من و جمهوریخواهان دموکرات و لائیک
کیومرث صابغی
یکشنبه۱ اسفند ۱٣٨۹ – ۲۰ فوريه ۲۰۱۱
قبل از هر چیزز معتقدم که هر حرکتی در خارج از کشور، صرفنظر از اندازه توانایی اش، خاری است در چشم جمهوری اسلامی و این امری است بسیار صواب. اما به گمان من این حضور و وجود اگر در خود خوب است بر آنچه که باید باشد کافی نیست.
۳۲ سال از ۲۲ بهمن ۵۷ کذشت و آزادی خواهان خارج از کشور در هوای “با خود چه کنیم”، هنوز به بر کزاری کنگره ها، نشست های ادواری و یا اضطراری، ارائه طرح های همبستگی، همگامی، همکاری،همراهی و وحدت طلبی که گاه فقط نیت خیر خواهانه دارد و نه بیشتر، و زمانی قدمی قبل تعمق، مبادرت میورزند.
اما به نظر میاید، همه اینها، جدا از قید علقه و نگاه، به زمان نمیاندیشند و شاید هم برای کاری که میکننند زمان، منظور رابطه ارگانیک اندیشه و فضای تحقق، جایی ندارد. به عبارت دیگر، حضور و وجود به معادله ای منطقی رسیده است و “باقی بقایت، جانم فدایت” مصداق یافته است. ما جمهوریخواهان دموکرات و لاییک هم چهارمین کنگره خود را بر گزار کردیم و به امید سالی تحرک بار، به شهر های خود باز گشتیم. اما ما هم به زمان نیندیشیدیم و پذیرفتیم که تشکلی خارج از کشوری باقی باشیم. و ایراد من به ما، همین امر پذیرش است. به گمان من، آنچه که در سند سیاسی اولین نشست در پاریس آمد و ما را در تعیین و تکلیف آینده ایران سهیم و شریک دانست، اعلانی آشکار علیه ان پذیرش (خارج از کشوری بودن)، و طرحی جهت تحقق هویتی نو بود. در اینکه همه ما به ایران فکر میکنیم شکی نیست، اما اینکه با شرایط کنونی خود چه قدر راحتیم صورت مساله ای جدا از اعتقادات است. و اندازه گیر این حساسیت، جدا از تلغات فردی و آشنا آینده نگری و مالان ارائه طریق است.
طرح من به جمهوری خواهان دموکرات و لاییک:
۱– پذیرش بند اساسی سند سیاسی که ما را از بقیه سازمان های خارج از کشور جدا میکند.
۲– از آنجایی که خمیر مایه نظری و سیاسی ما مبنی بر حرکتی دموکراتیک جهت تحقق تشکیل مجلس موسسان به منظور انتخاب نوع حکومت آینده، در ایران و در میان لایه های مختلف مردم به عنوان نظری مطرح وجود دارد (با سایه روشن های طبیعی آن)، باید امر ایجاد پل میان خود و آنان را در دستور کار قرار دهیم.
۳ – باید مبادرت به تشکیل گروه کار سیاسی – تحریریه که کار اساسی ان نگارش، قلم زنی، ترجمه، اقتباس، کپی، طرح نظر یا هر نوع دیگری از نوشته هایی که به تبلیغ و انتشار نظریات ما میانجامد، نمود. اعضای این گروه، چه مستقلانه و چه گروهی، میتوانند اقدام به این کار نموده همه آنچه را که در رابطه با پلاتفرم سیاسی تشکل ما تعریف و توصیف میشود را در اختیار هم نظران ما، و بر خلاف نظریه تعارفی و رایج که آنان بیشتر از ما سرشان میشود، گذاشت. این گفته به هیچ وجه ترازو ی اندازه گیر اینکه کدام طرف آب قدرت تحلیل و یا سواد بیشتر و یا تجربه بیشتری دارد نیست، بلکه بیان این واقعیت است که نیاز به تلاقی نظر و گفتگوی اندیشه ها هیچ گاه کاهش نمیابد و هر چه به حجم شک و سوال افزوده شود، به همان اندازه به گسترش افق و قدرت تحلیل واقع بینانه تر افزوده میگردد. برای صحت و سقم این حکم به دلایل تحلیلتان از عقب ماندگی و تحجر جمهوری اسلام رجوع کنید.
۴ – ضروری است که “سایت “ندای آزادی را جذاب تر کرده و امکان دست یابی به آن را وسعت بخشید. وظیفه این “سایت” رقابت با سایر تارنماهای موجود نباید باشد، بلکه جهت ایجاد شبکه های پراکنده با ایران از طریق ایجاد پل با افراد، سازمانها، گروه ها و حرکت هایی که چه فردی با آنها آشنا هستیم و چه از طریق سایر آپارات ها در رابطه با آنها قرار میگیریم، اقدام شود. اینکه دیگران هم اینکار را میکنند امری نو نیست نباید جلو گیر ما شود، چرا که ما (و به نظر من ما دیدگاه منطقی تر، عملی تر و دموکراتیک تری را ارائه میدهم) به عنوان یک تشکل این کار را نکرده ایم، و اگر نوشته ای از همراهی و یا حرکتی از طرفداری در دسترس دیگران قرار گرفته است، فردی، محدود و یک طرفه بوده است، در حالی که ما در ایجاد این پل باید کوشش کنیم که نهایتا، به بحث و گفتگویی دو جانبه بیانجامیم. از این طریق است که رابطه ای خلاق و عمل گرا با هم نظران خود خواهیم یافت. فراموش نکنیم که در انقلاب بهمن ۵۷ تقریبا تمام سازمان های خارج از کشور به عنوان میهمان به ایران وارد شدیم و به همین دلیل هم (جدا از برنامه های سیاسی – عملی و سایر موانع)، موفقیتی در قاطی شدن و ایجاد پایگاه میان مردم نداشتیم. بر خلاف آنچه که در حرکت اخیر در تونس رخ داد مشاهده کردیم که به محض آغاز حرکت مردمی تونس، سازمانهای خارج از کشوری، از آنجا که طی ۳۰ سال دیکتاتوری بن علی، در رابطه ای نزدیک با کشور خود بودند، توانستند به محض ورود به کشورشان، در تصمیم گیری های سرنوشت ساز سهیم گردند.
۵ – گروه کار ارتباطاتی
وظیفه این گروه (در واقع نقش شورای هماهنگی دارد)، هماهنگ کردن فعالیت های “جدل” از طریق پالتاک های درونی و عمومی، تماس با سایر سازمانها و تشکلات جهت همکاری های ممکن، و سایر مواردی که امکان عملی متعارف در خارج از کشور را میسر میسازد، میباشد. این گروه باید بتواند در حد امکانات و توانایی خود و توان “جدل” و نه بر اساس تصورات و آرزو ها، طرح های ممکن را با مشورت با سایر همراهان در دستور کار قرار دهد و با در نظر داشت افق نهایی “جدل” اقدام به ان نماید.
وظیفه این گروه (در واقع نقش شورای هماهنگی دارد)، هماهنگ کردن فعالیت های “جدل” از طریق پالتاک های درونی و عمومی، تماس با سایر سازمانها و تشکلات جهت همکاری های ممکن، و سایر مواردی که امکان عملی متعارف در خارج از کشور را میسر میسازد، میباشد. این گروه باید بتواند در حد امکانات و توانایی خود و توان “جدل” و نه بر اساس تصورات و آرزو ها، طرح های ممکن را با مشورت با سایر همراهان در دستور کار قرار دهد و با در نظر داشت افق نهایی “جدل” اقدام به ان نماید.
اگر ما نتوانیم این مهم را (یعنی ایجاد پل ارتباطاتی با هم نظرانمان در ایران) آغاز کنیم، بی شک محفلی کوچک تر، نخبه گرایانه تر، و خارج کشوری تر خواهیم شد. یادمان باشد که از انقلاب مشروطه تا انقلاب بهمن ۵۷، غریب یکصد و چند سال طول کشید. ما هم باید از حالا تا عبور دوم برنامه ریزی دقیق کنیم تا شاید این بار ابلیس دیگری بر ما ننشیند.

