انقلاب در انقلاب قرقیزستان
سهشنبه ۲۴ فروردين ۱٣٨۹ – ۱٣ آوريل ۲۰۱۰
رضا الفت
حکومت در قرقیزستان ظرف ۴۸ ساعت تحولات خشونت بار خیابانی تغییر کرد. مردم و بخشی از نخبگان ، علیه حکومت قربان بیک باقی یف شوریدند و پس از درگیرهای کوتاه مدت دو روزه ، دولت سرنگون شد . نام این نوع از تغییر حکومت ها را چه می توان نهاد . انقلاب ، کودتا ، قیام یا شورش ؟
مهرداد درویش پور جامعه شناس و استاد دانشگاه در سوئد با رادیو فردا، درباره ماهیت این نوع تغییرات سیاسی و حکومتی گفت و گو کرده است.
درویش پور: یکی از پدیده های نادری که بعد از انقلاب ها ممکن است به وجود آید، پدیده ای است که از آن به عنوان «انقلاب در انقلاب» نام برده می شود.
یعنی حکومتی که تازه به قدرت می رسد در دوره معینی برای پاسخگویی به ادعاها و مطالبات خود فرصت دارد، اگر نتواند در این مدت پاسخگو باشد جامعه فراتر از حکومت و رهبران سابق مردم عمل خواهد کرد. قربان بیک باقی یف نتوانست حکومت و به خصوص اصلاحات اقتصادی را پیش ببرد بنابراین مردم از او رویگردان شدند. به نظر من سقوط حکومت باقیف را باید یک تلاش هماهنگ دانست و ما شاهد بودیم که این قیام به سرعت به فرار رئیس کشور منجر شد.
البته سریع ترین قیام ها زمانی به پیروزی می رسد که هم مردم و نیروهای نظامی و هم احزاب اپوزیسیون بر سر برکناری یک دولت توافق دارند.
حکومت های غیر دموکراتیک فقط زمانی سقوط می کنند که قدرت سرکوب را از دست می دهند و نه الزاماً محبوبیت و مردمی بودنشان را. آیا قدرت سرکوب حکومت آقای باقیف یک شبه دچار ریزش شد؟
علت سریع السیر بودن این قیام و پیروزی آن پیوند سه گروه اجتماعی بود، نه فقط اپوزیسیون و مردم.
اگر حکومت های دیکتاتوری از پشتیبانی و وفاداری قدرت نظامی برخوردار باشند توان سرکوب بسیاری از جنبش ها را دست کم در کوتاه مدت خواهند داشت. اما علت سقوط باقی یف این بود که نیروهای نظامی از او پشتیبانی فعال نکردند و به قیام پیوستند. برخورد انفعالی ارتش، اعلام بی طرفی آن و یا پیوستن آشکار به یک جنبش معمولاً فاصله چندانی با هم ندارد و مهمترین نقطه عطف برای سقوط یک دولت است.
یعنی قربان بیک باقی یف هم مردم معترض و هم نخبگان معترض را در برابر خود داشت و از طرفی نیروی سرکوب هم دراین مقطع اراده سرکوب نداشت؟
بله همین طور است. نیروی نظامی از او پشتیبانی نکرد و حتی عده ای از کودتا نام بردند چون بخشی از نیروهای نظامی به طور مشخص با او مخالفت داشتند و یا به اپوزیسیون متمایل بودند و این مسئله نقش کلیدی در سقوط دولت باقیف داشت.
هنگامی که حکومت ها با اعتراض نخبگان و مردم روبرو می شوند، مدلی که برخورد طبیعی تلقی شود چیست تا انتقال قدرت غیر دموکراتیک نباشد؟
زمانی که کشورها از مدنیت و دموکراسی گسترده تری برخودار می شوند، تحولات و اعتراضات در آن بیشتر به صورت مسالمت آمیز و دموکراتیک شکل می گیرد. اما هر چه کشورها زمینه دموکراسی و رشد یافتگی کمتری داشته باشند، دولت ها شانس بیشتری دارند که با قدرت سرکوب بلامنازع بتوانند حاکمیت خود را تحمیل کنند.
در این حکومت ها زور حرف آخر را می زند و حکومت ها به راحتی تسلیم اراده مردم نمی شوند، بنابراین اعتراضات می تواند به سرعت خشونت آمیز و تبدیل به قیام شود. در تحولات خشونت آمیز شانس برقراری دموکراسی کمتر و با دشواری بیشتری همراه است تا تحولاتی که خصلت مسالمت آمیز دارد.

