جواد قاسم آبادی: پرسش و پاسخ
جواد قاسم آبادی
۱- چرا گرایشهای سیاسی جمهوری خواه باورمند به جدائی دولت و دین تا کنون نتوانستهاند در اتحادی باهم علیه جمهوری اسلامی عمل کنند؟
پاسخ: در اثر عدم وجود دموکراسی پایدار و تجربهء کار جمعی در ایران، فرقه گرائی، فردگرائی و عدم وجود فرهنگ کار جمعی، در میان طیف های سیاسی گوناگون ما ایرانیان بیداد می کند. امری که تنها شامل جمهوریخواهان نمی شود و از نظر من این «تفرقه»، بویژه در خارج از کشور، در میان همهء طیف های سیاسی ایران چشمگیر است و از نظر من بدبختانه تا قبل از بازگشت به ایران نیز، این آرایش تغییر کیفی نخواهد کرد. از این امر این نتیجه را اتخاذ نمی کنم که چون این تغییر کیفی در خارج از کشور؛ بدلیل انتزاعی بودن مبارزه با رژیم حاکم بر ایران؛ ناممکن است، اساسا در این راستا و ایجاد پلاتفرمی برای همکاری های گسترده تر کوشش «نه» نمائیم. بحث من این است که در تلاش هائی که می کنیم دچار خوشبینی ذهنی ِدور از فرهنگ و واقعیّت جامعهء ایرانیان در تبعید نشویم. به عبارت دیگر این مشکل؛ عدم برخورداری از فرهنگ کار جمعی؛ از نظر من تاریخی ست و حل آن نیز بدون اراده گرائی خودآزارانه و تنها در یک پروسهء تاریخی و طولانی ممکن خواهد بود.
۲- چه موارد سیاسی را می توان در فعالیتهای مشترک گروه ها، سازمانها و افراد طیف جمهوری خواه به عنوان مبانی فعالیتهای مشترک در نظر گرفت؟
پاسخ: بر مبنای قرار های مصوّب جنبش جمهوریخواهان دموکرات و لائیک ایران، موظّفیم تا برای نفی و توقف «اعدام» و نقض مداوم حقوق بشر در ایران، با دیگر جمهوریخواهان فعالیت مشترک داشته باشد. متاسفانه در زمینهء این نوع همکاری؛ که آن را همکاری بین «نُه گروه جمهوریخواه» می نامیم؛ تا امروز تنها در ارتباط با نیروهای نمایندهء طبقات میانی جامعهء ایران، دست خود را به پیش برده ایم و در ارتباط با نیروهای مذهبی و کارگری و تشکل های دموکراتیک موجود، کوتاهی بخرج داده ایم. از نظر من فعالیت های تا امروز «ما» در این زمینه، لازم هستند اما کافی نیستند.
در زمینهء سیاسی متاسفانه کار ِ«ما» از این هم دشوارتر خواهد شد! از نظر من جنبش تنها در سه محور امکان فعالیت سیاسی با «بخشی» از تشکل های موجود را دارد:
الف) لزوم نفی تمامیّت این نظام برای کسب و بازتولید آزادی و دموکراسی و کوشش در راه عدالت اجتماعی
ب) مخالت با هر گونه دخالت دولت های خارجی در امر کسب و استقرار آزادی در سراسر ایران
ج) باور به بلوغ سیاسی و نیروی لایزال مردم سراسر ایران و دفاع بی چون و چرا از مبارزات دموکراتیک ملل سراسر ایران برای کسب و بازتولید آزادی و دموکراسی در آیندهء ایران و منطقه.
۳- چه راهکارها و روندی را برای اتحاد اپوزیسیون جمهوری خواه مد نظر دارید؟
پاسخ: علنی و عمومی کردن جلسات تشکل های محلی و مشارکت با دیگر جمهوریخواهان اما نه فقط نُه گروه جمهوریخواه! مشارکت با همهء جمهوریخواهان هر محل، جهت رفق و فتق امور محلی، به همین سادگی!
۴- پیشنهاد شما برای همکاری و نزدیکی هر چه بیشتر گرایشهای جمهوری خواه چیست ؟ در چه زمینه هایی میتوان فعالیتهای مشترک و گسترده تری را برنامه ریزی کرد؟
من قبل از پاسخ به سئوال نخست، از خود و همهء عزیزان در عام ترین وجه خود سئوال دویم را مطرح می کنم! به راستی در خارج از کشور «در چه زمینه هایی میتوان فعالیتهای مشترک و گسترده تری را برنامه ریزی کرد»؟ خُب بعد از سی سال زندگی در تبعید بر این باورم که تنها در دو «زمینه» و در دو «حوزه» قادر به همکاری خواهیم شد. یکی داد و بیداد در موارد قتل عمد دولتی (که «اعدام» می نامندش) و نقض مکرر حقوق بشر و دیگری در برگزاری سمینارهای بحث و گفتگو و نشست های عمومی تصمیم گیری جمعی و لا غیر! این دو فعالیّت را نیز در دو حوزه شایسته است تا به پیش بریم. در حوزه های محلی و در مقیاس سراسری، چه مجازی و چه حقیقی این وظیفه را به پیش بریم!
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال هزار و سه صد و نود و یک، موفق باشید

