درس مرگ

ناصر کاخساز

از هر مرگی می‌توان درسی گرفت. به گفته‌ی استیو جابز مرگ چون حرکت ایجاد می‌کند بار فلسفی نیرومندی دارد. شادی سطحی را دگرگون می‌کند و زندگی را از همدردی می‌انبارد.

راز محبوبیت مهرداد مشایخی چه بود؟ بیتابی درونی برای اصلاح خود، یعنی نقد مضمونی اندیشه و کنش سیاسی خود، بیهوده و یا از هوا بوجود نمی‌آید. بلکه از وسواس و حساسیت آزادیخواهانه برمی‌خیزد. با نبود این حساسیت و وسواس آزادیخواهانه است که کسانی هنوز هم بر طبل خاتمی می‌کوبند، و مفهوم ثابت قدمی را با لجاجت مخدوش می‌کنند.

با وسواس و حساسیت آزادیخواهانه بود که مهرداد موفق به نقد اصلاح‌طلبی دینی شد و بجای پای کوبیدن بر سنگفرش لج، اندیشه‌ی خود را به روند تغییر سپرد. راز محبوبیت او را در پذیرش تغییر، که چیزی جز برخورد انتقادی با خود نیست، باید جست. در جایی که این برخورد انتقادی- شکلی یا مضمونی- وجود نداشته باشد صداقت و صمیمیت هم وجود ندارد. پذیرش تغییر، و نه لجاجت نظری، از سرچشمه‌ی صداقت در روح و روان انسان تغذیه می‌کند و این چیزی است که برخی از انسان‌ها را برای مردم جاذب می‌کند.

ناصر کاخساز

۶ اکتبر ۲۰۱۱




در سوگ دوست، همکار و همرزم اندیشه ورزم مهرداد مشایخی

mehrdad mashayekhi_01مهرداد درویش پور

دقایقی از مرگ مهرداد نگذشته بود که از آن خبر یافتم. دوشب پیش از آن از همسرش خبرگرفتم که مهرداد توانی برای سخن گفتن ندارد و دریغ آخرین گفتگو با او که در این اواخر برای آن سخت تلاش کردم بر دلم ماند. می خواستم از زبان خودش بپرسم که به چه میاندیشد. روحیه اش چگونه است؟ با چه احساسی به بیدادگری طعبیت و زمانه مینگرد؟ آرزوی های بی پاسخش را از که طلب باید کرد؟

زمانی که آخرین بار با او سخن گفتم از عمل جراحی راضی و بر چیرگی اش بر سرطان سخت امیدوار بود. در آن موقع بیشتر از ضرورت همکاری های گسترده تر جمهوری خواهان با یکدیگر سخن گفتیم. مدتی از او بی خبر ماندم و نگرانش شدم. این اواخر بیشتر ازطریق دوستان مشترکمان خبر یافتم که حالش رو به وخامت رفته است. دیدن عکس آخرین مصاحبه اش نیز تکانم داد. از مادرش، همسرش و دوستانش که در منزل مراقب جان و روان او بودند حالش را جستجو کردم و پی درپی پاسخ های ناگوار واحدی را شنیدم. چه میتوانستم بگویم؟ جز امید ناباورانه به معجزه و آرزوی بردباری برای نزدیکانش؟ و یا با تلخی نگریستن به هم سرنوشتی نسلی که مجال نیافت رویای دیرینش را به چشم ببیند؟ گویی با رفتن مهرداد پاره ای از وجودمان گسسته شد. بالاخره مرگ فراقی در دوستی بیست و اندی ساله امان که با فراز و نشیب های بسیار همراه بود ایجاد کرد. مهرداد را نخستین بار از طریق نوشته های پر بارش در نشریه کنکاش شناختم و دوستی امان که همزمان با همکاری من با کنکاش آغاز شده بود پیوندی جاودانه یافت. علاوه بر آن حضور مشترکمان در کنفرانس های علمی، فرهنگی در واشنگتن و دیگر شهرهای آمریکا و کانادا، همکاری های آکادمیکان را رونق بخش دوستی امان ساخت و آنرا آبیاری کرد. حتی مجال آنرا یافتم که به عنوان میمهان در کلاس های درسش در واشنگتن حضور یابم و لذت شاگردانش از درهم آمیختگی روحیه شاد و طنزهای استاد با نغزگویی هایش درجامعه شناسی سیاسی را به چشم ببینم. نزدیکی های فکری امان که در آغاز عصر اصلاحات با خلل روبرو شد، با رویکرد همزمان مان به ضرورت پی ریزی بدیل جمهوری خواهی جانی دوباره گرفت و هر دو در پایه ریزی آن سهیم شدیم. هرچند سرانجام از دو سکوی متفاوت سر درآوردیم. گاه در حوزه سیاست خوانشی متفاوت می یافتیم. اما زیربنای دوستی امان محکمتر از آن بود که سایه روشن های سیاست در آن خللی وارد سازد. وانگهی نمیتوانم انکار کنم در حوزه سیاست نیز افق های فکری من به او نزدیکتر از هر کس دیگر در اتحاد و سازمان جمهوری خواهان ایران بود. براستی نوشته ای از مهرداد را سراغ ندارم که برایم نکته ای اموزنده در بر نداشته باشد. سخنی از او به یاد ندارم که حتی آنجا که هم نظر نبودیم درنگ را جایز نکرده باشد. از نظر من با مرگ دکتر مهرداد مشایخی نه تنها جامعه جامعه شناسان ایرانی یکی از چهره های ارزشمند خود را از دست داد، بلکه به ویژه جامعه سیاسی و جمهوری خواه ایران نیز یکی از برجسته ترین چهره های خود را ازدست داد. با حوله ای که در آخرین دیدارمان در استکهلم به همراه همسر مهربانش برایم هدیه آورده بود، اشک هایم را پاک میکنم و افسوس میخورم که چه زود از میانمان رفت. تف به این بی عدالتی. گرچه پرباری زندگی اش حضور معنوی اش را جاودانه ساخته است. بیائید به پاس فعالیت های بیکران و ارزنده دکتر مهرداد مشایخی ،به پاس ردپای نیرومندش در حوزه اندیشه و عمل سیاسی و اجتماعی و به پاس دوستیهای صمیمانه اش، برخیزیم و به احترامش سلامی دوباره به زندگی کنیم. در سوگ از دست رفتن مهرداد با یار وهمسر گرامی اش، پدر و مادر، برادر و دیگر خویشاوندانش، دوستان، همرزمان و علاقه مندانش همدردم. جایش سبز و یادش جاودانه باد!




نشست عمومی پالتاکی “همگامی”

پنج‌شنبه ۲۰ اسفند ۱٣٨٨ – ۱۱ مارس ۲۰۱۰

زمان: یکشنبه ١۴ مارس (از ساعت ١٩ تا ۲۳)

موضوع:

ضرورت همگامی کانون‌های شهری در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران و
«نه به جمهوری اسلامی» در خارج از کشور

نام اتاق:

Iran hamgami kanunha dar na be jomhuri eslami
در بخش
,Middle East

Iran

موضوع:
ضرورت همگامی کانون‌های شهری در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران و
«نه به جمهوری اسلامی» در خارج از کشور

چه راه حل و یا راه حل‌هایی می‌تواند در خارج از کشور وجود داشته باشد؟

نگاه ما به طرح «همگامی» و انتظار ما از نشست هامبورگ

(٢٦ تا ٢٨ مارس)

طرح بحث:

سخنگویانی از کانون های مختلف شهر

ادامه بحث:

شرکت در این گفت و گو برای عموم علاقمندان آزاد است

برای اطلاع بیشتر و تماس با ما:

info@hamgami.org




ضرورت همگامی کانون‌های شهری در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران و «نه به جمهوری اسلامی» در اروپا و …

يکشنبه ۱۶ اسفند ۱٣٨٨ – ۷ مارس ۲۰۱۰

چه راه حل و یا راه حل‌هایی می‌تواند در خارج از کشور وجود داشته باشد؟

هامبورگ در تاریخ ٢٦ تا ٢٨ مارس

٦ مارس ۲۰۱۰

چه باید کرد(۲)؟

این سئوالی است که ذهن اکثر ما را به خود مشغول کرده است. پیوستن و هم‌آوا شدن با «جنبش سبز» و دنباله روی از موسوی و دیگر اصلاح‌طلبان درون حکومتی؟ بدیل: «رنگین کمان»، «همه با هم»؟ و یا «هر کس برای خود در کنار دیگران»؟ بدیل «هماهنگی بین فعالین سیاسی در طیف چپ و سوسیالیستی»؟ بدیل «همکاری بین احزاب سیاسی دمکراتیک، مذهبی و چپ»؟

بدیلی که ما انتخاب کرده‌ایم: «همگامی(۳) میان نهادهای شهری در پشتیبانی از مبارزات مردم(۴) و نه به جمهوری اسلامی(٥) در خارج از مرزهای ایران» است که در زیر به جنبه‌هائی از آن اشاره می‌کنیم. این بدیل نه خود را در رقابت با سازمان‌های سیاسی سراسری می‌داند و نه قصد آن دارد که جایگزین فعالیت‌های آنها و یا فعالیت‌های نهادهای دمکراتیک یا فرهنگی ـ سیاسیِ محلی شود.

این بدیل بستری است برای نزدیکی همه‌ی این گونه مجامع اعم از محلی و سرتاسری یا فرهنگی و سیاسی؛ و همگامی میان آنها. بدیلی است برای شکل گیری یک جنبش نوین، برابر حقوق، افقی، دمکراتیک و عدالت‌خواه که بتواند در نهادینه کردن جنبش اعتراضی در خارج از کشور، در پشتیبانی از مبارزات مردم در «نه به جمهوری اسلامی» و مقابله با جنایات رژیم موثر بوده، بتواند بازتاب دهنده‌ی خواست‌های دمکراتیک و عدالت خواهانه‌ی جنبش اعتراضی مردم باشد که به دلیل شرایط شدید خفقان حاکم بر جامعه و گسترش دامنه‌ی سرکوب رژیم جمهوری اسلامی امکان بیان نمی‌یابند.

ما که خود به طیف‌های گوناگون از تشکل‌های سیاسی‌ـ‌فرهنگی گرفته تا اعضاء و هواداران سازمان‌ها و نهادهای دمکرات، عدالت‌خواه و لائیک، چپ سوسیالیستی و کمونیستی و یا عناصر منفرد و جدا شده از سازمان‌های سیاسی تعلق داریم، بدیل «همگامی» را نه تنها در تضاد با سایر فعالیت‌های خود نمی‌بینیم، که مکمل آن نیز می‌دانیم.

وضعیت جامعه قبل از انتخابات ریاست جمهوری

.

کشیدن مردم به پای صندوق‌ها استفاده کنند.

.

.

.

.

.

خیابان ها برای مدتی به تصرف مردم درآمد.

.

.

اگر چه به علت وجود خفقان موجود و سرکوب شدید این خواست در تمامی ابعاد آن به روشنی مطرح نشد.

.

.

ضرورت همگامی کانون‌های شهری در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران و «نه به جمهوری اسلامی» در خارج

سرعت و دامنه تغییر و تحولات سیاسی در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری در تابستان گذشته غیرقابل پیش‌بینی بود.

مردم ما بار دیگر حادثه‌ای شگرف آفریدند که هم خود و هم جهانِ بیرون از خود را غرق شگفتی و تحسین نمودند. در صحنه مبارزات خیابانی به گونه‌ای هوشمندانه آوای نوید بخش آزادی به دور از خشونت در زیباترین شکل ممکن، سرداده شد و در سرتاسر جهان طنین افکند. خیزش میلیونی‌ مردم نه تنها دستگاه عریض و طویل سانسور رژیم را برای مدتی فلج نمود، نه تنها بزرگترین شکاف ممکن را در میان جناح‌های رژیم ایجاد نمود که روز به روز نیز عمیق‌تر می‌شود، بلکه این جنبش خالق یکی از آزادترین چترهای خبررسانی مدرن و متنوع در دنیای ارتباطات جمعی شد. هر معترض، خود یک گزارش‌گر شد و دنیای گزارش‌گری شکل تازه‌ای به خود گرفت و تحول نوینی در دنیای ارتباطات خبری – تصویریِ آزاد در مقابله با خفقان و سانسور آفریده شد. اگر خبرگزاران بین‌المللی از ایران رانده شدند، مردم خود مبتکر یکی از بهترین و مدرن‌ترین راه‌های پخش خبر شدند. این تغییر و تحولات، عاملی شدند تا دستگاه گسترده‌ی سانسور خبری رژیم که بوسیله شرکت‌های چند ملیتی «نوکیا» و «زیمنس» و دیگر تولیدکنندگان افزارهای مدرن الکترونیکی به قیمت سرسام آوری تهیه شده بود برای مدتی کارآئی خود را از دست بدهند.

دختران دانشجو و زنان جوان نقش برجسته و چشم‌گیری در این جنبش اجتماعی- انسانی ایفا نمودند. از همین روست که آنها بیش از گذشته هدف وحشیگری و خشونت بی‌حد و اندازه‌ی نیروهای سرکوب رژیم قرار گرفته‌اند. قتل ندا، ربوده شدن ترانه موسوی، تجاوز جنسی به وی و سوزاندن پیکر او، تجاوزات متعدد به چندین دختر، زن و پسر جوانِ دیگر توسط نیروهای امنیتی و چماقداران مسلح بسیجی، بیان‌گر ترس و نفرتی است که این خیزش خیابانی در میان عوامل رژیم ایجاد کرده است. اما تشدید اعمال خشونت نسبت به مردم، خود عاملی شد در رادیکال‌تر شدن خواسته‌های مردم و نشان دادن تمایل شان مبنی بر نفی جمهوری اسلامی در تمامیت آن. واکنش رژیم در برابر مردم، استفاده از حربه همیشگی‌اش یعنی بکارگیری و گسترش دامنه سرکوب بود. تا کنون چندین هزار نفر بازداشت و صدها نفر به قتل رسیده‌اند. دستگیر شدگان تحت وحشیانه‌ترین شکنجه، اذیت و آزارها قرار گرفته‌اند. در میان آنها از دانشجویان دختر و پسر گرفته تا زنان جوان، فعال سیاسی – اجتماعی و یا افرادی که به علت حضور تصادفی شان در خیابان ها دستگیر شده بودند، وجود دارند. . در مورد افراد شناخته شده، فشار و شکنجه بیشتر به قصد اجبار به اعتراف و اظهار ندامت انجام می‌گیرد. جوانان بی‌نام و نشان اما همچنان به شیوه‌های سال‌های دهه‌ی ۶٠ در ایران اسلامی و یا روش‌های متداول در کشورهائی نظیر شیلی پس از کودتای نظامیان و یا متدهای رایج در برخی کشورهای آمریکای لاتین به صورت وحشیانه در زندان‌های رسمی و یا بازداشتگاه‌های مخفی و موقت، مورد شکنجه و آزار جنسی و روحی قرار گرفته و یا سر به نیست می‌شوند.

وظیفه انسانی‌ـ‌سیاسی و موقعیت کنونی هزاران نفر در بند و یا در خطر دستگیری ایجاب می‌كند كه در خارج از مرزها، برای ایجاد یك جنبش گسترده در دفاع و پشتیبانی از مبارزات مردم ایران، افشای جنایاتی كه انجام می‌گیرد و یا درحال انجام است، برای آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی دستگیرشدگان وقایع اخیر و همه زندانیان سیاسی، ارسال هیئت و یا هیئت‌های حقوقی برای بررسی این گونه جنایت‌ها و سازماندهی مقاومت گسترده در برابر رژیم و تشکیل تریبون‌های بین‌المللی برای بررسی جنایت رژیم، اقدامات جدی انجام شود.

وضعیت در خارج از مرزهای ایران:

، خون تازه‌ای در رگ‌های ده‌ها هزار ایرانی در خارج از کشور دمیده شده، بار دیگر امید به تغییرِ داد و ستدهای فکری در میان مجامع ایرانی در اقصی نقاط جهان شدت گرفته است. احساس مسئولیت و هم‌دلی با جنبش اعتراضی مردم گسترش یافته است. شوق و ذوق در همه جا، میان مجامع ایرانی به چشم می‌خورد. حرکت‌های کوچک اعتراضی اشکال نوینی به خود گرفته‌اند و در اینجا و آنجا حرکت‌های گسترده‌تری نیز انجام می‌گیرد. جو سیاسی خارج در سی سال گذشته هرگز تا به این حد برای پشتیبانی از مبارزات مردم مناسب نبوده است.

اپوزیسیون مترقی ایران درخارج ازکشور که خواهان مناسباتی انسانی، آزاد، و انتخابی است، در لحظه‌های کنونی یک مسئولیت سنگین تاریخی در مقابل خویش دارد. اگر چه این اپوزیسیون در سی ویک سال گذشته، حتی در بدترین شرایط در برابر جنایات رژیم ساکت نبوده‌ است، اما در شرایط حساس کنونی فاقد ارتباطات لازم و ضروری است . سازمان‌های سیاسی نیز که تا دیروز هم و غم شان بسیج توده‌های ایرانی در خارج بود، اگر مردد و یا نظاره‌گر وضع موجود نباشند، دامنه فعالیت‌هایشان از محدوده‌ی چند بیانیه، اطلاعیه و یا شرکت در این و یا آن آکسیون محلی چندان فراتر نمی‌رود. به عبارت روشن‌تر، پتانسیل چند میلیونی ایرانیان در خارج از کشور کارآئی چندانی ندارد و نمی‌توان از این توان عضیم بالقوه بهره‌ای درخور، به سود اعتلای جنبش آزادی‌خواهانه‌ی مردم در برابر رژیم جمهوری اسلامی گرفت و یک کارزار گسترده جهانی در برابر آن ایجاد نمود.

چه راه حل و یا راه حل‌هائی می‌تواند در خارج از کشور وجود داشته باشد؟

اگر به فعالیت‌هائی که در بسیاری از شهرهای اروپا و آمریکا توسط مجامع، نهادها، افراد و گروه‌های ایرانی در جریان است و کم و بیش هم ما در آن شرکت داریم و یا شرکت داشته‌ایم دقت کنیم، در می‌یابیم که اکثر آنها توسط افرادی با ویژگی‌های خاص (زندانی سیاسی سابق، فعال حقوق بشر، شاعر، نویسنده، هوادار و یا عضو این و آن سازمان سیاسی، پناهنده سیاسی، دانشجو، زن و مرد خانه‌دار، پیر و جوان، بازنشسته و شاغل ..) سازماندهی و یا پایه‌ریزی شده‌اند. کمبود کار ما فعالان شهری آنجائی مشهود می‌شود که بخواهیم میان این گونه فعالیت‌ها، در سطح گسترده‌تری همگامی بوجود آوریم

ما برای تداوم کار، نیاز به سازماندهی گسترده و افقی در خارج از مرزهای ایران داریم. ما دارای ده‌ها و صدها واحد فعال شهری هستیم و علاوه بر آن با این اقبال روبرو هستیم که هزاران زن و مرد جوان و سالخورده اکنون به صحنه مبارزات اعتراضی در خارج کشور پیوسته‌اند. تعدادی از این نهادها و افراد، سالیان دراز و در بدترین شرایط، برای دفاع از مبارزات مردم فعال بوده‌اند. علاوه بر آن خیل گسترده‌ای هم به ویژه از نسل جوان به صحنه اعتراضی پیوسته است. اینان عناصر تشکیل دهنده‌ی جامعه دمکراتیک و آزاد فردا هستند. تنها باید میان ما- این نهادهای فعال- ارتباط‌های لازم و کافی را فراهم نمود. چنین هسته‌هائی می‌توانند سدی در برابر جنایات جمهوری اسلامی بنا سازند و آتشی شوند بر پیکر آن.

طرح «همگامی»(٦) با تمام کم و کاستی‌هایش قدمی است ـ‌اگر چه بس کوچک ـ به این سو. طبیعی است که چنین طرحی بر مبنای ویژگی‌های مرحله‌ای تهیه شده که می‌تواند به مرور زمان ارتقا یابد. اگر بتوانیم گام‌های خود را همآهنگ و ارتباطات خود را گسترش دهیم؛ اگر بتوانیم بر مبنای ضرورت و نیاز عمل کنیم؛ نه تنها می‌توانیم توانمندیمان را ده چندان کنیم بلکه می‌توانیم هسته‌های اولیه و ضروری برای تحقق دمکراسی شهروندی میان جامعه ایرانیان در خارج از مرزهای کشور را نیز پایه‌ریزی کنیم. مهم‌تر این که، قادر خواهیم شد در سطح بسیار گسترده، با توانی بس عظیم، از مبارزات مردم‌مان در برابر رژیم جمهوری اسلامی پشتیبانی و حتی در اعتلای آن موثر و مفید واقع شویم.

و انسانی و سرنگونی این نظام ضد انسانی و قرون وسطائی، رهنمون کند.

چند نکته در مورد طرح پیشنهادی:

تاکید بر اصلاح ناپذیر بودن رژیم و شناخت آن به مثابه مانع اصلی بر سر راه تحقق هرگونه تحول و دگرگونی عمیق اجتماعی در ایران، تاکید درستی است.

برجستگی طرح در این است که حرکت اعتراضی عمومی گسترده مردم (همه با هم در خیابان) را به عنوان یک رهنمود عملی برای کل مبارزات اپوزیسیون در داخل و خارج از کشور نمی‌بیند و آن را از موقعیت اپوزیسیون و درجه خشونت رژیم استنتاج می‌کند و بر این امر تاکید دارد که اپوزیسیون خارج از کشور موظف است روشن و صریح خواسته‎های خود را مطرح کند.

نقطه‌ی دیگر قوت طرح، حرکت از وجوه مشترک اپوزیسیون مترقی در پشتیبانی از مبارزات مردم و بازتاب آن در سطح افکار عمومی در خارج از مرزهای ایران است. تاکید طرح بر مستقل اندیشی و برابر حقوقی “همگامان”، تاکید بجائی است. چرا که از این راه می‌توان به ایجاد فضای دمکراتبک و روحیهی آزاد اندیشی در میان همگامان کمک کرد، دامنه همکاری‌ها را گسترش داد و راه‌های جدید همکاری را تجربه نمود و بر سر تفاوتها به گفتگو پرداخت.

چند نکته در مورد مبانی همکاری:

شاید بهتر باشد که این مبانی در مواردی روشن‌تر فرمول‌بندی و نیز دسته بندی شوند. به طور مثال:

تدقیق مبانی پیشنهادی: برابر حقوقی سیاسی و اجتماعی زنان و مردان، (برابر حقوقی زنان و مردان در کلیه زمینه‌های سیاسی و اجتماعی)

جدائی دولت و دین

لغو حجاب اجباری وداشتن آزادی در انتخاب نوع پوشش

حذف مجازات اعدام، شکنجه و همه ی مجازات‏های غیر انسانی از جمله اعدام، شکنجه، فشارهای روحی، ایزوله کردن انسان‌ها و… از قانون جزایی کشور،

نهادینه کردن آزادی های بدون قید و شرط سیاسی، از جمله آزادی اندیشه و بیان، آزادی همایش‌ها، احزاب و رسانه‌های گروهی

به رسمیت شناسی برابر حقوقی ملی، فرهنگی و باورهای مذهبی و غیرمذهبی،

به رسمیت شناسی برابر حقوقی گرایشات جنسی،

مبارزه برای آزادی بدون قید و شرط همه‌ی زندانیان سیاسی و عقیدتی

از طریق مجامع صالح بین‌الملی

دسته‌بندی خواست‌ها:

الف‌ـ خواست‌هایی که جنبه‌ی عمومی دارند و برای دست‌یابی به آنها می‌توان به صورت گسترده با مجامع‌بین‌امللی همکاری نموده، از پشتیبانی آنان برای تحقق این خواست‌ها بهره جست(بر سر این خواست ها، در مراجعه به مجامع بین المللی ، تاکید بر خواست محوری ما “نه به جمهوری اسلامی” نباید امری محوری باشد):

پشتیبانی از خواست کارگران، زنان و جوانان برای ایجاد تشکل‌های مستقل؛

پشتیبانی از جنبش‎های اجتماعی زنان، کارگران، دانشجویان و خواست‌های صنفی و سیاسی آنان؛

آزادی بدون قید و شرط همه‌ی زندانیان سیاسی و عقیدتی؛

تلاش برای اعزام هیئت و یا هیئت‎های بین‎المللی به منظور بررسی جنایت‌های جمهوری اسلامی و وضعیت حقوق بشر در ایران؛

مخالفت روشن با ایجاد و گسترش سلاح‌های هسته‌ای و استراتژیک در منطقه و مبارزه برای ممنوعیت و برچیدن این‌گونه سلاح‌ها در سایر نقاط جهان؛

کمیسیون حقیقت یاب»؛

تلاش برای ایجاد کمیسیون علیه فراموشی و …

تلاش برای تشکیل تریبون‌های بین‌المللی علیه رژیم و جنایت آن

همبستگی متقابل بین‌المللی با جنبش‌های سیاسی‌ـ‌اجتماعی مترقی در ایران و سایر کشورهای جهان.

ج‌ـ خواست‌هایی که در تقابل آشکار با رژیم، جزء اشتراکات حداقل ما برای عبور از جمهوری اسلامی‌اند و باید برای تحقق آن‌ها برنامه‌های درازمدت تدوین کرد(در طرح این خواست ها باید به روشنی مطرح نمود که جمهوری اسلامی مانع اصلی ست:

سیاسی و اجتماعی؛

دولت؛

آزادی نوع پوشش؛

حذف مجازات‏های غیرانسانی از جمله اعدام، شکنجه، فشارهای روحی، ایزوله کردن انسان‌ها؛

آزادی اندیشه و بیان، آزادی همایش‌ها، احزاب و رسانه‌های گروهی آزاد؛

برابر حقوقی ملی، فرهنگی و باورهای مذهبی و غیرمذهبی؛

برابر حقوقی گرایشات جنسی؛

یک اشاره:

همگامی‌های ما باید انعکاس بیرونی پیدا کرده، ارتباط‌های ما منظم‌تر شوند. برای این منظور، ایجاد یک سایت اینترنتی مشترک را ضروری می‌دانیم.

دفاع از هانوفر

پیوست:

١ما در این نوشته به جای واژه‌ی همراهی و همکاری از واژه‌ی همگامی استفاده کرده‌ایم. ما تصور می‌کنیم که این واژه، منظورمان را بهتر بیان می‌کند. این واژه در فرهنگ گفتاری و نوشتاری سیاسی تا کنون چنین کاربردی نداشته و یا به این منظور مورد استفاده قرار نگرفته است. برای آن که مشکل ساز نباشد، توضیحاتی را در این مورد ضروری می بینیم. واژه‌هائی مانند، همراهی و یا هم‌آهنگی، بیان کننده‌ی آن محتوائی نیست که مورد نظر ماست، لذا بر بکار گرفتن این واژه تاکید می‌کنیم.
«همگامی» مجموعه اقداماتی است که «گام»های اولیه‌ی آن همزمان در نهادهای محلی میان افراد، گروه‌ها و سازمان‌های سیاسی به صورت فعال برداشته می‌شود. به طور مشخص «کانون همبستگی با مبارزات مردم ایران در شهر هانوفر» از همکاری ٨ نهاد تشکیل شده که هر کدام از آنها به تنهائی بخشی از این فعالیت‌ها را انجام می‌دهند. مشترکا در همکاری با هم، گام‌های محلی برای تحقق اهداف خود بر می‌دارند و در پی آنند که در سطح فرامحلی این گام‌ها را با سایر کانون‌های فعال شهری بردارند. به طور مثال، ما فعالیت در پشتیبانی از مبارزات مردم و در «نه به جمهوری اسلامی» را در یک همگامی فرامحلی با نهادهای فعال دیگر همآهنگ و هم‌آوا می‌کنیم. پس برای ما همگامی، یک اقدام عملی است که از مجموعه‌ای از گام‌های عملی چه در واحد شهری خودمان و چه با واحدهای شهری دیگر به گونه‌ای هم‌آهنگ انجام می‌گیرد. ما مجموعه‌ی این اقدامات مشترک را «همگامی» نام نهاده‌ایم.

.

دفاع از هانوفر:

کانون همبستگی ….هانوفر” تشکیل شده است از: «.

فعالینِ مجامع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در شهر هانوفر، پس از سال‌ها فعالیت جدا از هم و گه‌گاه در شکل «کمیته»های مختلف، پس از بحث‌های زیاد، مشترکا در تاریخ ١۵ سپتامبر ۲٠٠٧ به این جمع‌بندی رسیدند که در مبارزه علیه جمهوری اسلامی و حرکت در جهت سرنگونی آن نقاط مشترک زیادی بین ما وجود دارد که می‌توانیم بر حول آن، فعالیت‌های مشترکی را در دفاع از مبارزات روزمره‌ی مردم علیه رژیم و انعکاس آن در سطح افکار عمومی در خارج از ایران سازماندهی کنیم.

از این راه نه تنها روحیه تفاهم در میان ما گسترش پیدا کرد، بلکه توانستیم حول نکات مورد اختلاف نظر نیز با تفاهم بیشتر به گفت‌وگو بنشینیم و به شکل‌گیری یک جو زنده‌ی سیاسی و پر تحرکِ مبارزاتی بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و بقایای رژیم منحوس سلطنتی نیز دامن بزنیم.

آکسیون‌های مشترکی در این مدت به مناسبت بزرگداشت و یادمان زندانیان سیاسی و قربانیان جنایات جمهوری اسلامی؛ مبارزه برای ممنوعیت اعدام، شکنجه، ترور و خفقان سیاسی؛ دفاع از مبارزات مردم، زنان، دانشجویان، کارگران، اقلیت‌های فرهنگی و مذهبی با کیفیت قابل قبول انجام داده‌ایم.

درتحریم انتخابات توانستیم به برگزاری اکسیونی مشترک در روز انتخابات در برابر مرکز تروریستی رژیم (سفارت) اقدام کنیم. پس از شکل‌گیری و گسترش مبارزات اعتراضی مردم، کوشش کردیم که تحت نام «کانون» حرکت های اعتراضی منظمی را در سطح شهر سازماندهی کنیم. در تمامی این حرکت ها بر «نه به جمهوری اسلامی» تاکید داشته‌ایم.

«کانون پشتیبانی و دفاع از مبارزات مردم ایران»، طرح «همگامی» را الترناتیو جنبش مترقی، دمکراتیک و عدالت‌خواهانه می‌داند و برای اعتلای آن در خارج از کشور و در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران و «نه به جمهوری اسلامی» دست همکاری به سوی همه‌ی نهادهای شهریِ دیگر در اروپا و سایر نقاط جهان دراز می‌کند.

دفاع از هانوفر
هانوفر-
٦ مارس ۲۰۱۰




فراخوان

چهارشنبه ۲۱ بهمن ۱٣٨٨ – ۱۰ فوريه ۲۰۱۰

ایرانیان آزاده، مترقی و آینده ‎نگر،
هفتمین نشست بررسی نقض حقوق بشردر ایران در روز های ١٥ تا ١٧ فوریه ۲٠١٠ از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل در مقر آن در ژنو برگزار می شود . کارنامه تجاوز به حقوق انسان ها و تقض مستمر حقوق اولیه شهروندان ایرانی در جمهوری اسلامی از بدو استقراراین نظام تا امروز آن چنان سیاه و جنایت بار بوده که از سوی هیج وجدان بیداری نمی تواند مورد تردید قرار گیرد.

در جمهوری اسلامی، آزادی خواهان و دگر اندیشان محکوم به اذیت و آزار، دستگیری، شکنجه و اعدام هستند. رژیم جمهوری اسلامی، از دست زدن به هیچ جنایتی نسبت به مردم ایران و تجاوز به حقوق اولیه آن ها کوتاهی نمی‎کند.
کشتار مخالفین و فعالان سیاسی چپ،دموکرات و ترقیخواه در زندان ها در سال های دهه ٦٠ و ادامه آن تا امروز(در سال گذشته مطابق آمار رسمی دولتی ۳۴٦ تن از محکومان در ایران جان خود را بالای چوبه های دار از دست دادند، هم اکنون گروهی از زندانیان در مناطق مختلف ایران در معرض خطر اعدام قرار دارند. )، قتل های سیاسی ، کشتار و سرکوب دانشجویان در تیر ماه ٧٨ و ادامه تاکنونی آن، تحدید و نقض مستمر حقوق زنان ،جوانان و کارگران و زحمتکشان و مزد و حقوق بگیران و تعرض و تجاوز به حق حیات آنان ، راندن بخش عظیمی ازجامعه به زیرخط فقر، دستگیری ،حبس و زندان کردن نویسندگان، روشنفکران، روزنامه نگاران و گروه های دینی واز جمله بهائیان ، این ها همه خود بیانکر گوشه ای از نقض مستمر و فاحش حقوق بشر در ایران است .خاوران ها و کهریزک ها از سویی نماد ایستادگی ومبارزه مردم و از سویی دیگر شاهد زنده ای است برای اثبات اعمال ضد انسانی جمهوری اسلامی به عنوان جنایت علیه بشریت. از همین رو آمران و عاملان این جنایات باید بدلیل جنایت علیه بشریت ،مورد محاکمه قرار گیرند. شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد باید زمینه های قانونی برای تحقق این انر ضروری را فراهم آورد.
نشست امسال بررسی نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی درشرایطی برگزارمی شود که جنبش حق طلبانه و آزادیخواهانه مردم کشورمان تداوم و گسترش یافته و تا برچیدن بساط نظام جمهوری اسلامی و برپائی آزادی و دموکراسی و برابری قصد باز ایستادن ندارد.
ما بر این باوریم که جنبش مردم کشورمان برای پایان دادن به حاکمیت ضد بشری جمهوری اسلامی، حرکتی است در دفاع و تحقق حقوق بشر است.
به باور ما اعلامیه جهانی حقوق بشر بر این مساله تصریح دارد که حق تعیین سرنوشت هر فرد به خود وی سپرده شده است و نه هیج فرد و نیروی دیگری در زمین یا آسمان. از این نگاه ،این حق از یک سو بر برابری حقوقی و سیاسی هر فرد ، مستقل از رنگ ،زبان ،مذهب ،ملیت و جنسیت ناظراست و از سوی دیگربرمناسبات زندگی اجتماعی افراد انسانی ناظر است. بعبارت دیگر بیان مشخص حقوق بشر در ساختار سیاسی یعنی حاکمیت مردم بر قدرت. از این رو جمهوری اسلامی از همه جهات ناقض فاحش وسیستماتیک حقوق بشرو مانع اصلی بر سرتحقق آن است.ناکقته پیدا ست که تحقق حقوق بشر در ایران تنها با سازمانیابی توده ها و بدست آنان میسر خواهد بود.

ماخواهان نکات زیر هستیم:
– برابر حقوقی، سیاسی و اجتماعی زنان و مردان،
– جدایی دین از دولت ،
– لغو حجاب اجباری وداشتن آزادی در انتخاب نوع پوشش
– لغو مجازات اعدام، شکنجه و همه ی مجازات‏های غیر انسانی از قانون جزایی کشور،
– نهادینه کردن آزادی های بدون قید و شرط سیاسی، از جمله آزادی اندیشه و بیان، آزادی همایش ها، احزاب و رسانه های گروهی
– برابر حقوقی ملی، فرهنگی و باورهای مذهبی و غیرمذهبی،
– برابر حقوقی گرایشات جنسی،
– پشتیبانی از خواست کارگران، زنان و جوانان برای ایجاد تشکل های مستقل
– پشتیبانی از جنبش‎های اجتماعی زنان، کارگران،دانش جویان و خواست های صنفی و سیاسی آنان
– مبارزه برای آزادی بدون قید و شرط همه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی
– تلاش برای ایجاد ” کمیسیون حقیقت یاب ” جهت بررسی دستگیری ها، بازجویی ها، شکنجه ها، وضعیت زندانیان، گمشد گان ، قتل‌ها، اعدام‌ها و ترورهای رژیم در داخل و خارج از کشور وپی‌گیری و مجازات عاملین و آمرین آن،
– تلاش برای ایجاد کمیسیون علیه فراموشی به منظور جمع آوری خاطرات، نوشته ها و آثار هنری زندانیان و افرادی که به خاطر فعالیت سیاسی مورد تعقیب، آزار و اذیت و کنترل ماموران جمهوری اسلامی قرار گرفته اند و شاهدان این جنایات . جمع آوری اسناد، مدارک و آثار هنری مربوط به این جنایات و ایجاد آرشیوی از آن ها،
– تلاش برای اعزام هیئت و یا هیئت‎های بین‎المللی (به کمک وکلا و حقوق دانان بدون مرز، شخصیت‎های فرهنگی،هنری – سیاسی مترقی) به منظور بررسی جنایت های جمهوری اسلامی و وضعیت حقوق بشر در ایران (در جامعه و در زندان‎ها)
– تلاش برای بهزیستی محیط، مخالفت روشن با ایجاد و گسترش سلاح های هسته ای و استراتژیکی در منطقه و مبارزه برای ممنوعیت و برچیدن این گونه سلاح ها در سایر نقاط جهان،
– همبستگی متقابل بین المللی با جنبش های سیاسی اجتماعی مترقی در ایران و سایر کشورهای جهان.
برچنین بستری در آستانه برگزاری هفتمین نشست بررسی نقض حقوق بشر در ایران، از تمامی هم میهنان آزاده، فعالان سیاسی و اجتماعی ، نهاد ها و تشکل های حقوق بشری و مترقی در خارج از ایران دعوت می کنیم، برای همگامی نهادها و مجامع شهری در دفاع از مبارزات مردم ایران و نه به جمهوری اسلامی در حرکت اعتراضی در شهر ژنو شرکت کنیم.
حرکت های اعتراضی ما در صورتی موفق به انعکاس مبارزه و مقاومت مردم کشورمان، در میان افکار عمومی جهانی خواهد شد که از همکاری و همیاری تمامی شهروندان ایرانی که در محل زندگی شان فعال هستند برخوردار شوند.

پیروز باد جنبش حق طلبانه و آزادیخواهانه مردم ایران
زنده باد همگامی وهمبستگی نهاد های شهری در پشتیبانی از مبارزات مردم ایران و نه به جمهوری اسلامی – در اروپا
زنده باد آزادی و برابر حقوقی اجتماعی میان زنان و مردان ایرانی برای رسیدن به آزادی و دمکراسی در ایران
زنده باد همبستگی بین المللی

برای اطلاع بیشتر و شرکت فعال در این همگامی اعتراضی در ژنو و ارتباط با نهادهای شهری:
(آلمان): «حسین نقی پور: ٠٠٤٩١٧۶۸١٠٧٠٤٤٣»، (هلند): «احمد پوری:٠٠٣١٧٠٣٠۵٠٤١۵ تلفن دستی: ٠٠٣١۶٤۲٤۸٩۸۶۸» (سویس – زوریخ: خسرو: ٠٠٤١٧٨٩١٠٩٧٨٩hamgami@hamgami.org
همگامی کانون‎ها، نهادها و مجامع ایرانی در همبستگی و دفاع از مبارزات مردم ایران- در اروپا

(همگامان)- کانون‎ها، نهادها و مجامع ایرانی در “همبستگی و دفاع از مبارزات مردم ایران- در اروپا:
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران (پاریس)؛ تلاش- کانون حمایت از مبارزات مردم ایران( کلن)؛ جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران(ماینس و ویسبادن)؛ )؛ جمعیت کردهای مقیم فرانسه؛ جمعی از فعالین سیاسی و حقوق بشر و سازمان پرایم(هلند)؛ شورای همبستگی با مبارزات مردم ایران(لندن)؛ شورای هماهنگی ایرانیان( هامبورگ)؛ شورای حمایت از مبارزات مردم ایران(اشتوتگارت)؛ کانون پناهندگان سیاسی ایران(برلن)؛ کانون همبستگی و دفاع از مبارزات مردم ایران(هانوفر)؛ کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران(زوریخ)؛ کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران(بروکسل)؛ کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران(برلن)؛ کمیته فعالین چپ(هامبورگ)؛




مطالبات دانشجویان از کاندیداهای ریاست جمهوری ١٣٨٨

نویسنده: دفتر تحکیم وحدت
ناشر: دفتر تحکیم وحدت
تاریخ انتشار: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸
نوع متن: بیانیه

بیانیه دفتر تحکیم وحدت در تشریح مطالبات دانشجویان از کاندیداهای ریاست جمهوری

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت طی بیانیه ای مطالبات این تشکل دانشجویی را از کاندیداهای ریاست جمهوری آینده منتشر کرد. اعضا این تشکل دانشجویی اعلام نموده اند تصمیم گیری آنها در مورد انتخابات پیشرو براساس پاسخی است که کاندیداهای ریاست جمهوری به این مطالبات می دهند آنها پس از بررسی پاسخهای کاندیداها، برنامه ها و میزان عملی بودن آن در نشستی در مورد انتخابات پیش رو تصمیم می گیرند.

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ضمن انتشار این طرح مطالبات، آن را به عباس حکیم زاده دبیر سیاسی دربند این اتحادیه و دیگر دانشجویان دربند تقدیم کرده است:

١٣٨٨

طرح مطالبات دفتر تحکیم وحدت
از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دهم

طرح اولیه و سر فصل های کلی مطلبات دفتر تحکیم وحدت پیرامون انتخابات ریاست جمهوری دهم در ضمیمه تحلیلی چهارم این اتحادیه پیرامون انتخابات ریاست جمهوری در اسفند ماه ۱۳۸۷ منتشر شد. متن پیش روی طرح نهایی مطالبات حداقلی این اتحادیه از کاندیداهای اصلاح طلب ریاست جمهوری دهم است که با همکاری انجمن اسلامی های زیر مجموعه ی این اتحادیه و اعضای کمیته انتخابات و واحد سیاسی این اتحادیه آماده شده است. مطالبات این اتحادیه که در دو سطح یک – مطالبات دانشگاهی و دو- با توجه به رسالت جنبش دانشجویی مطالبات کلان اجتماعی-سیاسی آماده شده است بدین شرح می باشد :

۱- مطالبات دانشگاهی
۱-۱- استقلال دانشگاه و آزادی های آکادمیک

۱-۱-۱- حق تحصیل
۱-۱-۱-۱- حذف کامل سهمیه بندی جنسیتی و بومی گزینی در آزمون ورود به دانشگاه ها و ورود به دانشگاه ها بر اساس صلاحیت علمی
۱-۱-۱-۲- احقاق حقوق دانشجویان محروم شده به دلایل سیاسی و عقیدتی و بازنگری در کلیه احکام انضباطی صادر شده در مدت ۴ سال گذشته و احقاق حقوق دانشجویان محرومین از تحصیل
۱-۱-۱-۳- بازنگری در وضعیت کلیه دانشجویانی که به انحاء مختلف از تحصیل در مقاطع بالاتر محروم شده اند (دانشجویان ستاره دار) و فراهم کردن امکان بازگشت آن ها به دانشگاه و ادامه تحصیل
۱-۱-۱-۴- تدوین قوانینی مبنی بر عدم محروم کردن دانشجویان از تحصیل یا ادامه تحصیل به دلایل سیاسی-عقیدتی
۱-۱-۱-۵- حذف سهمیه ارگان های مختلفی از جمله بنیاد شهید ، ایثارگران و بسیج در پذیرش دانشجویان

۱-۱-۲- آزادی نشریات و تشکل های دانشجویی
۱-۱-۲-۱- بازنگری در وضعیت تشکل های دانشجویی که در سال های گذشته از فعالیت آن ها جلوگیری شده و تاکید بر آزادی تشکل یابی دانشجویان منتقد و دگراندیش با هر گرایش و ایدئولوژی ای (از جمله تشکل های زنان و قومی). بازگرداندن انجمن های اسلامی به فعالین اصلی آن طبق رای و نظر عموم دانشجویان هر دانشگاه . تاکید دولت بر رسمیت دفتر تحکیم وحدت واقعی ، طبق نظر رای و نظر انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور
۱-۱-۲-۲- اصلاح و بازنگری جدی در آیین نامه های انضباطی، تشکل ها، کانون ها، نشریات دانشجویی و … با اعمال نظر فعالین دانشجویی از طیف های مختلف فکری ( نمایندگان تشکل های مختلف دانشجویی) و اساتید دانشگاه ها
۱-۱-۲-۳- آزادی و مصونیت تشکیلاتی انجمن ها و تشکل های دانشجویی با اندیشه های مختلف در برگزاری تجمع ها، تریبون آزاد ها و برنامه های مختلف
۱-۱-۲-۴- نگرش یکسان به انجمن ها و تشکل های دانشجویی در تخصیص بودجه و امکانات در مرحله ی اول و تصویب قوانینی در جهت خودکفایی تشکل ها در مرحله ی بعد

۱-۱-۳- حق تدریس و پژوهش
۱-۱-۳-۱- تصویب و اصلاح آیین نامه ها برای متوقف کردن انقلاب فرهنگی دوم که در طول ۴ سال گذشته جریان داشته است:
آکادمی دارای استانداردهایی است پذیرفته شده و شناخته شده ، بیان هرگونه عقاید و افکار در حیطه ی علمی و محیط آکادمیک همراه با آزادی نقد و بحث در مورد آن باید آزاد باشد و همه گونه استاد با هر گرایش و فکر باید بتوانند بر مبنای صلاحیت های علمی خود در اکادمی تدریس کنند. هرگونه انحصار سلیقه ای و ایدئولوژیک اکادمی مذموم است.
۱-۱-۳-۲- بازنگری در وضعیت کلیه اساتیدی که به انحاء مختلف در طول ۴ سال گذشته به صورت اجباری بازنشسته یا اخراج شدند یا به اشکال دیگری از تدریس در دانشگاه ها منع شده اند و بازگشت آن ها به کرسی تدریس در دانشگاه ها و ضرورت گزینش صرفا علمی اساتید
۱-۱-۳-۳- بازنگری در معیارهای گزینش استاد با تاکید بر صلاحیت های علمی
۱-۱-۳-۴- آزادی اساتید در بیان نظرات و دیدگاه ها و مصونیت آنها از پیگیری در نهاد های خارج از دانشگاه
۱-۱-۳-۵- جلوگیری از اخراج و بازنشستگی پیش از موعد اساتید و بازگرداندن اساتید دگر اندیش اخراج شده در طی سه دهه ی اخیر
۱-۱-۳-۶- اساتید و دانشجویان بتوانند کاملا آزادانه موضوعات تحقیق و پژوهش ا انتخاب کنند مخصوصا در حوزه ی علوم انسانی ( بخصوص در طول چهار سال گذشته انتخاب بسیاری از موضوعات پایان نامه ها در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا با محدودیت مواجه شده است )

۱- ۱-۴- ساختار مدیریتی و اداری دانشگاه
۱-۱-۴-۱- حرکت در جهت استقلال اقتصادی دانشگاه ها و خود کفایی آنها : ایجاد قوانین و بستر مناسب برای تعامل بین دانشگاه و بخش خصوصی
۱-۱-۴-۲- انتخابی شدن روسای دانشگاه ها و دانشکده ها بر مبنای رای و نظر شورایی متشکل از اساتید، دانشجویان و کارمندان هر دانشگاه
۱-۱-۴-۳- حرکت به سمت حذف کنکورسراسری و استقلال دانشگاه ها در نحوه ی پذیرش دانشجو
۱-۱-۴-۴- حذف دخالت شورایعالی انقلاب فرهنگی در تدوین قوانین برای دانشگاه ها و واگذاری تصمیم گیری به خود دانشگاه
۱-۱-۴-۵- حذف کمیته های انضباطی و اصلاح ساختار حراست دانشگاه ها مبتنی بر عدم دخالت نهاد های خارج از دانشگاه و واگذاری تمام امور آنها به مسئولین دانشگاه ها

۱-۱-۵- مطالبات زنان در دانشگاه ها
۱-۱-۵-۱- ( برای تاکید) حذف کامل سهميه بندي جنسيتي و بومي گزيني در آزمون ورودي دانشگاه ها
۱-۱-۵-۲- لغو طرح هایی که تفکیک جنسیتی را در محیط دانشگاه سبب می شوند همچون جداسازی کلاس های درس و اتوبوس های حمل و نقل دانشجویان
۱-۱-۵-۳- تدوین آیین نامه ها و قانونی برای برخورد با حرمت شکنان و ناقضان امنیت دختران در دانشگاه ها (طرح ها و قوانینی برای اینکه دیگر شاهد رویداد تجاوز به امنیت دختران دانشجو نباشیم همچون وقایعی که هر روز شاهد آن هستیم و اوج این حوادث را زنجان در خرداد ۱۳۸۷ شاهد بودیم )
۱-۱-۵-۴- لغو کلیه آیین نامه های پوششی خارج از عرف در سطح دانشگاه ها و خوابگاه ها و تدوین آیین نامه ها و قوانینی که شان دختران دانشجو را حفظ کند ( در بسیاری از خوابگاه های دانشجویی دخترانه همچون خوابگاه های دانشگاه های چمران اهواز ، شیراز و … استفاده از پوشش هایی با رنگ روشن برای دختران ممنوع است و همچنین دختران اجازه استفاده از لباس هایی با رنگ روشن را ندارند )
۱-۱-۵-۵- لغو هر گونه طرح و برنامه ای که مدت تحصیل دختران را کمتر از پسران قرار دهد
۱-۱-۵-۶- تدوین قوانین و آیین نامه هایی جهت سازماندهی خوابگاه های دخترانه متناسب با شأن دختران دانشجو و حذف توهین هایی که به دختران دانشجو در خوابگاه ها می شود همچون نظارت های خودسرانه با دختران دانشجو چون محدودیت ساعت ورود دختران به خوابگاه ، حضور و غیاب های شبانه ، منع استفاده از روسری و شال و لوازم آرایش در خوابگاه ها ، تماس با خانواده ها برای استفاده از اهرم فشار و تهدید علیه آنان و مسائل فراوانی از این دست
۱-۱-۵-۷- تدوین طرحی جهت پذیرش زنان در مناصب مدیریتی در دانشگاه ها و ورود افزون تر زنان به هیأت های علمی دانشگاه ها در وزارت علوم ( تاکنون زنی بر ریاست دانشگاهی -غیر از الزهرا که یک دانشگاه زنان است- قرار نگرفته است)
۱-۱-۵-۸- احیاء دوباره رشته مطالعات زنان در سطح تحصیلات تکمیلی براساس سیلابس های درسی بین المللی و لغو هر گونه طرحی که جلوی مطالعات جنسیتی در دانشگاه ها را می گیرد مخصوصا در علوم انسانی و اجتماعی
۱-۱-۵-۹- گنجاندن دروس و واحدهایی با موضوع برابری جنسیتی در رشته های مختلف دانشگاهی و سطوح متعدد تحصیل

۱-۲- مطالبات صنفی-رفاهی ، آموزشی- پژوهشی
۱-۲-۱- صنفی – رفاهی
۱-۲-۱-۱- کاهش پذیرش دانشجو در جهت بالا بردن استانداردهای کیفی دانشگاه ها
افزایش بسیار زیاد ظرفیت دانشگاه ها در این چند سال موجب شده است تا توان خدمت رسانی دانشگاه ها در تمامی ابعاد صنفی- رفاهی با کاهش قابل ملاحظه ای روبه رو شود
۱-۲-۱-۲- از بین بردن جو امنیتی دانشگاه ها و از جمله برداشتن گیت ها و دوربین های سطح دانشگاه ها
۱-۲-۱-۳- افزایش برنامه های تفریحی و فرهنگی شامل اردوها و برگزاری مراسم و برنامه های مختلف
۱-۲-۱-۴- بهبود وضعیت غذای دانشگاه ها ، رسیدگی به وضعیت خوابگاه ها و بهبود وضعیت خوابگاه های دانشجویی
وضعیت خوابگاه های دانشجویی در سراسر کشور در وضعیت نامطلوبی است ، همچنین غذای دانشگاه ها از کیفیت بسیار نازلی برخوردار است که گاها موجب اعتراضات دانشجویی بسیاری شده است ، لازم است تا در کیفیت این خدمات بهبود صورت پذیرد

۱-۲-۲- پژوهشی – آموزشی
۱-۲-۲-۱- افزایش بودجه ی پژوهشی دانشگاه و تخصیص منابع ویژه ی مالی به تحقیقات دانشگاهی و افزایش پژوهشکده ها
۱-۲-۲-۲- ( جهت تاکید) کاهش پذیرش دانشجو در جهت بالا بردن استانداردهای کیفی دانشگاه ها
افزایش بسیار زیاد ظرفیت دانشگاه ها در این چند سال موجب شده است تا توان خدمت رسانی دانشگاه ها در تمامی ابعاد با کاهش قابل ملاحظه ای روبه رو شود
۱-۲-۲-۳- به روز کردن سیستم آموزشی کل کشور و استفاده از تکنولوژی های جدید آموزشی
۱-۲-۲-۳- تغییر در قوانین بورس های تحصیلی و شرایط ادامه تحصیل در خارج از کشور
۱-۲-۲-۴- اصلاح دروس عمومی دانشگاه ها مصوب شورایعالی انقلاب فرهنگی به دلیل بی فایده بودن و عدم کاربرد آنها در رشته های تخصصی
در صورت اصلاح دروس عمومی می توان دوران تحصیلات کارشناسی را به ۳ سال کاهش داد
۱-۲-۲-۵- افزایش ظرفیت و استاندارد های کتابخانه های دانشگاهی و سایت های اینترنتی دانشجویان

۲- مطالبات کلان اجتماعی-سیاسی
۲-۱- جنبش های اجتماعی
۲-۱-۱- زنان
۲-۱-۱-۱- پیگیری مطالبات حقوقی جنبش اجتماعی زنان و ارائه لوایح مربوطه در این زمینه به مجلس و تلاش برای لغو قوانین تبعیض آمیز علیه زنان
۲-۱-۱-۲- تدوین طرحی برای اشتغال زایی زنان و ورود آنان به بازار کار توسط وزرات کار و امور اجتماعی و تدوین طرح هایی توسط سازمان های برنامه ریزی جهت بهره مندی کشور از توانایی های زنان در عرصه های گوناگون
۲-۱-۱-۳- پیگیری پیوستن ایران به کنوانسیون «رفع هر گونه تبعیض علیه زنان»( این کنوانسیون پس از تصویب توسط مجلس ششم در شورای نگهبان رد و به مجمع تشخیص مصلحت نظام فرستاده شد ، رئیس جمهور آینده باید پیگیر پیوستن ایران به این کنوانسیون شود )
۲-۱-۱-۴- تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان سرپرست خانوار ( همچون قانون حق ولایت فرزند و قانون حقوق و دستمزد ) و همچنین تدوین آیین نامه هایی که زنان سرپرست خانوار را در اولویت اشتغال قرار دهد
۲-۱-۱-۵- رسیدگی به حقوق زنان خانه دار و انجام تحقیق هایی جهت تدوین قوانینی برای احقاق حقوق این دسته از زنان که همواره مورد بی توجهی قرار می گیرند.
مطالبه ی مشخصی را در مورد زنان خانه دار نمی توان قبل از انجام تحقیقات کیفی اعلام کرد ولی می توان مسائلی مانند بیمه کردن زنان خانه دار ، تعیین حقوق برای کار خانگی و یا تقسیم اموال مرد در صورت طلاق را مورد بررسی قرار داد ولی آنچه مشخص است این زنان همیشه تحت اجحاف بوده اند و بدلیل سکوت ، صدای آنها و مطالباتشان هیچگاه مورد توجه قرار نگرفته است.
۲-۱-۱-۶- لغو طرح هایی که موجبات برخورد نیروهای انتظامی را با زنان به دلیل پوشش فراهم می آورد
۲-۱-۱-۷- لغو طرح هایی که موجبات جداسازی جنسیتی را در فضای عمومی فراهم می آورند

۲-۱-۲- کارگران
۲-۱-۲-۱- تصویب قوانینی مبنی بر حق داشتن سندیکا و نهادهای صنفی مستقل برای کارگران و تاکید بر تشکیل این نهادها مبتنی بر آرای کارگران و همچنین ضرورت توجه مسئولین دولتی به نظرات این اصناف در تصمیم گیری های مربوطه
۲-۱-۲-۲- اصلاح قانون کار و لغو قوانین ضد کارگری و نوشته شدن قوانین توسط هیاتی متشکل از نمایندگانی از دولت ، کارفرمایان و کارگران و بازگشت کارگاه های زیر ۱۰ نفر به مشمولیت قانون کار
۲-۱-۲-۳- آزادی فعالین کارگری و منع تعقیب و زیر فشار قراردادن نیروهای کارگری و به رسمیت شناختن حق اعتراض برای احقاق حقوق
۲-۱-۲-۴- تدوین قوانین و آیین نامه هایی در راستای اصلاح روند خصوصی سازی از جمله واگذاری واحدهای تولیدی در قالب تعاونی های کار به کارگران همان واحد ها، در صورتی که کارگران همان واحد ها اقدام به تشکیل تعاونی های کار کنند

۲-۱-۳- معلمان
۲-۱-۳-۱- تصویب قوانینی مبنی بر حق داشتن سندیکا و نهادهای صنفی مستقل برای معلمان و تاکید بر تشکیل این نهادها مبتنی بر آرای معلمان و همچنین ضرورت توجه مسئولین دولتی به نظرات این اصناف در تصمیم گیری های مربوطه
۲-۱-۳-۲- تامین امنیت شغلی معلمان در قالب آزادی بیان و پس از بیان و جلوگیری از فشار فشار امنیتی بر فعالان صنفی
۲-۱-۳-۳- تدوین و تالیف کتب درسی با توجه به علم روز و فارغ از ایدئولوژی و براساس استاندارد های جهانی و با مشاوره اساتید دانشگاه و معلمان
۲-۱-۳-۴- تصویب آیین نامه هایی برای استخدام تدریجی معلمین حق التدریسی و افزایش حقوق معلمان به بالای خط فقر
۲-۱-۳-۵- تصویب قوانین و مهیا ساختن شرایط خصوصی سازی مدارس و واگذاری مدارس به معلمان و معلمان حق التدریس بعنوان شرکت های سهامی خاص

۲-۱-۴- اقوام (کرد، ترک، عرب، ترکمن،بلوچ)
۲-۱-۴-۱- حذف نگاه امنیتی نسبت به قومیت ها و اقلیت های دینی و مذهبی
۲-۱-۴-۲- تلاش برای تمرکز زدایی و توسعه ی متوازن بر اساس اختیارات اصل ۴۸ قانون اساسی از طریق ایالتی و فدرالی شدن اداره ی کشور با افزایش اختیارات شوراها و انتخاب فرمانداران و استانداران بومی از طریق این شوراها برای رسیدن به چشم انداز مجلس تصمیم گیری ایالتی
۲-۱-۴-۳- الزام دولت به تدریس، آموزش و توسعه زبان های قومی هر منطقه در مدارس و تاسیس رشته های دانشگاهی مربوط به این زبان ها در سراسر کشور بر اساس اختیارات اصل ۱۵ قانون اساسی
۲-۱-۴-۴- ایجاد رشته هایی که به مطالعات چند فرهنگی در ایران می پردازد در سطح تحصیلات تکمیلی براساس سیلابس های درسی بین المللی و لغو هر گونه طرحی که جلوی مطالعات قومیتی را در دانشگاه ها می گیرد مخصوصا در علوم انسانی و اجتماعی
۲-۱-۴-۵- گنجاندن دروس و واحدهایی با موضوع چندفرهنگی قومی در ایران در رشته های مختلف دانشگاهی و سطوح متعدد تحصیل
۲-۱-۴-۶- اعطای مجوز شبکه های خصوصی رادیویی و تلویزیونی به قومیت های مختلف، آزادی فعالیت احزاب، تشکل ها، NGO ها و نشریات قومی.

۲-۲- مطالبات ملی
۲-۲-۱- حقوق بشر ، حقوق شهروندی و حقوق اجتماعی
حذف نگاه امنیتی ، احقاق حقوق ، رفع تبعیض
۲-۲-۱-۱- تدوین و تصویب نظام جامع تامین اجتماعی برای کشور
۲-۲-۱-۲- تدوین و تصویب نظام هماهنگ حقوقی کارکنان دولت و رفع تبعیضات در نظام پرداخت حقوق
۲-۲-۱-۳- تدوین قوانینی جهت اجرای فصل سوم قانونی اساسی و حقوق شهروندی و به رسمیت شناختن واقعی حق نشان دادن اعتراض و به فعل در آوردن اصل ۳۷ قانون اساسی
۲-۲-۱-۴- رفع تبعیض و حذف گزینش سلیقه ای از اقلیت های قومی ، مذهبی و عقیدتی در راستای دستیابی به مشاغل و مناصب مدیریتی در حوزه های خرد و کلان
۲-۲-۱-۵-تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان و اقلیت های قومی و مذهبی در قانون اساسی
۲-۲-۱-۶- تأمین تسهیلات برای اعطای مجوز و چاپ نشریات و کتب مربوط به مسائل زنان توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
۲-۲-۱-۷- تدوین برنامه هایی در خصوص مسائل زنان ، اقوام و اقلیت های مذهبی که مورد تبعیض قرار گرفته اند توسط فعالین جنبش های جنبش های اجتماعی برای پخش در رسانه ها ، رادیوها و سینماها
۲-۲-۱-۸- از آن جا که نقض مداوم حقوق اقشار مختلف مردم در گذشته همواره با استقلال قوا و فقدان ابزارهای لازم در دست رئیس جمهور برای جلوگیری از این مسئله توجیه می شد، انتشار گزارش ماهانه نقض قانون اساسی توسط دستگاه های مختلف از سوی رئیس جمهور لازم به نظر می رسد
۲-۲-۱-۹- اهتمام ویژه به حفظ محیط زیست ، میراث فرهنگی و حمایت از جنبش ها و تشکل های مرتبط با آن

۲-۲-۲- سیاست داخلی
توسعه متوازن ، تمرکز زدایی
۲-۲-۲-۱- توسعه متوازن و همه جانبه در تمامی ابعاد انسانی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، تکنولوژیکی ، بهداشت و آموزشی مبتنی بر ارزش های انسانی و رفاه انسانی.
توسعه نامتوازن ( توسعه ای که تاکنون در ایران همواره در دستور کار بوده است) ناپایدار وبرگشت پذیر است و لازم است در ارائه هرگونه طرح و برنامه ای برای توسعه توسعه ای همه جانبه و فراگیر مدنظر قرار گیرد. علاوه بر مقابله هایی که با برنامه های توسعه در ایران می شود خود برنامه های توسعه نیز از همه جانبه نگری لازم برخوردار نبوده اند.
۲-۲-۲-۲- اصلاح نظام اداری وبوروکراسی کشور از گسترده و پیچیده و فاسد به بوروکراسی کوچک ، کارآمد و نظارت پذیر
بوروکراسی پیچیده و گسترده ایران علاوه بر تاخیر انداختن روند کارها و امور ، نظارت ناپذیر است و عملا عامل فساد بسیار زیاد است.
۲-۲-۲-۳- بازبینی در تقسیمات کشوری و اداره ایالتی کشور با توجه به قومیت ها و مذاهب مختلف
۲-۲-۲-۴- عدم دخالت نیروهای انتظامی در مسائل اجتماعی-سیاسی- فرهنگی
از جمله جمع آوری گشت های ارشاد، در هر شکل و نوع آن، از سطح شهرها
۲-۲-۲-۵- تمدید مجوز NGOهای مختلف از جمله سازمان های غیردولتی فعال در زمینه حقوق زنان، کودکان و… و همچنین سازمان های فعال در زمینه حقوق بشر چون کانون مدافعان حقوق بشر
۲-۲-۲-۶- اصلاح نظام خدمت وظیفه عمومی با توجه به استانداردهای جهانی

۲-۲-۳- سیاست خارجی
تنش زدایی ، همکاری با جامعه ی بین المللی و رفع تحریم
۲-۲-۳-۱- اتخاذ نگاه کارکردی بجای نگاه آرمانی ، تنش زدایی در روابط خارجی و استفاده از فرصت های پدید آمده و تغییرات حاصل شده در نظام بین الملل در جهت تامین منافع ملت
۲-۲-۳-۲- تعیین تکلیف پرونده هسته ای براساس منافع ملت
۲-۲-۳-۳- اتخاذ موضع مسئولانه در جهت حل بحران خاورمیانه با تاکید بر حفظ حقوق ملت ایران
۲-۲-۳-۳- حذف فشارها و تحریم های بین المللی از روی کشور
۲-۲-۳-۴- همکاری مثبت با سازمان های بین المللی و منطقه ای بر اساس منافع ملت
۲-۲-۳-۵- برقراری رابطه مبتنی با منافع ملت با دولت امریکا
۲-۲-۳-۶- ایجاد ثبات برای سرمایه گذاری خارجی در کشور

۲-۲-۴- اقتصاد
اصلاح و تسریع روند خصوصی سازی و تمرکز زدایی
۲-۲-۴-۱- اصلاح روند خصوصی سازی که بجای خصوصی سازی در حال خودمانی سازی و اختصاصی سازی کشور در دست بخش دولتی است ، کوچک سازی دولت ، آزاد سازی اقتصادی ، کاهش تصدی گری دولت از طریق گسترش بخش خصوصی و اختیارات بخش خصوصی ، کاهش ریسک سرمایه گذاری و ایجاد بستر مناسب برای سرمایه گذاری خارجی
۲-۲-۴-۲-شفافیت برنامه های اقتصادی و تلاش برای ریشه کنی نمودن فساد اقتصادی ، رانت خواری ، اقتصاد واسطه ای و دلالی
۲-۲-۴-۳- تدوین قوانین مربوط به سرمایه گذاری خارجی و فراهم نمودن بستر مناسب سرمایه گذاری خارجی و سرمایه گذاری ایرانیان خارج از کشور با کاهش ریسک سرمایه گذاری اقتصادی
۲-۲-۴-۴- تصویب قوانین و آیین نامه هایی جهت توزیع عادلانه ی منابع و امکانات اقتصادی در تمام مناطق کشور بر پایه اصل ۴۸ قانون اساسی
۲-۲-۴-۵- توجه ویژه به زیرساخت های اقتصادی مناطق محروم کشور و اختصاص اعتبارات لازم از طریق سرمایه گذاری های داخلی وخارجی بخش خصوصی در بخش های عمرانی مناطق محروم کشور

۲-۲-۵- فرهنگ (روزنامه، کتاب، فیلم و…)
رفع تصدی گری و به رسمیت شناختن تکثر فرهنگی براساس حقوق و کرامت انسانی
۲-۲-۵-۱- تسهیل در صدور مجوز برای نشریات سراسری، کتاب و فیلم، خصوصا مواردی که به صورت غیرقانونی جلوی انتشار آنها گرفته شده است. همچنین ارائه برنامه ای جدی برای مقابله با توقیف غیرقانونی و خودسرانه مطبوعات ، کتاب و فیلم
۲-۲-۵-۲- رفع فیلترینگ سایت های سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی ، دانشجویی، زنان ، اقوام و … توسط وزارت فن آوری و ارتباطات و ارگان ها و نهاد های ذیربط
۲-۲-۵-۳-تدوین و تصویب قوانینی جهت ایجاد رسانه های تصویری و شنیداری خصوصی.