برای پناهجوی ایرانی



چهارشنبه ۲۴ آذر ۱٣٨۹ – ۱۵ دسامبر ۲۰۱۰
دنیز ایشچی
اولین گفتمان سیاسی آزاد ۹ سازمان سیاسی بر محور حقوق بشر بعنوان راهکار استراتژیک محوری همکاریها را باید نه فال نیک گرفت. اگر با دیدی فراختر به این مساله نگاه کنیم، شاید بشود گفت که این کار مشترک باید سالها پیش آغاز میگردید. حیاتی بودن استمرار این کارکرد مشترک در مسیر همکاریهای عملی در دفاع از آزادیهای فردی و اجتماعی و رفع هر گونه تبعیض از یک طرف و بالاخره کارکرد مشترک در راستای دست یابی به برنامه و یا منشور مشترک تحول سیاسی بر کسی پوشیده نیست.
وظایف و کارکرد خستگی ناپذیر در این راه همگام با در نظر گرفتن مشکلات و سنگلاخهای سر راهی باید ما را از یکطرف با دشواری راه در پیش آگاه کند و از طرف دیگر ایمان ما را به کار طاقت فرسا و خستگی ناپذیر در را دستیابی به هدفهای دست یابی به منشور مشترک تحول سیاسی اجتماعی، نهادینه کردن ارگان همکاهنگی و همکاری این مجموعه سازمانها در یک ساختار کنگره ملی و یا جبهه فراگیر صد چندان بکند.
باید از یکطرف پذیرفت که راهکار مشترک بر محور حقوق بشر میتواند استراتژی محوری تحول بنیادین را در متن خویش داشته باشد. از طرف دیگر باید پذیرفت که صرفا خواهان اجرای کامل حقوق بشر بودن به تنهایی نمیتواند جایگزین برنامه یا منشور تحول سیاسی دموکراتیک باشد. برنامه سیاسیی که در متن خویش عبور از یک نظام سیاسی ولایی نظامی قرون وسطایی به یک نظام دموکراتیک، آزاد، سکولار و مدرن را مد نظر خویش دارد. نظامی سکولار دموکراتیک مدرن که شایسته و برازنده پتانسیلهای بالفعل و بالقوه جنبش دموکراتیک مردمی میباشد.
استراتژی کارکرد مشترک بر محور حقوق بشر بخاطر فراخنای وسعت و تنوع آن در بر گیرنده رنگین کمان متنوع اقشار، طبقات، گروهها، ملیتها و تمامی گروهبندیهای مردمی و دموکراتیک باشد. جنبش سبز میتواند بخشی از این رنگین کمان نیروهای متنوع کاروان تحول دموکراتیک باشد. رشته ای که جوهره آن بر مبنای برچیده شدن هر گونه تبعیض و برقرار کردن شرایط آزاد برای رشد و تعالی تمامی پتانسیلهای دموکراتیک مردمی می باشد. استراتژی کارکرد مشترک بر محور حقوق بشر تمامی نیروهای سیاسی دموکراتیک را بصورتی همگام در مسیر تحول دموکراتیک هدایت میکند.
این حرکت در پروسه حرکتی خویش بالغ شده و در شکل تکاملی خویش از یکطرف آرمانهای خویش را بصورتی فورمولبندی شده میتواند در منشور و یا برنامه تحول دموکراتیک ارائه بدهد، از طرف دیگر نهادهای ساختاری خویش را بصورت بافتها و اندامهای سیاسی دموکراتیک تحول جهت هدایت توام با دیسیپلین لازم جهت تحقق آمال تعریف شدن در برنامه تحول در راستای عبور از نظام ولایی نظامی شکل داده و هدایت بکند.
فرق نظری بینشی که حقوق بشر را بعنوان راهکار محوری و استراتژیک حرکت تحول تعیین میکند با بینشی که انتخابات آزاد را بعنوان چنین آلترناتیوی ارائه میداد در این است که ما با طرح شعار انتخابات آزاد بعنوان استراتژی محوری تحول، درشکه را جلو اسبها میبستیم. با طرح شعار انتخابات آزاد بعنوان شعار محوری، پیش شرطها و پیش زمینه های این شعار را که، اهمیتی بیشتر از خود شعار انتخابات آزاد می یافتند ، در درجه دوم قرار میدادیم. در شرایطی که آزاد بودن این انتخابات مشروط به تحقق آن پیش شرطها میبود. با طرح شعار راهکار استراتژیک حقوق بشر، دقیقا این پیش شرطها بعنوان جاده صاف کن اولیه چنین تحولی مورد هدف قرار میگیرند.
در کنار توجه به این مساله که جایگاه راهکار استراتژیک را نباید با برنامه، پلاتفورم یا منشور تحول دموکراتیک اشتباه گرفت و به نهادینه کردن ساختاری این حرکت ائتلافی به همان اندازه باید اهمیت داد، نباید از اشکالات اساسی احتمالی سرراهی غافل بود. یکی از این مسائل محوری این میباشد که در چنین حرکت همگانی ائتلافی استخوانبندی اصلی آن را کدام سازمانهای سیاسی دموکراتیک میتوانند تشکیل بدهند؟ سوال یا مساله بعدی این میتواند باشد که جایگاه ائتلاف چپ یا فراکسیون چپ در درون چنین ائتلافی چگونه میتواند بصورتی کریستالیزه شده عمل بکند؟
از جنبه های نظری که خارج بشویم، در عمل از نظر آمادگی و بلوغ دموکراتیک سیاسی کدام سازمانها از بابت ذهنی آمادگی بیشتری دارند که در فاز و مرحله اول قدم جلو بگذارند؟ ممکن است در فاز اول بعضی از سازمانهای سیاسی که ما آنها را در درون استخوانبندی اصلی چنین ائتلافی جای میدهیم، در درون چنین ائتلافی نبینیم. چگونه میتوان با در نظر گرفتن علتها و انگیزه های عدم شرکت اولیه آنها، پلهای لازم را برقرار کرد تا آنها هم بتوانند از طریق این پلها عبور کرده و جایگاه شایسته تاریخی خویش در در اندرون چنین ائتلافی بیابند؟
درست است که این کار باید بصورتی خستگی ناپذیر و بلا انقطاع استمرار داشته باشد که این نهال کوچک به درختی تناور تبدیل گردد، ولی از طرف دیگر باید تمامی امکانات تکنولوژیک عصر معاصر را در سرعت، وسعت و قوت بخشیدن به شکل گیری و تکامل چنین پروسه ای بکار گرفت. اگر صد سال پیش از مورس و تلگراف و اسب و درشکه برای ارتباطات استفاده میکردند که گاه هفته ها طول میکشید تا یک پیغام از یک گوشه دنیا به گوشه دیگر برود، امروز انسانها در گوشه گوشه دنیا نشسته و در آن واحد با همدیگر بصورت عمومی میتوانند اجلاس تشکیل داده و یا مکاتبه و مصاحبه بکنند. دنیای مجازی اینترنت دروازه های فراخی را به روی بشریت باز کرده که راههای یکساله را میشود در یکماه و یا یک هفته رفت.
اطاقهای بحث اینترنتی، سمینارها و میزگردهای ویژه، کنفرانسهای هدفمند در راستای هدایت هدفمند چنین پروسه ای باید بصورتی مستمر، متنوع ، بلا انقطاع و خستگی ناپذیر ادامه داشته باشد. دنیای ” سایبر ” و الکترونیک به چنین پروسه ای تنوع، سرعت و قدرت ویژه ای خواهد بخشید. باید در نظر گرفت که این کار هدفمند برعکس سنت همیشگی که به دادن اعلامیه های مشترک پس از به وقوع پیوستن حوادثی صورت میگرفت، در راستای بارور کردن نهالی میباشد که جوهره پروسه کارکرد آن بر محور رفع تبعیض و دفاع از حقوق بشر بوده و در چنین مسیر حرکتی تکامل یافته، نهادینه شده و برای خود پلاتفورم و ساختار ویژه خود را خواهد داشت.
از طرفی سردمداران نظام ولایی نظامی جمهوری اسلامی ایران که از قبرهای هزار و چهارصد ساله خود بیدار شده و بر سر چاههای نفت و جمکرانی نشسته اند تمامی تلاش خود را خواهند کرد چنین پروسه ای را از مسیر خود منحرف کرده و یا به تشتت درونی و عدم انسجام آن بپردازند. باید با هشیاری کارکردهای ساختارشکنانه را در چنین مسیری تشخیص داده و برخوردها و سیاستهای لازم را در مقابل آنها اتخاذ کرد.
سیاستهای غیر تحولگرای استحاله گرانه و اومانیستی اخلاقی که مسائل اجتماعی را از بار سیاسی اقتصادی آنها تهی کرده و از طریق نصیحتهای نظری اخلاقی میخواهند ذهنهای سردمداران قدرتهای اقتصادی سیاسی در کشور را در راستای مراعات حقوق بشر اصلاح بکنند، دیگر دسته هایی خواهند بود که شاید در راستای بی خاصیت و بی محتوا کردن چنین پروسه ای تلاش بکنند. قابلیت بار استدلالی این جناح از چنان قدرت و انسجامی برخوردار نیست که بتواند چنین پروسه ای را از مسیر آن منحرف بکند. پروسه فکری این جریانها عوض ارتقاع فکری روشنفکران دموکرات دینی در راستای دموکراسی و سکولاریسم، مثل “ملکم خان ” در زمان انقلاب مشروطه، باورها و اندیشه های خود را در سطح باورهای فکری این دسته از سیاستمداران دینی پایین می آورد.
دسته دیگر آن دسته از باورمندان به اندیشه های سوسیالیستی هستند که یا هنوز از قرن نوزدهم به قرن بیست و یک وارد نشده اند و یا متعلق به متعقدین به اندیشه های آنارشیستی همان دوره میباشند. این دسته از نیروها کاری جز کاشتن و تبلیغ و ترویج تخم نفرت و کینه و سکتاریسم ندارند. آنها از یکطرف حرف از اتحاد و اتفاق میزنند، ولی در اتفاق آنها خودشان باید محور چنین اتفاقی باشند و اکثریت سازمانهای سیاسی و چپ دیگر را به بهانه هایی در صف خائنان و دشمنان مردم قرار خواهند داد. این دسته ها که هیچگاه قادر نخواهند بود از پایگاهی مردمی برخوردار باشند، در حاشیه به حیات تشنج افرین خود ادامه خواهند داد. از این نظر که نظریات و دیدگاههای آنها برای همه روشن میباشد، آنها نمیتوانند چندان نقش تخریبی و منحرف کننده ای داشته باشند.
نقش احزاب ملی دموکراتیک در چنین ائتلافی میتواند ویژگی و اهمیت خاصی داشته باشد. پرداختن به دلایل شکل گیری چنین احزابی خارج از ظرفیت این مقاله میباشد، ولی وجود عینی آنها و قدرت گیری حرکتهای ملی دموکراتیک یک واقعیت عینی غیر قابل انکار میباشد. قیام خرداد سال گذشته نشان داد که عدم بهره گیری از این پتانسیل دموکراتیک که خود از یکطرف نشانگر تاثیرات اندیشه های سلطه کرانه، تبعیض آمیز و نژاد پرستانه میباشد، چقدر میتواند برای جنبش تحولگرایانه دموکراتیک آینده گران تمام شود. کسانی که چنین احزاب ملی دموکراتیک شکل گرفته در آذربایجان، خوزستان، بلوچستان، ترکمن صحرا و جاهای دیگر را نادیده میگیرند و به زحمت به خود اجازه میدهند در کنار احزاب ملی کردستان قرار بگیرند، عوض زیر ذره بین گرفتن دیگران، باید افکار و سیاستهای خویش را شستشو داده و تمیز بکنند.
نهالی بصورت ائتلافی از نه سازمان سیاسی در راستای راهکار رفع تبعیض و مدافعه از حقوق بشر در شرف کاشته شدن میباشد. پرورش و بار آوردن این نهال منجر به نهادینه شدن ساختار آن از یکطرف و فورمولبندی آرمانهای انسجام یافته آن بصورت پلاتفورم تحول و عبور از نظام ولایت فقیه خواهد بود. دست در دست هم در پرورش، رشد و تکامل، باروری و نهادینه شدن ساختاری آن بصورتی مستمر، بلا انقطاع و خستگی ناپذیر از تمامی امکانات موجود بهره بگیریم.
دنیز ایشچی 15/12/2010
سهشنبه ۲٣ آذر ۱٣٨۹ – ۱۴ دسامبر ۲۰۱۰
فرزانه سید سعیدی
«دوباره یک زن را در ایران دار زده اند…از وضعیت سکینه آشتیانی خبر داری؟… امیدوارم هر چه زودتر آزاد شود…»اینها سخنان یک پیرزن آلمانی خطاب به من بود. او از وضعیت دو خبرنگار آلمانی که در ایران گرفتار شده اند، نپرسید و نجات جان انسانهای بی دفاع برایش اهمیت زیادی داشت. این پیر زن در ادامه از وضعیت انسانها در زمان جنگ هیتلر سخن راند و خصوصیات جامعه دیکتاتوری را بر شمرد. او در سخنانش اصرار داشت که هیتلر یک اتریشی بوده است و آلمانی نیست.
تنها این پیر زن نیست که چهره مخوفی از جمهوری اسلامی در ذهن دارد. بیشتر کسانی که در اروپا زندگی می کنند، تصویری که از جمهوری اسلامی دارند شکنجه و اعدام و وحشت است اما آنها حساب ایرانی ها را از رژیم جمهوری اسلامی جدا کرده اند. همانطور که این پیر زن به شکلی حساب جامعه آلمان را از هیتلر جدا کرد.
خوشبختانه بسیاری از ایرانیان مقیم اروپا تحصیلکرده هستند و خود را با موقعیتی که در آن زندگی کرده اند به خوبی تطبیق داده اند و همین مساله سبب شده که اروپایی ها پذیرای ایرانیان باشند.اما یک استاد سیاسی در کلاس Orientierungs که به منظور آشنایی مهاجرین با مسائل موجود در آلمان در نظر گرفته شده،این مساله را چنین تشریح می کند:«خیلی ها در اینجا تصور می کنند که روسها شراب خوار، ترک ها کارگر و بالاخره ایرانی ها پزشک هستند. دلیل این است که بیشتر ترکهایی که پس از خاتمه جنگ جهانی دوم به آلمان آمدند برای کمک به عمران و آبادی این کشور مهاجرت کرده و از قشر کارگر بودند. روسها به دلیل سرمایی که وجود دارد مجبور هستند که با خوردن شراب خود را گرم نگه دارند، هر چند شراب خواری در همه جا وجود دارد. و در نهایت پس از دهه ۶۰ در ایران و اتفاقاتی که در این کشور افتاد قشر وسیعی از تحصیلکردگان و روشنفکران جامعه به سایر نقاط جهان مهاجرت کردند که این مساله سبب شده تصوری که همه از ایرانیان مهاجر دارند این باشد که همه ایرانیان فرهیخته هستند».
مردی اسپانیایی ابتدا به زبان اسپانیایی با من صحبت کرد، بعد که فهمید ایرانی هستم اولین چیزی که گفت این بود:«ایران خطرناک است».جوابی برای این عبارت نداشتم، از طرفی تعصب چسبانیدن صفت خطرناکی به ایران و از طرفی بازتاب رفتار مقامات جمهوری اسلامی در اذهان عمومی جهان باعث شد که این مرد اسپانیای دردی را که در چهره ام نقش بسته است ببیند. با من همدردی کرد و بعد برای دلداری دادن به من گفت :«قول می دهم که تا پنج سال دیگر رژیمی که مردم ایران مستحق آن هستند بر سر کار بیاید و جمهوری اسلامی سرنگون شود.پرسیدم:«مطمئنی؟». گفت :«قول می دهم».جواب دادم:«امیدوارم». گفت :«من هم امیدوارم. یکی از آروزهای من این است که به ایران بروم.من عاشق ایرانیان و فرهنگ و کشورشان هستم اما در حال حاضر از سفر به ایران هراس دارم.
یک زن کوبایی که ابتدا می ترسید وضعیت دردناک کوبا را بازگو کند، پس از اینکه به من اعتماد کرد و شرایط جامعه کوبا را تشریح کرد، گفت:«می دانم مردم کوبا نیز روزی همانند ایرانی ها برای گرفتن حق خودشان به خیابانها خواهند ریخت.
زمانی که تازه به آلمان مهاجرت کرده بودم از این مساله که صاحبخانه چطور موافقت می کند یک ایرانی در منزلش سکونت داشته باشد،نگران بودم، او با روی بسیار باز با من برخورد کرد و برای سایر همسایگان نیز تعریف کرده بود که مستاجری ایرانی دارد و خلاصه به دلیل اینکه در ایران تحصیلکرده ام به من افتخار می کرد. از طرفی به دلیل اینکه می دانست در ایران خبرنگار بوده ام همیشه مراقب بود تا اتفاقی پیش نیاید.
با این وجود عده ای هم از رفتاری که ما در خارج کشور علیه جمهوری اسلامی از خود نشان می دهیم راضی نیستند. در یکی از تجمع های خیابانی علیه رژیم جمهوری اسلامی دو عرب با دشنام گویی از کنارمان رد شدند.یک زن عرب نیز پس از مساله انتخابات اخیر در ایران با عصبانیت گفت:«احمدی نژاد مرد بسیار خوبی است چرا مردم شما به خیابانها ریخته اند و ضد او شعار می دهند؟» با زبان خودش جواب دادم:«احمدی نژاد برای شما فرد خوبی است. او پولهای مردم کشور ما را خرج لبنان و فلسطین می کند. تعداد زیادی از مردم ما راضی نیستند که این پولها به دست شما برسد بنابراین خوردن آن حرام است.حتی اگر فرض بگیریم که همه هم راضی باشند من تا زمانی که در ایران زندگی می کردم راضی نبودم و یکنفر هم کافی است که این پولها حرام شود.این زن قدری تامل کرد و از وضعیت اقتصادی بهشت گونه ای که از ایران تصور می کرد سخن گفت. تصورش این بود که جمهوری اسلامی مردم را در رفاه مطلق نگه داشته و اضافه های پول خود را برای آنها می فرستد.در عین حال همه عربها نظرشان اینچنین نیست. یک دختر سوریه ای که در آلمان تحصیل می کند بعد از تشریح قوانین تبعیض آمیز علیه زنان در ایران گفت که تصوری که در حال حاضر از اسلام دارد به دلیل اینکه در دانشگاه تحصیل کرده بسیار متفاوت از تفکری است که در گذشته از اسلام داشته است.به اعتقاد او مشکلی که در ایران وجود دارد دخالت حوزه علوم دینی در حوزه علوم سیاسی است.
در گذشته تصوری که از آلمان داشتم این بود که تبعیض و توهین زیادی علیه ایرانیان صورت می گیرد و شاید این زمینه فکری به دلیل تبلیغاتی است که در جمهوری اسلامی می شود اما خوشبختانه باید بگویم که این تفکر به هیج وجه درست نیست. البته هر جامعه ای مشکلات خاص خود را دارد و هیچ جایی از دنیا بهشت برین نیست اما تا کنون به هر کسی که گفته ام ایرانی هستم، برخوردش با من به گونه ای بوده است که به ایرانی بودن خود افتخار می کنم. اما پس از تعریف و تمجیدهایی که ازایرانیان به دلیل تاریخ و تمدن و فرهنگشان می شود بحث به اینجا می کشد که ایرانیان لایق چنین حکومتی نیستند. بیشتر کسانی که با آنها صحبت می کنم درباره وضعیت سیاسی ایران اظهار تاسف می کنند. آنها بیشتر از رفتاری که حکومت ایران با مردم کشور خود می کند اظهار تاسف می کنند تا سیاستهای بین المللی.
شایعه آزادی سکینه آشتیانی برای مدت کوتاهی بازتاب خوبی در محیط آلمان داشت اما پس از مدتی همه دوباره نا امید شدند و انتظار خود از رژیم جمهوری اسلامی را بی جا دانستند. بیشتر کسانی که با آنان برخورد دارم نسبت به اتفاقاتی که در ایران می گذرد آگاهی دارند. آنها از دستگیری های وسیع قشر روشنفکر جامعه نگران هستند.
رفتار جمهوری اسلامی بخصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری موج شدیدی از تنفر را در جامعه جهانی بوجود آورده است. انعکاس اینهمه خشونت در نهایت به ضرر رژیم منجر خواهد شد تا جایی که حامیان دیکتاتور خود را هم از دست خواهند داد. این رژیم با رفتار غیر انسانی خود در شرایط بحرانی هیچ پشتیبانی نخواهد داشت.




به جنایات رژیم جمهوری اسلامی در بروکسل به مناسبت روز جهانی حقوق بشر
فرزانه سید سعیدی
جمعه ۱۹ آذر ۱۳۸۹- ۱۰ دسامبر ۲۰۱۰
نمایندگانی از نهادها و کانونهای شهرهای اروپا در حرکتی نمادین در روز جهانی حقوق بشر برای مقابله به جنایات جمهوری اسلامی در بروکسل مرکز اتحادیه اروپا تجمع کردند.
شرکت کنندگان در این تجمع با سردادن شعارهایی نظیر “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” ، “کارگر زندانی آزاد باید گردد” ، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” ، “کارگر، معلم ، دانشجو، اتحاد اتحاد” ، “مرگ بر جمهوری اسلامی” ، “مرگ بر این رژیم زن ستیز” ، “تشکل کارگری آزاد باید گردد” ، “تشکل مردمی آزاد باید گردد” ، “قوانین زن ستیز ملغی باید گردد” و “فاشیسم اسلامی ملغی باید گردد” جنایات رژیم جمهوری علیه حقوق بشر را محکوم کردند.
“نیکولاس کروئس” عضو حزب سوسیالیست مبارز بلژیک در سخنرانی گفت :”آنچه کمتر به آن اهمیت داده می شود حقوق کارگری است.
وی افزود: در کنار مقاومتی که در ایران از حدود یکسال و نیم پیش در برابر رژیم جمهوری اسلامی انجام شد، در کشورهای دیگر نظیر هندوستان شاهد اعتصاب 2 هزار نفرده بودیم و همچنین در پرتغال نیز شاهد اعتراضات گسترده بودیم. تنها در شش ماه گذشته در یونان شش اعتصاب عمومی صورت گرفته است.
وی ادامه داد: همانطور که ایران در سکوت است در فرانسه نیز وضع به همین شکل است اما معلوم نیست این آرامش ظاهری تا کی ادامه یابد. اما تمام این اعتصابات و مقاومتها فراموش نشدنی است و در اذهان عمومی نقش بسته است.
وی تاکید کرد:بیش از همه دانشجویان ، معلمان و کارگران باید اتحاد داشته باشند.
“شهاب سیروان” عضو افتخاری “ایکاد” از ایران در گفت و گو با خبرنگار ندای آزادی گفت: ایکاد (ICAD ) پیام هبستگی خود به “همگامی” را اعلام کرده است.
وی همچنین اعلام کرد: ایکاد که کشورهایی نظیر آرژانتین ، شیلی ، کلمبیا ، مکزیک ، بلژیک ، فرانسه ، انگلیس ،آلمان ، ترکیه ، فیلیپین و ویتنام با آن همکاری دارند همراهی خود را با برنامه “تریبونال” اعلام کرده اند.
سیروان در تشریح برنامه تریبونال گفت : تریبونال پروژه ای است که بر اساس آن قرار است جمهوری اسلامی به دلیل کشتار و جنایات 30 ساله محاکمه شود. این پروژه به زودی به مرحله عملی خواهد رسید.
در این مراسم یکی از هنرمندان “رقص رهایی” را که به سبکی نوین با پیام صلح و دوستی برای تمام ملیتها بود، اجرا کرد.
همچنین یاد عزیزان از دست رفته در قتلهای زنجیره ای و دیگر کسانی که جان خود را در راه آزادی از دست داده اند، گرامی داشته شد.
در پایان این مراسم قطعنامه “همگامی” به مناسبت 10 دسامبر روز جهانی حقوق بشر، روز مقابله با جنایات جمهوری اسلامی قرائت شد.
قطعنامه همبستگی با مبارزات مردم ایران در شهر بروکسل – بلژیک ( 10 دسامبر 2010)
در شصت و دومین سالگرد روز جهانی حقوق بشر، ابتدایی ترین حقوق انسان ها در ایران همچنان به وحشیانه ترین شکل پایمال می شود. زندگی و معیشت مردم در معرض تجاوز مداوم رژیم جمهوری اسلامی قرار دارد.
فعالان کارگری، حقوق بشر ، دانشجویان، زنان ، ملی و دگر اندیشان دیگر مذاهب در زندان ها به سر می برند.
مادران زندانیان و اعدام شدگان تحت انواع و اقسام اذیت و آزارها قرار دارند. پرونده باز جنایات سیاسی رژیم از جمله کشتار زندانیان سیاسی و قتل های زنجیره ای دگر اندیشان، زخمی گشوده است بر پیکر جامعه ما. جامعه خواهان دادخواهی در برابر ابعاد گسترده جنایاتی است که در 31 سال گذشته توسط رژیم جمهوری اسلامی نسبت به فرزندانش انجام گرفته است.
در شرایطی که جنبش عظیم مردمی علیه همه این بی عدالتی ها و علیه تمامیت رژیم اسلامی موقتا با تکیه مطلق رژیم به سر نیزه از خیابانها به عقب رانده شده است و همچون آتش زیر خاکستر در پی مجالی برای شعله ور شدن است:
ما همگامان به عنوان بخشی از نیروهای فعال ایرانی در شهرهای مختلف اروپا بر این باور جمعی هستیم که امروز شرایط بسیار مناسبی در خارج از کشور برای هماهنگ کردن و سازماندهی حرکت های اعتراضی بر علیه رژیم جمهوری اسلامی در پشتیبانی از مبارزات مردم وجود دارد.
ما بر این باوریم که می توان با حرکت از وجوه مشترک، فعلیتهای خود را در دفاع از مبارزات روزمره مردم بر علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی و انعکاس آن در سطح افکار عمومی در خارج از ایران هماهنگ و سازماندهی کرد.
روند شکل گیری این حرکت
ما این دوره از فعالیت های خود را تحت عنوان “همگامی نیروها و مجامع شهری در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران” با سازماندهی اکسیون های اعتراضی در مقابل کلیت نظام و نه گفتن به انتخابات ضد دمکراتیک ریاست جمهوری بین کاندیداهای خودی، در تاریخ 12 ژون 2008 روز برگزاری انتخابات در برابر سفارت خانه های جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از شهرهای اروپا به صورت پراکنده و یا در همکاری های کوتاه مدت آغاز نمودیم. از نیمه دوم ماه ژون همان سال تا به امروز ارتباطات ما در حال شکل گیری و تکامل است. تعداد زیادی از واحدهای شهری در این فاصله به طور مرتب به برگزاری اکسیون های اعتراضی در شهرهای خود اقدام کرده اند و در پی آن هستند که ارتباطات خود را در سطح فرا محلی هماهنگ کرده و دامنه آنرا گسترش دهند.
ما از همان آغاز در پی آن بودیم که با در نظر گرفتن جایگاه اپوزسیون بر مبنای قبول برابر حقوقی فکری و ساختاری و نه کمی، زمینه سالمی برای هماهنگی میان فعالیت های دمکراتیک در سطوح شهری و فرامحلی فراهم کنیم.
هدف ما این است که بتوانیم در یک جو سالم و دمکراتیک در ادامه مبارزات سی و یک ساله اپوزسیون مترقی و آزادی خواه در برابر تمامیت رژیم جمهوری اسلامی ایران، تا آنجایی که امکان پذیر است و از توان ما بر می آید ، در پشتیبانی از مبارزات مردم در ایران و به عنوان بخشی از آن در خارج از مرزهای ایران قدم های مثبتی بر داریم.
کوشش ما این است که به باز کردن فضای دمکراتیک و روحیه آزاد اندیشی در شهرها دامن زنیم، اشکال جدید همکاری و هماهنگی در فعالیت ها را آزمایش و تجربه کنیم و محدوده فعالیت های خود را وسعت بخشیم. ما در پی آن هستیم که عناصر و نیروهای مترقی با استقلال فکری، به عنوان بخش آینده نگر جنبش با طرح سوال ها و خواسته های مشترک خود در برابر کلیت نظام جمهوری اسلامی ، در صحنه مبارزات فعلی فعالانه شرکت کنند.
تجربه ما و فعالیت های مشترکمان ، به ویژه در دوره اخیر دال بر آن است که می توان با نشان دادن روحیه حسن و تفاهم ، با حرکت از مشترکات و وجوه اشتراک بین بخش های مختلف اپوزسیون و مترقی و دمکرات را گسترش داد و حول نکات مورد اختلاف به گفت و گو نشست و به شکل گیری جو زنده سیاسی و تحرک مبارزاتی علیه کلیت نظام جمهوری اسلامی و تفکر بازمانده از نظام های موروثی ، ساختارهای فرد محوری و ولایت مداری نیز مبارزه کرد.
حرکت ما می تواند به عنوان یک تجربه عملی در خارج از مرزهای ایران سرآغازی باشد برای همگامی های ضروری و ارتباط بیشتر در میان همه نیروهایی که هدفشان پشتیبانی از مبارزات مردم، ارتقاء و گسترش آن و عبور از جمهوری اسلامی است.
ما از همه دوستان ایرانی صمیمانه در خواست می کنیم که برای آینده ای بهتر و انسانی با ما، همگام شوند تا مشترکا بتوانیم از مبارزات مردم برای رسیدن به آزادی، برابر حقوقی و عدالت اجتماعی پشتیبانی کنیم.