ندا سمبل مقاومت

ندا آقا سلطان متولد هزار و سیصد و شصت و یک، دانشجوی رشته فلسفه روز سی خرداد در محله امیرآباد تهران به شهادت می رسد. ندا در روز سی خرداد به همراه استاددان شگاهش (رشته فلسفه) و چند تن از هم کلاسی هایش در تظاهرات شرکت داشته است.

او در حالی که برای دقایقی با موبایل صحبت میکرده از جمع تظاهر کننده عقب می افتد که دراین هنگام دو لباس شخصی موتور سوار (موسوم به بسیجی) قلب ندا را با سلاح کمری هدف قرار می دهند . وی در دستان استادش جان می سپارد، ولی موتور سواران توسط مردم متوقف و توسط مردم دستگیر می شوند. ظهر روز ۳۱ خرداد ( روز بعد از شهادت) پیکر ندا به شرط خاکسپاری سریع و محرمانه در بهشت زهرا به خانواده اش تحویل شده است. خاکسپاری وی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و با سرعت بسیار انجام شده است.

گفتنی است که هم اکنون خانواده وی بعد از خاکسپاری ندا آقا سلطان به خانه باز گشته اند.

بر اساس آخرین اخبار دریافتی مراسم یادبود ندا قرار بود امروز اول تیر ساعت ۵ تا ۶.۳۰ درمسجد نیلوفر واقع در عباس آباد تهران برگزار شود که با تماسی از طرف مسجد این مراسم لغو شده است. همچنین به تمام مساجد تهران دستور داده شده است که اجازه برگزاری مراسم ندا آقا سلطان را ندارند.

مراسم یادبود ندا امروز توسط دوستان و یارانش در ساعت چهار بعدازظهر در میدان هفت تیر برگزار خواهد شد.

عباس بختیاری – دوشنبه بیست و دو ژوئن دو هزار و نه – پاریس

شرح زندگی

ندا آقا سلطان در تهران بدنیا آمد. او فرزند دوم از خانواده بود، پدرش کارمند شهری با در آمد متوسط و مادرش خانه دار بود. پس از تحصیل فلسفه اسلامی در دانشگاه آزاد تهران، او تصمیم گرفت در صنعت توریسم فعالیت کند. به همین دلیل او کلاس‌های خصوصی زبان ترکی پرداخته و میخواست رهبر تور باشد.

نشریه تایم نیز از قول پرهانی معلم موسیقی آقا سلطان می‌نویسد که او و ندا به قصد شرکت در تظاهرات میدان آزادی در روز ۳۰ خرداد به سمت تظاهرات با ماشین در حرکت بودند. بگفته پرهانی با اینکه آقا سلطان فعال سیاسی نبود، ولی نسبت به نتیجه انتخابات خشمگین بود. دوستانش به او اصرار کرده بودند که در خانه بماند ولی او پاسخ داده بود که از مرگ نمیترسد: «نگران نباشید، فقط یک گلوله‌است و پس از آن همه چیز تمام می‌شود». کاسپین ماکان، (بگفته بی بی سی فارسی نامزد ندا آقا سلطان، بگفته خبرگزاری آسوشیتدپرس دوست پسر ندا آقا سلطان ماجرا را در مصاحبه با بی بی سی فارسی اینگونه بیان کرده‌است:

وقتی که این اتفاق افتاد، ندا از درگیری‌ها دور بود، یعنی در خیابان‌های فرعی نزدیک امیرآباد بود. حدود یک ساعتی با استاد موسیقی اش در ماشین پشت ترافیک نشسته بود، از گرما و خستگی کلافه و از ماشین پیاده می‌شود. اما براساس تصاویری که مردم ارسال کرده‌اند، احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی در تیراندازی با نشانه گیری به قلبش می‌زنند… چند دقیقه بیشتر طول نکشید، بیمارستان شریعتی نزدیک بود، حاضران سعی می‌کنند ندا را با اتومبیل به اورژانس ببرند اما قبل از انتقال به بیمارستان، او در دست استاد موسیقی اش جان می‌دهد… جسدش را دیروز با زحمت زیاد توانستیم تحویل بگیریم. البته جسد ندا در پزشکی قانونی تهران نبود، در پزشکی قانونی خارج از تهران بود. مسئولان پزشک قانونی خواستند که بخش‌هایی از بدنش از جمله قسمتی از استخوان رانش را بگیرند، پزشکی قانونی نگفت برای چه کسی اعضا را می‌خواهد استفاده کند، هیچ توضیحی در این زمینه داده نشد. خانواده موافقت کرد برای اینکه زودتر جسد را تحویل بگیرند، چون ممکن بود همین موضوع باعث تعویق تحویل جسد بشود. جسد را در قطعه‌ای از بهشت زهرا یک شنبه ۳۱ خرداد هنگام عصر دفن کردیم، البته کسان دیگری هم که در درگیری‌ها کشته شده بودند را هم آنجا آورده بودند، انگار منطقه از پیش برای این افراد تعیین شده بود… مقامات امنیتی ایران طی حکم‌های مختلف به بیمارستان‌ها، کلینیک‌ها و جراحان و پزشکی قانونی عنوان کرده بودند که نباید گواهی فوت براثر شلیک گلوله باشد، مسلما به این دلیل که در آینده شکایت بین المللی توسط خانواده‌ها به عمل نیاید . البته من هنوز برگه ترخیص ندا را ندیده‌ام اما در چند روز آینده از پدرش برگه را می‌گیرم.
ماکان همچنین در مصاحبه با بی بی سی فارسی عکس‌هایی که گفته میشود خانم آقا سلطان را قبل از درگیری در تظاهرات نشان میدهد را تکذیب کرده و میگوید: «به نوعی به نظر می‌رسد طرفداران آقای موسوی ندا را به او ربط داده‌اند. اما این طوری نیست. ندا فوق العاده به من نزدیک بود، ندا هرگز طرفدار هیچ یک از این دو گروه نبود، ندا خواهان آزادی بود، آزادی برای همه.»

روایت دیگر

از طرف دیگر خبرگزاری آسوشیتدپرس روایت دیگری را از ماکان ذکر کرده که در آن صحبت از «قصد آقاسلطان برای پیوستن به تظاهرات» کرده و علی رغم تلاش ماکان برای منصرف کردن آقا سلطان، او به تظاهرات با هدف بدست آوردن مردمسالاری و آزادی برای مردم ایران رفته‌است.

خاکسپاری و مراسم یادبود

بگفته کاسپین ماکان، نامزد ندا آقا سلطان، «دوشنبه یکم تیرماه ساعت دو ونیم قرار بود در مسجدی در خیابان شریعتی بالاتر از سید خندان مراسمی داشته باشیم، اما بسیجیان و مسئولان مسجد اجازه برگزاری ندادند، چون به نظرشان هرج و مرج می‌شود و نمی‌خواهند درگیری به وجود آید. چون می‌دانند که ندا مظلومانه رفت و می‌دانند که همه مردم در ایران و خارج از ایران متاسف شدند، و شاید پیش بینی می‌شد جمع کثیری از مردم حاضر شوند، به هر صورت فعلا اجازه برگزاری هیچ مراسم عمومی را نداده‌اند». در روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸ مراسم گرامیداشت ندا با حضور هزار نفر در میدان هفت تیر برگزار شد حدود ۵۰۰ نفر از افراد گارد ضد شورش و بسیج میدان را محاصر کرده بودند گروهی از راننده گان عبوری نیز با به صدا درآوردن بوق اتومبیل خود با تظاهرات کنندگان ابراز همبستگی کردند.۶۰ نفر ازاین افراد دستگیر شدند




سازمان ملل متحد

به حضور محترم جناب بان کی‌ مون، دبیر کل سازمان ملل متعهد

عالی‌ جناب

تظاهرات صلح طلبانه و غیرخشن شهروندان ایرانی‌، از تاریخ ۱۳ ژوئن، توسط کارگزاران جمهوری اسلامی ایران شدیدا مورد سرکوب واقع شده اند. بیش از ۵۵ نفر کشته و هزاران نفر توسط جمهوری اسلامی به خاطر این تظاهرات صلح طلبانه دستگیر شده اند. حتا کودکان و تماشاگران از گزند این سرکوب ها مصون نبوده اند.

در تاریخ ۱۲ ژوئن وزارت کشور جمهوری اسلامی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کرد. به نحو عجیبی‌ ساعتی‌ چند پس از بسته شدن حوزه‌های انتخاباتی، محمود احمدی نژاد توسط دولت برنده اعلام گردید. میلیون‌ها ایرانی که به کاندیدا‌های مخالف، آقایان کروبی و موسوی، رای داده بودند جهت اعتراض به نحوه اعلام نتایج انتخاباتی به راهپیمایی مسالمت آمیز پرداختند. آنها همگی‌ تقاضای ابطال انتخابات را داشتند. تظاهر کنندگان پیر و جوان در شهر‌های مختلف ایران به نحوی خود انگیخته و صلح آمیز در راه پیمایی‌ها شرکت کردند. همه تظاهرات مسالمت آمیز بودند، تا زمانی‌ که چماق داران رژیم، که بار‌ها توسط دولت برای ایجاد رعب و وحشت، و مشروعیت دادن به اجرای قوانینی سرکوبگر مورد استفاده قرار گرفته اند، وارد میدان شدند. این الواط، حتا وارد خوابگاه‌های دانشجویان در دانشگاه‌های تهران، شیراز و اصفهان شدند و دانشجویان را مورد رفتاری توهین آمیز و بی‌ رحمانه قرار دادند. ارتباطات تلفنی و خبر رسانی سانسور شده اند. رسانه‌های الکترونیکی، وب سایت ها، پیامک فرست ها، و موبایل‌ها همگی‌ بلوکه شده اند. روزنامه‌های داخلی‌ قادر به انتشار خبر‌های درست که صد‌ها هزار ایرانی‌ و رسانه‌های خارجی‌ شاهد اند، نبوده اند. شهروندان ایرانی‌ مورد ضرب و شتم و بازجویی‌ ‌ ‌ بی‌ دلیل قرار گرفته اند.

با توجه به اوضاع کنونی ایران، ما از سازمان ملل متحد تقاضا داریم که منطبق با منشور اعلامیه حقوق بشر، که دولت ما از امضا کنندگان آن است، به اجرای اصول برشمرده زیر هرچه سریع تر اقدام نماید:

ا) رسیدگی به نقض دولتی تبصره ۵ و تبصره ۹ منشور همگانی حقوق بشر توسط دولت جمهوری اسلامی ایران (هیچ فردی نباید مورد آزار، شکنجه و رفتار غیر انسانی‌، توهین آمیز و بی‌ رحمانه قرار گیرد؛ هیچ فردی نباید مورد دستگیری اختیاری، زندان دلبخواهی و بدون مقررات و یا تبعید واقع شود.) لیست دستگیر شده گان توسط جمهوری اسلامی از تاریخ ۱۳ ژوئن باید اعلام گردد.

ب) محکومیت جمهوری اسلامی ایران جهت نقض اصل ۲۰ آن منشور (حق آزادی تجمع و گرد همایی مسالمت آمیز.)

ج) تشکیل هیئت مستقلی جهت رسیدگی به تخلفات انتخاباتی جمهوری اسلامی ایران در نقض تبصره ۲۱ آن منشور (۱-همه افراد حق شرکت در حکومت کشور خود را، مستقیم و یا از طریق نمایندگان خود، دارند. ۲- همه افراد حق دسترسی‌ برابر به خدمات عمومی‌ کشور خود را دارند. ۳-اراده مردم اساس اتوریته دولت هاست، و این اراده از طریق انتخابات راستین و دوره ای که متکی‌ بر آرای همگانی و عمومی‌ بوده و به نحو پنهانی‌ و بر اساس مقررات و ضوابط آزاد و قانونی است، بیان میشود.)

د) تقاضای جریان اندازی آزادانه اطلاعات از دولت ایران و درخواست احترام به حقوق آزادانه شهروندان ایرانی‌ برای بیان و برای دیدگاه‌های خود مطابق با تبصره ۱۹ آن منشور (همه افراد حق آزادی عقیده و بیان دارند؛ این حق شامل آزادی داشتن دیدگاه‌ها بدون مداخله و یا برای تفتیش، دریافت و آشکار کردن اطلاعات از طریق رسانه‌ها علیرغم وجود مرز‌ها، است.)

ه) درخواست از جمهوری اسلامی ایران برای پاسداشت حقوق برابر شهروندان در مقابل قانون علیرغم دیدگاه‌های سیاسی آن‌ها منطبق با تبصره ۷ منشور اعلامیه حقوق بشر آن سازمان.

گروهي از نویسندگان و هنرمندان (مقیم شهر تهران)
اسامي امضا كنندگان بدلايل معلوم تامين امنيت ايشان فقط در سايت بطور محرمانه درج شده




جلسه فوق العاده پنج حزب و سازمان سياسی اپوزيسيون

برای حضور هرچه فعال تر در جنبش اعتراضی مردم
سه شنبه ۲ تير ۱۳۸۸ – ۲۳ ژوين ۲۰۰۹

با توجه به شرايط حساس و سرنوشت ساز در کشور روز شنبه٣۰ خرداد نمايندگان حزب دمکرات کردستان ايران، سازمان فدائيان خلق ايران-اکثريت، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، حزب کومله و شورای موقت سوسياليست های چپ ايران در پاريس جلسه اضطراری تشکيل دادند و در باره انجام اقدامات عاجل در برخورد با رويدادهای جاری در کشور و چگونگی حضور هرچه فعال تر در جنبش اعتراضی و آزاديخواهانه مردم ايران به رايزنی پرداختند. در تحليل رويدادها، همه نمايندگان به اتفاق بر اين نظر بودند که پیآمدهای مقاومت دليرانه مردم در برابر گستاخی علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی و مخالفت آشکار آنان با دولت و رئيس جمهوری انتصابی وی سمت گيری و کيفيت تحولات آتی در کشور را رقم خواهد زد و به اين اعتبار بايد با تمام توان در جهت پيروزی جنبش مقاومت مدنی و خيزش تاريخی مردم ايران تلاش کرد. هريک از نمايندگان با اشاره بر اين که علی خامنه ای با تهديد، سرکوب و ريختن خون مردم معترض می خواهد نيروی مقاومت را در هم بشکند، تاکيد کردند برای خنثی ساختن تهاجم جريان حاکم بايد همه ايرانيان آزاديخواه را به اتحاد، همبستگی و حرکت اعتراضی همآهنگ فراخواند، در جهت تداوم و گسترش تظاهرات سراسری در شهرهای مختلف جهان و بازتاب موثرآن کوشش کرد و با مراجعه جمعی به نهادهای حقوق بشری، دولت ها، سازمان های بين المللی و رسانه ها از آنان خواست به اعتراض جهانی عليه سرکوب در ايران بپيوندند و از مردم ما در مبارزه عليه ديکتاتوری پشتيبانی کنند.
دراين نشست همچنين بر هماهنگی بيشتر، سرعت عمل و تقويت مناسبات پنج حزب و سازمان به منظور پيگيری پيشنهادها و تصميمات جمعی تاکيد شد.

حزب دموکرات کردستان ايران
حزب کومه له کردستان ايران
سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران
سازمان فدائيان خلق ايران-اکثريت
شورای موقت سوسياليست های چپ ايران




حزب سبزهای فرانسه


پیام به مردم ایران

مبارزات شما برای آزادی از سنت دیرینه ای برخوردار است. فشارواختناق هیچگاه مانعی در مقابل اراده شما برای کسب حقوقتان نبوده است. همه میدانند که انتصاب کاندیداها بدلیل سیسم ولایت فقیهی بر اساس قوائد دمکراتیک وروشن صورت نگرفت. با این وجود انتخابات ریاست جمهوری اخیر امید بزرگی را برانگیخت و میلیونها ایرانی بسیج شدند تا به چهار سال دولت احمدی نژاد پایان دهند. دوران احمدی نژاد دوران استبداد علیه آزادی و حقوق مردم وسرکوب زنان، جوانان، روشنفکران، کارگران ودیگر اقشار جامعه بشمار میآید. سیستم دیکتاتوری در رآی مردم تقلب نمود. نتیجه این انتخابات توسط آقای خامنه ای و احمدی نژاد و طرفداران اینان دزدیده شد. پس از آن مردم بعنوان اعتراض شوریدند تا از حیثیت و رآی خود دفاع کنند. در مقابل این اراده، رهبر جمهوری اسلامی در نطق خود آشکارا به حمایت از احمدی نژاد دست زد، از مردم خواست به خانه هایشان بروند ودر غیر این صورت با سرکوب خونین و سنگین تری مواجه خواهند شد. علیرغم این تهدیدات و حضور نیروهای سرکوب در مسیر تظاهرات، روز 20 ژوئن مردم نترسیدند وشجاعانه به خیابانها ریختند. این درس بزرگی است، استبداد کور است وخشونت را تنها جواب برای مردم میداند.

حزب سبزها قاطعانه ازمبارزات مردم ایران و نیروهای مترقی پشتیبانی نموده و در شرایط این کودتای انتخاباتی وتقلب در نتایج آرا، از برگزاری انتخابات آزاد حمایت میکند. حزب سبزها سیاست سرکوب دولت احمدی نژاد ورهبر ولایت فقیهی را محکوم مینماید. تظاهرگنندگان درایران فریاد میزنند “مرگ بر دیکتاتور”، زیرا مستبدان حقوق شهروندان را پایمال کرده اند. با سیاست دروغ و تقلب وخشونت، حقوق بشر یکبار دیگر در ایران بطرز فاحش نقض شده است. مبارزه در ایران مبارزه برای آزادی است، ما در این مبارزه علیه دیکتاتوری و برای آزادی در کنار شما هستیم.

حزب سبزهای فرانسه
پاریس 21 ژوئن 2009




پیام از ابوالحسن بنی صدر به مردم ایران

ایرانیان در برابر اعلان جنگ یک رژیم در حال مرگ

هموطنان!
هر روز بر شمار کشته ها و زخمی ها و دستگیر شدگان گرفتار شکنجه افزوده می شود. همدرد شمایم. شجاعت و استواری شما را می بینم و از خداوند پیوسته می خواهم که شما را بر بنای جامعه ای آزاد و باز توانا گرداند.
آقای خامنه ای در خطبه های نماز جمعه 29 خرداد 1388، دروغهای پرتناقض گفت و بدانها، بر شما روشن کرد که در رژیم او و در سر زورمدار او، از اسلام هیچ نمانده است. اندیشه راهنمای او و رژیمش از فکرخالی و از زور پرگشته است: چون می خواست انتخابات قلابی را رأی اعتماد 40 میلیونی به «نظام» جلوه دهد، نامزدها را، متعلق به نظام خواند و چون نوبت تهدید شد، آنها را تهدید کرد که هرگاه تسلیم تقلب بزرگ نشوند،عقوبتی سخت می یابند. چون خواست انتخابات رسوا را آزاد جلوه دهد، حضور مردم را در خیابانها، تا روز 22 خرداد ستود و چون بر آن شد که تهدید کند، حضور همین مردم از 23 خرداد بدین سو را، جرم گرداند و دروغی رسوا گفت و جسارتی بزرگ به مردم ایران کرد و گفت: آقای اوباما گفته است مدتها بود که منتظر ریختن مردم ایران به خیابانها بودیم. او اعتراض کنندگان به تقلب در انتخابات را مسئولان خشونت قوای سرکوبگر خود گرداند!
گفت از «شورای نگهبان» خواسته است به شکایت اعتراض کنندگان رسیدگی کند، انتخابات را بی عیب و نقص خواند، به سخن دیگر، پیشاپیش رسیدگی را بیهوده گرداند. بگاه ادعا، 40 میلیون رأی را دلیل مشروعیت و محبوبیت «نظام» خواند و، در جا، حق اعتراض همین مردم به تقلب بزرگ را انکار و آنها را به سرکوب تهدید کرد.
زورمداری سبب بریدن از واقعیت می شود: آقای خمینی که می دانست جمهور مردم مخالف کودتای او و دستیاران او در خرداد 60 هستند، از این رو، در مخالفت با پیشنهاد مراجعه به آرای عمومی این جانب، گفت:” 35 میلیون بگویند بله، من می گویم نه”، اما جانشین او، آقای خامنه ای، چنان از واقعیت بریده است، که مخالفت جمهور مردم با رژیم ولایت مطلقه فقیه و شخص خود را موافقت گمان می برد. آیا تا آنجا از واقعیت بریده است که نمی داند غیر از اقلیت کوچکی که در این رژیم به نامزد دلخواه او رأی دادها ند، بقیت مردم، با او و رژیم او مخالفند؟! زندانی دنیای مجازی خود ساخته گشته و می گوید: فصل الخطاب قانون است. اما افزون بر این که او فوق قانون است و قانون حاکم، قانون زور است، همین قانون را نیز رعایت نکرده است: رأی مردم بنام نامزد آقای خامنه ای خوانده شد و از سوی آنها که در انتخابات شرکت نکرده اند و یا امکان دادن رأی دادن نیافته اند، بنام آقای احمدی نژاد رأی در صندوقها ریخته شد. در همان حال که می گوید: «حرف آخر را رأی دهندگان» در پای صندوق رأی می زنند، اعتراض شما مردم را به تقلب، ممنوع می کند.

ایرانیان!
بدین سان، آقای خامنه ای، در مقام نمایندگی از مافیاهای نظامی – مالی، به شما اعلان جنگ داده است. در همان حال که به نامزدهای معترض، امر به سکوت و سر فرودآوردن داد، آنها را تهدید نیز کرد. یعنی در این رژیم، هرگونه اصلاح نا سازگار با استبداد مطلقه نا ممکن است، بنا بر این،
1- ادامه جنبش همگانی، نه تنها دفاع از حیات ملی در استقلال و آزادی است و بخاطر بازیافت ولایت جمهور مردم است، بلکه روشی است که از میزان خشونت در کشور می کاهد و اجازه سوء استفاده از یک رژیم نامشروع و ناتوان را به قدرتهای خارجی نمی دهد.
2 – همچنان می باید خشونت زدائی روش شرکت کنندگان در جنبش همگانی باشد. برای به خشونت نگرائیدن و خشونت قوای سرکوبگررا خنثی کردن، ابتکارهای جدیدی را یافته و بکار برید چرا که جنبش همگانی در خورترین فرصت برای یافتن و بکار بردن ابتکارهای شما مردم است. این ابتکارها از آنهایی انتظار می رود که نقش نیروی محرکه جنبش همگانی را برعهده دارند.
3 – جمهور مردم می باید هشیار باشند که جنبش همگانی آنها بکار تخاصم در درون رژیم بر سر قدرت نرود. اینک که «صاحب ولایت مطلقه» صاف و صریح، اعتراض به تقلب بزرگ را مخالفت با «نظام» می خواند، دیگر چرا می باید مردم ایران سرکوب سبعانه را تحمل کنند و نگویند خواهان استقرار ولایت و حاکمیت جمهور مردم هستند؟ وقتی نظام در شخص خامنه ای ناچیز شده است، چرا مردم ایران نگویند: ولایت مطلقه فقیه را نمی خواهند؟ شعار شفاف روز 31 خرداد مردم پاسخ روشن به این پرسش نیست؟ بر مردم است که با گامهای استوار بسوی هدف ، که استقرار ولایت جمهور مردم است، پیش بروند. از راه فایده تکرار، تکرار می کنم هدفی را باید جست که حقی همگانی باشد. بهوش باشید که هر هدفی که حق همگانی نباشد، موجب تفرقه و از کار افتادن نیروی محرکه جنبش و توقف آن می شود.
4 – رژیمی که در مرکز آن چنین تخاصمی وجود دارد و مرام خود را، از حق، از راست گفتاری و راست کرداری تهی کرده است، خود خویشتن را محکوم به زوال کرده است. ایران در خطر می افتد اگر شما مردم آن را از راه جنبش همگانی به نظامی مردم سالار بدل نسازید. بنا بر این، ابتکار عمل می باید در دست شما مردم بماند و نباید بگذارید این و آن، به این و آن دست آویز، ابتکار عمل را از دست شما بدر برند.

ایرانیان!
توانائی از شماست و ناتوانی از استبدادیان، خشونت زدائی ازشما و خشونت گستری از استبدادیان، استقلال رأی و عمل ازشما، و وابستگی و واکنش ازاستبدادیان است. صبر و استقامت، پیروزی را در دسترس شما قرارمی دهد. بر خشونت استبدادیان شکیبا باشید وگرنه، بسا زمانی دراز، گرفتار خشونت استبدادیان می مانید. توانائی های خود را در ادامه دادن به جنبش همگانی بکار برید و پیروزی زود رس را از آن خود کنید.
معتمد شما
ابوالحسن بنی صدر
31 خرداد 1388




استصواب در انتخابات استصوابي

آيت‌الله خامنه‌اي، آن ولي فقيه در نماز جمعة 19 ژوئن يكبار ديگر آشكارا نشان داد كه اين عقل و منطق و مصالح و منافع ملت نيست كه او را راهنمائي مي‌كند، او با گفتارهاي خشن ماهيت ددمنشانه و ضدانساني خود را چنان بي‌پروا بروز داد كه از اين خبر تمام مردم جهان به حيرت افتادند و ترس و بيم كشتار وحشيانة زنان و مردان آزادي‌خواه ايران بر وجدان روشنفكران چنان سنگيني كرد كه هنوز ساعتي از گفتار او نگذشته بود كه عكس‌العمل شديد آنان از طريق رسانه‌ها به گوش جهانيان رسيد

.

با آنچه كه در ايران مي‌گذرد سئوال عمده اينست كه عاقبت اين خيزش بزرگ مردمي به كجا و به چه چيزي خواهد انجاميد؟ مردم تا كي به خيابانها خواهند ريخت و با حضور در مبارزه هزينه خواهند داد؟ هيچ طوفاني عمر طولاني ندارد. اما هر طوفاني اثراتي از خود بجا ميگذارد. جوامع هم مانند طبيعت هر از چندي نياز به طوفان و غرش و شدت عمل در مقابل قدرتهاي حاكم را دارند تا تغييرات اساسي را باعث شوند.
اما اگر از اين حركت دستآوردهاي اجتماعي و سياسي بوجود نيايد و اين دستآوردها صيانت نگردند طبيعتاً نتيجه كارنامه منفي و زيان‌بار خواهد بود. آيا اين خيزش عظيم اجتماعي تحولاتي را در جامعه باعث خواهد شد؟ يا نه همچون نمونه‌هاي گذشته‌اش باز ما را به عقب‌تر خواهد راند؟ چرا چنين احتمالي پيش‌بيني ميشود در حاليكه از چنين پيش‌بيني بايد هراس داشت و اميدوار بود كه اينبار همانند زمان خاتمي، سالهاي بعد از انقلاب 1357، همانند سي تير 1331 و انقلاب مشروطيت نشده و سرداران آزادي در پنجه خون آشامان و دژخيماني چون عين‌الدوله، قوام‌السلطنه، خميني، لاجوردي، احمدي‌نژاد و خامنه‌اي هلاك نگردند.
آيا اين ويژگي جامعه ماست يا در غالب جوامع اينچنين ميشود؟ اگر به آفريقاي جنوبي ماندلا، به لهستان لخ‌والزا، به شيلي آلينده، به هند گاندي‌ها توجه كرده و آنها را با ايران خودمان مقايسه كنيم بايد به سئوالاتي پاسخ دهيم:
ـ آيا نبود آزادي و عدم رعايت حقوق شهروندي ما را به اين روزگار كشانيده است؟
ـ آيا رهبران سياسي ما بي‌لياقت بوده‌اند و نامردمي كرده‌اند؟
ـ آيا ما مردمي هستيم كه حافظه تاريخي‌اش كوتاه است؟
طبيعتاً براي هر كدام از اين سئولات پاسخهائي مي‌توان يافت اما هيچكدام قانع‌كننده نيست.
بلاشك تنها نويسنده اين سطور نيست كه در برابر اين سئوالات سر در گم است، بسياري ديگر كه به آينده ميهن‌مان مي‌انديشند در حيرت‌اند و چه بسا كه شما خواننده گرامي اين سطور نيز بارها از خود اين سئوالات را كرده باشيد. اما امروز با آنچه كه بر مردم ما ميگذرد اين سئوالات پررنگ‌تر مي‌شوند. مخالف رأي دادن در نظام جمهوري اسلامي و عدم شركت در اين انتخابات به دليل اينكه شرايط لازم براي انتخابات آزاد و عادلانه برقرار نيست و به جهت اينكه نامزد نمايندگي رياست جمهوري واجد شرائط در ميان اين افراد وجود ندارد و از همه مهمتر به دليل مخالفت با اصل استصوابي وظيفه هر آزادي‌خواه و روشنفكر است.
اما چون زمان موضعگيري بر سر رأي دادن يا ندادن در انتخابات رسيد ديديم كه عده‌اي با آن موافقت كردند كه بايد حق انتخاب آنان را محترم شمرد. اينان چنان استدلال نمودند كه بين بدتر و بدترين بايد بدتر را انتخاب كرد غافل از اين اصل كه چنين فرضيه‌اي مي‌تواند در شرائطي قابل دفاع باشد كه حداقل دموكراسي و رعايت آزادي شهروندي وجود داشته باشد. چرا كه اين به درستي در دموكراسي‌هاست كه همواره شهروندان بين بد و بدتر را انتخاب مي‌كنند و به ندرت به ايده‌ال و برنامه اجتماعي خود رأي ميدهند. اين‌ها آيا از خود سئوال كرده‌اند كه اين رژيم كه در فساد و نامردمي و عقب‌ماندگي و عدم لياقت اداره جامعه غرق است آيا بوئي از دموكراسي برده است؟
تمام كساني كه مردم را به رأي دادن تشويق كردند و آنها را پاي صندوقهاي رأي بردند از روشنفكر گرفته تا افراد و سازمانهاي سياسي از آخوند گرفته تا مراجع تقليد موظف‌اند به شدت نسبت به اين تقلب بزرگ و نسبت به اين استصواب در انتخابات استصوابي يعني صلاح و مصلحت دو ظرفيتي بايستند و تا ابطال كامل انتخابات (نه دوباره خواندن آراء چرا كه احتمال كنترل آن بسيار ناچيز است) و برگزاري يك انتخابات سالم و عادلانه با مشاركت كانديداهاي آزاد مبارزه كنند. در اين انتخابات برخلاف انتخابات گذشته بايد مردم بتوانند بدرستي نامزدهاي خود را معرفي نمايند و در اين انتخابات بايد كه مردم از شرائط لازم براي انتخابات آزاد برخوردار شوند. هم‌ميهنان عزيز، امروز بايد بطور همبسته و متحد و بي‌محابا و با قاطعيت كامل در برابر اين حاكميت خردگريز كه با كينه‌توزي نسبت به مردم ايران دشمني مي‌كند، ايستادگي و پايداري كرد و با استفاده از تمام امكانات مشروع او را به عقب‌نشيني وادار نمود.

هر كس مدعي شود اين رژيم در ساختار كنوني‌اش نياز به انتخابات رياست جمهوري و رئيس جمهور و حتي جمهوريت، نياز به انتخابات مجلس و نهاد پارلمان، نياز به قاضي مستقل و قوه قضائيه دارد كه مظاهر دموكراسي هستند در اشتباه محض است همه چيز اين رژيم به دو قوه وابسته است و در اين دو قدرت خلاصه مي‌شود يكي قدرت مذهبي كه بوسيله آن حق آزادي مردم تصاحب شده است و زير لواي دين و مذهب مردم را فريب مي‌دهد و دوم مافياي ثروت كه منابع و ذخاير كشور را به تاراج داده و حسابهاي خود را در بانكها افزايش ميدهند.
اين تركيب حاكميتي را در ايران بوجود آورده است كه به شايستگي بايد آنرا تئومافيوكراسي ناميد كه همانند اختاپوسي بر تار و پود ملت و به ساختار مملكت تنيده است و از خون و ثروت مردم، خود را تغذيه مي‌كند.
ديديم كه تئومافيوكراسي حاكم بر ايران با تقلبي بزرگ و مخبط نه تنها به راحتي فرد مورد نظر خود را به مردم تحميل مي‌كند بلكه رهبر اين حاكميت اعتراض مردم و جوانان را بي‌ارزش دانسته و آنها را تهديد به كشتار بيشتر مي‌كند.
امروز چه آنهائيكه موافق رأي دادن بوده‌اند و چه آنهائي كه مخالف آن، همه بايد در يك جبهه مشترك و با وجدان همبستگي خود در مقابل تئومافيوكراسي حاكم بر ايران قد راست كنند و بدان نه بگويند و خواستار لغو كامل اين انتخابات استصوابي شده و براي آزادي انتخابات در ايران با نظارت سازمانهاي بين‌المللي مبارزه كنند.
فرهنگ قاسمي
19 ژوئن 2009