چرا نباید در انتخابات فرمایشی رژیم جمهوری اسلامی شرکت کرد
امین بیات
Bayat.a@freenet.de
اعتراضات و تظاهرات میلیون ها تن از مردم کشورمان پس از انتخابات تقلبی سال ۸۸ و ۹۲ حداقل یک پیام روشن داشته است و آن خواست انتخابات آزاد و پایان دادن به دیکتاتوری حاکم بر کشورمان است.
آزادی و حاکمیت مردمی از خواست ها و شعارهای اساسی و اصلی در انقلاب بهمن ۵۷ بود که در حکومت بر آمده از انقلاب، از همآن ابتدا به اشکال مختلف و به بهانه های گوناگون نقض شد. به جای احترام به رای مردم و تشکیل یک مجلس بر آمده از رای ملت که می توانست به تعادل سیاسی جامعه عمل بپوشاند و ایران را به یک کشور دمکراتیک و پیشرو مبدل سازد، جوخه های اعدام و گروه های ترور تشکیل شدند و هزاران تن از انسان هائی که میتوانستند در ساختن کشور و در رشد و پیشرفت و ترقی میهن نقش مثبت و مفیدی به عهده گیرند، یا کشته شدند و یا با مهاجرت، از سرزمین مادری کنده شدند. تحمیل جنگ خانمانسوز و ادامه غیرمسئولانه آن، خشونت را با نیروی دو چندان، به جای انتخابات نشاند.
امروز با گذشت نزدیک به چهار دهه، دیگر بار این فکر در بین میلیون ها نفر از هم وطنانمان ریشه دوانده که ایران کشوری است که در تاریخ، همواره کثرت گرا و با تنوع فکری و فرهنگی و زبانی و منافع مادی گوناگون بوده و هست. این تنوع و کثرت گرائی را نمی توان از بین برد و یک کاسه کرد.حتی اگر کشور ایران تکه پاره شود،هر قطعه از آن دردرون خود،کثرت گرا ااست.
چاره در پذیرش این تنوع و گوناگونی وکثرت گرائی است وسازماندهی آن به نحوی که به جای عاملی برای درگیری، تخریب و عقب ماندگی تبدیل گردد، باید عاملی برای احترام متقابل و همکاری وهمرائی به خاطر پیشرفت و ترقی کشور باشد. پذیرش انتخابات آزاد و بدون تبعیض، در واقع پذیرش وجود گوناگونی و کثرت گرائی درایران است.
محتوای انتخابات آزاد،چیزی به غیر از پذیرش حق دیگران و دگر اندیشان برای حضور و رقابت سیاسی نمی تواند باشد. نیروئی که برای دیگری این حق را قائل نباشد، عملانافی انتخابات آزاد است و عمدا فعالیت سیاسی خود را در جهت جایگزینی یک نوع دیکتاتوری به جای دیکتاتوری حاکم بر ایران به پیش می برد.
از این رو طیف طرفداران انتخابات آزاد و بدون تبعیض، شامل تمام نیروهائی می شود که به این اصل و خواست و مطالبه میلیون ها تن از مردم کشورمان احترام می گذارند و آمادگی دارند تا برای دستیابی به آن قدمی بردارند و دست به مبارزه سیاسی بزنند.
این مسئله که چگونه انتخابات آزاد در ایران اجرا خواهد گردید،تماما به این مهم بستگی دارد که این شعار عملا چه طیف وسیعی از نیروها و شخصیت های منفرد سیاسی را می تواند جلب نماید و بر سر این هدف و خواست و مطالبه مشخص به توافق برساند.
کوشش برای انسجام طیف نیروهای سیاسی پذیرای انتخابات آزاد،کوشش برای ایجاد صدای رسای واحدی است که مطالبه اصلی اکثریت مردم کشورمانرا دروضعیت کنونی فریاد میزند.
بیش از سه دهه است که شرایط لازم یک انتخاب راستین و واقعا آزاد، مورد بحث و بررسی نیروهای دمکراتیک و آزادی خواه قرار دارد. هر نیرو و نهادی بر حسب تعلقات ایدئولوژیک و سیاسی خود به آن پاسخ می دهد. اما متاسفانه از روز اول انقلاب تا به امروز، هیچ انتخاباتی آزاد برگزار نشده است.
اگر چه بدرستی از سوی نیروهای سیاسی اپوزیسیون، همواره مطرح می شود که در چارچوب نظام جمهوری اسلامی تحقق آزادی انتخابات ناممکن است، اما طرح این مسائل به روشن شدن خواست و توقع مردم کشور نسبت به یک انتخابات واقعی کمک خواهد کرد. چنانچه سطح مطالبه میلیون ها نفر از رای دهندگان درسالهای ۸۸ و ۹۲ به واسطه آگاه سازی ها بالا رفت و سپس همگی به چشم دیدند و در عمل تجربه کردند که در چارچوب اصل”ولایت فقیه” و قانون اساسی جمهوری اسلامی، محال است که بتوان به یک انتخابات آزاد و بدون تبعیض دست یافت. با وجود این، واکنش برآمده از انتخابات غیر آزاد و سراسر تبعیض آمیز و قلابی سال های ۸۸ و ۹۲ برای نظام “ولایت فقیه” نیز زلزله ای در برداشت که بنای پوسیده آن را به لرزه در آورد و ترک عمیقی را در باور به حقانیت چنین نظامی موجب شد. از این پس هر انتخاباتی که رژیم برگزارکند، بیشتر خود را افشا خواهد نمود. چرا که اگر کم شماری از مردم در آن شرکت کنند، انزوای رژیم بیشتر می شود و اگر پرشماری از مردم در آن شرکت کنند، سطح اعتراضات به نتایج قلابی و تقلب در آن گسترده ترخواهد گردید. در این بازی باخت ـ باخت مخالفان انتخابات آزاد، شانسی برای کسب پشتیبانی مردم را ندارند. تا آزادی همه زندانیان و ایجاد فضای آزاد برای همه گروهها و احزاب سیاسی، پایبندی مسئولان به قانون اساسی و فراهم آوردن ساز و کاری برای برگزاری انتخابات سالم و آزاد فراهم نشود، با انتخابات آزاد فرسنگ ها فاصله وجود دارد.
با توجه به اینکه شرایط ابتدائی و بسته انتخابات در ایران، تنها از آن نیروهای خودی نظام است، از”ولایت فقیه” بسیار بعید می نماید که راه را برای برگزاری آزاد انتخابات مهیا سازد، مگر آن که نیروی مردمی پشتیبان انتخابات آزاد بتواند در سطح ملی و بین المللی، فشار سیاسی کافی به دستگاه دیکتاتوری وارد نماید. باید دید که اصلاح طلبان چه سازی برای کسب پشتیبانی مردم و سازماندهی افکار عمومی درسطح ملی خواهندزد و چه ترفندهایی را به کار خواهندبرد؟ آیا آنان درتبلیغات خود از حق مساوی با اصولگرایان بر خوردار خواهند بود؟
اپوزیسیون راستین و سرنگونی طلب رژیم جمهوری اسلامی که شرایط حداکثری انتخابات آزاد را مطرح می کنند، چگونه خواهند توانست برای به عمل در آوردن رادیکال ترین شعارها و برای جذب و سازماندهی توده های مردم، نیروی های لازم و موثر را در سراسر کشور به صورت آزاد سازماندهی کنند؟ بدیهی است که عملی کردن این گفته، در نظام کنونی غیر ممکن است، اتفاق بیفتد.
مبارزه برای انسجام فکری و مبارزاتی طیف طرفداران انتخابات آزاد و بدون تبعیض، می تواند در شرایط امروز به انزوای ارتجاعی ترین جناح های جمهوری اسلامی منجر شود و پایه های دمکراسی و رواداری سیاسی را در ایران تحکیم بخشد.
————————————————-
امروز دیگر هاشمی رفسنجانی زنده نیست تا نقشه ” انتخابات مهندسی شده ” را ترسیم کند و بگوید که چه کسی کاندیدای جناح او باشد تا بتواند در مقابل جناح دیگر عرض اندام سیاسی کند؟ کاندیدایی که بتواند با در اختیار داشتن پولهای میلیاردی باد آورده و دزدیده شده از سفره توده ها و با ولخرجی های مبلغان وثنا گویان ستادهای انتخاباتی به اصطلاح “اصلاح طلبان”،با تبلیغات دروغین و عوامفریبانه، مردم رابار دیگربه پای صندوقهای آرا بکشاند.
دیگر نه محمد خاتمی، نه حسن خمینی، نه ناطق نوری و نه حسن روحانی، با وجود اینکه همگی از دست پروردگان مکتب دروغ، ریا و توطئه رفسنجانی و هستند، قادر نخواهند بود جای خالی او را پر کنند. اوضاع کنونی به خوبی نشان میدهد که آنان هر چقدر هم با بوق و کرنا تبلیغ کنند و شخصیت سازی نمایند، مردم با هوشیاری و عدم شرکت خود دراین مضحکه، باعث شکست “اصلاح طلبان” و جناح به ظاهر رقیب، “اصولگرایان”، خواهند شد.شرایط زندگی قشرهای گوناگون زحمتکشان به مراتب بدتر از همیشگی است و نارضایتی توده ها به عیان در چهار گوشه کشور به خوبی نمایان است. به این دلیل مردم خیلی کمتر از دفعات پیشین در این انتخابات ریاست جمهوری پیش ساخته شرکت خواهند کرد و هر دو جناح به طور ملموس از سوی مردم پشتیبانی نخواهند شد.
همیشه قبل از برگزاری نمایش انتخابات هر دو جناح حرف های خوبی می زنند و وعده هایی به مردم داده و دروازه های بهشت را به آنان نشان می دهند. از مردم تجلیل و از منافع ملی حمایت میکنند. برای حفظ کلیت نظام اسلامی، از وحدت و دوستی سخن به میان می آورند. آنان فراموش می کنند که به رهبری خامنه ای اصولگرا و رفسنجانی اصلاح طلب،چه جفاهایی بر مردم روا داشته و چه بلاهائی را بر سر آنان آورده اند.
مردم ایران که مانند اسیران این نظامند، در زیر فشار های اقتصادی و اختلافات فاحش قدرت طلبی هر دو جناح له و لورده میشوند. اما با آگاهی یاقتن به تقلب های انتخاباتی دوره های گذشته که از اول به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی تا به امروز ادامه دارد، به طور میلیونی از کلیت این رژیم نا امید شده واز آن دل میکنند و بارای منفی و یا با شرکت نکردن در انتصابات، نارضایتی خود را ابراز می کنند.
هاشمی رفسنجانی در پایان زندگی خود، مجبور به عقب نشینی سیاسی و خانه نشینی در مقابل جناح دیگرشد.حزب کارگزاران وابسته به او و دولت روحانی که نتوانستند مسأله بازداشت خانگی هم فکران خود، موسوی، رهنورد و کروبی را حل و فصل کنند، چگونه قادر خواهند بود، به خواست های حداقل مردمی که به آن ها امید بسته بودند و به نفعشان رأی دادند، جوابگو باشند؟
در تاریخ ۲۶ آذر ماه۱۳۹۱، قانون انتخابات را تحت عنوان “طرح اصلاح انتخابات ریاست جمهوری ایران” در مجلس تصویب و در ۴ بهمن ۱۳۹۱ در “شورای نگهبان” تائید کردند.
اولین انتخابات ریاست جمهوری در۵ بهمن ۵۸ بر گزار شد و از میان بر جسته ترین کاندیداهای مورد تائید خمینی، بنی صدر، مدنی، فروهر، قطب زاده، حبیبی، سامی، طباطبائی، آیت، خلخالی و مکری بودند که بنی صدر، کاندیدای جامعه روحانیت مبارز، با کسب بیش از ده میلیون رأی انتخاب شد. از پر هیاهوترین حادثه آن دوران، مسعود رجوی، به دلیل قبول نداشتن قانون اساسی و رای ندادن به آن، توسط خمینی مجبور به کناره گیری شد.
حسن روحانی با بیش از ۱۸ میلیون رای با توافق خامنه ای و “شورای نگهبان”، از جانب “اصلاح طلبان” و “اعتدالگرایان” و مردم فریب خورده انتخاب شد.
دوازدهمین انتصابات ریاست جمهوری نظام اسلامی در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶بر گزار خواهد شد. از هم اکنون اسباب فریب مردم از طرف وزارت کشور در حال آماده شدن است تا یک بار دیگر همگی آماده شوند کلاه شرعی بر سر مردم بی پناه و گرفتار ایران بگذارند و مردم را با هزار ترفند به صندوق های رای گیری جهت انتخاب منتخب خامنه ای و” شورای نگهبان” بکشانند و فرد منتخب نظام را به مردم تحمیل کنند تا در سطح بین المللی نشان بدهند که در ایران انتخابات آزاد بر گزار می شود و دمکراسی حاکم است. “ولایت فقیه” تا کنون توانسته است، هر کس را که بخواهد از صندوق رای بیرون بیآورد و رای مردم هیچ تاثیری در بهبود زندگی آنان نداشته باشد و فقط به نظام دیکتاتوری اسلامی مشروعیت ببخشد.
تا بحال شرکت در انتخابات رژیم، هیچ فایده ای برای مردم در بر نداشته است. تنها راه نجات مردم، عدم حضور در پای صندوق های رای گیری می باشد، کاری که به انحلال و اضمحلال این رژیم می انجامد.
روی سخن با افرادیست که به هر دلیل موجه، دانسته یا ندانسته، بر خلاف میلیون ها نفری که به کاندیدای رژیم رای نمیدهند و در بازی انتصابات شرکت نکرده و در این فریبکاری ها شریک جرم نمی شوند، بدانند که دارو دسته حزب اله و آخوند ها سعی می کنند با صدها ترفند و توجیه مردم را فریفته و ترغیب به شرکت در انتخابات نمایند. باید به آن هائی که هنوز پس از گذشت ۳۸ سال از عمر ننگین حکومت ترور، شکنجه و اعدام، تبعید و تبعیض، کشتار مردم بی دفاع در ایران، عراق، سوریه و… به این حکومت دل بسته اند، گفت که از شراکت در این همه جرم و جنایت و کشتار و آوارگی دست بردارند. باید به آن دسته از افرادی که به روحانی رای داده و برای او تبلیغ کردند و مردم را تشویق به شرکت در انتخابات نمودند، گفت که در واقع با آرای خود و به طور مستقیم به اعدام بیش از دو هزار نفر در دوران ریاست جمهوری این قاتل کمک کردند و شریک جرم در اعدام ها می باشند.
همه ترفندهای سران حکومت وسپاه پاسداران و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در امور انتصابات برای به نتیجه رساندن انتخابات فرمایشی و نمایشی است. باید در انتخابات این دوره، برنامههای از پیش تعیین شده “ولی فقیه”در دخالت مستقیم برای انتخاب مهره مورد نظرش را با تحریم یکپارچه، نقش بر آب کرد.
———————————————-
انتخابات (انتصابات) در ایران اسلامی ابزاری برای تحکیم قدرت “ولایت فقیه” است. بر گزاری انتخابات در ایران مشروعیت غیر حقیقی به جمهوری اسلامی بخشیده است.
انتخابات پیش رو برای رئیس چمهوری رژیم اسلامی در ایران باید تحریم شوند.” اقتدارگرایی ” و ” اصلاح طلبی “، هر دو، دو روی یک سکه اند. هر دو به هم متصل اند و در نهایت ادامه بقای رژیم را در نظر دارند. هر دو دست پرورده نیات پلید مکتب خمینی و خامنه ای میباشند و برای گمراه کردن مردم، به انواع ترفندها متوسل می شوند. بخش قابل توجهی از مردم با عدم شرکت خود در انتخابات پیشین، به خوبی نشان دادند که آنان دیگر برای دسیسه چینی های عوامل رژیم اعتباری قائل نیستند. تعداد زیادی از مردم متوجه شده اند که رژیم آن ها را دست انداخته و بازیچه اهداف شوم خود کرده است. تحریم های فردی و جمعی می توانند تأثیر گذار باشند. رژیم به خوبی می داند که اگر مردم به اهمیت شرکت نکردن در بازی های انتخابات آگاهی بیابند، دیگر قادر نخواهد شد نقشه های پلید خود را عملی سازد و در خارج از کشور، وجود دمکراسی و آزادیخواهی در حکومت اسلامی را تبلیغ کند.
متاسفانه بخشی از “اپوزیسیون”، شما بخوانید حافظین و مبلغین رژیم در خارج از کشور، با تجزیه و تحلیل های بی پایه، با صدور اعلامیه و حضور در تلویزیون های وابسته، بی بی سی و آمریکا و امثالهم در دوران انتخابات، در خوش خدمتی به نظام جمهوری اسلامی مسابقه میگذارند. این هم یک نوع دیگری از شعبده بازی است که تحت نام “اپوزیسیون” برای مخدوش کردن جو سیاسی تحریم صورت میگیرد و آنان به وظیفه محول شده یا نشده خود در راه حمایت و استمرار نظام، گام های مخرب و ضد مردمی برمی دارند.
در ایران فضای شدید پلیسی و امنیتی بر”اصلاح طلبان”، از بالاترین شخصیت آن که رئیس جمهور باشد، گرفته، تا بخش بسیار زیادی از اعضای دولت، حاکم می باشد. شیوه کار بخش قابل توجه ای از “اصلاح طلبان” مانند جناح های دیگر رژیم توام با سرکوب و قهر آمیز است. اگر چه آنان به دروغ، در حرف طرفدار شیوه های مسالمت آمیزند، اما در عمل با محدود کردن فضای مبارزه سیاسی برای مخالفان بیرون از حکومت، موافقند. قانون و همه مزایا را برای خود می خواهند. برای اظهار نظر مخالفین ارزشی قائل نمی باشند. “اصلاح طلبان” از یک طیف نیستند. مسئله اصلی آن ها تنها شرکت در قدرت دولتی است و با دمکراسی و آزادیخواهی هیچگونه سنخیت و همخوانی ندارند. “اصلاح طلبان” در دوران آینده، از جمله در انتخابات پیش رو، تن به تعامل بیشتر و سازش خفت بارتر با سیستم ترور و خفقان خواهند داد. جناح های حاکمیت یک مجموعه یک دست حزب الهی و امام زمانی است و با هم در ادامه روش سرکوب و بربریت همداستانند. در دورانی که مردم میهن عزیز ما ایران در گردونه کشاکش رویدادها گرفتار بختک اسلامی شده اند و غمگینانه نظارهگر مشاطه گران ظلم و تعدی به حقوقشان هستند، دقیقا”اصلاح طلبان” آتش بیار این معرکه می باشند.
دست آورد” انتخابات “گذشته علیرغم ادعاهای تو خالی و گمراه کننده هر دو جناح حاکمیت که یکی دیگری را نمی تواند حذف کند دروغ محض است، برای کسب قدرت بیشتر دست
به هر اقدام ناشایستی علیه هم می زنند، هیچگونه تفاهمی در تقسیم قدرت در میان آنها موجود نیست. تنها تفاهم قابل ذکر این است که اگر در شرایطی کلیت نظام به خطر بیفتد، اختلافات کنار گذاشته می شود و متحدا اقدام به سرکوب، زندان و اعدام می کنند. در غیر این صورت تسویه حسابهای داخلی در کلیه زمینه ها ادامه دارد. دزدی و جنایت از خصوصیات فیمابین آنها است. هر دو جناح ملتزم به قانون اساسی ارتجاعی میباشند و آنرا در جامعه پیاده می کنند. به گذشته سراپا ننگین خود هیچگونه انتقادی نکرده و نمی کنند. برای مثال حتی نمی توانند در دفاع از یکی از سردمداران خود که به موجودیت نظام ترور و خفقان خدمت زیادی کرده است (خاتمی) و درتشییع جنازه رفسنجانیاجازه حضوربه وی داده نشد، حتی یک اعتراض خشگ و خالی بکنند.
“اصلاح طلبان ” در این نظام از هیچگونه هویتی بر خوردار نیستند. بعد از شعار مردم در سال ۸۸ که گفتند رای ما چه شد، چه جوابی دادند؟ جز اینکه رهبران دولتی همیشه سر تعظیم به منویات و نظرات و قوانین عهد حجر اسلامی”ولایت فقیه” فرود آورده و قسم خوردند و از ۸ ماده دوران خمینی دفاع و صحبت به میان آوردند و دهن کجی به مردم کردند.
آیا توانستند هویت خود را آن طور که مدعی آن هستند، بقبولانند؟ مجموعه دادهها حکایت از آن میکنند که “اصلاح طلبان”در یک عقب نشینی آشکار و رسوا کننده،مانند بیان” آشتی ملی” خاتمی، پیشنهاد می کنند که رژیم باز هم، این بار در غیاب رفسنجانی، یکدست شود. از ترس روی کار آمدن ترامپ سرمایه دار در آمریکا و به بهانه مدارا، میخواهند به تفاهم ملی برای سرکوب بیشتر روی بیاورند. انگیزه “آشتی ملی”، تفاهم و همگرائی چیزی جز وحشت از دست دادن حاکمیت ترور و خفقان نیست. البته اینگونه تفاهمات تا رفع خطر ترامپ می توانند ادامه داشته باشند. به محض رفع خطر، جنگ قدرت و بی آبروئی دو باره ادامه خواهد یافت. این جماعت در شرایط بسیار خطرناک، کشور و مردم ایران را دو دستی در اختیار روسیه یا (ک گ ب) پوتین قرار خواهند داد.
مردم ایران اگر دریافته باشند و به این نتیجه رسیده باشند که “اصولگرا” و “اصلاح طلب” بند نافشان به هم گره خورده است و یکی تکمیل کننده دیگریست و در تاراج ثروت مردم شریک دزد و رفیق غافله اند. کسانی که آن ها را در سوءاستفاده های مالی، در رانت خواری ها و زمین خواری ها شریک نکنند و سهم آنان را ندهند، به بازی گرفته نخواهند شد یا از دور بازی اخراج خواهند شد. هر کسی با هر گرایشی از این حاکمیت، با هر زد و بندی که به ریاست جمهوری برسد، تلاش خواهد کرد مانند پیشینیان خود، به مدت ۴ سال دیگر، راههای آزادی، عدالت اجتماعی، جدایی دین و دولت و آزادیهای بیان و رسانهها را به روی شهروندان ایرانی سد کند.
در نتیجه مردم نباید سرنوشت خود رابدست این دو طایفه عقب گراو متحجر بسپارند. تا زمانی که در یک جامعه، احزاب آزاد نباشند و رقابت سالم انتخاباتی صورت نگیرد، جامعه هیچگونه تغییری نخواهد کرد و در به همین پاشنه خواهد چرخید. هم چنان که تا بحال هیچگونه تغییری اساسی رخ نداده است،و روز به روز وضعیت معیشتی،فقرو بیکاری مردم بد تر شده است.
در ایران “شورای نگهبان” و خود” ولی فقیه” و “شورای مصلحت “و نیروهای امنیتی، بزرگترین دشمنان مردم و انتخابات آزاد می باشند. “اصولگرایان” به دستور خامنه ای قوه قضائیه را قبضه کردهاند و قوه قضاییه را به ارگانی سرکوبگر و پرونده ساز مبدل ساختهاند. آنان دهان روزنامه نگاران، وکلا و رهبران احزاب ملی را دوخته و قلم ها را به پیروی از خمینی می شکنند و دهان آزادیخواهان و مبارزان و پیشگامان جنبش های مدنی را با ترفند های اسلامیشان می بندند.
در گزارش گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل(عاصمه جهانگیر)از موارد بیشمار نقض حقوق بشر از جمله “سطح هشدار دهنده”اعدام ها،محدودیتهای آزادی بیان و تبعیض علیه زنان وبه قوانین ضد زن،اقلیتها و…اشاره شده است ،همچنین اضافه کرده که برای هر گونه تغییر قابل توجه جهت بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران لازم است که تغییرات عمیق قانون ساختاری اعمال شود.همچنین به آزار،دستگیری و باز داشت گسترده افراد به دلیل طرح نظر و فعالیت در راستای حفوق بشر نیز اشاره شده است.
آش انقدر شور شده که سعید جلیلی به احمد جنتی اعتراض میکند که چرا قالیباف را “با این میزان مشگل فسادی که مشخص شده””تائید صلاحیت میکند”.حسن روحانی مدعی میشود که انتخابات در ایران “آزاد،سالم،رقابتی و دموکراتیک”است،آیا مردم باور میکنند که او آشکارا دروغ میگوید.
در نظام اسلامی منطق و عقل حکمفرما نبوده است،در ایران عملا دو ارتش دو دادگستری حکم میرانند،جمهوری اسلامی باید به پذیرد که سیاست دولت دینی یا دین و دولت شکست
خورده و باید مردم در تدارک تشکیل یک دولت لائیک حرکت کنند ،نود درصد جوانان از نظام دینی روی بر گردانده اند،نگاهی به نتایج” انتخابات “در صد کاهش آراء راآشکار میسازد،مردم باید قبول کنند که اصلاحات گام به گام معنی نداردو یک کلاه شرعی است،تبلیغات افرادی مانند زیبا کلام و امثالهم در امتداد به انحراف کشاندن مسیر تحریم انتخابات است،بجای ترساندن مردم باید در کنار آنها ماند و تشویق کرد که از راه مسالمت آمیز بوسیله تحریم فعال انتخابات دروغین انحلال دولت اسلامی را ممکن ساخت،البته در میان اقشار مختلف جامعه در نظام هم افراد دلسوز موجودند و در شرایط مشخص به مردم خواهند پیوست.
