طنین «آزادی برای ایران» در پاریس

تظاهرات چندهزار نفره ی ایرانیان

شهر پاریس روز یکشنبه هفت تیر، شاهد بزرگترین تظاهرات و تجمع بی سابقه ایرانیان بود. پلیس این تظاهرات را ۴۰۰۰ نفر و تظاهر کنندگان بین ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ نفر اعلام کردند.

چند هزار ایرانی از میدان تاریخی باستیل به سوی میدان ناسیون در حمایت از جنبش اجتماعی مردم ایران راهپیمایی کرده و خود را بخشی از آن جنبش دانستند.
در میدان باستیل پیش از راهپیمایی، آقایان عبدالکریم لاهیجی و رضا دقتی، برخی از شخصیت های سیاسی فرانسوی و هنرمندان فرانسوی در حمایت از مبارزات مردم ایران پشت میکروفن رفتند و یاد شهدای اخیر و بویژه ندا آقا سلطان را گرامی داشتند. ایرانیان با شعار ندا ندای آزادی به زبان فارسی و همبستگی انترناسیونال به زبان فرانسوی از آنها استقبال کردند.
شعارهای تظاهر کنندگان ایرانی به دو زبان ایرانی و فرانسوی از این قرار بود :
نترسیم نترسیم ما همه با هم هستیم
آزادی آزادی آزادی
آزادی برای ایران
بس کنید بس کنید، کشتار در ایران را بس کنید
آزادی زندانی سیاسی
مرگ بر دیکتاتور
رأی من کو رأی من کو
دولت کودتا نمی خواهیم نمی خواهیم
دولت جنایات می کند رهبر حمایت می کند
در میدان ناسیون تظاهر کنندگان سرود ای ایران و یار دبستانی را دسته جمعی خواندند
در نهایت به احترام شهدای والامقام روزهای اخیر در ایران و بویژه ندا ۲ دقیقه سکوت همه میدان ناسیون پاریس را فرا گرفت.
فرانسویان در طول مسیر و همه چنین در میدان های باستیل و ناسیون با تکان دادن دستان خود با علامت پیروزی از ایرانیان حمایت می کردند.

منبع: اخبار روز، دوشنبه ٨ تير ۱٣٨٨ – ۲۹ ژوئن ۲۰۰۹




دام وزارت اطلاعات

طبق آخرین اخبار رسیده و به تایید خانم زهرا رهنورد همسر آقای موسوی سایت قلم توسط وزارت اطلاعات حک شده است و بیانیه آخر مهندس موسوی حذف و خبر زیر در آن گنجانده شده است! کل این خبر دام وزارت اطلاعات است:
>
> «آسیب دیدگان وقایع اخیر، شماره و مستندات خود را برای پیگیری حقوقی به دفتر موسوی ارائه دهند. دفتر مهندس میرحسین موسوی از تمامی آسیبدیدگان وقایع اخیر، بازداشتشدگان و خانوادههای شهدای حوادث درخواست کرد که برای پیگیری حقوقی، مستندات خود را به این دفتر ارائه دهند. به گزارش قلم نیوز، در پی برخوردهای خشونتآمیز و ورود خسارت و آسیب و صدمه به مردم، دفتر مهندس موسوی از همه افرادی که در این حوادث مورد آسیب قرار گرفتهاند، برای معاضدت حقوقی و پیگیری حقوقی این موارد درخواست کرد که با ذکر مستندات شماره تماس خود را در اختیار این دفتر قرار دهند… درخواست میشود آسیبدیدگان وقایع اخیر از طریق شماره فکس02188926773، شماره تلفن یا مستندات خود را در اختیار دفتر قرار دهند.

لطفا این نقشه شوم را با اطلاع رسانی گسترده و هرچه سریعتر خود ناکام کنید.




طرح پیشنهادی “ایجاد نهادی فرامحلی در همبستگی و دفاع از مبارزات مردم ایران”

کانون پشتیبانی از مبارزات مردم ایران- هانوفر(٭): نه به جمهوری اسلامی ٢٦ یونی ۲٠٠٩

علیه موج سرکوب توسط رژیم جمهوری اسلامی، در پشتیبانی از مبارزات مردم، آزادی دستگیر شدگان در حرکت های اعتراضی روز های گذشته، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی تشکلات و اجتماعات، برای برگزاری انتخابات آزاد صفوف خود را متشکل تر سازیم!

طرح پیشنهادی
“ایجاد نهادی فرامحلی در همبستگی و دفاع از مبارزات مردم ایران”

تقلب های گسترده در انتخابات کنترل شده و ضد دمکراتیک ریاست جمهوری در تاریخ ١٢ یونی انزجار و اعتراض میلیون ها رای دهنده را سبب شد. مردم به عیان تجربه کردند که رژیم حتی در یک بازی انتخاباتی که چهره های مورد اعتماد اش در آن شرکت دارند، قوعد بازی را رعایت نمی کند. بار دیگر به اراده این مردم توهین شد و برای آنان پشیزی ارزش قائل نشدند.

توده های مردم در روزهای گذشته خود را مجبور دیدند که با وثیقه گذاشتن امنیت، آسایش و جانشان، با حضور گسترده میلیونی در بسیاری از شهر های ایران نشان دهند که در برابر این بی حرمتی و به بازی گرفتن شان سکوت نخواهند کرد. شعار ” مرگ بر دیکتاتور”، “دولت کودتاچی، استعفا، استعفا” اراده و دیدگاه مردمی است که دریافته اند، می توانند با حضورشان در اماکن عمومی و خیابان ها، رژیم را به عقب بنشانند. سرکوب اعتراضات گسترده و مسالمت آمیز مردم، اذیت و آزار، مجروح کردن و دستگیری صدها نفر، کشته شدن تعداد زیادی از جوانان و دانشجویان واکنشی بود که رژیم نسبت به مردم از خود نشان داد و هر روزه می دهد. اما نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها نه تنها هنوز نتوانسته اند اراده این مردم را در هم بشکنند، بلکه در برابر آن نیز به برخی عقب نشینی ها مجبور شده اند.

در روزهای گذشته اکسیون های اعتراضی در سطح بسیار گسترده در بسیاری از شهرها در اروپا، امریکا، کشورهای اسکاندیناوی ودیگر نقاط جهان انجام گرفت. در میان برگزارکننده گان این اکسیون ها نقاط مشترک زیادی وجود دارد که می توان بر حول آن، فعالیت های مشترکی را در دفاع از مبارزات روزمره مردم برعلیه رژیم جمهوری اسلامی و انعکاس آن در سطح افکار عمومی در خارج از ایران سازماندهی کرد.
برای پشتیبانی از اعتراضات مردم و گسترش مبارزه در برابر رژیم جمهوری اسلامی و گذار از آن باید ارتباط خود را از سطح محلی به فرامحلی، کشوری و قاره ای ارتقا داد. در شکل گیری این ارتباطات کلیه نیروها، مجامع و یا گروه های فرهنگی، سیاسی- اجتماعی و به ویژه مجامع گسترده زنان و کانون های دفاع از زندانیان سیاسی، احزاب و گروه های سیاسی جمهوری خواه، دمکرات و چپ که در بطن این حرکت اعتراضی در خارج از ایران قرار دارند و در کشورهای مختلف فعالند، می توانند به طور نمونه در کنار سازماندهی حرکت های اعتراضی در شهر ها، ارتباط برای سازماندهی اعتراضات منطقه ای و در کنار آن کشوری، با ایجاد شوراهای هماهنگی، فعال، قابل کنترل برای حرکتی سازمان یافته، جنبشی افقی در سطح گسترده تر به پردازند.

اگر امروز نتوانیم در این مقطع حساس زمانی قدم به قدم در کنار حرکت های کوچک محلی مان، ارتباطات خود را گسترش دهیم، فردا دیر است، چرا که حرکت ما بدون دخالت گری گسترده و مشترک آحاد اپوزیسیون دمکرات و مترقی در امر این مبارزه ، از موفقیت چندانی برخوردار نخواهد بود و سکوی پرشی خواهد شد برای دیگران.

تجربه ما و فعالیت های مشترک مان در شهر هانوفر چه در گذشته و به ویژه در شرایط اخیر دال بر آن است که نه تنها می توان با نشان دادن روحیه حسن تفاهم، با حرکت از مشترکات وجوه اشتراک را گسترش داد و حول نکات مورد اختلاف نظر به گفت و گو نشست، بلکه از این طریق می توان به شکل گیری جو زنده ی سیاسی و تحرک مبارزاتی بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و تفکر بازمانده از استبداد سلطنتی و همچنین ساختار فرد محوری و ولایت مداری سازمان مجاهدین که در پی سوء استفاده از این حرکت های گسترده اعتراضی در خارج از کشورند، مبارزه کرد.
تجربه ما در هانوفر تجربه ای است که می تواند به عنوان یک تجربه عملی و محکی آزمایش شده، به عنوان یک پل ارتباطی در اختیار کلیه نیرو های نزدیک به ما که قصدشان، پشتیبانی از مبارزات مردم، ارتقا و گسترش آن است، قرار گیرد.

ما امضا کنندگان این طرح پیشنهادی از کلیه افراد، مجامع فرهنگی- سیاسی، کانون های دفاع از زندانیان سیاسی، تشکل های مستقل زنان، گروه های فکری، سازمان های سیاسی و دمکرات که به حداقل های زیر باورمندند و در فعالیت های محلی شرکت دارند، می خواهیم که در این راه در کنار هم، به شکل گیری و سازمان دهی محملی مبارزاتی که در خور و شایسته برای ایجاد جامعه ی دمکراتیک، پویا و عدالت خواهانه است، نه تنها در سطح شهر ها که فرامنطقه ای کمک کرده و در این رابطه به رایزنی بنشینیم، شاید از این راه بتوانیم مشترکا آینده نوئی را برای خود و ایران فراهم سازیم و یا در بوجود آمدنش دخالت گر باشیم.

خواسته های پیشنهادی ما برای همکاری:

– لغو مجازات حکم اعدام، از بین رفتن،
شکنجه و کلیه مجازات های غیر انسانی
اعم از اسلامی و غیر اسلامی
– دفاع بی قید و شرط از مبارزات مردم در رسیدن به آزادی و دمکراسی
– ابطال نتایج انتخابات کنونی و برگزاری انتخابات آزاد زیر نظر مراجع بین المللی.
– آزادی بدون قید و شرط همه ی دستگیر شدگان
– آزادی زندانیان سیاسی
– آزادی اجتماعات و تظاهرات
– آزادی تشکل، تجمع، احزاب و مطبوعات
– جدائی دین از دولت
– برابری حقوق سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی برای زنان با مردان
– رعایت و احترام به اصل برابری حقوقی جنسیتی، ملی، عقیدتی، فرهنگی و شهروندی
– پشتیبانی و دفاع از مبارزات روزمره کارگران، زنان، دانشجویان و دیگر اقشار اجتماعی
– نه به سیاست اتمی در ایران و منطقه و خلع سلاح اتمی بین المللی

بدیهی است که رسیدن به خواسته های فوق از طریق عبوراز رژیم ارتجاعی و قرون وسطائی جمهوری اسلامی میسر است. تحقق این امر در گرو هم دلی، هم کاری و هم آهنگی همه نیروهای دمکرات و ترقی خواه ایرانی در سراسر جهان است.

پیشنهاد ما برای یک نشست مشترک دو روزه در هانوفر:
شنبه ٤ یولی – از ساعت ١٤ تا ١٩
(ما شنبه ها از ساعت ۲٠ تا ۲۲ اکسیون اعتراضی در مرکز شهر داریم)
یک شنبه ۵ یولی – از ساعت ١٠ تا ١۶

دوستان، گروه ها، مجامع فعال شهری که مایلند در این نشست شرکت کنند می توانند حد اکثر تا آواخر شب روز پنج شنبه ۲ یولی از طریق تلفن های زیر با ما ارتباط برقرار نمایند تا ما بتوانیم حد اقل سازماندهی لازم را انجام دهیم.
تلفن ها: حسین نقی پور: ٠١٧۶۸١٧٠٤٤٣، عباس عاقلی زاده: ٧٠٤۲٩٧ (٠۵١١)، سعید ارمان٠١۵٧٧۶٤٣۸٤١٩
ابراهیم رحمانی:٠١۶٣٣۸١١۸۸۵،کتابخانه ایرانیان: ٧١٤۵٤٤ (٠۵١١)، اصغر اسلامی: ٠١٧۶۲۲٠۸٤٧٣۲
و یا شماره تلفن کارگاه ایرانیان:١۲۶٠٧۸۲٠ (٠۵١١)

موضوع:
– بحث در مورد طرح پیشنهادی و تکمیل آن
– تشکیل شورای هماهنگی موقت برای دو ماه. در کنار آن بحث در مورد زمینه و چگونگی گسترش ارتباطات، پیوستن رابطین محلی به شورای هماهنگی و سازمان دهی حرکت های اعتراضی مشترک فرامحلی. به طور مثال برگزاری یک تظاهرات مرکزی در برلین در تاریخ ١۸ یولی، تظاهرات مرکزی همزمان در شهرهای بروکسل،پاریس، لندن و استکهلم در تاریخ ۲۵ یولی(اگر امکان ارتباطی داشته باشیم همزمان در نیویورک و یا واشنگتن هم اکسیونی در این تاریخ برگزار شود)
– تدارک نشست گسترده سراسری در دو ماه آینده
– نحوه ارتباطات با دیگران
– خودیاری و دیگران یاری
– تعیین راه بردها
کانون همبستگی و دفاع از مبارزات مردم ایران – هانوفر
متشکل از:
تبجا- جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائیک ایران- هانوفر، سازمان کارگران انقلابی ایران – راه کارگر- هانوفر، شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران- هانوفر، کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران – هانوفر، بخشی از فعالین سیاسی شهر، بخشی از تشکل مستقل و دموکراتیک زنان، مرکز سیاسی فرهنگی ایرانیان شهر هانوفر، همایش زنان ایرانی، روند سوسیالیستی کومه له (فراکسیون)- هانوفر، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران – هانوفر، کارگاه ایرانیان.

_________________
٭ فعالین، مجامع سیاسی – فرهنگی و اجتماعی در شهر هانوفر مشترکا در تاریخ ١۵ سپتامبر ۲٠٠٧ به این جمع بندی رسیدند که در مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی و حرکت در جهت سرنگونی آن نقاط مشترک زیادی وجود دارد که می توان بر حول آن فعالیت های مشترکی را در دفاع از مبارزات روزمره مردم بر علیه این رژیم و انعکاس آن در سطح افکار عمومی در خارج از ایران سازماندهی کرد. از این راه نه تنها روحیه تفاهم وجوه مشترکات در میان ما گسترش پیدا کرد، بلکه توانستیم حول نکات مورد اختلاف نظر به گفت و گوبنشینیم و به شکل گیری یک جو زنده سیاسی و پر تحرک مبارزاتی بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و بقایای رژیم منحوس سلطنتی نیز دامن بزنیم.
اکسیون های مشترکی در این فاصله به مناسبت بزرگداشت و یادمان زندانیان سیاسی و قربانیان جنایات جمهوری اسلامی ایران، مبارزه برای ممنوعیت اعدام، شکنجه، ترور و خفقان سیاسی، دفاع از مبارزات مردم، زنان، دانش جویان، کارگران، اقلیت های فرهنگی، مذهبی با کیفیت خوب انجام گرفته اند.
درتحریم انتخابات توانستیم به برگزاری اکسیونی در روز انتخابات در برابر لانه جاسوسی رژیم با فعالین سیاسی در برلین اقدام نمائیم. در ده روز گذشته موفق شدیم با حسن نیت و روحیه تفاهم با شعار ها و خواسته های فوق از طرفی به سازمان دهی اکسیون های گسترده اعتراضی علیه رژیم جمهوری اسلامی در هانوفر اقدام نمائیم (جمعه و شنبه١٩و ۲٠ یونی و روز یک شنبه ۲١ یونی با شرکت کنندگان در بیستمین کنفرانس بنیاد پژوهش زنان ایرانی در هانوفر. در هفته گذشته روزهای شنبه، سه شنبه، پنج شنبه. این اکسیون در هفته آینده نیز روزهای سه شنبه، پنج شنیه و شنبه برگزار می شود)، از طرف دیگر کوشش کردیم با جوانان دانشجو و معترض به تقلب در انتخابات نیز ارتباط برقرار کنیم، بدون آن که مجبور شویم از خواسته های خود در برابر تمامیت رژیم عقب نشینی کنیم و یا این جوانان را مجبور کنیم که حرف های ما را بزنند. ما توانسته ایم در این شهر فضای بسیار مناسبی فراهم کنیم که در آن نیروهای ارتجاعی رنگارنگ نتوانند سوء استفاده کنند.




در این چرخش تاریخی، تناقض میان جمهوریت و اسلامیت نظام است که دو باره سرباز کرده است

به نظر چنین می رسد که که کشور ما در آستانه چرخش تاریخی مهم دیگری قرار گرفته است. اگر چه این چرخش با اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات 22خرداد بود که آغاز گشت ولی دلایل بروز این جنبش عظیم اعتراضی را باید در گذشته، در تناقضات انباشته شده طی سی سال حیات حکومت دینی و نقض خشن ابتدائی ترین حقوق مردم در این سه دهه جستجو کرد.
چرخش های تاریخی در تاریخ هر کشور بیشمار پیش نمی آیند. سرنوشت آنها نیز از پیش تعیین شده نمی باشد. رویداد ها وسرنوشت تحولات هم بر پایه فورمول های از پیش تهیه شده و صرفأمتناسب با میل این و آن رقم نمی خورند.
چرخشی که هم اینک در جامعه ایران در جریان است از بسا لحاظ، بخصوص از نظر حضور حماسی و میلیونی مردم، لرزه انداختن بر ارکان نظام، ترس مسؤلان نظام و دامنه سرکوب، طنین بین المللی جنبش و جلب حمایت افکار بین المللی از آن، استثنائی است. این چرخش از برخی لحاظ با سه چرخش مهم تاریخی دیگر در تاریخ معاصر ایران، یعنی انقلاب مشروطیت، نهضت ملی سالهای 30 و انقلاب بهمن ماه 57 قابل مقایسه است.
در این چرخش نیز خشم فروخفته مردم، در اعتراض به وضع موجود، باوجودسرکوب، در ابعادی استثنائی ومیلیونی امکان بروز پیدا کرده است؛ شکاف در هیئت حاکمه وجنگ قدرت میان جناح های اصلی آن باشدت عمل می کند؛ بخشی از هیئت حاکمه به خشن ترین شکل ممکن راه سرکوب و قلع وقمع جنبش اعتراضی مردم را اختیار کرده، وهم زمان در صدد تصفیه جناح مخالف خود در حکومت بر آمده است؛ از سوی دیگر با وجود همه محدودیت ها، طنین فریاد عادلانه ومظلومانه مردم بسرعت ابعاد بین المللی پیدا کرده وحمایت وسیع افکار بین المللی و نهاد های معتبر جهانی را بخود جلب کرده است. مشروعیت رژیم در داخل و خارج بشدت و بمراتب بیش ازگذشته زیر سؤال رفته و عرصه بر ادامه حیات آن به طریق سابق، هر دم تنگ تر می شود. دیگرنه مردم تاب این همه ظلم وسرکوب و بی عدالتی، و حکومت شدن به شیوه گذشته را دارند و نه حکومتگران قادر به حکومت بشیوه گذشته هستند.
چرا چنین شد؟ کدام تناقض از مجموعه تناقضات موجود است که بیکباره، با گره خوردن با فریاد آزادی خواهانه و عدالت طلبانه میلیون ها مردم خسته و بتنگ آمده از وضع موجود، سرباز کرده است؟
بگمان من، برای پاسخ بدین سؤال، باید قدری به عقب برگشت و واقعیت انقلاب بهمن ماه و سیر بعدی آنرا تا مرحله استقرار رژیم جمهوری اسلامی، مورد وارسی قرارداد.
در رابطه با انقلاب بهمن ماه بطور خلاصه باید یاد آورشد که این انقلاب، در سیر خود و پس از کشاکش ها و رقابت هایی حاد و گاه خونین میان نیرو های مختلف در گیر در آن، با رهبری روحانیت شیعه به رهبری آقای خمینی رقم خورد و به این ترتیب مهر و نشان اسلامی پیدا کرد. این انقلاب، اگر بخواهیم فارغ از تمایلات خود و فارغ از فورمول بندی های کلاسیک، و بگونه ای اثباتی سخن بگوئیم، انقلابی بود اسلامی. انقلابی که در پی براندازی دیکتاتوری سلطنتی خاندان پهلوی، در روندی که گاه با تصفیه های درونی هم توأم بود، دیکتاتوری جدید دیگری را زیر بیرق دین و شریعت مستقر ساخت.
رژیم جمهوری اسلامی، این محصول کج و کوله انقلاب اسلامی، همچنان که از نامش هم پیداست، از بدو تاسیس جلوه گاه پدیده های نا بهنگام، متناقض و متضاد بوده است: سنت و مدرنیته، عرف و شریعت، دموکراسی وسرکوب، جمهوری و استبداد، زمینی بودن یا الهی بودن قدرت سیاسی و…،از همان آغاز و بطور همزمان در چهره رژیم و در قانون اساسی آن، به صور گوناگون خود را نشان داده اند؛ تناقض میان جمهوریت و اسلامیت نظام مستقر، جلوه بارز تناقضات پیشگفته است. اگر چه این تناقض طی سی سالی که از عمر رژیم می گذرد، با گره خوردن به منافع باند ها وجناح های مختلف مافیای قدرت، بغرنجی ها و پیچیده گی های خاصی پیدا کرده است.
آنچه که در ایران امروز، حد اقل در حال حاضر مشاهده می شود، بروز دوباره این تناقض در فرایند برگزاری دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری نظام اسلامی در شرایطی خاص است. بخش های وسیعی از مردم به تنگ آمده از سی سال حکومت ملا ها و بویژه چهار سال اخیر آن، با توجه بشکافی که در حاکمیت پیش آمده بود، با شرکت در این انتخابات در واقع به مصاف با جناح غالب رژیم و کاندیدای آن در این انتخابات یعنی احمدی نژاد رفتند. همزمان، بخشی از هیئت حاکمه که خود را در معرض تصفیه و حذف شدن از قدرت می دید در ائتلاف با طیف وسیعی از اصلاح طلبان درون و بیرون از حاکمیت، که شیرازه امور نظام را در نتیجه سیاست ها و روش های اداره جامعه در مسیر گسست و از هم پاشیدگی می دیدند، از سر دفاع از نظام و وجه جمهوریت آن، به کارزار انتخاباتی وارد شدند. تلاقی این دو، یعنی جنبش مردم و شکاف قدرت در بالا به هم، که می رفت احمدی نژاد و حامیانش را بافاصله ای زیاد به عقب رانده و با پیروزی موسوی گشایشی هر چند جزئی در وضعیت سیاسی جامعه و اقشار مختلف مردم را باعث شود، با تقلب گسترده ای که به مدیریت ولی فقیه وشورای نگهبان و وزارت کشور دولت احمدی نژاد انجام گرفت، بطور موقت سد گردید و…
خلاصه کلام اینکه بحران کنونی به نوعی حاصل سرباز کردن تناقض میان دو وجه جمهوریت و اسلامیت نظام است که با فوران خشم میلیون ها مردم بحق ناراضی از یکسو و شکاف در رأس هرم حکومتی از سوی دیگر گره خورده است.
ضعف های مهم این جنبش، و بیش از همه ضعف رهبری و ضعف در زمینه کشیده نشدن آن از کوچه و خیابان و دانشگاه به سطح کارخانه ها وادارات و…،حد اقل تا حال حاضر، ذره ای از اهمیت آن نمی کاهد. شعار ابطال انتخابات که میلیون ها مردم در خیابان ها و زیر سرکوبگری های جیره خواران ولی فقیه و همپالکی هایش فریاد می کنند شعاریست درست، در مقابله با تلاش ارتجاعی ترین محافل حکومتی برای حذف تام وتمام وجه جمهوریت از نظام دینی حاکم و بدین ترتیب کنار گذاشتن همین انتخابات نیم بند غیر آزاد و غیر دموکراتیک هر از چند گاهی. این شعار شعاریست درست، متناسب با سطح و امکانات جنبش برای باز پس گرفتن رأی مردم، در احترام به حق مردم برای تعیین سر نوشت خویش، برای به عقب راندن ولی فقیه و دستگاه قهر و سرکوب او، و بالاخره تقویت فرهنگ جمهوری خواهی در میان مردم، در سطحی بسیار وسیع و گسترده. شعار ابطال انتخابات شعاریست که در عین حال با شعار برگزاری انتخاباتی آزاد ودموکراتیک که باید راه را بر سرقت تا کنونی رأی مردم از سوی دست اندر کاران و مقامات حکومتی ببندد، گره خورده است. این جاست که شرایط برگزاری چنین انتخاباتی، یعنی آزاد و دموکراتیک، منطبق با موازین شناخته شده بین المللی و تحت نظارت نهاد های معتبر بین المللی مطرح می گردد و…این همه در شرایط مشخص جامعه ما، یعنی گامی بسیار بلند بجلو، در زمینه دستیابی به دموکراسی، دستیا بی به فرهنگ و منشی دموکراتیک، آن هم در ابعاد میلیونی.
اینکه تناقض دیرینه موجود میان دو وجه جمهوریت و اسلامیت رژیم به چه ترتیبی حل شود یا در جهت تقویت کدام وجه سیر کند؛ اینکه جنبش حماسی مردم ما چگونه پیشرفت کند و تا چه حد بتواند ارتجاع حاکم را از تعرض بازداشته و آنرا به عقب براند، مسائلی هستند بسیار مهم و سرنوشت ساز. اهمیت این مسائل بخصوص برای جنبشی که استقرار آزادی و دموکراسی و رعایت حقوق بشر در ایران را در سر لوحه اهدافش قرار داده است، دوچندان است. در این زمینه دو نکته حائز توجه می باشند:
اول اینکه راه اسقرار دموکراسی در ایران، مثل هر کشور دیگر، راهیست ناهموار و خود ویژه. این راه نه با کپیه برداری از نمونه کشور های دیگرصورت می گیرد و نه از طریق شعار پردازی و برپایه فورمول های از پیش تعیین شده. این راه در جریان مبارزه علیه استبداد دینی حاکم، از خلال مبارزات جاری مردم برای احقاق حقوق خود و به تناسب تغییر تناسب قوای موجود به نفع نیرو ها وطرفداران آزادی و دموکراسی، طرفداران تفکیک دین از دولت، ودر یک کلام طرفداران جمهوری واقعی است که هموار می گردد.
دوم، خود انتخابات وجایگاه آن در یک نظام دموکراتیک، ونقشی که در تحقق حقوق شهروندی و در تأمین مشارکت همه آحاد جامعه در تعیین سرنوشت خود و جامعه می تواند ایفا کند، مطرح می باشد. از این لحاظ،ا نتخابات و بر گزاری انتخابات آزاد ودموکراتیک، از جمله لوازم اصلی در هر نظام دموکراتیک است. مردم ما، ونیز جریانات گوناگون اپوزیسیون، در جریان همین انتخابات های غیر آزاد و غیر دموکراتیک، و بویژه آخرین آن در 22 خرداد است که تجارب و درس های زیادی آموخته و می آموزند دو… همین تجارب غنی و ارزشمند و استناد مداوم بدان ها هستند که بنای دموکراسی در ایران را تسهیل وامکان پذیر می سازند.

شنبه 6 تیر 1388




بيانيه سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان پيرامون وقايع اخير

بیانیه سازمان حقوق بشر کردستان

محكوميت سركوب و كشتار شهروندان و حمايت از اعتراضات و مطالبات مردم ايران
آن‌گونه كه طی روزهای اخير شاهد بوده‌ايم در پی اعلام نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در ايران و انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به عنوان رئيس جمهور كه بنا بر اظهار ديگر رقبای ايشان و نيز منابع آگاه و بی‌طرف، در نتيجه‌ی تقلبات گسترده‌ و سازماندهی شده صورت گرفته است موجی از اعتراضات مردمی سراسر كشور را فرا گرفته است.
اين اعتراضات كه بيش‌تر خود را در شكل تجمعات و تظاهرات‌های خيابانی در چند شهر بزرگ ايران و به طور گسترده، متداوم و متمركز در تهران نشان داده است با تأكيد بر روش‌های مدنی و استفاده از حق قانونی شهروندان در انجام راهپيمايی‌های خيابانی كه در قانون اساسی جمهوری اسلامی نيز به آن اشاره شده است به صورتی كاملاً خودجوش و مسالمت آميز از سوی شهروندان معترض صورت می‌پذيرد.

اما متأسفانه برخورد‌های خشونت آميز نيروهای ‌انتظامی، گارد ضدشورش و به ويژه افراد موسوم به لباس شخصی‌ با شركت كنندگان در اين گونه تجمعات خيابانی هيچ سنخيتی ‌با ماهيت و نوع اعترضات آنان كه در دفاع از حق خويش و اكثراً بدون شعار و در سكوت برگزار می‌‌شود نداشته و هيچ توجيه‌ای برای اعمال اين همه خشونت و سركوب به شكل ضرب و شتم مردم و حتی اقدام به تيراندازی به سوی آنان كه تا كنون منجر به مجروح و كشته شدن شمار زيادی از هم‌ميهنان بی‌گناه و بی‌دفاع شده است نمی‌توان يافت. مگر آن‌كه انجام اين‌گونه اقدامات سركوب‌گرانه و اعمال چنين برخوردهای خشونت ‌آميزی با شهروندان و نيز دانشجويان معترض را در كنار بازداشت‌های گسترده فعالان سياسی منتقد طی هفته‌ی اخير در ادامه‌ی پروژه تقلب سازماندهی شده در انتخابات و يا به تعبير برخی تحليل‌گران سياسی كودتای نرم عليه جمهوريت نظام و حركت در مسير ديكتاتوری و خفقان مطلق قلمداد نمود.

سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان ضمن آن‌كه دعوت به برگزاری و انجام تجمعات و راهپيمايی‌های مسالمت‌آميز خيابانی را حق نامزدهای معترض و شهروندان ناراضی می‌داند و هر گونه برخورد خشونت آميز از سوی نيروهای مسلح وابسته به حكومت در سركوب آنان را محكوم می‌نمايد از خواست ابطال اين انتخابات و برگزاری یک انتخابات آزاد و دموکراتیک تحت نظارت ناظران بی‌طرف و بين‌المللی كه مورد تائيد و تأكيد فعالان و نهادهای داخلی و بين المللی سياسی و حقوق بشری نيز می‌باشد حمايت می‌كند.

سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان همچنين با ابراز تأسف و تأثر شديد از جان باختن تعدادی از هم‌ميهنان طی وقايع اخير و نيز با ابراز نگرانی از وضعيت شهروندان عادی و فعالان سياسی بازداشت شده توسط نهادهای انتظامی، امنيتی و قضايی خواهان آن است تا مقامات مسئول در جمهوری اسلامی ايران ضمن پايان بخشيدن به هر گونه سركوب و رفتار خشونت آميز با معترضان با آزادی بدون قيد و شرط بازداشت شدگان، فراهم نمودن امكانات لازم جهت مداوای مجروحان و دل‌جويی از خانواده جان باختگان و پرداخت غرامت به آنان از گسترش بيش از پيش خشونت و درگيری در جامعه جلوگيری نموده و با گردن نهادن به خواست عمومی مبنی بر ابطال انتخابات اخير و برگزاری مجدد آن تحت شرايط اعلام شده موجبات آرامش جامعه و رضايت خاطر شهروندان را فراهم آورد.

سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان در پايان با اعلام اين‌كه مسئوليت هر گونه نقض حقوق بشر، ايجاد درگيری و خون ريزی را متوجه دستگاه حاكمه و نيروهای‌ مسلح وابسته به آن می‌داند از شهروندان کُرد در ايران درخواست می‌کند تا آنان نيز به طرق مدنی و ممكن از قبيل مشاركت در اعتصاب عمومی روز سه‌شنبه در كردستان كه از سوی گروه‌هايی از كنشگران كُرد اعلام شده همبستگی و حمايت خود را از هم‌ميهنان‌شان در شهرهای مختلف ايران اعلام نموده و هم‌صدا با مردم ايران عليه نقض فاحش حقوق بشر، بازداشت‌ها، توقيف روزنامه‌ها، فيلترينگ سايت‌ها و كشتارهای اخير كه چند شهروند كُرد نيز از جمله قربانيان آن بوده‌اند اعتراض كنند.

سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان

31 خرداد 1388 برابر با 2009-06-21




۲۶ ژوئن روز همبستگی با کارگران ایران

میلیون ها کارگر به سرکوب مردم در ایران معترضند

آدينه ۵ تير ۱٣٨٨ – ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹
• همزمان با روز همبستگی با کارگران ایران، رهبران چهار سندیکای بزرگ جهانی به نمایندگی از ۱۷۰ میلیون کارگر در سراسر جهان، ضمن نامه ای به علی خامنه ای به سرکوب مردم اعتراض کرده و خواهان تامین آزادی های اساسی در ایران شده اند …

نمایندگان چهار تشکل بزرگ بین المللی کارگری، به مناسبت روز ۲۶ ژوئن، روز همبستگی با کارگران ایران، نامه ای به آیت الله خامنه ای رهبر حکومت اسلامی ایران نوشته و نسبت به سرکوب مبارزات مردم اعتراض کرده اند. در همین حال سندیکاها و تشکل های کارگری مستقل در ایران نیز با انتشار نامه ی مشترکی از سندیکاهای جهانی به خاطر اختصاص روز حمایت از کارگران ایرانی قدردانی کرده اند:

۲۴ جون ۲۰۰۹
روز اقدام همبستگی جهانی با کارگران ایران
عالیجناب،
مطلب پیش رو به نمایندگی از ۱۷۰ میلیون کارگر برای ابراز همبستگی با بسیاری از کارگران ایران که به خاطر محترم شمردن حقوق مسلم دمکراتیکشان به تظاهراتهای خیابانی پیوسته اند به رشته تحریر در می آید.مردم ایران باید از تمامی حقوق انسانی اعم از آزادی تشکل و تجمع برخوردار گردند.
سرکوب شدید تظاهرات های مسالمت آمیز و ارزش قائل نشدن به شأن و مقام انسانی وحشت انگیز است و استفاده نامتعادل و نابجای خشونت ده ها کشته و صدها زخمی بر جای گذاشته است. تشکلات کارگری در سرتاسر جهان با شاهد بودن بر اینکه کارگران و شهروندان تا چه حد در تظاهرات های کارگری مورد حمله و بازداشت قرارگرفته اند مأنوس گشته اند. مورد آخر تلاش برای برپایی راهپیمائی مسالمت آمیز اول ماه می در پارک لاله تهران بود. بسیاری از تظاهرات ها در آستانه‍ی انتخابات با سرکوب خشونت آمیز و دستگیری صدها نفر همراه بوده است.
واکنش مقامات دولتی به بیان خواسته های مشروع مردم بیرحمانه است. گزارش ها حاکی از آنست که مقامات دولتی در چند روز گذشته به مساجد در ایران دستور داده اند تا به هیچیک از قربانیان تظاهرات ها هیچگونه یاری رسانی صورت نپذیرد. این انعکاسی است از عدم وجود ارزش و احترام بنیادین برای مردم خودتان.
چند هفته قبل از رأی گیری برای انتخابات ریاست جمهوری، آی.تی. یو. سی (کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری)، ای.آی (سازمان آموزش جهانی)، آی.تی.اف (کنفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل)، آی.یو.اف (اتحادیه بین المللی خدمات و صنایع غذایی) تشکیل ائتلافی به نام “دادخواهی برای کارگران ایران” را اعلام کرده و تمامی اعضایمان را فرا خواندیم تا با توجه به ادامه‍ی سرکوب کارگران در ایران در روز ۲۶ جون یعنی روز اقدام جهانی همبستگی شرکت کنند. خاموش سازی بیرحمانه‍ی مراسم در آستانه‍ی انتخابات برای ما قابل تصور نبود.
سرکوب سبعانه‍ی مردم دولت فعلی را بی اعتبار می سازد و کارگران و شهروندان نهادهای خودتان در مواردی مربوط به قانون شکنی هائی در ارتباط با انتخابات و مهمتر از آن به خاطر ممانعت محض در برابر حقوق بنیادی انسانی نظیر آزادی بیان، آزادی تجمع و تشکل نارضایتی خود را از دولتی که شما از آن حمایت می کنید به نمایش می گذارند. این محدودیت ها مردم ایران را از برآوردن فریادشان باز می دارد.
در دوران بحران عمیق اقتصادی حاضر، فشار بر کارگران و تمامی مردم ایران که متحمل مشقات شدید اقتصادی می باشند بسیار طاقت فرسا شده است. کارگرانی که به عناوین گوناگون تلاش کرده اند تا صدای محرومیت خود را در مورد دستمزدها، پائین بودن شرم آور دستمزدها، قراردادهای موقت، بیمه های بیکاری، امنیت اجتماعی و شرایط اسفناک کاری برآورند، هر بار با سرکوب رو در رو شده اند. بسیاری از فعالین اتحادیه ها از جمله: منصور اسانلو، ابراهیم مددی، فرزاد کمانگر و شرکت کنندگان در تجمع اول ماه امسال، به سبب تلاش هایشان در زندان ها بسر می برند.
کسانی که در خیابان های تهران و شهرهای دیگر دست به تظاهرات می زنند دیگر حاضر به پذیرش چنین سرکوبی نمی باشند. مردان و زنان گارگر از هر گوشه و کنار جهان و از تشکلاتشان در اتحادیه های جهانی، در حمایت از مبارزات برادران و خواهران ایرانی شان، فریادهایشان را به فریاد های آنها در حمایت از مبارزاتشان برای پایه ای ترین حقوق بشر و کارگران می افزایند. ما مصرانه شما را بر آن می داریم تا در جهت پایان بخشیدن فوری بر برخورد خشونت آمیز علیه تظاهرات مسالمت آمیز، اقدام های لازم و ضروری را بعمل آورده و کسانی را که مسئولیت خشونت و کشتن مردم را بر عهده دارند به پای میز عدالت بکشانید.
آغاز دمکراسی و حقوق بشری که به صورت جهانی برسمیت شناخته می شود برای مردم ایران امری مورد نیاز و ضروری بوده و پیش شرطی است برای به اجرا گذاشتن راهی متصور برای همه کشورها، برای یافتن راه حل هائی برای بحرانهای سیاسی و اقتصادی فعلی در ایران.
اهداف اتحادیه کارگری بین المللی روشن و مشخص و به قوت خود باقی اند.
ما خواهان:
۱_ حقوق کامل دمکراتیک برای مردم ایران شامل : آزادی تشکل و تجمع
۲_ توقف هر گونه سرکوب خشونت آمیز
٣_ آزادی تمامی فعالین اتحادیه ای
۴_ به رسمیت شناختن تمامی تشکلات مستقل کارگری در ایران
۵_ احترام گذاشتن به حقوق حقه‍ی کارگران و قبول تمامی کنوانسیون های بنیادی آی.ال.او ، مشخصا در زمینه آزادی تشکل و قرارداد دسته جمعی کار
۶_ توقف تمامی سرکوب های ضداتحادیه ای و
۷_ بکارگیری مجدد کارگران اخراجی که ناعادلانه از کار بیکار شده اند.
وضعیت کارگران در ایران همچنان مرکز توجهی برای اتحادیه های جهانی است و ائتلاف ما؛ “دادخواهی برای کارگران در ایران” از نزدیک به دیده بانی وضعیت ایران ادامه خواهد داد.

ارادتمند شما
گای رایدر
آی.تی. یو. سی ( کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری)
دیوید کاک رأفت
آی.تی.اف ( کنفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل)
فرد ون لوون
ای.آی ( سازمان آموزش جهانی)
ران ازولد
آی.یو.اف ( اتحادیه بین المللی خدمات و صنایع غذایی)

پیام همبستگی کارگران ایران با اقدام جهانی اتحادیه های کارگری (۲۶ ژوئن)

چهار اتحادیه بزرگ بین المللی (ITUC – ITF – IUF – EI ) روز ۲۶ ‍ژوئن – پنجم تیرماه را به عنوان روز حمایت جهانی از حقوق پایه ای کارگران در ایران و مبارزات آنان اعلام کرده اند و قرار است در این روز اعضای این اتحادیه ها در سراسر جهان اقدام به حمایت عملی از مبارزات کارگران در ایران بنمایند .
این همبستگی جهانی با کارگران در ایران یک اقدام تاریخی و بزرگ در مبارزه طبقه کارگر جهانی برای دستیابی به حقوق انسانی کارگران در ایران و سراسر جهان است و بی تردید نقش تاریخی در پیشبرد مبارزات کارگران ایران ایفا خواهد کرد و از سوی دیگر اتحاد و همبستگی جهانی طبقه کارگر را عمق و دامنه بیشتری خواهد بخشید .
ما امضا کنندگان این بیانیه خود را دوشادوش و همراه این حرکت متحدانه جهانی می دانیم و از این طریق ضمن قدردانی عمیق از سازماندهی چنین اقدامی از سوی ITUC – ITF – IUF – EI دست سازماندهندگان این حرکت متحدانه جهانی را به گرمی می فشاریم و درود های گرم و بی پایان خود را نثار تمامی کارگران جهان و یکایک اعضای این اتحادیه ها می کنیم .
زنده باد همبستگی جهانی طبقه کارگر
چهارم تیرماه ۱٣٨٨

– سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
– سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
اتحادیه آزاد کارگران ایران
– کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری
– انجمن صنفی برق و فلزکار کرمانشاه
– جمعی از کارگران نساجی خامنه
– کارگران کارخانه پرریس سنندج
– کارگران کارخانه بافندگی شین بافت سنندج
– کارگران کارخانجات شاهو
– کارگران نساجی کردستان
-کارگران فرش غرب بافت
– کارگران آجر شیل
– کارگران شیرپاک آرا
– کارگران گونی بافی سما
– کارگران آرد فجر
– کارگران نیرو رخش
– کارگران بخش خدماتی بیمارستان توحید سنندج
-جمعی از بازنشستگان شهرستان سنندج
-کارگران شرکت فرش غرب کرمانشاه
-جمعی از کارگران کارخانه صنایع فلزی شماره ۲
– جمعی از کارگران لاستیک البرز
– جمعی از کارگران شهرستان مریوان
– جمعی از کارگران وفعالین شهر کامیاران
– جمعی از کارگران و فعالین شهر مشهد
– کارگران شرکت کارگلاس تهران
– کارگران یراق آلات قم