اگر کسانی با بعضی از قوانین دلخوشی ندارند باید سعی کنند این قوانین اصلاح شود و هر وقت لازم است این اشکالات روزی حل شود؛ اما چارچوب‌مان را قانون قرار دهیم.
هاشمی رفسنجانی با بیان این‌که ” این اتفاقات در یک روز و یک شب انجام نمی‌شود و جریانی طولانی است” گفت: ما باید به گونه‌ای عمل کنیم و فضایی به وجود آوریم که همه‌ اطراف بتوانند آن‌جا حرف‌شان را بزنند. هر طرف منطقی، بدون دعوا و بدون مشاجره حرف بزنند. البته کار عمده در این زمینه مربوط به صدا و سیماست که باید انجام دهد. زیرا مستمعین زیادتری دارد و سایر رسانه‌ها هم باید این کار را بکنند. بحث‌ها منطقی باشد، برادرانه و خواهرانه بنشینند و حرف‌شان را بزنند و دلایل‌شان را هم بگویند. بالاخره مردم در این بین خودشان می‌فهمند. طوری باشد که ما این اعتماد را برگردانیم.
وی با اشاره به فرصت پنج روزه‌ مقام رهبری به شورای نگهبان برای رسیدگی به اعتراضات کاندیداهای معترض انتخابات ریاست جمهوری، تاکید کرد: متاسفانه از این فرصت که رهبری به شورای نگهبان دادند و گفتند بروید عقلا و موجهین را بیاورید تا بررسی کنند و اعتماد مردم را جلب کنیم، استفاده خوبی نشد و من نمی‌خواهم بگویم تقصیر چه کسی بود که نشد، اما نشد. به هر حال آن گذشت و ما از این مرحله گذشته‌ایم و مرحله‌ دیگری است. من فکر می‌کنم برای آینده، برای اتحاد و برای جلوگیری از خطر نظام و حفظ ارزش‌هایی که انقلاب خلق کرده و برای بنای باشکوهی که امام(ره) آن را با خون شهدا و مجاهدات مردم و رزمندگان و برای این‌که این نظام برای نسل‌های بعد بماند، می‌توانیم در این مقطع حرکاتی انجام دهیم.
وی با بیان این‌که ” اگر این دو کار را بپذیریم که قانونی باشد و راه برای مناظره و مذاکره مباحثه و استدلال باز باشد، شاید در مدت کوتاهی به قناعت برسیم” خاطرنشان کرد: در این فاصله باید کارهای دیگری هم بکنیم؛ لازم نیست در این شرایط ما افرادی را به این نامی که الان است در زندان داشته باشیم. اجازه بدهیم این‌ها بیایند و به خانواده‌های‌شان برسند. نگذاریم به خاطر زندانی بودن یک عده دشمنان ما، ما را سرزنش و شماتت کنند. برای ما بخندند و برای ما نقشه بکشند. ما باید این‌قدر رشادت، حلم و صبر داشته باشیم که همدیگر را تحمل کنیم.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: مساله‌ بعد این است که با آسیب‌دیدگان حوادثی که اتفاق افتاده همدردی و دلجویی شود، آن‌هایی که عزادارند هم به آن‌ها تسلیت بدهیم و هم دل آن‌ها را دوباره به نظام نزدیک کنیم، این کار شدنی است. کسانی که وفادار به انقلاب باشند و ببینند نظام به سراغ‌شان می‌رود، آن‌ها زود با دل و جان‌شان با ما همراهی می‌کنند. باید این کار را انجام دهیم و از آن‌ها دلجویی کنیم. باید سعه صدر داشته باشیم.
وی خاطرنشان کرد: این‌جا لازم نیست ما عجله داشته باشیم و لازم نیست ما خود را گرفتار کنیم. بگذارید رسانه‌های‌مان اگر با معیارهای قانونی اجازه گرفتند، محدودشان نکنیم البته در حد قانون. ملاک باید قانون باشد، نه رسانه‌ها انتظار داشته باشند بیش از اجازه‌ قانونی عمل کنند و نه نظام از آن‌ها توقع داشته باشد که حق قانونی‌شان را ندیده بگیرند. همه با هم بگذاریم فضایی آرام و آزاد انتقادی یا تاییدی هر دو به وجود بیاید.
هاشمی رفسنجانی، گفت: من فکر می‌کنم اگر مسوولان، نیروهای انتظامی، نظامی و امنیتی رعایت کنند همه‌ ما عضو یک خانواده هستیم. همه آسیب دیده در راه انقلاب هستیم. همه جزء کسانی هستیم که در جهاد طولانی دفاع مقدس سرمایه‌گذاری کردیم. همه در گلزارهای شهدا شهید داریم و همه در خانه‌های‌مان جانباز داریم. چرا باید دیگران از راه‌های دور برای ما نسخه بپیچند؟ ما خودمان هستیم. ما این‌قدر عاقل نیستیم؟ ما این مبانی را نداریم؟ ما تجربه‌ 30 سال اداره‌ کشور را نداریم؟ ما علما را نداریم؟ مراجع ما که همیشه پشتیبان و حقیقتا بدون توقع در حوزه‌های علمیه در خدمت بودند، چرا باید بعضی از آن‌ها برنجند؟ باید آن‌ها را کنار خودمان حفظ کنیم. باید به آن‌ها متکی باشیم.
امام جمعه‌ موقت تهران تاکید کرد: اگر ان‌شاءالله بتوانیم این یکپارچگی را فراهم کنیم امیدوارم این خطبه‌ نمازجمعه شروع تحولی در آینده باشد و بتوانیم از این مشکلی که می‌شود متاسفانه اسم بحران روی آن گذاشت، به خوبی عبور کنیم و دوباره شاهد همدلی، همرزمی و همراهی و رقابت سالم، و هرکس را مردم خواستند، باشیم.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام خطاب به نمازگزاران و در پاسخ به شعارهای آن‌ها، گفت: خداوند به شما توفیق دهد، شما را محفوظ کند تا همیشه با همین روحیه در صحنه باشید.
هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از سخنان خود نسبت به کشتار اخیر مسلمانان در چین نیز ابراز تاسف کرد و گفت: من به دولت چین عرض می‌کنم که از آن‌ها انتظار می‌رود بتوانند در مقابل مظالمی که به این مردم وارد می‌شود کار درستی انجام دهند.
عده‌ای از نمازگزاران شعار مرگ بر چین سر دادند که هاشمی رفسنجانی گفت: شعار ندهید. به دلایلی که شما هم می‌دانید و شرایط خاصی که در خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران حاکم است، از شما می‌خواهم که شعار ندهید.
وی ادامه داد: ما دولت چین را دولت عاقلی می‌دانیم که در جهت توسعه کشور و مردم خود کار می‌کند و برادرانه به آن‌ها نصیحت می‌کنیم که این برخوردها به صلاح آن‌ها نیست و باید به فکر ارتباطات خود با کشورهای اسلامی باشند و ان‌شاءالله از این به بعد شاهد ظلمی نسبت به مسلمانان در چین و دیگر کشورها نباشیم. مساله دیگر مساله عراق، پاکستان و افغانستان است که همچنان خون‌ریزی، فساد و درگیری در آن‌ها وجود دارد.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه‌ سخنان خود به انتخابات اخیر ریاست جمهوری اشاره کرد و افزود: در انتخاباتی که انجام شد ما خیلی خوب شروع کردیم و رقابت خوبی شکل گرفت. چهار نفری که از نظر شورای نگهبان صالح معرفی شدند رقابت کردند و مردم هم به آزادی انتخابات امیدوار شدند و حضور بی‌سابقه‌ای داشتند. در این شرایط همه چیز آماده‌ ایجاد افتخاری بزرگ بود که ما باید این افتخار را مربوط به مردم بدانیم و باید از همه‌ آن‌ها تشکر کنیم که آزادانه آمدند و در انتخابات شرکت کردند ولی ای کاش همان شرایط تا امروز ادامه ‌داشت و امروز ما سربلندترین شرایط را می‌توانستیم در جهان داشته باشیم ولی آن‌طور که می‌خواستیم نشد.
وی با طرح این سوالات که ” ما چه می‌خواهیم؟ انقلاب اسلامی چه می‌خواهد؟” خاطرنشان کرد: شما این سخنان را از کسی می‌شنوید که از پیش از شروع مبارزات قبل از انقلاب که توسط حضرت امام آغاز شد، لحظه به لحظه همراه انقلاب بوده است و صحبت از 60 سال پیش است؛ ما می‌دانیم اساس تفکر امام(ره) چه بوده است. امام می‌فرمایند آن‌چه من می‌خواهم مردم است و هرچه می‌توانید باید تلاش کنید تا دل مردم را به دست بیاورید.
وی با بیان این‌که ” امام(ره) مخالفتی نمی‌کردند که گروه‌ها و احزاب رقابت کنند” تصریح کرد: این راه، راه پیغمبر(ص) بود که مردم را با میل و اعتقاد خود پای کار بیاورند و این هنر امام بود که توانست این کار را به خوبی انجام دهد. کمتر از 20 سال بعد از آغاز مبارزات مردم آن‌چنان آگاه شدند که البته هزینه هم دادیم ولی سودمان خیلی بیشتر بود. همین خیابان‌های پر از نیروهای حامی امام و معتقد، دولت مغرور و متکبر پهلوی را که آن موقع از ارتجاع و از شرق و غرب کمک می‌گرفت و به دلیل بالا رفتن قیمت نفت، انبارهای آن‌ها پر بود، سرنگون کرد.
رییس مجلس خبرگان با تاکید بر این‌که “‌مبنای فقهی امام(ره) این بود که حکومت اسلامی بدون حضور مردم نمی‌شود و اگر مردم راضی نباشند حکومت اسلامی نخواهد بود” اظهار کرد: خاطرم هست که آن زمان روایتی از حضرت امام شنیدم که بعدها در مورد منبع آن تحقیق کردم و روایت بسیار جالبی است و مبنای استدلال امام بود. این روایت می‌گوید؛ روزی پیغمبر اسلام بعد از غدیر به حضرت علی گفت که تو ولی این امت هستی. اگر دیدی این مردم راضی بودند و تو را قبول کردند و با اجماع و اکثریت آمدند، ‌شما بپذیر و متولی امر شو و اگر دیدی اختلاف کردند ولشان کن و بگذار هر کاری که می‌خواهند بکنند و خداوند برای تو راهی پیدا می‌کند که به اهدافت برسی. این روایت بسیار معتبر است و ناقل آن سیدبن طاووس بوده است.

http://www.youtube.com/watch?v=azIIeWIWHBo

http://www.youtube.com/watch?v=MFQZTqdJ0Bg

http://www.youtube.com/watch?v=UKW4uGVtw-w

http://www.facebook.com/ext/share.php?sid=109285882129&h=trVd7&u=YjM_5&ref=nf

http://www.youtube.com/watch?v=MFQZTqdJ0Bg

محمد يزدي رئيس شوراي عالي حوزه:
چه كسي جز هاشمي‌رفسنجاني بذر ترديد در انتخابات افشاند؟

اعتمادملي- مطهره شفيعي: آيت‌الله محمد يزدي براي دومين بار طي دو ماه اخير به انتفاد شديد از مواضع رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پرداخت. در حالي كه انتظار مي‌رفت آيت‌الله يزدي به عنوان رئيس يكي از بزرگ‌ترين و تاثيرگذارترين تشكل روحاني همانند آيت‌الله مهدوي كني رئيس ديگر تشكل روحاني پرقدرت(جامعه روحانيت مبارز) جانب احتياط را در برخورد با بزرگان نظام رعايت كند، تنها يك روز پس از ايراد خطبه‌هاي هاشمي در نماز جمعه تهران به انتقاد از او پرداخت و اين شخصيت نظام را به افشاندن بذر فتنه در انتخابات متهم كرد.
شايد بتوان گفت اختلافات جدي ميان يزدي و هاشمي از انتخابات هيات رئيسه مجلس خبرگان در بيستم و بيست و يكم اسفندماه 87 آغاز شد. در آن انتخابات، هاشمي‌رفسنجاني كه رقيب يزدي بود توانست به عنوان رئيس اين مجلس به فعاليت خود ادامه دهد. در آن زمان خبرنگاري از آيت‌الله يزدي در خصوص پيام انتخاب مجدد آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان رهبري كه وي نيز كانديداي تصدي اين پست بود، سوال كرد كه آيت‌الله يزدي پاسخ داد: از ابتدا روشن بود آقاي هاشمي‌رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان انتخاب مي‌شود و يقين داشتم اكثريت آراي نمايندگان مجلس متعلق به اوست.
وي كه به گفته خود نتيجه انتخابات را پيش از برگزاري آن مي‌دانسته است، در خصوص علت نامزدي خود براي تصدي رياست مجلس خبرگان و رقابت با هاشمي‌رفسنجاني متذكر شد: انتخابات نبايد يك كانديدا داشته باشد و من هنگام كانديدا شدن تصريح كردم براي آنكه انتخابات صدق كند، داوطلب خواهم شد.
انتخابات مجلس خبرگان با رياست هاشمي به پايان رسيد و آيت‌الله يزدي تا بيستم خردادماه سال جاري كمتر به اظهار نظر در مورد هاشمي پرداخت اما در 20 خرداد، اين آيت‌الله يزدي بود كه در محكوم كردن هاشمي به دليل نامه‌اي كه خطاب به رهبري نگاشته بود، پيشقدم شد. هاشمي در اين نامه با استناد به گزارش رئيس قوه قضائيه وقت كه همانا آيت‌الله يزدي بود، اظهارات احمدي‌نژاد در مناظره با موسوي مبني بر فساد مالي خود را رد كرده بود اما آيت‌الله يزدي نه تنها گزارش 10 سال پيش خود مبني بر عدم فساد مالي هاشمي را تاييد نكرد، بلكه پاسخ داد: «از 10سال به اين طرف، من ديگر در دستگاه قضايي نبودم. اين انتساب براي 10 سال پيش است. در زندگي هم مي‌دانيم و تاريخ نشان مي‌دهد خيلي حوادث مختلف پيش مي‌آيد، بنابراين بايد مشخص شود که اين جمله مال الان نيست و نبايد الان مورد استناد قرار گيرد.»
روزهاي زيادي از انتخابات رياست جمهوري نگذشته بود كه آن راهپيمايي پرحاشيه در قم برگزار شد. راهپيمايي كه به گفته آيت‌الله استادي از سوي يك طلبه و عليه هاشمي‌رفسنجاني اما به بهانه حمايت از احمدي‌نژاد برگزار شد. مقصد اين راهپيمايان مكاني نبود جز دفتر جامعه مدرسين حوزه علميه قم. تابناك در بيست و ششم خردادماه گزارش داد: «عده‌اي از مدرسه فيضيه تا روبه‌روي دفتر جامعه مدرسين حوزه علميه قم راهپيمايي کردند. راهپيمايان که حاميان احمدي‌نژاد بودند شعارهايي عليه آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني دادند و در مقابل دفتر جامعه مدرسين قطعنامه خواندند.»
در حالي كه جامعتين در انتخابات رياست‌جمهوري براي حمايت از كانديداي خاصي به نتيجه نمي‌رسيدند، آيت‌الله يزدي به ناگاه در نامه‌اي حمايت تشكل متبوعش از احمدي‌نژاد را اعلام كرد. البته حمايت تمام اعضاي اين تشكل از احمدي‌نژاد بلافاصله تكذيب شد و مشخص گرديد حمايت از احمدي‌نژاد خواست طيف يزدي در اين تشكل است و تمام اعضاي اين تشكل حاضر به حمايت از احمدي‌نژاد نيستند. از 54 عضو جامعه مدرسين حدود نيمي از اعضا از احمدي‌نژاد حمايت كرده بودند و باقي سكوت كردند و اكنون پس از گذشت بيش از يك ماه از زمان برگزاري انتخابات باز هم آيت‌الله يزدي خود را رو در روي هاشمي‌رفسنجاني قرار داد و اين بار در جمع خبرنگاران و يك روز پس از نماز جمعه تاريخي كه به امامت هاشمي‌رفسنجاني ايراد شد، به انتقاد از مواضع رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پرداخت و گفت: هنوز انتخابات تمام نشده بود كه موضوع ترديد بيان شد و بايد از آقاي هاشمي‌رفسنجاني پرسيد چه كسي بذر ترديد را در جامعه افشاند؟ آيت‌الله يزدي ادامه داد: ايشان در خطبه دوم موضوع بذر ترديد افشاندن را مطرح كردند كه بايد از ايشان پرسيد چه كسي براي اولين بار اين بذر را در جامعه گسترش داد. قبل از انتخابات چه كسي نامه نوشت و گفت «آتش فتنه را دور سازيد» هنوز كه انتخابات آغاز نشده بود، آيا اين نامه بذر ترديد نبود؟ در ادامه به بخش ديگري از سخنان آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني مبني بر اينكه بذر ترديد در اين انتخابات افشانده شد، اشاره كرد و گفت: هاشمي از مردم تجليل كرد و اين واقعيت درستي است كه همه مي‌دانند اما ايشان گفتند بذر ترديد در اين انتخابات افشانده شد و اين يكي از ويژگي‌هاي انتخابات اين دوره بود.
وي در پاسخ به اين جمله خطاب به هاشمي‌رفسنجاني اين سوال را مطرح كرد كه چه كسي بود كه اولين بذر ترديد را افشاند. قبل از انتخابات چه كسي به مقام معظم رهبري نامه نوشت و گفت كه در خيابان‌ها آتش فتنه ايجاد شده و دود آن به چشم اين و آن مي‌رود. چه كسي جز خود ايشان(رفسنجاني) بذر ترديد را افشاند؟ عضو فقهاي شوراي نگهبان در ادامه تشكيل كميته صيانت از آراي مردم را امري غيرقانوني دانست و اضافه كرد: قانون، نظارت بر انتخابات را بر عهده شوراي نگهبان نهاده است حال چه كسي كميته غيرقانوني صيانت آرا را تشكيل داد؟ رئيس آن چه كسي بود؟ به چه مناسبت تاسيس شد؟ چرا به نظارت شوراي نگهبان تكيه نشد؟ يزدي در دفاع از عملكرد وزارت كشور و شوراي نگهبان گفت: اين وزارت كشور همان وزارت كشوري است كه رياست جمهوري هاشمي را اداره كرد، رياست جمهوري خاتمي را اداره كرد. اين شوراي نگهبان همان شوراي نگهباني است كه انتخابات رياست جمهوري ايشان و آقاي خاتمي را نظارت كردند. چطور آن زمان اين بحث‌ها و حرف‌ها پيش نيامد اما قبل از انتخابات اين دوره اين مساله و اين بحث پيش آمد. وي خطاب به هاشمي‌رفسنجاني گفت: مساله خيانت و تقلب در انتخابات را چه كسي مطرح كرد و كجا مطرح شد؟ در زماني كه هنوز انتخابات اعلام نشده بود! اين چه معنا دارد؟ بذر ترديد را چه كسي افشاند؟ بايد با آنها برخورد شود. چه گروه‌هايي كمك كردند تا اين بذر آبياري شود و اين همه فساد و فتنه در خيابان‌ها ايجاد شده و امنيت كشور را زير سوال بردند. وي در ادامه به ديگر سخنان هاشمي‌رفسنجاني در خطبه‌هاي نماز جمعه ديروز تهران اشاره كرد و گفت: ايشان در نماز رسما پيشنهاد آزادي بازداشت‌شدگان را مي‌كنند، مگر ايشان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نيستند. ايشان به خوبي مي‌دانند كه اين كار مربوط به دستگاه قضايي كشور است. ايشان مساله پايبندي به قانون را مطرح مي‌كنند در حالي كه اين گفته ايشان با ديگر سخنان و رفتارهاي او تناقض دارد. اگر شما قانونمدار هستيد، نبايد پيشنهاد آزادي بازداشت‌شدگان را بدهيد اما مي‌توانيد توصيه كنيد كه با دقت به جرائم آنها رسيدگي كنند. وي در خصوص علت بازداشت كساني كه در بازداشت هستند، گفت: كساني كه در بازداشت هستند پول‌هايي گرفته‌اند، كارهايي كرده‌اند و در متن تحريك مردم گرفته شده‌اند، بنابراين نبايد آزاد شوند. اگر كشور قانون دارد و لازم است قانون حاكم باشد، اگر از من پرسيده شود من مي‌گويم نبايد آزاد شوند. شما چه كاره هستيد كه مي‌گوييد بايد بازداشت‌شدگان آزاد شوند؟ اگر شما خيرخواه مردم هستيد كه مطمئنا همين طور است بايد بگوييد به مساله آنها دقيقا رسيدگي شود. در اين فتنه آدم‌ها كشته شده‌اند چه كسي بايد جواب آنها را بدهد.
يزدي ادامه داد: بعد از انتخابات و فتنه‌ها و سخنراني رهبري، سكوت معنادار آقاي هاشمي يعني چه؟ آيا اين تنها فقط يك سكوت است؟ اين سكوت نوعي حمايت و طرفداري از جبهه مخالف و تاييد صحنه‌هاي خياباني است.من مي‌پرسم رئيس مجلس خبرگان چرا سكوت كرديد و نگفتيد نبايد خيابان بياييد و شيشه‌ها را بشكنيد؟ در حالي كه شما در سطح بالايي هستيد.
وي از عملكرد شوراي نگهبان در بحث انتخابات دفاع كرد و گفت: ايشان (هاشمي) گفت كه شوراي نگهبان به وظيفه خود عمل نكرد، من در شوراي نگهبان بودم و در پيشگاه خداوند شهادت مي‌دهم كه آنچه انجام گرفت با دقت و صحت بود. وي ادامه داد: اين همان شورايي است كه خبرگان هم از آن عبور كرده‌اند. چطور ايشان مي‌گويد شوراي نگهبان عمل نكرد و در مقابل پيشنهاد مي‌كند براي اعتمادسازي كاري كنيد. وي خاطرنشان كرد: شوراي نگهبان بيش از هر دوره در اين دوره با كانديداها همراهي كرد كه بتوانند حرف و شكايتشان را بگويند. اين 5 روز مهلت را ما از رهبري درخواست كرديم اما كانديداها نيامدند و بازشماري صندوق‌ها با پيشنهاد خود شوراي نگهبان بود.
وي خطاب به آقاي هاشمي گفت: اينكه مي‌گوييد فضا را طوري آماده كنيد كه هر كس حرفش را بزند يعني چه؟ يعني موسوي بگويد بايد انتخابات باطل شود؟ چون در مناظره در مورد آقاي هاشمي صحبت شده است؟ در واقع نمي‌دانم منظور ايشان چه بوده است؟ آقاي هاشمي با آن همه سوابقي كه داريد و موقعيت كنوني آيا مصلحت كشور اين طور ايجاب مي‌كند؟
يزدي به جلسه روز پنجشنبه با هاشمي‌رفسنجاني و توصيه‌هاي حوزه خبرگان و شورا به ايشان اشاره كرد و گفت: همه توصيه كردند اين نماز بايد ايجاد وحدت كند اما شما آمديد ايجاد اختلاف كرديد و آن حرف‌ها و حديث‌ها را برگردانديد. اين جريانات روشن كرد كه جريان چيز ديگري بود كه قبل از انتخابات طرح آن ريخته شده بود. جرياني كه با حمايت انگليس بود و به دنبال ساقط كردن رهبري، واژگون كردن نظام و انقلابي به قول برخي مخملي بود. وي در ادامه به حاشيه‌هاي نماز جمعه ديروز اشاره كرد و گفت: اكثريت قريب به اتفاق كشور اسلام را مي‌خواهند اما يك عده‌اي كه جوان هستند و تحت تاثير برنامه ماهواره‌اي هستند، بيايند شعار دهند كه چه؟ با آن وضعيت پارچه سبز به دست بسته و يا لباس سبز پوشيده؟ آيا ما بايد اينها را تقويت كنيم يا اكثريت و نظام را تقويت كنيم؟
وي موكدا به جلسه روز پنجشنبه با هاشمي‌رفسنجاني اشاره كرد و گفت: ما با ايشان صحبت كرديم و گفتيم كه در نماز دنبال چيزهايي كه برخي مسائل را زنده مي‌كند، نباشيد. رهبري خطر را رفع كردند. شما مجددا در صدد بوديد كه خطر را برگردانيد اما اين خطر دامن شما را مي‌گيرد. من توقع نداشتم شما از رهبري تجليل كنيد، تجليل نكرديد. آن نامه‌اي كه نه سلام و نه عليك در آن بود يك طرف اين هم سخنراني شما از طرف ديگر. كشور در سايه رهبري امنيت دارد. مردم دنبال رهبري هستند، مثل روز براي شما روشن است كه اگر رهبري حمايت نكند شما نمي‌توانيد كشور را اداره كنيد.
وي از عدم تشكر هاشمي از رهبري به شدت انتقاد كرد و گفت: حداقل به اندازه حمايت رهبري از شما، شما از رهبر حمايت مي‌كرديد، متاسفانه اين روش‌ها و برخوردها از شما خلاف انتظار بود.
يزدي در پاسخ به سوال خبرنگار ديگري در مورد قسمتي از سخنان آقاي هاشمي كه عنوان كردند نامه‌اي را در خصوص انتخابات در مجلس خبرگان مطرح كرده‌است، گفت: تمام سخنان آقاي هاشمي ظاهرا بي‌سند بوده است و تنها ادعاست.

مواضع شخصيت‌ها

سيداحمد خاتمي، امام جمعه موقت تهران: انتقاد به شوراي نگهبان، زير سوال بردن عملكرد منصفانه صداوسيما و درخواست آزادي مطلق عوامل آشوب، التهاب‌آفريني بود.
دبير سياسي جامعه اسلامي دانشجويان: سخنان هاشمي در راستاي ايجاد دودستگي بود.
عليرضا ذاكراصفهاني، رئيس مركز بررسي‌هاي استراتژيك رياست جمهوري: مردم ما به راه‌حل‌هاي القاكنندگان بحران نيازي ندارند.
لطف‌الله فروزنده، قائم مقام جمعيت ايثارگران:‌ هاشمي‌رفسنجاني بايد رفتار خود را اصلاح كند و هشيار باشد تا دشمنان سوءاستفاده نكنند.
احمد سالك، عضو جامعه روحانيت مبارز: همه اميدها بسته به خطبه‌هاي نماز جمعه هاشمي بود كه مردم را دعوت به قانونگرايي كنند، اما از زندانيان دلجويي كرد.
رسول منتجب‌نيا، قائم مقام حزب اعتماد ملي:‌هاشمي در جايگاهي فراتر از احزاب و شخصيت‌ها قرار دارد و از موضع ريش‌سفيدي مباحث خود را مطرح مي‌كند.
محمد غروي، سخنگوي سابق جامعه مدرسين حوزه علميه قم: صحبت‌هاي هاشمي بسيار حكيمانه و بر اساس آرمان‌هاي انقلاب و سياست‌هاي امام خميني و مقام معظم رهبري بود.
سيدحسين موسوي‌تبريزي، دبير كل مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم: كمترين كاري كه دلسوزان نظام براي برون رفت از وضع كشور مي‌توانند انجام دهند، عمل به راهكارهاي هاشمي است.
اعظم طالقاني، دبير كل جامعه زنان انقلاب اسلامي: سخنان هاشمي بي‌شباهت با سخنان مرحوم طالقاني در اولين نماز جمعه تهران نبود.
ناصر قوامي، رئيس كميسيون قضايي مجلس ششم: بايد گوش شنوايي براي درك سخنان راهگشاي هاشمي وجود داشته باشد.

اطلاعیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران درخصوص سخنان آیت الله یزدی در پاسخ به نامه آیت الله هاشمی رفسنجانی خطاب به مقام رهبری؛
21/3/88

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران!

در پی نامه آیت الله هاشمی رفسنجانی به مقام رهبری، خبرگزاری فارس مصاحبه ای از آیت الله شیخ محمد یزدی دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم منتشر کرده است که بسیار تأمل برانگیز می نماید. بر اساس گزارش خبري فوق، آیت الله یزدی در این مصاحبه گفته اند: «… من در صدد پاسخگویی به حرف‌های ایشان و نامه ایشان (آیت الله هاشمی رفسنجانی)نیستم. من به طور کلی می‌توانم بگویم که کشور رهبر دارد، مسئول کشور رهبر است و مسلماً مردم و همه علما، روحانیت و مسئولان نظام به رهبری ایشان اعتقاد داشته و جملگی تابع فرامین و منویات ایشان هستند … آقای هاشمی رفسنجانی مسئولیت مجمع تشخیص مصلحت را دارند و سمتی به عنوان رهبری ندارند. رهبر کشور مسئول کل کشور است و امنیت کشور به عهده ایشان است. آرامش کشور به عهده ایشان است. ایشان دستورات لازم را صادر فرموده‌اند و می‌فرمایند: اگر کسی هم خلافی کرده یا خلافی کند، در جای خود تذکرات لازم را به او می‌دهند … فرض کنید کسی هم جمله‌ای گفته است و نمی‌بایست می‌گفت، پیگیری آن روال قانونی دارد … به هر حال تصور من این است در حال حاضر هر نوع تشدید التهاب در جامعه مقابله و مخالفت با نظام و اهداف مقدس آن است. در کل به هر حال من آنچه که باید عرض کنم همین است که به حمدالله کشور رهبر دارد … مردم ما در سایه تدین و وحدتشان پشت سر مقام معظم رهبری هستند. تعابیری که موجب تفکیک جامعه و تفرقه جامعه شود به نظر من این تعابیر مصلحت نظام و انقلاب نیست…»
البته با توجه به سابقه و عملکرد خبرگزاری فارس به عنوان خبرگزاری وابسته به محافل نظامی و اطلاعاتی امیدواریم مصاحبه مذکور با آیت الله یزدی همسان بسیاری از اخبار منتشره از سوی این خبر گزاری کذب و یا تحریف شده باشد اما درصورت صحت این خبر و درستی انتساب آن به آیت الله یزدی باید برای ایشان به خاطر بیان چنین سخنانی سخت متأسف بود. اظهارات آیت الله یزدی در این مصاحبه در صورت صحت یک جانبداری آشکار از هتاکی و دروغ و تزویر و نفی بدیهی ترین موازین و تعالیم دینی در مقابله با منکر و دفاع از معروف است که وظیفه هر مسلمانی است. از این رو از دو حال خارج نیست یا سابقه افشاگری های عوامل وابسته به جریان اقتدارگرای حاکم نظیر پالیزدار، آیت الله یزدی را ناگزیر ساخته تا از بیم تکرار افشاگری های مشابه و از باب ضرورت و اضطرار از منکری بیّن، دفاع و معروفی آشکار را ترک گویند و یا این که به اشاره و مصلحت اندیشی محافل قدرت خود را ملزم به بیان این اظهارات دیده اند. در هر دو صورت باید متأسف بود زیرا رفتاری این گونه که هیچ نسبتی با حق و موازین دینی و عقلی ندارد در شأن یک روحانی و عالم دین نیست. ایشان به رغم این که مواضع سیاسی و دیدگاهی کاملاً مخالف ما دارند اما دارای سابقه قابل قبولی در عرصه مبارزه دوران پیش از انقلاب هستند و از یک روحانی با چنین سابقه ای هرگز انتظار نمی رود در برابر رفتارهای زشت و مغایر با اصول بدیهی اخلاقی و اسلامی که از سوی اقشار مختلف جامعه، روشنفکران و عالمان و روحانیون برجسته و نامدار کشور محکوم شده است، تنها به خاطر مصلحت و یا منفعت، این گونه به مداهنه و تساهل رفتار کرده بلکه به تأیید سخن بگویند.
اگر سخنان آقای یزدی صرفاً بی تفاوتی و یا حمایت ضمنی از هتک حرمت و آبروی اشخاص بود، اگر چه برازنده یک روحانی نیست، اما می توانستیم آن را بر اختلاف نظر و مصلحت اندیشی های سیاسی و جناحی حمل کنیم، اما وقتی ایشان در قبال سخنانی که تمام دوران انقلاب و رهبری امام و … را به تاراج می برد و بدیهی ترين مصالح ملی را با چالش مواجه ساخته به ادعاهای عربستان در سال های دهه شصت علیه ایران مهر تأیید می زند و رفتارهایی که خاطرة سخنان بنی صدر در 14 اسفند را تداعی می کند، چنین به حمایت و تأیید و از سر آسوده خاطری سخن می گویند، باید به گرفتار آمدن افراد دارای سابقه مبارزه و برخوردار از کسوت عالم دین به افسون قدرت افسوس خورد.
آیت الله یزدی با بی تفاوتی در برابر آنچه در روزهاي اخیر رخ داده، مطالب بديهي مطرح و وجود رهبری در کشور را حجتی محکم بر ضرورت سکوت دیگران در برابر مسايل كشور و حتي لطمه زدن به مصالح و منافع ملی می دانند و مدعی هستند با وجود رهبری باید همگان حتی رئیس مجلس خبرگان کشور، كه وظيفة نظارت بر عملكرد رهبري را دارد و رئیس مجمع تشخیص مصلحت در برابر هر پرده دری و هتاکی و حرمت شکنی و رفتارهای مغایر با مصالح و منافع ملی حق اظهار نظر ندارند؟! اظهارات آقاي يزدي ما را به ياد مواضع كساني مي اندازد كه در انتخابات مجلس دوم مي گفتند هيچكس جز فقها حق دخالت در سياست و معرفي كانديدا ندارد. ايشان به ياد دارند كه امام در پاسخ آن جماعت فرمودند: ” روزي مي گفتند مجتهدين در سياست نبايد دخالت كنند … حالا مي گويند سياست حق مجتهدين است … و مردم بروند سراغ كارشان و هيچ كار به مسائل اجتماعي نداشته باشند. اين از آن توطئه سابق بدتر است” ( صحيفة نور – جلد 18 – صفحة 368) اظهارات آقاي يزدي يك گام جلوتر است و همه جز رهبري را از اظهار نظر در مورد مسايل كشور و حتي امنيت و آرامش آن منع كرده اند” به این ترتیب آیت الله یزدی به عنوان یک عالم دینی و دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نه تنها تصویر تأمل برانگیزی از مردمسالاری دینی و آزادی بیان در اسلام ارائه می دهند بلکه قرائت و تفسیری عجیب و بی سابقه ای از اصل امر به معروف و نهی از منکر و اصل مسئولیت اجتماعی و روایات مسلمی چون «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین» به دست می دهند. به راستی آیا حفظ قدرت و مصلحت موقعیت باید چنان مهم باشد که بدیهی ترین موازین و روشنترین آموزه های دین تحریف و به پای آن قربانی شوند؟ صادقانه و صمیمانه خدمت ایشان عرض می کنیم که اگر فردی غیر روحانی این گونه سخن می گفت کما این که در این روزها گفته اند، ما نیازی به واکنش نمی دیدیم، زیرا فهم اغراض و مطامع سیاسی نهفته در پس این سخنان بر ملت فهیم ایران کاری چندان دشوار نیست، اما آثار و نتایج میان مدت و درازمدت سخنان و مواضعی اینچنین از سوی یک عالم دین و در رأس تشکلی که نام مدرسان و عالمان حوزه بر خود نهاده است و حسب ادعا افتخار دارد که همواره در مسیر دفاع و پیروی از مرجعیت شیعی حرکت کرده، بر اعتقاد و ایمانیات مردم چیزی در حد فاجعه است. اگرچه آیت الله یزدی به علت غلبه شدید گرایشات سیاسی پیش از این نیز بارها اظهارات و مواضعی ناموجه و ناسازگار با شأن روحانی خویش داشته اند، اما ضمن یادآوری شماتت های قرآن کریم به عالمانی که کتمان حقیقت می کنند، صمیمانه به ایشان متذکر می شویم که خسارت بار خواهد بود اگر جامعه به این نتیجه برسد که عالمان دینش فراتر از التزام به حقیقت و بیان تعالیم و آموزه های شریعت، آنچنان که مراد و مقصود شارع مقدس است، به مصلحت و سیاست و قدرت سخن می گویند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

21/3/88

زمانی برای احيا شدن، در باره نماز جمعه هاشمی، ديپلماسی ايرانی
شنبه 27 تير 1388
وقتی رييس شورای سياست‌گذاری ائمه جمعه در سخنرانی پيش از خطبه‌های نماز جمعه ۲۶ تير تلاش می‌کرد تا به سخنران اصلی سمت و سو بدهد و بايدها و نبايدهايی را برای او ترسيم کند، بايد متوجه می‌شديم که هاشمی رفسنجانی برای جامه کندن و پوست انداختن آمده و قرار است مسئوليت تازه‌ای برعهده بگيرد.
بعد از اعلام خبر حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه ۲۶ تيرماه که همزمان با سالگرد نخستين نمازجمعه بعد از انقلاب به امامت مرحوم آيت الله طالقانی بود، گمانه های متعددی مبنی بر چگونگی حضور او در جمع نمازگزاران مطرح شد.
ماهيت تريبون نماز جمعه با اسلحه ای که به دست خطيبش می دهد و هم شخصيت – تا ديروز – محتاط و منعطف هاشمی رفسنجانی، اجازه هرگونه پيش داوری را از تحليلگران سياسی سلب کرده بود. البته يکی از هاشمی ها وعده داده بود که آيت الله هاشمی حرف هايی مردمی و برای مردم دارد و قصد دارد روز جمعه آنها را با مردم در ميان بگذارد.
تا پيش از ۲۶ تيرماه نيز حاضران در نمازجمعه های تهران کسانی جز مردم نبودند؛ ولی اين بار هاشمی رفسنجانی دايره مخاطبان اين تريبون انقلابی را گسترش داد و با کشاندن فوج فوج مردمی که شايد تا آن روز از کنار محل برپايی نماز جمعه عبور نکرده بودند، تعريف تازه ای از مردم به روايت تريبون نماز جمعه ارائه کرد.
هاشمی برای سنت شکنی زمان پرمخاطره ای را انتخاب کرد. او تنها اميد معترضان به انتخابات است که در محدوده قدرت از جايگاهی رفيع و حاميانی وثيق برخوردار است ولی شايد به همين ميزان نيز در مرکز خطر و در تيررس رقبای سياسی قرار داشته باشد.
هاشمی رفسنجانی برای عينيت بخشيدن به پاره ای تغييرات ساختاری و برای تداوم جنبشی که از سوی اصلاح طلبان سياسی دنبال می شود، مصداق تک ورق حکم است که خرج کردن آن نياز به زمان سنجی و بازی خوانی دقيقی دارد.
شايد اصلاح طلبان و حاميان موسوی و کروبی که با حساسيت و اضطراب به خطبه های هاشمی توجه می کردند، از شنيدن سخنرانی باورنکردنی و پيشروانه هاشمی به عرش پريده باشند. به بيان ديگر، شرايط زمانی و موقعيت برزخ گونه جبهه اصلاحات به گونه ای است که می توان سخنان هاشمی رفسنجانی را بدون تفسيرهای عجيب و غريب و اطوارهای سياسی، به مثابه خونی تازه در رگ های اصلاح طلبان قلمداد کرد.
او برای اولين بار در نماز جمعه حاضر به ايراد سخنانی شد که با شخصيت پيشين اش – در قامت خطيب نماز جمعه – تفاوت های عميق داشت و حرف هايش نه تنها به دل مستمعان رسمی و هميشگی اين نماز ننشست که حتی دلخوری و کينه هايی به وجود آورد و دودستگی را در لايه های فوقانی نظام تشديد کرد.
هاشمی مواضعی اختيار کرد که هيچ تناسبی با ديدگاه های مشابه ائمه جمعه نداشت. تعريفی که از مردم به دست داد و معترضين به انتخابات را مردم خطاب کرد، يکی از جالب توجه ترين نکته های سخنرانی او به شمار می رفت.
دفاع از زندانيان سياسی نيز يکی از بی سابقه ترين پديده هايی بود که می شد در نماز جمعه با آن مواجه شد. زندانيانی که از سوی ديگر خطبا و مسئولان دولتی کشور، اشرار و برانداز و عامل انقلاب رنگين معرفی می شوند توسط هاشمی مورد دفاع قرار می گيرند و مراجع قضايی و امنيتی زيرسوال می روند. اين امر، نه فقط در تاريخ نماز جمعه بلکه در تاريخ حيات سياسی هاشمی به يک نقطه عطف تبديل شد.
او همچنين اولين کسی از منصب داران عالی نظام است که به دلجويی از خانواده های داغدار حوادث اخير برمی آيد و نظام را در اين باره واجد مسئوليت می داند. صحبت های هاشمی مخاطبان بسياری داشت که اکثر آنها بيرون از درهای مصلی نشسته و دورتا دور شرکت کنندگان دائمی نماز جمعه را دربر گرفته بودند.
هاشمی در سی سالگی انقلاب و در سالگرد اولين نماز جمعه تاريخ انقلاب مجبور به بازخوانی ايدئولوژی نظام جمهوری اسلامی و برساخته های نسل اول انقلاب شد تا عنوان کند که جمهوريت و اسلاميت نظام غيرقابل حذف اند و در اين ميان وزنه بيشتری برای جمهوريت قائل شد. او تاکيد کرد که تحقق نظام اسلامی بدون رای و رضايت مردم غيرقابل ممکن است و نقطه نظر امام خمينی (ره) نيز چيزی جز جمهوری اسلامی نبوده است.
او طی سخنانی که حکم اعلام خطر درباره آتيه نظام را داشت و سوء استفاده دشمنان خارجی از عدم مقبوليت انتخابات و تفرقه های داخلی را متذکر می شد، بارها از سوی نمازگزاران سنتی مقابلش مورد انتقاد قرار گرفت اما تکبيرهايی که از داخل خيابان ها به گوش می رسيد، مويد گفته های او مبنی بر خطر تعميق شکاف ها و دودستگی ها بود.
توصيه ها و تعابير هاشمی به همين جا ختم نشد. او با يادآوری دوران صدر اسلام و تاکيد پيامبر اکرم بر کسب رضايت مردم برای تشکيل حکومت، بار ديگر موضوع جمهوريت را باز کرد و از همگان خواست تا تدابيری برای رفع تفرقه ها و چالش های بعد از انتخابات بينديشند.
اينها را نه کسی از زبان هاشمی نقل می کرد و نه سخنانی بود که بر صفحه ای کاغذين نقش بسته باشد. صدا، صدای خود هاشمی بود و شايد نزديک ترين افراد به او هم انتظار شنيدن شان را نداشتند. چهره محمدرضا باهنر و علی اکبر ناطق نوری در طول سخنرانی هاشمی از همه ديدنی تر بود.
هاشمی در روزهايی که زير فشارهای حاميان و عناصر منسوب به دولت قرار داشت، با صراحتی غيرقابل انتظار از زندانيان سياسی دفاع کرد و دربند کردن آنان را حرکتی عجولانه و غيرمدبرانه خواند. می توان گفت وقتی هاشمی به تعاريف مردم، جمهوريت، رابطه مردم و حکومت، حکومت اسلامی، انتخابات و معترضان آن، وحدت ملی، آزادی رسانه ها و… پرداخت، بخشی از ارکان رو به فراموشی نظام دموکراتيک سياسی را زنده کرد و با اين احياگری، خودش را هم احيا کرد.
مخالفان هاشمی، مخالفان تازه ای نيستند. آنها از ساليان پيش و با ادله های سنتی خود به سياست های دوره سازندگی می تاختند و بعد از دوران اصلاحات، وی را مسبب شکل گيری پاره ای از جريان ها می دانستند و در زمان انتخابات دهم نيز همان عده اين بار با فرضيات تازه ای به هاشمی ستيزی و هاشمی زدايی روی آوردند و تيرهای خود را مستقيم به جانب او هدف گرفتند. هاشمی يکی از معماران جمهوری اسلامی است که در برنامه ريزی برای دهه های آتی انقلاب تلاش های فراوانی به خرج داده است. اما پروژه حذف هاشمی از معادلات قدرت چند سالی است که کليد خورده و با برگزاری انتخابات دهم وارد فاز مهمی شده است.
با اين حال رييس مجلس خبرگان زمان را برای ورود مستقيم به اعتراض های سياسی مناسب تشخيص داد و نماز جمعه ۲۶ تير را به مقطعی تعيين کننده برای تجديد حيات يا احيای دوباره خود تبديل کرد. هاشمی حالا علاوه بر مخالف، موافقانی پرشور پيدا کرده است که حاضرند به نماز جمعه بيايند و حمايت از هاشمی را فرياد بزنند. حلقه آنان در روز جمعه دورتادور دانشگاه تهران به هاشمی قوت قلب داد تا تولد دوباره اش را اعلام کند. می توان گفت اگر مخالفان هاشمی همان جماعت ثابت سابق هستند، حاميان وی قشری جديد به حساب می آيند که از رهگذر انتخابات دهم و اعتراض به روند برگزاری آن، به هيئت توده ای عظيم و متشکل درآمده اند.
هاشمی رفسنجانی ديرزمانی بود که در معرض سخت ترين تهمت ها و افتراهای سياسی و اقتصادی قرار داشت و از اين جهت نفرت گسترده ای را به جان خريده بود ولی اينک ورق برگشته و هاشمی می تواند محبوبيتی از نوع خاتمی و موسوی را هم تجربه کند. مهم اين است که سنت شکنی و اعتمادزايی هاشمی که از نماز جمعه متفاوت ۲۶ تير سرچشمه می گيرد، نبايد چشم ها را بر واقعيت امروز و مسير آينده ببندد. عبور برق آسا و حيرت انگيز هاشمی رفسنجانی از برخی سنت های تاريخی و پيوستن اش به خط مقدم جريان اعتراضات با هزينه ها و خطرهايی توام خواهد بود که شايد با دستاوردهايش برابری کند.
هاشمی زمان بعد از انتخابات دهم را بر اساس شواهدی چون تفرقه ميان مردم، بی اعتمادی به حاکميت و افزايش خطرهای خارجی، زمانی پرمخاطره و نيازمند تدبير ناميده است. ما هم می توانيم اين دوران را دوران هاشمی نوينی بدانيم که به واسطه حمايت و اميدواری مردم به او حاصل شده است. بايد ديد آيا خود هاشمی هم اين قابليت را دارد تا تغييرات دلخواه جامعه را صورتی عينی ببخشد؟ در اين ميان ذکر دوباره يک نکته ضروری است؛ اينکه اين ورق تکخال (هاشمی) نبايد بسوزد و حفظ اين ورق بران مستلزم داشتن ورق های ديگری است.




تظاهرات بزرگ همبستگی ایرانیان در 15 و 16 ژولای در برابر نشست اتحادیه اروپا در استکهلم

روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه، نشست اتحادیه اروپا در استکهلم پایتخت سوئد برگزار شد. یکی از موضوعات محوری این نشست، روابط اتحادیه اروپا با ایران بود. همزمان با این نشست دو روزه، تظاهرات وسیعی ازسوی ایرانیان مقیم استکهلم برگزار شد که در آن اجتماع کنندگان از جمله خواهان پشتیبانی از جنبش اعتراضی مردم ایران، آزادی زندانیان سیاسی، به رسمیت نشناختن اعلام پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری اخیر و برگزاری انتخابات آزاد و اعزام هیئت بین المللی به ایران شدند.
http://www.youtube.com/user/StockholmsIranian#play/uploads/3/VS8000X8Da8


برغم آن که روز 15 و 16 ژولای حدود پانزده تجمع و تظاهرات از جانب گروه‌های مختلف سوئدی و ایرانیان در رابطه با نشست اتحادیه اروپا برگزار شد، تظاهراتی که به دعوت “جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران” برگزار شد از بزرگترین تجمعات این دو روز به شمار می رفت که بازتاب گسترده ای در رسانه های سوئدی و فارسی زبان بین المللی داشت.
روز چهارشنبه 15 ژولای نخست هیئتی از سوی برگزارکنندگان متشکل از مهرداد درویش پور، اصغر نصرتی، مقصود رنجبر و اریسا گلکار با مسئولین بخش خاورمیانه وزارت امور خارجه سوئد دیدار داشتند. هئیت نمایندگی در این دیدار خواست های برگزارکنندگان تظاهرات را عنوان نموده و خواستار اعمال نفوذ سوئد به عنوان رئیس دوره ای اتحادیه اروپا به منظور تشویق این اتحادیه به اعمال فشار بیشتر علیه دولت ایران و حمایت قاطع تر از مردم ایران شدند.
در پی آن در ساعت پنج بعد از ظهر گردهمایی ایرانیان در میدان سرگل توریه استکهلم آغاز شد که در آن جمعیتی بین 1000 تا 1500 نفر در آن شرکت کردند. همزمان با شروع گردهمایی تعداد زیادی از تاکسیران های ایرانی در تاکسی های خود با صفوف منظم و با اسکورت پلیس در خیابان اصلی شهر به گشتی نمایشی دست زده و به محل گردهمایی آمدند. این تاکسی ها که به شعارهایی علیه دولت احمدی نژاد، ولی فقیه و سرکوب مردم ایران و جلب حمایت اتحادیه اروپا در پشتیبانی از مردم ایران مزین شده بودند با ورود به میدان مرکزی شهر و دور چند باره در میدان و بوق های پی در پی توجه زیادی برانگیختند. گشت نمایشی تاکسی رانان با استقبال چشمگیر چند صد تن از تجمع کنند گان روبرو شدند که با سرازیر شدن به میدان و با شعار ایران آزادی، آزادی ایران شور و هیجانی بسیار آفریدند.
در این گردهمایی نمایندگانی از 6 حزب پارلمانی سوئد از جمله حزب سوسیال دمکرات سوئد، حزب سبز، حزب چپ، حزب لیبرال مردم، حزب دمکرات مسیحی و حزب حاکم میانه رو در محکوم کردن حکومت ایران و حمایت از مردم سخنرانی کردند. پیامی پشتیبانی رئیس روزنامه نگاران بدون مرز نیز خوانده شد. ازمیان ایرانیان نیز مهرداد درویش پور استاد دانشگاه و فعال حقوق بشر و ازجمله سازمان دهندگان تظاهرات، علی حاج قاسمی جامعه شناس و استاد دانشگاه، افسانه وحدتی از فعالان زنان و حقوق کودکان و بدری توحیدی از فعالان زنان کرد، در حمایت از مبارزات مردم ایران و ضرورت اعمال فشار اتحادیه اروپا به جمهوری اسلامی ایران سخنرانی کردند. علاوه بر آن گروه های موسیقی رپ سوئدی و شاعران وخوانندگان ایرانی از جمله یاور استوار، انیس، پری عیسی زاده و شمین با شعر و آواز به همبستگی با مردم ایران پرداختند.
برای دیدن فیلم گردهمایی 15 ژولای و حرکت نمایشی تاکسی رانان می توانید از لینک زیر دیدن کنید.
درعین حال روز پنج ‌شنبه 16 ژولای ساعت یک بعد از ظهر تجمع دیگری همراه با سکوت به ابتکار گروهی از جوانان و با حمایت “جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران” در جلوی محل نشست وزرای اتحادیه اروپا در الفشو برگزار شد که خبر آن نیز در برخی از رسانه های سوئدی بازتاب یافت.
در عصر پنج شنبه نیز، تظاهرات بزرگ دیگری از جانب «جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران» در جلوی ساختمان شهرداری استکلهم در ساعت شش بعد از ظهر برگزار شد که در آن صدها نفر از ایرانیان استکهلم حضور یافتند و نمایندگانی از احزاب پارلمانی حزب چپ و لیبرال مردم سوئد سخنرانی کردند. نقطه اوج این حرکت زمانی بود که وزرای اتحادیه اروپا برای صرف شام وارد ساختمان شهرداری شدند که با شعارهای ” اتحادیه اروپا واکنش نشان بده”، “راینفلت (نخست وزیر سوئد و رئیس دوره ای اتحادیه اروپا) واکنش نشان بده،” جمعیت تظاهر کننده روبرو شدند. در این گردهمایی نماینده وزیر دادگستری سوئد بیاتریس اسک به میان جمعیت آمد تا نامه برگزارکنندگان تظاهرات به وزرای اتحادیه اروپا را از دست مهرداد درویش پور نماینده برگزارکنندگان تظاهرات دریافت کند. او نیز در گفتگوی کوتاهی به مضامین اصلی درخواست تظاهرکنندگان اشاره نمود. فیلم گردهمایی روز پنج شنبه را نیز می توانید در لینک های زیر مشاهد کنید.
http://www.youtube.com/user/StockholmsIranian#play/uploads/2/IQNS5fWKEBI
http://www.youtube.com/user/StockholmsIranian#play/uploads/1/A4SvDzHwew8
http://www.youtube.com/user/StockholmsIranian#play/uploads/0/RJMx5adWFhI
همچنین در پایان اعلام شد که به دعوت همین جمعیت روز 25 ژولای ساعت 17:30 دقیقه تظاهراتی همراه با تظاهرات بین المللی ایرانیان در خارج از کشور صورت برگزار خواهد شد. در زیر قطع نامه تظاهرات دو روزه که به وزارت امورخارجه سوئد، وزیر دادگستری و نشست وزرای اتحادیه اروپا داده شد آمده است.

نامه تجمع بزرگ ایرانیان به نشست وزرای اتحادیه اروپا در استکهلم در 15 و 16 ژولای

کشورسوئد از اول ژولای 2009 ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را برعهده دارد و روزهای 15 و 16 ژولای نیز نشست وزرای اتحادیه اروپا در استکلهم برگزار خواهد شد.
همزمان با آن اعتراضات گسترده ایرانیان در داخل و خارج از کشور از فردای کودتای انتخاباتی دولت احمدی نژاد و ولی فقیه حامی آن همه روزه جریان دارد. سرکوب خشن این تظاهرات نیز نه تنها نتوانست مقاومت مردم را در هم شکند بلکه بزرگداشت گسترده قیام دانشجویی 18 تیر به فرصت دیگری بدل گشت تا عزم مردم ایران به برچیده شدن استبداد دینی در ایران را به نمایش بگذارد.
همزمانی ریاست سوئد بر اتحادیه اروپا و نشست وزرای آن در استکهلم در روزهای 15 و 16 ژولای با تداوم جنبش اعتراضی مردم ایران، فرصتی را برای ما ایرانیان و دیگر شهروندان مقیم سوئد فراهم کرده است تا با گردهم آیی های گسترده خود توجه هرچه بیشتر اتحادیه اروپا را به ضرورت حمایت ازمبارزات مردم ایران برانگیزانیم.

ما خواهان آنیم که فردریک راینفلت نخست وزیر سوئد و رئیس اتحادیه اروپا و همچنین ورزای اتحادیه اروپا از مبارزات مردم ایران برای دستیابی به آزادی حمایت کنند. همچنین ما از اتحادیه اروپا می خواهیم تا:
ا دولت احمدی نژاد را به رسمیت نشناسند و از خواست ابطال انتخابات حمایت کنند.
2. از خواست برگزاری انتخابات آزاد و دمکراتیک زیر نظر مراجع بین المللی دفاع کنند.
3 خواستار آزادی دستگیر شدگان حوادث اخیر و کلیه زندانیان سیاسی شوند و برای اعزام هیئتی برای رسیدگی به وضعیت جانباختگان، اعدام شدگان و بازداشت شدگان حوادث اخیر تلاش کنند.
4- از هرگونه فشار سیاسی از جمله تحریم سیاسی جمهوری اسلامی ایران برای پایان بخشیدن به خشونت علیه مردم و درجهت خواسته های آزادیخواهانه مردم ایران حمایت نمایند.
5 ایران را کشوری ناامن اعلام نموده وحق پناهندگی هزاران ایرانی پناهجو را که در دوره های اخیر از چنگال حکومت استبدادی گریخته اند را به رسمیت شناسند و از بازگرداندن آنها به ایران خودداری ورزند.

جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران، استکهلم 15 و 16 ژولای 2009




همانگي تصادفي تروريست ها و نامزد قانون گريز (خبر ويژه)

چند گروهك تروريستي و جنايتكار كه پيش از انتخابات رياست جمهوري، ضمن بيانيه مشتركي خواستار تحريم انتخابات در ايران شده بودند، اكنون طرفدار رأي شركت كنندگان شده و مدعي اند دولت احمدي نژاد مشروعيت ندارد.
گروهك هاي كومله، دموكرات، فدائيان خلق اقليت و اكثريت، در كنار شوراي موقت سوسياليست هاي چپ و جنبش جمهوري خواهان دموكرات و لائيك بيانيه مشتركي را امضا كرده و مدعي شدند در انتخابات ايران تقلب شده و مجامع جهاني نبايد دولت را به رسميت بشناسند. اين گروهك هاي ضد انقلاب همان طيفي هستند كه درپي تحريم انتخابات، با تودهني 85 درصدي واجدين حق رأي(40 ميليون ايراني رشيد و غيور) مواجه شدند و بيش از پيش بي اعتباري خود را نزد ملت ايران نشان دادند.
در همين حال صداي آمريكا، راديو فردا، دويچه وله، راديو فرانسه و برخي سايت هاي وابسته به ضد انقلاب مقيم خارج، در اقدامي هماهنگ اظهارات اخير يك نامزد ناكام انتخابات را منتشر كرده و مشتركا اين تيتر را براي اظهارات وي انتخاب كردند كه «دولت مشروعيت ندارد». نامزد ياد شده همچنين با وجود قانون شكني هاي متعدد طي 4 ماه گذشته به ويژه پس از اعلام نتايج و معلوم شدن ناكامي وي، مدعي شده است «ما بايد تلاش كنيم از طريق چارچوب قانون اعتراض خود را نشان دهيم» وي تهديد كرد «در صورت باز نشدن راه، نظام خود را در معرض ساختارشكني قرار مي دهد»!
اين نامزد قانون ستيز كه مشروعيت نامزدي و رفتارش زير سؤال است توضيح نداده كه چگونه مي توان اعتراض را به خارج از مدار قانون و در حد اغتشاش و تشنج هاي خياباني كشاند و در عين حال مدعي وفاداري به قانون شد؟ قانون براي اجراست و اگر قرار باشد كسي از آن دم زند اما در عمل به قانون تن ندهد، به طور منطقي و طبيعي متهم به بي صداقتي و ديكتاتوري و بستن نقاب قانون بر چهره قانون شكن و هرج ومرج طلبي خواهد شد.

5 شنبه 18 تير

شماره 19406




مریم، کار سوگ و سپاس

بانوی من، بانوی ما، این بزرگ زن کوچک، مریم یوسفی، از میان ما رفتاو، مریم من، مریم ما، در جوش و خروش همواره ناشکیبانه اش، در نابهنگامی اش، پیش از آن رفت که بتواند حاصل تلاش های مبارزان اجتماعی- سیاسی چون خود را ببیند: فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و بساط استبداد تئوکراتیک در ایران. مریم پیش از آن رفت که بتواند زمینه های برآمدن آن چه که همواره برای تحقق اش مبارزه می کرد را به ببیند: آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، برابری زن و مرد، لغو مچارات اعدام، جدایی دولت و دین، جمهوری لائیک… در ایران.

اکنون آن چه که برای ما باقی می ماند، کار سوگ است. کار سوگ، اما، به معنای بازبینی و بازاندیشی خود چون انسان. انسان در غیر خدایی بودنش. انسان در انسانی بودنش، در میرایی اش، یعنی در سترگی و سستی هایش، در یگانگی و چند گانگی اش، در عزم ها و تردیدهایش، در ایقان ها و پرسش هایش… این انسان همواره عجیب، بی قرار و نا آرام.

دنیا سرشار از عجایب است

اما هیچ چیز عجیب تر از انسان نیست…

میان نظم زمین و نظم خدایان

او (انسان) همواره راه خود را دنبال می کند…

بر فراز شهر، رانده شده از شهر…

چنین است انسانی که نیستی نزد او هستی می شود (*)

یکی از این عجایب که انسان بالاترین آن ها ست، همانا ست که مریم در وصیت نامه اش، در واپسین اطلاعیه اش، به آن اشاره می کند. در آن جا، مریم، به فرانسه می نویسد. شاید هم فکر به فرانسه می کند. در همان ابتدای نامه از Pardon صحبت می کند. تفسیری کنیم. می دانم که زمانه، زمانه ی تفسیر فلسفی نیست، حد اقل پس از یازدهمین تز مارکس. اما برای به سر انجام رساندن کار سوگ، برای تسکین درد و رنج مان نیاز مبرم به تفسیر داریم. مریم چه می خواهد بگوید؟ مریم به ما چه می گوید؟ معنای کلاسیک و عامیانه پاردون، معنای دینی، مسیحی آن را کنار بگذاریم. گر چه کاملاً ممکن نیست. Pardon از دو حرف Par و Don تشکیل می شوند. و Don یعنی هدیه، اهدا. و Donner ریشه درDon دارد. و Donner یعنی دادن و بخشیدن، یعنی دهش.

راز مرگ داوطلبانه ی مریم در کجا ست؟ ما هیچ گاه نخواهیم توانست آن را کاملاً کشف کنیم. اما می توانیم به قول فیلسوف ( باز هم هایدگر) شرایط و مقدمات نزدیک شدن به آن را فراهم کنیم. راز مریم، پس می تواند در یکی از وجه هایش، در همین کلمه ی سه حرفی Don فرانسه یا چهار حرفی دادن فارسی نهفته باشد. مریم من، مریم ما، در نامه اش، خود آگاه یا نا خود آگاه، مهم نیست، انگشت را به سوی مسأله ای بس اساسی و مهم نشانه می رود. به ما می گوید که به این سو نگاه کنیم، بی اندیشیم، بازنگریم و باز اندیشیم: به سوی دهش، دادن… به سوی هستی توأم با دادن. هستی یعنی دهش، یعنی دادن. از خود دادن به دیگری در دادنی و ستاندنی ممتد و دایمی. دادن یعنی هستی. پس هست مندی، هستی، یعنی دادن به غیر از خود، به دِگر. حال هر گاه «دادن» دیگر، به هر دلیلی امکان پذیر نشود، به هر دلیلی واقعی یا غیر واقعی، عینی یا ذهنی، آن گاه هست مندی یعنی خود هستی پرسش انگیز می شود. هر گاه که هستی در ذهنیت اش، خود را در تنگنای عدم امکان «دادن» پندارد، به راستی یا نا راستی، خودِ هستی که همانا دادن است علت وجودی خود را از دست می دهد.

مریم عزیز من، مزیم عزیز ما، با عمل جسورانه و احترام برانگیزش، ما زندگان را دعوت می کند که به این رابطه ی دو تایی با هم عجین شده ی هستی و دادن، بی اندیشیم. دو باره و چند باره بی اندیشیم. رابطه ای فوق العاده فلسفی. رابطه ای فوق العاده اجتماعی. رابطه ای فوق العاده سیاسی. مریم، با حذف خود، ما را دعوت می کند که به مرگ یعنی به برش این دو، هستی و دادن، که در حقیقت یکی است، بی اندیشیم.

در پایان این تأمل کوتاه در سوگ مریم، امر سوگی که تاره در سرآغاز آن هستیم، مایلم از مهر و همبستگی همه ی دوستان و آشنایان که به اشکال مختلف، از طریق رسانه ها، حضور خود، سرودن شعر، نامه نویسی، کمک های مختلف و غیره همدردی خود را با من ابراز داشتند، صمیمانه تشکر کنم. بدون این ها امکان مقاومت در برابر چنین مصیبتی شاید برای من مقدور نبود. در این میان مایلم بویژه از کمک های تعیین کننده نزدیک ترین دوست مأنوس و همراز مریم، حماد شینانی، و هم چنین از کمک های بی دریغ دو دست گزامی ام شهرام قنبری و قادر اسکندانی، سپاس گذاری کنم.

——————–

(*) آنتیگون، سوفوکل، (با استفاده از برگردان هایدگر در مقدمه ای بر متافیزیک).