پيام آيت الله العظمی منتظری

در اعتراض به عملكرد نامناسب مسئولان و سركوب مردم ‏
به مسئولين و سردمداران حكومتی سفارش می‎كنم كه از مردم عذرخواهی نمايند
پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۸ – ۲۵ ژوين ۲۰۰۹

بسم الله الرحمن الرحيم ‏
‏(الملك يبقی مع الكفر و لا يبقی مع الظلم )‏

‏ ‏ملت بزرگوار و فهيم ايران
‏‏سلام و تحيت به پيشگاه شما مردم غيور و فداكار، كه يك بار ديگر همچون‏ ‏گذشته‌های پر افتخارتان در صحنه سياسی و اجتماعی كشور، رشادت و‏ ‏بلوغ فكری خويش را به اثبات رسانديد و برای احقاق حقوق از دست‏ ‏رفته خود، صبورانه سختی‌ها را تحمل نموديد.

ولی مسئولين امور با آن كه به‏ ‏يقين می‎دانند كه همه منصب و مقامشان ثمره جانفشانی‌ها و از‏ ‏خود گذشتگی‌های شما ملت عزيز و بزرگوار است ، با كمال تأسف در برابر‏ ‏خواسته به حق شما مردم عزيز روشهايی اتخاذ نموده و به اعمالی دست زدند‏ ‏كه در باور هيچ انسان منصفی نمی گنجد.

‏اينجانب كه در حد توان خويش، در مبارزات عليه رژيم گذشته و برقراری‏ ‏جمهوری اسلامی نقش داشته‌ام، ضمن اظهار تأسف و ناراحتی از اين‏ ‏برخوردها و رفتارهای چند روز گذشته، در برابر مردم احساس شرمندگی‏ ‏می‎نمايم و صراحتا اعلام می‎دارم كه اسلام عزيز و سيره نبوی و منش‏ ‏علوی با رفتار حاكمان فعلی تفاوتی آشكار دارد. اين برخوردها و سياستها‏ ‏كه زير لوای حاكميت دينی انجام می‎شود به يقين موجب بدبينی اقشار‏ ‏وسيعی از مردم به اصل اسلام و حاكميت دينی خواهد شد و زحمات‏ ‏ارزشمند علمای اسلام را از بين خواهد برد.
‏‏در كشور و نظامی كه به اسلاميت و شيعه بودن خويش می‎بالد چگونه در‏ ‏منظر و مرآی جهانيان و پس از گذشت فقط سی سال از پيروزی انقلاب و‏ ‏در حالی كه هنوز توده‌های مردم صحنه‌های پايانی رژيم گذشته را به ياد‏ ‏دارند، تهران و برخی شهرهای بزرگ ديگر را به يك پادگان بزرگ تبديل‏ ‏كرده‌اند و با سياستهای غلط خود برادران نظامی و انتظامی را در مقابل‏ ‏مردم قرار داده‌اند و با راه انداختن مأموران لباس شخصی كه خاطره ‏ ‏چماقداران شاه را در اذهان تداعی می‎كند، ناجوانمردانه به جان جوانان و‏ ‏مردان و زنان اين مرز و بوم تاخته و آنها را به خاك و خون می‎كشند.

با‏ ‏انحصاری نمودن تمامی امكانات رسانه‌ای و تبليغاتی، روشنفكران و‏ ‏فرهيختگان و دانشجويان كه همگی چشم و چراغ و فرزندان اين ملت‌اند را‏ ‏وابسته به اجانب می‎خوانند و هر روز به بهانه ای واهی آنها را دستگير و‏ ‏زندانی می‎نمايند. اينان سرمايه‌های اين مملكت‌اند. چرا آمار فرار مغزها از‏ ‏كشور تا اين ميزان بالاست؟
‏ ‏آيا اين گونه برخورد با مسائل موجب وهن اسلام و تشيع نمی‌شود؟! آيا‏ ‏روش و سيره پيامبر(ص) و حضرت علی (ع) كه ما افتخار پيروی از آنان را‏ ‏داريم همين گونه بوده است ؟! رسول بزرگوار اسلام (ص) و امير مومنان (ع)‏ ‏هيچ گاه مخالفان خود را دشنام نداده و به آنان تهمت نزدند، آنان را با شمشير‏ ‏ساكت ننموده و سياست ناپسند و نابخردانه خودی و غير خودی را در‏ ‏مورد مسلمين پياده ننمودند. اينكه عده ای نسبت به حكومت خودی بوده‏ ‏و بتوانند دست به هر جنايتی بزنند، به خوابگاه دانشجويان حمله نموده و آنها‏ ‏را مورد ضرب و شتم قرار داده و از طبقه بالا به پايين پرتاب كنند،‏ ‏قتل‌های زنجيره ای را انجام دهند و فرهيختگان اين ملت را وحشيانه ترور‏ ‏نمايند و از مجازات مصون باشند، با هيچ دين و آئينی سازگار نيست ;‏ ‏خصوصا با شريعت مقدس اسلام كه پيغمبر آن (رحمة للعالمين) است و‏ ‏جانشين بر حق او به خاطر درآوردن خلخال از پای زن يهوديه می‎فرمايد:‏ ‏اگر كسی از اين غصه بميرد بر او ملامتی نيست .
‏اينجانب برای كليه شهدا مخصوصا شهيدان چند روز گذشته علو درجات ، و‏ ‏برای بازماندگان غمديده آنان صبر جميل و اجر جزيل از خداوند متعال‏ ‏خواهانم .
‏‏توصيه من به ملت عزيز و بزرگوار ايران آن است كه در كمال متانت و‏ ‏آرامش با آگاهی كامل خواسته‌های منطقی و بر حق خويش را پيگيری‏ ‏نمايند.
‏‏به مسئولين و سردمداران حكومتی سفارش می‎كنم كه با برخوردهای تند و‏ ‏غير عقلايی بيش از اين موجب بی اعتمادی ملت به آنان و جدايی مردم از‏ ‏نظام نگردند و با دست برداشتن از لجاجت و اظهارات و عقايد اشتباه و‏ ‏تنگ نظری، بين خود و مردم تفرقه ايجاد نكنند و نسبت به اشتباهات‏ ‏انجام شده از مردم عذرخواهی نمايند، و با تشكيل هيأتی بی طرف و دارای‏ ‏اختيارات تام، انتخابات اخير را به سرانجامی قابل قبول برسانند، و باور‏ ‏داشته باشند كه مقامات دنيوی پايدار نبوده و ارزشی ندارد و آيه شريفه ‏ (تلك الايام نداولها بين الناس) را آويزه گوش كنند. اگر مردم شريف‏ ‏امروز خواسته‌های به حق خود را در اجتماعات آرام مطرح نكنند و‏ ‏مظلومانه سركوب شوند، عقده‌هايی شكل خواهد گرفت كه ممكن است‏ ‏بنيان هر حكومتی را هر چند مقتدر باشد بركند.
‏‏در پايان حقيقت مرگ و قيامت را به خود و همگی افراد گوشزد نموده و از‏ ‏خداوند متعال می‎خواهم كه توفيق ايمان و باور به ( انا لله و انا اليه‏ ‏راجعون ) را به همه ما عنايت بفرمايد. آمين رب العالمين .

‏‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

‏۳ تير ماه ۱۳۸۸‏
‏حسينعلی منتظری ‏




نووستی‏: آخوندها با پول های خود از ایران خارج می شوند‏‎

‎ “‎کریل زوبکوف‏‎”‎، ‏РБК daily، خبرگزاری «ریا نووستی» روسیه، 3 تیرماه‎ ‎
‎ ‎بانک های بزرگ ایرانی فعالانه پول های خود را از کشور خارج می کنند. پول ها‎ ‎‎ ‎هم از بانکهایی که تحت کنتترل مقامات ایران هستند خارج می شوند، و هم از‏‎ ‎‎ ‎آنهایی که مرتبط با اطرافیان علی اکبر هاشمی رفسنجانی، حامی “میرحسین موسوی‎‎ ‎هستند، کاندیدای اپوزیسیونی که هنوز نمی تواند به شکست خود در انتخابات‏ ‎‎ ‎اعتراف کند. آشتی بین طرفداران و مخالفین “محمود احمدی نژاد” رئیس جمهور‏‎‎ ‎کنونی ایران که در انتخابات نیز پیروز شد، غیرممکن بنظر می رسد. هر دو طرف‎ ‎‎ ‎آماده درگیری قاطعانه ای می شوند که در نتیجه آن یکی از آنها مجبور به خروج‏ ‎‎ ‎از ایران خواهد شد‏‎. ‎‎ ‎خبر آغاز خروج گسترده پول از ایران را روزنامه ایتالیایی‎ La Stampa ‎به نقل از‎ ‎‎ ‎اداره اطلاعاتی ایتالیا منتشر کرد که به این روزنامه خبر داده بود بانک های‎ ‎‎ ‎صادرات، ملی، سپه و ملت در 48 ساعت اخیر شروع به انتقال پول از ایران به‏‎ ‎‎ ‎ترکیه، مالزی، پاکستان، اندونزی و امارات متحده عربی کرده اند. پول ها با‎ ‎‎ ‎حواله های کمتر از 10 میلیون دلار خارج می شوند. طبق اطلاعات نیروهای امنیتی‎ ‎‎ ‎ایتالیا پول از حساب بنیادهای مختلف غیر دولتی که تحت کنترل روحانیون ایران‎ ‎‎ ‎هستند، به خارج از کشور منتقل می شوند‏‎. ‎‎ ‎فعالیت بنیاد مستضعفان و جانبازان، بنیاد شهید و سایر سازمان های مشابه تحت‏‎ ‎‎ ‎کنترل شدید ادارات اطلاعاتی غرب است که نه بی دلیل، معتقدند از طریق همین‎ ‎‎ ‎بنیادها تهران به حمایت مالی از گروه های تروریستی در خارج از کشور، از جمله‏‎ ‎‎ ‎حزب الله و حماس می پردازد‏‎. ‎‎ ‎الکساندر سوتنیچنکو” کارشناس امور اقتصادی مرکز مطالعه خاور نزدیک در سنت‏‎ ‎‎ ‎پتربورگ به‎ РБК daily ‎گفت: “بانک های دولتی ایران که در مقاله‏‎ La Stampa ‎ذکر‎ ‎‎ ‎شده اند، تحت نظر هستند و مجبورند پول را در حواله های کوچک منتقل کنند”. در‎ ‎‎ ‎عین حال وی معتقد است که برای صحبت درباره اینکه تنها روحانیون نگران پول از‏‎ ‎‎ ‎ایران را خارج می کنند، زود است و حواله به خارج از کشور از طریق بانک های‎ ‎‎ ‎خصوصی که در فهرست سیاه نیروهای امنیتی غربی نبوده و می توانند به آرامی پول‏‎ ‎‎ ‎جابجا کنند نیز انجام می شود‏‎. ‎‎ ‎این کارشناس تصریح کرد: “طرفداران و مخالفین محمود احمدی نژاد آماده زد و‏‎ ‎‎ ‎خورد قاطعانه ای می شوند که در نتیجه آن به احتمال زیاد حزب بازنده مجبور به‏‎ ‎‎ ‎فرار از ایران خواهد شد”. وی معتقد است که مسئله حتی نتیجه انتخابات نیست و‏‎ ‎‎ ‎بحث بسیار مهمتری مطرح است. آیت الله علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ایران‎ ‎‎ ‎علناً از احمدی نژاد حمایت کرد، اما با اینحال میرحسین موسوی کاندیدای مغلوب‏‎ ‎‎ ‎تا کنون از برسمیت شناختن نتایج انتخابات امتناع می کند‏‎. ‎‎ ‎سوتنیچنکو افزود: “تعرض به اعتبار رهبر، بمعنای انکار همه نظام سیاسی ایران‎ ‎‎ ‎است”. ‎‎ ‎پشت سر موسوی بازرگانان بزرگ ایران تحت رهبری رفسنجانی رئیس جمهور سابق کشور، ‏‎ ‎رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان هستند. نباید فراموش کنیم که‏‎ ‎‎ ‎مجلس خبرگان تنها ارگانی است که بطور نظری می تواند رهبر را عوض کند. اگر‎ ‎‎ ‎چنین چیزی رخ دهد، آشتی بین طرفداران احمدی نژاد-خامنه ای و موسوی-رفسنجانی‎ ‎‎ ‎غیر ممکن خواهد بود. با در نظر داشتن خارج سازی فعالانه پول از ایران، می‎ ‎‎ ‎توان گفت که هر دو حزب پل های پشت سر را خراب کرده و آماده ریسک هستند‏‎. ‎

به نقل از: ایران پری نبور




آینده نهاد روحانیت

مصاحبه دویچه وله با فاطمه صدیقی، پژوهشگر و استاد علوم سیاسی

وابستگی روحانیان به دستگاه قدرت و ناتوانی آنان در همپیوندی با جنبش اعتراضی موجود در ایران، موضوع آخرین مقاله فاطمه صادقی است. به نظر این استاد علوم سیاسی، مرجعیت و روحانیت مستقل در مسیر مرگی سیاسی قرارگرفته‌اند.

دویچه‌وله: شما از تعبیر منازعه در توصیف موقعیت سیاسی و اجتماعی ایران پس از انتخابات استفاده کرده‌اید. در حالی‌که بسیاری این وضع را به کودتا تشبیه کرده اند. دلیل چنین تعبیری این است که هنوز باب نتیجه گیری را باز می‌بینید؟

فاطمه صادقی: راستش به نظر من کودتا و منازعه چندان تناقضی با هم ندارند. وضعیت کودتایی نیز وضعیتی منازعه‌آمیز است. من اگر این تعبیر را استفاده کرده‌ام به این معنا نیست که ضرورا باب مصالحه را باز می‌بینم.

در همین مقاله، شرایط کنونی را فراتر از منازعات سیاسی گذشته در ایران خوانده‌ و نوشته‌اید که محدود کردن آن به طبقات یا نخبگان خطاست. می‌خواهید از گذار سیاسی خاصی صحبت کنید؟

بله. تعبیری هست که شرایط کنونی را ناشی از اختلافات طبقات بالا با مطالبات دمکراتیک و آزادیخواهانه در قبال مردم پایین جامعه می‌داند که وضعیت اقتصادی‌شان موجب شده به احمدی‌نژاد رای دهند. من عقیده دارم که منازعه کنونی را نمی‌توان طبقاتی تلقی کرد، زیرا از هر دو گروه در آن حضور دارند.

فاطمه صادقی، پژوهشگر و استاد علوم سیاسی حوزه کار من اقتصادی نیست، اما در حوزه اجتماعی می‌توانم بگویم که بیشتر مردم و به ویژه جنوب شهری‌ها و حاشیه‌‌نشین‌ها از طرح امنیت اجتماعی یا طرح به اصطلاح جمع‌‌آوری “اراذل و اوباش” صدمه خوردند. این تعبیر هست که مثلا روستاییان و حاشیه‌ی شهرها به آقای احمدی‌نژاد رای داده‌اند و طبقات بالا به دیگران. اما یافته‌های ما تا آنجا که به جامعه‌شناسی سیاسی ایران در چهار سال گذشته بر می‌گردد، چنین شواهدی به ما نشان نمی‌‌دهد.

نگاه دیگری به دعوا میان بورژوازی روحانیت با بورژوازی نظامی یا بخش سخت نظام با بخش نرم نظام اشاره می‌کند. این‌ها درست نیست. در هر دو سوی منازعه، هم روحانی هست و هم نظامی. البته در دوران آقای احمدی‌نژاد، بخش نظامی با خاصه‌خرجی پروار شد اما دعوا فراتراز این‌هاست.

خود شما با دید سرد کارشناسی صحنه را چگونه می‌بینید؟

من با دید سرد کارشناسی احساس می‌کنم که مناقشه اصلی، مطالبات دمکراتیک طبقات مختلف اجتماعی است. منازعه بر سر مطالبات یا تمایلات دمکراتیک در مقابل مطالبات یا تمایلات تمامیت خواهانه است. بعد از انقلاب، بحث آزادی‌های شخصی مسئله‌‌ی همه طبقات بوده است. حتی طبقات پایین این موضوع برایشان مهم تر است، زیرا اگر کمیته دختر و پسری از طبقه متوسط را دستگیر کند، این‌ها می‌توانند با دادن رشوه آزاد شوند اما در مورد قشرهای پایین چنین نیست. ما در این انتخابات دیدیم که بسیاری جوانان به هوای نمایندگی این قبیل خواست‌ها به کاندیداها رای دادند. در آن طرف منازعه صد البته کسانی ایستاده‌اند که منافع مادی و شان اجتماعی‌شان از رهگذریک نظام اقتدارگرا تامین می‌شود.

برویم روی جوهر مقاله‌ی شما. نوشته‌اید مردم می‌پرسند چرا روحانیت در جریان‌های سیاسی دخالت نمی‌کند و تنها به تایید یا انتقاد تلویحی وضع موجود بسنده می‌کند. مگر نه این‌که حرف اول و آخر را کسانی می‌زنند که به استحکامات قدرت تکیه دارند؟

نکته نوشته من همین است! نزدیک شدن بخش زیادی از روحانیت به قدرت، عملا قدرت استقلال و موضع‌گیری را از او سلب کرده و من از آن به نام مرگ سیاسی روحانیت یاد کرده‌ام. این می‌تواند حیات معنوی روحانیت را به خطر بیندازد که در صد سال گذشته نقش بارزی در تحولات جامعه ما داشته است.

آیا تنها انتخابات اخیر بود که موضوع وابستگی روحانیت و حوزه در مسائل سیاسی را آشکار یا ثابت کرد؟ اساسا همان در هم تنیدگی دین و سیاست نبود که منجر به چنین بحرانی شد؟

کاملا درست است. این پدیده بود اما بحران فعلی، مهری بر مرگ سیاسی روحانیت کوبید. در سالهای قبل حضور کمرنگ و پررنگ روحانیت را در تحولات سیاسی شاهد بودیم. مثلا گروهی از روحانیت در دوم خرداد نقش مهمی داشتند. جذب هر چه بیشتر روحانیت به مرکز قدرت، هم استقلال آنها را کم کرده و هم نفوذشان در بین مردم را. همین موجب شده که وجوهات پرداختی مردم به روحانیت هم کمتر شود و آنها از نظر معیشتی نیز به حاکمیت وابسته‌تر شوند. به نظر من روحانیت پس از این بحران، در آینده سیاسی ایران بسیار کمرنگ‌تر حضور خواهد داشت و اساسا اتفاقاتی که افتاد، حیات معنوی روحانیت را نیز به مخاطره انداخت.

شما از مرگ سیاسی روحانیت در حالی صحبت می‌کنید که بالاترین مرجع روحانیت که ولی فقیه باشد، در راس قدرت سیاسی قرار دارد. بهتر نیست تفکیکی در این میان قائل شوید؟

من منظورم مرگ تک تک روحانی‌ها نیست، بلکه مرگ نهاد روحانیت است. این‌که یک روحانی در بالاترین سطح تصمیم‌گیری است، اتفاقا به سلب مشروعیت روحانیت کمک می‌کند. بدنه‌ی جامعه از مدت‌ها پیش به روحانیت بدبین بود. اینک این بدبینی افزایش یافته و باوقایع اخیراز این گروه مشروعیت زدایی شده است. به نظر من، نظم سیاسی ایران در آینده هرچه باشد، جای کمتری برای روحانیت درآن هست.

با این شرایط برای چه اصرار بر نام جمهوری اسلامی ایران است؟

نمی‌دانم. البته بسیاری از دوران جدیدی حرف می‌زنند که می‌توان به آن حکومت اسلامی گفت. من لفظ اسلامی را با احتیاط به کار می‌برم، زیرا واقعا معلوم نیست آن‌چه می‌گذرد، ربطی به شرع و شریعت داشته باشد. آنچه در حال وقوع است، هم در بسیاری موارد با قانون اساسی مغایرت دارد و هم فراتر از موارد شرعی مورد اتکای مقامات است. به نظر من، نظامی در حال مستقر شدن است که پسوند اسلامی برازنده آن نیست.

با همه‌ی توضیحات، چرا هم مردم تاحدودی چشم امید به مراجع دارند و هم مهندس موسوی دست استمداد به سوی مراجع دراز کرده است؟

این به شرایط موجود بازمی‌گردد که بسیاری دنبال راه مسالمت‌آمیز برای حل آن هستند. مردم دنبال نهادهای قانونی مانند شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس نیستند زیرا به نطر می‌رسد آنها از قبل تصمیم گرفته‌اند به خواست عمومی وقعی نگذارند. اینجاست که مرجعیت و روحانیت پناهگاه امید گروهی از مردم می‌شوند. اما من در مقاله‌ام سعی کرده‌ام بگویم که آنها دیگر صاحب قدرت نیستند و به زوال رسیده‌اند.

مصاحبه‌گر: مهیندخت مصباح

تحریریه: شیرین جزایری




اپوزیسیون دموکرات و شرایط تحول یافته جامعه ایران


راست این است که روند برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، برغم تمامی تمهیداتی که از سوی ولی فقیه و شورای نگهبان وفرماندهان سپاه و بسیج ودولت احمدی نژاد دیده شد، نتوانست مطابق میل آنها پیش برود.
تقلب وسیع و چندین میلیونی بنفع احمدی نژاد وبزیان رقبایش آن چنان آشکار است که جز ولی فقیه و همپالکی هایش، سایرین بر سر آن تردیدی ندارند. موج اعتراض علیه این تقلب ابعاد بسار گسترده ای یافته است. در این اعتراض گسترده، البته آن توده های وسیع میلیونی که بنا برتجربه خویش و با انگیزه های متفاوت، بخصوص به انگیزه مقابله با انتخاب مجدد احمدی نژاد یا انتخاب بد در مقابل بد تر و به این ترتیب بهبودی هر چند جزئی در شرایط زندگیشان، در این انتخابات شرکت کردند جای خاصی دارند. آن ها بیش از هر دوره ای حس تحقیر شدگی، حس به هیچ گرفته شدن از سوی رژیم ملا ها پیداکرده اند. چنین است که موج عظیم و میلیونی اعتراض به این تقلب و اعتراض به دیکتاتوری مذهبی حاکم، جامعه را فرا گرفته است؛ خواست ابطال نتایج اعلام شده از سوی وزارت کشور احمدی نژاد، که از سوی ولی فقیه نیزمورد تایید قرار گرفته است به خواستی فراگیر بدل گردیده است. اقشار وسیع مردم از اعم از دانشجویان و جوانان و زنان و روزنامه نگاران تا کارگران وکارمندان و معلمین و استادان و…به این موج اعتراضی پیوسته اند؛ بخشی از هیئت حاکمه و بخصوص نیرو های پیرامونی حکومت نیز از موضع خویش به این حرکت پیوسته و از آن طرفداری می کنند. در مقابله با این وضعییت، وضعیتی که می تواند نظام ولایت فقیهی را با مشکلات جدی مواجه سازد خامنه ای نیز همراه با احمدی نژاد ونهاد های سرکوب رژیم بناگزیر وسط بازی را کنار گذاشته وآشکارا راه سرکوب، بگیر و ببند و ارعاب اختیار کرده است و….کشاکش میان نیرو ها و گرایشات مختلف، در مراکز و محل های مختلف و در خیابان و خارج از خیابان ادامه داشته و حالا حالا ها ادامه خواهد داشت. این که روند تحولات چگونه و به چه سویی سوق پیدا کند بستگی به عوامل مختلفی دارد و در حال حاضر چندان قابل پیش بینی نیست. از جمله این عوامل نحوه برخورد اپوزیسیون دموکرات و آزادیخواه ایران است که بسهم خود می تواند در این کارزار وسیع مردمی و در جهت دهی بدان ایفا کند.
به گمان من، اپوزیسیون دموکرات و آزادیخواه ایران فارغ از تفاوت هایش و فارغ از اینکه چه تاکتیک و روشی در قبال این باصطلاح انتخابات، یعنی شرکت یا عدم شرکت یا…،داشته است می باید به دفاع از این جنبش وسیع و میلیونی مردم و حمایت از خواست آنها مبنی بر ابطال نتایج اعلام شده بپردازد. اپوزیسیون در جریان این کشاکش باید بروشنی در کنار مردم و در مقابل نیرو های سرکوبگر ولی فقیه و متحدینش قرار گیرد. اپوزیسیون دموکرات ضمن دفاع از خواست ابطال تلاش برای بسج افکار عمومی جهانیان و درخواست از نهاد ها بین المللی و دولت های غربی مبنی بر عدم شناسایی دولت احمدی نژاد، در هر قدم باید به بویژه به مردم ایران توضیح دهد که تا ملا ها در قدرتند و تا ملا ها بجای رجعت به مسجد در راس حکوت قرار دارند و به عنوان شهروندان درجه اول به اداره امور کشور و حکمرانی بر شهروندان درجه دو یعنی اکثریت قریب به اتفاق مردم اشتغال دارند و از سوی آنها و به نیابت از آنان تصمیم می گیرند، جریان امور جامعه و کشور به همین ترتیبی خواهد بود که در سی سال گذشته بوده است.
اپوزیسیون دموکرات و آزادیخواه می تواند ضمن احترام به تفاوت ها و ضمن حفظ مواضع متفاوتش، فارغ از برخورد های فرقه گرایانه و متفرعنانه، کارزاری گسترده و سراسری در خارج از کشور، در حمایت از خواست مردم رنجدیده کشورمان، در دفاع از دموکراسی و آزادی و در تقابل با دیکتاتوری مذهبی، ایفا کند. آیا اپوزیسیون قابلییت درک تحول در شرایط، توان درک موقعییت خاص پیش آمده و یافتن پاسخی در خور و متفاوت از گذشته را دارد؟؟

یکشنبه 24 خرداد 1388




کانون نویسندگان ایران:

به خواست مردم برای آزادی گردن نهید!

• کانون نویسندگان ایران روز دوم تیرماه بیانیه ای انتشار داد و در آن خواهان پایان دادن به کشتار مردم و محاکمه ی عاملان کشتارها، به رسمیت شناخته شدن حق اجتماعات مسالمت آمیز، پایان اشغال نظامی تهران و سایر شهرها و برچیده شدن بساط سانسور گردید.

مردم شریف و آزاده!

طی نزدیک به دو هفته‌یی که از اعلام نتیجه‌ی انتخابات ۲۲ خرداد ٨٨ می‌گذرد، ده‌ها تن از مردم بی‌گناه بر اثر یورش وحشیانه‌ی نیروهای سرکوب‌گر به قتل رسیده‌اند. افزون بر این، شمار بسیار بیش‌تری مجروح و بازداشت شده‌اند. کانون نویسندگان ایران بی‌آن‌که بخواهد وارد بحث ماهیت انتخابات و درستی یا نادرستی شرکت در آن شود بنا بر منشور و اساسنامه‌ی خود از آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همه مردم و معترضان و سرکوب‌شدگان، صرف‌نظر از عقاید سیاسی آنان، پیگیرانه دفاع می‌کند و، ضمن محکوم کردن کشتار سازمان‌یافته‌ی مردم حق‌طلب ایران و تسلیت و همدردی با خانواده‌های بازماندگان و مردم داغ‌دیده، خواهان آن است که:
۱. به حمله‌ی وحشیانه به تظاهرات و راه‌پیمایی آرام و مسالمت‌آمیز و متمدنانه‌ی مردم پایان داده شود.
۲. اسامی همه کشته‌شدگان، مجروحان و دستگیر‌شدگان اعلام، و بازداشت‌شدگان بی قید و شرط و بی‌درنگ آزاد شوند.
٣. امکان برگزاری آزادانه‌ی مراسم بزرگ‌داشت جان‌باختگان راه آزادی فراهم آید.
۴. سانسور خبری مطبوعات و رسانه‌ها هر چه زودتر برچیده شود.
۵. به اشغال نظامی تهران و دیگر شهر‌های کشور پایان داده شود.
۶. آمران و عاملان کشتار مردم معرفی، محاکمه و مجازات شوند.

بساط سرکوب را برچینید!
مردم حق‌طلب و آزادی‌خواه را اراذل و اوباش و آشوب‌گر نخوانید!
به خواست مردم برای آزادی گردن نهید!

کانون نویسندگان ایران
۲/۴/٨٨




کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران

سخنان خامنه‌ای، چراغ سبز برای سرکوب

پس از یک هفته اعتراضات و درگیری‌های خونین مردم با رژیم و ضرب و شتم و کشتار آنان از سوی حکومت جمهوری اسلامی، سیدعلی خامنه‌ای در نماز جمعه امروز تهران سخنرانی کرد و علیرغم اعتراضات گسترده مردم به تقلب در انتخابات ٢٢ خرداد و خواست آنان مبنی بر ابطال این انتخابات ، در سخنان خود بر صحت نتایج انتخابات تاکید کرد و به این ترتیب، موضوع انتخابات را مربوط به گذشته و خاتمه یافته عنوان کرد.

هرچند که خامنه‌ای امکان بررسی موضوع توسط شورای نگهبان را باز گذاشت، اما با طرح عدم امکان تقلب در آراء در جمهوری اسلامی، آن هم در چنین ابعادی، راه را بر هرگونه اظهارنظر خلاف این از طرف شورای نگهبان بست.

سخنان علی خامنه‌ای در نماز جمعه امروز تهران، بیش از هر چیز بیانگر استیصال رژیم و نداشتن راه حل برای بحران همه جانبه و معضلات فعلی جامعه ایران است. خامنه‌ای به صراحت تاکید کرد که حفظ نظام بیش از هر چیز دیگری برای وی مهم است. او آشکارا مطالبات و خواسته‌های بر حق مردم را ندیده گرفت و با برپایی تظاهرات و اعتراضات خیابانی مردم مخالفت و آنان را تهدید کرد. وی دیگر جناح‌های رژیم را نیز مورد خطاب قرار داد و ازآنان خواست که به «حکم حکومتی» گردن گذارند و «رهبری مطلق» وی را بپذیرند. خامنه‌ای همچنین آنان را مسئول عواقب رویدادهای آینده دانست. خامنه‌ای تلاش کرد تا مردم را بر سر دوراهی پذیرش وضعیت موجود و یا سرکوب جنبش اعتراضی قرار دهد. وی آشکارا و بیش از پیش، مردم را تهدید به سرکوب کرد و چنگ و دندان نشان داد.

سازماندهی اعتراضات مردم، حفظ وحدت و یکپارچگی آن، گسترش مبارزه و مقاومت مدنی توده‌ها به اشکال مسالمت‌آمیز و طرح مطالبات جنبش‌های اجتماعی، می‌تواند با طرح خواست ابطال انتخابات ٢٢ خرداد و تامین شرائط انتخابات آزاد، بیامیزد و در مقابل سرکوب حکومت ایستادگی کند.

خامنه‌ای درمقابل مردم شمشیر را از رو بسته است. باید قصد رژیم را در سرکوب جنبش اعتراضی مردم افشاء کرد. مبارزه توده‌ها اما متوقف نخواهد شد و در اشکال دیگری ادامه خواهد یافت.

سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران حمله به تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم، ضرب و جرح و کشتار آنها و بازداشت فعالان سیاسی را شدیدا محکوم میکند و خواستار آزادی فوری این بازداشت شدگان و پایان دادن به تضییقات علیه مردم، و نیز لغو سانسور بر رسانه‌ها و سایت‌های اینترنتی است.

در این موقعیت حساس، ما بار دیگر از همه نیروهای چپ ،مترقی و آزادی‌خواه دعوت میکنیم تا با همکاری و هماهنگی هرچه بیشتر، در راه ایجاد یک جبهه متحد در مقابل رژیم، دفاع از جنبش اعتراضی مردم و یاری رساندن به آن، مبارزه علیه جمهوری اسلامی را گسترش دهیم.

٢٩ خرداد ١٣٨٨ – ١٩ ژوئن ٢٠٠٩