نامه مشترک به دبيرکل سازمان ملل متحد

جناب آقاي بان کي مون
دبيرکل محترم سازمان ملل متحد

عالي جناب!
همان طور که اطلاع داريد، گردانندگان دولت جمهوري اسلامي ايران در انتخابات رياست جمهوري روز ۱۲ ژوئيه ۲۰۰۹ (۲۲ خرداد ۱۳۸۸) با دستبردن در آراء مردم، محمود احمدي نژاد را به عنوان رئيس جمهور از صندوق‌هاي راي بيرون آوردند ؛ همزمان با اين اقدام غيرقانوني، نيروهاي نظامي، انتظامي و امنيتي را در خيابان‌ها مستقر نموده است؛ صد ها نفر از فعالان سياسي و فرهنگي را بدون ارائه هر گونه دليلي بازداشت کرده است.

ميليونها ايراني در اعتراض به تقلب وسيع در انتخابات به خيابان‌ها آمده و خواستار ابطال انتخابات شدند. اما دولت جمهوري اسلامي، راهپيمائي هاي مسالمت آميز و تجمعات گستره مردم در سراسر کشور را با تمام وسائل ممکن و حتي شليک به سوي مردم بي دفاع و کشتن آن‌ها مورد يورش قرار داد. در حمله نيروهاي سرکوب حکومتي به تجمعات مردم تاکنون ده ها نفر جان باخته‌اند؛ صد ها نفر زخمي و طبق آمار رسمي و هزاران نفر بازداشت شده اند.

عالي جناب!
از همان روز انتخابات تاکنون، سانسور بر مطبوعات تشديد شده و تمامي مجاري ارتباطي مردم تحت کنترل حکومت درآمده است. دسترسي به رسانه ها از جمله اينترنت و استفاده از امکانات ارتباطي ديگر با جهان خارج محدودتر از پيش گشته است. همزمان، رژيم حاکم با توسل به همه امکانات تلاش مي کند که جو ترس و وحشت را در جامعه حاکم کند، تا مردم از اعتراض به تعرض بر حقوق شهروندي شان دست بردارند. خانواده‌هاي قربانيان سرکوب خونين تجمعات آرام مردم از حق برگزاري مراسم براي عزيزانشان محروم شدهاند. خانواده‌هاي بازداشت شدگان در معرض تهديد ماموران دولتي قرار دارند. روزنامه‌هاي دولتي خبر از ندامت‌سازي زندانيان بازداشت شده و برگزاري شوهاي تلويزيوني و شهادت عليه خودشان داده اند. همه شواهد حاکي از آن است که بازداشت شدگان زير شکنجه و اذيت و آزار قرار دارند تا بر ادعاهاي دروغ رهبران حکومت در سازماندهي سرکوب اعتراضات حق طلبانه مردم صحه بگذارند.

عالي جناب!
جان بازداشت شدگان و زندانيان حوادث اخير در کشور ما در معرض خطر جدي قرار دارد. رئيس قوه قضائيه اگر چه زير فشار افکار عمومي، هياتي را براي روشن نمودن سريع وضعيت بازداشت شدگان تعيين کرده است، اما ترکيب اين هيات خود دليل مضاعف ديگري بر اين نگراني است. سوابق اعضاي هيات ويژه قوه قضائيه در زندان ها جاي ترديدي باقي نمي گذارد که حفظ جان بازداشت شدگان نيازمند اقدام فوري و عاجل است. دو نفر از اعضاي اين هيات، آقايان رئيسي معاون اول رئيس قوه قضائيه و پور محمدي رئيس کل بازرسي کشور از جمله کساني هستند که مستقيما در قتل عام زندانيان سياسي در تابستان سال ۱۳۶۷، شرکت مستقيم داشتند و نفر سوم آقاي دري نجف آبادي دادستان کل کشور است که در دوران مسئوليت او در دولت در پائيز سال ۱۳۷۷، وزارت اطلاعات مستقيما دست به ترور و قتل فعالان سياسي و نويسندگان زد که به قتل هاي زنجيره اي معروف است. اکنون قرار است اين آقايان در مورد سرنوشت هزاران بازداشتي روزهاي اخير تصميم بگيرند.

ما امضا کنندگان اين نامه از شما مي خواهيم که:

نه رژيم جمهوري اسلامي مقبوليت مردمي دارد و نه آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور رسمي ايران است. او منتخب مردم ايران نيست. رياست جمهوري او محصول تقلب در آراء مردم و دولت تحت مسئوليت او غير قانوني و فاقد مشروعيت است، حضور احمدي نژاد در مجامع بين المللي، تحت عنوان نماينده کشور ايران، مغاير با راي و اراده آزاد مردم ايران است؛ لذا دعوت او به اين مجامع نيز، بي توجهي به حق انتخاب مردم ايران محسوب خواهد شد.
هر چه سريعتر هيات ويژه‌اي را براي بازرسي از زندان‌ها و گزارش در مورد وضعيت بازداشت شدگان به ايران بفرستيد؛
اين هيات همچنين با خانواده‌هاي كشته شدگان در اعتراضات اخير تماس گرفته و شرح چگونگي كشته‌ شدن بستگان آنان و رفتار ماموران دولتي را با آنان در جريان مراسم خاكسپاري جويا شود؛
از دولت ايران با تاكيد هر چه تمام‌تر بخواهيد که حقوق بشر را رعايت کند و به حقوق شهروندان کشور احترام بگذارد، بازداشت شدگان اخير و زندانيان سياسي ديگر را آزاد کند؛
پورش به تجمعات آرام مردم را متوقف کند. حقوق قانوني و انساني شهروندان کشور را رعايت نمايد.
از رژيم ايران بخواهيد که سانسور رسانه ها را متوقف کند و مجاري اطلاع رساني را باز نمايد.

با تقديم احترام
حزب دموکرات کردستان ايران
حزب کومه له کردستان ايران
سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران
سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)
شوراي موقت سوسياليست هاي چپ ايران
شوراي هماهنگي جنبش جمهوريخواهان دمکرات و لائيک ايران




تظاهرات 18 تیر

فیلم تظاهرات در تهران 18 تیر

http://www.youtube.com/watch?v=iCOApTqq3iQ&feature=player_embedded
فیلم شماره 3 بلوار کشاور 18 تیر 88
http://www.youtube.com/watch?v=hTj4T2UVInQ&feature=player_embedded

فیلم شماره 2 بلوار کشاور 18 تیر 88
http://www.youtube.com/watch?v=AGKFtVwX40E&feature=player_embedded

فیلم تظاهرات 18 تیر 88 در خیابان کارگر
http://www.youtube.com/watch?v=QC1n5lf_U04&feature=player_embedded

ويديويی از وقايع امروز تهران:ای دولت کودتا…استعفا استعفا ده

http://www.youtube.com/watch?v=W-46HmGAfeM

18تير :ويدئو کليپ خيابان کارگر شمالی تهران دقايقی پيش

http://www.youtube.com/watch?v=UMY13NZN598

18تير :ويدئو کليپ خيابان کارگر شمالی تهران دقايقی پيش

http://www.youtube.com/watch?v=UMY13NZN598

http://www.youtube.com/watch?v=rJE1Znr6C8Y&feature=player_embedded

http://www.youtube.com/watch?v=yo_Okl6p5tg

تظاهرات 18 تير شعار مرگ بردیکتاتور 88
http://www.youtube.com/watch?v=d_19Z6Xq-Tk

تظاهرات 18 تیر: شعار مرگ بر خامنه ای 88
http://www.youtube.com/watch?v=8zLMsQZD5_s
شعارها ی مردم ” مجتبی بمیری رهبریتو نبینی” مرگ بر خامنه ای

حمله نیروهای لباس شخصی به خوابگاه های دانشگاه امیرکبیر
http://www.autnews.me/
پنجشنبه، ۱۸ تير، ۱۳۸۸

خبرنامه امیرکبیر: نیروهای لباس شخصی مجهز به سلاح های سرد و گرم با همراهی موتورسواران سازماندهی شده به برخی از خوابگاه های دانشگاه امیرکبیر حمله کردند.
نیروهای لباس شخصی در ساعت 20:30 امشب در حمله به خوابگاه گلشن در خیابان به آفرین، با ورود به خوابگاه، تعدادی از دانشجویان و نگهبانان خوابگاه را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، نیروهای لباس شخصی بخش هایی از ساختمان و امکانات خوابگاه را نیز تخریب کردند. در این حمله این افراد از گاز اشک آور استفاده کرده و به سالن مطالعه، حمام، نمازخانه و طبقات مختلف خوابگاه گلشن حمله کردند.
از وضعیت چند تن از دانشجویان این خوابگاه پس از این حملات اطلاعی در دسترس نیست.
همچنین نیروهای لباس شخصی به همراهی نیروهای نظامی به درب خوابگاه یاوری دانشگاه امیرکبیر نیز مراجعه نموده و به تهدید دانشجویان پرداختند.
نیروهای لباس شخصی اعلام کرده اند که امشب مجددا به خوابگاه ها حمله خواهند کرد.

تظاهرات ۱۸ تیر در اصفهان ۳۰۰ نفر دستگیر شدند
http://www.akhbar-rooz.com/
۱۹ تير ۱٣٨٨

• روز ۱۸ تیر در شهر اصفهان نیز تظاهرات پراکنده ای صورت گرفت. بنا به گزارش ها در این تجمعات حدود سیصد نفر دستگیر شدند …

روز ۱٨ تیر، دهمین سالگرد یورش ماموران حکومت به خوابگاه دانشجویان، در شهر اصفهان نیز تظاهرات پراکنده ای صورت گرفت. بنا به گزارش ها در این تجمعات حدود سیصد نفر دستگیر شدند.
امروز صبح خانواده های بازداشت شدگان در برابر بازداشتگاه پلیس امنیت اخلاقی تجمع کردند و هنگامی که صدای جوانان بازداشت شده از داخل بازداشتگاه به گوشش رسیدند که درخواست آب می کردند، خانواده ها به اعتراض برخاستند و با سنگ به درب بازداشتگاه کوبیده و فریاد الله اکبر سر دادند. آن ها خواستار رسیدگی به وضعیت بازداشت شدگان شدند. یگان ویژه ی مستقر در بازداشتگاه، خانواده ها را متفرق کرده و دیگر اجازه ی تجمع در مقابل بازداشتگاه را به آنان نداد.

مرگ بر دیکتاتور -اعتراضات خیابانی در تهران
www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه ۱٨ تير ۱٣٨٨

• علیرغم حضور گسترده ی نیروهای پلیس در خیابان ها و میادین مرکزی تهران که این شهر را به یک شهر اشغال شده تبدیل کرده، انبوه مردم در خیابان ها حضور یافته و تظاهرات اعتراضی برپا کردند. مردم و جوانان دست در دست هم با شعار مرگ بر دیکتاتور و ما همه با هم هستیم، این فصه ی حکومت ساخته که «همه چیز تمام شد» را بی اعتبار ساختند و نشان دادند که جنبش آزادی خواهانه ی ایران همچنان زنده است و تا رسیدن به هدف خود زنده خواهد ماند. ۱۸ تیر ۱۳۸۸، غلبه ی اراده ی مردم آزاده خواه و مصمم بر نیروی گسترده ی سرکوب بود .
امروز جوانان و مردم شجاع تهران، بر حکومتی که همه ی نیروهای سرکوبگر خود را بسیج کرده بود، پیروز شدند و توانستند صدای فریادهای اعتراض آمیز خود از جمله «مرگ بر دیکتاتور» را بر فراز شهر تهران طنین انداز کنند. نیروهای انتظامی علیرغم خشونت های بسیاری که به کار بردند، نتوانستند مانع تجمعات اعتراضی شوند و مردم نشان دادند حتی در زیر بیشترین آمادگی ها و شدیدترین سرکوب ها نه تنها به گفته ی استاندار تهران «له» نمی شوند، بلکه دست از خواست های آزادی خواهانه ی خود بر نمی دارند.
18 تیر 1388، مردم تهران نشان دادند اراده ی و خواست خلق را نمی توان سرکوب و نابود کرد. تظاهرات امروز امید به ادامه ی مبارزات ضددیکتاتوری و آزادی خواهانه ی مردم ایران را بار دیگر شعله ور ساخت و به این قصه که «تمام شد» مهر باطل کوبید.

به گزارشاتی از منابع مختلف در مورد تظاهرات امروز مردم تهران توجه کنید:

درگیریهای شدید در میدان انقلاب و شعار مرگ بر خامنه ای
فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران: بنابه گزارش رسیده از میدان انقلاب تهران، مردم و جوانان بصورت بسیار گسترده در میدان انقلاب و خیابانهای 16 آذر و کارگر و اطراف آن تجمع کردند و با نیروهای سرکوبگر درگیر شدند.
جوانان و مردم طی درگیری های که با نیروهای سرکوبگر داشتند توانستند راه را باز کنند و بسوی میدان انقلاب حرکت کنند در میدان انقلاب، 16 آذر و خیابان کارگر بیشترین تعداد جمعیت متمرکز هستند. تعداد جمعیت در آنجا به هزاران نفر می رسد و هر لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود. درگیریها در این مناطق بسیار گسترده است و تعداد زیادی از جوانان دستگیر شدند. فقط در میدان انقلاب ساعت 19:30 در حدود 16 نفر دستگیر شدند آمار دستگیری ها بسیار زیاد است. همچنین تعداد زیادی از مردم در اثر ضربات باتوم بشدت زخمی شدند. بصورت گسترده اقدام به پرتاب گاز اشک آور و گاز فلفل می کنند. درگیریها بشدت ادامه دارد.
با هر حمله ای که توسط نیروهای سرکوبگر صورت می گیرد و جوانان دستگیر می شوند جمعیت یک صدا شعار مرگ بر خامنه ای، مرگ بر دیکتاتور را سر میدهند. همچنین جوانان وقتی که به مقابله با نیروهای سرکوبگر بر می خیزند با شعار نترسید نترسید ما همه با هم هستیم را سر میدهند.
نیروهای تحت امر ولی فقیه علی خامنه ای، گارد ویژه، سپاه پاسداران، بسیج و لباس شخصی ها بصورت گسترده ای و بی سابقه ای در مناطق مرکزی حضور دارند و بصورت وحشیانه به مردم بی دفاع یورش می برند. بنابه گفته‍ی شاهدان عینی با تمام توان نیروهای خود را وارد آنجا کرده اند و همچنین به تعداد آنها افزوده می شود.ء

اعتراضات مردم به نقاط مختلفی تهران گسترش یافته است
فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران: بنابه گزارش رسیده از تهران، تعداد زیادی از مردم و جوانان در حال حاضر بسوی میدان آزادی در حرکت هستند.
مردم و جوانان از طرف میدان آزادی و توحید و سایر خیابانها که قصد داشتند به سوی میدان انقلاب بروند و در آنجا اجتماع خود را برگزار کنند با انبوهی از نیروهای سرکوبگر مواجه شدند و راه آنها را سد کردند. گفته می شود مسیر توحید به سوی انقلاب بصورت کامل توسط سرکوبگران بسته شده. مردم و جوانان مسیر خود را عوض کردند و به سوی میدان آزادی در حال حرکت هستند. گزارشهایی حاکی از تجمع مردم در میادین مختلف شهر است. همچنین لحظه به لحظه بر تعداد جمعیت افزوده می شود. اعتراضات بصورت متمرکز نمی باشد بلکه در سطح شهر پراکنده شده است.
جوانان با شعارهایی مانند مرگ بر دیکتاتور و نترسید نترسید ما همه با هم هستیم به اعتراضات خود ادامه میدهند.
نیروهای گارد ویژه، سپاه پاسداران، بسیج و لباس شخصی ها بصورت بسیار گسترده ای در خیابانها تهران حضور دارند. آنها با باتوم و گاز اشک آور بسوی مردم حمله می کنند و مردم را مورد ضرب وشتم خود قرار میدهند. همچنین هلی کوپترهای نظامی بر فراز خیابانهای تهران به پرواز در آمده اند.

اطراف دانشگاه تهران، صحنه تظاهرات ۱۸ تیر و حمله نیروهای انتظامی
دویچه وله: ده روز پس از آخرین تظاهرات اعتراضی به نتایج انتخابات، تهران امروز مجدداَ صحنه‌ی تظاهرات شماری از مخالفان و معترضان بود. این تظاهرات که به مناسبت ۱۸ تیر برگزار شد، با حمله‌ی پلیس و دستگیری شماری از تظاهرکنندگان توام شد.
از چند روز پیش شماری ازسایت‌های خبری و سیاسی از برگزاری تجمع‌های اعتراضی در روز جاری خبر داده بودند. انگیزه‌ی این تجمع‌ها همزمانی امروز با دهمین سالگرد واقعه‌ی حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ اعلام شده بود.
حرکت اعتراضی امروز در حالی برگزار شد که استانداری تهران از مجازنبودن تظاهرات خبر داده بود و مسئولان انتظامی به جلوگیری از هر گونه تجمع تهدید کرده بودند. سیستم ارسال پیامک از چند روز پیش قطع شده بود و به هنگام بالاگرفتن تظاهرات امروز، تلفن‌های همراه نیز در منطقه‌ی اطراف میدان انقلاب از کار افتادند. مخالفان این اقدام‌های دولت را تلاش برای اخلال در هماهنگی‌ها و خبررسانی‌های تظاهرات‌کنندگان می‌دانند.
خبر دیگری از تهران حاکی از آن بود که شماری از مردم نیز که با اتومبیل از منطقه‌ی تظاهرات عبور می‌کردند با بوق‌زدن با تظاهرکنندگان اعلام همبستگی کردند.
شبکه تلویزیونی سی ان ان در گزارشی از تهران شمار شرکت‌کنندگان در تظاهرات اعتراضی امروز را بین ۲ تا ۳ هزار نفر اعلام کرد. بنا به این گزارش، به رغم اقدام پلیس ضد شورش در بستن خیابان‌های اطراف دانشگاه تهران، شماری از تظاهرکنندگان کوشیدند خود را به این منطقه برسانند. نیروهای بسیج و پلیس به سوی تظاهرات‌کنندگان گاز اشک آور پرتاب و تعدادی از آنها را دستگیر کردند.

خبرگزاری رویترز نیز به نقل از یک شاهد عینی خبر داد که نیروهای پلیس در مقابله با تظاهرکنندگان به تیراندازی هوایی دست زدند و عده‌ای را نیز بازداشت کردند. تصاویری از تظاهرات امروز نیز بلافاصله از طریق سایت یوتیوب منتشر شدند.
بنا به گزارش شاهدان عینی تظاهرات‌کنندگان شعارهایی همچون “مرگ بر دیکتاتور”، “یا حسین، میرحسین”، “نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم” سر داده بودند.

تا لحظه‌تنظیم این گزارش، (ساعت ۲۱ به وقت ایران) تظاهرات امروز تهران در رسانه‌های داخلی بازتابی نداشت. با این همه یکی از سایت‌های هوادار میرحسین موسوی در خبری کوتاه نوشت: «در ساعت ۱۷ و ۱۵ دقیقه امروز حدود هزارتن از مردم در حال حرکت به سمت خیابان ولیعصر از میدان انقلاب بودند که با برخورد ماموران مواجه شدند.»
لازم به یادآوری است که ۱۰ سال پیش در چنین روزی شماری از نیروهای انتظامی، بسیجی و لباس شخصی کوی دانشگاه تهران را مورد هجوم قرار دادند تا دانشجویان معترض به سانسور و توفیق روزنامه‌ها را سرکوب کنند. شمار زیادی از دانشجویان در این حمله مجروح شدند و دست کم یکی از آنها جان باخت.
این حمله تظاهرات و اعتصاب‌هایی را به دنبال داشت که تا ۲۵ هزار نفر در آن شرکت داشتند و پردامنه‌ترین موج حرکت اعتراضی علیه جمهوری اسلامی ایران از زمان استقرار آن بود. این اعتراض نهایتاَ با سرکوب شدید نیروهای انتظامی و بسیجی سرکوب شد. در ۱۰سال گذشته هر سال به مناسبت ۱۸ تیر برنامه‌های محدود یا گسترده‌ای از سوی محافل دانشجویی برگزار شده است.

درگیری پلیس و نیروهای ضد شورش با هزاران معترض در تهران
رادیو فردا: تجمع و راهپیمایی هزاران نفر در تهران به مناسبت سالگرد حادثه ۱۸ تیر در روز پنجشنبه به درگیری با پلیس ضد شورش انجامید و نیروهای امنیتی به سوی معترضان گاز اشک آور پرتاب کردند.
گزارش های دریافتی از شاهدان عینی از تهران حاکی است که تظاهرکنندگان با سر دادن شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» از مسیرهای مختلف به سمت خیابان انقلاب و دانشگاه تهران حرکت کرده و با حضور گسترده نیروهای امنیتی روبرو
شده اند.
نیروهای ضد شورش، بسیجی و لباس شخصی با حمله به تظاهر کنندگان با باتوم و سلاح های سرد دیگر به ضرب و شتم آنها پرداخته اند و برای جلوگیری از هر گونه تجمع بزرگی، گاز اشک آور به در بزرگ دانشگاه تهران شلیک می شود.
به رغم هشدارهای امنیتی مقام های جمهوری اسلامی ایران مبنی بر برخورد شدید با هرگونه تجمع و راهپیمایی به مناسبت سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران، معترضان به نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری در روزهای اخیر از تصمیم برای برگزاری اعتراض خیابانی در روز پنجشنبه خبر دادند.
در فراخوان های صورت گرفته در سایت های اینترنتی، مسیرهای میدان ونک، قندی، امام حسین، توپخانه، راه آهن، آزادی، رودکی، صادقیه و کارگر به عنوان محل تجمع و آغاز راهپیمایی روز ۱۸ تیر اعلام شده بود.
پلیس تمام این مسیرها را با حضور نیروهای ضد شورش تحت کنترل شدید امنیتی خود در آورده است ولی به رغم این حضور گسترده، راهپیمایی دسته های پراکنده معترضان به سمت دانشگاه تهران گزارش شده اند.
هلی کوپترهای نظامی وابسته به سپاه پاسداران هم اکنون بر فراز شهر تهران در پرواز هستند و سیستم تلفن همراه در پایتخت ایران دچار اختلال شدیدی شده است.
در روزهای گذشته امکان ارسال پیام کوتاه از طریق موبایل برای دومین بار ظرف یک ماه گذشته به طور کامل قطع شد.

شلیک تیرهوایی از سوی نیروهای امنیتی در تهران
بی بی سی: با وجود تلاش نیروهای امنیتی برای ممانعت از برگزاری تجمعی به مناسبت دهمین سالگرد حوادث ۱٨ تیر، معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در اطراف میدان انقلاب تهران تجمع هایی برگزار کرده اند و اخباری درباره شلیک گاز اشک آور به سمت آنها در اطراف دانشگاه تهران منتشر شده است.
چهار هفته پس از آنکه اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران به ناآرامی گسترده در سطح ایران منجر شد، تظاهرات معترضان به نتیجه انتخابات در تهران به درگیری با نیروهای امنیتی انجامید و به گزارش خبرگزاری رویترز پلیس در مواردی مجبور به استفاده از تیر هوایی برای متفرق کردن معترضین گردید.
بر اساس اخبار دریافتی نقاط مختلفی از شهر تهران، از جمله خیابان کارگر و نزدیکی میدان انقلاب، صحنه وقوع تجمع های اعتراضی بوده است و خبرگزاری رویترز درگیری ها را شدیدترین از زمان توقف اعتراض‌های عمومی در تهران خواند.
خبرگزاری فرانسه از شکسته شدن شیشه های یک بانک دولتی در جریان اعتراض ها خبر داد و نوشت نیروهای انتظامی پلاک اتومبیل هایی که رانندگانشان بوق می زدند را ضبط کرده است.
به گفته یک شاهد عینی در غرب میدان انقلاب تهران و در کوچه های خیابان جمالزاده و آزادی تجمع تعداد زیادی از معترضان رخ داد که برای حرکت به سمت میدان انقلاب تلاش می کردند.
اما به گفته این منبع هجوم افراد معترض به سمت میدان انقلاب با پرتاب گاز اشک آور از سوی نیروهای امنیتی مواجه شد و آنها پس از تجمع دوباره به کوچه های اطراف رانده می شدند.
چندین نفر از معترضان توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده اند، هر چند هنوز تعداد دقیق ستگیر شدگان مشخص نیست.
دلیل تجمع در غرب میدان آزادی، حضور گسترده و تلاش نیروهای امنیتی برای در اختیار گرفتن کنترل مناطق شرقی این میدان بود که محل دانشگاه تهران در آنجا قرار دارد.
گزارش هایی مبنی بر قطع خدمات تلفن همراه در برخی مناطق تهران نیز مخابره شده است.
یکی از تصاویری که از طریق سایت یوتیوب منتشر شده، معترضان را در بلوار کشاورز، مقابل ساختمان وزارت کشاورزی نشان می دهد که شمار زیاد آنها باعث توقف ترافیک به سمت خیابان کارگر شده است.
معترضان در این ویدئو از ممانعت نیروهای امنیتی از حرکت تظاهرکنندگان به سمت میدان انقلاب سخن می گویند.
رویترز همچنین به نقل از یک شاهد عینی دیگر از گردهم آیی “گروهی از اصلاح طلبان” مقابل دفتر سازمان ملل متحد در شمال تهران خبر داد
آخرین بار، تهران حدود یازده روز قبل و در مراسمی که به مناسبت سالروز حادثه بمبگذاری هفتم تیر برگزار شد، صحنه برگزاری تجمعی از معترضان به نتیجه انتخابات بود.
با فرا رسیدن شب، از شدت اعتراض های خیابانی کاسته شده و شعار “الله اکبر” از بام خانه های تهران شنیده می شود.

ممانعت از تجمع مقابل دانشگاه تهران
منابع مختلف بعد از ظهر روز پنجشنبه نهم ژوئیه از حرکت معترضان به سمت دانشگاه تهران خبر دادند که شعار “مرگ بر دیکتاتور” سر داده بودند.
شبکه سی ان ان شمار معترضان در اطراف میدان انقلاب را بین دو تا سه هزار نفر برآورد کرد.
خبرگزارش آسوشیتدپرس در گزارش خود نوشته اعتراض در شرایطی انجام شد که شمار زیادی از نیروهای انتظامی در کنار لباس شخصی ها و بسیج در چهار راه های مختلف خیابان انقلاب در مرکز تهران مستقر شده بودند.
این خبرگزاری عنوان کرده تظاهر کنندگان که ماسک های سبز به صورت داشتند مقابل در اصلی دانشگاه تهران متوقف شدند و شروع به شعار دادن کردند که با واکنش پلیس مواجه شد.
یک شاهد عینی دیگر از حمله نیروهای امنیتی به حاضران در خیابان کارگر خبر داد و علاوه بر تایید ضرب و شتم معترضان و عابران از سوی این نیروها، گفت برخی از افرادی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند نیز دستگیر شدند.
این شاهد عینی همچنین از مسدود شدن کلیه خیابان های منتهی به میدان انقلاب از سوی نیروهای انتظامی خبر داد.
خبرگزاری رویترز هم گزارش داده که نیروهای لباس شخصی سوار بر موتورسیکلت در اطراف دانشگاه تهران مشغول گشت زنی هستند.
آسوشیتدپرس از تجمع صدها تظاهر کننده در میدان ولی‌عصر تهران خبر داده که به گزارش این منبع، با وجود شلیک گاز اشک آور از سوی نیروهای انتظامی، دوباره متمرکز شدند.
خبرگزاری فرانسه که پیش از بروز این حادثه، فضای این منطقه از شهر تهران را پر تنش و متاثر از حضور نیروهای ضدشورش توصیف کرده بود، از شلیک گاز اشک آور به سمت معترضان و تلاش نیروهای امنیتی برای متفرق کردن معترضان خبر داده است.
خبرگزاری رویترز هم از زبان یک شاهد عینی از شعار دادن تجمع کنندگان در حمایت از میرحسین موسوی خبرداده است.
رویترز به نقل از دیگر شاهدان عینی اعلام کرد نیروهای امنیتی در برخی از میادین دیگر شهر تهران هم حضوری گسترده دارند.
این تجمع در شرایطی رخ داد که اسماعیل احمدی مقدم، رئیس نیروی انتظامی ایران یک روز قبل اعلام کرد درخواستی برای برگزاری تجمع یادبود حوادث ۱٨ تیر ۱٣۷٨ دریافت نشده و هشدار داد پلیس با هرگونه تجمعی مقابله خواهد کرد.
۱۰ سال پیش در روز هجدهم تیر سال ۱٣۷٨ ، و در پی اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به تعطیلی روزنامه اصلاح طلب “سلام”، نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران حمله کردند که این حمله حداقل یک کشته برجای گذاشت، و به پنج روز ناآرامی منجر شد.

حمله نیروهای لباس شخصی به خوابگاه های پلی تکنیک
خبرنامه امیرکبیر: نیروهای لباس شخصی مجهز به سلاح های سرد و گرم با همراهی موتورسواران سازماندهی شده به برخی از خوابگاه های دانشگاه امیرکبیر حمله کردند.
نیروهای لباس شخصی در حمله به خوابگاه گلشن در خیابان به آفرین، با ورود به خوابگاه، تعدادی از دانشجویان و نگهبانان خوابگاه را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، نیروهای لباس شخصی بخش هایی از ساختمان و امکانات خوابگاه را نیز تخریب کردند. در این حمله این افراد از گاز اشک آور استفاده کرده و به سالن مطالعه، حمام، نمازخانه و طبقات مختلف خوابگاه گلشن حمله کردند.
از وضعیت چند تن از دانشجویان این خوابگاه پس از این حملات اطلاعی در دسترس نیست.
همچنین نیروهای لباس شخصی به همراهی نیروهای نظامی به درب خوابگاه یاوری دانشگاه امیرکبیر نیز مراجعه نموده و به تهدید دانشجویان پرداختند.
نیروهای لباس شخصی اعلام کرده اند که امشب مجددا به خوابگاه ها حمله خواهند کرد.

تعطیلی مغازه داران در بخشهای مرکزی شهر تهران
این مجموعه در گزارش دیگری می افزاید: تعدادی از بازاریان مناطق تهران به مناسبت ۱٨ تیر روز سرکوب خونین دانشجویان و مردم ایران از ساعت یک بعد از ظهر به بعد اقدام به بستن مغازه های خود نمودند. آنها با این اقدام اعتراض خود را نسبت به سرکوب خونین دانشجویان و مردم ابراز می دارند.
گزارش ارسالی می افزاید: اگر چه امروز پنجشنبه است و بیشتر خرید و فروش ها در این روز انجام میشود و فروشگاهها تا پاسی از شب باز هستند اما به مناسبت ۱٨ تیرکلیه فروشنده های بازارهای میوه و تره بار وابسته به شهرداری منطقه ۱۰ از ساعت ۱٣:٣۰ بازار را تعطیل کرده اند. ٨۰ درصد مغازه ها و پاساژهای خیابان رودکی واقع در منطقه ۱۰ از ساعت ۱۵، ۹۰ درصد فروشگاهها و پاساژهای اصلی صادقیه و ستارخان، ۹۰ درصد فروشگاههای انقلاب که مرکز اصلی خرید و فروش کتاب و لوازم پزشکی است و فروشگاهها و پاساژهای خیابان ولی عصر و پاساژ اصلی مرکز خرید و فروش کامپیوتر در ولی عصراز ساعت ۱۴، ۷۰ درصد فروشگاهها و مراکز اصلی خرید خیابان جمهوری و شانزلیزه ازساعت ۱٣ و پاساژ بزرگ بازار رضا در توپخانه تعطیل کرده اند.

بی‌خبری از وضعیت بازداشت‌شدگان ۱۸ تیر
http://zamaaneh.com/news/
۱۹ تیر ۱۳۸۸

خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا) از بازداشت تعداد زیادی از شرکت‌کنندگان در تجمع اعتراضی روز گذشته تهران خبر داده‌است.
بنا به این گزارش تعدادی از خانواده‌های دستگیرشدگان، شب گذشته در مقابل کلانتری ۱۴۸ انقلاب و کمیته پی‌گیری وزارت اطلاعات واقع در چهارراه ولیعصر خواهان پاسخگویی مسئولان بودند.
روز گذشته، همزمان با دهمین سالگرد حادثه هجدهم تیر، تهران شاهد تجمعات پراکنده معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، در نقاط مختلف شهر بود.
بنا به گفته خانواده‌ها، تمام دستگیرشدگان تا ساعت نخستین بامداد امروز، نوزدهم تیرماه در بازداشتگاه پلیس امنیت تهران بوده‌اند و پس از آن به کلانتری شاپور انتقال داده شده‌اند
مسئولان کلانتری شاپور نیز در پاسخ به پی‌گیری خانواده‌ها اعلام کرده‌اند که تمامی بازداشت‌شدگان تجمع دیروز را به زندان اوین تحویل داده‌اند.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ، تعداد بازداشت‌شدگان روز گذشته را «بسیار اندک و انگشت‌شمار» اعلام کرده‌است.
سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده، به خبرگزاری مهر گفته‌است که این افراد «اقدام به تحریک مردم برای تخریب اموال عمومی و سردادن شعار» کرده بودند.
وی با تأئید استفاده از گاز اشک‌آور، گفته‌است: «در این تجمع یک مورد استفاده از گاز اشک‌آور گزارش شد که بلافاصله دستور داده شد پلیس برای پراکنده کردن تعداد اندکی از معترضین، دیگر از این تجهیزات استفاده نکند.»
یک شاهد عینی به زمانه گفته‌است که حداقل دو مینی‌بوس و دو اتومبیل ون را که در حال انتقال بازداشت‌شدگان بوده‌اند، دیده ‌است.
بنا به گزارش‌های رسیده از تهران نیروهای انتظامی بسیاری از افرادی را که در تجمع شرکت نداشتند و در اطراف محل تجمع در حال عبور و مرور بوده‌اند نیز دستگیر کرده‌اند. گفته می‌شود این گونه بازداشت‌ها از سوی لباس شخصی‌ها صورت گرفته‌است.
کاوه مظفری، از فعالان جنبش زنان یکی از افرادی است که روز گذشته در خارج از محل تجمعات از سوی نیروهای لباس شخصی بازداشت شد.
به گزارش تارنمای تغییر برای برابری، وی که قصد داشت مادر همسرش را به بیمارستان برساند، پس از شناسایی از سوی یکی از لباس شخصی‌ها، در نزدیکی منزلش دستگیر شد.
به گفته خانواده آقای مظفری، ماموران امنیتی او را به یکی از اتومبیل‌های ون گشت ارشاد که به منظور انتقال بازداشت‌شده‌های اعتراضات خیابانی در آنجا حضور داشت، منتقل کردند.
کاوه مظفری، از اعضای کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز، روز ۴ تیرماه، پس از ۵۴ روز بازداشت به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.
یک شاهد عینی نیز از بازداشت گسترده تجمع‌کنندگان اصفهانی در روز گذشته خبر داده‌است. به گفته وی در این تجمع نیروهای امنیتی و انتظامی از گاز اشک‌آور و اسپری فلفل استفاده کرده‌اند.
هجدهم تیرماه سال ۱۳۸۷، تحصن اعتراض‌آمیز دانشجویان کوی دانشگاه تهران در اعتراض به توقیف روزنامه سلام با ورود نیروی انتظامی به این کوی، به خشونت کشیده شد.
تهران و بسیاری از شهرهای ایران پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری شاهد اعتراضات گسترده بود. در جریان ناآرامی‌های یک ماه گذشته به گفته منابع مختلف بیش از ۲۰۰۰ نفر از فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران، دانشجویان، وکلا، فعالان مدنی و شهروندان عادی شرکت‌کننده در تجمعات اعتراضی بازداشت شده‌اند.

اکونومیست: دانشجویان شورشی زیر زمینی می شوند
http://www.bbc.net.uk/persian/iran/
19 تیر 1388

هفته نامه اکونومیست چاپ لندن در شماره 11 ژوئیه مطلبی را به پیش بینی روند تحولات سیاسی ایران در پی نا آرامی های اخیر اختصاص داده است.
این گزارش با عنوان “دانشجویان شورشی ایران زیر زمینی می شوند” چاپ شده و در آن آمده است که اگرچه در ظاهر امر، وضعیت در ایران به شرایط عادی باز می گردد، اما ممکن است اوضاع در زیر زمین متفاوت باشد.
این نشریه می نویسد که با وجود تجدید سرکوب دانشجویان توسط نیروهای امنیتی، آنان در جستجوی راه های هوشمندانه ای برای ادامه تلاش در راه دسترسی به دموکراسی هستند اما چنین اقدامی مستلزم مبارزه ای سخت است زیرا دولت تقریبا تمامی روزنامه نگاران خارجی، به استثنای معدود خبرنگاران آژانس های خبری، را از ایران اخراج کرده، وبسایت هایی مانند بی بی سی و فیس بوک را مسدود کرده و سیستم مبادله پیامک گاه در دسترس است و گاه نیست با این هدف مجاری ارتباطی قطع شود.
اکونومیست می افزاید که دولت گاه به گاه تعطیل عمومی اعلام می کند و به مردم می گویند تا به دلیل خطرات ناشی از آلودگی هوا، به خیابان ها نیایند، لباس شخصی های دولتی رهگذران، به خصوص جوانان را در چهار راه ها متوقف و آنان را تفتیش و برگه هویتشان را بازبینی می کنند، ارتباط بین تهران و سایر شهرهای این کشور با اختلال مواجه است و گفته می شود دهها تن از دانشجویان در شهر اصفهان بازداشت شده اند.
در ادامه این مطلب آمده که دولت، دانشگاه تهران را، که محل آغاز انقلاب سال 1979 (1357) بود، بسته و ماه گذشته این محل شاهد برخورد خونین پلیس با دانشجویان بود و در حال حاضر هم، ماموران امنیتی با چهره هایی مانند سنگ در برابر در ورودی دانشگاه قراول می دهند و به درهای دیگر دانشگاه هم قفل زده اند و تنها به معدود معلمان و استادان مورد علاقه مقامات اجازه ورود و خروج داده می شود.
اکونومیست می نویسد که امتحانات نهایی دانشگاه تهران تا پائیز به تعویق افتاده و دیوار نوشته های حمایت از میر حسین موسوی، نامزد معترض انتخابات، از دیوار ها پاک شده و جای آن را یک نقاشی سفارشی دولت شامل تصویر مجسمه آزادی گرفته که به سوی زنان و کودکان بی پناه سنگ پرتاب می کند، و البته درهای سایر مراکز علمی تهران، مانند دانشگاه امیر کبیر و شریف هم قفل شده است.

دانشجویان در مسیر جنبش زیر زمینی
این هفته نامه می افزاید که بسیاری از دانشجویان معتقدند که همه چیز از دست رفته و به نقل از یک دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی می نویسد “اول کار، عصبانی بودم، بعد سرخورده شدم و حالا فقط احساس تهی بودن می کنم” و یکی از فارغ التحصیلان تازه دانشگاه شریف هم گفته است که او و همکلاسی هایش امیدشان را از دست داده اند.
به نوشته اکونومیست، بدتر از همه اینکه نوعی رعب روانی است که فضا را پر کرده و از آنجا که شمار قابل توجهی از دانشجویان به عنوان پاداش خدمت در بسیج به دانشگاه راه یافته اند، محیط دانشگاهی پر از خبرچین های رژیم است و به همین دلیل، دانشجویان از گفتگو با خارجیان هراس دارند و بعضی حتی از نگاه کردن به آنان هم بیم دارند. در ادامه این گزارش آمده است که دولت هم با تهدید به توسل به استفاده از تهاجم مرگبار در مقیاس گسترده، بر اعصاب جوانان اثر گذاشته و مقامات هم اذعان کرده که تا کنون ده تا بیست نفر را کشته اند و به گفته مبارزان حقوق بشر، در سراسر ایران، بیش از دو هزار نفر، از جمله صدها تن از افراد سرشناس نزدیک به میرحسین موسوی، محمد خاتمی و اکبر رفسنجانی، که در برابر محمود احمدی نژاد و مرشد او، آیت الله علی خامنه ای، مقاومت می کنند، به زندان انداخته اند.
اکونومیست می نویسد که در این شرایط، حرکت سیاسی دانشجویان به تدریج زیرزمینی می شود و گروهی از معترضان که در صدد هستند این مشعل را همچنان فروزان نگاه دارند، یادآور می شوند که انقلابیون سال 1979 هم تا زمان سقوط شاه، کمابیش به مدت یک سال به مقابله با نیروهای دولتی و درگیری های پراکنده ادامه دادند.
این هفته نامه گزارش می کند که این روزها، معترضان روی اسکناس ها شعارهای ضد حکومتی می نویسند و شبها، رنگ سبز بر سطح خیابان می پاشند و از آنجا که ماموران دولتی فروش این رنگ را زیر نظر دارند، معترضان با مخلوط کردن رنگ های آبی و زرد، رنگ سبز می سازند.
اکونومیست می نویسد که اینگونه فعالیت ها تا کنون ضربه قابل توجهی وارد نساخته و به ظاهر، زندگی روزمره در تهران به حالت عادی باز می گردد اما در زیر این سطح ظاهری، بازی موش و گربه جریان دارد، دولت همچنان از سر گیری تظاهرات بیمناک است و فرا رسیدن چهلمین روز قتل ندا آقا سلطان، نماد مبارزات اخیر، می تواند بهانه خوبی برای چنین تظاهراتی باشد.
این هفته نامه می افزاید که در تهران هنوز هم ایمیل هایی حاوی دعوت به تظاهرات رد و بدل می شود و اگرچه اعتراضات خیابانی کاهش یافته، اما تمام نشده و جو ایران، برای دانشجویان و سایر شهروندان، جو “صبر و انتظار” است.ء

الویری: خیلی از بازداشت‌ها بدون ارائه حکم صورت گرفته است
http://www.radiofarda.com/content/
۱۳۸۸/۰۴/۱۹

با ادامه روند بازداشت فعالان سیاسی و روزنامه نگاران از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، میرحسین موسوی، محمد خاتمی و مهدی کروبی رهبران جنبش اصلاح طلب ایران در جلسه هفته گذشته خود، کمیته ای را برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان معرفی کردند.

اما با توجه به فضای امنیتی فعلی جامعه، این کمیته تا چه اندازه اجازه کار دارد؟
مرتضی الویری نماینده مهدی کروبی در این کمیته به این پرسش رادیو فردا پاسخ می‌دهد: اين مسئله از دو جنبه قابل بررسی است؛ يکی جنبه سياسی موضوع است و دوم بحث انسانی آن.
بازداشت افراد بدون دليل و فقط بر مبنای اين که به نتايج انتخابات معترض باشند، از نظر سياسی هيچ توجيهی ندارد و بايد از طريق کانال‌های قانونی آزادی آنها را پيگيری کنيم.
در بعد مسائل انسانی مسئله جدی‌تر می‌شود و به عنوان يک انسان متاثر می‌شويم که افرادی بی‌گناه جان خود را از دست بدهند، مصدوم شوند و يا صدماتی به مال و زندگی آنها وارد شود. از جنبه انسانی و فارغ از دسته‌بندی‌های سياسی بايد اين مسائل مورد رسيدگی قرار گيرد.
بنابراين کميته‌ای که آقايان ميرحسين موسوی، کروبی و خاتمی تشکيل داده‌اند، می‌تواند در اين دو بعد اقداماتی را انجام دهد.

شما اشاره کرديد که اين بازداشت‌ها از طريق کانال‌های قانونی قابل پيگيری است. کدام راه‌ها باز است برای اين که خانواده‌های افرادی که بازداشت شده اند، بتوانند به آن مراجعه کنند؟
اين مسئله از طريق قوه قضاييه قابل پيگيری است و ما با خبر شديم که در مورد بسياری از بازداشت‌ها اصلا حکم بازداشت وجود نداشته و موقع دستگيری هيچ مدرکی ارائه نشده است.
من نگران هستم که اينها از طريق مراجع قانونی بازداشت نشده باشند و فکر می‌کنم اين کميته می‌تواند در ارتباط با قوه قضاييه مشخص کند اين افراد از طريق حکم قضايی بازداشت شده‌اند يا به وسيله «نيروهای خودسر». بعد از مشخص شدن نتايج، می توان پيگيری‌های لازم را انجام داد.

از نيروهايی که شما به عنوان «نيروهای خودسر» از آنان نام می‌بريد، به کجا می‌شود شکايت کرد و معترضان چقدر می‌توانند حقوق خود را پيگيری کنند؟
به اين دليل که در حال حاضر اطلاع مشخصی ندارم، نمی‌توانم قضاوت خاصی داشته باشم.
ولی اگر بخواهيم کاری انجام دهيم، فعاليت از طريق کانال‌های قانونی است. در ترکيب اين کميته حقوقدان هم وجود دارد و ما بر اساس کانال‌های قانونی تلاش خود را انجام می‌دهيم.

بیانیه ۲۴۰ نفر از اساتید، محققان، نخبگان علمی و دانشجویان مقاطع عالی در محکومیت برخوردهای اخیر با اعتراضات مردمی
http://www.autnews.me/
جمعه، ۱۹ تير، ۱۳۸۸

خبرنامه امیرکبیر: ۲۴۰ نفر از اساتید، محققان، نخبگان علمی و دانشجویان ایرانی دانشگاه های مختلف آمریکا و کانادا با امضای بیانیه ای سرکوب خونین مردم را محکوم کردند. این افراد همچنین خواستار توقف بدون قید و شرط سرکوب و کشتار مردم بی‌دفاع در خیابان‌های شهرهای شدند. متن این بیانیه به شرح زیر است:


مردمِ شریف ایران،
نهادهای مسوولِ جمهوریِ اسلامیِ ایران،

آن‌چه در روزهای پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و به خصوص شنبه‌ ۳۰ خرداد بر زن و مرد این سرزمین رفت، راحت و خواب را بر وجدان‌های پاک حرام کرد. گروهی از مردم که تنها نارضایتیِ خود را از نتایجِ انتخابات اعلام می‌کردند، با اتکا به اصلِ ۲۷ قانونِ اساسیِ جمهوریِ اسلامی، با مسالمت‌جویی و بدون ایجاد هیچ تهدیدِ جانی و مالی و در غالبِ موارد با سکوت راه‌پیمایی کردند. تظاهرات میليونیِ مردم که بدونِ زد‌و‌خورد و در کمالِ آرامش برگزار شد حجت را بر همگان تمام کرد که هرگاه دولت به سرکوب مردم نپردازد هیچ خشونت و اغتشاشی رخ نخواهد داد و مردم بهتر از هر مقامِ مسوول، امنیت کشور را تضمین خواهند کرد. با کمالِ تاسف، نیروهای منتسب به ارگان‌های نظامیِ کشور با رفتارِ غیر قابل توجیه خود به سلب امنیت از این اجتماعات و کشتارِ مردم با شلیک مستقیمِ گلوله دست زدند. خشونت‌های این روزها بارِ دیگر تجربه‌ی تاریخیِ ملتِ ایران را ثابت کرد که بستن راه برای اعتراضات مسالمت‌آمیز و بررسی بی‌طرفانه این اعتراضات، ثمری جز ‌بر باد دادنِ مشروعیتِ حاکمان نخواهد داشت. به راستی آیا نمی‌شد به جای استفاده از قوه قهریه، از همان ابتدا با برقراری امنیت برای اعتراضات مردمی و با اطلاع رسانی شفاف، به خصوص از رسانه ملی، به حل مسالمت‌آمیز مشکلات پیش آمده اقدام کرد؟

دردآور است که دامنه این حرمت‌شکنی‌ها، دانش‌جویان، اساتید و محققین این مرز و بوم را نیز در بر گرفته است. تعدی به دانشگاه و خوابگاه‌های دانش‌جویان و بازداشت جمع کثیری از دانش‌جویان و متفکران کشور نشان از خاستگاه متحجرانه عاملین این فجایع دارد، که اندیشه اندیشه‌ورزان ما را تاب ندارند و با بستن همه راه‌های ارتباطی، هراس خود را از خبر‌رسانی و آگاه‌سازی مردم عیان ساخته‌اند. بی‌شک، مسوولیتِ اخلاقی، حقوقی و شرعی این برخوردها و سرکوب‌ها نه بر عهده کسانی است که به قصد صیانت از آرای مردم بر تلاش مدنی خود پافشاری می‌کنند، بلکه بر عهده مقاماتی است که فرماندهی این نیروهای خودسر و قاتلین مردم بی دفاع را در دست دارند. آیا مقصر دانستن معترضان و رهبرانی که شعارشان پرهیز از خشونت است، همان روشی نیست که حکومت‌های سرکوب‌گر در موارد مشابه و در توجیه جنایاتشان استفاده کرده‌اند و می‌کنند؟

ما جمعی از فرزندان این آب و خاک که سال‌ها برای اعتلای نام کشور عزیزمان در عرصه‌های علمی فعال بوده‌ایم، سکوت را جایز ندانسته، این جنایات را به شدت محکوم می‌کنیم و خواستار توقف بدون قید و شرط سرکوب و کشتار مردم بی‌دفاع در خیابان‌های شهرهای میهن‌مان و دانش‌گاه‌ها هستیم.

انتظار داریم که دانش‌جویان، روزنامه‌نگاران و فعالینِ سیاسیِ بازداشت‌شده‌ در روزهای اخیر، هر چه سریع‌تر آزاد شده و مسوولین تعرض به دانشگاه‌ها و اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی مجازات شوند. باور ماست که عدم پی‌گیری مسببان خشونت‌های ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و روزهای پس از آن موجب شده است که عاملین آن جنایات جری‌تر و در ابعادی وسیع‌تر، مدنی‌ترین اعتراضات را برنتابند و افسارگسیخته مال و جان مردم را مورد تعدی قرار دهند. از صدا و سیمای جمهوری اسلامی تقاضا داریم با توقف فرافکنی و دادن نسبت اغتشاش‌گر به عامه‌ی معترضان، نقش خود به عنوان رسانه ملی را به خاطر آورد و رسالت خویش در اطلاع‌رسانی بی‌طرفانه و خالی از تشویش و دروغ‌پردازی را جدی‌ بگیرد. تاکید می‌کنیم که از نظر ما فراهم آوردن زمینه برای تبادلِ آزاد اطلاعات و طرح نظرات و عقاید و از همه مهم‌تر امنیت دانش‌جویان، دانش‌گاهیان و متفکران از وظایف حکومت بوده و ابتدایی‌ترین شرط برای رشد علمی و اجتماعی کشور است. امید است که مسوولان، فرهیختگان و همه ما صبر، سکوت و اجتناب از خشونت را از خواهران و برادرانمان در سراسر ایران عزیز بیاموزیم.

والسلام، تیرماه ۱۳۸۸

حدود 600 تن از فعالان جنبش زنان : به سرکوب زنان و مردان ايران پايان دهيد/ کليه بازداشت شدگان را آزاد کنيد
http://www.campaignforequality.info/
پنج شنبه18 تیر 1388

تغيير براي برابري – بيانيه زير را فعالان جنبش زنان با توجه به محدوديت هاي ارتباطي کنوني امضا کرده اند ممکن است بسياري هنوز اين بيانيه را نديده باشند. به همین دلیل در چند مرحله امضا منتشر شد .
آمار های متعدد از تعداد کثیربازداشت شدگان خبر می دهند که هنوز به رغم آزادی برخی از آنها تعداد زیادی در بند هستند . از میان فعالان جنبش زنان ژیلا بنی یعقوب ، مهسا امرآبادی و شیوا نظر آهاری همچنان در زندان هستند، از میان وکلای مدافع حقوق بشر عبدالفتاح سلطانی، محمد علی دادخواه ؛ کامبیز نوروزی و…نیز در زندان اند. کاوه مظفری هم مجددا امروز 18 تیرماه توسط لباس شخصی ها بازداشت شد. برخی از بازداشت شدگان کنونی پیشتر برای بازداشت شده گان پیشین امضا کرده بودند.

به سرکوب زنان و مردان ايران پايان دهيد، کليه بازداشت شدگان را آزاد کنيد

انتخابات غير دمکراتيک دهمين دوره رياست جمهوري گرچه از پراقبال ترين انتخابات اين دوره براي ايجاد تغيير مسالمت جويانه بود، آنچه در پي آن آمد اعتراض همگاني را برانگيخت.
طيف وسيعي از فعالان جنبش زنان، در کمپين ها و گرايشات مختلف، در کنار فعالان دانشجويي، کارگري، مدني و سياسي، قوميتي، روزنامه نگاران، و… در انتخابات شرکت کردند تا به دولت تبعيض نگر “نه” بگويند، و خواهان رفع تبعيض هاي جنسيتي عليه زنان شوند.
اميد به تغيير وضعيت، ميليون ها زن و مرد را به پاي صندوق هاي راي کشاند، اما نتيجه شمارش آرا اين اميد را به ياس بدل کرد و اعتراض گسترده ي مردمي را برانگيخت. اعتراضي که پاسخ حاکميت به آن خشونت عريان، ضرب و شتم ومجروح کردن و کشتن شهروندان عادي، بازداشت فعالان و وکلاي حقوق بشر، فعالان سياسي و مدني، روزنامه نگاران، فعالان دانشجويي و قوميتي و… بود.
دامنه خشونت هاي خياباني توسط نيروهاي سرکوبگر، اعم از آمر و عامل، بار ديگر دانشگاه ها و خوابگاه هاي دانشجويي را به خاک و خون کشيد تا خاطره تلخ 18 تير کوي دانشگاه در ذهن خسته از خشونت ايرانيان انعکاسي پايان ناپذير يابد. خبر ها حاکي از آن است که تعداد قابل توجهي از دانشجويان دختر و پسر در شهرهاي مختلف ايران کشته، مجروح، بازداشت و/يا مفقود الاثر شده اند.
قطع همه مسيرهاي تلفني و اينترنتي در کنار موارد بالا، دسترسي نسبتا آزاد به اطلاعات و ارتباطات را به حداقل رسانده و باعث افزايش تشويش اذهان عمومي شده است. حاکميت با در دست داشتن مهم ترين رسانه ها، به ويژه صدا و سيما، منتقدان و معترضان به اقدامات قهري و تماميت خواهانه خود را اغتشاش طلب و اراذل و اوباش مي خواند و خشم مردم را دامن مي زند. در عين حال، همچنان با ناديده گرفتن حقوق مردم بيشترين خشونت را به انواع مختلف به آن ها اعمال مي کند.
ما، جمعي از فعالان جنبش زنان، ضمن محکوم کردن تمامي اقدامات خشونت بار و تحقير آميزي که در اين سال ها عليه زنان و مردان ايران و در جهت سرکوب آن ها صورت گرفته است و مي گيرد، با تاکيد بر تداوم تلاش براي احقاق خواسته هاي جنبش زنان که نقش مهمي در اين سال ها در افزايش آگاهي و مبارزات مدني داشته است، همبستگي خود را با معترضان به نتايج انتخابات اعلام مي داريم، و خواستار آزادي بي قيد و شرط بازداشت شدگان چند روزه اخير، و تامين وتضمين آزادي هاي مدني و سياسي در ايران هستيم.

بيست و نه خرداد 1388

گفت و گو با علی افشاری، تحلیل‏گر سیاسی و از فعالان جنبش دانشجویی
«اعتراضات مردم، مثل آتش زیر خاکستر زنده است»
http://zamaaneh.com/special/
۱۹ تیر ۱۳۸۸

در حالی که پس از گذشت یک ماه از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، جامعه‏ی سیاسی در کشور هنوز تحت تأثیر نتایج این انتخابات است، این نگرانی‏ها با تلاش برای برگزاری دهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران در هیجدهم تیرماه ۱۳۷۸ گره خورده است.
در ده سال گذشته، هر ساله اعتراضاتی در اشکال مختلف و بنا بر شرایط سیاسی موجود در ایران، صورت گرفته است. در شرایط ویژه‏ی امسال و در حالی که نیروهای انتظامی از قبل در خیابان‏ها حضور دارند و با وجود گزارش تجمعات و درگیری‏های پراکنده، می‏توان گفت که حضور جنبش دانشجویی در صحنه‏ی سیاسی ایران، نه تنها در شکل فیزیکی که در اذهان جامعه و حکومت، مشهود است.
اما اگر هیجدهم تیرماه ۱۳۷۸ را مبنایی بگیریم، جنبش دانشجویی در این ده ساله چه فراز و فرودهایی را طی کرده و اکنون در کجا ایستاده است.
برای یافتن پاسخ‏هایی به این پرسش، با علی افشاری در آمریکا، تحلیل‏گر سیاسی و از فعالان جنبش دانشجویی که سال‏ها زندان و محکومیت را در پرونده‏ی خود دارد، گفت‏ و گو کرده‏ام.
آقای افشاری ده سال از هیجده تیر تاریخی جنبش دانشجویی گذشته است. اگر بخواهید به این ده سال نگاهی بیاندازید، چه می‏بینید؟ روندی معین و مشخص را، فراز و فرودهایی یا احتمالا، موقعیتی کاملاً متفاوت را؟
اگر بخواهیم به ده سال گذشته برگردیم و اثرات آن جنایت هولناک را بررسی کنیم، می‏بینیم هدف اصلی جریان حمله‏کننده و یورش‏برنده به کوی دانشگاه، تعطیلی جنبش دانشجویی و پایان بخشی به فعالیت‏های انتقادی در داخل دانشگاه‏ها بود.
اما همان‏گونه که روند ده سال گذشته نشان داده است، خواسته‏ی آن‏ها محقق نشد و شکست خوردند. جنبش دانشجویی علی‏رغم همه‏ی فراز و نشیب‏ها، توانست موجودیت مستقل خود را حفظ کند و کماکان به انتقاد و اعتراض خود ادامه بدهد.
اما بالطبع، روند ثابتی نبوده، فراز و نشیبی را به‏همراه داشته است. منتها تأثیر اولیه‏ای که آن حرکت داشت، آن نشاط و سرزندگی‏ای که در جنبش دانشجویی بود و در آن مقطع، میزان فراگیری از دانشجویان را هم جذب کرده بود را از دست داد.
بعد از آن، علی‏رغم این‌که کماکان در انتخابات مجلس ششم هم حضور فعالی داشت، ولی کم‏کم جرقه‏ی این تفکر در همان ده سال پیش زده شد که ساز و کار قانونی موجود، پاسخ‏گوی نیازهای جنبش اصلاحی نیست و باید فراتر از تغییر افراد و کارگزاران فکر کرد.
ولی کماکان تأکید بر مشی اصلاحات جامعه‏‏محور داشت. تا به این دوره و حوادثی که پس از انتخابات رخ داد، رسیدیم، می‏بینیم که دقیقاً، همان فاجعه‏ی هیجده تیر، منتها در ابعادی بسیار بزرگ‏تر، تکرار شد.
این را هم باید درنظر بگیریم که هیجده تیر، به یک سمبل و نماد برای حرکت‏های اعتراضی دانشجویی تبدیل شده است. یعنی هر سال در هیجده تیر، دانشجویان سعی می‏کنند به مسایل روز بپردازند. امسال هم هیجده تیر با جنبش اعتراضی وسیع برای ابطال انتخابات یا اعلام عدم مشروعیت دولت احمدی‏نژاد، پیوند خورده است.
اشاره کردید که حمله به کوی دانشگاه در ده سال پیش، حداقل آن موج شادی و نشاطی را که در جنبش دانشجویی وجود داشت، از میان برد. آیا در روند انتخابات اخیر، شاهد همان موج امید و نشاط در میان جوانان، نبودیم؟ و آیا می‏توانیم امیدوار باشیم که این فضا دوباره به وجود بیاید و ادامه پیدا کند؟

مسلماً، فضای پیشا انتخاباتی و موج سبزی که راه افتاد، نشاطی را در کل جامعه به‏وجود آورد. بخش عمده‏ای از کسانی که این نشاط را به‏وجود آوردند و همه هم از آن تاثیر پذیرفتند، جوانان و دانشجویان بودند. جنبش دانشجویی هم در مجموع، برخورد مثبتی را به انتخابات داشت.
البته نه به عنوان فرایند خود انتخابات، بلکه استفاده از فرصت انتخابات برای بازسازی خود. ولی در مجموعه‏ وقایعی که پس از آن رخ داد، شاهد جنبش اعتراضی‏ای بودیم که بیشتر خودجوش بود و هیچ خصلت مشخص گروهی، صنفی و قشر اجتماعی هم نداشت. ما شاهد حرکتی هستیم که کل جامعه‏ی ایران در آن درگیر است و نمی‏توان آن را مشخص و متمایز به دانشجویان کرد.
از این‏جا است که به نظر من، کلیت جامعه و مردم، درگیر همان حرکتی شدند که می‏شود گفت، در ده سال گذشته دانشجویان آن را بیشتر به جلو می‏بردند و اگر تجمعات یا اعتراضاتی بود، بیشتر دانشجویی بود. الان می‏بینیم که تمامی اقشار جامعه درگیر شده‏اند. برخوردی که صورت گرفت، باز هم ضربه‏ای به همان نشاط و سرزندگی عمومی جامعه است که دانشجویان نیز بخشی از آن بودند.
ولی فکر نمی‏کنم، برخوردی که الان صورت گرفته، تا این لحظه (هرچند برای قضاوت نهایی زود است) به نشاط و اراده‏ی مردم لطمه‏ای زده باشد. اگر هم می‏بینیم سطح جاری اعتراض کاهش پیدا کرده، اما در درون و ذهن مردم این اتفاق نیفتاده است. مثل آتش زیر خاکستر زنده است و هنوز آن امید وجود دارد.
با توجه به این‌که معتقد هستید اعتراضات وجود دارد و از میان نرفته است، فکر می‏کنید با پایان تعطیلات کنونی و بازگشایی دانشگاه‏ها، منتظر چه روندی باید باشیم؟
الان همه‏ی دانشگاه‏ها تعطیل هستند. البته، این سنت از اولین سالگرد هیجده تیر پایه گذاشته شد. ولی امسال فضا خیلی امنیتی‏تر است. پیش‏بینی من این است که به مجردی که دانشگاه‏ها باز شود، با فضای بسیار داغ‏تری نسبت به سال‏های گذشته، مواجه خواهیم بود.
هم مطالبات دانشجویان و هم نوع نگاهی که نسبت به حکومت دارند، رادیکال‏تر خواهد شد و با توجه به گسترده‏تر شدن شکاف و گسل بین دولت و حکومت، دولت احمدی‏نژاد روزهای بسیار سختی را پس از بازگشایی دانشگاه‏ها خواهد داشت.

درست متوجه شدم؟ گسل بین حکومت و دولت…؟
نه، ببخشید، گسل بین جامعه و حکومت، یعنی مردم و دولت.

با وجود این، سوال را این‏گونه طرح کنم؛ چنین نظری هم وجود دارد که مستقل از این‌که گسل بین دولت و حکومت وجود داشته باشد یا نه، یکی از راه‏بردهای سیاسی به‏نظر می‏آید و وقتی عدم مشروعیت دولت احمدی‏نژاد طرح می‏شود، این دولت را به عنوان مشکلی برای حکومت طرح می‏کند. شما به این مسأله، به عنوان یک طرح سیاسی، چگونه نگاه می‏کنید؟ آیا امیدی هست که مجموعه‏ی حاکمیت برای به تعامل رسیدن با بخشی از مردم، به ابطال انتخابات و یا به شکلی، تغییر دولت آقای احمدی‏نژاد، رأی بدهد؟
با توجه به این‌که این دولت به اتکای صریح شخص رهبری و بخش اصلی قدرت شکل گرفته و ادامه‏ی حیاتش هم بیشتر مرهون همین مسأله است، به نظر من، همان‏گونه که در شعارهای اعتراضی هم وجه دیکتاتوری خیلی پررنگ بود، از این زاویه، دانشگاه‏ها هم معطوف به این امر خواهد شد.
ولی طبیعی است، با توجه به عقلانیتی که بین دانشجویان هست، آن‏ها از شکاف‏ها و گسل‏های داخل حکومت استفاده خواهند کرد. یعنی، گروه‏هایی که موضع ملایم‏تری را نسبت به جامعه، نسبت به خواسته‏های مردم و به ‏طور مشخص، مطالبات دانشجویی داشته باشند، طبیعی است که از تیررس انتقادات مقطعی دانشجویان خارج می‏شوند و دانشجویان لبه‏ی اصلی حملات را متوجه جناح‏ها و بخش‏هایی از حکومت خواهند کرد که سرسختانه در مقابل مردم ایستاده‏اند و از هر حرکت میانه‏روانه یا به نوعی منتقدانه نسبت به دولت در دل نیروهای داخل حکومت هم استقبال می‏کنند.
در صحبت قبلی، تأکید من بر شکاف بین دولت و ملت بود، اما قطعاً شکاف و گسلی هم در داخل حکومت وجود خواهد داشت و بخشی از سرنوشت کارزار اعتراضی‏ای که امروز در بطن جامعه و در خیابان‏ها در جریان است، بر می‏گردد به این‌که نتیجه‏ی کشمکش و مجادلات داخل خود حکومت و بلوک قدرت چه سمت و سویی پیدا کند.

اتحادیه اروپا به ایران: یا گفت‌وگو بر سر انتخابات، یا بررسی تحریم بیشتر
http://www.radiofarda.com/content/
۱۳۸۸/۰۴/۱۹

کمیسیون روابط خارجی اتحادیه اروپا روز پنج‌شنبه اعلام کرد در صورتی که ایران راه حل گفت‌وگو برای حل مسئله نتیجه انتخابات را رد کند، این اتحادیه وضع تحریم‌های بیشتر را بررسی خواهد کرد.
بنیتا فررو – والدنر، کمیسر روابط خارجی اتحادیه اروپا، که برای حضور در سازمان ملل در نیویورک به سر می‌برد به خبرنگاران گفت: «اگر [در جهت حل مسئله انتخابات] اتفاقی نیفتد، راه حل تحریم‌های بیشتر و تشدید تحریم‌های گذشته بار دیگر در اتحادیه اروپا مطرح خواهد شد.»
این تازه‌ترین واکنش اتحادیه اروپا به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران است که از جمله به بازداشت ۹ کارمند ایرانی سفارت بریتانیا در تهران به اتهام دخالت در ناآرامی‌ها نیز انجامید.
روز سه‌شنبه گذشته نیز سفرای سه کشور اروپایی با حضور در وزارت امور خارجه ایران خواستار آزادی آخرین نفر از این کارمندان شدند که هم‌چنان در بازداشت به سر می‌برد.
مديران كل سياسى وزارتخانه‌هاى امور خارجه ۲۷ كشور اروپايى نیز در نشست هفته گذشته خود در جزيره كورفو در يونان اعلام كردند كه پيشنهاد بريتانيا مبنى بر فراخواندن تمام سفيران كشورهاى عضو اتحاديه اروپا را در دستور كار دارند.
خانم فررو – والدنر اشاره کرد که جامعه بین‌الملل در مورد موضع خود در قبال جمهوری اسلامی یکپارچه و متحد است و «اگر می‌‌خواهیم به ایران نشان دهیم که نباید پای خود را از حدی فراتر بگذارد» وضع تحریم‌های بیشتر را بررسی خواهد کرد.

بررسی «عدم صدور ویزا برای مقامات ایرانی» در اتحادیه
در همین زمینه روزنامه فایننشال تایمز چاپ آلمان نیز گزارش کرده است که اتحادیه اروپا قرار است امروز جمعه راه حل منع سفر مقامات ایرانی به اروپا را بررسی کند.
این روزنامه به نقل از دیپلمات‌های اروپایی در استکهلم که به نام آنها اشاره‌ای نشده است می‌گوید در صورت تصویب این راه حل کشورهای عضو اتحادیه اروپا «تا اطلاع ثانوی برای دیپلمات‌ها و وابستگان دولت ایران ویزا صادر نخواهند کرد».
کشور سوئد که هم‌اکنون ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد پیشتر به جمهوری اسلامی هشدار داده بود که در صورت آزاد نشدن کارمند سفارت بریتانیا این اتحادیه «آماده دست زدن به اقدامات لازم» است.
در حالی که نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی به سرکوب معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران در تهران و دیگر شهرها ادامه می‌دهند، کشورهای غربی و به‌ویژه آمریکا و اتحادیه اروپا بارها از دولت جمهوری اسلامی خواسته‌اند به آزادی عقیده و بیان و همین طور آزادی تجمعات احترام بگذارند.
این در حالی است که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، به این کشورها هشدار داده است که از «دخالت» در ایران پرهیز کنند.
رهبر جمهوری اسلامی که انتخابات اخیر را سالم خوانده و حمایت قاطع خود را از محمود احمدی‌نژاد اعلام کرده است، روز دوشنبه گفت: «ما اظهارات و رفتارهای مداخله‌جويانه اين دولت‌ها را محاسبه خواهيم کرد و قطعاً در آينده روابط جمهوری اسلامی ايران با آنها تاثير منفی خواهد داشت.

عبادی: رژیم ایران روز به روز خشن‌تر می‌شود
http://www.dw-world.de/dw/article/
10.07.2009

شیرین عبادی، حقوقدان و برنده‌ی جایزه صلح نوبل با تاکید از کشورهای غربی خواست در مواجهه با رژیم ایران منافع اقتصادی خود را در اولویت قرار ندهند.
به گزارش خبرگزاری ایتالیایی “آنسا”، خانم شیرین عبادی این سخنان را روز پنجشنبه ۹ ژوئیه (۱۸ تیرماه ۱۳۸۸) در نشستی از سوی صندوق حمایت از کودکان وابسته به سازمان ملل (یونیسف) در شهر نئاپل ایتالیا اظهار داشت.
شیرین عبادی خطاب به رهبران کشورهای غربی گفت: «همه‌ی شما مرگ هولناک ندا را دیدید؛ زن جوانی که در درگیری با پلیس کشته شد. بیایید به جوانان خود قول دهید که هیچگاه مصالح حقوق بشری را قربانی منافع اقتصادی خود نخواهید کرد.»
شیرین عبادی افزود: در ایران سانسور شدیدی حاکم است. برای ما خیلی مهم است که شما درباره‌ی آنچه که در کشور ما می‌گذرد سخن بگویید و در باره‌ی حوادث ایران اطلاع‌رسانی کنید. در غرب مردم از آنچه که در ایران می‌گذرد اطلاع کمی دارند.
عبادی در ادامه‌ی سخنانش از سرنوشت دوستان و همکاران خود در ایران ابراز نگرانی کرد. محمدعلی دادخواه، وکیل دادگستری و همکار شیرین عبادی در کانون مدافعان حقوق بشر روز چهارشنبه (۸ ژوئیه) در دفتر وکالتش بازداشت شد. عبدالفتاح سلطانی، یکی دیگر از وکلای سرشناس دادگستری و از همکاران خانم عبادی سه هفته پیش بازداشت شده است.
خود شیرین عبادی نیز از سوی گروهی از حامیان محمود احمدی‌نژاد تهدید به محاکمه‌ی قضایی شده است. این گروه از وزیر دادگستری خواسته‌اند خانم عبادی را به جرم نقض قانون اساسی و قوانین اسلامی از طریق فعالیت‌هایش در زمینه حقوق بشر، مورد محاکمه قضایی قرار دهد.
شیرین عبادی در ادامه‌ی سخنرانی خود در نشست یونیسف افزود: رژیم ایران روزبه روز خشن‌تر می‌شود. در روزهای اخیر افراد زیادی بازداشت شده‌اند. بیش از ۲ هزار نفر در زندان‌اند. ۵۰۰ تن از آنها به اتهام «به‌خطر انداختن امنیت ملی» محاکمه خواهند شد؛ اتهامی که در جمهوی اسلامی بی‌اندازه سنگین است.
شیرین عبادی گفت، همکاران او بدون حکم قضایی بازداشت شده‌اند. خانم عبادی با توجه به تظاهرات و درگیری‌هایی که روز پنجشنبه، ۱۸ تیرماه در خیابان‌های تهران رخ داد گفت، هیچ امکانی برای گفت‌وگو میان رژیم ایران و معترضان باقی نمانده است. عبادی افزود: «اما من مطمئن هستم که جوانان ما پیروز خواهند شد زیرا ملت ایران متحد عمل می‌کند و رژیم تنها با سرکوب نخواهند توانست به بقای خود ادامه دهد.»
شیرین عبادی در ادامه‌ی سخنان خود بشدت از کنسرن‌های نرم‌افزاری غربی انتقاد کرد. این کنسرن‌ها به حکومت ایران برنامه‌هایی را فروخته‌اند که با آن می‌توانند اینترنت را در ایران سانسور و ارتباطات اینترتی و تلفنی مردم را کنترل نمایند.
دو هفته پیش روزنامه‌ی «وال‌استریت ژورنال» فاش ساخت، کنسرن آلمانی ـ فنلاندی «نوکیا ـ زیمنس»، سیستمی به ایران صادر کرده که می‌تواند تلفن‌های داخلی، اعم از ثابت و همراه را کنترل کند. بنابراین گزارش، شرکت‌های نوکیا و زیمنس مرکز کنترلی در تهران ساخته‌اند که انحصار ارتباطات را در ایران برعهده دارد. به گفته‌ی مقام‌های زیمنس، با سیستم تعبیه شده، نه تنها شبکه‌ی اینترنت، بلکه همچنین مکالمات تلفنی نیز قابل کنترل است.

بزرگترين ضعف‌هاي اين دولت (از سایت تابناک)
يکي از بزرگترين ضعف‌هاي اين دولت و بالاخص شخص آقاي احمدي نژاد عدم صداقت با مردم و اتهام زني به افراد مختلف است در حالي عملکرد خود آنها بسيار بدتر بوده است. به عنوان مثال آقاي احمدي نژاد که خانم رهنورد را به دريافت مدرک جعلي متهم مي‌کنند بهتر نيست در مورد مدرک خودشان موارد زير را توضيح دهند:(لازم به توضيح است که تمام علم و صنعتي‌هاي ان موقع مي‌دانند که انموقع او با رانت طائب رييس وقت دانشگاه که احمدي نژاد مسئول دفتر او بود دکتري را بدون کنکور شروع کرد.)

در سايت دانشگاه علم و صنعت ايران :
.ir/find.php?item=32.6083.7131.fa)
… که آقاي احمدي نژاد فارغ التحصيل آنجا بوده و اکنون عضو هيئت علمي دانشکده مهندسي عمران آنجاست، سال دريافت مدرک دکتري ايشان 1376 عنوان شده است. اين در حالي است که ايشان طي سالهاي 1376-1372 استاندار اردبيل بوده‌اند. به راستي ايشان حين استانداري در مقطع دکتري تحصيل مي‌کرده‌اند. ايشان که ادعا دارند در زمان استانداري روزانه بيش از 18 ساعت به مردم خدمت مي‌کردند. آنان که دانشجوي واقعي دکتري در کشور هستند مي‌دانند که براي تحصيل در اين مقطع چقدر بايد زحمت کشيد و وقت گذاشت. پس بهتر است ايشان مشخص کنند به راستي کي به اين مهم پرداخته‌اند؟

2) از جمله تعهداتي که پس از قبولي يک دانشجو در دانشگاه‌هاي کشور در مقاطع تحصيلات تکميلي از وي گرفته مي‌شود (لااقل در دانشگاه علم و صنعت که اينجانب دانشجوي آن بوده ام خود و بقيه آن را امضا کرده ايم) حضور تمام وقت دانشجو در دانشگاه و نپرداختن به کار غير توسط وي است. حال سوالي که مطرح مي‌شود اين است که چگونه آقاي احمدي نژاد هم دانشجوي مقطع دکتري بوده‌اند و هم استاندار؟ توضيح اينکه متوسط تحصيل در دوره دکتري در رشته‌هاي فني در کشور حدود 5 سال است که براي آقاي احمدي نژاد حد فاصل سال‌هاي 1376-1371 مي‌شود که ايشان 4 سال از اين مدت را استاندار بوده‌اند.
3) مورد ديگري که شايد بتواند به روشن تر شدن برخي ابهامات پرونده تحصيلي ايشان کمک کند، استاد راهنماي ايشان در مقطع دکتري است. استاد ايشان آقاي دکتر بهبهاني، وزير کنوني راه بوده‌اند. نقل مي‌کنند که روز دفاع از پايان نامه به گفته يکي از داوران ايشان در جلسه‌اي در اردبيل بوده و دکتر بهبهاني (استاد راهنماي ايشان)اعلام مي‌کند که آقايان شما که احمدي نژاد را مي‌شناسيد همه مي‌گويند بله و ايشان مي‌گويد پس صلوات بفرستيد و همه مي‌فرستند. بدون دفاع هيات ژوري پايان نامه را تصويب مي‌کنند بعداً اين مسئله به دکتري صلواتي معروف شد(نقل به مضمون از دکتر شيرزاد در روز انلاين). اصل پايان نامه اصلاً کپي از چند مقاله بوده است. توجه به سوالات بالا و نيز سمتهايي که دکتر بهبهاني در دوره مديريت آقاي احمدي نژاد در شهرداري (معاون شهردار) و دولت (وزير راه) داشته‌اند شايد بتواند کمي به روشن تر شدن موضوع کمک کند.. آيا اينها براي تشکر از مرحمت استاد در طي دوران غيرحضوري تحصيل نيست؟

اميد است آقاي دکتر؟ احمدي نژاد و يا اعضاي ستاد ايشان براي تنوير افکار عمومي و روشن شدن موضوع به اين ابهامات پاسخ دهند.




مریم یوسفی مبارز آزادیخواه، کنشگر جنبش زنان و عضو شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران به خاموشی گرائید!

مريم يوسفي ( دست راست) اداره کننده کنفرانس 8 مارس. 2007 در پاريس
همراه باخانم برنيس دوبوا (Bernice Dubois) از فعالان پرسابقه و پرکار جنبش زنان فرانسه

با بهت و ناباوری و اندوه بسیار خبردارشدیم که مریم یوسفی مبارز آزادیخواه، کنشگر پرشور جنبش زنان، عضو شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران و یار همراه ارجمندمان شیدان وثیق به یکباره به خاموشی گرائید.
مریم علاوه بر آن که سالیان دراز از مبارزان خستگی ناپذیر جنبش آزادیخواهی، کنشگر حقوق بشر و جنبش زنان در ایران بود و با احزاب و مجامع حقوق بشری فرانسه همکاری پرباری داشت، از نخستین همراهان جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران بود که نقش فعالی بویژه در تکاپوهای محلی این جنبش در پاریس ایفا کرد. مریم از سومین گردهمایی سراسری در بروکسل به این سو به عنوان عضو منتخب شورای هماهنگی برگزیده شد و بر دامنه فعالیت های سراسری اش افزوده شد.
درگرماگرم پیکار جدید و گسترده مردم ایران برای خلاصی از چنگ استبداد دینی حاکم بر کشورمان، مریم که خود در پشتیبانی از این مبارزات بسیار فعال بود، به ناگهان یار خود، همراهان و دوست دارانش را تنها گذاشت و به آرامشی جاودانه فرو رفت.
شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران این ضایعه اسف بار را به شیدان عزیز، میترا یوسفی خواهر گرامی اش و دیگر بستگان و نزدیکان او، و به تمامی همراهان جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران، کنشگران جنبش زنان ایران و تمامی مبارزان راه آزادی و عدالت تسلیت میگوید و خود را در اندوه از دست رفتن او عمیقا شریک میداند.
یادش گرامی و آرمان های بشر دوستانه اش پر رهرو باد!

شورای هماهنگی جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائیک ایران
8 ژوئیه 2009




جبهه ی متحد دانشجویی:

فراخوان به شرکت در راه پیمایی های روز ۱۸ تیر

در آستانه دهمین سالگرد قیام دانشجویی ۱۸ تیر و در اعتراض به خاک و خون کشیده شدن کوی دانشگاه تهران و سایر دانشگاه ها و کشتار تعدادی از دانشجویان و افراد بی دفاع توسط نیروهای امنیتی رژیم و حزب الهی های بسیجی در ۲۲ خرداد، هواداران جبهه متحد دانشجویی طی فراخوانی از همه دانشجویان، کارگران، فرهنگیان، فعالین حقوق زنان، فعالین حقوق بشر و ایرانیان آزاده ای که برای آزادی و حقوق انسانی خود مبارزه می کنند؛ دعوت می کنند که در حمایت از زندانیان سیاسی و گرامیداشت یاد شهدای ۱۸ تیر و شهدای کودتای ننگین ۲۲ خرداد در “راهپیمایی سکوت” روز پنجشنبه ۱۸ تیر ساعت ۸ غروب شرکت نمایند.
مسیر های راهپیمایی به قرار زیر می باشند:
تهران: پنج منطقه اصلی:
مسیر شماره ۱- مرکز تهران در نزدیکی سفارت روسیه – میدان فردوسی.
مسیر شماره ۲- خیابان ستارخان – میدان صادقیه.
مسیر شماره ٣- خیابان مولوی – میدان رازی.
مسیر شماره ۴- خیابان رسالت – میدان رسالت.
مسیر شماره ۵- خیابان میرداماد – تقاطع مدرس
اسلامشهر: خیابان باغ فیض
ورامین: میدان اصلی ورامین
ری: میدان شهرری
رباط کریم: مقابل شهرداری
شهریار: خیابان ولیعصر
فیروزکوه: میدان امام
لواسانات: بلوار امام خمینی
پیشوا خیابان شریعتی
قرچک ابتدای خیابان محمدآباد
هشتگرد: خیابان امت
پاکدشت خیابان شهید قمی
شهر قدس : میدان قدس
ملارد : بلوار رسول اکرم
دماوند بلوار خامنه ای
نظرآباد میدان شهدا
کرج خیابان اصلی گوهردشت

آذربایجان شرقی:
تبریز خیابان اصلی راسته بازار و مقابل دانشگاه
مراغه : خیابان خواجه نصیر
میانه : خیابان امام خمینی
مرند : خیابان امام خمینی
ملکان : خیابان امام خمینی
هشترود : خیابان امام خمینی
شبستر : خیابان گلشن راز
جلفا : خیابان ولیعصر
سراب : خیابان امام خمینی
اهر : خیابان شهید رجایی

آذربایجان غربی:
ارومیه خیابان خیام
مهاباد : خیابان جمهوری اسلامی
سلماس : خیابان امام
نقده : خیابان شهید علمی
ماکو ، خیابان امام
بوکان : میدان فرمانداری

اردبیل مقابل استانداری
خلخال: خیابان امام
مشکین شهر: خیابان امام
پارس آباد: خیابان امام
بیله سوار: خیابان امام
گرمی: خیابان امام
سرعین: مقابل آب گرم گاومیش گلی
کوثر: خیابان امام
نیر: خیابان امام
نمین: خیابان امام
ایلام خیابان مسجد جامع
آبدانان خیابان طالقانی
دره شهر خیابان امام خمینی
ایوان خیابان امام
بوشهر خیابان طالقانی
چهارمحال و بختیاری:
شهرکرد میدان انقلاب
فارسان خیابان شهید بهشتی
لردگان خیابان چشمه برم
بروجن میدان امام حسین
کوهرنگ خیابان مرکزی
شلمزار خیابان رسالت
خراسان جنوبی:
بیرجند خیابان مدرس
خراسان رضوی:
مشهد پارک ملت و میدان احمدآباد
سبزوار : خیابان کاشفی
قوچان : میدان توحید
نیشابور : میدان ایران
بردسکن : میدان مرکزی
چناران : میدان بسیج
تربت جام : میدان مرکزی
خاف : میدان خاتم الانبیا
فریمان : میدان امام رضا
سرخس : میدان مرکزی
تایباد : میدان مرکزی
گناباد : میدان امام ، رشتخوار : میدان شهرداری
بجستان : خیابان بهشتی
تربت حیدریه : میدان مسجد جامع
درگز : میدان گلها
شاندیز و طرقبه : میدان امام خمینی
کاشمر : میدان مرکزی
خراسان شمالی:
بجنورد چهارراه مخابرات
جاجرم : خیابان شهید بهشتی
گرمه : خیابان ولیعصر
ایور : خیابان ولیعصر
اسفراین : خیابان معلم
فاروج : خیابان شهید موفق
آشخانه : خیابان شهید بهشتی

خوزستان:
اهواز خیابان نادری و پل اهواز
دزفول : خیابان امام خمینی
شوشتر : خیابان امام خمینی
آبادان : خیابان ولیعصر
ایذه : خیابان امام خمینی
باغملک : خیابان بهشتی
قلعه تل : خیابان ۲۲ بهمن
ماهشهر : ناحیه صنعتی
مسجد سلیمان : خیابان آزادی
لالی : خیابان معلم
گتوند : خیابان آزادی
بهبهان : خیابان عدالت
شادگان : خیابان امام خمینی
رامهرمز : میدان آزادی
شوش : میدان هفت تیر
اندیمشک : خیابان امام خمینی

زنجان:
زنجان خیابان سعدی

سمنان:
گرمسار : میدان امام
شاهرود : خیابان ۲۲ بهمن
سمنان : میدان سعدی
دامغان : میدان امام

فارس:
شیراز خیابان حافظ و خیابان ملاصدرا
آباده : خیابان امام
اقلید : میدان شهدا
لار : خیابان طالقانی
جهرم : میدان شهدا
فسا : روبروی فرمانداری
داراب : میدان انقلاب
نیریز : میدان ۱۵ خرداد
استهبان : خیابان امام
فیروزآباد : خیابان روزبه
سروستان : فلکه شیخ
لامرد : میدان امام

قم خیابان ارم

کردستان:
سنندج خیابان ششم بهمن
سقز : خیابان جمهوری
دیواندره : خیابان امام
بانه : خیابان امام ، مریوان : خیابان رجایی
بیجار : میدان اصلی

کرمان: میدان بسیج
رفسنجان : خیابان شهدا
سرجان : بلوار دکتر صادقی
ماهان : خیابان امام خمینی
کهنوج : بلوار بهشتی
بافت : خیابان امام خمینی
زرند : میدان بسیج
جیرفت : میدان آزادی
بم : خیابان امام خمینی

کرمانشاه خیابان طالقانی و شش بهمن و میدان فرهنگیان
کنگاور : میدان امام
دهدشت : میدان مرکزی
صحنه: میدان مرکزی

کهکیلویه و بویراحمد:
یاسوج خیابان استاد لنده میدان مرکزی شهر
گچساران : خیابان شهید بلادیان
سوق : خیابان امام

گلستان:
گرگان فلکه کاخ
گنبد کاووس : فلکه مرکزی
آق قلا : خیابان باهنر
آزادشهر : میدان مرکزی
کردکوی : خیابان امام
بندرگز : خیابان امام
بندر ترکمن : خیابان آزادی
علی آباد : خیابان امام خمینی

گیلان:
رشت خیابان منظریه و میدان گلسار
انزلی : میدان امام
لاهیجان : میدان امام
کیاشهر : خیابان امام
رودسر : خیابان امام
هشتپر : خیابان امام
آستارا : مقابل اداره آموزش و پرورش
فومن : میدان مرکزی شهر

لرستان:
خرم آباد خیابان خرم رود و فرمانداری
دورود : بلوار ۶۰ متری
بروجرد : خیابان شهدا
کوهدشت : خیابان فردوسی
نورآباد : خیابان امام
پلدختر : خیابان امام

مازندران:
ساری وسط خیابان انقلاب آخر خیابان قارن
چالوس خیابان رادیو دریا
بابل : مقابل دانشگاه صنعتی نوشیروانی
آمل : خیابان امام رضا
نوشهر : میدان همافران
بابلسر : خیابان رجایی
قائمشهر : میدان طالقانی
سوادکوه : میدان شهدا
بهشهر : پارک بوستان سرو
تنکابن : بلوار جمهوری
رامسر : خیابان مطهری
نکا : چهارراه امام

مرکزی:
اراک میدان ولیعصر
ساوه : خیابان شریعتی
خمین : خیابان شریعتی
تقرش : خیابان امام خمینی
کمیجان : خیابان معلم
دلیجان : خیابان طالقانی
محلات : روبروی دانشگاه آزاد
آشتیان : خیابان امام

همدان میدان بوعلی
نهاوند : میدان ابوذر
تویسرکان : خیابان شهدا
ملایر : چهارراه خیام

هرمزگان:
بندرعباس روبروی مجتمع ستاره جنوب
کیش : خیابان سنایی
قشم : بلوار ۲۲ بهمن
حاجی آباد : میدان امام
میناب : خیابان شهید امینی

یزد خیابان پرفسور حسابی
طبس : میدان امام خمینی
بافق : خیابان وحشی بافقی
میبد : خیابان امام خمینی
مهریز : بلوار هفتم تیر
اردکان : میدان شهدا
تفت : میدان امام
اردکان : میدان امام

اصفهان:
اصفهان خیابان چهارباغ بالا و دروازه شیراز
کاشان میدان پانزده خرداد
سمیرم : خیابان قدس
مبارکه خیابان امام
نائین : خیابان امام
شهرضا : میدان شهدا
نطنز : خیابان امام خمینی
نجف آباد : روبروی دانشگاه آزاد
خوانسار : خیابان امام
گلپایگان : سه راه سعیدی

سیستان و بلوچستان:
زاهدان خیابان آزادی
چابهار : بلوار امام
زابل : خیابان فردوسی
ایرانشهر : خیابان ولایت
خاش : خیابان امام

قزوین مقابل استانداری




بگذار برخیزد مردم بی لب خند! بگذار برخیزد!

گزارشی از روزنامه دانشجوئی بذر:
از من سؤال کرده بودی: ھمه جا اولین چیزی که پرسش می شود اینست که بنظرتان چه می شود؟ چقدر مردم دوام می آورند؟ پس طبقه کارگر کجاست؟ چرا اقشار فقیر در صحنه کمرنگ ھستند؟ آیا ھنوز ھم باید با موج سبز مرزبندی کرد؟ اجازه بھم بده اونجور کھ اوضاع رو می فھمم برات بگم. برنامه ھای روزانه مان اساساَ، بر تجمع ھای روزانه چیده می شود. تا وقتی توی خونه نشستم دل تو دلم نیست. می خوام برم بیرون. فکر می کنم امروز کجا برم. چه کار کنم. چی میشه. چقدر از مردم میان؟ طاقتم نمی گیره. می زنم بیرون.

این روزھا چھره ھمه چیز تغییر کرده. وقتی راه میری ھمه به ھم نگاه می کنن. از تیپ و قیافه مردم می شه فھمید که امروز می خوان برن تجمع یا نه شھر یک شکل دیگه است. آدم ھر لحظه انتظار یک اتفاق رو می کشه. این روزھا ترجیح می دم با وسایل نقلیه عمومی تردد کنم. ھمه جا صحبت از اتفاقات اخیره. دیگه طرفداران احمدی نژاد جرأت نمی کنن حرف بزنن. اما ھمه تا سر صحبت باز می شه نظراتشونو می گن.
خیلیھا شاکین از صدا و سیما کھ چرا انقدر وقیحانه دروغ می گن. چرا انقدر مردم رو احمق فرض می کنن. جوونا دارن تو خیابونا کشته می شن اما اینا صبح تا شب فیلم پخش می کنن. یک عده معتقدن که ھمینه که ھست. چرا جوونا کشته بشن. اما تعداد این افراد زیاد نیست. زن جوانی امروز می گفت اگه این خیزش بخوابه این حکومت مثل طالبان میشه. دیگه مجبورمون می کنن برقع و چادر سرمون کنیم. صاف صاف توی چشممون نگاه می کنن و دروغ می گن. دیگه وقاحتشون از حد به در شده. بعضی از مردم عادی که زیاد ھم توی تجمع ھا نبوندن و فقط به ظاھر اوضاع و اتفاقات نگاه می کنن، وقتی که خیزش ھا کمی از شدتش کم شد گفتن دیگه تمام شد و سرکوب شد. در مقابل بحث ھایی که
باھاشون میشد پاسخی نداشتن. می گفتن نتیجه نمی ده. البته شاید فقط به حریم کوچیک زندگی خودشون نگاه
می کنن که دلشون نمی خواد ادامه پیدا کنه. عده ای معتقدن که آخوندھا مکارن و سیاستمداریشونو تو مکتب انگلیس یاد گرفتن و عین اونا خوب می دونن که برای نگه داشتن قدرت چه کنن.
میگن شاه خیلی با مردم مقابله نکرد و فرار کرد. اگه اون موقع “صد ھزار”نفر کشتھ شدن تا انقلاب شد اما ایندفعه”حداقل ٣٠ میلیون کشته میشن”. یک نفر گفت اگر ھم ادامه پیدا نکنه اینا انقدر از روشنفکرا، دانشجوھا، فعالین سیاسی، مردم عادی و جوونا می کشن که ھمون ٣٠ میلیون بشه. پس بھتره بجنگیم تا چیزی به دست بیاریم و دلمون نسوزه که ھمه چیز باز به دست اونا افتاد ومطمئنم که تلافات ھرگز به این اعداد نخواھد رسید.
در روزی که تجمع مقابل مسجد قبا بود با اتوبوس به سمت اونجا حرکت کردم. در قسمتی که سوار شدم، از ١٠ نفری که بودن ٧ نفر داشتن می رفتن به مراسم. ھر چه که به میدان محسنی می رسیدیم حالت غیر عادی مشھود بود. گاردی ھا، بسیجی ھا، توی قسمت عقب ماشینھای ون، یک قفس ھایی گذاشته بودن و درشم باز بود. به قول رفیقی می گفت می خوان زیاد زحمت ندن به خودشون و راحت تا گرفتن بچپونن اون تو. زنی که معلوم بود که ساکن این منطقه اس با تعجب گفت چرا اینقدر شلوغه؟ زن سالمندی که عصا به دست داشت برای چندمین باز با صدایی رسا از چند نفر در مورد ایستگاه حسینیه ارشاد که محل برگزاری مراسم بود پرسید، زن سالمند گفت میدونید که امروز ھفتم ندا ست! یکی پرسید ندا کیه؟ زن سالمند جواب داد: چطور نمی دونین؟! ھمون دختری که جلوی چشم ھمه غرق خون شد. به حسینیه ارشاد که نزدیک می شدیم صدای رسای شعار دادن تجمع کنندگان به گوش می رسید. “مرگ بر دیکتاتور”.
مردم در دو سمت پیاده روھا حرکت می کردن و گاردی ھا ھم در کنار خیابان و روی تمام پشت بامھای اطراف کیپ تا کیپ وایساده بودن. خیابان شریعتی ھم کیپ تا کیپ ماشین بود و ترافیک شدیدی بود. راننده ھا ھم در ھمبستگی با مردم دست روی بوق گذاشتھ بودن و نیروھای گاردی و بسیجی ھم حسابی کلافھ بودند و سعی می کردند که راه رو باز کنند. جوانی توجھم را جلب کرد. در لابلای ماشینھا و در حالیکه در اطراف پر از نیرو بود دستھایش را به سمت بالا حرکت می داد به معنی ھمراھی مردم و شعار دادن. انقدر مصمم و جسورانه این کار را می کرد که فکر کردم یعنی واقعاَ این دیکتاتورھا و مستبدا امیدوارند که با سرکوب چنین جوانانی بر قدرت بمانند.
مردمی که از سمت پایین داشتن میومدن بالا، به بقیه می گفتن که آروم و بدون دویدن بیاین به سمت بالا چون دارن ھمینجوری کتک می زنن و میان اینطرف. از اوج گرفتن صدای شعار ھا می شد فھمید که دارن کتک می خورن و برای مقابله فریادشونو بلند تر می کنن. وقتی که اتفاقات قبل از انتخابات تا کنون را بازنگری می کنم می بینم که در این ٣ ھفته چه تغییراتی صورت گرفته. چه رادیکا لیسمی در مردم پدید آمد و رشد کرد. انرژی و پتانسیل جوانھا که اکثریت جمعیت را تشکیل می دھند چون آتشفشانی که سالھا خاموش بود غلیان کرد. رفیقی می گفت: مادرم در ٣٠ سال حاکمیت جمھوری اسلامی رای نداده. اما امسال رای داد که چنین شد و حالا آنقدر مصمم ھر روز با من به خیابان میاید و شعار می ده که به زور می برمش خونه. گفت موسوی بھانه شد برای آشکار شدن آتش زیر خاکستر. در روزھای اول اعتراضات باز ھم شعارھا و اعتراضات مردم ھمچنان رنگ و بوی سبز می داد. اما حالا دیگه تعداد سبز ھا ھم کم شده. تا قبل از انتخابات دعوا بر سر دو کاندیدا بود و کری خوندن طرفدارا. اما حالا دیگه ھمه ھمه جا خیلی راحت از بر اندازی صحبت می کنن. می گن دیگه بسه ھر چی خوردن و کشتنو، بردن. اگه ساکت بشینیم ھر کاری بخوان باھامون می کنن. چیزی که خیلی توی این اعتراضات مشھوده حضور خانوادگی مردم و سنین و تیپ ھای مختلفه و این خیلی مھمه افراد مسن با عصا، حضور وسیع و پر شور و شجاع جوونا، مادرھا با بچه ھاشون. اینھا ھمه نشانه انگیزه بالای مردم برای تغییره. در جلوی مسجد قبا دوستی می گفت:” بابا این دخترا چکار می کنن تو این درگیریھا، ھمش اون جلو ھستن”. گفتم آخه انگیزه ھاشون خیلی زیاده. گفت آره! راست گفتن که انقلاب آینده ایران به دست زنھاست.
به ھر حال این موضوع کاملا مشخصه که نگاه مردم به اتفاقات و مبارزات اخیر یه جور نیست. به جز اقلیت بسیار کمی که در این رژیم منافع دارن و می خوان ھمه چیز زود سرکوب و تموم شه در بین مردم عادی با وجود نظرات مختلف بر سر ادامه این خیزش یا سرکوب آن یک مسئله مشترکه و اونم اینه که دیگه ادامه راه با این رژِیم خیلی سخته. ھمانطور که در بالا گفتم عده ای معتقدند که مردم مگه چقدرن و چقدر می تونن دوام بیارن. بالاخره خسته می شن. می تونم بگم که این افراد کسانی ھستند که فقط به ظاھر قضایا نگاه می کنن و عمق و پشت پرده رو نمی بینن. عده ای دیگه می گن مردم الان طاقت و توان انقلاب رو ندارن و براش آمادگی ندارن و این خیزش جز کشته شدن و دستگیری برای مردم چیزی در بر نداره. عده خیلی کمی میگن مردم فقط باید مسلح بشن. ھیچ راه دیگه ای نیست. وقتی دشمن مردم با سلاح میاد برای سرکوب، با شعار و سنگ نمی شه از خودمون دفاع کنیم. اما بعضیھا جواب می دن که نه مردم نباید مسلح بشن وگرنه دیگه معلوم نیست چی بشه. ھرج و مرج میشه اگه قرار باشه ھر کس تو خیابون راه بیفته و یک اسلحه دستش بگیره مگه میشه؟
دیگه حرفی از موسوی نیست. دیگه نماد ھای سبز خیلی کم شده. اگر چه ھنوز عده ای ھم در داخل و ھم در خارج خیلی به این موج سبز دخیل بستن، اما مردم فھمیدن که بعد از ٣ ھفته امید داشتن به موسوی یک توھمه و دیگر ھیچ. اون نشسته تو خونه اش یا در حال نامه نوشتن به کسانی است که سی ساله این وضع رو برای ما بوجود آوردن. مردم دارن می جنگن. اونم با چنگ و دندان. به قیمت جانشون. ھر از گاھی یک بیانیه میده که بوی گند سازشش ھمه جا رو بر داشته. کم کم ھم در آینده می گه که من از حقم می گذرم، مردم شما ھم گذشت کنین.
اما مردم دیگه خواسته ھاشون فراتر رفته. دیگه به مردم ثابت شده که واقعا با یک دیکتاتوری عریان و حکومت سراپا مرتجع روبرو ھستن. وقتی به خیلیھا میگی چرا ھنوز برای موسوی شعار میدی؟ می گن دیگه چاره نیست. باید یک بھانه داشته باشیم. پس اسم چه کسی رو بیاریم. رھبر دیگه ای نیست، موسوی رو قبول نداریم، اما برای بیرون ریختن بھانه ای باشه، میگیم موسوی.
مھمترین مسئله در حال حاضراین است که مردم نیاز به یک رھبری برای ھدایت مبارزاتشان دارند. این مسئله روشن می کنه که اونایی که مدعی مبارزه علیه استبداد و دیکتاتوری و حکومت ضد مردمی ھستن چه وظیفه سنگینی روی دوششونه. از فعالین کارگری، دانشجویی، زنان، معلمان و ھمه کسانی که خواھان انقلاب و دگرگونی ھستن باید در جھت ھدایت مردم و جوانانی که توی این مبارزات نشون دادن که چقدر با انگیزه و جسورن قدم بر دارن. مبارزات خودجوش مردم باید شکل آگاھانه بگیره تا بتونه به شکل پیوسته ادامه پیدا کنه. اونایی که با کم شدن شدت اعتراضات زود پاسیو شدن و گفتن دیگه سرکوب شد باید بھشون گفته بشه که مبارزه افت و خیز داره. ھمیشه یکنواخت نیست. ھر جوری که شروع بشه به ھمون صورت ادامه پیدا نمی کنه و تموم نمی شه. مردم در طی یک مبارزه خیلی نظراتشون تغییر پیدا می کنه و رشد می کنه. در مبارزات اخیر با وجود دستگیری ھای بیشمار و کشتار مردم، اما باز ھم ادامه پیدا کرد. اونایی که موندن میشه گفت که جزو رادیکالترین افراد ھستن و باید تلاش بشه تا آگاھیشون بالا بره و مبارزه شون به شکل سازمان یافته ادامه پیدا کنه.
نسل سومی ھا و دومی ھا باید از تجارب نسل اول استفاده کنن تا اشتباھات اونا رو در سال ۵٧ تکرار نکنن. باید به ھر شکلی که ممکن ھست در جھت ھدایت مبارزات و آگاه کردن افکار مردم استفاده کرد. از بردن شعار و پلاکارد که جزو ابتدایی ترن کارھاست تا بحث ھای آگاه گرانه. باید بتوان ھسته ھای محکم انقلابی از رادیکالترین نیروھا، از جوانانی که شبانه با نیروھای رژِیم در نبردند تا کسانی که در مبارزات به شکل منسجم و مداوم و رادیکال شرکت می کنند تشکیل داد و برنامه ھای انقلابی و مبارزاتی برای مقابله با نیروھای رژیم و ھدایت مردم در مبارزات ریخت.
اکثریت مردم از شکاف بین سران رژیم آگاھند. باید جزئیات این اتفاقات و نقش کشورھای خارجی و ضعیف شدن رژیم به دلیل این اختلافات رو برای مردم توضیح داد. نکته ای که فکر می کنم خیلی مھمه اینه که اکثریت مردم در این دوره در مورد نقش کشورھای خارجی و بخصوص آمریکا خیلی آگاه بودن و می گفتن که آمریکا راه نجات مردم نیست. نباید از چاله جمھوری اسلامی در بیایم بیفتیم تو چاه اونا. می شیم مثل عراق و افغانستان وخوب این نشانه آگاه شدن مردم و بالا رفتن شعور سیاسیشونه. باید از تضعیف نیروھای نظامی به دلیل اختلافات و دو دستگی بین اونا رو برای مردم توضیح داد. وقتی رژیم برای سرکوب مردم از تمام نیروھای نظامیش اعم از بسیج و سپاه و ارتش و گارد رھبری و لباس شخصی و … استفاده می کنه یعنی آنقدر مردم قوی بودن که اونا مجبور شدن از ھمه نیروھاشون استفاده کنن. مردم باید از تضادی که بین سران رژیم بھ وجود اومده و تضادی که بین خودشون و رژیم ھست به بھترین شکل ممکن استفاده کنند. نباید اجازه بدن که جناحی از حکومت سوار بر موج مبارزات مردم بشن و به نفع خودشون استفاده کنن. مھم ماھیت این رژیمه که نباید حفظ بشه. ھر جناحی از حکومت که سر کار بیاد ماھیت اسلامی و ارتجاعی رژیم باقی می مونه. در ٣٠ سال حاکمیت جمھوری اسلامی تمام جناحھا در دوره ھای مختلف بر سر کار اومدن و امتحان خودشون رو پس دادن. مردم به عوام فریب بودن و ستمگر و مستبد بودن رژیم دیگه شکی ندارن و انتخابات بھانه ای شد تا اقیانوس خشم مردم به حرکت در بیاد.
در آستانه ١۸ تیر سالگرد کشتاردانشجویان در رژیم اصلاح طلب خاتمی پس از ١٠ سال و در ادامه مبارزات مردم، اینبار نگذاریم که مبارزات جوانان و دانشجویان خاموش گردد. به رادیکالترین شکل ممکن دھمین سالگرد شورش قھرمانانه دانشجویان در ١۸ تیر را برگزار کنیم. وقایع ١۸ تیر ٧۸ و برخوردھای رژیم را برای مردم باز گو و افشاگری کنیم تا ھمگان بدانند که حامی موسوی در انتخابات امسال خودش کھه بود و چه عقبه ای داشت.
به امید پیروزی! نه سازش ، نه تسلیم ، نبرد تا رھایی!
تاریخ: پنج روز مانده به دھمین سالگرد 18 تیر!__




هم میهنان، مبارزان و رزمندگان راه آزادی و دموکراسی

نامۀ سرگشاده

هنوز به درستی معلوم نیست که در پشت پرده های سیاست داخلی و خارجی، چه بازی های تازه ای برای تجدید سلطه بر مردم ایران در حال شکل گیری است. با این وجود، شواهد موجود بر آنند که تضادهای درونی و بیرونی رژیم بسیار حاد شده و رژیم را در برابر یک دوراهی تقدیر، فروپاشی یا تجدید ساختار و سازمان، قرار داده است. در همان حال، سیاست جهانی در مورد ایران و منطقه نیز رو به تغییر نهاده، و این هر دو فرصت تاریخی دیگری فراهم آورده تا مردم ایران، دگرباره در بازسازی سرنوشت فردای خود شرکت کنند.
بدیهی است که این شرایط تاریخی، همۀ ما را در برابر یک دوراهی انتخاب قرار داده و مسئولیت وجدانی بزرگی ایجاد می کند. این بیانیه برای پاسخ درست به این مسئولیت، تنظیم شده و تقدیم می شود.
بر این اساس، از همۀ روشنفکران و مبارزان ایرانی دعوت می کنیم که با توجه به حساسیت شرایط تاریخی موجود:
1. در صورتی که با کلیات این نامه موافق هستید ضمن قید نام و عنوان خود در ذیل این نامۀ سرگشاده آن را از راه های ممکن به اطلاع مبارزان هم میهنان درون و برون مرز برسانید.
2. در صورتی که با متن نامه موافق نیستید به نام “آزادی بیان” نامه را با نامهای موجود در زیر آن برای دیگران ارسال و آن را منتشر فرمائید.

عزیزان همدرد!
به باور ما، در حال حاضر کشور و مردم ایران در برابر یک سه راهی سرنوشت سیاسی (و ناگزیر سرنوشت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) قرار گفته و در ادامۀ این راه ها با یکی از شقوق زیر رو در رو خواهد شد:
1. در شق اول، «رژیم اسلامی» هر چه بیشتر به دو نیمۀ به اصطلاح «محافظه کار» و «اصلاح گر»، تقکیک خواهد شد. در آن صورت، نیمه ای بر تخت حکومت اسلامی باقی خواهد ماند و نیمۀ دیگر تا موعد نوبت خود، در جایگاه اپوزیسیون خواهد نشست. نیمه ای ظالم و نیمه ای مظلوم و شهید قلمداد خواهند شد. سوابق پیشین نشان می دهند که این دو با وجود تضاد منافع گروهی، معتقد به یک قانون اساسی و حکومت جمهوری اسلامی اند و از نظر منافع اساسی نظام اسلامی نیز متفق و متحد همدیگر به حساب می آیند. از همین رو، این دو نیمه،
– هم به وقت تهدید کلیت رژیم با هم کنار خواهند آمد و،
– هم از نظر دادن «آزادی ها و دموکراسی» در اساس هیچ فرقی با هم نخواهند داشت.
هم از این رو، این وضع جامعۀ ما را در برابر «دو نظام جمهوری اسلامی» قرار خواهد داد، مردم ایران بین دو جمهوری اسلامی مثل توپ به بازی گرفته خواهند شد و امید رهائی از یوغ حکومت دینی و اسلامی در هر آیندۀ نزدیک از بین خواهد رفت. این از دید رهائی از «حکومت دینی و اسلامی» بدترین آلترناتیو ممکن برای مردم نیازمند آزادی و دموکراسی است.
2. در شقّ دوم، یکی از این نیمه ها حذف ، یا در آن دیگری ادغام خواهد شد. در این صورت، بی توجه به برد این یا آن نیمۀ اسلامی، اوضاع عمدتاً به روال سابق دوام خواهد آورد.
3. در شقّ سوم، مردم ایران با استفاده از تجربیات تاریخی یی که با اشک و خون فراوان به دست آمده است، این فرصت تاریخی را بی نتیجه از دست نخواهند داد و با تعمیق هرچه بیشتر مبارزات آزادی خواهانۀ خود، نهایتاً از دام «انتخاب میان بد و بدتر» رسته و جز به «انتخابات آزادی» که بر حکومت مردم بر مردم، حقوق بشر، عدالت قضائی و آزادی های اندیشه، بیان و سازماندهی سیاسی بنا می شود، تن نخواهند داد. «آزادی و حقوق دموکراسی بدون هر گونه شرط و شروط و محدودیت دینی و اسلامی». در این صورت، هم رژیم اسلامی، اگر چنین رژیمی باقی بماند، و هم حامیان جهانی آن، خود را مجبور به دادن بخشی از این آزادی ها و حقوق خواهند دید.
این راه البته، تا قلۀ سرفراز «براندازی رژیم اسلامی و برپائی نظام جمهوریت مردم» ادامه دارد و در صورت حفظ منطق و عقلانیت در تصمیم گیری ها و مبارزات سیاسی و اجتماعی، ادامه یافته و به سرمنزل مقصود خواهد رسید.
جوانان، مبارزان و آزادی خواهان
نگرشی ولو کوتاه به تاریخ 30 سالۀ گذشته، نشان می دهد که هم رهبران و بازیگران رژیم جمهوری اسلامی و هم نظام حکومتی دینی و اسلامی، مسئول تعرضات به حقوق مردم ایرانند. این ها همه، نه توان پذیرش حقوق و آزادی های مورد انتظار مردم را دارند و نه قادر به آشتی دادن این خواست ها با نظام حکومتی دینی و اسلامی خود هستند. از این رو، این آزادی ها و حقوق مورد انتظار مردم، جز از راه «براندازی تمامیت رژیم اسلامی» قابل تحقق نیستند.
اما، چنین به نظر می رسد که رژیم اسلامی تا حد و حدودی توانسته تا با استفاده از سانسور و خفقان تمام عیار خود، بخشی از افکار عمومی گروه هائی از مردم به جان آمده را قانع سازد تا نه کلیت رژیم، بلکه این یا آن چهرۀ اسلامی را مسئول و مقصر این همه تعرضات و ظلم ها بدانند، دوای دردهای ناشی از تعرضات و مظالم رژیم اسلامی را در خود رژیم بجویند و از دست آلوده به ظلم و تعدی «این نیمۀ جمهوری اسلامی» به دست آلودۀ «نیمۀ دیگر» پناه ببرند. جوانانی که انتخاب «بد به جای بدتر» را فرصتی برای آغاز اصلاحات می دانند، ممکن است به همان راه نسل پیشین بیفتند و «ندانسته و نخواسته»، خمینی دیگری بسازند و رژیم اسلامی یی بسازند که به تجربه و تحقیق، ماهیتاً فرق چندانی با این یکی نخواهد داشت.
هم از این رو، به باور ما، در این شرایط تعیین کنندۀ تاریخی، مهم ترین کار و وظیفه ای که از دست و توان ایرانیان و به خصوص روشنفکران ساخته است، تحلیل و توضیح درست شرایط برای مقابله با چنین باورهای وارونه است. بر این اساس، ما امضاء کنندگان زیر از همۀ هم میهنان مبارز و آزادی خواه دعوت می کنیم تا:
1. از سوئی، با امید و شور و شوق انقلابی و بی توجه به سازش ها و بازی های تقسیم قدرت، به مبارزات آزادی خواهانۀ خود ادامه داده و با شرکت فعال در مبارزات و تظاهرات مردم برای کسب آزادی و علیه دیکتاتوری، تا می توانند کالبد در حال فروپاشی رژیم اسلامی (و تمامیت رژیم اسلامی) را زیر ضربه بگیرند. این فرصت برای کسب حقوق و آزادی ها بسیار پربها و به هر بهائی از دست ندادنی است.
2. از سوی دیگر، این فرصت مبارزاتی را برای توضیح عملکرد رژیم و رژیمیان در طول 30 سال گذشته، چگونگی تضادهای عام کلیت رژیم و رژیمیان با مردم و مسئولیت تمامیت رژیم و رژیمیان به کار برند. مواظب باشیم که خود یا دیگران به عنوان مهرۀ بازی این؛ یا آن نیمه رژیم و رژیمیان مورد استفاده قرار نگیریم و با مراجعه به حافظۀ تاریخی موجود، نه فقط «نیمۀ بد یا بدتر»، بلکه «کلیت رژیم و رژیمیان» را به عنوان مسئولان سرکوب ها، سلب آزادی ها و تقلبات انتخاباتی این 30 سال گذشته، مسئول شناخته و مورد خطاب قرار دهیم.
یقین داریم که از طریق مبارزۀ تاریخی «آگاهانه و هشیارانه» خواهیم توانست به همراه هم، خواست ضرورت «براندازی تمامیت رژیم اسلامی» و «برقراری یک نظام سیاسی لائیک قادر به تأمین آزادی و دموکراسی برای همه» را به میان توده ها برده، و با فائق آمدن بر اثرات ناشی از سانسور و سرکوب رژیم، به همراه هم، فردای متفاوتی انشاء کنیم.

امضاء کنندکان:
1- رضا آیرملو، نویسنده و پروفسور دانشگاه، سوئد
2- ژیلا مساعد، شاعر و نویسنده، سوئد
3- اسماعیل اوجی، مهندس برق و الکترونیک، فعال فرهنگی، سیاسی و حقوق زنان، سوئد